مقام رضا در عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط  
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = ریاضت
| موضوع مرتبط = رضایت
| عنوان مدخل  = ریاضت
| عنوان مدخل  = رضایت
| مداخل مرتبط = [[ریاضت در قرآن]] - [[مقام رضا در عرفان اسلامی]] - [[ریاضت در فقه اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[رضایت در قرآن]] - [[رضایت در نهج البلاغه]] - [[رضایت در فقه سیاسی]] - [[رضایت در معارف و سیره نبوی]] - [[رضایت در معارف و سیره رضوی]] - [[رضایت در سیره معصوم]] - [[رضایت در اخلاق اسلامی]] - [[رضایت در روان‌شناسی اسلامی]] - [[رضایت در عرفان اسلامی]] - [[رضایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==ریاضت شرعی، طریقت حقیقت عرفانی==
==داده‌ها و نداده‌ها در مقام رضا==
[[عصمت]] دارای مراتبی است که با [[اعتصام به حبل الله]] [[الهی]] که شامل [[قرآن و عترت]] [[محمدی]]{{صل}} است تحقق می‌یابد. بنابراین، کسب هرگونه عصمت از راه دیگر یا شدنی نیست یا دیر دست‌یافتنی است؛ چنان‌که [[رهبانیت]] با طریقت ابتداعی خود تلاش کرد تا [[مستحبات]] [[شریعت]] عیسوی{{ع}} را بر خود [[واجب]] سازد تا این‌گونه [[رضایت خدا]] را بجوید و به [[مقام عصمت الهی]] درآید؛ اما بر خلاف [[نذر]] و [[تعهدات]] خویش عمل کرده و به خود [[خیانت]] کردند.
[[سالک]] [[طریقت]] [[حقیقت]] به [[شریعت اسلام]]، در مقام رضا به جایی می‌رسد که داده‌ها و نداده‌ها برایش یکسان است؛ زیرا هر یک را به [[حکمت]] و مصلحتی می‌داند که خدای [[علیم]] و [[قدیر]] و معطی در [[مقام]] پروردگاری برایش رقم زده است؛ چرا خدایی [[دانا]] و توانا و [[بخشنده]] که نسبت به او و احوالش [[نادان]] و [[ناتوان]] و [[بخیل]] نیست، چیزی را خواسته است که به حکمت و [[مصلحت]] است. در [[روایت]] است: [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[یار]] دیرین [[رسول خدا]]{{صل}}، پیر [[نورانی]] و [[پاک]] [[دل]]، [[بیمار]] و بستری شد، [[امام باقر]]{{ع}} برای [[عیادت]] به [[خانه]] او رفت، در بالینش نشست و با مهر و [[محبت]] خاصی فرمود: «ای جابر! حالت چطور است؟!»
جابر گفت: در حالی هستم که [[پیری]] را نسبت به [[جوانی]] [[دوست]] دارم، [[مرگ]] را نسبت به [[زندگی]] دوست دارم، به [[بیماری]] نسبت به [[سلامتی]] علاقه‌مندم. (منظور جابر این بود که در برابر هر گونه [[ناملایمات]]، [[مقاوم]] و [[صبور]] هستم).
امام باقر{{ع}} به او فرمود: «اما من آنچه را [[خدا]] بخواهد دوست دارم، اگر پیری را بخواهد همان را دوست دارم، اگر جوانی را بخواهد، به همان علاقه‌مندم، بیماری یا سلامتی، زندگی یا مرگ، هرکدام را او بپسندد همان را می‌پسندم»<ref>برگی از زندگی امام باقر{{ع}}، محمد محمدی اشتهاردی؛ مقامات معنوی، محسن بینا، ج۲، ص۴۱.</ref>.


[[خداوند]] در [[قرآن]] بارها بر این نکته تأکید دارد که تنها طریقت حقیقت و وصول به آن، [[اسلام]] و [[شرایع]] آن است که خداوند به عنوان مالک و [[شارع]] بدان [[حکم]] کرده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}} «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}} «بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچ‌یک از ایشان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار اوییم» سوره آل عمران، آیه ۸۴؛ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}} «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، [[فرمان]] داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref>. بنابراین، هیچ دینی غیر از اسلام و شرایع آن پذیرفته نیست؛ یعنی اصولاً نمی‌تواند طریقت رهایی از نواقص و عیوب و راه وصول به کمالات و مظهریت در اسماء و صفات الهی باشد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}} «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}} «بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچ‌یک از ایشان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار اوییم» سوره آل عمران، آیه ۸۴؛ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}} «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref>.
همچنین روایت است: روایت شده: جمعی به محضر امام باقر{{ع}} آمدند و دیدند آن حضرت به خاطر بیمار بودن یکی از [[کودکان]]، بسیار ناراحت و [[غمگین]] است به طوری که [[آرامش]] ندارد، با خود گفتند: «اگر خدای نکرده این [[کودک]] فوت کند، امام باقر{{ع}} منقلب می‌‌شود و ممکن است به حال خطیری بیفتد». آنها همچنان [[حیران]] بودند. ناگاه دیدند امام باقر{{ع}} از خانه بیرون آمد، ولی بسیار شادمان و خوشحال به نظر می‌‌رسید. با اینکه صدای گریه‌ای که از خانه برخاست، نشان می‌داد که آن کودک بیمار از [[دنیا]] رفته است. آنها به آن [[بزرگوار]] عرض کردند: «ما نگران حال شما بودیم، با خود گفتیم اگر فرزندتان از [[دنیا]] برود بی‌تاب خواهید شد، ولی اکنون تو را شاد می‌‌بینیم». [[امام باقر]]{{ع}} در پاسخ فرمود: {{متن حدیث|إِنَّا لَنُحِبُّ أَنْ نُعَافَى فِيمَنْ نُحِبُّ، فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنَا فِيمَا يُحِبُّ}}<ref>برگی از زندگی امام باقر{{ع}}، محمد محمدی اشتهاردی؛ مقامات معنوی، محسن بینا، ج۲، ص۴۱.</ref>؛ «ما [[دوست]] داریم که در مورد دوستانمان، در [[عافیت]] باشیم، ولی وقتی که [[قضای الهی]] فرا رسید، آنچه را [[خدا]] دوست دارد، همان را می‌‌پسندیم و [[تسلیم]] آن هستیم».
[[مقام رضا]] در [[فرهنگ قرآنی]]، [[مقام]] بس بزرگ است و تنها کسانی به [[بهشت]] [[رضوان الهی]] در می‌آیند که [[اهل]] [[رضا]]{{ع}} باشند. مقام رضا که در [[فارسی]] مقام [[خشنودی]] به خدا در هر حال و احوال است، به معنای رضای [[بنده]] از خدا به معنای آن است که [[قضای خدا]] را [[مکروه]] نداند<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۳۵۶، «رضی».</ref>؛ و این امر محقق نمی‌شود، مگر آن‌که بنده به قضای الهی و کارهای [[تکوینی]] و [[احکام]] [[تشریعی]] او [[راضی]] باشد<ref>المیزان، ج۹، ص۳۷۵.</ref>.


البته برخی بر آن هستند تا در داخل [[شریعت]] با بدعت‌هایی به گونه‌ای عمل کنند که «ره صد ساله را یک شبه بپیمایند» و همچون صاحبان [[لیله القدر]] که با [[درک]] «[[لیلة القدر]]» [[حقیقی]] به مقصد و مقصود می‌رسند، ایشان با بدعت‌های خویش به این راه میانبر دسترسی یافته و به مقصود برسند؛ بر همین اساس در طول [[تاریخ]] کسانی از [[شرایع]] [[اسلامی]] وجود داشتند که این‌گونه دنبال راه میانبر با بدعت‌سازی بودند. هرچند که این [[بدعت‌ها]] در راستای [[رضایت]] و [[رضوان الهی]] بوده است؛ ولی توجه باید داشت که [[خدا]] به عنوان [[آفریدگار]] [[انسان]] از ظرفیت و توانایی‌های [[آدمی]] به تمام معنا [[آگاهی]] دارد و آموزه‌های [[دستوری]] در قالب شرایع اسلامی با توجه به این ظرفیت‌ها و [[استطاعت]] عمومی [[بشر]] بوده است؛ زیرا [[اسلام]] در طول [[تاریخ]] [[بشریت]] براساس [[فطرت]] و مطابق آن بوده<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و هرگز خداوند قانونی وضع و [[جعل]] نکرده است که بیرون از فطرت و فراتر از توان و استطاعت بشر باشد. خدا می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}}<ref>«خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۸۶؛ {{متن قرآن|لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا}} «بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست» سوره بقره، آیه ۲۳۳؛ {{متن قرآن|لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}} «ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم» سوره انعام، آیه ۱۵۲؛ {{متن قرآن|وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}} «و ما به هیچ کس جز در خور توانش تکلیف نمی‌کنیم» سوره مؤمنون، آیه ۶۲.</ref>.
کسی که در مقام رضا نشسته است، نسبت به [[مصیبت‌ها]] و هر آنچه به او از خدا می‌‌رسد [[خشنود]] است و هیچ‌گونه [[کراهت]] و [[ناخشنودی]] در وی پدید نمی‌آید؛ از این روست که وقتی به او نقصی در [[جان]] و مالش می‌رسد هیچ واکنش کراهت‌آمیزی نشان نمی‌دهد؛ زیرا آن را به [[حکمت الهی]] و مصلحتی می‌داند؛ چنان‌که داده‌های [[الهی]] او را به [[هیجان]] نمی‌آورد و سرمست و فرحناک نمی‌شود؛ زیرا می‌داند که هر چه می‌رسد براساس [[حکمت]] خدای [[علیم]] و [[قدیر]] و معطی است؛ چنان‌که خدا می‌‌فرماید: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref>.
کسی که براین [[اعتقاد]] و [[باور]] باشد، نسبت به مصیبتها یی که مایه از دست رفتن و مشکلاتی می‌شود، ناخشنود نمی‌شود؛ زیرا آن را [[حکیمانه]] از سوی خدای [[علیم]] و [[قدیر]] و معطی می‌داند. از این روست که [[خدا]] در جایی می‌فرماید: {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.</ref>.


اما چنان‌که گفته شد برخی در همه شرایع اسلامی [[عادت]] دارند تا راه‌هایی را برای خود بجویند که [[بدعت]] خلاف کلیت دین و [[شریعت]] نیست؛ اما بسترهایی را فراهم می‌آورد که بیرون از توان آدمی و زمینه خروج از [[طریقت]] و [[گرفتاری]] به [[خیانت]] است. به عنوان نمونه [[رهبانیت]] [[مسیحی]] همانند [[تصوف اسلامی]]، اقدام به شریعت‌سازی در چارچوب کلیت [[دین اسلام]] و [[شرایع]] آن می‌کند و اموری که [[مستحب]] است بر خود [[واجب]] می‌کند. خدا می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>.
از نظر [[قرآن]]، [[رضایت]] [[انسان]] از خدا و پذیرش [[قضا و قدر الهی]] موجب می‌شود تا [[رضایت خدا]] نسبت به او تأمین شود. چنین نفسی در [[مقام]] [[اطمینان]] است و خدا درباره این [[بندگان]] [[سالک]] خویش می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۱۹۷.</ref>
اصولاً اینکه [[انسان]] بخواهد با اموری چون [[نذر]]، امر مستحبی چون [[نماز اول وقت]] را بر خود واجب کند، [[رفتاری]] در چارچوب [[شریعت اسلام]] نیست؛ زیرا خدا توان و ظرفیت [[انسان‌ها]] را می‌داند و براساس آن امری را واجب و امری را [[مستحب]] قرار داده است. اگر [[انسانی]] بر خلاف [[واجبات]] هر چند واجب به نذر عمل کند، از مصادیق [[خیانت]] به خود و خدا تلقی می‌شود و به طور [[طبیعی]] آثار خیانت بر چنین رفتاری بار می‌شود و انسان [[روز]] به روز به جای آن‌که به خدا نزدیک شود از او دورتر خواهد شد. خدا حتی برخی از [[احکام]] را برای [[آسان‌گیری]] [[تغییر]] می‌دهد تا همگان بتوانند به آن عمل کنند و زمینه و بستر خیانت فراهم نیاید؛ چنان‌که درباره نزدیکی و [[زناشویی]] با [[همسران]] در شب‌های [[ماه مبارک رمضان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref>.


این در حالی است که در [[مکتب]] [[رهبانیت]] و تصوف و [[ریاضت]] حتی [[شرعی]]، افراد با [[واجب]] کردن اموری، خود شریعت‌ساز می‌شوند و شریعتی را ابتداع و [[نوآوری]] نمی‌کنند. بسیاری از این روش‌هایی که در [[تصوف اسلامی]] مطرح شده از قبیل رهبانیت است که باید از آن [[پرهیز]] کرد؛ زیرا [[راه مستقیم]] و آسان همان راه [[شریعت اسلام]] است که در توضیح‌المسائل در قالب [[احکام]] پنج‌گانه واجب و [[حرام]] و [[مستحب]] و [[مکروه]] و [[مباح]] بیان شده است.
==آثار مقام رضا در انسان==
پس اگر کسی دنبال ریاضت شرعی است خود را ملتزم و [[متعهد]] به انجام شریعت اسلام و در یک کلمه توضیح‌المسائل کند. روزی پس از درس از آیت‌الله‌العظمی بهجت فومنی پرسیدم که برای [[سیر و سلوک]] چه باید کرد، ایشان پاسخ داد: اینکه [[ایمان به خدا]] داشته و به تمام توضیح‌المسائل از اول تا آخر آن عمل شود.
از نظر قرآن، هرکسی که در مقام رضا قرار دارد، بهره‌مند از آثاری در [[زندگی]] است که برخی از مهم‌ترین آنها عبارتند از:
هر چند که ایشان به برخی‌ها روش ساده‌تری را می‌گفت؛ ولی اگر [[پرسشگر]] [[طلبه]] و [[روحانی]] بود، دستور کمی سخت‌تر بود. به عموم مردمی که دستور سیر و سلوک می‌خواستند می‌گفت: [[عمل به واجبات]] و [[ترک محرمات]]؛ ولی به طلاب می‌گفت: عمل به توضیح‌المسائل؛ چون در توضیح‌المسائل و [[رسائل]] عملی افزون بر [[واجبات]] و [[محرمات]]، مکروهات و [[مستحبات]] نیز بیان شده است که بر طلبه است تا به آن نیز عمل کند تا [[مقامات]] بلند [[عرفانی]] را دریابد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۶۱.</ref>
#'''تأمین خیر''': رضایت از [[مقدرات الهی]]، تأمین‌کننده خیر و [[مصلحت]] [[واقعی]] انسان است؛ زیرا چنان‌که از آیه ۲۱۶ سوره بقره فهمیده می‌شود،[[ انسان]] به سبب عدم [[احاطه علمی]] به امور و مسائل اموری را دوست می‌دارد که به [[زیان]] اوست و اموری را ناگوار و ناخوشایند می‌داند در حالی که به ضرر و زیان اوست. از این‌رو نمی‌توان پذیرفت که مثلاً داشتن [[مال]] و فرزند و [[نعمت]] به معنای خیر و مصلحت اوست؛ زیرا چنان‌که معلوم است،[[ زن]] و مال و فرزند می‌تواند به عنوان [[فتنه]] و آزمونی سخت باشد و بلای [[جان]] وی گردد<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}} «ای مؤمنان! برخی از همسران و فرزندانتان دشمن شمایند پس، از آنان دوری گزینید و اگر درگذرید و ببخشایید و چشم بپوشید بی‌گمان خداوند (نیز) آمرزنده‌ای بخشاینده است * جز این نیست که دارایی‌ها و فرزندانتان مایه آزمونند و خداوند است که پاداش سترگ نزد اوست» سوره تغابن، آیه ۱۴-۱۵.</ref>. پس کسی که دارای نعمتی است به معنای خیر نیست، بلکه می‌تواند شرّی برای او باشد و همچنین داشتن [[نعمت]] به معنای [[کرامت]] نیست؛ زیرا [[خدا]] به [[کافران]] چنان می‌دهد تا سرشان را برای درخواست بالا نیاورند و به [[حکم]] عدالت [[الهی]] [[پاداش]] و مزد [[عمل صالح]] ایشان را در همین [[دنیا]] می‌دهد<ref>{{متن قرآن|فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ}} «اما انسان، چون پروردگارش او را بیازماید و گرامی دارد و نعمت دهد، می‌گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت * و چون پروردگارش او را بیازماید و روزی‌اش را بر او تنگ گیرد می‌گوید پروردگارم مرا خوار داشت» سوره فجر، آیه ۱۵-۱۶؛ {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ * وَزُخْرُفًا وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ}} «و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد می‌شدند بی‌گمان برای خانه‌های کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر می‌ورزند بام‌هایی سیمین و نردبان‌هایی که از آنها فرا روند قرار می‌دادیم * و برای خانه‌هایشان درهایی می‌ساختیم و تخت‌هایی می‌نهادیم که بر آن پشت دهند * و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه ۳۳-۳۵.</ref>. از نظر [[قرآن]] کسانی که لج‌بازی نمی‌کنند و به [[اصرار]] و [[الحاح]] از خدا می‌خواهند تا [[مقدرات]] را [[تغییر]] دهد، در [[حقیقت]] به خود [[زیان]] می‌رسانند؛ چنان‌که [[یهودیان]] چنین خواسته‌هایی داشتند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! هرگز یک (رنگ) خوراک را برنمی‌تابیم به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز، بر آورد. او گفت: آیا چیز پست‌تر را به جای چیز بهتر می‌خواهید؟ به شهری فرود آیید که (آنجا) آنچه خواستید در اختیار شماست؛ و مهر خواری و تهیدستی بر آنان زده شد و سزاوار خشم خداوند شدند زیرا نشانه‌های خداوند را انکار می‌کردند و پیامبران را ناحقّ می‌کشتند؛ این بدان روی بود که سرکشی ورزیدند و از اندازه، می‌گذشتند» سوره بقره، آیه ۶۱.</ref>. پس بهتر است که [[انسان]] به [[مقدرات الهی]] [[راضی]] و [[خشنود]] باشد و به کم و زیاد اعتراضی نکند تا این‌گونه آنچه خیر و مصحلت اوست به او برسد؛ زیرا خیر هر آن چیزی است که مناسب شخص و [[مصلحت]] اوست<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}} «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به‌سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.</ref>.
#'''[[صلوات]] [[الهی]]''': از دیگر آثار [[رضایتمندی]] به مقدرات الهی و [[قضا و قدر]] او این است که شخص از صلوات و [[درود]] الهی بهره‌مند می‌شود و [[خدا]] با او [[صله]] می‌کند. خدا می‌‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref>«همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.</ref>.
#'''[[رحمت الهی]]''': از همین [[آیات]] به دست نمی‌آید که از دیگر آثار [[مقام رضا]]، بهره‌مندی از رحمت الهی است.
#'''[[رضایت الهی]]''': کسی که از خدا [[راضی]] باشد خدا نیز از او راضی خواهد بود و این‌گونه است که در [[مقام]] «[[راضیه]] [[مرضیه]]» قرار می‌گیرد که جایگاه [[نفس مطمئنه]] است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي}} «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref>. خدا بارها در آیات گوناگون به این تأثیر قرار گرفتن [[بنده]] در مقام رضا اشاره کرده است<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ * يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ}} «آنان که ایمان آورده‌اند و هجرت کرده‌اند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیده‌اند، نزد خداوند بلند پایگاه‌ترند و آنانند که رستگارند * پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستان‌هایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید می‌دهد» سوره توبه، آیه ۲۰-۲۱؛ {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ {{متن قرآن|جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}} «پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.</ref>.
#'''[[رستگاری]] و [[فلاح]]''': از دیگر آثار [[مقام رضا]]، رسیدن به فلاح و رستگاری [[ابدی]] است که آرزوی هر [[انسانی]] است<ref>{{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹؛ {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.
#'''[[هدایت خاص]]''': [[رضایت]] مصیبت‌دیدگان [[صابر]] از [[قضا و قدر]] خداوند، موجب بهره‌مند شدن از [[هدایت خاص الهی]] است<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.</ref>.
#'''[[مقام]] [[بندگی]] خاص''': رضایت [[نفس مطمئنه]] از [[خدا]] و [[رضایت خداوند]] از وی، موجب ورود در زمره [[بندگان خاص]] خدا است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي}} «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref>.
#'''مقام [[حزب الله]]''': رضای از خداوند، موجب ورود در زمره حزب الله است. شخصی حزب الله باشد به طور [[طبیعی]] از همه آثار و [[برکات]] این عنوان بهره مند خواهد شد که از جمله آنها [[غلبه]] و [[پیروزی]] در [[زندگی]] بر [[دشمنان]] است<ref>{{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.
#'''[[بهشت]] جاودان''': بهشت جاودان با همه مراتب از [[جنت]] فعل و صفات تا [[جنت ذات]] برای این افرادی است که تن به رضای [[مقدرات الهی]] داده‌اند و کراهتی ندارند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي}} «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰؛ {{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹؛ {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ و آیات دیگر.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۲۰۰.</ref>


==اقسام ریاضت شرعی==
==عوامل و زمینه‌های ایجادی مقام رضا==
ریاضت در لغت [[عربی]] به معنای تمرین و ممارست و [[کوشش]] همراه با [[رنج]] و تعب است. [[ورزش]] و [[علوم]] ریاضی را [[ریاضیات]] گفته‌اند؛ زیرا بدن و [[ذهن]] را با تمرین ورزیده می‌کند.
اینک که آثار بسیار مهم مقام رضا دانسته شده است، هر کسی تلاش می‌کند تا به این [[مقام]][[ دست]] یابد و راه‌کارهای وصول و نیل آن را‌ می‌‌جوید. از نظر [[قرآن]]، مقام رضا، موقعیتی رفیع و [[ارزشمند]] و وصول به آن، امری دشوار است. بنابراین، به [[سادگی]] در دسترس همگان قرار نمی‌گیرد و تنها سالکانی به این مقام دست می‌‌یابد که با [[صبر]] و [[حلم]] در برابر [[مشکلات]] [[زندگی]] گام در مرتبه بالاتر یعنی [[رضا]] می‌گذارند<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}} «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰؛ ر.ک: المیزان، ج۱۴، ص۲۳۸.</ref>. البته [[آموزه‌های وحیانی]] از [[عابد]] [[سالک]] می‌خواهد تا برای رسیدن به این مقام از اموری بهره گیرد که عامل و بستر ایجادی آن است. از جمله این امور می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
در اصطلاح به معنای [[خودسازی]] و [[رام]] کردن نفس به [[تعلیم و تربیت]] و به تعبیر دیگر [[جهاد]] و [[مبارزه با نفس]] است که مورد [[تأیید]] [[اسلام]] بوده و در [[روایات]] بر آن تأکید شده است<ref>معارف و معاریف، ج۵، ص۷۴۵.</ref>.
#'''[[رضایت]] به [[حکم پیامبر]]'''{{صل}}: از نظر قرآن رضایت از [[حکم خدا]] صادر شده از سوی [[پیامبر]]{{صل}} در [[حل اختلافات]]، نشانه [[ایمان]] و رسیدن به مقام رضا است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا}} «آنان را که به آیات ما کفر ورزیدند به زودی در آتشی (دردناک) می‌افکنیم؛ هرگاه که پوست تنشان بریان گردد بر آنان پوست‌هایی تازه جایگزین می‌گردانیم تا عذاب را بچشند؛ بی‌گمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۵۶.</ref>. از نظر [[قرآن]]، [[ناخشنودی]] از [[قضاوت]] [[پیامبر]]{{صل}} ناخشنودی از [[حکم خدا]] است؛ زیرا [[خداوند]] [[اطاعت پیامبر]]{{صل}} و نافذ بودن حکمش را [[واجب]] کرده است<ref>المیزان، ج۴، ص۴۰۵.</ref>.
[[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در منازل‌السائرین می‌نویسد: {{عربی|الرِّياضَةُ تَمْرِينُ النَّفْسِ عَلى قَبولِ الصِّدْقِ}}؛ نفس خود را آن قدر [[ریاضت]] و تمرین داده باشی که به مرحله [[صدق]]، [[باور]]، [[تصدیق]] و [[ایمان]] رسیده و در نفس هیچ‌گونه [[شک]] و تردیدی در [[حقانیت]] گفته‌ها و فرموده‌های [[خداوند متعال]] نداشته باشی». پس [[حقیقت]] ریاضت در [[عرفان]]، [[آماده‌سازی]] نفس با [[علم]] و عمل برای طی کردن مراحل [[سیر و سلوک]] است.
#'''[[رضایت]] به تفاوت‌ها و تفضلات''': رضایت هر یک از [[زنان]] و مردان، به تفضلات و امتیازات مقرر شده از جانب خداوند برای آنان یکی از دیگر از عوامل و بسترهای ایجادی دست‌یابی به [[مقام رضا]] است<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}} «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref>. باید توجه داشت که مقصود از فضل در [[آیه]]، امتیازی است که خداوند با [[تشریع احکام]] خاص مربوط به دو [[طایفه]][[ زن]] و مرد به هر یک از آنان داده است<ref>المیزان، ج۴، ص۳۵۸.</ref>. پس نباید هیچ‌یک نسبت به وضعیت خویش [[احساس]] [[کراهت]] و ناخشنودی داشته باشد و باید به آنچه از جنسیت و نیز [[احکام]] متفاوت آن در [[تشریع]] بیان شده [[خشنود]] و [[راضی]] باشد.
#'''رضایت به [[احکام الهی]]''': احکام الهی [[تکالیف]] است که [[انسان]] باید آن را بپذیرد و انجام دهد و نسبت به [[احکام جهاد]] و [[نماز]] و [[روزه]] و [[خمس]] و [[زکات]] و مانند آنها کراهتی نداشته و احساس ناخوشایندی در شخص نسبت به آنان و وجود نداشته باشد. در چنین حالتی است که شخص به مقام رضا می‌رسد. [[خدا]] می‌‌فرماید شخص برای اینکه به مقام رضا برسد باید به [[حکم الهی]] از جمله [[حکم جهاد]]، تن در دهد و هرچند که برایش خوشایند نیست و این ناخوشایندی و کراهت با تن در دادن کم‌کم از میان برود تا به [[مقام رضا]] برسد<ref>{{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}} «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.</ref>.
#'''[[عبرت‌گیری]]''': عبرت‌گیری و [[سیر]] و [[سیاحت]] در [[زمین]] و [[مشاهده]] فرجام [[کافران]]، زمینه‌ساز [[رضایت]] از [[احکام الهی]] و [[مقدرات]] اوست. پس کسی که می‌خواهد به مقام رضا برسد باید از این امور [[عبرت]] گیرد و با [[تأمل]] و درنگ [[حقایق]] مقدرات را دریابد و نسبت به آن [[آگاهی]] یابد<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ * أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا}} «این از آن روست که آنان آنچه را خداوند فرو فرستاد نپسندیدند بنابراین (خداوند) کردارهایشان را از میان برد * پس آیا در زمین نگشته‌اند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ خداوند آنان را از میان برداشت و کافران را (نیز سرانجامی) همانند آنان است» سوره محمد، آیه ۹-۱۰.</ref>.
#'''[[پرهیز]] از [[طمع]] و [[حرص]]''': [[رضا]] به عطای [[خدا]] و طمع نداشتن به بیش از [[حق]] خود از دیگر عوامل ایجادی مقام رضا در [[انسان]] است<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}} «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}} «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به‌سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.</ref>. کسی که [[طمع]] به داشته‌های دیگر ندارد؛ زیرا خود را مستحق نمی‌داند؛ زیرا اگر مستحق بود [[خدا]] به او می‌‌داد، و یا نسبت به چیزی که دارد [[حرص]] نمی‌زند و بیشتر از آن نمی‌خواهد؛ زیرا می‌داند که بیشتر آن را مستحق نیست؛ و خدای معطی اگر مستحق بود به او بیشتر را نیز می‌داد، به [[مقام رضا]] می‌‌رسد. این‌گونه است که حرص و طمع و [[حسد]] از میان می‌رود و شخص به دور از این صفات [[زشت]] خواهد بود. پس هرگز چشم به زینت‌ها و داشته‌های دیگر نمی‌دوزد و [[قانع]] به [[مال]] و حال خویش است<ref>{{متن قرآن|لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ}} «به چیزی که دسته‌هایی از کافران را بدان بهره‌مند کرده‌ایم چشم مدوز و برای آنان اندوه مخور و برای مؤمنان افتادگی کن!» سوره حجر، آیه ۸۸؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى * وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى}} «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی * و به آنچه با آن دسته‌هایی از آنان را بهره‌مند گردانده‌ایم چشم مدوز، آراستگی زندگی این جهان را (به آنان داده‌ایم) تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایاتر است» سوره طه، آیه ۱۳۰-۱۳۱.</ref>. البته [[دعا کردن]] و درخواست [[عطایا]] از [[فضل الهی]]، هیچ منافاتی با مقام رضا ندارد<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}} «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref> از همین روست که [[امام باقر]]{{ع}} برای [[عافیت]] فرزند خویش [[دعا]] می‌کند و [[پیامبر]]{{صل}} برای [[هدایت]] بیشترین [[مردمان]][[ حرص]] دارد و از [[خدا]] می‌‌خواهد تا به [[مشیت]] خویش گروه بیشتری [[نجات]] و هدایت یابند<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ}} «اگر (هم) تو بر راهنمایی‌شان آزمند باشی خداوند آن کس را که گمراه وا می‌گذارد، راهنمایی نمی‌کند و آنان را یاوری نیست» سوره نحل، آیه ۳۷.</ref>.
#'''[[تحمیل]] [[رضایتمندی]] به نفس''': از دیگر بسترهایی که می‌تواند [[انسان]] را به مقام رضا برساند، تحمیل رضایتمندی به نفس در همان حال [[کراهت]] است. از همین روست که [[رضایت]] انسان به [[مقدرات الهی]]، به رغم میل [[نفسانی]] خود باید در دستور کار و به عنوان یک [[روش تربیتی]] و پرورشی باشد<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم» [[سوره بقره]]، آیه ۱۵۶؛ {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}} «[[جنگ]] بر شما مقرر شده است در حالی که شما را [[ناپسند]] است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را [[دوست]] می‌دارید و همان برایتان بدتر است و [[خداوند]] می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، [[آیه]] ۲۱۶؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا}} «ای [[مؤمنان]]! بر شما [[حلال]] نیست که از [[زنان]] بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در [[نکاح]] خود) [[میراث]] برید و برای آنکه (با [[طلاق]] [[خلع]]) برخی از آنچه بدیشان داده‌اید باز برید، با آنان [[سختگیری]] نکنید مگر آنکه به [[زشتکاری]] آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته [[رفتار]] کنید و اگر ایشان را نمی‌پسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» [[سوره نساء]]، آیه ۱۹.</ref>.
#'''[[تسلیم]] به امر [[الله]]''': از دیگر عوامل ایجادی [[مقام رضا]] در [[نفس انسانی]]،[[ تسلیم]] بودن در برابر [[امر الهی]] است؛ چنان‌که [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و اسماعیل{{ع}} انجام دادند<ref>{{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ * فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ * فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}} «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم * و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت * و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)» سوره صافات، آیه ۱۰۱-۱۰۳.</ref>.
#'''[[پیشگامی]] در [[کار خیر]]''': از جمله دیگر عوامل ایجادی مقام رضا، پیشگامی و [[سبقت]] در کارهای خیر و [[نیک]] است<ref>{{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>. اصولاً [[کارهای نیک]] و [[عمل صالح]] خود مهم‌ترین عامل ایجادی [[مقام رضا]] است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}} «بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند * پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸؛ {{متن قرآن|فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ * كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ}} «و او در زندگانی پسندیده‌ای به سر خواهد برد * در بهشتی فرازین * که میوه‌هایش در دسترس است * بخورید و بیاشامید! گواراتان باد برای آنچه در روزهای گذشته انجام داده‌اید» سوره حاقه، آیه ۲۱-۲۴؛ و آیات دیگر.</ref>.
#'''[[تقوای الهی]]''': از دیگر عوامل مؤثر در ایجاد مقام رضا تقوای الهی در هر حال است تا شخص به [[مقام متقین]][[ دست]] یابد و به سمت‌وسوی [[رضای الهی]] به [[مقدرات]] برود<ref>{{متن قرآن|وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى}} «و پرهیزگارتر، از آن برکنار داشته خواهد شد * همان کس که داراییش را می‌بخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۷-۲۱.</ref>.
#'''[[صداقت]]''': صداقت در مرتبه [[صدیقین]] می‌تواند در ایجاد مقام رضا به مقدرات مؤثر باشد<ref>{{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>.
#'''اجتناب از [[دنیا‌طلبی]]''': اجتناب از چشم دوختن به داشته‌های دیگران و [[دلبستگی به دنیا]]، زمینه [[رضایت]] از پروردگار است<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى * وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى}} «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی * و به آنچه با آن دسته‌هایی از آنان را بهره‌مند گردانده‌ایم چشم مدوز، آراستگی زندگی این جهان را (به آنان داده‌ایم) تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایاتر است» سوره طه، آیه ۱۳۰-۱۳۱.</ref>.
#'''اجتناب از [[نفاق]]''': اجتناب از نفاق و محور قرار دادن [[منافع شخصی]]، زمینه رضایت از [[خداوند]] است<ref>{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}} «و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به‌سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۸-۵۹.</ref>.
#'''[[اخلاص]]''': اخلاص در [[انفاق]] زمینه‌ساز رسیدن [[رضایت‌مندی]] [[تقواپیشگان]] است<ref>{{متن قرآن|الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى}} «همان کس که داراییش را می‌بخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۸-۲۱.</ref>.
#'''[[اطمینان]] به [[خدا]]''': رسیدن نفس به [[مقام]] اطمینان موجب رسیدن به [[مقام رضا]] بلکه رضای دو سویه یعنی [[راضیه]] [[مرضیه]] می‌شود<ref>{{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي}} «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref>.
#'''انفاق''':[[ انفاق]] همراه با [[تقوا]] و اخلاص، زمینه رسیدن به [[رضایت]] از خداوند است<ref>{{متن قرآن|وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى}} «و پرهیزگارتر، از آن برکنار داشته خواهد شد * همان کس که داراییش را می‌بخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۷-۲۱.</ref>.
#'''[[امداد]] به [[پیامبر]]''':[[ ایمان]] و [[یاری پیامبر]]{{صل}}، زمینه‌ساز [[خشنودی]] از خدا در [[انسان]] می‌شود و انسان به مقام رضا دست می‌یابد<ref>{{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>.
#'''[[هجرت]] در [[راه خدا]]''': هجرت و به‌ویژه [[پیشگامی]] در هجرت در راه خدا، زمینه‌ساز خشنودی از خدا و دست‌یابی انسان به مقام رضا است<ref>{{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>.
#'''[[ایمان]]''': [[ایمان به خدا]] و [[قیامت]] و دیگر [[امور غیبی]] موجب می‌شود تا شخص به مقام رضا دست یابد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}} «بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند * پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ * إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ * فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ * كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ}} «امّا آنکه کارنامه‌اش به دست راست وی داده شود می‌گوید: بگیرید کارنامه مرا بخوانید! * بی‌گمان می‌دانستم که با حساب خویش روبه‌رو خواهم شد * و او در زندگانی پسندیده‌ای به سر خواهد برد * در بهشتی فرازین * که میوه‌هایش در دسترس است * بخورید و بیاشامید! گواراتان باد برای آنچه در روزهای گذشته انجام داده‌اید» سوره حاقه، آیه ۱۹-۲۴.</ref>.
#'''[[تسبیح خدا]]''': تسبیح خدا، زمینه‌ساز [[رضا]] به [[قضا و قدر الهی]] است<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}} «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.</ref>.
#'''[[صبر]] و [[حلم]]''': [[مقام رضا]] پس از [[مقام صبر]] و [[بردباری]] است. از این رو است که در همه [[آیات]] وقتی سخن از مقام رضا است، پیش از آن سخن از مقام صبر و حلم می‌رود. بر همین اساس است که صبر و حلم یعنی [[شکیبایی]] و بردباری به عنوان مهم‌ترین امور در دست‌یابی [[انسان]] به مقام رضا[[ سخن]] به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ * فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}} «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم * و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۱-۱۰۲؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}} «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.</ref>.
#'''[[حمد]] و [[ستایش خدا]]''':[[ حمد]] خداوند در اوقات مختلف زمینه‌ساز دست‌یابی به [[مقام]] رضای خداوندی است<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}} «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.</ref>.
#'''[[خشیت]]''': [[ترس]] عالمانه و خشیت از [[پروردگار]]، زمینه‌ساز [[رضایت]] از خداوند و کسب مقام رضایت به [[مقدرات الهی]] است<ref>{{متن قرآن|جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}} «پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.</ref>.
#'''[[رغبت]] به [[خدا]]''': رغبت [[واقعی]] [[انسان]] به خدا، موجب [[راضی]] بودن به عطایای [[الهی]] است<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}} «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به‌سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۲۰۲.</ref>


بی‌گمان مراد از این تمرین نفس، تمرین در چارچوب [[شریعت اسلام]] با [[پرهیز از محرمات]] [[شرعی]] و انجام [[وظایف دینی]] و [[اخلاقی]] در قبال خود و [[خدا]] و [[مردم]] است که باید از آن به عنوان بالاترین ریاضت یاد کرد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره ریاضت شرعی می‌فرماید: «خویشتن را به [[اخلاق نیکو]] ریاضت دهید؛ زیرا [[مسلمانی]] که دارای اخلاق نیکو است، به منزله کسی است که روزها روزه‌دارد و شب‌ها به [[عبادت]] [[قیام]] کرده باشد»<ref>بحارالانوار، ج۱۰، ص۹۲.</ref>.
==مقام رضا در عرفان==
آن حضرت{{ع}} همچنین فرموده است: «هر کس به ریاضت خویش [[مداومت]] کند، [[سود]] برده است»<ref>غررالحکم، ج۵، ص۲۷۰.</ref>.
[[سالک]] پس از واگذار کردن امور به دست [[حاکم عادل]]، از [[تصمیمات]] و [[احکام]] صادره از ناحیه [[وکیل]] خود ناراضی و ناخشنود نمی‌گردد و زبان حالش همان [[دعای پیامبر اکرم]]{{صل}} است که: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ يَقِيناً صَادِقاً حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِي إِلَّا مَا كَتَبْتَ لِي وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتَ لِي}}<ref>عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۳۹۹.</ref>؛ «خدایا از تو [[ایمانی]] را می‌خواهم که مباشر قلبم باشد و هرگز از آن بیرون نرود و [[یقینی]] که صادق و راست است تا بدانم چیزی به من نمی‌رسد مگر آن‌که برایم نوشته و مقدر کرده‌ای و [[رضایت]] داشته باشم به آنچه برای من قسمت کرده‌ای».
[[امام علی]]{{ع}} در نامه‌اش به [[عثمان بن حنیف]] نیز می‌نویسد: «به خدا [[سوگند]]! چنان نفس خود را ریاضت دهم و آن را بپرورم که در غذا به گرده نانی اگر بدان دست یابم، شاد گردد و در خورش به نمک [[قانع]] شود و کاسه چشمم را آن‌چنان به [[گریه]] از [[اشک]] تهی سازم، بسان چشمه‌ای که آبش فرو رفته باشد»<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.</ref>.
مقام رضا نهایت [[مقام]] سالک است و سالکی که در این گام می‌‌نهد [[بهشت]] و [[رضوان]] [[خداوند]] نصیبش خواهد شد. از این‌رو بزرگان عرفان گفته‌اند: [[رضا]] مقام واصلان است نه مقام [[سالکان]]؛ زیرا سالک پس از طی [[منازل]] و [[مقامات]] به درجه‌ای از [[یقین]] می‌‌رسد و متصف به صفت [[طمأنینه]] می‌گردد. در [[حقیقت]] [[واصل]] کوی [[دوست]] و صاحب مقام رضا، کسی است که دلش به [[نور]] یقین روشن می‌گردد و چشم بصیرتش با [[مشاهده]] و معاینه حسن [[تدبیر الهی]] [[نورانی]] می‌شود سپس به مقام رضا گام می‌‌نهد.
در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} آمده است که [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[خضر]]{{ع}} درخواست کرد او را [[نصیحت]] کند، که از جمله آنها این بود: «خویشتن را به [[صبر]] و [[استقامت]] ریاضت ده تا از [[گناه]] [[نجات]] یابی»<ref>بحارالأنوار، ج۱، ص۲۲۶.</ref>.
[[راضی]] بودن از [[قضای الهی]] یعنی [[اعتراض]] نکردن و [[خشمگین]] نشدن از آنچه پیش می‌‌آید. [[خداوند متعال]] در مقام [[مدح]] کسانی که به قضای الهی راضی و خشنودند، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}}<ref>«خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} در مورد رضا می‌فرمایند: {{عربی|مَنْ جَلَسَ عَلَى بِساطِ الرِّضا لَمْ يَنَلْهُ مَكْرُوهٌ}}<ref>عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۴۰۲.</ref>؛ «صاحب چنین جایگاهی، اگر از هفت گردون بر او [[مصیبت]] بارد او همچنان دل‌خوش است و جز [[لطف]] و [[محبت]] دوست چیزی نمی‌بیند».


در این [[حدیث]] بر عنصر صبر تأکید شده است؛ زیرا صبر از جمله راه‌های کسب [[استعانت از خدا]] است<ref>{{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ}} «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}} «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.</ref>؛ و [[انسان‌ها]] دیگران را نیز باید به آن سفارش کنند تا از [[خسران]] و [[زیان]] [[ابدی]] [[رهایی]] یابند<ref>{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}} «جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند» سوره عصر، آیه ۳.</ref>.
[[بشر حافی]] در [[جواب]] سؤال [[فضیل]] [[عیاض]] که می‌پرسد آیا مقام[[ زهد]] بالاتر است یا [[مقام رضا]]، می‌گوید: رضا [[برتر]] است؛ زیرا [[زاهد]] در راه است و «راضی»، «[[واصل]]».
[[خدا]] خود در [[قرآن]] به [[صبر]] و [[استقامت]] و [[استعانت]] از [[حضرت حق]] [[دعوت]] فرموده و گفته است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}<ref>«و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref>. در جایی دیگر نیز فرموده است: {{متن قرآن|وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و هر کس بکوشد تنها برای خویش می‌کوشد، بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره عنکبوت، آیه ۶.</ref>.
[[یحیی بن معاذ]] در این باره می‌گوید: همه امور به دو اصل بازگشت دارند؛ فعل و عملی که از طرف [[خداوند]] بر تو نازل می‌شود ([[تقدیرات الهی]] است که بر تو رقم خورده است) و فعل و عملی که از جانب تو به سوی خداوند روانه می‌‌شود. پس صاحب مقام رضا کسی است که در آنچه [[خدا]] بر او رقم زده است راضی و [[خشنود]] است و در عملی که خود انجام می‌دهد [[اخلاص]] می‌‌ورزد<ref>عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۴۰۳.</ref>.
با این تعبیر شاید بتوان گفت که شخص «راضی» به [[مقام قرب نوافل]] راه می‌‌یابد؛ زیرا [[روایت]] فرموده است: {{متن حدیث|كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ}}<ref>کلینی، کافی، ج۲، ص۲۶۲ و ۲۶۳.</ref>؛ «گوش او خواهم بود که با آن می‌شنود و چشم آن خواهم بود که با آن می‌‌بیند». قسمتی از [[حدیث قرب نوافل]] است که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است. این به تعبیر [[امام خمینی]] (ره) مقام {{عربی|بَقَاء بَعْدَ الْفَناءِ}} است<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، موسوی خمینی، ص۱۷۰.</ref>.


در این [[آیات]] به شکلی از استقامت و صبر در [[مجاهدت]] [[نفسانی]] سخن به میان آمده است؛ پس [[ریاضت]] باید دایمی و مستدام باشد؛ [[حضرت علی]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنِ اسْتَدَامَ رِيَاضَةَ نَفْسِهِ انْتَفَعَ}}<ref>غررالحکم، ص۲۳۸؛ ر.ک: میزان‌الحکمة، ج۲، ص۱۳۹-۱۴۱.</ref>؛ «کسی که [[مداومت]] بر ریاضت نفس داشته باشد، بهره‌مند خواهد شد».
برخی [[اهل]] [[سلوک]] مقام رضا را مقام {{عربی|أَنْ لَا أُرِيدَ}} دانسته‌اند. گویند از سالکی پرسیدند: {{عربی|مَا تُرِيدُ؟}} قال: {{عربی|أُرِيدُ أَنْ لَا أُرِيدَ}}.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[نهج‌البلاغه]] به عنصر [[تقوای الهی]] به عنوان مهم‌ترین امر در ریاضت [[شرعی]] اشاره داشته و می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى...}}<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.</ref>؛ «جز آن نیست که نفس خویش را با [[پرهیزکاری]] ریاضت می‌دهم تا [[روز]] [[ترس]] بزرگتر و [[روز قیامت]] در [[امان]] باشم».
پیر هرات [[منزل]] [[رضا]] را با [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.</ref>، آغاز می‌کند و نتیجه می‌گیرد هرکس از خداوند ناخشنود باشد راهی به سوی خداوند ندارد و [[حضرت حق]] شرط [[رجوع]] کامل [[بنده]] به خود را در مقام رضا قرار داده است؛ زیرا فرمود: ای نفس به [[اطمینان]] رسیده در حال رضا و [[خشنودی]] به سوی [[پروردگار]] خویش بازگرد. وی در تعریف رضا می‌‌گوید: {{عربی|وَ الرِّضاءُ اسْمٌ لِلْوُقُوفِ الصَّادِقِ، حَيْثُ ما وَقَفَ الْعَبْدُ، لا يَلْتَمِسُ مُتَقَدِّمًا وَ لَا مُتَأَخِّرًا، وَ لَا يَسْتَزِيدُ مَزِيدًا، وَ لَا يَسْتَبْدِلُ حَالًا وَ هُوَ مِنْ أَوائِلِ مَسَالِكِ أَهْلِ الْخُصُوصِ وَ أَشَقِّها عَلَى الْعامَّةِ}}<ref>کلینی، کافی، ج۲، باب الرضا، ص۲۰۴.</ref>.
باید توجه داشت که از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، دست‌کم برای [[عبودیت]]، [[ایمان]]، [[تقوا]] و مانند آنها سه مرتبه از مراتب تشکیکی است که شامل عام، خاص و اخص یا [[خاصه]] الخاصه است. ریاضت شرعی نیز این‌گونه است. [[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در همان منازل‌السائرین می‌نویسد: اما ریاضت به سه درجه تقسیم شده است: {{عربی|رِياضَةُ الْعامَّةِ، رِياضَةُ الْخاصَّةِ وَ رِياضَةُ خاصَّةِ الْخاصَّةِ... رِياضَةُ الْعَامَّةِ تَهْذِيبُ الْأَخْلَاقِ بِالْعِلْمِ، تَصْفِيَةُ الْأَعْمَالِ بِالْإِخْلَاصِ، وَ تَوْفِيرُ الْحُقُوقِ فِي الْمُعَامَلَةِ}}؛ ریاضت [[عامه]] این است که نفس خود را به [[آداب]] [[الهی]] و [[شریعت اسلام]] [[تأدیب]] کرده و [[اعمال]] خود را از [[ریا]] و [[نفاق]] و [[شرک]] [[پاک]] کرده و به [[اخلاص]] دست یابد و در [[رفتار]] و [[معامله]] با [[مردم]] [[حق‌الناس]] را [[رعایت]] کند.
در روایتی، [[امام صادق]]{{ع}} می‌‌فرماید: اصل [[طاعت خدا]]، [[صبر]] و [[رضایت]] به خوشایند و ناخوشایند ([[روزگار]]) است و هر بنده‌ای در [[مکروه]] و محبوب و خوشایند و ناخوشایند از [[خدا]] [[راضی]] باشد، همه آنها برای او خیر خواهد بود<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۳۹.</ref>.
{{عربی|وَ رِيَاضَةُ الْخَاصَّةِ حَسْمُ التَّفَرُّقِ وَ قَطْعُ الِالْتِفاتِ إِلَى الْمَقامِ الَّذِي جَاوَزَهُ وَ إِبْقاءُ الْعِلْمِ يَجْرِي مَجَارِيَهُ}}؛ و ریاضت [[خاصه]] همان ریشه‌کن کردن [[تفرقه]] و راه‌هایی از [[میل‌های نفسانی]] و عدم توجه به مقامی که از آن عبور کرده و به‌کارگیری هر [[علم]] در مجاری آن با عمل بدان.
کسی که به مقام رضا رسیده برای او دیگر تفاوتی بین [[فقر]] و [[ثروت]]، [[راحتی]] و [[سختی]]، مریضی و [[سلامتی]]، [[موت]] و [[حیات]] و مانند آنها نیست. او همیشه در حالت [[سرور]] است و همه چیز را از ناحیه محبوب می‌داند. او هر آنچه از [[دوست]] رسد را [[نیکو]] می‌‌شمارد و نه در ظاهر بلکه در [[باطن]] و [[حقیقت]] هم مسرور است. هیچ‌گاه سخنی که بویی از [[اعتراض]] بر حضرت حق در آن باشد از او شنیده نمی‌شود. او [[غرق]] در [[جمال]] محبوب است.
{{عربی|وَ رِيَاضَةُ خَاصَّةِ الْخَاصَّةِ تَجْرِيدُ الشُّهُودِ وَ الصُّعُودُ إِلَى الْجَمْعِ وَ رَفْضُ الْمُعَارَضاتِ وَ الْمُعَاوَضاتِ}}<ref>منازل السائرین، انصاری، باب نهم، منزل ریاضت.</ref>؛ «و ریاضت اخص همان تجرید [[شهود]] با عبور از [[باطن]] به شهود و نیز صعود در [[مقام]] جمع یعنی جمع ظاهر و باطن و دور کردن هر [[تعارض]] و معاوضه‌ای از خود».


برخی از بزرگان [[عرفان]] و [[معرفت]]، ریاضت را دارای چهار رکن اساسی دانسته که عبارتند از:
رضا به [[قضا و قدر]] اساس [[اطاعت الهی]] است<ref>شرح غرر الحکم، ج۴، ص۵۳.</ref>. همچنین کسی به مقام رضا می‌‌رسد که [[اهل یقین]] به خدا باشد<ref>شرح غرر الحکم، ج۱، ص۱۶۰.</ref>. از نظر [[امیر مؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} حقیقت رضا همان پذیرش [[مقدرات]] و تن دادن به آن است. ایشان می‌‌فرماید: {{متن حدیث|تَحَرَّ رِضَا اللَّهِ بِرِضَاكَ بِقَدَرِهِ}}<ref>شرح غرر الحکم، ج۲، ص۲۸۷.</ref>؛ «[[رضایت خداوند]] را با [[رضایت به قضا و قدر]] او بجوی». همچنین می‌‌فرماید: {{متن حدیث|عَلَامَةُ رِضَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ مِنَ الْعَبْدِ رِضاً بِمَا قَضَى بِهِ سُبْحَانَهُ لَهُ وَ عَلَيْهِ}}<ref>شرح غرر الحکم، ج۴، ص۱۲۱.</ref>؛ «نشانه و علامت رضایت [[خداوند سبحان]] از [[بنده]] این است که بنده به آنچه که خدا برای او و بر او مقدر کرده راضی باشد». همچنین آن [[امام همام]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|إِنَّكُمْ إِنْ صَبَرْتُمْ عَلَى الْبَلَاءِ وَ شَكَرْتُمْ فِي الرَّخَاءِ وَ رَضِيتُمْ بِالْقَضَاءِ كَانَ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ الرِّضَا}}<ref>شرح غرر الحکم، ج۳، ص۶۶.</ref>؛ «به [[درستی]] که اگر شما بر [[بلا]] صبر کنید و در سختیها [[شکرگزار]] باشید و به [[قضای الهی]] راضی باشید، رضایت خداوند نیز نصیب شما می‌‌شود».
# [[سکوت]]: یعنی بسته شدن هم زبان، لب و دهان [[انسان]] از یاد هر کس و هر چیزی که غیر از [[خدا]] باشد و نیز سکوت [[دل]] که به آن جز [[یاد خدا]] امری راه نیابد. سکوت زبان از مدارج [[اهل دل]] است و سکوت دل از صفات [[مقربین]] و [[اهل]] [[کشف و شهود]]. [[علامه حسن‌زاده آملی]] به [[زیبایی]] می‌فرماید: «از [[خاموشی]] گفتار زاید»<ref>نامه‌ها، برنامه‌ها، آیت‌الله حسن‌زاده آملی.</ref>.
# [[عزلت]] یا [[گوشه‌گیری]] از هیاهوی [[دنیا]]: عزلت مایه سکوت [[سالک]] است. در این مرتبه است که سالک از خلط و آمیزش و مؤانست و معاشرت با مردم بی‌خبر خودداری می‌کند و در حال [[خلوت]] به دنیا و مافیها وقعی نمی‌گذارد.
# [[گرسنگی]] ([[صوم]]؛ [[روزه]]): برای [[تسلط بر نفس]] [[شهوانی]] و [[قوای حیوانی]]، گرسنگی بهترین [[توشه]] هر رهروی است. [[پرخوری]] دلیل بر دوری و [[محروم]] شدن از [[انوار الهی]] و بی‌نصیب ماندن از خیر و [[برکت]] است. گرسنگی، [[خشوع]] و [[خضوع]]، [[مسکنت]] و [[احساس]] [[فقر]] و سکون و [[آرامش]] را به همراه می‌آورد و [[رقت]] و [[صفا]] را در سالک بر می‌انگیزاند و موجب می‌گردد که به [[اخلاق الهی]] متخلق گردد. گرسنگی باید با [[همت]] مردانه سالک توأم باشد چه در غیر این صورت ثمری ندارد.
# [[بیداری]] ([[یقظه]]): بیداری مایه [[خودشناسی]] است که مقدمه [[خداشناسی]] است و هرگاه سالک از هیاهوی [[مردم]] دنیازده دوری گزید و به [[خدا]] مشغول شد و هنگامی که غفلت‌زدگان به [[خواب]] فرو می‌روند، بیداری کشید و ارکان [[ریاضت]] را به جا آورد، از دایره محدود [[بشریت]] خارج می‌شود و به [[عالم ملکوت]] راه می‌یابد. بیداری بر دو نوع است: یکی بیداری [[دل]] و دیگری بیداری [[چشم]]<ref>ر.ک: حق الحقیقه، کاشف دزفولی صدرالدین، از صفحات آخر کتاب.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۶۴.</ref>


==اهداف ریاضت شرعی==
اهمیت صفت [[رضا]] به حدّی است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌‌فرماید: در [[روز قیامت]] [[خداوند]] بال‌هایی به طائفه‌ای از [[امت]] من می‌دهد، که با آنها از قبرهایشان به سوی [[بهشت]] پرواز می‌کنند و به نحو دل‌خواه از [[نعمت‌های بهشتی]] استفاده‌ می‌‌نمایند، [[ملائکه]] سؤال می‌‌کنند، آیا موقف [[حساب]] را دیدید؟ گویند از ما حسابی نخواستند، آیا از [[صراط]] گذشتید؟ گویند ما صراطی ندیدیم، آیا [[جهنم]] را دیدید؟ گویند ما چیزی ندیدیم و ملائکه سؤال کنند از امت چه کسی هستید؟ گویند از [[امت محمد]]{{صل}}. ملائکه قسم می‌‌دهند آنها را که شما در [[دنیا]] چه اعمالی داشتید؟! می‌‌گویند دو [[خصلت]] در ما بود که خدا به فضل و [[رحمت]] خود ما را به این مرتبه رسانید. یکی آن‌که چون در [[خلوت]] بودیم از خدا [[شرم]] داشتیم که [[معصیت]] او کنیم، دوم آن‌که راضی بودیم به کم، از آنچه قسمت کرد خداوند برای ما، سپس ملائکه می‌‌گویند سزاوار این مرتبه هستید.
برخی از [[اهل معرفت]]، عمل به «ریاضت شرعی» را برای به دست آوردن سه [[هدف]] دانسته‌اند که عبارتند از:
اگر علامت‌هایی که در ابتدای پاسخ آمده را در خود می‌‌بینید و اگر آن‌قدر [[عاشق]] محبوب گشته‌اید که همه چیز حتی [[ناراحتی]] و [[خوشی]] برایتان یکسان است شما به این درجه رسیده‌اید اما اگر این‌طور نیست نباید [[ناامید]] شد زیرا این [[مقامات]] دارای رتبه هستند و ممکن است [[انسانی]] به مرتبه‌ای از رضا رسیده اما هنوز به مرتبه کامل [[مقام رضا]] نائل نشده باشد. بالاخره کسانی هم که به این [[مقام]] رسیده‌اند با تمرین و [[تکرار]] و قدم به قدم طی مسیر کرده‌اند.
#دور کردن غیر [[حق]] از سر راه: هدف اول از ریاضت، این است که [[عارف]]، برای رسیدن به حق، هرگونه مانعی را از بین ببرد که در اصطلاح «[[تزکیه]]» یا «[[تخلیه]] نفس» نامیده می‌شود؛ یعنی باید تلاش کرد تا هر آنچه که غیر از خدا در دل وجود دارد، از آن بیرون و دل را تخلیه کرد.
راه تحصیل و رسیدن به مقام رضا، این است که [[انسان]] بداند هر چه را [[خدای سبحان]] برای بنده‌اش مقدر کند برای او خیر است، اگرچه [[بنده]] از [[حکمت]] آن [[آگاه]] نباشد و بداند که [[غم]] و [[غصه]] هیچ تأثیری در [[قضای الهی]] نداشته و آن را [[تغییر]] نمی‌دهد. از این‌رو در [[روایات]] عامل رسیدن به [[رضا]] [[یقین]] به [[خدا]] معرفی شده است. [[امام علی]] [[درود خدا]] بر او و [[خاندان]] پاکش فرمود: [[داناترین]] [[مردم]] به خدا، راضی‌ترین آنها به قضای او است.
# [[مطیع]] ساختن [[نفس اماره]]: از آنجا که [[انسان]] ترکیبی از [[عقل]] و [[شهوت]] است، برای اینکه بتواند بدون [[مزاحم]] و مانع، به سوی خدا [[سیر]] کند، باید کاری کند که نفس اماره را مطیع و [[تسلیم]] [[نفس مطمئنه]] سازد. در نتیجه، [[نفس شیطانی]] را تحت امر و [[اختیار]] [[نفس رحمانی]] قرار دهد.
 
# لطیف و رقیق کردن [[روح]]: یعنی انسان به کمک این دو مورد یاد شده، با [[زهد]] در عمل و [[حضور قلب]] در [[عبادت]]، روح خود را برای قبول [[انوار الهی]] آماده سازد<ref>ر.ک: الاشارات والتنبیهات، شیخ ابو علی سینا، نمط نهم، مرحله اول و دوم سیر و سلوک.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۶۸.</ref>
و در [[روایت]] دیگری می‌‌فرماید: {{متن حدیث|الرِّضَا ثَمَرَةُ الْيَقِينِ}}؛ «[[رضایت]] از خدا نتیجه یقین به خداست». در جای دیگر آن حضرت می‌‌فرماید: ریشه رضا [[اعتماد]] به خداست.
نکته دیگر آن است که از روایات بر می‌آید که بین رضا و [[ایمان]] رابطه مستقیمی است. هر اندازه ایمان [[انسان]] بیشتر باشد رضایت به قضای نیز افزون‌تر خواهد بود. امام علی{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|نِعْمَ قَرِينُ الْإِيمَانِ الرِّضَا}}؛ «رضایت [[دوست]] خوبی برای ایمان است». بر این اساس [[اولیای الهی]] به این مرتبه از ایمان رسیده بودند. [[امام صادق]]{{ع}} می‌‌فرماید: هرگز [[رسول خدا]]{{صل}} در مورد چیزی که اتفاق افتاده بود نمی‌گفت ای کاش غیر از این اتفاق افتاده بود.
راه دیگر رسیدن به [[مقام رضا]] توجه به نتایج رضایت و سرانجام [[نارضایتی]] است. مهم‌ترین ثمره رضایت [[آرامش]] جسمی و روانی است. امام علی{{ع}} فرمود: «[[راضی]] باش تا راحت باشی». در جای دیگر می‌‌فرماید: رضایت[[ حزن]] و [[اندوه]] را [[نفی]] می‌کند<ref>غررالحکم.</ref>.
[[عبدالرحمان سلمی]] می‌گوید: {{عربی|ثُمَّ الرِّضا وَ هُوَ سُرُورُ الْقَلْبِ بِمُرِّ الْقَضاءِ وَ السُّكُونُ تَحْتَ مَجارِي الْأَقْدارِ وَ الرّاضِي لا تُغَيِّرُهُ الْوارِدُ الْأَحْوالِ وَ الرِّضا سُكُونُ السِّرِّ فِيما يُقْلِقُ الْأَغْيارَ وَ مَنْ وُفِّقَ فِي حالِ الرِّضا، اسْتَوَتْ عِنْدَهُ النِّعَمُ وَ الْمِحَنُ، لِأَنَّ الْكُلَّ مِنْ عَيْنٍ واحِدَةٍ وَ الرِّضا قَبُولُ الْمُقْتَضَى بِقَلْبٍ رَحِيبٍ وَ الرّاضِي يَكُونُ مُسْتَقِيمَ الظَّاهِرِ وَ الْباطِنِ}}<ref>مجموعه آثار سلمی، ص۴۸۴، گردآوری نصرالله پورجوادی.</ref>؛ «رضا [[شادی]] [[قلب]] است بر تلخی [[قضا]] و آرامش در جریان [[تقدیر الهی]] و تغییر، احوال شخصی راضی را دگرگون نمی‌سازد و [[رضا]] تسکین و آرامش ضمیر است در اموری که سایرین را دچار [[اضطراب]] می‌کند. کسی که حال رضا بر او محقق شود در هنگام [[نعمت]] و در هنگام نقمت حال یکسان دارد؛ چراکه همه را از یک سر منشأ می‌داند و رضا قبول [[مقدرات]] با سینه‌ای گشاده و فراخ است و شخصی راضی احوال درونی و برونی او بر [[صراط مستقیم]] منطبق است».
 
در کتاب [[کشف]] المحجوب درباره مقام رضا آمده است: «و رضا دو گونه است: یکی رضای [[خداوند]] از [[بنده]] و دیگر رضای بنده از خداوند که [[حقیقت]] [[رضایت خداوند]] ارادت و [[ثواب]] و نعمت و [[کرامت]] باشد و حقیقت رضای بنده اقامت بر [[فرمان]] وی و [[گردن نهادن]][[ احکام]] وی را که تا [[توفیق]] وی جل جلاله نباشد، بنده [[مر]] [[حکم]] را گردن ننهد و بر مراد وی تعالی و [[تقدس]] اقامت نکند؛ از آن‌که رضای بنده مقرون به رضای [[خداوند عزّ و جلّ]] و قیامش بدان است. و در جمله رضای بنده استوای [[دل]] وی باشد بر دو طرف [[قضا]]: اما منع، و اما عطا و [[استقامت]] سرش بر نظاره احوال: اما [[جلال]] و اما [[جمال]]؛ چنان‌که اگر به منع واقف شود و یا به عطا سابق شود به نزدیک رضای وی متساوی باشد و اگر به [[آتش]] هیبت و جلال[[ حق]] بسوزد و یا به [[نور]] [[لطف]] و جمال وی بفروزد، سوختن و فروختن به نزدیک دلش یکسان شود؛ از آنچه وی را [[شاهد]]، حق است و آنچه از وی بود وی را همه [[نیکو]] بود، اگر به قضای وی رضا دارد»<ref>کشف المحجوب، هجویری، ص۲۱۹.</ref>.
در کتاب [[فرهنگ]] اصطلاحات و تعبیرات [[عرفانی]] آمده است: «رضا عبارت است از رفع [[کراهت]] و [[تحمل]] مرارت [[احکام]] [[قضا و قدر]]»<ref>فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۱۷۶.</ref> «استاد ابوعلی گفتی: رضا نه آن است که [[بلا]] نبیند و نداند، رضا آن بود که بر حکم و [[قضا]] [[اعتراض]] نکند». و رابعه را پرسیدند که [[بنده]] [[راضی]] کی باشد؟ گفت: آن‌گاه که از [[محنت]] شاد شود همچنان‌که از [[نعمت]]»<ref>رساله قشیریه، قشیری، ص۲۹۴-۳۰۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۲۰۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۹: خط ۹۴:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:ریاضت]]
[[رده:رضایت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۰۷

داده‌ها و نداده‌ها در مقام رضا

سالک طریقت حقیقت به شریعت اسلام، در مقام رضا به جایی می‌رسد که داده‌ها و نداده‌ها برایش یکسان است؛ زیرا هر یک را به حکمت و مصلحتی می‌داند که خدای علیم و قدیر و معطی در مقام پروردگاری برایش رقم زده است؛ چرا خدایی دانا و توانا و بخشنده که نسبت به او و احوالش نادان و ناتوان و بخیل نیست، چیزی را خواسته است که به حکمت و مصلحت است. در روایت است: جابر بن عبدالله انصاری یار دیرین رسول خدا(ص)، پیر نورانی و پاک دل، بیمار و بستری شد، امام باقر(ع) برای عیادت به خانه او رفت، در بالینش نشست و با مهر و محبت خاصی فرمود: «ای جابر! حالت چطور است؟!» جابر گفت: در حالی هستم که پیری را نسبت به جوانی دوست دارم، مرگ را نسبت به زندگی دوست دارم، به بیماری نسبت به سلامتی علاقه‌مندم. (منظور جابر این بود که در برابر هر گونه ناملایمات، مقاوم و صبور هستم). امام باقر(ع) به او فرمود: «اما من آنچه را خدا بخواهد دوست دارم، اگر پیری را بخواهد همان را دوست دارم، اگر جوانی را بخواهد، به همان علاقه‌مندم، بیماری یا سلامتی، زندگی یا مرگ، هرکدام را او بپسندد همان را می‌پسندم»[۱].

همچنین روایت است: روایت شده: جمعی به محضر امام باقر(ع) آمدند و دیدند آن حضرت به خاطر بیمار بودن یکی از کودکان، بسیار ناراحت و غمگین است به طوری که آرامش ندارد، با خود گفتند: «اگر خدای نکرده این کودک فوت کند، امام باقر(ع) منقلب می‌‌شود و ممکن است به حال خطیری بیفتد». آنها همچنان حیران بودند. ناگاه دیدند امام باقر(ع) از خانه بیرون آمد، ولی بسیار شادمان و خوشحال به نظر می‌‌رسید. با اینکه صدای گریه‌ای که از خانه برخاست، نشان می‌داد که آن کودک بیمار از دنیا رفته است. آنها به آن بزرگوار عرض کردند: «ما نگران حال شما بودیم، با خود گفتیم اگر فرزندتان از دنیا برود بی‌تاب خواهید شد، ولی اکنون تو را شاد می‌‌بینیم». امام باقر(ع) در پاسخ فرمود: «إِنَّا لَنُحِبُّ أَنْ نُعَافَى فِيمَنْ نُحِبُّ، فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنَا فِيمَا يُحِبُّ»[۲]؛ «ما دوست داریم که در مورد دوستانمان، در عافیت باشیم، ولی وقتی که قضای الهی فرا رسید، آنچه را خدا دوست دارد، همان را می‌‌پسندیم و تسلیم آن هستیم». مقام رضا در فرهنگ قرآنی، مقام بس بزرگ است و تنها کسانی به بهشت رضوان الهی در می‌آیند که اهل رضا(ع) باشند. مقام رضا که در فارسی مقام خشنودی به خدا در هر حال و احوال است، به معنای رضای بنده از خدا به معنای آن است که قضای خدا را مکروه نداند[۳]؛ و این امر محقق نمی‌شود، مگر آن‌که بنده به قضای الهی و کارهای تکوینی و احکام تشریعی او راضی باشد[۴].

کسی که در مقام رضا نشسته است، نسبت به مصیبت‌ها و هر آنچه به او از خدا می‌‌رسد خشنود است و هیچ‌گونه کراهت و ناخشنودی در وی پدید نمی‌آید؛ از این روست که وقتی به او نقصی در جان و مالش می‌رسد هیچ واکنش کراهت‌آمیزی نشان نمی‌دهد؛ زیرا آن را به حکمت الهی و مصلحتی می‌داند؛ چنان‌که داده‌های الهی او را به هیجان نمی‌آورد و سرمست و فرحناک نمی‌شود؛ زیرا می‌داند که هر چه می‌رسد براساس حکمت خدای علیم و قدیر و معطی است؛ چنان‌که خدا می‌‌فرماید: ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ[۵]. کسی که براین اعتقاد و باور باشد، نسبت به مصیبتها یی که مایه از دست رفتن و مشکلاتی می‌شود، ناخشنود نمی‌شود؛ زیرا آن را حکیمانه از سوی خدای علیم و قدیر و معطی می‌داند. از این روست که خدا در جایی می‌فرماید: ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۶].

از نظر قرآن، رضایت انسان از خدا و پذیرش قضا و قدر الهی موجب می‌شود تا رضایت خدا نسبت به او تأمین شود. چنین نفسی در مقام اطمینان است و خدا درباره این بندگان سالک خویش می‌فرماید: ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي[۷].[۸]

آثار مقام رضا در انسان

از نظر قرآن، هرکسی که در مقام رضا قرار دارد، بهره‌مند از آثاری در زندگی است که برخی از مهم‌ترین آنها عبارتند از:

  1. تأمین خیر: رضایت از مقدرات الهی، تأمین‌کننده خیر و مصلحت واقعی انسان است؛ زیرا چنان‌که از آیه ۲۱۶ سوره بقره فهمیده می‌شود،انسان به سبب عدم احاطه علمی به امور و مسائل اموری را دوست می‌دارد که به زیان اوست و اموری را ناگوار و ناخوشایند می‌داند در حالی که به ضرر و زیان اوست. از این‌رو نمی‌توان پذیرفت که مثلاً داشتن مال و فرزند و نعمت به معنای خیر و مصلحت اوست؛ زیرا چنان‌که معلوم است،زن و مال و فرزند می‌تواند به عنوان فتنه و آزمونی سخت باشد و بلای جان وی گردد[۹]. پس کسی که دارای نعمتی است به معنای خیر نیست، بلکه می‌تواند شرّی برای او باشد و همچنین داشتن نعمت به معنای کرامت نیست؛ زیرا خدا به کافران چنان می‌دهد تا سرشان را برای درخواست بالا نیاورند و به حکم عدالت الهی پاداش و مزد عمل صالح ایشان را در همین دنیا می‌دهد[۱۰]. از نظر قرآن کسانی که لج‌بازی نمی‌کنند و به اصرار و الحاح از خدا می‌خواهند تا مقدرات را تغییر دهد، در حقیقت به خود زیان می‌رسانند؛ چنان‌که یهودیان چنین خواسته‌هایی داشتند[۱۱]. پس بهتر است که انسان به مقدرات الهی راضی و خشنود باشد و به کم و زیاد اعتراضی نکند تا این‌گونه آنچه خیر و مصحلت اوست به او برسد؛ زیرا خیر هر آن چیزی است که مناسب شخص و مصلحت اوست[۱۲].
  2. صلوات الهی: از دیگر آثار رضایتمندی به مقدرات الهی و قضا و قدر او این است که شخص از صلوات و درود الهی بهره‌مند می‌شود و خدا با او صله می‌کند. خدا می‌‌فرماید: ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[۱۳].
  3. رحمت الهی: از همین آیات به دست نمی‌آید که از دیگر آثار مقام رضا، بهره‌مندی از رحمت الهی است.
  4. رضایت الهی: کسی که از خدا راضی باشد خدا نیز از او راضی خواهد بود و این‌گونه است که در مقام «راضیه مرضیه» قرار می‌گیرد که جایگاه نفس مطمئنه است[۱۴]. خدا بارها در آیات گوناگون به این تأثیر قرار گرفتن بنده در مقام رضا اشاره کرده است[۱۵].
  5. رستگاری و فلاح: از دیگر آثار مقام رضا، رسیدن به فلاح و رستگاری ابدی است که آرزوی هر انسانی است[۱۶].
  6. هدایت خاص: رضایت مصیبت‌دیدگان صابر از قضا و قدر خداوند، موجب بهره‌مند شدن از هدایت خاص الهی است[۱۷].
  7. مقام بندگی خاص: رضایت نفس مطمئنه از خدا و رضایت خداوند از وی، موجب ورود در زمره بندگان خاص خدا است[۱۸].
  8. مقام حزب الله: رضای از خداوند، موجب ورود در زمره حزب الله است. شخصی حزب الله باشد به طور طبیعی از همه آثار و برکات این عنوان بهره مند خواهد شد که از جمله آنها غلبه و پیروزی در زندگی بر دشمنان است[۱۹].
  9. بهشت جاودان: بهشت جاودان با همه مراتب از جنت فعل و صفات تا جنت ذات برای این افرادی است که تن به رضای مقدرات الهی داده‌اند و کراهتی ندارند[۲۰].[۲۱]

عوامل و زمینه‌های ایجادی مقام رضا

اینک که آثار بسیار مهم مقام رضا دانسته شده است، هر کسی تلاش می‌کند تا به این مقامدست یابد و راه‌کارهای وصول و نیل آن را‌ می‌‌جوید. از نظر قرآن، مقام رضا، موقعیتی رفیع و ارزشمند و وصول به آن، امری دشوار است. بنابراین، به سادگی در دسترس همگان قرار نمی‌گیرد و تنها سالکانی به این مقام دست می‌‌یابد که با صبر و حلم در برابر مشکلات زندگی گام در مرتبه بالاتر یعنی رضا می‌گذارند[۲۲]. البته آموزه‌های وحیانی از عابد سالک می‌خواهد تا برای رسیدن به این مقام از اموری بهره گیرد که عامل و بستر ایجادی آن است. از جمله این امور می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. رضایت به حکم پیامبر(ص): از نظر قرآن رضایت از حکم خدا صادر شده از سوی پیامبر(ص) در حل اختلافات، نشانه ایمان و رسیدن به مقام رضا است[۲۳]. از نظر قرآن، ناخشنودی از قضاوت پیامبر(ص) ناخشنودی از حکم خدا است؛ زیرا خداوند اطاعت پیامبر(ص) و نافذ بودن حکمش را واجب کرده است[۲۴].
  2. رضایت به تفاوت‌ها و تفضلات: رضایت هر یک از زنان و مردان، به تفضلات و امتیازات مقرر شده از جانب خداوند برای آنان یکی از دیگر از عوامل و بسترهای ایجادی دست‌یابی به مقام رضا است[۲۵]. باید توجه داشت که مقصود از فضل در آیه، امتیازی است که خداوند با تشریع احکام خاص مربوط به دو طایفهزن و مرد به هر یک از آنان داده است[۲۶]. پس نباید هیچ‌یک نسبت به وضعیت خویش احساس کراهت و ناخشنودی داشته باشد و باید به آنچه از جنسیت و نیز احکام متفاوت آن در تشریع بیان شده خشنود و راضی باشد.
  3. رضایت به احکام الهی: احکام الهی تکالیف است که انسان باید آن را بپذیرد و انجام دهد و نسبت به احکام جهاد و نماز و روزه و خمس و زکات و مانند آنها کراهتی نداشته و احساس ناخوشایندی در شخص نسبت به آنان و وجود نداشته باشد. در چنین حالتی است که شخص به مقام رضا می‌رسد. خدا می‌‌فرماید شخص برای اینکه به مقام رضا برسد باید به حکم الهی از جمله حکم جهاد، تن در دهد و هرچند که برایش خوشایند نیست و این ناخوشایندی و کراهت با تن در دادن کم‌کم از میان برود تا به مقام رضا برسد[۲۷].
  4. عبرت‌گیری: عبرت‌گیری و سیر و سیاحت در زمین و مشاهده فرجام کافران، زمینه‌ساز رضایت از احکام الهی و مقدرات اوست. پس کسی که می‌خواهد به مقام رضا برسد باید از این امور عبرت گیرد و با تأمل و درنگ حقایق مقدرات را دریابد و نسبت به آن آگاهی یابد[۲۸].
  5. پرهیز از طمع و حرص: رضا به عطای خدا و طمع نداشتن به بیش از حق خود از دیگر عوامل ایجادی مقام رضا در انسان است[۲۹]. کسی که طمع به داشته‌های دیگر ندارد؛ زیرا خود را مستحق نمی‌داند؛ زیرا اگر مستحق بود خدا به او می‌‌داد، و یا نسبت به چیزی که دارد حرص نمی‌زند و بیشتر از آن نمی‌خواهد؛ زیرا می‌داند که بیشتر آن را مستحق نیست؛ و خدای معطی اگر مستحق بود به او بیشتر را نیز می‌داد، به مقام رضا می‌‌رسد. این‌گونه است که حرص و طمع و حسد از میان می‌رود و شخص به دور از این صفات زشت خواهد بود. پس هرگز چشم به زینت‌ها و داشته‌های دیگر نمی‌دوزد و قانع به مال و حال خویش است[۳۰]. البته دعا کردن و درخواست عطایا از فضل الهی، هیچ منافاتی با مقام رضا ندارد[۳۱] از همین روست که امام باقر(ع) برای عافیت فرزند خویش دعا می‌کند و پیامبر(ص) برای هدایت بیشترین مردمانحرص دارد و از خدا می‌‌خواهد تا به مشیت خویش گروه بیشتری نجات و هدایت یابند[۳۲].
  6. تحمیل رضایتمندی به نفس: از دیگر بسترهایی که می‌تواند انسان را به مقام رضا برساند، تحمیل رضایتمندی به نفس در همان حال کراهت است. از همین روست که رضایت انسان به مقدرات الهی، به رغم میل نفسانی خود باید در دستور کار و به عنوان یک روش تربیتی و پرورشی باشد[۳۳].
  7. تسلیم به امر الله: از دیگر عوامل ایجادی مقام رضا در نفس انسانی،تسلیم بودن در برابر امر الهی است؛ چنان‌که حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) انجام دادند[۳۴].
  8. پیشگامی در کار خیر: از جمله دیگر عوامل ایجادی مقام رضا، پیشگامی و سبقت در کارهای خیر و نیک است[۳۵]. اصولاً کارهای نیک و عمل صالح خود مهم‌ترین عامل ایجادی مقام رضا است[۳۶].
  9. تقوای الهی: از دیگر عوامل مؤثر در ایجاد مقام رضا تقوای الهی در هر حال است تا شخص به مقام متقیندست یابد و به سمت‌وسوی رضای الهی به مقدرات برود[۳۷].
  10. صداقت: صداقت در مرتبه صدیقین می‌تواند در ایجاد مقام رضا به مقدرات مؤثر باشد[۳۸].
  11. اجتناب از دنیا‌طلبی: اجتناب از چشم دوختن به داشته‌های دیگران و دلبستگی به دنیا، زمینه رضایت از پروردگار است[۳۹].
  12. اجتناب از نفاق: اجتناب از نفاق و محور قرار دادن منافع شخصی، زمینه رضایت از خداوند است[۴۰].
  13. اخلاص: اخلاص در انفاق زمینه‌ساز رسیدن رضایت‌مندی تقواپیشگان است[۴۱].
  14. اطمینان به خدا: رسیدن نفس به مقام اطمینان موجب رسیدن به مقام رضا بلکه رضای دو سویه یعنی راضیه مرضیه می‌شود[۴۲].
  15. انفاق:انفاق همراه با تقوا و اخلاص، زمینه رسیدن به رضایت از خداوند است[۴۳].
  16. امداد به پیامبر:ایمان و یاری پیامبر(ص)، زمینه‌ساز خشنودی از خدا در انسان می‌شود و انسان به مقام رضا دست می‌یابد[۴۴].
  17. هجرت در راه خدا: هجرت و به‌ویژه پیشگامی در هجرت در راه خدا، زمینه‌ساز خشنودی از خدا و دست‌یابی انسان به مقام رضا است[۴۵].
  18. ایمان: ایمان به خدا و قیامت و دیگر امور غیبی موجب می‌شود تا شخص به مقام رضا دست یابد[۴۶].
  19. تسبیح خدا: تسبیح خدا، زمینه‌ساز رضا به قضا و قدر الهی است[۴۷].
  20. صبر و حلم: مقام رضا پس از مقام صبر و بردباری است. از این رو است که در همه آیات وقتی سخن از مقام رضا است، پیش از آن سخن از مقام صبر و حلم می‌رود. بر همین اساس است که صبر و حلم یعنی شکیبایی و بردباری به عنوان مهم‌ترین امور در دست‌یابی انسان به مقام رضاسخن به میان آمده است[۴۸].
  21. حمد و ستایش خدا:حمد خداوند در اوقات مختلف زمینه‌ساز دست‌یابی به مقام رضای خداوندی است[۴۹].
  22. خشیت: ترس عالمانه و خشیت از پروردگار، زمینه‌ساز رضایت از خداوند و کسب مقام رضایت به مقدرات الهی است[۵۰].
  23. رغبت به خدا: رغبت واقعی انسان به خدا، موجب راضی بودن به عطایای الهی است[۵۱].[۵۲]

مقام رضا در عرفان

سالک پس از واگذار کردن امور به دست حاکم عادل، از تصمیمات و احکام صادره از ناحیه وکیل خود ناراضی و ناخشنود نمی‌گردد و زبان حالش همان دعای پیامبر اکرم(ص) است که: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ يَقِيناً صَادِقاً حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِي إِلَّا مَا كَتَبْتَ لِي وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتَ لِي»[۵۳]؛ «خدایا از تو ایمانی را می‌خواهم که مباشر قلبم باشد و هرگز از آن بیرون نرود و یقینی که صادق و راست است تا بدانم چیزی به من نمی‌رسد مگر آن‌که برایم نوشته و مقدر کرده‌ای و رضایت داشته باشم به آنچه برای من قسمت کرده‌ای». مقام رضا نهایت مقام سالک است و سالکی که در این گام می‌‌نهد بهشت و رضوان خداوند نصیبش خواهد شد. از این‌رو بزرگان عرفان گفته‌اند: رضا مقام واصلان است نه مقام سالکان؛ زیرا سالک پس از طی منازل و مقامات به درجه‌ای از یقین می‌‌رسد و متصف به صفت طمأنینه می‌گردد. در حقیقت واصل کوی دوست و صاحب مقام رضا، کسی است که دلش به نور یقین روشن می‌گردد و چشم بصیرتش با مشاهده و معاینه حسن تدبیر الهی نورانی می‌شود سپس به مقام رضا گام می‌‌نهد. راضی بودن از قضای الهی یعنی اعتراض نکردن و خشمگین نشدن از آنچه پیش می‌‌آید. خداوند متعال در مقام مدح کسانی که به قضای الهی راضی و خشنودند، می‌‌فرماید: ﴿رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ[۵۴]. امام علی(ع) در مورد رضا می‌فرمایند: مَنْ جَلَسَ عَلَى بِساطِ الرِّضا لَمْ يَنَلْهُ مَكْرُوهٌ[۵۵]؛ «صاحب چنین جایگاهی، اگر از هفت گردون بر او مصیبت بارد او همچنان دل‌خوش است و جز لطف و محبت دوست چیزی نمی‌بیند».

بشر حافی در جواب سؤال فضیل عیاض که می‌پرسد آیا مقامزهد بالاتر است یا مقام رضا، می‌گوید: رضا برتر است؛ زیرا زاهد در راه است و «راضی»، «واصل». یحیی بن معاذ در این باره می‌گوید: همه امور به دو اصل بازگشت دارند؛ فعل و عملی که از طرف خداوند بر تو نازل می‌شود (تقدیرات الهی است که بر تو رقم خورده است) و فعل و عملی که از جانب تو به سوی خداوند روانه می‌‌شود. پس صاحب مقام رضا کسی است که در آنچه خدا بر او رقم زده است راضی و خشنود است و در عملی که خود انجام می‌دهد اخلاص می‌‌ورزد[۵۶]. با این تعبیر شاید بتوان گفت که شخص «راضی» به مقام قرب نوافل راه می‌‌یابد؛ زیرا روایت فرموده است: «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ»[۵۷]؛ «گوش او خواهم بود که با آن می‌شنود و چشم آن خواهم بود که با آن می‌‌بیند». قسمتی از حدیث قرب نوافل است که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. این به تعبیر امام خمینی (ره) مقام بَقَاء بَعْدَ الْفَناءِ است[۵۸].

برخی اهل سلوک مقام رضا را مقام أَنْ لَا أُرِيدَ دانسته‌اند. گویند از سالکی پرسیدند: مَا تُرِيدُ؟ قال: أُرِيدُ أَنْ لَا أُرِيدَ. پیر هرات منزل رضا را با آیه شریفه ﴿ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً[۵۹]، آغاز می‌کند و نتیجه می‌گیرد هرکس از خداوند ناخشنود باشد راهی به سوی خداوند ندارد و حضرت حق شرط رجوع کامل بنده به خود را در مقام رضا قرار داده است؛ زیرا فرمود: ای نفس به اطمینان رسیده در حال رضا و خشنودی به سوی پروردگار خویش بازگرد. وی در تعریف رضا می‌‌گوید: وَ الرِّضاءُ اسْمٌ لِلْوُقُوفِ الصَّادِقِ، حَيْثُ ما وَقَفَ الْعَبْدُ، لا يَلْتَمِسُ مُتَقَدِّمًا وَ لَا مُتَأَخِّرًا، وَ لَا يَسْتَزِيدُ مَزِيدًا، وَ لَا يَسْتَبْدِلُ حَالًا وَ هُوَ مِنْ أَوائِلِ مَسَالِكِ أَهْلِ الْخُصُوصِ وَ أَشَقِّها عَلَى الْعامَّةِ[۶۰]. در روایتی، امام صادق(ع) می‌‌فرماید: اصل طاعت خدا، صبر و رضایت به خوشایند و ناخوشایند (روزگار) است و هر بنده‌ای در مکروه و محبوب و خوشایند و ناخوشایند از خدا راضی باشد، همه آنها برای او خیر خواهد بود[۶۱]. کسی که به مقام رضا رسیده برای او دیگر تفاوتی بین فقر و ثروت، راحتی و سختی، مریضی و سلامتی، موت و حیات و مانند آنها نیست. او همیشه در حالت سرور است و همه چیز را از ناحیه محبوب می‌داند. او هر آنچه از دوست رسد را نیکو می‌‌شمارد و نه در ظاهر بلکه در باطن و حقیقت هم مسرور است. هیچ‌گاه سخنی که بویی از اعتراض بر حضرت حق در آن باشد از او شنیده نمی‌شود. او غرق در جمال محبوب است.

رضا به قضا و قدر اساس اطاعت الهی است[۶۲]. همچنین کسی به مقام رضا می‌‌رسد که اهل یقین به خدا باشد[۶۳]. از نظر امیر مؤمنان امام علی(ع) حقیقت رضا همان پذیرش مقدرات و تن دادن به آن است. ایشان می‌‌فرماید: «تَحَرَّ رِضَا اللَّهِ بِرِضَاكَ بِقَدَرِهِ»[۶۴]؛ «رضایت خداوند را با رضایت به قضا و قدر او بجوی». همچنین می‌‌فرماید: «عَلَامَةُ رِضَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ مِنَ الْعَبْدِ رِضاً بِمَا قَضَى بِهِ سُبْحَانَهُ لَهُ وَ عَلَيْهِ»[۶۵]؛ «نشانه و علامت رضایت خداوند سبحان از بنده این است که بنده به آنچه که خدا برای او و بر او مقدر کرده راضی باشد». همچنین آن امام همام(ع) فرموده است: «إِنَّكُمْ إِنْ صَبَرْتُمْ عَلَى الْبَلَاءِ وَ شَكَرْتُمْ فِي الرَّخَاءِ وَ رَضِيتُمْ بِالْقَضَاءِ كَانَ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ الرِّضَا»[۶۶]؛ «به درستی که اگر شما بر بلا صبر کنید و در سختیها شکرگزار باشید و به قضای الهی راضی باشید، رضایت خداوند نیز نصیب شما می‌‌شود».

اهمیت صفت رضا به حدّی است که پیامبر اکرم(ص) می‌‌فرماید: در روز قیامت خداوند بال‌هایی به طائفه‌ای از امت من می‌دهد، که با آنها از قبرهایشان به سوی بهشت پرواز می‌کنند و به نحو دل‌خواه از نعمت‌های بهشتی استفاده‌ می‌‌نمایند، ملائکه سؤال می‌‌کنند، آیا موقف حساب را دیدید؟ گویند از ما حسابی نخواستند، آیا از صراط گذشتید؟ گویند ما صراطی ندیدیم، آیا جهنم را دیدید؟ گویند ما چیزی ندیدیم و ملائکه سؤال کنند از امت چه کسی هستید؟ گویند از امت محمد(ص). ملائکه قسم می‌‌دهند آنها را که شما در دنیا چه اعمالی داشتید؟! می‌‌گویند دو خصلت در ما بود که خدا به فضل و رحمت خود ما را به این مرتبه رسانید. یکی آن‌که چون در خلوت بودیم از خدا شرم داشتیم که معصیت او کنیم، دوم آن‌که راضی بودیم به کم، از آنچه قسمت کرد خداوند برای ما، سپس ملائکه می‌‌گویند سزاوار این مرتبه هستید. اگر علامت‌هایی که در ابتدای پاسخ آمده را در خود می‌‌بینید و اگر آن‌قدر عاشق محبوب گشته‌اید که همه چیز حتی ناراحتی و خوشی برایتان یکسان است شما به این درجه رسیده‌اید اما اگر این‌طور نیست نباید ناامید شد زیرا این مقامات دارای رتبه هستند و ممکن است انسانی به مرتبه‌ای از رضا رسیده اما هنوز به مرتبه کامل مقام رضا نائل نشده باشد. بالاخره کسانی هم که به این مقام رسیده‌اند با تمرین و تکرار و قدم به قدم طی مسیر کرده‌اند. راه تحصیل و رسیدن به مقام رضا، این است که انسان بداند هر چه را خدای سبحان برای بنده‌اش مقدر کند برای او خیر است، اگرچه بنده از حکمت آن آگاه نباشد و بداند که غم و غصه هیچ تأثیری در قضای الهی نداشته و آن را تغییر نمی‌دهد. از این‌رو در روایات عامل رسیدن به رضا یقین به خدا معرفی شده است. امام علی درود خدا بر او و خاندان پاکش فرمود: داناترین مردم به خدا، راضی‌ترین آنها به قضای او است.

و در روایت دیگری می‌‌فرماید: «الرِّضَا ثَمَرَةُ الْيَقِينِ»؛ «رضایت از خدا نتیجه یقین به خداست». در جای دیگر آن حضرت می‌‌فرماید: ریشه رضا اعتماد به خداست. نکته دیگر آن است که از روایات بر می‌آید که بین رضا و ایمان رابطه مستقیمی است. هر اندازه ایمان انسان بیشتر باشد رضایت به قضای نیز افزون‌تر خواهد بود. امام علی(ع) می‌‌فرماید: «نِعْمَ قَرِينُ الْإِيمَانِ الرِّضَا»؛ «رضایت دوست خوبی برای ایمان است». بر این اساس اولیای الهی به این مرتبه از ایمان رسیده بودند. امام صادق(ع) می‌‌فرماید: هرگز رسول خدا(ص) در مورد چیزی که اتفاق افتاده بود نمی‌گفت ای کاش غیر از این اتفاق افتاده بود. راه دیگر رسیدن به مقام رضا توجه به نتایج رضایت و سرانجام نارضایتی است. مهم‌ترین ثمره رضایت آرامش جسمی و روانی است. امام علی(ع) فرمود: «راضی باش تا راحت باشی». در جای دیگر می‌‌فرماید: رضایتحزن و اندوه را نفی می‌کند[۶۷]. عبدالرحمان سلمی می‌گوید: ثُمَّ الرِّضا وَ هُوَ سُرُورُ الْقَلْبِ بِمُرِّ الْقَضاءِ وَ السُّكُونُ تَحْتَ مَجارِي الْأَقْدارِ وَ الرّاضِي لا تُغَيِّرُهُ الْوارِدُ الْأَحْوالِ وَ الرِّضا سُكُونُ السِّرِّ فِيما يُقْلِقُ الْأَغْيارَ وَ مَنْ وُفِّقَ فِي حالِ الرِّضا، اسْتَوَتْ عِنْدَهُ النِّعَمُ وَ الْمِحَنُ، لِأَنَّ الْكُلَّ مِنْ عَيْنٍ واحِدَةٍ وَ الرِّضا قَبُولُ الْمُقْتَضَى بِقَلْبٍ رَحِيبٍ وَ الرّاضِي يَكُونُ مُسْتَقِيمَ الظَّاهِرِ وَ الْباطِنِ[۶۸]؛ «رضا شادی قلب است بر تلخی قضا و آرامش در جریان تقدیر الهی و تغییر، احوال شخصی راضی را دگرگون نمی‌سازد و رضا تسکین و آرامش ضمیر است در اموری که سایرین را دچار اضطراب می‌کند. کسی که حال رضا بر او محقق شود در هنگام نعمت و در هنگام نقمت حال یکسان دارد؛ چراکه همه را از یک سر منشأ می‌داند و رضا قبول مقدرات با سینه‌ای گشاده و فراخ است و شخصی راضی احوال درونی و برونی او بر صراط مستقیم منطبق است».

در کتاب کشف المحجوب درباره مقام رضا آمده است: «و رضا دو گونه است: یکی رضای خداوند از بنده و دیگر رضای بنده از خداوند که حقیقت رضایت خداوند ارادت و ثواب و نعمت و کرامت باشد و حقیقت رضای بنده اقامت بر فرمان وی و گردن نهادناحکام وی را که تا توفیق وی جل جلاله نباشد، بنده مر حکم را گردن ننهد و بر مراد وی تعالی و تقدس اقامت نکند؛ از آن‌که رضای بنده مقرون به رضای خداوند عزّ و جلّ و قیامش بدان است. و در جمله رضای بنده استوای دل وی باشد بر دو طرف قضا: اما منع، و اما عطا و استقامت سرش بر نظاره احوال: اما جلال و اما جمال؛ چنان‌که اگر به منع واقف شود و یا به عطا سابق شود به نزدیک رضای وی متساوی باشد و اگر به آتش هیبت و جلالحق بسوزد و یا به نور لطف و جمال وی بفروزد، سوختن و فروختن به نزدیک دلش یکسان شود؛ از آنچه وی را شاهد، حق است و آنچه از وی بود وی را همه نیکو بود، اگر به قضای وی رضا دارد»[۶۹]. در کتاب فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی آمده است: «رضا عبارت است از رفع کراهت و تحمل مرارت احکام قضا و قدر»[۷۰] «استاد ابوعلی گفتی: رضا نه آن است که بلا نبیند و نداند، رضا آن بود که بر حکم و قضا اعتراض نکند». و رابعه را پرسیدند که بنده راضی کی باشد؟ گفت: آن‌گاه که از محنت شاد شود همچنان‌که از نعمت»[۷۱].[۷۲]

منابع

پانویس

  1. برگی از زندگی امام باقر(ع)، محمد محمدی اشتهاردی؛ مقامات معنوی، محسن بینا، ج۲، ص۴۱.
  2. برگی از زندگی امام باقر(ع)، محمد محمدی اشتهاردی؛ مقامات معنوی، محسن بینا، ج۲، ص۴۱.
  3. مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۳۵۶، «رضی».
  4. المیزان، ج۹، ص۳۷۵.
  5. «هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.
  6. «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
  7. «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
  8. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۹۷.
  9. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ «ای مؤمنان! برخی از همسران و فرزندانتان دشمن شمایند پس، از آنان دوری گزینید و اگر درگذرید و ببخشایید و چشم بپوشید بی‌گمان خداوند (نیز) آمرزنده‌ای بخشاینده است * جز این نیست که دارایی‌ها و فرزندانتان مایه آزمونند و خداوند است که پاداش سترگ نزد اوست» سوره تغابن، آیه ۱۴-۱۵.
  10. ﴿فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ «اما انسان، چون پروردگارش او را بیازماید و گرامی دارد و نعمت دهد، می‌گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت * و چون پروردگارش او را بیازماید و روزی‌اش را بر او تنگ گیرد می‌گوید پروردگارم مرا خوار داشت» سوره فجر، آیه ۱۵-۱۶؛ ﴿وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ * وَزُخْرُفًا وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ «و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد می‌شدند بی‌گمان برای خانه‌های کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر می‌ورزند بام‌هایی سیمین و نردبان‌هایی که از آنها فرا روند قرار می‌دادیم * و برای خانه‌هایشان درهایی می‌ساختیم و تخت‌هایی می‌نهادیم که بر آن پشت دهند * و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه ۳۳-۳۵.
  11. ﴿وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! هرگز یک (رنگ) خوراک را برنمی‌تابیم به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز، بر آورد. او گفت: آیا چیز پست‌تر را به جای چیز بهتر می‌خواهید؟ به شهری فرود آیید که (آنجا) آنچه خواستید در اختیار شماست؛ و مهر خواری و تهیدستی بر آنان زده شد و سزاوار خشم خداوند شدند زیرا نشانه‌های خداوند را انکار می‌کردند و پیامبران را ناحقّ می‌کشتند؛ این بدان روی بود که سرکشی ورزیدند و از اندازه، می‌گذشتند» سوره بقره، آیه ۶۱.
  12. ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به‌سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.
  13. «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.
  14. ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
  15. ﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ * يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ «آنان که ایمان آورده‌اند و هجرت کرده‌اند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیده‌اند، نزد خداوند بلند پایگاه‌ترند و آنانند که رستگارند * پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستان‌هایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید می‌دهد» سوره توبه، آیه ۲۰-۲۱؛ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ ﴿جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.
  16. ﴿قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹؛ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ ﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.
  17. ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.
  18. ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
  19. ﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.
  20. ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰؛ ﴿قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹؛ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ و آیات دیگر.
  21. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۰۰.
  22. ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰؛ ر.ک: المیزان، ج۱۴، ص۲۳۸.
  23. ﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا «آنان را که به آیات ما کفر ورزیدند به زودی در آتشی (دردناک) می‌افکنیم؛ هرگاه که پوست تنشان بریان گردد بر آنان پوست‌هایی تازه جایگزین می‌گردانیم تا عذاب را بچشند؛ بی‌گمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۵۶.
  24. المیزان، ج۴، ص۴۰۵.
  25. ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.
  26. المیزان، ج۴، ص۳۵۸.
  27. ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
  28. ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ * أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا «این از آن روست که آنان آنچه را خداوند فرو فرستاد نپسندیدند بنابراین (خداوند) کردارهایشان را از میان برد * پس آیا در زمین نگشته‌اند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ خداوند آنان را از میان برداشت و کافران را (نیز سرانجامی) همانند آنان است» سوره محمد، آیه ۹-۱۰.
  29. ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲؛ ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به‌سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.
  30. ﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ «به چیزی که دسته‌هایی از کافران را بدان بهره‌مند کرده‌ایم چشم مدوز و برای آنان اندوه مخور و برای مؤمنان افتادگی کن!» سوره حجر، آیه ۸۸؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى * وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی * و به آنچه با آن دسته‌هایی از آنان را بهره‌مند گردانده‌ایم چشم مدوز، آراستگی زندگی این جهان را (به آنان داده‌ایم) تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایاتر است» سوره طه، آیه ۱۳۰-۱۳۱.
  31. ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.
  32. ﴿إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ «اگر (هم) تو بر راهنمایی‌شان آزمند باشی خداوند آن کس را که گمراه وا می‌گذارد، راهنمایی نمی‌کند و آنان را یاوری نیست» سوره نحل، آیه ۳۷.
  33. ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶؛ ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا «ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان داده‌اید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمی‌پسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.
  34. ﴿فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ * فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ * فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم * و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت * و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)» سوره صافات، آیه ۱۰۱-۱۰۳.
  35. ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.
  36. ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند * پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸؛ ﴿فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ * كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ «و او در زندگانی پسندیده‌ای به سر خواهد برد * در بهشتی فرازین * که میوه‌هایش در دسترس است * بخورید و بیاشامید! گواراتان باد برای آنچه در روزهای گذشته انجام داده‌اید» سوره حاقه، آیه ۲۱-۲۴؛ و آیات دیگر.
  37. ﴿وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى «و پرهیزگارتر، از آن برکنار داشته خواهد شد * همان کس که داراییش را می‌بخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۷-۲۱.
  38. ﴿قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
  39. ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى * وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی * و به آنچه با آن دسته‌هایی از آنان را بهره‌مند گردانده‌ایم چشم مدوز، آراستگی زندگی این جهان را (به آنان داده‌ایم) تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایاتر است» سوره طه، آیه ۱۳۰-۱۳۱.
  40. ﴿وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ «و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به‌سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۸-۵۹.
  41. ﴿الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى «همان کس که داراییش را می‌بخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۸-۲۱.
  42. ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
  43. ﴿وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى «و پرهیزگارتر، از آن برکنار داشته خواهد شد * همان کس که داراییش را می‌بخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۷-۲۱.
  44. ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.
  45. ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.
  46. ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند * پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸؛ ﴿فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ * إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ * فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ * كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ «امّا آنکه کارنامه‌اش به دست راست وی داده شود می‌گوید: بگیرید کارنامه مرا بخوانید! * بی‌گمان می‌دانستم که با حساب خویش روبه‌رو خواهم شد * و او در زندگانی پسندیده‌ای به سر خواهد برد * در بهشتی فرازین * که میوه‌هایش در دسترس است * بخورید و بیاشامید! گواراتان باد برای آنچه در روزهای گذشته انجام داده‌اید» سوره حاقه، آیه ۱۹-۲۴.
  47. ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
  48. ﴿فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ * فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم * و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۱-۱۰۲؛ ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
  49. ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
  50. ﴿جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.
  51. ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به‌سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.
  52. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۰۲.
  53. عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۳۹۹.
  54. «خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
  55. عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۴۰۲.
  56. عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۴۰۳.
  57. کلینی، کافی، ج۲، ص۲۶۲ و ۲۶۳.
  58. شرح حدیث جنود عقل و جهل، موسوی خمینی، ص۱۷۰.
  59. «به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.
  60. کلینی، کافی، ج۲، باب الرضا، ص۲۰۴.
  61. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۳۹.
  62. شرح غرر الحکم، ج۴، ص۵۳.
  63. شرح غرر الحکم، ج۱، ص۱۶۰.
  64. شرح غرر الحکم، ج۲، ص۲۸۷.
  65. شرح غرر الحکم، ج۴، ص۱۲۱.
  66. شرح غرر الحکم، ج۳، ص۶۶.
  67. غررالحکم.
  68. مجموعه آثار سلمی، ص۴۸۴، گردآوری نصرالله پورجوادی.
  69. کشف المحجوب، هجویری، ص۲۱۹.
  70. فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۱۷۶.
  71. رساله قشیریه، قشیری، ص۲۹۴-۳۰۱.
  72. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۰۶.