نص بر امام: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'راه تعیین امام' به 'راه تعیین امام')
خط ۱۵: خط ۱۵:
*[[خداوند]] در [[قرآن]] به [[اطاعت از اولی الامر]]، [[امر]] فرموده؛ از آنجا که نمی‌توان از همه کسانی که مدعی ولایتند، [[اطاعت]] کرد. پس [[مسلمانان]] باید به دنبال شناسایی [[اولی الامر]] باشند<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۰۹.</ref>.
*[[خداوند]] در [[قرآن]] به [[اطاعت از اولی الامر]]، [[امر]] فرموده؛ از آنجا که نمی‌توان از همه کسانی که مدعی ولایتند، [[اطاعت]] کرد. پس [[مسلمانان]] باید به دنبال شناسایی [[اولی الامر]] باشند<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۰۹.</ref>.
*مهمترین [[اختلاف]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در بحث [[امامت]]، مربوط به [[نص]] [[الهی]] و [[انتخاب]] مردمی است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۴۰۱.</ref>.
*مهمترین [[اختلاف]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در بحث [[امامت]]، مربوط به [[نص]] [[الهی]] و [[انتخاب]] مردمی است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۴۰۱.</ref>.
*در نظر [[شیعه]]، تنها [[راه تعیین]] [[امام]] آن است که [[پیامبر]] یا شخصی که امامتش ثابت شده است به [[امامت]] او تصریح نمایند.
*در نظر [[شیعه]]، تنها [[راه تعیین امام]] آن است که [[پیامبر]] یا شخصی که امامتش ثابت شده است به [[امامت]] او تصریح نمایند.
*با توجه به [[عصمت امام]]، [[سنت]] [[امامت]] همچون [[سنت پیامبر]]، معتبر است پس اگر [[امام]]، شخصی را برای [[امامت]] پس از خود معرفی کند، در [[حکم]] معرفی [[خدا]] و پیامبرش خواهد بود<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۸۲.</ref>.
*با توجه به [[عصمت امام]]، [[سنت]] [[امامت]] همچون [[سنت پیامبر]]، معتبر است پس اگر [[امام]]، شخصی را برای [[امامت]] پس از خود معرفی کند، در [[حکم]] معرفی [[خدا]] و پیامبرش خواهد بود<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۸۲.</ref>.
*[[عالمان]] [[اهل سنت]] در این مسئله نظرات متفاوتی دارند:
*[[عالمان]] [[اهل سنت]] در این مسئله نظرات متفاوتی دارند:

نسخهٔ ‏۱۱ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۲۲

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث امامت است. "نص بر امام" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل نص بر امام (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

نص بر امام یکی از مهمترین صفات و شروط اساسی امامت امام از نظر شیعه است.


مقدمه

مقدمه

دیدگاه شیعه

آیات جعل

  • امامت منصب الهی و جعل آن به دست خداست. این مهم، از آیات متعددی که در قرآن امامت را به جعل الهی می‌داند به دست می‌آید: ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[۱۱]، ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ[۱۲][۱۳].
  • علاوه بر جعل منصب امامت جعل مناصب دیگری نیز، به خداوند نسبت داده شده است:
  1. جعل خلافت: یکی دیگر از مصادیق جعل و نصب خداوند، مقام خلافت است: ﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ[۱۴]، ﴿يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ[۱۵][۱۶].
  2. جعل نبوت: مقام نبوت، یکی دیگر از مصادیق جعل و نصب خداوند است: ﴿قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا[۱۷]، ﴿وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ[۱۸][۱۹].
  3. جعل رسالت: ﴿وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ[۲۰]، ﴿فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ[۲۱][۲۲].
  4. جعل وزارت: مقام وزارت نیز، از مصادیق جعل و نصب خداوند است: ﴿وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي[۲۳]، ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا[۲۴].

عصمت

مصلحت[۲۹]

  1. بیان احکام، واجبات و محرمات؛
  2. پاسخ به شبهات و سؤالات؛
  3. بیان احکام مسایل جدید و موضوعات مبتلا به؛
  4. جلو‌گیری از هرگونه انحراف و بدعت در دین.
  1. رسول خدا(ص) انجام این وظائف را پس از خود از دیگران سلب نمودند به گونه‌ای که هیچ‌کس متصدی این وظائف نباشد.
  2. رسول خدا(ص) انجام این وظائف را پس از خود، مبهم و مهمل گذاردند.
  3. رسول خدا(ص) این وظائف را به صحابه سپردند.
  4. با توجّه به ناتوانی صحابه از انجام این وظائف، رسول خدا(ص) شخصی را که بتواند عهده‌دار آنها شود از سوی خدا و به دستور او برای رهبری جامعه اسلامی‌معرفی نمودند.
  1. خلفای اول و دوم و سوم که برترین مردم بودند، در تفسیر قرآن، ناتوان بودند چنان‌که درباره معنای ﴿َأَبًّا در آیه ﴿وَفَاكِهَةً وَأَبًّا[۳۰] از خلیفه نخست پرسیده شد، گفت نمی‌دانم[۳۱]. از امام علی(ع) پرسیدند، حضرت فرمود: ﴿وَفَاكِهَةً برای انسان‌هاست و ﴿َأَبًّا برای حیوانات که همان کاه و علف است[۳۲].
  2. در بیان احکام مستحدثه و جلوگیری از تحریف نیز، نه تنها خلفا ناتوان بودند بلکه تحریفاتی به اسلام وارد کردند مانند نماز تراویح و...[۳۳].
  3. ### 313### قبیله‌نشینی و تعصبّات نژادی در میان مردم شدید بود که درگیری‌های اوس و خزرج در سقیفه نمونه آن است.
  4. ایمان بیشتر مردم در جامعه آن روز، پایین بود، زیرا بسیاری از آنها، کسانی بودند که در میادین جنگ، هنگام احساس خطر، پیامبر(ص) را تنها گذاشته و فرار می‌کردند، یا به غنایم جنگی هجوم می‌بردند.
  5. شرایط سیاسی حاکم بر جامعه، به‌شدّت بحرانی بود؛ زیرا دشمنان داخلی که منافقان بودند و دو ابرقدرت ایران و روم که دشمن خارجی، به شمار می‌آمدند منتظر فرصت بودند تا کیان اسلامی‌را نابود سازند؛ در چنین شرایطی، رهبر حکیم و مدبّری همچون رسول خدا(ص) چگونه جامعه را با انتخابات، در صحنه آشوب و هرج‌و‌مرج قرار دهند؟
  • اگر گفته شود که با وجود این موارد و شرایط، حاکم با انتخابات، تعیین شد و بحران خاصی هم پدید نیامد.
  • در پاسخ خواهیم گفت: نخست آنکه، بحران پدید آمد، ولی به‌واسطه درایت امیر مؤمنان(ع) گسترش پیدا نکرد، که اگر امامِ انتصابی بود همان بحران‌های جزئی نیز رخ نمی‌داد. دوم آن‌که، عقل کدام را صحیح می‌داند؟ ممکن است شخصی کار غیرعقلانی انجام دهد و ضرری هم به او نرسد ولی این کار با غیرعقلانی بودن آن ناسازگار نیست؛ مانند آنکه کسی از ظرف کثیفی آب بنوشد و مریض نشود[۳۴].

دلیل سیره

  1. سیره پیامبر(ص) در مسافرت‌ها: سیره پیامبر(ص) نشان می‌دهد، هر گاه پیامبر(ص) به بیرون از مدینه مسافرت می‌کردند، شهر را خالی از جانشین خود نمی‌گذاشتند، اگر پیامبر(ص) برای مدّت زمان کوتاهی، مردم را بی‌سرپرست نمی‌گذاشتند چگونه پذیرفتنی است که پس از خود، جانشینی معین نکرده‌اند؟
  2. سیره پیامبر(ص) در تعامل با قبایل و گروه‌ها: سیره پیامبر(ص) در تعامل و ارتباط با قبایل و گروه‌ها نشان می‌دهد که هرگاه قبیله یا شخصی در برابر حمایت کردن از حضرت، انتخاب جانشین پیامبر(ص) از قبیله و قوم خود را به پیامبر(ص) پیشنهاد می‌دادند حضرت با رد پیشنهاد آنان می‌فرمود: "امر حکومت و خلافت پس از من به دست خداست، هر کجا که بخواهد آن را قرار می‌دهد[۳۵]. برای نمونه می‌توان قبیله بنی‌عامر و درخواست پادشاه یمامه را نام برد[۳۶].
  3. سیره خلیفه نخست در انتخاب جانشین[۳۷]: در بیماری ابوبکر، که به مرگ او انجامید، روزی عثمان به عیادت او رفت، ابوبکر به او گفت: کاغذ و قلمی‌ حاضر کن تا من جانشین خود را برای مردم تعیین نمایم. پس از آوردن کاغذ و قلم، گفت، بنویس: ای مردم من در میان شما عمر بن‌ خطاب را خلیفه نهادم[۳۸].
  4. سیره خلیفه دوم در انتخاب جانشین: پس از آنکه عمر بن خطاب ترور و نشانه‌های مرگ در او نمایان شد، شورایی شش‌ نفره معین نمود تا در مدت سه روز از میان خود یک نفر را برگزینند او گروهی را مأمور نمود اگر پس از پایان سه روز، خلیفه‌ای تعیین نکردند همه آنها را گردن زنند[۳۹]؛ عایشه نیز در روزهای پایانی عمر خلیفه دوم، به عبدالله بن عمر گفت: از سوی من به پدرت بگو، هرگز امت اسلام را بی‌خلیفه رها مکن؛ زیرا در این صورت مانند آن می‌شود که شخصی گوسفندان خود را در میان بیابان بدون چوپان رها سازد[۴۰]. از این عملکرد و گفت‌و‌گو نیز، انتصابی بودن امامت استفاده می‌شود.

تعیین امام از دیدگاه اهل سنت

آیات مشورت

بیعت و اجماع

منابع

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع نص بر امام


پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص ۱۰۹.
  2. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۴۰۱.
  3. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص ۱۸۲.
  4. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۵۰ - ۱۵۱.
  5. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص۴۰۴.
  6. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۵۲؛ عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۴۰۴ - ۴۰۵.
  7. ر. ک. جمعی از نویسندگان،امامت‌پژوهی، ص۲۷۰.
  8. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۱۲ - ۱۱۵.
  9. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۲۱ - ۱۲۳.
  10. برای آشنایی بیشتر با راه‌های تحقق امامت و منصوص بودن امام، ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۳۳۴؛ إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، النص، ص۳۳۷؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۲۰؛ الإمامة فی أهم الکتب الکلامیه و عقیده الشیعه الإمامیه، ص۵۳؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۹۸؛ حق الیقین فی معرفة اصول الدین، ص۱۹۱؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۴۱؛ غایة المرام و حجه الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام، ج۱، ص۲۵؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۸۲؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۶؛ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۳۴۹؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۳۱؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۹۶؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۸.
  11. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  12. «و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.
  13. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۹۹.
  14. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۳۰.
  15. «ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه ۲۶.
  16. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۰.
  17. «(نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است» سوره مریم، آیه ۳۰-۳۲.
  18. «و ما به او اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.
  19. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۱.
  20. «و هنگامی‌که نشانه‌ای (از سوی خداوند) نزدشان آید می‌گویند ما هرگز ایمان نمی‌آوریم تا به ما نیز همانند آنچه به پیامبران خداوند داده شده است داده شود؛ خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد؛ به زودی به گناهکاران برای نیرنگی که می‌ورزیدند نزد خداوند خواری و عذابی سخت خواهد رسید» سوره انعام، آیه ۱۲۴.
  21. «آنگاه چون از شما هراسیدم گریختم و خداوند به من داوری (راستین) ارزانی داشت و مرا از پیامبران گردانید» سوره شعراء، آیه ۲۱.
  22. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۱-۱۰۲.
  23. «و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار» سوره طه، آیه ۲۹.
  24. «و به راستی ما به موسی کتاب دادیم و برادرش هارون را وزیری همراه او گرداندیم» سوره فرقان، آیه ۳۵.
  25. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۲.
  26. دلایل اثبات عصمت گذشت.
  27. ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۳، ص۳۰۳؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیه ج۲، ص۱۰۰؛ تجرید الاعتقاد، ص۲۲۳؛ تکملة شوارق الألهام، ص۱۱۳؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۶.
  28. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۲.
  29. ر.ک: الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۴۶.
  30. «و میوه و علف» سوره عبس، آیه ۳۱.
  31. تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۱، ص۱۲.
  32. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۲۱۲.
  33. صحیح بخاری، ج۱، ص۳۴۲، ر.ک: نماز تراویح، نجم‌الدین طبسی.
  34. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۳-۱۰۵.
  35. «الْأَمْرُ إِلَى اللَّهِ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ»
  36. ر.ک: سیره ابن هشام، ج۲، ص۴۲۴؛ السیرة الحلبیة، ج۲، ص۱۵۴؛ الغدیر، ج۵، ص۵۹۳؛ معالم المدرستین، ج۱، ص۲۲۴؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۶؛ الإمامة فی أهم الکتب الکلامیة و عقیدة الشیعة الإمامیة، ص۴۸.
  37. بیان سیره خلفا در این بحث، جدلی است نه برهانی.
  38. ر.ک: الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۸؛ طبقات ابن سعد، ج۳، ص۲۰۰؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۸؛ امام‌شناسی، ج۸، ص۲۳۸؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۵؛ شرح نهج‌البلاغة لابن أبی الحدید، ج۱، ص۱۶۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۲۲، ص۸۷۵؛ الغدیر، ج۵، ص۵۶۹؛ نفحات الأزهار، ج۳، ص۲۹۹.
  39. الکامل لابن الأثیر، ج۳، ص۳۵.
  40. ر.ک: الامامه و السیاسة، ج۱، ص۳۲؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۹؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۴، ص۷۰۰؛ الغدیر، ج۵، ص۵۷۴؛ نفحات الأزهار، ج۳، ص۱۹۶.
  41. الامامه و السیاسة، ج۱، ص۳۲؛ الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۹؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۴، ص۷۰۰؛ الغدیر، ج۵، ص۵۷۴: لا تدعهم بعدك هملا، فإنی أخشی علیهم الفتنة.
  42. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۵-۱۰۷.