بحث:بداء در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۹: خط ۹۹:
# اعتقاد به بداء، اعتراف صریح بر این است که عالم در اصل [[وج]] [[ود]] و بقائش تحت [[سلطه]] [[قدرت الهی]] و اینکه [[اراده]] او در عالم نافذ و جاری است یعنی چنین نیست که پس از تقدیر امری، [[دست خدا]] بسته باشد، بلکه خداوند هرگاه اراده کند، امری را تغییر می‌دهد.
# اعتقاد به بداء، اعتراف صریح بر این است که عالم در اصل [[وج]] [[ود]] و بقائش تحت [[سلطه]] [[قدرت الهی]] و اینکه [[اراده]] او در عالم نافذ و جاری است یعنی چنین نیست که پس از تقدیر امری، [[دست خدا]] بسته باشد، بلکه خداوند هرگاه اراده کند، امری را تغییر می‌دهد.
# اعتقاد به بداء و اینکه می‌توان سرنوشت را تغییر داد، عبد را به سوی مولا می‌کشاند و او را به [[استجابت]] دعای او [[امیدوار]] و از [[معصیت]] دور می‌کند ولی انکار بداء و اینکه قلم تقدیر به هر صورت که رقم زده شده دیگر قابل تغییر نیست، موجب [[یأس]] و [[نومیدی]] [[بندگان]] می‌شود و دیگر دست [[دعا]] و [[تضرع]] به درگاه خداوند دراز نخواهند کرد؛ زیرا به تأثیر [[دعا]] و [[تضرع]] به درگاه [[خدای متعال]] به نفع خود [[اعتقادی]] ندارند.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء - جدی (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۵.</ref>
# اعتقاد به بداء و اینکه می‌توان سرنوشت را تغییر داد، عبد را به سوی مولا می‌کشاند و او را به [[استجابت]] دعای او [[امیدوار]] و از [[معصیت]] دور می‌کند ولی انکار بداء و اینکه قلم تقدیر به هر صورت که رقم زده شده دیگر قابل تغییر نیست، موجب [[یأس]] و [[نومیدی]] [[بندگان]] می‌شود و دیگر دست [[دعا]] و [[تضرع]] به درگاه خداوند دراز نخواهند کرد؛ زیرا به تأثیر [[دعا]] و [[تضرع]] به درگاه [[خدای متعال]] به نفع خود [[اعتقادی]] ندارند.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء - جدی (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۵.</ref>
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء - جدی (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}

نسخهٔ ‏۶ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۴۸

مقدمه

  1. در مورد قوم یونس برای خدا بدا حاصل شد و به جای آنکه آنان را عذاب کند، رحمت خود را شامل آنان کرد[۳۳]. به سرگذشت قوم یونس در قرآن کریم اشاره شده و از دیگران خواسته شده که از آن عبرت بگیرند و با برگزیدن راه ایمان، از گزند پی‌آمدهای کفر مصون بمانند﴿فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ[۳۴]. به گفته ابن‌ عباس، هنگامی که قوم یونس نشانه‌های عذاب را بالای سر خود دیدند و به هلاک خود یقین کردند، با زنان، کودکان و حیواناتی که داشتند از شهر به بیابان رفتند و با نیت خالص توبه کرده، ایمان خویش را آشکار نمودند، در نتیجه مشمول رحمت خداوند شده و عذاب از آنان برداشته شد[۳۵].
  2. عیسی(ع) با یارانش از کنار قومی گذشتند که به مناسبت مجلس عروسی، شادی و پای‌کوبی می‌کردند، عیسی(ع) گفت: امروز شادمان‌اند و فردا گریان خواهند بود. سبب را پرسیدند، گفت: عروس امشب خواهد مرد؛ اما چنان نشد، پس از بررسی معلوم شد که عروس آن شب از بینوایی دستگیری کرده و به سبب آن، مرگش تأخیر افتاده است[۳۶][۳۷].
  3. حزقیل پیامبر از جانب خدا مأموریت یافت تا از مرگ پادشاه زمان خود در روزی معین خبر دهد، ولی مرگ آن پادشاه به تأخیر افتاد و او مأمور شد تا این مطلب را به او برساند[۳۸].
  4. پیامبر اکرم(ص) از مرگ خارکن یهودی خبر داد، اما مرگ او به خاطر صدقه‌ای که داد به تأخیر افتاد[۳۹].
  5. هنگامی که آیه ﴿فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنْتَ بِمَلُومٍ[۴۰] نازل شد، اصحاب پیامبر(ص) یقین کردند که عذاب خدا بر کافران نازل خواهد شد، اما با نزول آیه ﴿وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ[۴۱] دانستند که عذاب نازل نخواهد شد [۴۲]. امام رضا(ع) در مناظره با سلیمان مروزی درباره بدا به این آیه استدلال کرده است[۴۳].

بداء در فرهنگ شیعه

  1. امامان معصوم(ع) اعتقاد به بداء را ستوده‌اند و آن را عبادتی بسیار بزرگ شمرده‌اند. از این روایات برمی‌آید که هر کس خدا را به بداء نشناسد، او را درست نشناخته است و خداوند از پیامبران خویش پیمان گرفته است که بداء را باور کنند؛ همان سان که از آنان پیمان گرفته است گرد شرک نیایند.
  2. نسبت بداء به خداوند بدان معنا نیست که جهل به ذات‌ متعالی او راه دارد. خداوند از آنچه روی خواهد داد، آگاه است. در روایات آمده است که بپرهیزید از اینکه گمان برید چیزی بر خدا ظاهر می‌شود که از آن آگاه نبوده است. این گمان در حق خدا، به معنای خروج از توحید است. این بیانات امامان معصوم(ع) گواهی می‌دهد که چون بداء برای خدا به کار می‌رود، به معنای ظاهری خویش نیست. در قرآن کریم صفات و تعابیری دیگر نیز می‌توان یافت که برای خداوند به معنای حقیقی به کار نرفته‌اند؛ مانند نسبت کید و مکر و نسیان[۹۱]. بداء الهی بدین معنا است که خداوند سرنوشت انسان را بر اساس اعمال نیک و بد آنها تغییر می‌دهد. بدین‌سان، انسان می‌تواند با نیکوکاری یا زشتکاری آینده خویش را رقم زند. اعمال آدمی حتی در حوادث طبیعی نیز مؤثرند؛ مثلًا گاه موجب نزول بلا می‌شوند و گاه، بلایی را دور می‌کنند و یا مایه برکات آسمانی و الهی می‌شوند. اعمالی همانند استغفار، توبه، شکر نعمت، صدقه، احسان، صله ارحام و نیکی به والدین موجب تغییر سرنوشت انسان و نزول برکات‌اند و در مقابل، کفر و گناهان موجب بلا و عذاب الهی[۹۲][۹۳].
  3. قضای الهی بر دو گونه است: یکی قضای حتمی که تغییر نمی‌پذیرد و قرآن، آن را "لوح محفوظ" می‌نامد و دیگری قضای مشروط و معلق که با تغییر شرایط، تغییر می‌پذیرد و در قرآن، "لوح محو و اثبات" نام دارد.بداء در قضای مشروط یا لوح محو و اثبات صورت می‌پذیرد. به عنوان مثال، صله رحم موجب می‌شود که مرگ انسان به تأخیر افتد و بر عمرش افزوده شود. تنها وقتی وقوع حادثه‌ای در آینده قطعی شود، آن را در لوح محفوظ ثبت می‌کنند؛ یعنی وقتی که به تعبیر فلسفی علت تامه آن فراهم آید و مقتضی موجود باشد و موانع، مفقود. اگر تنها برخی علل ناقصه گرد هم آیند و علت تامه وجود نیابد، حادثه در لوح محو و اثبات نوشته می‌شود و آینده آدمی تغییر می‌کند[۹۴]. چون بداء پیش می‌آید و در لوح محو و اثبات، تغییری روی می‌دهد، به لوح محفوظ و قضای الهی راه نمی‌یابد و در آنجا نوشته شده و ثابت است و خداوند همواره می‌داند که چه چیز دگرگون می‌گردد و هر کس با چه رفتاری آینده خویش را رقم می‌زند. بدین‌سان، بداء موجب تغییر علم الهی نمی‌شود. این دست دگرگونی‌ها تنها به برخی عرصه‌های زندگی بشر همانند احکام شرعی یا اطاعت و گناه بندگان و یا سختی‌ها و تغییر در وقت مرگ انسان‌ها تعلق نمی‌گیرد؛ بلکه همه عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی انسان را می‌پوشاند؛ چنان که قرآن کریم به صورت مطلق می‌فرماید: "خداوند هر چه را بخواهد، محو یا اثبات می‌کند و اصل کتاب، نزد او است"[۹۵][۹۶].
  4. اعتقاد به بداء در برابر باوری است که میان یهود رواج دارد. آنان معتقدند خداوند جهان را آفریده و هر پیشامدی را از پیش حتمی ساخته و سرنوشت انسان‌ها و سعادت و شقاوت آنان را تقدیر کرده است و نمی‌تواند تغییری به آن راه دهد. انسان نیز دستی در تغییر سرنوشت خویش ندارد. قرآن کریم از این عقیده یهود یاد کرده و فرموده است که آنان معتقدند که دست قدرت الهی بسته است. آن گاه در پاسخ به آنان می‌فرماید: "دست خدا باز است و به هر کس بخواهد، می‌بخشد"[۹۷]. یهود با چنین باوری است که هیچ تغییری را در تکوین و تشریع جایز نمی‌دانند و نسخ شرایع و احکام را برنمی‌تابند[۹۸][۹۹].
  5. خدای متعال، دو گونه علم دارد: یکی همان که به فرشتگان و پیامبران و اولیای خویش می‌بخشد. در این علم هیچ تغییری نیست؛ زیرا خداوند پیامبران و اولیای خویش را تکذیب نمی‌کند. معارفی که خداوند در چارچوب نبوت و رسالت به پیامبرانش می‌دهد، از این دست است. دوم، علمی که نزد خود او است و از علم غیب الهی است و کسی از آن آگاه نمی‌شود، مگر آنان را که بپسندد. در تفسیر آیه ۲۸ سوره جن آمده است که پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) از این کسان‌اند. بداء در این گونه علم پدید می‌آید و جز شماری از انبیاء و اولیای الهی کسی از آن آگاه نیست[۱۰۰]. گاه اولیای خدا، از وقوع تغییر و بداء در رخدادی آگاه نیستند یا آگاهند و بنابر مصلحتی آن را آشکار نمی‌سازند و از وقوع آن رخداد در آینده خبر می‌دهند. در نتیجه، با تغییر شرایط، آن رخداد اتفاق نمی‌افتد. این گونه رخدادها اندک هستند و در مسائل اساسی که مربوط به تعلیم و تربیت آنان است رخ نمی‌دهد و مردم را نیز از علت تغییر در آن رخداد آگاه می‌سازند تا از تأثیر اعمال نیک و بدشان در تغییر سرنوشت خود باخبر شوند[۱۰۱][۱۰۲].

بداء در فرهنگ اصطلاحات علم کلام

بداء

یکی از اعتقادات اسلامی که در مکتب اهل‌بیت مورد اهتمام بسیار قرار گرفته اعتقاد به بداء است. علمای امامیه نیز به تبع از اهل‌بیت عقیده به بداء را در کتب اعتقادی خود مطرح کرده به آن اهتمام ورزیده‌اند. برخی آیات قرآن کریم و احادیث نقل شده در کتاب‌های شیعه و سنی به روشنی بر بداء دلالت دارند؛ اما برخی از علمای سنی بداء را انکار نموده پنداشته‌اند بداء با علم ذاتی و ازلی خدا در تعارض است چنانچه فخر رازی در تفسیر خود در ذیل آیه ﴿يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ[۱۲۳]، اعتقاد به بداء را به شیعیان (روافض) نسبت داده، آن را به جهت اینکه مستلزم تغییر و تبدل در ذات الهی است محال می‌داند[۱۲۴]؛ البته با توجه به مطالب گفته شده بی‌پایگی این مطلب کاملا روشن می‌شود.[۱۲۵]

واژه‌شناسی بَداء

بداء، در لغت به معنای ظهور کامل یک چیز است[۱۲۶]. اگر انسان چیزی را نداند و سپس بر او آشکار شود و رأی و نظرش دگرگون شود، می‌گویند که برای او بداء حاصل شده است. استعمال این معنا درباره خداوند متعال جایز نیست؛ زیرا مستلزم تغییر در اراده و علم او خواهد بود و وجود تغییر به هر نوع و شکل در ذات خداوند محال است و در احادیث ائمه معصومین(ع) چنین معنایی از بداء در مورد خداوند به شدت انکار شده و امام صادق(ع) فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْدُ لَهُ مِنْ جَهْلٍ»[۱۲۷]؛ «چیزی بر خداوند پس از جهل حاصل نمی‌شود». اما در اصطلاح، بداء عبارت است از تغییر در قضا و قدر غیر حتمی[۱۲۸]. برای روشن شدن این تعریف ذکر چند مقدمه لازم است:

  1. خداوند از اول به همه حوادث ریز و درشت جهان هستی عالم است و چنین نیست که چیزی از اول بر خداوند مخفی و او نسبت به آن چیز جاهل بوده باشد و سپس بر آن چیز عالم شود. دلیل این مطلب آیات و روایات فراوان و ادله عقلی است در قرآن کریم می‌خوانیم: ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ[۱۲۹].[۱۳۰]
  2. تقدیر الهی درباره انسان بر دو نوع است:
    1. تقدیر محتوم و قطعی، که به هیچ وجه قابل تغییر نیست، حتی با دعا یا صدقه یا کارهای خوب و بد؛ مثل تقدیر خداوند بر اینکه هر انسانی خواهد مرد؛ ﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ[۱۳۱].
    2. تقدیر معلق و مشروط، که با فقدان برخی شرایط، دگرگون و تقدیر دیگر جایگزین آن می‌شود؛ مثل تقدیر خداوند بر اینکه مریضی در وقت خاصی می‌میرد که این تقدیر، قطعی نیست؛ زیرا در صورت مداوا یا دعا کردن یا صدقه دادن برای شفای این مریض، تقدیر جدیدی برای وی که همان شفایافتن و طول عمر او خواهد بود معین می‌شود[۱۳۲]. در روایات نیز این دو تقدیر به صورت صریح ذکر شده است و امام باقر(ع) می‌فرمایند: «مِنَ الْأُمُورِ أُمُورٌ مَحْتُومَةٌ كَائِنَةٌ لاَ مَحَالَةَ‌، وَ مِنَ الْأُمُورِ أُمُورٌ مَوْقُوفَةٌ عِنْدَ اللَّهِ‌، يُقَدِّمُ فِيهَا مَا يَشَاءُ وَ يَمْحُو مَا يَشَاءُ‌، وَ يُثْبِتُ مِنْهَا مَا يَشَاءُ»[۱۳۳]. برخی امور، حتمی‌اند که ناگزیر موجود خواهند شد. برخی امور دیگر، در نزد خدا موقوف‌اند که خدا با مشیت خود، برخی از این امور را مقدم می‌کند، برخی دیگر را از بین می‌برد و برخی دیگر را موجود می‌سازد.

جنانچه قبلاً ذکر شد، بداء در مورد تقدیر دوم یعنی تقدیر غیر قطعی واقع می‌شود.

  1. خداوند دارای قدرت و سلطه مطلق بر هستی است و هر زمان بخواهد، می‌تواند تقدیری را جایگزین تقدیر دیگر سازد؛ درحالی‌که به هر دو نوع تقدیر، علم قبلی داشته، هیچگونه تغییری نیز در علم وی راه نخواهد یافت؛ زیرا تقدیر نخست چنان نیست که قدرت خدا را محدود و توانایی دگرگون کردن آن را از او سلب کند؛ به دیگر سخن، خلاقیت و آفرینش و اعمال قدرت خداوند، استمرار داشته، به حکم ﴿كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ[۱۳۴] وی از امر آفرینش فارغ نگشته است و کار آفرینش همچنین ادامه دارد. نتیجه اینکه خداوند بر اساس قدرت گسترده، سلطه مطلقه، و دوام و استمرار خلاقیت می‌تواند هر زمان که بخواهد در مقدرات انسان، از عمر و روزی و غیره، تحول، ایجاد و مقدری را جایگزین مقدر قبلی نماید و هر دو تقدیر قبلاً در ام‌‎الکتاب به ثبت رسیده است[۱۳۵].
  2. اعمال قدرت و سلطه خداوند و اقدام وی برای جایگزین کردن تقدیری جای تقدیر دیگر، بدون حکمت و مصلحت انجام نمی‌گیرد و بخشی از قضیه در گرو اعمال خود انسان است و او از طریق اختیار و برگزیدن و زندگی شایسته یا ناشایسته زمینه دگرگونی سرنوشت خویش را فراهم می‌سازد. فرض کنیم، انسانی، خدای ناکرده حقوق والدین و بستگان خود را مراعات نمی‌کند؛ طبعاً این عمل ناشایست او در سرنوشت او تأثیر ناخوشایندی خواهد داشت. اما اگر او در نیمه زندگی از کرده خود پشیمان گشته، از آن پس به وظایف خود در این باره اهتمام ورزد، در این صورت زمینه دگرگونی سرنوشت خود را فراهم کرده است و مشمول آیه ﴿يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ خواهد گشت؛ این مطلب در عکس قضیه نیز حاکم است[۱۳۶].

با توجه به مطالب فوق، بداء، بدین معناست که اعمال خوب یا بد انسان در سرنوشت و مقدرات غیر حتمی او اثر می‌گذارد و منشأ تحولاتی در زندگی انسان می‌گردد و نیازمندی و توانگری، بیماری و سلامتی، کوتاهی و بلندی عمر، حوادث تلخ و شیرین، همگی نتیجه کارهای نیک و بد انسان است و اینکه در روایات فراوانی به انجام کارهای خوبی مانند دعا، صدقه، صله ارحام که آثار مثبت و سازنده‌ای در حیات انسان و اجتناب از کارهای بدی مانند ظلم بر افراد، اذیت والدین و قطع رحم، که آثار ناگواری در زندگی انسان دارند بسیار تأکید شده، مؤید همین مطلب و اعتقاد به تأثیر کارهای خوب یا بد در زندگی انسان همان اعتقاد به بداء است.[۱۳۷]

بداء و نسخ

می‌دانیم که نسخ احکام از نظر همه مسلمانان جایز است؛ یعنی ممکن است حکمی در شریعت نازل شود و مردم نیز چنان تصور کنند که این حکم همیشگی و ابدی است، اما پس از مدتی نسخ آن حکم را شخص پیامبر(ص) اعلام کند و حکم دیگری جای آن را بگیرد؛ مثل داستان تغییر قبله. این، در حقیقت، یک نوع «بداء» است، ولی معمولاً در در امور تشریعی و قوانین و احکام، نام «نسخ» بر آن می‌گذارند؛ و نظیر آن را در امور تکوینی، «بداء» می‌نامند[۱۳۸].[۱۳۹]

بداء در آیات و روایات

در برخی آیات قرآن کریم بر موضوع بداء تأکید شده است که به دو نمونه اشاره می‌شود:

  1. ﴿لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ * يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ[۱۴۰]. این آیه با صراحت می‌فرماید که دو نوع کتاب وجود دارد: کتاب محفوظ یا ام‌الکتاب که رویدادهای آن دستخوش تغییر و دگرگونی نمی‌شوند و کتاب محو و اثبات که گاهی بعضی از وقایع آن محو و وقایعی دیگر جایگزین می‌شود آنچه در آن بداء صورت می‌گیرد، همین کتاب محو و اثبات است[۱۴۱].
  2. ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ[۱۴۲]. طبق این آیه، یهود کل قضا و قدر الهی را حتمی و غیر قابل تغییر می‌دانند و می‌گویند وقتی برای کسی چیزی مقدر شد، به هیچ‌وجه تغییر و تبدیل نمی‌یابد. مثلاً اگر برای کسی عمری پنجاه ساله مقدر شد، این عمر، ثابت بوده، با اعمالی مثل صله رحم یا صدقه، زیاد و با اعمالی مثل قطع صله رحم کم نمی‌شود. طبق این عقیده، قطعاً بداء نیز معنی نخواهد داشت. قرآن کریم با قاطعیت جواب می‌دهد که دست خدا باز است؛ یعنی اگر خدا چیزی را برای کسی مقدر کرد و سپس مصلحت اقتضا کرد که آن را تغییر دهد، تغییر می‌دهد و این همان عقیده به بداء است[۱۴۳].

سپس درباره بداء روایات فراوانی وجود دارد که در کتاب بحارالانوار، باب «البداء والنسخ»، توحید صدوق، اصول کافی، وافی و کتب دیگر ذکر شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

  1. امام صادق(ع) یا امام باقر(ع) فرمودند: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‏ءٍ مِثْلِ الْبَدَاءِ»[۱۴۴]؛ خداوند به چیزی مانند بدا پرستیده نشده است.
  2. امام صادق(ع) فرمودند: «مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَبْدُو لَهُ فِي شَيْ‏ءٍ لَمْ يَعْلَمْهُ أَمْسِ فَابْرَءُوا مِنْهُ»[۱۴۵]؛ هر که بر این عقیده باشد که برای خداوند درباره چیزی بداء حاصل می‌شود که قبلا نمی‌دانسته است، از چنین کسی دوری کنید و بیزار باشید.
  3. ایشان در حدیثی دیگر فرموده است: «لَيْسَ شَيْ‏ءٌ يَبْدُو لَهُ إِلَّا وَ قَدْ كَانَ فِي عِلْمِهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَبْدُو لَهُ مِنْ جَهْلٍ»[۱۴۶]؛ برای خداوند در هیچ چیزی بداء حاصل نمی‌شود مگر اینکه قبلاً می‌دانسته است؛ محققاً برای خدا از روی جهل بداء رخ نمی‌دهد.
  4. در دعای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان می‌خوانیم: «وَ إِنْ كُنْتُ مِنَ الْأَشْقِياءِ فَامْحُنِي مِنَ الْأَشْقِياءِ وَ اكْتُبْنِي مِنَ السُّعَداءِ»[۱۴۷].[۱۴۸]

دلایل عقلی بداء

بداء، علاوه بر آنکه آموزه‌ای نقلی است همچنین، از نظر عقلی و وجدانی نیز قابل فهم و اثبات است و در نتیجه، آموزه‌ای تعبدی نیست. هر انسانی با مراجعه به وجدان و علم حضوری خود درمی‌یابد که می‌تواند وضعیت موجود خود را به اختیار خویش تغییر دهد مثلاً، اگر فقیر است، می‌تواند با کار و تلاش فراوان به زندگی مرفهی دست یابد و یا اگر بی‌سواد است، می‌تواند با تلاش علمی و تحمل مشکلات یادگیری علم، فردی عالم و باسواد شود و...؛ این خود نشانه روشنی است بر اینکه خداوند سرنوشت انسان را در دست خود او قرار داده و اوست که با انجام کارهای شایسته یا ناشایست سرنوشت خود را رقم می‌زند. دلیل دیگر این است که عقل همه کمالات را برای خدا اثبات می‌کند که از جمله کمالات، قدرت مطلق اوست. بر اساس قدرت مطلق خدا حتی پس از تقدیری خاص می‌تواند این تقدیر را تغییر دهد و تقدیر جدیدی را در لوح تقدیرات ثبت کند و این تقدیر جدید را در خارج جاری سازد. پس، انکار بداء، محدود کردن قدرت خدا و سلب کمالی از کمالات اوست که برخلاف حکم صریح عقل است.[۱۴۹]

آثار آموزه بداء

اعتقاد به اصل بداء دارای آثار مثبتی است؛ از قبیل:

  1. اعتقاد به بداء، اعتراف صریح بر این است که عالم در اصل وج ود و بقائش تحت سلطه قدرت الهی و اینکه اراده او در عالم نافذ و جاری است یعنی چنین نیست که پس از تقدیر امری، دست خدا بسته باشد، بلکه خداوند هرگاه اراده کند، امری را تغییر می‌دهد.
  2. اعتقاد به بداء و اینکه می‌توان سرنوشت را تغییر داد، عبد را به سوی مولا می‌کشاند و او را به استجابت دعای او امیدوار و از معصیت دور می‌کند ولی انکار بداء و اینکه قلم تقدیر به هر صورت که رقم زده شده دیگر قابل تغییر نیست، موجب یأس و نومیدی بندگان می‌شود و دیگر دست دعا و تضرع به درگاه خداوند دراز نخواهند کرد؛ زیرا به تأثیر دعا و تضرع به درگاه خدای متعال به نفع خود اعتقادی ندارند.[۱۵۰]

پانویس

  1. لسان العرب، ج۱، ص۴۱-۴۲؛ الصحاح، ج۲، ص۱۱۶۰؛ اقرب الموارد، ج۱، ص۳۴.
  2. «آنگاه، پس از آنکه آن نشانه‌ها را دیدند بر آن شدند که او را تا زمانی زندانی کنند» سوره یوسف، آیه ۳۵.
  3. مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۱۱۳؛ الفرق بین الفرق، ص۵۲-۵۳؛ الملل و النحل، ج۱، ص۱۴۸؛ التبصیر فی الدین، ص۳۴.
  4. الکافی، ج۱، ص۱۴۸، باب البداء، ح۱۰ و ۱۱؛ التوحید، باب البدا، ح۸؛ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۱، ح۳۰ و ص۱۲۱، ح۶۳.
  5. بحارالانوار، ج۴، ص۱۱۰.
  6. نقض الوشیعه، ص۴۰۹-۴۱۰.
  7. اوائل المقالات، ص۸۰.
  8. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ، ج۲، ص ۵۴.
  9. الکافی، ج۱، ص۱۴۶، باب البداء، ح۱؛ التوحید، باب البداء، ح۲.
  10. الکافی، ج۱، ص۱۴۶، باب البداء، ح۱؛ التوحید، باب البداء، ح۱.
  11. الکافی، ج۱، ص۱۴۶، باب البداء، ح۳، ۱۳، ۱۵؛ التوحید، باب البداء، ح۳، ۵، ۶.
  12. الکافی، ج۱، ص۱۴۶، باب البداء، ح۱۲؛ التوحید، باب البداء، ح۷.
  13. و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد و بی‌گمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی می‌کوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۶۴.
  14. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۲۰؛ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۲۱.
  15. بحارالأنوار، ج۴، ص۱۰۳.
  16. ﴿يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ "خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۹.
  17. بحارالأنوار، ج۴، ص۹۷، ۹۹، ۱۰۲، ۱۰۸، ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۲۰، ۱۲۱.
  18. ﴿كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ "او هماره در کاری است» سوره الرحمن، آیه ۲۹.
  19. مجمع‌البیان، ج۵، ص۲۰۲.
  20. «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است» سوره مائده، آیه ۶۴.
  21. «بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد» سوره مائده، آیه ۶۴.
  22. بحارالانوار، ج۴، ص۹۶، ۹۸، ۱۰۴، ۱۱۳، ۱۱۷.
  23. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ، ج۲، ص ۵۵.
  24. «او هماره در کاری است» سوره الرحمن، آیه ۲۹.
  25. مجمع‌البیان، ج۵، ص۲۰۲.
  26. «و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
  27. «از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است تا (باران) آسمان را بر شما ریزان، بفرستد و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۱۰-۱۲.
  28. «برای (قوم) سبا در مسکن‌هایشان نشانه‌ای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر را فرستادیم و به جای آن دو باغشان دو باغ جایگزین کردیم با میوه‌هایی تلخ و (درختان) شوره‌گز و اندکی از درخت کنار چنین آنان را برای آن ناسپاسی که ورزیدند، کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را به کیفر می‌رسانیم؟» سوره سبأ، آیه ۱۵-۱۷.
  29. صحیح مسلم، ج۴، ص۱۹۸۲.
  30. سنن ابن ماجه، ج۱، ص۳۵.
  31. «خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد» سوره رعد، آیه ۳۹.
  32. الدر المنثور، ج۴، ص۶۶.
  33. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۲۹.
  34. پس چرا (مردم) هیچ شهری بر آن نبودند که (به هنگام) ایمان آورند تا ایمانشان آنان را سودمند افتد جز قوم یونس که چون (به هنگام) ایمان آوردند عذاب خواری را در زندگانی این جهان از آنان برداشتیم و تا روزگاری آنان را (از زندگی) بهره‌مند ساختیم» سوره یونس، آیه ۹۸.
  35. مجمع البیان، ج۵، ص۱۳۵.
  36. بحارالانوار، ج۴، ص۹۴.
  37. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ، ج۲، ص ۵۶.
  38. قصص الأنبیاء، ص۲۴۱؛ بحارالانوار، ج۴، ص۹۵ و ص۱۱۲.
  39. بحارالانوار، ج۴، ص۱۲۱.
  40. «پس، از آنان روی بگردان که سزاوار سرزنش نیستی» سوره ذاریات، آیه ۵۴.
  41. «و یادآوری کن که یادآوری مؤمنان را سودمند است» سوره ذاریات، آیه ۵۵.
  42. الدرالمنثور، ج۷، ص۵۴۶-۵۴۷؛ مجمع البیان، ج۵، ص۱۶۱.
  43. نورالثقلین، ج۵، ص۱۳۱.
  44. البیان، ص۲۷۹-۲۸۰.
  45. الاحتجاج، ج۱، ص۴۱-۴۲.
  46. التوحید، ص۳۳۵-۳۳۶؛ الغیبه، ص۲۶۴-۲۶۵؛ نبراس الضیاء، ص۵۵-۵۶؛ نقض الوشیعه، ص۴۰۹-۴۱۰.
  47. شرح جمل العلم و العمل، ص۱۸۶؛ رسائل الشریف المرتضی، ج۱، ص۱۱۶.
  48. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ، ج۲، ص ۵۷.
  49. الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۰؛ محصل افکار المتقدمین و المتأخرین، ص۳۶۵.
  50. «خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد» سوره رعد، آیه ۳۹.
  51. الفرق بین الفرق، ص۵۲-۵۳؛ التبصیر فی الدین، ص۳۴.
  52. الملل و النحل، ج۱، ص۱۴۹.
  53. «و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۹.
  54. البرهان، ج۲، ص۲۹۸، ح۲۴.
  55. المیزان، ج۱۱، ص۳۷۵-۳۷۶.
  56. «اوست که شما را از گل آفرید سپس اجلی مقرر داشت و اجل معیّن نزد اوست» سوره انعام، آیه ۲.
  57. البرهان، ج۱، ص۵۱۷، ح۳، ح۵، ح۶، ح۹.
  58. البرهان، ج۱، ص۵۱۷، ح۱.
  59. بحارالانوار، ج۴، ص۱۱۷؛ المیزان، ج۷، ص۱۵.
  60. البرهان، ج۲، ص۳۰۰، ح۱۶.
  61. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ، ج۲، ص ۵۸.
  62. الکافی، ج۱، باب البداء، ح۶؛ البرهان، ج۲، ص۳۰۰، ح۱۶.
  63. بحارالانوار، ج۴، ص۱۳۳-۱۳۴.
  64. بحارالأنوار، ج۴، ص۱۳۴.
  65. الفصول المختاره، ص۳۰۹.
  66. الفصول المختاره، ص۳۰۹.
  67. الغیبه، ص۱۲۱.
  68. الغیبه، ص۱۲۱.
  69. الفصول المختاره، ص۳۰۹.
  70. الغیبه، ص۲۶۱-۲۶۲.
  71. الغیبه، ص۲۶۳.
  72. الغیبه، ص۲۶۳.
  73. اوائل المقالات، ص۸۰؛ المیزان، ج۱۱، ص۳۸۱-۳۸۲.
  74. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ، ج۲، ص ۵۹.
  75. نقض الوشیعة، ص۴۰۹.
  76. صحیح بخاری، ج۲، ص۲۵۸، کتاب بدء الخلقه، حدیث ابرص و اعمی و اقرع فی بنی‌اسرائیل.
  77. النهایه، ج۱، ص۱۰۹.
  78. نبراس الضیاء، ص۵۷؛ شرح اصول الکافی، ج۴، ص۱۸۴.
  79. «آنگاه، به فرشتگان کارگزار» سوره نازعات، آیه ۵.
  80. «و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم» سوره زخرف، آیه ۵۵.
  81. الکافی، ج۱، ص۱۴۴، کتاب التوحید، باب النوادر، ح۶.
  82. شرح اصول الکافی، ج۴، ص۱۸۸-۱۹۲؛ الحکمه المتعالیه، ج۶، ص۳۹۵-۳۹۹؛ علم الیقین، ج۱، ص۲۳۹-۲۴۴.
  83. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ، ج۲، ص ۶۰.
  84. بحارالانوار، ۴/ ۹۲؛ البداء فی ضوء الکتاب والسنة، ۱۲؛ مفردات راغب‌، ۳۷.
  85. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۰.
  86. ﴿بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ؛ سوره انعام، آیه ۲۸؛ ﴿ فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ؛ سوره اعراف، آیه ۲۲؛ ﴿ فَأَكَلا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى؛ سوره طه، آیه ۱۲۱؛ ﴿وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون ؛ سوره زمر، آیه ۴۷ و ۴۸؛ ﴿وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون؛ سوره جاثیه، آیه ۳۳؛ ﴿ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُاْ الآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ ؛ سوره یوسف، آیه ۳۵.
  87. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۰.
  88. الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۴۶؛ التوحید، باب ۵۴.
  89. صحیح البخاری‌، ۴/ ۲۰۸.
  90. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۰.
  91. البداء فی ضوء الکتاب والسنة، ۱۸.
  92. ﴿وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ لَوْلا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ؛ سوره نور، آیه ۱۰- ۱۲؛ ﴿لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ ؛ سوره رعد، آیه ۱۱؛ ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ سوره اعراف، آیه ۹۶؛ ﴿فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ؛ سوره طلاق، آیه ۲ و ۳؛ ﴿فَلَوْلاَ كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُواْ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ؛ سوره یونس، آیه ۹۸؛ بحارالانوار، ۹۰/ ۲۸۸ و ۲۸۹.
  93. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۱.
  94. ر.ک: المیزان‌، ۱۱/ ۳۸۱؛ تفسیر نمونه‌، ۱۰/ ۲۴۲.
  95. ﴿يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ؛ سوره رعد، آیه ۳۹؛ المیزان‌، ۱۱/ ۳۷۷.
  96. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۲.
  97. ﴿ وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ؛ سوره مائده، آیه ۶۴؛ التوحید، باب ۲۵/ ۱۶۷.
  98. البداء فی ضوء الکتاب و السنة، ۱۸.
  99. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۲.
  100. الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۴۷ و ۲۵۶؛ مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة، ۳۱.
  101. البداء فی ضوء الکتاب والسنة، ۹۸- ۹۷.
  102. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۳.
  103. مصابیح الانوار، ۱/ ۳۳- ۴۷؛ بحارالانوار، ۴/ ۱۲۶- ۱۳۴؛ مصنفات الشیخ المفید، ۵/ ۶۵.
  104. همان؛ اضواء علی عقائد الشیعة الامامیة و تاریخهم‌، ۴۲۷.
  105. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۳.
  106. با توجه به اختلاف در این دو دوره است که می‌‌بینیم ابوالحسن اشعری در کتاب مقالات الاسلامیین می‌‌گوید: شیعه در بداء اختلاف دارد.
  107. حال آنکه تفاوت ماهوی بداء و نسخ در این است که نسخ مربوط به دو امر و دو زمان است، ولی بداء ناظر به یک پدیده است و در یک زمان رخ می‌‌دهد.
  108. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۴۹.
  109. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۴۹-۵۰.
  110. صدوق، توحید، ص۳۳۳.
  111. صدوق، توحید، ص۳۳۴.
  112. صدوق، توحید، ص۳۳۴.
  113. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۵۰.
  114. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، واژه «بداء».
  115. ابن‌فارس، مقاییس اللغة، واژه «بداء».
  116. «مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَبْدُو لَهُ فِي شَيْ‏ءٍ لَمْ يَعْلَمْهُ أَمْسِ فَابْرَءُوا مِنْهُ»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۱۱۱.
  117. «مَا بَدَا لِلَّهِ فِي شَيْ‏ءٍ إِلَّا كَانَ فِي عِلْمِهِ قَبْلَ أَنْ يَبْدُوَ لَهُ»؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۴۸، ح۹.
  118. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۵۰.
  119. «خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۹.
  120. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۵۱.
  121. مطهری، تکامل اجتماعی انسان (هدف زندگی)، ص۱۶؛ همو، نبوت، ص۱۸۰ - ۱۷۹؛ همو، انسان و سرنوشت، ص۶۵ - ۶۴.
  122. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۵۱.
  123. «خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۹.
  124. فخرالدین رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج۱۹، ص۵۲.
  125. جدی، مهدی، مقاله «بداء»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۱۰.
  126. راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ماده بدا.
  127. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، باب البداء، ح١٠.
  128. برنجکار، رضا، «بداء»، ص۳۸.
  129. «بی‌گمان خداوند است که هیچ چیز در زمین و آسمان بر او پوشیده نیست» سوره آل عمران، آیه ۵.
  130. سبحانی، جعفر، مع الشیعه الامامیه فی عقایدهم، ص۱-۲.
  131. «هر کسی مرگ را می‌چشد» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.
  132. سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۲، ص۲۴۰ و ۲۴۱.
  133. عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج۲، ص۲۱۷.
  134. «او هماره در کاری است» سوره الرحمن، آیه ۲۹.
  135. سبحانی، جعفر، منشور عقاید امامیه، ص۲۳۵ و۲۳۶.
  136. سبحانی، جعفر، منشور عقاید امامیه، ص۲۳۶ و۲۳۷.
  137. جدی، مهدی، مقاله «بداء»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۱۰.
  138. موسوی خوئی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص۳۸۲.
  139. جدی، مهدی، مقاله «بداء»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۱۲.
  140. «هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد * خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۸-۳۹.
  141. عابدی، طاهره، «حقیقت بداء»، ص۱۲.
  142. «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد» سوره مائده، آیه ۶۴.
  143. طاهری، حبیب‌الله، «اصل بداء... پیرامون حقیقت بداء و دلایل آن»، ص۲۶.
  144. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، باب البداء، ص۱۴۶، ح۱.
  145. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴، باب البداء و النسخ، ص۱۱۱، ح۳۰.
  146. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴، باب البداء و النسخ، ص۱۲۱، ح۳۱.
  147. قمی، شیخ عباس، مفاتیح‌الجنان، دعای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان.
  148. جدی، مهدی، مقاله «بداء»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۱۳.
  149. جدی، مهدی، مقاله «بداء»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۱۴.
  150. جدی، مهدی، مقاله «بداء»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۱۵.