شخصیت امام هادی: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام هادی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==برداشت‌هایی از شخصیت حضرت امام هادی{{ع}}‌== هنگامی که کلمات دانشمندان و بزرگان مسلمان در رابطه با شخصیت حضرت امام ابو الحسن علی بن محمّد هادی{{ع...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = امام هادی
| موضوع مرتبط = امام هادی
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط =
| مداخل مرتبط = [[شخصیت امام هادی در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==برداشت‌هایی از [[شخصیت]] [[حضرت امام هادی]]{{ع}}‌==
== مناقب و فضائل امام ==
هنگامی که کلمات [[دانشمندان]] و بزرگان [[مسلمان]] در رابطه با شخصیت حضرت [[امام]] [[ابو الحسن علی]] بن محمّد [[هادی]]{{ع}} را از نظر می‌گذرانیم، تنها یک تصویر در برابر چشمان ما نقش می‌بندد و آن اینکه [[دوستان]] و [[دشمنان]]، همه آن حضرت را بزرگ داشته و همه [[مسلمانان]] بر [[بزرگواری]] و [[جلالت قدر]] آن حضرت [[اجماع]] و اتّفاق کرده‌اند.
{{اصلی|فضائل امام هادی}}
اینک بعضی از برداشت‌های [[علما]] و بزرگان که معاصر آن حضرت بوده‌اند، همچنین دانشمندان و مورّخانی که بعد از آن حضرت می‌زیسته و در رابطه با شخصیت منحصر به‌فرد آن حضرت نظر داده و نظر آنها به دست ما رسیده است توجّه نمائید:
[[فضائل]] و [[مناقب امام هادی]]{{ع}} در منابع شیعه بسیار است. جمع‌بندی این فضائل در این [[کلام]] [[ابن شهر آشوب]] به خوبی چنین بیان شده است: «از نظر بهجت و [[سرور]] از همه [[مردم]] خوش‌روتر و در گفتار از همه راست‌گوتر؛ برای کسی که از نزدیک او را می‌دید، از همه خوش برخوردتر و برای کسی که دور بود [[کامل‌ترین انسان]] بود؛ چون [[سکوت]] می‌کرد هیبت و وقارش نمایان می‌گشت، و هرگاه سخن می‌گفت [[ارزش]] او آشکار می‌شد، او از دودمان رسالت و [[امامت]] و میراث‌دار [[جانشینی]] و [[خلافت]] بود»<ref>ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۰۱.</ref>.
#در نامه‌ای که [[متوکل]] عبّاسی به [[امام هادی]]{{ع}} نوشته است چنین آمده: [[بسم الله]] الرّحمن الرّحیم، امّا بعد: [[امیر المؤمنین]] متوکل قدر تو را می‌شناسد و [[رعایت]] [[خویشاوندی]] تو را نموده و [[حقّ]] تو را بر خود [[واجب]] می‌داند وی همواره و در همه کارها در رابطه با تو و [[اهل بیت]] تو آن می‌کند که به [[صلاح حال]] تو و اهل بیت تو بوده، [[سربلندی]] تو و خاندانت در آن تثبیت گردد و [[امنیت]] و [[برکت]] بر تو و آنان داخل گردد، او همه این کارها را برای جلب [[رضایت خداوند]] و به‌جای آوردن آنچه را که [[خداوند]] در رابطه تو و خاندانت بر او واجب کرده است به انجام می‌رساند. آنگاه در [[پایان‌نامه]] این‌گونه آمده است: امیر المؤمنین [[مشتاق]] دیدن تو می‌باشد و خوش می‌دارد که از نزدیک با تو دیداری تازه کند و با نگاه کردن به چهره میمون و مبارکت [[تیمّن]] بجوید<ref>اصول کافى، ج۱، ص۵۰۲؛ الفصول المهمّه، ص۲۶۵.</ref>.
 
# [[یحیی بن هرثمه]] - همان کسی که متوکل او را برای بردن امام{{ع}} از [[مدینه]] به [[سامرا]] فرستاده بود- گوید: من برای انجام این [[مأموریت]] به [[شهر مدینه]] رفتم. هنگامی که وارد شهر مدینه شدم [[مردم]] [[شهر]] که متوجه مأموریت من در رابطه با امام هادی{{ع}} شده بودند و می‌ترسیدند در این [[سفر]] چشم‌زخم و گزندی به آن حضرت برسد، [[ضجّه]] و ناله عظیمی سر دادند، بدان‌سان که تا آن‌زمان [[مردم]] چنین ضجّه و ناله‌ای در [[شهر]] نشنیده بودند تو گویی که همه [[دنیا]] به [[جوش]] و [[خروش]] آمده بود؛ چراکه آن حضرت همواره ملازم [[مسجد]] و [[محراب]] بوده همیشه به [[اهل]] [[شهر مدینه]] نیکویی روا می‌داشت و هیچگاه به سمت [[دنیا]] و زخارف آن میل و [[رغبت]] از خود نشان نمی‌داد، من [[منزل]] آن حضرت را [[بازرسی]] کردم. امّا جز کتاب‌های [[قرآن]]، [[دعا]]، و کتاب‌های [[علمی]] چیزی در آن نیافتم. اینجا بود که آن حضرت در نظرم بسیار بزرگ آمد و از آن پس خود شخصا [[خدمتگزاری]] آن حضرت را به عهده گرفتم و با او بسیار خوب برخورد نمودم، هنگامی که به [[بغداد]] وارد شدیم ابتدا به نزد [[اسحاق طاهری]] که [[والی بغداد]] بود رفتم. وی به من گفت: ای یحیی، این [[مرد]] فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} می‌باشد، و تو خود [[متوکل]] را خوب می‌شناسی، و می‌دانی که اگر متوکل را بر ضدّ این مرد تحریک کنی او را خواهد کشت، و در این صورت رسول خدا{{صل}}‌ در [[روز قیامت]] [[دشمن]] تو خواهد بود، در پاسخ او گفتم: به [[خدا]] [[سوگند]] که من در برخورد با این مرد جز نیکویی از او چیزی ندیده‌ام‌<ref>تذکرة الخواص، ص۲۰۲.</ref>.
ویژگی‌های بارز [[امام هادی]]{{ع}}، [[عبادت]]، [[زهد]] و [[بی‌رغبتی به دنیا]] و مظاهر مادی بود. از حجم و محتوای [[دعاها]] و دستورهای [[عبادی]] که از امام هادی{{ع}} به یادگار مانده است به [[اشتیاق]] فراوان ایشان به عبادت می‌توان پی برد<ref>برای اطلاع از نمونه‌هایی از این دعاها و اذکار، ر.ک: شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۹۸؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام هادی{{ع}}، ص۴۴۰ – ۴۸۷.</ref>. [[سخاوت]] و [[بخشندگی]] و رسیدگی به [[نیازمندان]] حتی اگر از [[شیعیان]] نبود از خصائص بارز ایشان بود<ref>ابن طلحه، مطالب السؤول، ص۳۰۷ – ۳۰۸؛ ابن صباغ، الفصول المهمه، ج۲، ص۱۰۶۷؛ ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۳۱۲.</ref>. در گزارشی آمده است که [[اسحاق]] جَلّاب برای امام هادی{{ع}} گوسفندان بسیاری خرید. آن حضرت وی را فرا خواند و از اصطبل منزلش به مکان وسیعی برد که وی آنجا را نمی‌شناخت. سپس آن گوسفندان را بین کسانی که آن حضرت دستور داده بود توزیع کرد<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۸.</ref>.
# [[ابو عبدالله جنیدی]] گوید: به [[خداوند متعال]] سوگند که او [[امام هادی]]{{ع}} بهترین فرد از میان [[مردمان]] روی [[زمین]] و [[بافضیلت‌ترین]] مخلوق خداوند متعال است‌<ref>مآثر الکبرى، ج۳، ص۹۶.</ref>.
 
#یزداد [[طبیب]] گوید: اگر از میان [[مخلوقات]] خدا یک نفر پیدا شود که [[علم غیب]] بداند، همانا که او امام هادی{{ع}} است‌<ref>بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۶۱.</ref>.
[[صبر]] و [[بردباری]]<ref>منسوب به مسعودی، اثبات الوصیة، ص۱۹۶.</ref> و کوشش و تلاش برای [[بی‌نیازی]] از دیگران<ref>صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۲.</ref> نیز از دیگر فضائل امام هادی{{ع}} است<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص ۱۷۴.</ref>.
# [[ابن شهر آشوب]] گوید: امام هادی{{ع}} خوشروترین و [[راستگوترین]] [[مردم]] بود. هنگامی که آن حضرت را از نزدیک می‌دیدی ملاحت او در میان مردم بی‌نظیر و هنگامی که از دور با او [[معاشرت]] می‌کردی، فضل و کمالش در میان [[جامعه]] بی‌بدیل بود، چون [[سکوت]] می‌کرد هیبت و [[وقار]] از وی می‌بارید و چون زبان به سخن می‌گشود، [[شکوه]] و جلالش نمودار می‌گردید، وی از [[خاندان رسالت]] و [[امامت]] و محلّ استقرار [[وصایت]] و [[جانشینی پیامبر]] بود. وی شاخه‌ای از درخت تناور [[نبوّت]] بود، برافراشته و [[پسندیده]]، و میوه‌ای از درخت [[رسالت]] چیده و برگزیده‌<ref>مناقب، ج۴، ص۴۳۲.</ref>.
 
# [[کمال الدین محمد بن طلحه شافعی]] گوید: از میان [[مناقب]] بی‌شمار آن حضرت منقبتی است که همچون درّ و گوشواره در [[گوش]] [[مردمان]] جای گرفته و گوش [[جان]] مردمان همچون درّی گرانبها در صدف آن را دربرگرفته است، که خود شاهدی است بر این مطلب که حضرت [[ابو الحسن]] [[امام هادی]]{{ع}} موصوف به گرانسنگ‌ترین اوصاف، بوده و از [[باشرافت‌ترین]] شاخه‌های درخت نبوّت‌ نازل گردیده است‌<ref>مطالب السّؤول، ص۸۸.</ref>.
== جنبه‌ها و ابعاد سیره امام ==
# [[احمد بن محمد بن ابی بکر بن خلکان]] گوید: ابو الحسن علی هادی فرزند محمّد جواد فرزند علی رضا{{عم}} یکی از [[ائمّه]] [[دوازده‌گانه]] است، کسانی در نزد [[متوکل]] عبّاسی از او [[بدگویی]] کرده، گفتند [[شیعیان]] وی برایش [[اسلحه]]، [[نامه]]، و اسناد دیگری می‌فرستند که در [[خانه]] او موجود است و او را برانگیخته‌اند تا در [[طلب]] [[حکومت]] برآید. متوکل نیز عدّه‌ای از مأموران ترک تبار خود را به سمت آن حضرت فرستاد. آنان شبانه و ناگهانی به [[منزل]] آن حضرت [[حمله]] کردند. امّا تنها صحنه‌ای که با آن روبرو شدند این بود: آنان امام هادی را در اتاقی دربسته یافتند درحالی‌که جبّه‌ای مویین بر تن و پارچه‌ای پشمین بر سر داشته، رو به [[قبله]] آیاتی از [[قرآن کریم]] را که متضمّن [[وعده]] و [[وعید]] [[الهی]] است زیر لب ترنّم می‌کرد. و در زیر پایش فرشی جز سنگریزه و شن نبود<ref>وفیات الاعیان، ج۲، ص۴۳۵.</ref>.
{{اصلی|سیره امام هادی}}
# [[عبدالله بن اسعد یافعی]] گوید: ابو الحسن علی هادی فرزند محمّد [[الجواد]] فرزند علی رضا فرزند [[موسی کاظم]] فرزند [[جعفر صادق]]، [[علوی]] [[حسینی]]، چهل سال [[زندگی]] کرد. وی مردی متعبّد و فقیهی [[پیشوا]] بود<ref>مرآت الجنان، ج۲، ص۱۶۰.</ref>.
=== [[سبک زندگی امام هادی]] ===
# [[حافظ عمادالدین اسماعیل بن عمر بن کثیر]] گوید: و امّا ابو الحسن علی هادی فرزند محمّد جواد فرزند علی رضا فرزند موسی کاظم فرزند جعفر صادق فرزند محمّد [[باقر]] فرزند علی [[زین العابدین]] [[فرزند حسین]] [[شهید]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]، یکی از [[پیشوایان دوازده‌گانه]] است. وی پدر [[حسن بن علی عسکری]] است، او مردی [[عابد]] و [[زاهد]] بود که متوکل وی را به [[سامرا]] منتقل کرد. او بیش از بیست سال و چند ماه در آن [[شهر]] سکونت گزید و در سال ۲۵۴ ه.ق‌ در همان [[شهر]] از [[دنیا]] رفت. گفته‌اند که بدگویان به [[متوکل]] عبّاسی خبر دادند که در [[منزل]] آن حضرت نامه‌های بسیاری از [[مردم]] و سلاح‌های زیادی وجود دارد، متوکل گروهی از [[سربازان]] خود را به سمت آن حضرت فرستاد. آنان وی را این گونه یافتند که: روبروی [[قبله]] نشسته، جبّه‌ای از پشم بر تن دارد و بر روی فرشی از خاک نشسته است. [[سربازان]]، آن حضرت را با همین حالت دستگیر کرده و به نزد [[متوکل]] عبّاسی بردند...<ref>البدایة و النهایة، ج۱۱، ص۱۵.</ref>.
 
# [[محمد سراج‌الدین رفاعی]] گوید: [[امام علی]] [[هادی]] فرزند [[امام]] محمّد [[جواد]] می‌باشد، [[لقب]] او نقی، عالم، [[فقیه]]، [[امیر]]، دلیل، [[عسکری]]، و نجیب است. او در سال ۲۱۲ ه. ق در [[شهر مدینه]] دیده به [[جهان]] گشود، و در [[روز]] [[دوشنبه]] سوّم [[ماه رجب]] سال ۲۵۴ ه. ق در [[زمان]] [[خلافت]] [[معتزّ]] عبّاسی به‌واسطه [[سمّ]] به [[شهادت]] رسیده و به دیدار [[معبود]] شتافت. وی دارای پنج فرزند می‌باشد: [[امام حسن عسکری]]، حسین، محمّد، جعفر و [[عایشه]]، و امام حسن عسکری همان کسی است که فرزندش صاحب [[سرداب مقدّس]]، [[حجّت]] [[منتظر]]، ولی [[خداوند]]، محمّد [[مهدی]] می‌باشد<ref>صحاح الاخبار، ص۵۶.</ref>.
=== [[سیره اخلاقی امام هادی]] ===
# [[احمد بن حجر هیثمی]] گوید: علی عسکری به این دلیل عسکری نامیده شد که گروهی از جانب [[حکومت]] [[وقت]] [[مأمور]] شدند تا او را از [[مدینه]] [[پیامبر]] به [[سامرا]] آورده در آنجا ساکن کنند منطقه‌ای که در آن‌زمان [[عسکر]] نامیده می‌شد و بدین‌جهت [[امام هادی]]{{ع}} به لقب عسکری ملقّب گردید. وی از نظر [[دانش]] و [[سخاوت]] [[میراث‌دار]] پدر [[بزرگوار]] خویش بود<ref>الصّواعق المحرقه، ص۲۰۵.</ref>.
 
# [[احمد بن یوسف بن احمد دمشقی قرمانی]] گوید: فصل نهم از کتاب‌ من درباره [[خاندان]] [[بردباری]]، دانش و [[نیکوکاری]] است، امام علی بن محمّد هادی در مدینه زاده شد و مادرش کنیزی امّ ولد بود، [[کنیه]] مبارکش [[ابو الحسن]] و لقبش هادی و متوکل بود. رنگ چهره‌اش گندمگون و [[نقش انگشتری]] او {{متن حدیث|اللَّهُ‏ رَبِّي‏ وَ عِصْمَتِي‏ مِنْ‏ خَلْقِهِ‏}} بود. و امّا [[مناقب]] او بسیار گرانبها و اوصافش بسیار [[شریف]] است‌<ref>اخبار الدّول، ص۱۱۷.</ref>.
=== [[سیره عبادی امام هادی]] ===
# [[عبدالله شبراوی شافعی]] گوید: [[دهمین امام]] از [[پیشوایان]] علی هادی است، وی در [[ماه رجب]] سال ۲۱۴ در [[مدینه]] زاده شد و دارای [[کرامات]] بسیار می‌باشد<ref>الاتحاف بحبّ الاشراف، ص۱۷۶.</ref>.
 
# [[محمد امین سویدی بغدادی]] گوید: او در [[مدینه]] زاده شد و کنیه‌اش [[ابو الحسن]]، لقبش [[هادی]]، و رنگ چهره‌اش گندمگون بود. [[نقش انگشتری]] او {{متن حدیث|اللَّهُ‏ رَبِّي‏ وَ هُوَ عِصْمَتِي‏ مِنْ‏ خَلْقِهِ‏}} بود و [[فضایل]] و مناقبش بسیار است‌<ref>صبائک الذّهب، ص۵۷.</ref>.
=== [[سیره خانوادگی امام هادی]] ===
#[[مؤمن شبلنجی]] گوید: و [[مناقب]] او بسیار است، در صواعق چنین آمده است که: [[ابو الحسن عسکری]] [[وارث علم]] و [[سخاوت]] پدر [[بزرگوار]] خود بوده است، همچنین در کتاب حیاة [[الحیوان]] آمده است: او را [[عسکری]] نامیده‌اند؛ چراکه [[متوکل]] در اثر بسیاری [[بدگویی]] بدگویان از آن حضرت او را از مدینه احضار کرده و در [[شهر]] [[سامرّا]] ساکن گردانید<ref>نور الابصار، ص۱۴۹.</ref>.
 
# [[محمد امین غالب طویل]] گوید: وی بسیار خوش‌اخلاق بود. تا جایی که هیچ‌کس شکی در [[مقام عصمت]] او نداشت. امّا [[خلیفه عبّاسی]] متوکل از [[ترس]] اینکه [[مقامات]] آن حضرت موجب به خطر افتادن خلافتش شود به حرف بدگویان و سعایت‌کنندگان که به او می‌گفتند: [[امام هادی]]{{ع}} در [[خانه]] خود [[اسلحه]] و لوازم [[آمادگی]] برای [[قیام]] را جمع‌آوری نموده و مدّعی [[خلافت]] است گوش فرا داده و در آن‌وقت [[سپاهیان]] ترک تبار خود را به سمت آن حضرت گسیل داشت. آنان شبانه به خانه آن حضرت [[حمله]] کردند. متوکل از این جهت سپاهیان ترک تبار را برای این [[مأموریت]] [[انتخاب]] کرده بود که به سپاهیان [[عرب]] تبار [[مسلمان]] [[اعتماد]] نداشت؛ چراکه می‌دانست آنان کسی را که برای خلافت شایسته‌تر است می‌شناسند. امّا ترک تباران تازه مسلمانانی بودند که به مسائل پیچیده عالم [[اسلام]] آشنایی نداشتند. آنان یارویاور چشم و گوش‌بسته [[خلفای عبّاسی]] بودند. هم آنان که به [[ازدواج]] با [[دختران]] ترک تبار [[عادت]] کرده بودند. [[نظامیان]] ترک تبار شبانگاه به [[خانه امام هادی]]{{ع}} رسیدند. آنان آن حضرت را این‌گونه یافتند که بر فرش خاک نشسته و ردائی از پشم به خود پیچیده و مشغول [[خواندن قرآن]] است. آنان همه زوایا و گوشه‌های خانه آن حضرت را [[تفتیش]] نموده سپس آن حضرت را دستگیر کرده به نزد [[خلیفه]] برده و جریان را به او گفتند. آنان برای خلیفه تعریف کردند که آن حضرت را در چه مقامی از [[زهد]] یافتند و اینکه در [[خانه]] او هیچ‌چیز از [[سلاح]] و سازوبرگ [[جنگ]] پیدا نکرده‌اند<ref>تاریخ العلویین، ص۱۶۷.</ref>.
=== سیره تربیتی امام هادی ===
# [[سید عبد الوهاب بدری]] گوید: [[امام هادی]]{{ع}} در [[شهر]] [[سامرا]] در مجالس [[مردم]] می‌گشت و همواره مصیبت‌دیدگان را [[دلداری]] داده، [[نیازمندان]] را [[یاری]] رسانده به گدایان و [[مساکین]] ترحّم می‌نمود. وی با [[یتیمان]] [[مهربانی]] کرده، شبانگاهان به در [[خانه]] بیوه‌گان و [[ناتوانان]] رفته، کیسه‌های درهم و دینار را که در دامن [[جامه]] خود حمل می‌کرد به آنان می‌داد و می‌گفت: {{متن قرآن|لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>. آن حضرت روزها به کار و فعّالیت مشغول می‌شد. وی در زیر اشعه سوزان [[آفتاب]] ایستاده در مزرعه خود به کار [[کشاورزی]] مشغول می‌گشت تا آنجا که عرق تمام بدن آن حضرت را‌تر می‌کرد و چون سیاهی شب آشکار می‌شد به سمت [[پروردگار]] خود توجّه کرده، در حال [[رکوع]] و [[سجود]] و [[خشوع]] برای پروردگار خویش درمی‌آمد و پیشانی تابناک خود را بر روی سنگ و شن [[زمین]] قرار می‌داد، و دعای مشهور خود را زیر لب زمزمه می‌کرد که: {{متن حدیث|إِلَهِي مُسِيءٌ قَدْ وَرَدَ، وَ فَقِيرٌ قَدْ قَصَدَ، لَا تُخَيِّبْ مَسْعَاهُ وَ ارْحَمْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ خَطَأَهُ}}؛ پروردگارا، گنهکاری به در خانه‌ات وارد شده، و [[فقیری]] قصد در خانه‌ات کرده. پروردگارا گام‌هایی که به سوی تو برداشته [[ناامید]] نگردان، بر وی [[رحمت]] آور و گناهانش را بر او ببخشای‌<ref>سیرة الامام علىّ الهادى{{ع}}، ص۵۹.</ref>.
{{اصلی|سیره تربیتی امام هادی}}
# [[خیرالدین زرکلی]] گوید: [[ابو الحسن عسکری]] علی، ملقّب به [[هادی]] فرزند محمّد [[جواد]] [[فرزند علی]] [[رضا]] فرزند [[موسی بن جعفر]]، حسینی طالبی، [[دهمین امام]] از [[پیشوایان دوازده‌گانه]] و یکی از [[پرهیزگاران]] و [[صلحا]] [[زمان]] بوده است. وی در [[شهر مدینه]] به [[دنیا]] آمد. کسانی در نزد [[متوکل]] عبّاسی از او بدگوئی کردند و وی آن حضرت را به [[بغداد]] احضار کرده، سپس در سامرا [[تبعید]] نمود<ref>الاعلام، ج۵، ص۱۴۰.</ref>.
[[امام هادی]]{{ع}} علی‌رغم همه شرایطی که برای جدا کردن آن حضرت از [[شیعیان]] و [[دوستداران]]، بر ایشان [[تحمیل]] شده بود، همواره مسئولیت‌های [[تربیتی]] خود را با هروسیله‌ای که تأثیرگذاری بیشتری در میان شیعیان داشت و به بهترین نحو به انجام می‌رسانده‌اند. آن حضرت گاه برای بعضی از شیعیان خود [[دعا]] کرده و برای روا شدن حاجات آنها به درگاه [[خداوند متعال]] می‌رفته است. گاه نیز نیازهای مادّی شیعیان خود را برطرف کرده و به آنها [[پول]] می‌داده‌اند، یا اینکه با بیانی صریح در رابطه با لغزشگاه‌هایی که در پیش رویشان بود به آنان هشدار می‌دادند.
#«دوایت- ام- رونالدسون» پس از اینکه به تفصیل درباره آن حضرت به بحث پرداخته گوید: بسیاری از [[مردم]] از مناطقی مانند [[عراق]]، [[ایران]] و [[مصر]]، که [[شیعه]] [[آل محمّد]] در آن زیاد بود برای [[کسب علم]] و [[دانش]] آهنگ دیدار آن‌ حضرت می‌کردند<ref>عقیدة الشّیعه، ص۲۱۵.</ref>.
 
# [[فضل الله بن روزبهان شافعی]] گوید: خداوندا [[سلام]] و [[درود]] بفرست بر [[امام دهم]]، مقتدای زندگان و [[مردگان]]، [[سرور]] حاضران و غایبان، آن کس که از مقدّمات [[علوم]] به نتیجه [[وصایت]] و [[امامت]] رسیده است، [[شمشیر]] [[خشمگین]] و خروشان بر گردن هر مخالف و [[دشمن]]، [[پناهگاه]] همه پناه‌آورندگان در [[مصائب]] و [[دشمنی‌ها]]، برطرف‌کننده [[تشنگی]] از جگرهای سوخته، آن‌کس که [[دوستان]] و [[دشمنان]] به کمال فضیلتش [[شهادت]] داده و در [[روز]] ندا دادن منادی یعنی [[روز قیامت]] پناهگاه دوستان و [[موالیان]] خویش می‌باشد، [[ابو الحسن علی]] نقی [[هادی]]، فرزند محمّد [[شهید]]، آن‌کس که با [[مکر]] دشمنان به شهادت رسید و در {{عربی|سُرَّ مَنْ رَأَى‏}} به خاک سپرده گردید<ref>وسیلة الخادم الى المخدوم، صلوات الامام الهادى{{ع}}.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۲، ص ۱۹.</ref>
روش کلّی [[حضرت امام هادی]]{{ع}} در [[تربیت]] و ساخت [[شخصیت]] افراد را می‌توان در این چند مورد خلاصه نمود:
# راهنمایی‌های [[تربیتی]] از طریق بیان احادیثی که مهمترین مفاهیم تربیتی را به [[انسان]] عرضه می‌نماید<ref>ر.ک: میراث تربیتى و اخلاقى امام هادى{{ع}}، بخش آخر از قسمت چهارم.</ref>.
# تأکید بر [[اطاعت از خداوند]] متعال.
# تأکید بر اهمّیت توجّه به [[خداوند متعال]] در برآوردن حاجات و نخواستن [[حاجت]] از غیر او<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۳۶۱؛ کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۶.</ref>.
# اهمّیت [[دعا]] و مداومت بر آن در متبلور ساختن [[روح]] [[توحید]] و [[توکل بر خدا]] در انسان.
# [[دعا کردن]] برای مؤمنان‌
# کوشش در رفع حاجات [[مؤمنان]].
# رابطه [[عاطفی]] با [[پیشوایان]] [[صالح]]- که در [[اهل‌بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} جلوه می‌کند- از طریق [[زیارت]] کردن آن بزرگواران و مطالعه در [[روش زندگی]] آنان<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۶۸.</ref>.
 
=== [[سیره اجتماعی امام هادی]] ===
 
=== سیره علمی امام هادی ===
{{اصلی|سیره علمی امام هادی}}
[[امام هادی]]{{ع}} در همه عرصه‌هایی که برای گروه [[شیعیان]] و [[پیروان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} مهم و حیاتی بود به مقوله [[استوار]] ساختن و تکمیل ساختار شخصیتی آنان می‌پرداختند؛ چراکه لازم بود تا ساختار این گروه آن‌چنان [[تکامل]] یابد که بتوانند با [[روایات]] و میراث علمی که در [[اختیار]] دارند امور [[دین]] و دنیایشان را اداره نمایند و دانشمندانی که [[عالمان دینی]] هستند نیز بتوانند مأموریت [[رهبری اجتماعی]]، [[فکری]] و [[دینی]] آنها را به دست گرفته و در مسیر تکاملی این گروه به سمت هدف‌های رسالی که برای آن در نظر گرفته شده است، از [[مصالح]] و [[شئون]] این گروه پاسداری نمایند.
# '''ایمن‌سازی عقیدتی:''' ایمن‌سازی عقیدتی که [[حضرت امام هادی]]{{ع}} به انجام آن مبادرت فرمودند در توضیح، شرح و عمق بخشیدن به مفاهیم عقیدتی به شکل خاصّ و مفاهیم دینی به شکل عام نمود پیدا می‌کند. همچنان‌که این ایمن‌سازی در قالب دفع شبهات و [[تحریفات]] فکری که مکاتب فکری آن [[روزگار]] در [[جامعه]] برمی‌انگیختند نیز آشکار می‌گردد. روایاتی هم که در رابطه با مسائلی همچون [[رؤیت خداوند]]، [[جبر و اختیار]] و [[تفویض]]، ردّ بر شبهاتی که درباره [[آیات قرآن کریم]] به وجود می‌آمده است و... از آن حضرت وارد شده است، نشان از این [[حقیقت]] دارد که حضرت‌ امام هادی{{ع}} به‌شدّت در پی ایمن‌سازی عقیدتی در [[جامعه اسلامی]] به صورت کلّی و جامعه شیعی به صورت خاصّ بوده است.
## موضع‌گیری [[قاطع]] [[حضرت امام هادی]]{{ع}} در برابر غالیان گامی از گام‌های آن حضرت در جهت ایمن‌سازی [[عقیدتی]] [[شیعیان]] و دور کردن آنها از عوامل‌ [[انحراف]] و [[گمراهی]] عقیدتی بود که سرانجام به [[کفر]] یا [[شرک به خداوند]] متعال منجر می‌شد.
## پدیده اهتمام ویژه [[ائمّه اطهار]]{{عم}} به [[تعلیم]] زیارت همه [[اهل بیت]] به صورت جمعی یا زیارت‌های هرکدام از [[ائمّه]]{{عم}} به [[اصحاب]] خود مانند زیارتی که به [[زیارت جامعه کبیره]] معروف است، یا زیارت [[حضرت امیر المؤمنین]]{{ع}}، خود گام مهمّی در عرصه عمق بخشیدن به [[بیداری]] شیعیان و [[رسوخ]] [[ولایت]] در [[دل]] و [[جان]] آنان و پیوستگی آنان با [[اهل‌بیت]] [[رسالت]]{{عم}} بود. و در این بیداری عمیق و پیوستگی [[عاطفی]]، آشکارا، ایمن‌سازی [[عقیدتی]] مهمّی وجود داشت که ویژگی روش [[حضرت امام هادی]]{{ع}} می‌باشد.
# '''ایمن‌سازی علمی‌:''' [[تربیت]] دانشمندان و استعدادهای [[علمی]] که در فروع مختلف علمی [[اسلامی]] تخصّص داشته باشند اساسی‌ترین نقطه برای به‌وجود آمدن سطح علمی مناسب و بالا بردن آن بود که جماعت [[شیعه]] بدان احتیاج وافری داشت. سپس اینکه به این [[عالمان دینی]] نقش ویژه‌ای در [[جامعه اسلامی]] داده شود. و این همان کاری بود که همه [[پیشوایان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} بدون استثنا آن را انجام می‌دادند. امّا دوره [[حضرت امام هادی]]{{ع}} ویژگی خاصّی داشت؛ چراکه [[زمان]] آن حضرت عصری بود که می‌بایست تمام شرایط را برای عصر غیبت آماده کند، عصر غیبت نیز عصر جدا شدن مردم از [[امام]] و پیشوای خود بوده، دیگر به‌جز [[عالمان]] [[الهی]] که امین بر حلال و حرام او هستند هیچ ملجأ و [[پناهگاه]] [[فکری]] و [[دینی]] برای مردم دیگری نمی‌بود<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص۲۳۱ ـ ۲۶۷.</ref>.
 
=== [[سیره تبلیغی امام هادی]] ===
 
=== سیره سیاسی امام هادی ===
{{اصلی|سیره سیاسی امام هادی}}
دوران [[زندگی]] [[امام هادی]]{{ع}} با شماری از [[حاکمان عباسی]] معاصر بود و این دوره را باید به دو مرحله تقسیم کرد. مرحله نخست که امام هادی{{ع}} همزمان با [[حیات]] پدر بزرگوارشان، [[امام جواد]]{{ع}}، به مدت حدود هشت سال (۲۱۲ ـ ۲۲۰ق) با [[حکومت]] [[مأمون]] و [[معتصم]] معاصر بوده است. مرحله دوم، دوران [[امامت امام هادی]]{{ع}} که با حکومت شش [[حاکم عباسی]] به ترتیب ذیل معاصر بوده است.
 
مُعتصِم محمد بن هارون الرشید(حک: ۲۱۸ - ۲۲۷) مهم‌ترین اتفاق در دوره او [[تسلط]] ترکان بر امور نظامی و دیوانی بود که سبب آزار مردم شد<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۴۵۲.</ref>، انتقال مرکز [[خلافت]] از [[بغداد]] به [[سامرّا]] (سر من رای) و نیز موضوع خلق قرآن و تفتیش عقاید بود که مخالفان را به شدت مورد [[اذیت]] و [[آزار]] قرار داد<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۴۶۴.</ref>.
 
[[حکومت عباسیان]] در دوران [[امامان]]{{عم}} با [[بحران]] [[مشروعیت]] روبه‌رو بود و این وضع در دوران امام هادی{{ع}} نیز ادامه داشت. آنان چون نتوانسته بودند این مشکل را حل کنند، افزون بر [[اعمال]] فشارهای [[اقتصادی]]، سیاسی و [[اجتماعی]] بر [[شیعیان]] و [[امامان شیعه]]، برای [[حفظ]] [[اقتدار]] و تداوم [[حاکمیت]] خود راه چاره را در [[مراقبت]] دائمی و تحت نظر گرفتن امامان می‌دیدند. احضار امام هادی{{ع}} به سامرّا در همین راستا صورت گرفت. با این حال امام هادی{{ع}} در عرصه سیاسی اقدامات مؤثری انجام داد که برخی از آنها بدین شرح‌اند.
# '''[[مخالفت]] با [[مشروعیت حکومت]] [[خلفا]]:''' امام هادی{{ع}} به شکل‌های مختلف مشروعیت حکومت و [[حاکمان عباسی]] را به چالش می‌کشید.  
# '''[[نهی]] از [[یاری رساندن]] به [[حکومت]]:''' [[سیاست]] مبارزه منفی به صورت [[تحریم]] [[همکاری]] با [[دستگاه خلافت عباسی]] به عنوان یک سیاست راهبردی از زمان امامان پیشین بود و [[امام هادی]]{{ع}} آن را ادامه داد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۷۷ ـ ۱۸۶.</ref>.
 
=== سیره اقتصادی امام هادی ===
{{اصلی|سیره اقتصادی امام هادی}}
[[ایمنی]] [[اقتصادی]] یکی از [[اهداف]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} در رابطه با گروه [[شیعه]] به‌شمار می‌رفت. گروهی که [[ائمّه]]{{عم}} می‌خواستند در کیان خود مستقل بوده و از همه عوامل [[ضعف]] و فروپاشی که شرایط [[سیاسی]] و اقتصادی کلّی [[جامعه]] بر آن [[تحمیل]] می‌کرد به دور باشد. [[سیستم]] [[وکلا]] نقش مهمی در این ایمنی ایفا می‌نمود. همچنان که گاه خود [[امام هادی]]{{ع}} نیز مستقیما نیازهای مادّی آنان را برطرف می‌نمود.
 
آورده‌اند که [[ابو عمرو عثمان بن سعید]] و [[احمد بن اسحاق اشعری]] و [[علی بن جعفر همدانی]] بر [[حضرت امام هادی]]{{ع}} داخل شدند. [[احمد بن اسحاق]] به نزد آن حضرت [[شکایت]] برد که بدهکاری سنگینی بر گردن او می‌باشد، امام{{ع}} به ابو عمرو که [[وکیل]] آن حضرت بود فرمودند: «ای ابا عمرو، سی هزار دینار به احمد بن اسحاق و سی هزار دینار به علی بن جعفر بده و خود نیز سی هزار دینار برای خویش بردار»<ref>مناقب، ج۲، ص۴۸۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۸۲.</ref>
 
=== [[سیره فرهنگی امام هادی]] ===
 
=== [[سیره مدیریتی امام هادی]] ===
 
=== [[سیره نظامی امام هادی]] ===
 
=== [[سیره قضایی امام هادی]] ===


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010507.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|'''تاریخ اسلام بخش دوم ج۲''']]
# [[پرونده:151926.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱۲''']]
# [[پرونده:151926.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۰

مناقب و فضائل امام

فضائل و مناقب امام هادی(ع) در منابع شیعه بسیار است. جمع‌بندی این فضائل در این کلام ابن شهر آشوب به خوبی چنین بیان شده است: «از نظر بهجت و سرور از همه مردم خوش‌روتر و در گفتار از همه راست‌گوتر؛ برای کسی که از نزدیک او را می‌دید، از همه خوش برخوردتر و برای کسی که دور بود کامل‌ترین انسان بود؛ چون سکوت می‌کرد هیبت و وقارش نمایان می‌گشت، و هرگاه سخن می‌گفت ارزش او آشکار می‌شد، او از دودمان رسالت و امامت و میراث‌دار جانشینی و خلافت بود»[۱].

ویژگی‌های بارز امام هادی(ع)، عبادت، زهد و بی‌رغبتی به دنیا و مظاهر مادی بود. از حجم و محتوای دعاها و دستورهای عبادی که از امام هادی(ع) به یادگار مانده است به اشتیاق فراوان ایشان به عبادت می‌توان پی برد[۲]. سخاوت و بخشندگی و رسیدگی به نیازمندان حتی اگر از شیعیان نبود از خصائص بارز ایشان بود[۳]. در گزارشی آمده است که اسحاق جَلّاب برای امام هادی(ع) گوسفندان بسیاری خرید. آن حضرت وی را فرا خواند و از اصطبل منزلش به مکان وسیعی برد که وی آنجا را نمی‌شناخت. سپس آن گوسفندان را بین کسانی که آن حضرت دستور داده بود توزیع کرد[۴].

صبر و بردباری[۵] و کوشش و تلاش برای بی‌نیازی از دیگران[۶] نیز از دیگر فضائل امام هادی(ع) است[۷].

جنبه‌ها و ابعاد سیره امام

سبک زندگی امام هادی

سیره اخلاقی امام هادی

سیره عبادی امام هادی

سیره خانوادگی امام هادی

سیره تربیتی امام هادی

امام هادی(ع) علی‌رغم همه شرایطی که برای جدا کردن آن حضرت از شیعیان و دوستداران، بر ایشان تحمیل شده بود، همواره مسئولیت‌های تربیتی خود را با هروسیله‌ای که تأثیرگذاری بیشتری در میان شیعیان داشت و به بهترین نحو به انجام می‌رسانده‌اند. آن حضرت گاه برای بعضی از شیعیان خود دعا کرده و برای روا شدن حاجات آنها به درگاه خداوند متعال می‌رفته است. گاه نیز نیازهای مادّی شیعیان خود را برطرف کرده و به آنها پول می‌داده‌اند، یا اینکه با بیانی صریح در رابطه با لغزشگاه‌هایی که در پیش رویشان بود به آنان هشدار می‌دادند.

روش کلّی حضرت امام هادی(ع) در تربیت و ساخت شخصیت افراد را می‌توان در این چند مورد خلاصه نمود:

  1. راهنمایی‌های تربیتی از طریق بیان احادیثی که مهمترین مفاهیم تربیتی را به انسان عرضه می‌نماید[۸].
  2. تأکید بر اطاعت از خداوند متعال.
  3. تأکید بر اهمّیت توجّه به خداوند متعال در برآوردن حاجات و نخواستن حاجت از غیر او[۹].
  4. اهمّیت دعا و مداومت بر آن در متبلور ساختن روح توحید و توکل بر خدا در انسان.
  5. دعا کردن برای مؤمنان‌
  6. کوشش در رفع حاجات مؤمنان.
  7. رابطه عاطفی با پیشوایان صالح- که در اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) جلوه می‌کند- از طریق زیارت کردن آن بزرگواران و مطالعه در روش زندگی آنان[۱۰].

سیره اجتماعی امام هادی

سیره علمی امام هادی

امام هادی(ع) در همه عرصه‌هایی که برای گروه شیعیان و پیروان اهل‌بیت(ع) مهم و حیاتی بود به مقوله استوار ساختن و تکمیل ساختار شخصیتی آنان می‌پرداختند؛ چراکه لازم بود تا ساختار این گروه آن‌چنان تکامل یابد که بتوانند با روایات و میراث علمی که در اختیار دارند امور دین و دنیایشان را اداره نمایند و دانشمندانی که عالمان دینی هستند نیز بتوانند مأموریت رهبری اجتماعی، فکری و دینی آنها را به دست گرفته و در مسیر تکاملی این گروه به سمت هدف‌های رسالی که برای آن در نظر گرفته شده است، از مصالح و شئون این گروه پاسداری نمایند.

  1. ایمن‌سازی عقیدتی: ایمن‌سازی عقیدتی که حضرت امام هادی(ع) به انجام آن مبادرت فرمودند در توضیح، شرح و عمق بخشیدن به مفاهیم عقیدتی به شکل خاصّ و مفاهیم دینی به شکل عام نمود پیدا می‌کند. همچنان‌که این ایمن‌سازی در قالب دفع شبهات و تحریفات فکری که مکاتب فکری آن روزگار در جامعه برمی‌انگیختند نیز آشکار می‌گردد. روایاتی هم که در رابطه با مسائلی همچون رؤیت خداوند، جبر و اختیار و تفویض، ردّ بر شبهاتی که درباره آیات قرآن کریم به وجود می‌آمده است و... از آن حضرت وارد شده است، نشان از این حقیقت دارد که حضرت‌ امام هادی(ع) به‌شدّت در پی ایمن‌سازی عقیدتی در جامعه اسلامی به صورت کلّی و جامعه شیعی به صورت خاصّ بوده است.
    1. موضع‌گیری قاطع حضرت امام هادی(ع) در برابر غالیان گامی از گام‌های آن حضرت در جهت ایمن‌سازی عقیدتی شیعیان و دور کردن آنها از عوامل‌ انحراف و گمراهی عقیدتی بود که سرانجام به کفر یا شرک به خداوند متعال منجر می‌شد.
    2. پدیده اهتمام ویژه ائمّه اطهار(ع) به تعلیم زیارت همه اهل بیت به صورت جمعی یا زیارت‌های هرکدام از ائمّه(ع) به اصحاب خود مانند زیارتی که به زیارت جامعه کبیره معروف است، یا زیارت حضرت امیر المؤمنین(ع)، خود گام مهمّی در عرصه عمق بخشیدن به بیداری شیعیان و رسوخ ولایت در دل و جان آنان و پیوستگی آنان با اهل‌بیت رسالت(ع) بود. و در این بیداری عمیق و پیوستگی عاطفی، آشکارا، ایمن‌سازی عقیدتی مهمّی وجود داشت که ویژگی روش حضرت امام هادی(ع) می‌باشد.
  2. ایمن‌سازی علمی‌: تربیت دانشمندان و استعدادهای علمی که در فروع مختلف علمی اسلامی تخصّص داشته باشند اساسی‌ترین نقطه برای به‌وجود آمدن سطح علمی مناسب و بالا بردن آن بود که جماعت شیعه بدان احتیاج وافری داشت. سپس اینکه به این عالمان دینی نقش ویژه‌ای در جامعه اسلامی داده شود. و این همان کاری بود که همه پیشوایان اهل‌بیت(ع) بدون استثنا آن را انجام می‌دادند. امّا دوره حضرت امام هادی(ع) ویژگی خاصّی داشت؛ چراکه زمان آن حضرت عصری بود که می‌بایست تمام شرایط را برای عصر غیبت آماده کند، عصر غیبت نیز عصر جدا شدن مردم از امام و پیشوای خود بوده، دیگر به‌جز عالمان الهی که امین بر حلال و حرام او هستند هیچ ملجأ و پناهگاه فکری و دینی برای مردم دیگری نمی‌بود[۱۱].

سیره تبلیغی امام هادی

سیره سیاسی امام هادی

دوران زندگی امام هادی(ع) با شماری از حاکمان عباسی معاصر بود و این دوره را باید به دو مرحله تقسیم کرد. مرحله نخست که امام هادی(ع) همزمان با حیات پدر بزرگوارشان، امام جواد(ع)، به مدت حدود هشت سال (۲۱۲ ـ ۲۲۰ق) با حکومت مأمون و معتصم معاصر بوده است. مرحله دوم، دوران امامت امام هادی(ع) که با حکومت شش حاکم عباسی به ترتیب ذیل معاصر بوده است.

مُعتصِم محمد بن هارون الرشید(حک: ۲۱۸ - ۲۲۷) مهم‌ترین اتفاق در دوره او تسلط ترکان بر امور نظامی و دیوانی بود که سبب آزار مردم شد[۱۲]، انتقال مرکز خلافت از بغداد به سامرّا (سر من رای) و نیز موضوع خلق قرآن و تفتیش عقاید بود که مخالفان را به شدت مورد اذیت و آزار قرار داد[۱۳].

حکومت عباسیان در دوران امامان(ع) با بحران مشروعیت روبه‌رو بود و این وضع در دوران امام هادی(ع) نیز ادامه داشت. آنان چون نتوانسته بودند این مشکل را حل کنند، افزون بر اعمال فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر شیعیان و امامان شیعه، برای حفظ اقتدار و تداوم حاکمیت خود راه چاره را در مراقبت دائمی و تحت نظر گرفتن امامان می‌دیدند. احضار امام هادی(ع) به سامرّا در همین راستا صورت گرفت. با این حال امام هادی(ع) در عرصه سیاسی اقدامات مؤثری انجام داد که برخی از آنها بدین شرح‌اند.

  1. مخالفت با مشروعیت حکومت خلفا: امام هادی(ع) به شکل‌های مختلف مشروعیت حکومت و حاکمان عباسی را به چالش می‌کشید.
  2. نهی از یاری رساندن به حکومت: سیاست مبارزه منفی به صورت تحریم همکاری با دستگاه خلافت عباسی به عنوان یک سیاست راهبردی از زمان امامان پیشین بود و امام هادی(ع) آن را ادامه داد[۱۴].

سیره اقتصادی امام هادی

ایمنی اقتصادی یکی از اهداف اهل‌بیت(ع) در رابطه با گروه شیعه به‌شمار می‌رفت. گروهی که ائمّه(ع) می‌خواستند در کیان خود مستقل بوده و از همه عوامل ضعف و فروپاشی که شرایط سیاسی و اقتصادی کلّی جامعه بر آن تحمیل می‌کرد به دور باشد. سیستم وکلا نقش مهمی در این ایمنی ایفا می‌نمود. همچنان که گاه خود امام هادی(ع) نیز مستقیما نیازهای مادّی آنان را برطرف می‌نمود.

آورده‌اند که ابو عمرو عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی بر حضرت امام هادی(ع) داخل شدند. احمد بن اسحاق به نزد آن حضرت شکایت برد که بدهکاری سنگینی بر گردن او می‌باشد، امام(ع) به ابو عمرو که وکیل آن حضرت بود فرمودند: «ای ابا عمرو، سی هزار دینار به احمد بن اسحاق و سی هزار دینار به علی بن جعفر بده و خود نیز سی هزار دینار برای خویش بردار»[۱۵].[۱۶]

سیره فرهنگی امام هادی

سیره مدیریتی امام هادی

سیره نظامی امام هادی

سیره قضایی امام هادی

منابع

پانویس

  1. ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۰۱.
  2. برای اطلاع از نمونه‌هایی از این دعاها و اذکار، ر.ک: شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۹۸؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام هادی(ع)، ص۴۴۰ – ۴۸۷.
  3. ابن طلحه، مطالب السؤول، ص۳۰۷ – ۳۰۸؛ ابن صباغ، الفصول المهمه، ج۲، ص۱۰۶۷؛ ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۳۱۲.
  4. کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۸.
  5. منسوب به مسعودی، اثبات الوصیة، ص۱۹۶.
  6. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۲.
  7. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص ۱۷۴.
  8. ر.ک: میراث تربیتى و اخلاقى امام هادى(ع)، بخش آخر از قسمت چهارم.
  9. ر.ک: تحف العقول، ص۳۶۱؛ کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۶.
  10. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۲، ص ۲۶۸.
  11. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۲، ص۲۳۱ ـ ۲۶۷.
  12. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۴۵۲.
  13. مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۴۶۴.
  14. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۱۷۷ ـ ۱۸۶.
  15. مناقب، ج۲، ص۴۸۸.
  16. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۲، ص ۲۸۲.