بحث:دعا در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۳۶: | خط ۱۳۶: | ||
==لوازم [[دعا]]== | ==لوازم [[دعا]]== | ||
==[[آداب دعا]]== | ==[[آداب دعا]]== | ||
==فوائد و [[منافع]] [[دعا]]== | ==فوائد و [[منافع]] [[دعا]]== | ||
*[[دعا]] از فواید بسیاری برخوردار است. ما پیش از آنکه به این فوائد اشاره کنیم، متذکّر میشویم که [[اجابت دعا]] از سوی [[حضرت]] [[حق]] و برآورده شدن [[حاجات]] [[انسان]]، در کنار این [[منافع]] تنها قطرهای است که از اقیانوس [[کبیر]] بر سنگی نشسته است!؛ چه آن فوائد و [[منافع]] بهگونهای درشت است، که برآورده شدن [[حاجت]] [[انسان]] در کنار آن از رتبت چندانی برخوردار نیست!. | *[[دعا]] از فواید بسیاری برخوردار است. ما پیش از آنکه به این فوائد اشاره کنیم، متذکّر میشویم که [[اجابت دعا]] از سوی [[حضرت]] [[حق]] و برآورده شدن [[حاجات]] [[انسان]]، در کنار این [[منافع]] تنها قطرهای است که از اقیانوس [[کبیر]] بر سنگی نشسته است!؛ چه آن فوائد و [[منافع]] بهگونهای درشت است، که برآورده شدن [[حاجت]] [[انسان]] در کنار آن از رتبت چندانی برخوردار نیست!. | ||
نسخهٔ ۵ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۳۴
نویسنده: آقای ظرافتی
پاسخ اجمالی
مقدمه
- دعا برترین عبادات و بلکه عصاره و روح عبادت و سپر مؤمن و سلاح اوست. دعا ارتباطی قلبی است بین بنده و پروردگار و کلامی است که به سوی خدا بالا میرود و ارتباط قلبی و مناجات با حضرت حق، از علائم کمال انسان بوده سعادت دو جهانی او را نشان میدهد[۱].
مفهومشناسی دعا
ضرورت دعا
- در بسیاری از آیات و روایات، عباراتی شگرف به کار رفته که ترغیب به دعا میکند و از غفلت از آن نهی شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۲] دلالت آیه بر متوقّف بودن رشد و کمال آدمی بر دعاست که بدون آن انسان به هیچ منزلی از منازل برتر دست نخواهد یافت[۳].
- تهدیدی که در آیۀ ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ﴾[۴] به چشم میآید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است، به دلیل آنکه اهمیت ارتباط قلبی بنده با خداوند و نیایش را به نمایش گذارد و در آیۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾[۵] چنان زبان تهدیدی به کار برده، که همچون آیۀ پیشین در شمار سنگینترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است.
- در آیه ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ﴾[۶] خداوند متعال پیامبر خود را امر میفرماید که ایشان نیز در شمار دعاکنندگان، لحظهای از این عطیّۀ بزرگ الهی غفلت نورزد[۷].
شرایط دعا
- شرائطی که بدون آن اصلاً ماهیّت دعا محقّق نمیشود:
- معرفت الهی: معرفت هر اندازه بیشتر شود، دعا به اجابت نزدیکتر میشود؛ به گونهای که گاه بین دعا و اجابت آن هیچ چیزی فاصله نمیاندازد. صاحبان این گونه از دعا "مُستجاب الدَّعوه" خوانده میشوند. این شرط در قرآن کریم مورد اشاره واقع شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۸].[۹]
- آغاز نمودن با حمد و ستایش حضرت حق: هیچ دعائی از اهل بیت (ع) نقل نشده مگر آنکه در ابتدا و انتهای آن، ستایش و حمدی شایسته، از حضرت حق صورت گرفته است. امام صادق (ع) در این زمینه میفرمایند: «هرگاه یکی از شما خواست چیزی از حوائج دنیا و آخرت خود را از خداوند درخواست نماید، آگاه باشید که نخست با ثنای خداوند و مدح او و صلوات بر پیامبر اکرم (ص) آغاز کند، آنگاه از خداوند حوائج خود را درخواست نماید»[۱۰].
- یقین به اجابت: خداوند هرگز از وعدۀ خود تخلّف نمینماید. در آیات بسیاری وعده فرموده که دعاکننده را از خانۀ خویش تهیدست باز نمیگرداند: ﴿أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۱۱]؛ ﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾[۱۲]. امام صادق (ع) میفرمایند: «چون خداوند را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به اجابت آن یقین داشته باش»[۱۳].
- توبه و اقرار به گناه: گناه مهمترین علتِ به استجابت نرسیدن دعاست؛ از اینرو استغفار از گناه نیز در شمار مهمترین علل پذیرش آن است: ﴿وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا﴾[۱۴].[۱۵]
- توسُّل به صاحبان عصمت کُبری (ع): در این زمینه آیۀ شریفۀ: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾[۱۶] بسیار روشن است و در ذیل همین آیه، پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «ما وسیله به سوی خداوند هستیم»[۱۷].
- صلوات بر محمد و آل محمد (ص): امام صادق (ع) فرمودند: «دعا همچنان از بارگاه الهی پوشیده میماند، تا آنگاه که بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود»[۱۸].[۱۹]
- شرائطی که ماهیت دعا بدون آنها محقّق میشود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آنهاست:
- شرائط مربوط به دعا کننده و حالات او: حالات کسی که دست به دعا بر میدارد، در پذیرش دعای او نقشی مهم ایفا میکند. مهمترین این حالات چنین است: دعای انسان اندوهگین، دعای انسان مظلوم، دعای انسان مضطر، دعای کسی که در حالت گذاردن حج است، دعای انسان مریض، دعای گروهی، دعا با دستان برافراشته، دعا با قلب شکسته و دعا با وضوی مستحبّی، بهویژه آنکه دعا کننده دو رکعت نماز مستحبّی نیز به جا آورد[۲۰].
- شرائط مربوط به زمان: این زمانها بسیار بوده و مهمترین آنها عبارت اند: دعا در ماه رجب، شعبان و رمضان، شبهای قدر و ده روز اوّل ماه ذی حجّه به ویژه روز عَرَفه، عید فطر، قربان، غدیر، مبعث و روزها و شبهای جمعه، سحر و به ویژه پیش از طلوع فجر و نیز لحظات بینَ الطّلوعین، هنگام ظهر، غروب، فاصلۀ میان نماز مغرب و عشاء و...[۲۱].
- شرائط مربوط به مکان: مهمترین مکانها برای دعا عبارتند: تمامی مساجد به ویژه مسجد الحرام، کنار کعبه، حِجْر، مقام، زمزم، مسجد پیامبر اکرم (ص)، میان محراب و منبر ایشان، و نیز در کنار مرقد مطهّر آن بزرگوار، سرزمین عرفات، مشعر، مِنی، بر روی دو کوه صفا و مروه، کنار مراقد مطهر اهل بیت (ع) به ویژه در آستانۀ حضرت سیِّدالشُّهداء (ع)، کنار قبور مؤمنین، بهویژه عالمان و سادات[۲۲].
موانع دعا
- عدم استجابت دعا یا به خاطر آن است که شرائط لازم برای استجابت فراهم نشده و یا به خاطر آن است که مانعی در میان بوده و از پذیرش دعا ممانعت میکند. به عنوان نمونه گاه آنچه مورد دعا قرار میگیرد با مصلحت حقیقی دعاکننده سازگاری نداشته، در حقیقت برای او ضرر خواهد داشت: ﴿وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً﴾[۲۳]؛ ﴿وعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ﴾[۲۴]. با این همه اما چون دعا خود در شمار امور نیکو و پسندیده است، دست بردن به آن خود از ثوابی عظیم برخوردار است. از اینرو قرآن کریم شهادت میدهد اگر دعائی پذیرفته نشود، خداوند به جای آن خیر دیگری برای انسان مقدر خواهد فرمود: ﴿فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا﴾[۲۵].[۲۶]
- موانعی که میتوانند مانع پذیرش دعا شوند بسیارند؛ برخی از آنها عبارتند از:
- صفات رذیلت: به صورت بسیار شدیدی از رسیدن دعا به حریم پاک الهی جلوگیری مینماید، همانگونه که بند، پرنده را از پرواز باز میدارد: ﴿وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ﴾[۲۷]. امام صادق (ع) میفرمایند: «خداوند دعائی که از قلبی سخت و سنگین برآید را نمیپذیرد»[۲۸].[۲۹]
- گناه: خداوند متعال بارها عهد فرموده کافران، فاسقان و ظالمان را مشمول هدایت خود نکند؛ از اینرو نه خود آنان را میپذیرد نه عملشان را و نه دعایشان را؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾[۳۰]؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾[۳۱]؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾[۳۲].[۳۳] امام صادق(ع) فرمودند: «فرد ظالم دعایش قبول نمیشود تا وقتی که به سوی خداوند توبه کند»[۳۴].
- مال مُشتبَه: پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «کسب خود را حلال کن تا دعایت اجابت شود، چراکه انسان لقمهای که در آن حرام است را فقط به سوی دهانش میبرد، از اینرو تا چهل روز دعایش مستجاب نمیشود»[۳۵].[۳۶]
- ناهماهنگی میان زبان و قلب: پذیرفته شدن دعا در گرو هماهمنگی آن با دعای قلبی است و خداوند دعای کسی که با قلبی غافل به دعا پرداخته را نمیپذیرد؛ امیرمؤمنان (ع) فرمودند: «خداوند دعائی که از قلبی غافل برخیزد را نمیپذیرد»[۳۷].[۳۸]
- تکیه و اعتماد بر غیر خداوند متعال: در روایات بسیاری وارد شده، خداوند امید امیدواری که به غیر او امید بندد را ناامید خواهد کرد، و دعایش را نیز نخواهد پذیرفت: ﴿أَغَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴾[۳۹]
- ناهماهنگی میان دعا و عمل انسان: اگر کسی خود را به فقر، گناه و بردگی اَجانب مبتلا ساخت و از آن پس دست به دعا برداشت که: «خدایا! مرا به واسطۀ حلالت از حرامت و به واسطۀ اطاعتت از گناهت و به واسطۀ فضلت از دیگران بینیاز ساز»[۴۰]، دعای او اجابت نخواهد شد؛ مگر آنکه به سوی حضرت حق بازگردد و از آنچه انجام داده توبه نماید[۴۱].
- فراهم نساختن علل و اسباب لازم: هرکس اسباب و علل ظاهری خواسته خود را فراهم نکرده تنها دست به دعا بردارد، دعایش پذیرفته نخواهد شد. آیات و روایات بسیاری بر این مطلب دلالت مینماید: ﴿وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا﴾[۴۲].[۴۳]
- رسیدن به مراتب اولیاء: بسیاری از روایات و آیات بر این نکته دلالت میفرماید، که اولیاء خدا را منازل و منزلتی است که دستیابی به آن، تنها با بلاء، سختی، مشکلات و رد کردن دعای آنان ممکن خواهد بود: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ﴾[۴۴].[۴۵] امام صادق (ع) فرمودند: «بنده را مقامی نزد پروردگار است، که به آن دست نمییابد مگر به واسطۀ یکی از این دو امر: یا آنکه مالش از دستش برود، و یا آنکه مرضی در بدنش پدید آید»[۴۶].[۴۷]
- علاقۀ خداوند به شنیدن صدای بندهاش: این مانع تنها مخصوص اَخصّ خواص است که خدا را بسیار دوست میدارند و از مناجات با او لذّت میبرند و او نیز از مناجات ایشان لذّت میبرد، آنان او را میخوانند و او آنان را میخواند؛ امیرمؤمنان (ع) در مناجات شعبانیه میفرمایند: «پروردگارا! مرا از آنان قرار ده که خواندیشان پس تو را پاسخ دادند، و به آنان نگریستی پس برای عظمت تو مدهوش شدند، زان پس در سِرّ آنان به مناجات با آنان پرداختی»[۴۸]. خداوند متعال چون محبّتی بیشتر نسبت به بندهاش دارد، دعای او را اجابت نمیکند تا سخن بنده طولانی شود و او بتواند در خفا و آشکار مناجات او را بشنود و به او التفات فرماید. امام کاظم (ع) میفرمایند: «امام باقر (ع) میفرمودند: مؤمن گاه حاجت خود را از خداوند طلب مینماید، امّا اجابت آن دعا به خاطر آنکه خداوند صدای او را دوست دارد به تأخیر میافتد»[۴۹].[۵۰]
لوازم دعا
آداب دعا
آثار و فواید دعا
- دعا از فواید بسیاری برخوردار است که اجابت دعا از سوی حضرت حق و برآورده شدن حاجات انسان، در کنار این منافع تنها قطرهای است که از اقیانوس کبیر بر سنگی نشسته است! برخی از این فوائد عبارتند از:
- ارتباط بین بنده و مولی: اهل دل لحظهای از این ارتباط را برتر از تمامی دنیا و آنچه در آن است، میدانند[۵۱]. غیر اهل دل نیز اگر به حقیقت این ارتباط آگاه شوند، بدان فخر جسته بلکه آن را تنها مایۀ افتخار خود میشمارند[۵۲].
- برطرف شدن حجاب از مقابل فطرت انسان: انسان در فطرت خود خداوند را آگاه و توانا میداند، از اینرو به مناجات با او میپردازد. علم اجمالی انسان به توحید، عظمت، دانائی و توانائی حضرت حق، به وسیلۀ دعا و تضرّع به تفصیل میرسد[۵۳].
- درک و دریافت ذلّت بندگی و عزّت پروردگاری: درک این مطلب، در زبان اهل دل "مقام عبودیّت" خوانده میشود که رسیدن به این مقام، احتیاج به طیّ منازلی همچون توبه، بیداری، زدون رذائل از نفس و آراستن آن به فضائل، لقاء و... دارد. این حالت، برترین و نیکوترین حالها و لذّت بخشترین آنهاست که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزاندن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، غرور، ریاء و... در این شمار است[۵۴].
- یافتن گمشدۀ انسان: انسان از همان آغاز تولّد، در جان خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان خداوند متعال است: ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾[۵۵]؛ ذکر خداوند که معنائی عام داشته، دعا، توبه و تضرّع به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند آدمی را راهنمایی کرده، از این سرگردانی نجات دهد[۵۶].
- بریدن از دیگران و پیوستن به او: در اصطلاح اخلاقی آن را "انقطاع از مردم و پیوستن به خداوند" میخوانند و به ریاضتهای شرعی بسیار احتیاج دارد که در شمار مهمترین مصادیق آن میتوان به دعا، توبه، ابتهال و تضرّع به درگاه الهی اشاره کرد[۵۷].
- جلب ولایت الهی: پایداری بر صراط مستقیم و منحرف نشدن از آن نیازمند جلب و جذب عنایت و هدایت الهی است و این هدایت الهی به ریاضات شرعی نیازمند است که مهمترین آنها از دعاست[۵۸].
- تسلّط بر اعصاب و گریز از پریشان خاطری: یکی از مهمترین علل رفع اضطرابها، اندوهها، نگرانیها و... همان دعاست، که آرامش را به قلب و اندیشه و طمأنینه، سکینه و وقار را در اعضاء انسان جاری مینماید: ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾[۵۹].
- تزکیۀ نفس و نیکوکردن اخلاق: این مهمترین فائدۀ دعاست که همچون استاد اخلاق، میتواند نفس انسان را مهذّب ساخته، رذائل را از آن دور نماید: ﴿إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ﴾[۶۰] فائدهای که عموم مردم از دعا به دست میآورند، آن است که از غلطیدن در منجلابهای شیطان رهائی یابند. خواص مردم اما به وسیلۀ دعا از انجام تمامی امور ناپسند باز داشته و از گناهان بزرگ پرهیز میکنند و برتر از آن اینکه از گناهان صغیره نیز برحذر داشته میشوند. اخصّ خواص مردم به وسیلۀ دعا از مکروهات و خواستههای ناروای نفسانی ـ هرچند حرام نیز نباشد ـ احتراز میکنند. بالاتر از آن اینکه دعا و تضرّع میتواند آنان را از افکار، خیالات و وسوسههای باطل حفظ کند[۶۱].
- ثوابهای بسیار: در این زمینه اگر تنها آیه شریفه ﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا﴾[۶۲] را در دست داشتیم، باز کافی بود تا اعتقاد یابیم هیچ چیزی همسنگ و همارز دعا نیست[۶۳].
گستره دعا
عواقب ترک دعا
- قرآن توجه خدا به بندگان را به دعا و نیایش آنان وابسته کرده است: ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ﴾[۶۴]. تهدیدی که در این آیه به چشم میآید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است؛ در آیۀ شریفۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾[۶۵] نیز خداوند کسانی را که از دعا کردن خودداری میکنند مستکبر شمرده و آنان را به جهنم تهدید کرده است و همچون آیه پیشین در شمار سنگینترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است[۶۶]. ترک دعا و غفلت از آن، از علائم بدبختی و زیانکاری انسان است: ﴿ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا﴾[۶۷].
- بنابراین، نیایش و ارتباط قلبی میان بنده و حضرت حق، از مهمترین واجبات انسان بوده، ترک آن نیز در شمار بدترین محرمات قرار دارد[۶۸].
پاسخ تفصیلی
مقدمه
- دعا برترین عبادات و بلکه عصاره و روح عبادت و سپر مؤمن و سلاح اوست. دعا ارتباطی قلبی است بین بنده و پروردگار و کلامی است که به سوی خدا بالا میرود و ارتباط قلبی و مناجات با حضرت حق، از علائم کمال انسان بوده سعادت دو جهانی او را نشان میدهد[۶۹].
مفهومشناسی دعا
ضرورت دعا
- در بسیاری از آیات و روایات، عباراتی شگرف به کار رفته که ترغیب به دعا میکند و از غفلت از آن نهی شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۷۰] دلالت آیه بر متوقّف بودن رشد و کمال آدمی بر دعاست که بدون آن انسان به هیچ منزلی از منازل برتر دست نخواهد یافت[۷۱].
- تهدیدی که در آیۀ ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ﴾[۷۲] به چشم میآید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است، به دلیل آنکه اهمیت ارتباط قلبی بنده با خداوند و نیایش را به نمایش گذارد و در آیۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾[۷۳] چنان زبان تهدیدی به کار برده، که همچون آیۀ پیشین در شمار سنگینترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است.
- در آیه ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ﴾[۷۴] خداوند متعال پیامبر خود را امر میفرماید که ایشان نیز در شمار دعاکنندگان، لحظهای از این عطیّۀ بزرگ الهی غفلت نورزد[۷۵].
شروط صحّت دعا
شرائطی که بدون آن اصلاً ماهیّت دعا محقّق نمیشود
۱. معرفت الهی
- این معرفت - که پیش از این درباره آن توضیحی ارائه کرده ایم-، هر اندازه بیشتر شود، دعا به اجابت نزدیکتر میگردد؛ بهگونهای که گاه بین دعا و اجابت آن هیچ چیزی فاصله نمیاندازد. صاحبان این گونه از دعا "مُستجاب الدَّعوه" خوانده میشوند. این شرط در قرآن کریم اینگونه مورد اشاره واقع شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ﴾[۷۶][۷۷].
۲. آغاز نمودن با حمد و ستایش حضرت حق
- در آغاز دعا، میبایست خداوند را به حمد و ستایش گرفت. گذشته از روایات ما، سیره اهل بیت(ع) نیز همین مطلب را نشان میدهد؛ چه هیچ دعائی از آنان نقل نشده مگر آنکه در دو سوی ابتدا و انتهای آن، ستایش و حمدی شایسته از حضرت حق صورت گرفته است. امام صادق(ع) در این زمینه میفرمایند: "هرگاه یکی از شما خواست که چیزی از حوائج دنیا و آخرت خود را از خداوند درخواست نماید، آگاه باشید که نخست با ثنای خداوند و مدح او و صلوات بر پیامبر اکرم(ص) آغاز کند، آنگاه از خداوند حوائج خود را درخواست نماید"[۷۸].
- نیز آن حضرت(ع) میفرمایند: "در کتاب علی(ع) آمده است: مدح کردن پیش از درخواست کردن است. از اینرو چون خداوند را خواندی، نخست او را تمجید نما و زان پس دعا کن"[۷۹]
- نظیر این دو روایت در کتب ما بسیار آمده است[۸۰][۸۱].
۳. یقین به اجابت
- یقین به اجابت و دستکم گمان به آنکه این دعا به اجابت میرسد نیز، در شمار شرائط صحّت دعا است؛ چه خداوند - که هرگز وعده خود را تخلّف نمینماید-، در آیات بسیاری وعده فرموده که دعاکننده را از خانه خویش تهیدست باز نمیگرداند:
- در این زمینه به این چند حدیث نیز بنگرید:
- امام صادق(ع) میفرمایند: "هیچ بندهای دست خود را به سوی خداوند عزیز جبّار دراز نکرد، مگر آنکه خداوند حیا میکند که آن را خالی بازگرداند، تا آنکه از رحمت خود هرآنچه خواهد در آن بنهد؛ از اینرو هرگاه کسی از شما دعا کرد، دست خود را باز نگرداند مگر آنکه آن را بر صورت و سر خود بکشد"[۸۴]:
- امام صادق(ع) میفرمایند: "چون خداوند را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به اجابت آن یقین داشته باش"[۸۵].
- امام صادق(ع) میفرمایند: "چون دعا کردی چنین بدان که حاجتت به تو بسیار نزدیک - و گویا کنار درب منزل- است"[۸۶][۸۷].
۴. توبه و اقرار به گناه
- که در شمار مهمترین کارها و افضل آن است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: "استغفار و بر زبان آوردن عبارت شریف لا اله الا الله بهترین عبادتها است" [۸۸].
- نیز در خبر است، که آن حضرت روزانه هفتاد مرتبه استغفار میفرمودند[۸۹].
- پیش از این اشاره کردیم که گناه در شمار علل به استجابت نرسیدن دعا، و بلکه مهمترین علت آن است؛ از اینرو استغفار از گناه نیز در شمار مهمترین علل پذیرش آن میباشد. شماری از آیات و احادیث ما نیز بر همین مطلب دلالت میکند؛ نمونه را به دو آیه بنگرید:
- در قرآن کریم در بیش از یکصد مورد، به زاری به درگاه الهی و تضرّع به سوی او اشاره شده؛ این موارد همگی با استغفار و توبه همراه است، و از اینرو نشان میدهد که بنده میباید به هنگام دعا کردن، خود را از بار گناهان پیشینش رهائی بخشیده آنگاه دست به درخواست خویش دراز کند.
- شیخ کلینی و شماری از روایات این مطلب را در کتاب گرانقدر خویش نقل، و در بابی کنار هم آورده است [۹۲][۹۳].
۵. توسُّل به صاحبان عصمت کُبری(ع)
- به این آیه شریفه که در این زمینه بسیار روشن است، بنگرید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾[۹۴].
- در ذیل همین آیه شریفه پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: "ما وسیله به سوی خداوند هستیم" [۹۵].
- نیز از امام صادق(ع) نقل شده که: "به خدا قسم ما اسماء زیبای الهی هستیم" [۹۶].
- باز در همین زمینه حضرت حق میفرماید: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا﴾[۹۷].
- از این آیه شریفه به روشنی استفاده میشود، که مغفرت الهی متوقّف بر توسّل بر پیامبر اکرم(ص) و خاندان معصوم ایشان(ع) میباشد؛ بلکه دلالت بر این نیز مینماید، که دعا نزد قبور مطهّر آنان در پذیرش دعا نقشی انکارناپذیر دارد[۹۸].
- شیخ کلینی در این باره، بابی تدوین و در آن بیش از بیست روایت نقل کرده است؛ در آن شمار است: "امام صادق(ع) فرمودند: دعا همچنان از بارگاه الهی پوشیده میماند، تا آنگاه که بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود" [۹۹].
- اینها شرائط مهمی است، که دعا بدون آنها اصلاً تحقّق نمییابد[۱۰۰].
شرائطی که ماهیت دعا بدون آنها محقّق میشود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آنهاست
- که ماهیت درخواست بدون آنها متحقّق میشود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آنهاست نیز، بسیار است. ما در اینجا به شماری از مهمترین آنها اشاره میکنیم. این شرائط بر اساس آنچه در احادیث ما آمده است، به سه قسمت اصلی تقسیم میشود:
۱. شرائط مربوط به دعا کننده و حالات او
- حالات کسی که دست به دعا بر میدارد، در پذیرش دعای او نقشی مهم ایفا میکند. مهمترین این حالات چنین است:
- دعا بعد از نماز، به ویژه نماز شب، و بهخصوص بعد از نماز وتر به هنگام قنوت و سجود؛
- دعای انسان اندوهگینی که ناراحتیها به او هجوم برده، و گوئی او را همچون کسی که در دریائی طوفانی غرق شده، بدون پناه ساخته است؛
- دعای انسان مظلوم، به ویژه اگر به کسی نفرین نکند، بلکه برای خود و دیگران خیر دنیا و آخرت را طلب نماید[۱۰۱].
- دعای انسان مضطر، به ویژه اگر به هنگام دعا آیه شریفه ﴿أَمَّنْ يُجِيبُ﴾[۱۰۲] را نیز قرائت کند؛ و به مظلومان عالم به ویژه سیّد مظلومان همه عالم حضرت امام حُسین(ع) توسُّل جوید؛
- دعای آن کس که در حالت گذاردن حج است، به ویژه در اماکن مخصوصی همچون مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص)، و نیز اوقات خاصّی همچون روز عرفه؛
- دعا انسان مریض، به ویژه وقتی که درد بر او فشار آورد، یا به چیزی یا همراهی احتیاج یابد؛
- دعائی که به همراه گروهی از مردم انجام پذیرد؛
- دعا بعد از قرائت قرآن، به ویژه سورههائی که در این زمینه از نقش بیشتری برخوردار است، سورههائی همچون سوره حمد و اخلاص، و آیاتی همچون آیات آخر سوره حشر و به ویژه آیه الکرسی؛
- دعا با دستان برافراشته، بهویژه آنکه دعا کننده انگشتر عقیق نیز در دست داشته باشد؛
- دعا به هنگام شکستن قلب و خضوع، گریه و تضرّع به درگاه الهی؛
- دعا به هنگام افطار، بهویژه در روزههای مستحبّی؛
- دعا به هنگام اَذان، و بهویژه آنکه خودِ دعا کننده اَذان گوید؛
- دعا بعد از وضوی مستحبّی، بهویژه آنکه دعا کننده دو رکعت نماز مستحبّی نیز بهجای آورد. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که ایشان به نقل از حضرت حق - جلَّ وعلا! - فرمودند: "پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: حضرت حق میفرماید: هرکس وضویش نقض شود و بلافاصله تجدید وضو نکند، به من جفا کرده است؛ و هرکس وضویش نقض شود و تجدید وضو کند و دو رکعت نماز نگذارد، به من جفا کرده است؛ و هرکس وضویش نقض شود و تجدید وضو کند و دو رکعت نماز گذارد، امّا درباره تمامی امور دین و دنیایش که دعا کند اجابتش نکنم، من به او جفا کردهام؛ در حالی که من پروردگار جفاکننده نیستم" [۱۰۳][۱۰۴].
۲. شرائط مربوط به زمان
- این شرائط نیز بسیار بوده، ما در اینجا تنها مهمترین آنها را بر اساس ماهها، روزها و شبها و ساعات بر میشماریم.
- در رابطه با ماهها، دعا در ماه رجب، شعبان و رمضان، چه در روز و چه در شب پذیرفته میشود. از اینرو اگر کسی این سه ماه را بهار دعا بخواند، سخنی ناصواب نگفته است.
- در رابطه با شبها و روزها، شبهای قدر و ده روز اوّل ماه ذی حجّه - بهویژه روز عَرَفه-، و روزهائی که در شریعت اسلام بدان اشاره شده، بهویژه عید فطر، قربان، غدیر، مبعث و روزها و شبهای جمعه، بسیار مهم برشمرده شده است. اهل دل همیشه در رابطه با شبهای جمعه به خواندن دعای کمیل، و در صبح آن به خواندن دعای نُدبه سفارش میکردهاند.
- در رابطه با ساعات امّا، سحر و بهویژه پیش از طلوع فجر که مهمترین و برترین ساعتهای شب و روز است-، و نیز لحظات بینَ الطّلوعین از اهمّیت بیشتری برخوردار است؛ از اینرو اهل دل غفلت از این ساعات و لحظات را خسران نامیدهاند.
- ما در اینجا سالکان کوی کمال را سفارش میکنیم، که تَهَجُّد سحر - که خداوند در قرآن کریم به آن قسم یاد کرده است- را از دست ننهند، و در هر شرایطی بر آن مواظبت نمایند: ﴿يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا﴾[۱۰۵]
- هنگامه ظهر، غروب و فاصله میان نماز مغرب و عشاء نیز، از همین اهمیّت برخوردار است[۱۰۶].
۳. شرائط مربوط به مکان
- مهمترین مکانها برای دعا، تمامی مساجد، بهویژه مسجد الحرام، کنار کعبه، حِجْر، مقام، حَجَر و زمزم است. نیز مسجد پیامبر اکرم(ص)، میان محراب و منبر ایشان، و نیز در کنار مرقد مطهّر آن بزرگوار در این زمینه از فضیلتی خاص برخوردار است.
- دعا در سرزمین عرفات، مشعر، مِنی، بر روی دو کوه صفا و مروه، و نیز در کنار مراقد مطهر اهل بیت(ع) بهویژه در آستانه حضرت سیِّدالشُّهداء(ع) نیز، از تأثیری خاص برخوردار است.
- دعا در کنار قبور مؤمنین، بهویژه عالمان و سادات نیز تأثیری خاص در پذیرش آن خواهد داشت [۱۰۷].
لوازم دعا
آداب دعا
فوائد و منافع دعا
- دعا از فواید بسیاری برخوردار است. ما پیش از آنکه به این فوائد اشاره کنیم، متذکّر میشویم که اجابت دعا از سوی حضرت حق و برآورده شدن حاجات انسان، در کنار این منافع تنها قطرهای است که از اقیانوس کبیر بر سنگی نشسته است!؛ چه آن فوائد و منافع بهگونهای درشت است، که برآورده شدن حاجت انسان در کنار آن از رتبت چندانی برخوردار نیست!.
- در اینجا به شماری از فوائد دعا اشاره میکنیم:
۱. ارتباط بین بنده و مولی
- اهل دل لحظهای از این ارتباط را برتر از تمامی دنیا و آنچه در آن است، میدانند. پیامبر اکرم(ص) در این زمینه میفرمایند: "دو رکعت نماز در دل شب، نزد من دوست داشتنیتر است از دنیا و تمامی آنچه که در اوست"[۱۰۸].
- غیر اهل دل نیز اگر به حقیقت این ارتباط آگاه شوند، بدان فخر جسته بلکه آن را تنها مایه افتخار خود میشمارند. مردم چون با یکی از رؤسای این دنیا مواجه شده با او به سخن پردازند، این امر را برای خود افتخاری شمرده حتّی یک جمله سخن گفتن با اعاظم و رئیسان را سخت بزرگ میدارند؛ از اینرو به این و آن گزارش سخن خود را ارائه کرده بدین وسیله خود را بزرگ مینمایند!. حال اگر اینان به عظمت خداوند و قدرت بیمنتهایش واقف شوند، ارتباط گرفتن با او را افتخاری میشمارند، که هیچ افتخار دیگری همسان آن نیست. جای تأسّف است که با این همه، ما و دیگران از این مطلب غافلیم و به سوی آن دست دراز نمیکنیم![۱۰۹].
۲. برطرف شدن حجاب از مقابل فطرت انسان
- دعا میتواند حجابها را از مقابل فطرت انسانی کنار زده، علم اجمالی را برای او به علم تفصیلی تبدیل نماید. توضیح آنکه شناخت خداوند و توحید او، در شمار امور فطری قرار دارد، که در اعماق روح انسان ۔ بلکه تمامی موجودات - قرار دارد. دلیل این مطلب نیز آیه شریفهای است که نشان میدهد انسان چون از دیگر علل و وسائل این عالم انقطاع جوید، تنها او - جلَّ وعلا! - را میبیند و مییابد، و به دیگری دست التجا دراز نمیکند: ﴿فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ﴾[۱۱۰]؛
- چه انسان خواه ناخواه توحید و عظمت او را در مییابد، و با تمامی ذرّه ذرّه وجودش لمس مینماید. از اینرو دست از دیگران کشیده نیاز خود را به او عرضه میدارد.
- در این حالت- که معمولاً به هنگام ظهور مشکلات و سختیها روی مینماید-، انسان نجات و رهائی خود را تنها از او میجوید و بس؛ حال اگر آدمی خداوند را آگاه، توانا، شنوا و بخشنده نمیدانست، هرگز دست به دعا نمیبرد؛ این مطلب خود دلیل بر آن است، که انسان در فطرت خود خداوند را آگاه و توانا میداند، از اینرو به مناجات با او میپردازد.
- تمامی پیامبران الهی(ع) نیز برای همین مطلب برانگیخته شدهاند، که فطرت انسان را بیدار کرده او را بدان متوجّه سازند؛ بلکه حجاب را از روی آن برداشته انسان را به مرتبه یقین به توحید برسانند، تا حتّی لحظهای کوتاه نیز از آن غافل نشود. باز از همین رو است که تمامی عوالم وجود یکسر خداوند را تسبیح میگوید، و بدون آنکه در این کار فتور و سستیای روی دهد، او را حمد و ثنا میگوید؛ حضرت حق خود در این رابطه شهادت میدهد که: ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا﴾[۱۱۱][۱۱۲].
- حال با توجه به برتری انسان نسبت به دیگر موجودات، شأن اوست که خود را از غفلت رهائی بخشد، تا در حالت مرگ از حضرت حق محجوب نماند: ﴿كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ﴾[۱۱۳].
- آنچه از وظیفه انبیاء عظام در این سطور گفتیم نیز، بر همین اساس است که آنان در پی هدایت انسانها به حیات طیّبه الهی بودهاند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾[۱۱۴].
- این وظیفه، بر دوش عللی چند نهاده شده، که دعا و تضرّع و توبه در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه علم اجمالی انسان به توحید، عظمت، دانائی و توانائی حضرت حق، به وسیله دعا و تضرّع به تفصیل رسیده، انسان از آگاهی کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای واجب و مستحب در این زمینه از بالاترین ارزش برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند انسان را از غفلت بیرون آورد[۱۱۵].
٣. درک و دریافت ذلّت بندگی و عزّت پروردگاری
- درک این مطلب، که بنده سراسر ذلّت است و پروردگار سراسر عزّت، در زبان اهل دل "مقام عبودیّت" خوانده میشود. توضیح آنکه از قرآن کریم چنین استفاده میشود، که تمامی موجودات به خاطر انسان آفریده شده است: ﴿أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً﴾[۱۱۶]؛
- نیز از همین کتاب کریم چنین بر میآید، که انسان برای خود خداوند خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به مقام عبودیّت. به این دو آیه بنگرید: ﴿وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي﴾[۱۱۷]؛ ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾[۱۱۸]
- رسیدن به مقام عبودیّت امّا، احتیاج به طیّ منازلی همچون توبه، بیداری، زدون رذائل از نفس و آراستن آن به فضائل، لقاء و... دارد. سالک چون به مقام لقاء رسد، بخشی از مقام عبودیّت را دریافته است. در این مقام او فقر و سقوط خود را در مییابد، و میفهمد که از هیچ کمالی برخوردار نیست؛ چه تمامی کمال از آن او - جلَّ وعلا!- است. در این حال سالک عزّت و غناء ربوبی را ادراک مینماید: ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾[۱۱۹].
- این حالت، برترین و نیکوترین حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، غرور، ریاء و... در این شمار است، که این ریشهها از قلب برکنده شده آدمی از آنها نجات مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این رذائل در جان او باقی باشد؛ از همین رو است که پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای صدّیقان خارج میشود، مقامدوستی است" [۱۲۰]
- بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه فرعونی - که آدمی را به خود بزرگبینی مبتلا میسازد-، نیازمند به ورود به مقام عبودیّت است[۱۲۱].
۴. یافتن گمشده انسان
- انسان از همان زمانی که توان تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در جان خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان خداوند متعال است و بس:﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ﴾[۱۲۲].
- امّا بسیاری از مردم، از این حقیقت غفلت کرده، با آنکه در جان خود هم نشان آن مطلوب و هم طلب او را در مییابند، امّا باز از آن غفلت میورزند. برخی از اینان نیز فریفته دنیا شده گمان میبرند که مطلوب آنان، همین دنیاست؛ از اینرو سر در پی آن مینهند امّا هرچه بیشتر آن را میجویند و بدان نزدیکتر میشوند، بیشتر آن را نامطلوب یافته احساس میکنند که دنیا تشنگی و سرگشتگی آنان را پاسخگو نخواهد بود، از اینرو بدون آنکه مطلوب و هدف خود در زندگی مادّیشان را در یابند، فوت کرده از این دنیا رخت برمیبندند. شماری از آیات قرآن کریم به این مطلب بلند اشاره کرده است؛ در این شمار است: ﴿وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى﴾[۱۲۳][۱۲۴].
- سِرّ بعثت تمامی انبیاء(ع) و بهویژه خاتم آنان(ص) نیز آن بوده، که هدف نهائی زندگی را به مردمان آموزش داده آنان را به سوی آن رهسپار سازند، تا از وادی حسرت و غم و پریشان خاطری نجات یافته با دست خالی و قلبی پر اندوه روانه قیامت نشوند:
- ذکر خداوند که معنائی عام داشته دعا، توبه و تضرّع به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند آدمی را راهنمایی کرده از این سرگردانی نجات دهد[۱۲۷].
۵. بریدن از دیگران و پیوستن به او
- توحید افعالی - به معنی آنکه آدمی دریابد که ربوبیّت در هر دو حوزه تشریع دینی و نظام آفرینش، تنها منحصر در حضرت حق بوده دیگران را در این زمینه هیچ شراکتی با او نیست-، مقتضی آن است که سالک توحید و ستایش را در او - جلَّ وعلا! - منحصر کرده به گونه جزمی بداند که در دار هستی، هیچ مؤثّری جز از او نیست، هیچ کمالی و هیچ زیبائیای جز از کمال و زیبائی او وجود ندارد، و تمامی امور این عالم فقط و فقط از خزانه او نشأت یافته در این عالم جریان مییابد: ﴿رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا﴾[۱۲۸].
- از اینرو، آنچه پیامبران الهی(ع) از جانب او آوردهاند، از حقیقت و حقّانیت برخوردار بوده سخنان و کردار جز آنان را بهرهای از حقیقت نیست: ﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ﴾[۱۲۹].
- این مرتبه، مرحلهای است که به واسطه علم برای انسان حاصل میشود؛ و هرچند برای رهائی او از وسوسههای علمی نافع بوده میتواند در وادی عمل و تحقیق علمی به او کمک کند، اما هرگز نمیتواند انسان را به مرتبه یقین واصل نماید. بدین ترتیب رسیدن به مراتب توکّل و تفویض برای کسانی که تنها از مرتبه علمی توحید اطّلاع یافتهاند، ناممکن میباشد. از همین رو است که سالک کوی کمال، گذشته از علم و اعتقاد عقلی، به رسوخ این علم در جان و قلب خود نیازمند است، تا حقیقت توحید را دریابد و به مرتبه ایقان رسد. امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود(ع) از حضرت حق حدیث میفرمایند که: "عبارت لا إله إلا الله دژ من است، هرکس که این سخن را گوید وارد دژ من شده، و هرکس در دژ من وارد شود از عذاب من در امان خواهد بود"[۱۳۰].
- این ایمان، که در اصطلاح اخلاقیان آن را "انقطاع از مردم و پیوستن به خداوند" میخوانند، به ریاضتهای شرعی بسیار احتیاج دارد، که در شمار مهمترین مصادیق آن میتوان به دعا، توبه، ابتهال و تضرّع به درگاه او - جلَّ وعلا! - اشاره کرد. از اینرو، دعا و اتّصال روحی به حضرت حق در این زمینه نیز از کارائی خاصّی برخوردار خواهد بود[۱۳۱].
۶. جلب ولایت الهی
- سالک کوی کمال در مسیری که به سوی حضرت حق میپیماید، به چیزهائی نیازمند است که در شمار مهمترین آنها، میتوان به دستیابی به صراط مستقیم اشاره کرد. این صراط مستقیم تنها و تنها شریعت اسلام است، که میتواند انسان را به هدف نهائی واصل نماید: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾[۱۳۲].
- زان پس، به پایداری بر این راه و منحرف نشدن از آن نیازمند است، که این خود جلب و جذب عنایت و هدایت الهی محتاج میباشد؛ چه در غیر این صورت انسان دچار انحراف شده راه به هدف نخواهد برد؛ امّا اگر هدایت و عنایت الهی دستگیر کسی شد، به شهادت قرآن کریم او را از ظلمت به سوی نور و از حجابهای ظلمانی و نورانی به سوی نور مطلق رهنمون خواهد شد:
- جلب این هدایت الهی امّا، به عنایت او و جلب عنایت او، به ریاضات شرعی نیازمند است؛ ریاضاتی که در شمار مهمترین آنها از دعا و تضرّع یاد کردیم. از همین رو است که مسلمانان میباید در تمامی عمر روزانه چندین مرتبه او را بخوانند و دعا کنند که: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۱۳۵][۱۳۶].
۷. تسلّط بر اعصاب و گریز از پریشان خاطری
- یکی از بهترین حالات روحی انسان، تسلّط او بر اعصاب و مجاریِ ادراکی اوست، که از آن به "مشاعر انسان" تعبیر میشود. در این حالت، انسان میتواند مشکلات و گرههای روحی و جسمی خود را باز کرده از آن رهائی یابد؛ نیز اگر موفّق به گشودن آنها نمیشود، دستکم میتواند آن مشکلات را تحمّل کرده اندیشه و عمل خود را با آنچه صحیح میداند تنظیم نماید. این یکی از نعمتهای الهی است، که آن را به بندگان خاصّ خود که به مرتبه اطمینان و آرامش رسیدهاند، هدیّت میفرماید.
- از سویی دیگر، استقرار آرامش و اطمینان در قلبی که سرشار از اندوه و اضطراب باشد، ممکن نخواهد بود. حال توجّه کنیم که یکی از مهمترین علل رفع اضطرابها، اندوهها، نگرانیها و... که بیماریهای روحی عصر حاضر را تشکیل میدهد، همان دعاست، که آرامش را به قلب و اندیشه، و طمأنینه، سکینه و وقار را در اعضاء انسان جاری مینماید:
- گذشته از این، قرآن کریم به وضوح شهادت میدهد که تقوی نیز میتواند نفس و جان انسان را به مرتبه اطمینان رسانیده، از سبکسری رهائی بخشد:
- ﴿فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ﴾[۱۳۹]؛
- ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾[۱۴۰]؛
- ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۴۱][۱۴۲].
- در مقابل، گناه نیز- از آنجا که با تقوی در تضادّ کامل قرار دارد-، امنیّت و اطمینان روحی را از انسان بازستانده، او را دچار این نوع از بیماریها و گرفتاریهای روحی مینماید:
- ﴿وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ﴾[۱۴۳]؛
- ﴿وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ﴾[۱۴۴][۱۴۵].
۸. تزکیه نفس و نیکوکردن اخلاق
- این فائده، در شمار مهمترین فوائد دعا، به ویژه برای عموم مردمان قرار دارد؛ و اگر دعا را فائدهای جز از این نبود، باز کافی بود تا فضیلت بینظیر آن نشان داده شود.
- توضیح آنکه از آیات قرآن کریم، چنین استفاده میشود که دعا نیز همچون استاد اخلاق، میتواند نفس انسان را مهذّب ساخته رذائل را از آن دور نماید. به باور ما، همانگونه که استاد اخلاق میتواند در جان شاگردان خود نفوذ کرده آنان را به تهذیب آورد، دعا نیز از چنین خاصیّتی برخوردار است، در این زمینه به این چند بند به عنوان راههای تأثیر دعا در نیکو کردن اخلاق و تهذیب نفس توجه میدهیم:
- دعا نه تنها رشد و کمال را فراروی انسان مینهد، که او را خواه ناخواه به کمال مطلوب خود واصل مینماید. قرآن کریم به خوبی دلالت مینماید که دعا نه تنها راه است، که خود راهنما و رساننده نیز هست:﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ﴾[۱۴۶].
- همانگونه که استاد شاگرد خود را از انجام اعمال ناشایست باز میدارد، دعا و ذکر نیز آدمی را از اینگونه امور باز میدارد: ﴿إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ﴾[۱۴۷].
- وظیفه دعا نیز به حسب گروههای مختلف مردم تغییر مییابد، و از اینرو فوائدی که از آن دستیاب ایشان میشود، تغییر میکند. فائدهای که عموم مردم از دعا به دست میآورند، آن است که از غلطیدن در منجلابهای شیطان رهائی یابند. این خود در شمار مهمترین وظائف و کارکردهای دعاست، چه تمامی انسانها بدون تردید همواره در پرتگاهها به سر میبرند، و بر آنهاست که لحظه به لحظه خود را از سقوط بازدارند؛ قرآن کریم نیز بر این مطلب تصریح فرموده است: ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ﴾[۱۴۸][۱۴۹].
- خواصّ مردم اما، به وسیله دعا از انجام تمامی امور ناپسند باز داشته میشوند، گوئی دعا همچون سپری است که در مقابل دشمن انسان را محافظت مینماید، و آنان خود را از گناه - که بدترین دشمن انسان است - به وسیله همین دعا حفظ میکنند: ﴿إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾[۱۵۰].
- خواصّ به واسطه یاد خداوند و عنایات خاصّ او، از گناهان بزرگ پرهیز میکنند؛ و برتر از آن اینکه از گناهان صغیره و کوچک نیز برحذر داشته میشوند؛ خوشا به حال اینان و سعادتی که نصیبشان شده است.
- اخصّ خواصّ مردم امّا، به وسیله دعا از مکروهات و خواستههای ناروای نفسانی - هرچند حرام نیز نباشد-، احتراز میکنند. بالاتر از آن اینکه دعا و تضرّع میتواند آنان را از افکار، خیالات و وسوسههای باطل نیز حفظ کرده، قلب آنان را برای نزول صاحب اصلی خانه آماده سازد؛ پیامبر اکرم(ص) به همین مطلب در حدیثی شریف اینگونه اشاره کردهاند: "هرکس چهل روز برای خداوند متعال اخلاص ورزد، خداوند چشمههای حکمت را از قلب او به زبانش جاری میسازد" [۱۵۱].
- همانگونه که استاد شاگرد خویش را گام به گام از ظلمت به سوی نور مطلق روانه میسازد، و او را اندک اندک از منازل تخلیه و تحلیه و تجلیه عبور میدهد تا به انوار معرفت الهی واصل شود، و حجابهای نورانی و ظلمانی را دریده در قلبش تنها نور مطلق سکنی گزیند، اذکار و ادعیه نیز از همین خاصیّت برخوردار است. در قرآن کریم از این حالت به ذکر کثیر / یاد فراوان حضرت حق، تعبیر شده است. از اینرو یاد او میتواند انسان دعا کننده اُنس گرفته به دعا را از ظلمت نفس به فضاء ربوبی رهنمون ساخته، قلب او را از نور سرشار سازد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا﴾[۱۵۲][۱۵۳].
۹. ثوابهای بسیار
- به هشت مورد پیشین، میتوان ثوابهای بسیاری که بر خود دعا مترتّب میشود را نیز اضافه نمود. ثوابهائی که تنها حضرت حق میتواند آن را به شماره آورد!. در این زمینه اگر تنها آیه شریفه ﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا﴾[۱۵۴] را در دست داشتیم، باز کافی بود تا اعتقاد یابیم که هیچ چیزی همسنگ و همارز دعا نیست؛ از همین رو است که بنا بر برخی روایات، چون اهل بهشت آیه شریفه ﴿سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ﴾[۱۵۵] را بشنوند، آن چنان سرمست میشوند که گویا از شراب طهور بهشت چشیده و به مستی فرو شدهاند؛ همانگونه که عاشقی مهجور ندای معشوق زیبای خود را بشنود و از دست بشود!. از اینرو اینان در تمامی لحظات در مستی و مدهوشی ویژه بهشت و بهشتیان به سر میبرند:"صاحبان نعمت را نعمتشان گوارا باد! و نیز گوارا باد بر عاشق بیچاره رنجی که جرعه جرعه میآشامد!"[۱۵۶].
- گویا شاعر در این بیت به مطلبی دیگر نیز نظر داشته، و آن تهنیتی است که متنعمان به نعمتهای بهشت پس از دریافت حور و قصور از لذّتهای معنوی به دست میآورند؛ نعمتهائی که نمیتوان آن را با فوائد مادّی بهشت مقایسه نمود: ﴿وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾[۱۵۷].
- آری! کسی که به محبوب حقیقی دل بندد، جرعه جرعه سلام و سلامت او را سر میکشد، و از مدهوشی عاشق واصل بهرهمند میگردد: ﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾[۱۵۸][۱۵۹].
۱۰. اجابت دعا
- در این شمار، میتوان به اجابت دعاهای مؤمنان نیز اشاره کرد، اجابتی که خود حضرت حق آن را وعده فرموده و هیچ تردیدی در آن روا نداشته است:
عواقب ترک دعا
- قرآن توجه خدا به بندگان را به دعا و نیایش آنان وابسته کرده است: ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ﴾[۱۶۳]. تهدیدی که در این آیه به چشم میآید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است؛ در آیۀ شریفۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾[۱۶۴] نیز خداوند کسانی را که از دعا کردن خودداری میکنند مستکبر شمرده و آنان را به جهنم تهدید کرده است و همچون آیه پیشین در شمار سنگینترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است[۱۶۵]. ترک دعا و غفلت از آن، از علائم بدبختی و زیانکاری انسان است: ﴿ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا﴾[۱۶۶].
- بنابراین، نیایش و ارتباط قلبی میان بنده و حضرت حق، از مهمترین واجبات انسان بوده، ترک آن نیز در شمار بدترین محرمات قرار دارد[۱۶۷].
پانویس
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
- ↑ «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
- ↑ «بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمیدهد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
- ↑ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ «و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود» سوره کهف، آیه ۲۸.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۸.
- ↑ «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۸.
- ↑ «إِیَّاکُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَیْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّی یَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَی النَّبِیِّ(ص) ثُمَّ یَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.
- ↑ «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ «وَ عَنْهُ(ع) فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِکَ ثُمَّ اسْتَیْقِنْ بِالْإِجَابَةِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.
- ↑ «و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهرهای نیکو بهرهمند سازد» سوره هود، آیه ۳.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۸.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۳۵.
- ↑ «وَ نَحْنُ الْوَسِیلَةُ إِلَی اللَّهِ»؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۲.
- ↑ «عَنِ الْإِمَامِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَا یَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّی یُصَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۹۱.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۰.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۱.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۳.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۳.
- ↑ «و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.
- ↑ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
- ↑ «پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاکجانتر و مهربانتر از او، جایگزین کند» سوره کهف، آیه ۸۱.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۵-۳۰۶.
- ↑ «و اگر میخواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا میبردیم اما او به دنیاگرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.
- ↑ «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۴.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۷.
- ↑ «بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره منافقون، آیه ۶.
- ↑ «خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.
- ↑ «بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۸.
- ↑ «وَ عَنْهُ أَیْضاً أَنَّهُ قِیلَ لَهُ: أَ لَسْتَ تَقُولُ یَقُولُ اللَّهُ "ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ" وَ قَدْ نَرَی الْمُضْطَرَّ یَدْعُوهُ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُ وَ الْمَظْلُومَ یَسْتَنْصِرُهُ عَلَی عَدُوِّهِ فَلَا یَنْصُرُهُ قَالَ(ع) وَیْحَکَ مَا یَدْعُوهُ أَحَدٌ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ أَمَّا الظَّالِمُ فَدُعَاؤُهُ مَرْدُودٌ إِلَی أَنْ یَتُوبَ إِلَیْهِ...»؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۷۴.
- ↑ «أَطِبْ کَسْبَکَ تستجاب تُسْتَجَبْ دَعْوَتُکَ فَإِنَّ الرَّجُلَ یَرْفَعُ اللُّقْمَةَ إِلَی فِیهِ حَرَاماً فَمَا تُسْتَجَابُ لَهُ أَرْبَعِینَ یَوْماً»؛ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۵۸.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۴-۳۱۵.
- ↑ «عَنْهُ(ع) قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ص) لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دُعَاءَ قَلْبٍ لَاهٍ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۴.
- ↑ «بگو مرا آگاه سازید، چنانچه عذاب خداوند، یا رستخیز شما را دریابد، اگر راست میگویید آیا جز خداوند را میخوانید؟» سوره انعام، آیه ۴۰.
- ↑ «اللَّهُمَّ أَغْنِنِی بِحَلَالِکَ عَنْ حَرَامِکَ وَ أَغْنِنِی بِفَضْلِکَ عَمَّنْ سِوَاک»
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۷-۳۱۸.
- ↑ «و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن» سوره قصص، آیه ۷۷.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۸-۳۱۹.
- ↑ «و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۰.
- ↑ «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّهُ لَیَکُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا یَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَی خَصْلَتَیْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِیَّةٍ فِی جَسَدِهِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۷.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۱.
- ↑ «إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِکَ فَنَاجَیْتَهُ»؛ مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
- ↑ «عَنِ الْإِمَامِ مَوْلَانَا مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ(ع) إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) کَانَ یَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَسْأَلُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةً فَیُؤَخِّرُ عَنْهُ تَعْجِیلَ إِجَابَتِهِ حُبّاً لِصَوْتِهِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۸.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۳-۳۲۴.
- ↑ «الرَّکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا»؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۷۶.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۱.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.
- ↑ «آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۶-۲۹۷.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۷-۲۹۸.
- ↑ «آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
- ↑ «آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۲-۳۰۳.
- ↑ «اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۳-۳۰۴.
- ↑ «بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمیدهد که (حقّ را) دروغ شمردید پس به زودی (عذاب) گریبانگیر (شما) خواهد شد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
- ↑ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
- ↑ «(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بندهاش زکریّاست. (یاد کن) آنگاه را که پروردگارش را با بانگی نهفته ندا داد. گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست و (موی) سر از پیری سپید شده است و هیچگاه در خواندن تو رنجور نبودهام» سوره مریم، آیه ۲ ـ ۴
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۰.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
- ↑ «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
- ↑ «بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمیدهد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
- ↑ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ «و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود» سوره کهف، آیه ۲۸.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۸.
- ↑ «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۵.
- ↑ «إِيَّاكُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَيْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ(ص) ثُمَّ يَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.
- ↑ «وَ عَنْهُ(ع) أَيضَاً: إِنَّ فِي كِتَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) إِنَّ الْمِدْحَةَ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ فَإِذَا دَعَوْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَجِّدْهُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۶.
- ↑ «دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ «مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ «عَنِ الْإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا يَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتَّى يَمْسَحَ عَلَى وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۱.
- ↑ «وَ عَنْهُ(ع) فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَةِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.
- ↑ «وَ عَنْهُ(ع) أَيضَاً: إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ وَ ظُنَّ حَاجَتَكَ بِالْبَابِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۶-۳۲۷.
- ↑ « الِاسْتِغْفَارُ وَ قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ خَيْرُ الْعِبَادَةِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۵۰۵.
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص۵۰۵.
- ↑ «و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهرهای نیکو بهرهمند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۳.
- ↑ «و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید» سوره هود، آیه ۵۲.
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۹.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۸.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید» سوره مائده، آیه ۳۵.
- ↑ «وَ نَحْنُ الْوَسِيلَةُ إِلَى اللَّهِ»؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۲.
- ↑ «نَحْنُ وَ اللَّهِ أَسْمَاءِ الْحُسْنَى»؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۴۴.
- ↑ «و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۹.
- ↑ «عَنِ الْإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَا يَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۹۱.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۰.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۰.
- ↑ «یا آن کسی که به درمانده، چون وی را بخواند، پاسخ میدهد» سوره نمل، آیه ۶۲.
- ↑ «مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ يَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ لَمْ يُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ دَعَانِي وَ لَمْ أُجِبْهُ فِيمَا سَأَلَنِي مِنْ أَمْرِ دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَافٍ»؛ وسائل الشیعه، ج۱، ص۲۶۸.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۱.
- ↑ «ای جامه بر خویش پیچیده شب را- جز اندکی- بپای خیز نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۱-۴.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۲.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۳.
- ↑ «الرَّكْعَتَانِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا»؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۷۶.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۱.
- ↑ «و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند» سوره عنکبوت، آیه ۶۵.
- ↑ «و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۲.
- ↑ «آری، بیگمان آنان در آن روز از پروردگارشان باز داشته خواهند بود» سوره مطففین، آیه ۱۵.
- ↑ «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳.
- ↑ «آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟» سوره لقمان، آیه ۲۰.
- ↑ «و تو را برای خویشتن پروراندم» سوره طه، آیه ۴۱.
- ↑ «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.
- ↑ «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
- ↑ «آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه».
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.
- ↑ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.
- ↑ «و در آن روز دوزخ را (به میان) آورند، آن روز، آدمی پند میگیرد اما (دیگر) پند او را چه سود خواهد داشت؟» سوره فجر، آیه ۲۳.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۵.
- ↑ «آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
- ↑ «آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره یونس، آیه ۶۲.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.
- ↑ «پروردگار خاور و باختر که هیچ خدایی جز او نیست پس او را کارساز خویش گزین» سوره مزمل، آیه ۹.
- ↑ «و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۴.
- ↑ «كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِي وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي»؛ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۲۶.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۶-۲۹۷.
- ↑ «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راهها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
- ↑ «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
- ↑ «خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون میبرد» سوره بقره، آیه ۲۵۷.
- ↑ «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۷-۲۹۸.
- ↑ «آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
- ↑ «آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره یونس، آیه ۶۲.
- ↑ «پس اگر دانایید کدامیک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟ آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند» سوره انعام، آیه ۸۱-۸۲.
- ↑ «و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۹.
- ↑ «و به کافران همواره برای کارهایی که کردهاند بلایی سخت میرسد یا آنکه (بلا) نزدیک خانهشان وارد میشود تا وعده خداوند فرا رسد، بیگمان خداوند در وعده (خویش) خلاف نمیورزد» سوره رعد، آیه ۳۱.
- ↑ «و هر کس به خداوند شرک ورزد چنان است که از آسمان فرو افتد و پرندگان او را بربایند یا باد او را به جایی دور اندازد» سوره حج، آیه ۳۱.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۰.
- ↑ «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ «نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.
- ↑ «گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت» سوره اعراف، آیه ۱۶-۱۷.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۱.
- ↑ «که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.
- ↑ «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ»؛ بحارالأنوار، ج۷۷، ص۲۴۹.
- ↑ «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستایید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۲-۳۰۳.
- ↑ «اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ «"درود" سخنی است (که) از (سوی) پروردگاری بخشاینده (میشنوند)» سوره یس، آیه ۵۸.
- ↑ هنیئا لأرباب النعیم نعیمهم و للعاشق المسکین ما یتجرع
- ↑ «و در آنجا آنچه دلها بخواهد و چشمها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.
- ↑ «مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۳-۳۰۴.
- ↑ «مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ «دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۴.
- ↑ «بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمیدهد که (حقّ را) دروغ شمردید پس به زودی (عذاب) گریبانگیر (شما) خواهد شد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
- ↑ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
- ↑ «(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بندهاش زکریّاست. (یاد کن) آنگاه را که پروردگارش را با بانگی نهفته ندا داد. گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست و (موی) سر از پیری سپید شده است و هیچگاه در خواندن تو رنجور نبودهام» سوره مریم، آیه ۲ ـ ۴
- ↑ ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۰.