انطاکیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص' به 'تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه (کتاب)|موع...)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۹ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[انطاکیه در قرآن]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مهدویت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون [[امام مهدی]]{{ع}} است. "'''[[امام مهدی]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امام مهدی در قرآن]] | [[امام مهدی در حدیث]] | [[امام مهدی در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[امام مهدی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== مقدمه ==
*محل بیرون آوردن تورات و انجیل واقعی از آن در عصر ظهور
انطاکیه محل بیرون آوردن [[تورات]] و [[انجیل]] واقعی از آن در عصر ظهور است. شهری در [[روم]] باستان بوده که به دست یونانیان در سال ۳۰۰ پیش از میلاد [[حضرت مسیح]] {{ع}} بنا شده و هم‏ اکنون جزو قلمرو [[کشور]] ترکیه است. انطاکیه کنونی بر رود اورونتس، نهر عاصی، بیست و دو کیلومتری ساحل مدیترانه قرار دارد و فقط قسمت کوچکی از انطاکیه قدیم را اشغال کرده است. از شهر قدیم، باروها، آباره، تئاتر و قلعه‌ای باقی است. در کاوش‌هایی که در آن‌جا و در اطرافش به عمل آمده، موزائیک‌های عالی، از شش قرن اول میلادی، به دست آمده است. جام بزرگ انطاکی که در سال ١٩١٠ به دست آمده، به زعم بعضی همان جام [[مقدس]] است<ref>خورشید مغرب، پاورقی، ص ۲۹۵.</ref>. شهر «انطاکیه» تا «[[حلب]]» کمتر از یکصد کیلومتر و تا «اسکندریه» حدود شصت کیلومتر فاصله دارد. این شهر در [[زمان]] [[خلیفۀ دوم]] به دست «[[ابو عبیده جراح]]» فتح شد، و از دست [[رومیان]] درآمد، [[مردم]] آنکه [[مسیحی]] بودند پرداخت [[جزیه]] را پذیرفتند و بر آئین خود باقی ماندند.
*شهری در روم باستان بوده که به دست یونانیان در سال ۳۰۰ پیش از میلاد [[حضرت مسیح]]{{ع}} بنا شده و هم‏ اکنون جزو قلمرو کشور ترکیه است. این شهر، در روزگار قدیم از جهت ثروت، علم و تجارت، یکی از سه شهر بزرگ کشور روم محسوب می‏‌شد<ref>  ر. ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۱، ص ۱۸۲ و ص ۲۶۶</ref>. که دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای آب خوش‏گوار و مرکز تجارت آسیای غربی و نزد یونانیان به انطاکیه زیبا و ملکه شرق مشهور بود. نصارا از شهر انطاکیه با وصف شهر خدا، شهر شاهی و مادر شهرها یاد می‌‏کردند؛ زیرا نخستین شهری بود که اهل آن همگی به [[حضرت مسیح]]{{ع}} و به [[دین]] نصارا گرویدند. پولس و برنابا آن‏جا به تبلیغ اشتغال داشتند. شهر انطاکیه پیش از [[اسلام]]، محل درگیری بین قوم‏ها و پیروان ادیان یهود، نصارا و بت‏پرستان بوده است<ref>  جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف قرآن کریم، واژه انطاکیه، محمد مهدی خراسانی</ref>.
*این شهر، افزون بر آن‏که در پاره‌‏ای از آیات مورد اشاره قرار گرفته، در برخی روایات - به ویژه در روایات مهدویت - بدان توجه شده است. شاید ذکر "انطاکیه" در روایات مهدویت، وجود رابطه تنگاتنگ بین [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} و [[حضرت مسیح]]{{ع}} است.
*در روایات مربوط به [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}، آن محل، سرزمینی معرفی شده است که [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} پس از ظهور، از غاری در آن سرزمین، تورات و انجیل را بیرون می‌‏آورد و با یهود و نصارا با آن استدلال می‌‏کند<ref>  مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص ۳۹؛ عبد الرزاق، المصنف، ج ۱۱، ح ۲۰۷۷۲</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌‏شود، بیرون می‌‏آورد" <ref>  شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۱، ح ۳؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۵</ref>
*و به وسیله آن کتاب‏ها، با مسیحیان و یهودیان به استدلال می‌‏پردازد و سرانجام، بسیاری از آن‏ها اسلام می‌‏آورند<ref>{{عربی|اندازه=120%|" يَسْتَخْرِجُ‏ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَّةَ فَيَحْكُمُ‏ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ  ‏‏"}}؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۳۷، ح ۲۶</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۹۳-۹۴.</ref>.
==انطاکیه در موعودنامه==
*انطاکیه کنونی در جنوب ترکیه، بر رود اورونتس، نهر عاصی، بیست و دو کیلومتری ساحل مدیترانه قرار دارد و فقط‍‌ قسمت کوچکی از انطاکیه قدیم را اشغال کرده است. از شهر قدیم، باروها، آباره، تئاتر و قلعه‌ای باقی است. در کاوش‌هایی که در آن‌جا و در اطرافش به عمل آمده، موزائیک‌های عالی، از شش قرن اول میلادی، به دست آمده است. جام بزرگ انطاکی که در سال ١٩١٠ به دست آمده، به زعم بعضی همان جام مقدس است<ref>خورشید مغرب، پاورقی، ص ۲۹۵.</ref>.
*[[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "مهدی، تورات و دیگر کتاب‌های آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد<ref>ملاحم ابن طاووس، ص ۶۷؛ روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.</ref>. همچنین فرمود: مهدی، تابوت سکینه را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.</ref>. نیز فرمود: نخستین کاری که قائم {{ع}} در انطاکیه انجام می‌دهد این است که تورات را از غاری بیرون می‌آورد که عصای موسی و انگشتر سلیمان در آن است<ref>همان.</ref>.
*انطاکیه برای مسیحیان مانند [[مدینه]] برای مسلمانان است. آن‌جا پس از [[بیت المقدس]] به‌عنوان دوّمین شهر مذهبی مسیحیان به حساب می‌آید؛ چرا که حضرت مسیح دعوت خود را از بیت المقدس آغاز نمود و بعدها گروهی از ایمان‌آورندگان به او، به انطاکیه هجرت کردند. "پولس" و "برنابا" بدان شهر رفتند و مردم را به این آیین فراخواندند و از آن‌جا دین مسیح {{ع}} گسترش یافت. شاید ذکر انطاکیه در روایات مهدوی، وجود رابطه تنگاتنگ میان [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} و مسیح {{ع}} است<ref>فرهنگ‌نامه مهدویت، خدا مراد سلیمیان، ص ۶۶.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۳۶.</ref>.
*بر طبق روایات، [[حضرت مهدی]] {{ع}} پس از ظهور، تورات و دیگر کتاب‌های آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد<ref>الزام الناصب، ص ۵۵؛ بشارة الاسلام، ص ۲۴۲.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۱۱.</ref>.


==پرسش‌های وابسته==
این شهر، در روزگار قدیم از جهت [[ثروت]]، [[علم]] و [[تجارت]]، یکی از سه شهر بزرگ [[کشور]] [[روم]] محسوب می‏‌شد<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۱، ص ۱۸۲ و ص ۲۶۶</ref> که دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای [[آب]] خوش‏گوار و مرکز [[تجارت]] آسیای غربی و نزد یونانیان به انطاکیه زیبا و ملکه شرق مشهور بود. انطاکیه برای [[مسیحیان]] مانند [[مدینه]] برای [[مسلمانان]] است. آن‌جا پس از [[بیت المقدس]] به‌عنوان دوّمین شهر مذهبی [[مسیحیان]] به حساب می‌آید؛ چرا که [[حضرت مسیح]] [[دعوت]] خود را از [[بیت المقدس]] آغاز نمود و بعدها گروهی از ایمان‌آورندگان به او، به انطاکیه [[هجرت]] کردند. این شهر نخستین شهری بود که اهل آن همگی به [[حضرت مسیح]] {{ع}} و به [[دین]] نصارا گرویدند. پولس و برنابا آنجا به [[تبلیغ]] اشتغال داشتند. شهر انطاکیه پیش از [[اسلام]]، محل درگیری بین قوم‏ها و [[پیروان ادیان]] [[یهود]]، نصارا و بت‏پرستان بوده است<ref>جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف قرآن کریم، واژه انطاکیه، محمد مهدی خراسانی</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۹۳-۹۴؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۳۶؛ [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۲۷.</ref>
 
== انطاکیه و مهدویت ==
این شهر، افزون بر آنکه در پاره‌‏ای از [[آیات]]، مورد اشاره قرار گرفته، در برخی [[روایات]] ـ به ویژه در [[روایات]] [[مهدویت]] ـ بدان توجه شده است. شاید ذکر "انطاکیه" در [[روایات]] [[مهدویت]]، وجود رابطه تنگاتنگ بین [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} و [[حضرت مسیح]] {{ع}} است. در [[روایات]] مربوط به [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، آن محل، سرزمینی معرفی شده است که [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} پس از ظهور، از غاری در آن سرزمین، [[تورات]] و [[انجیل]] را بیرون می‌‏آورد و با [[یهود]] و نصارا با آن [[استدلال]] می‌‏کند<ref> مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص ۳۹؛ عبد الرزاق، المصنف، ج ۱۱، ح ۲۰۷۷۲</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[تورات]] و [[انجیل]] را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌‏شود، بیرون می‌‏آورد"<ref> شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۱، ح ۳؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۵</ref> و به وسیله آن کتاب‌ها، با [[مسیحیان]] و [[یهودیان]] به [[استدلال]] می‌‏پردازد و سرانجام، بسیاری از آن‏ها [[اسلام]] می‌‏آورند<ref>{{متن حدیث|يَسْتَخْرِجُ‏ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَّةَ فَيَحْكُمُ‏ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ}}؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۳۷، ح ۲۶</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۹۳-۹۴؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۳۶؛ [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۲۷.</ref>
 
[[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "[[مهدی]]، [[تورات]] و دیگر [[کتاب‌های آسمانی]] را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد<ref>ملاحم ابن طاووس، ص ۶۷؛ روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.</ref>. همچنین فرمود: [[مهدی]]، [[تابوت سکینه]] را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.</ref>. نیز فرمود: نخستین کاری که [[قائم]] {{ع}} در انطاکیه انجام می‌دهد این است که [[تورات]] را از غاری بیرون می‌آورد که [[عصای موسی]] و [[انگشتر سلیمان]] در آن است<ref>همان.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۳۶.</ref>
 
== [[رسولان]] انطاکیه ==
قرآن در بیان داستان این [[قوم]] می‌فرماید: «برای آنها [[اصحاب قریه]] را مثال بزن هنگامی که فرستادگان [[خدا]] به سوی آنها آمدند»<ref>{{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ}} «و برای آنان از مردم آن شهر  آنگاه که پیامبران به آنجا آمدند مثلی بزن» سوره یس، آیه ۱۳.</ref>. سپس [[قرآن]] بعد از این بیان اجمالی و سربسته، به شرح ماجرا پرداخته چنین می‌گوید: «در آن [[زمان]] که دو نفر از [[رسولان]] را به سوی آنها فرستادیم، اما آنها رسولان ما را [[تکذیب]] کردند؛ لذا برای تقویت آن دو شخص سومی ارسال نمودیم، آنها همگی گفتند ما فرستادگان [[خدا]] به سوی شما هستیم»<ref>{{متن قرآن|إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ}} «آن هنگام که دو تن را نزد آنها فرستادیم و آنان را دروغگو شمردند و ما با سوّمی، (آن دو را) پشتیبانی کردیم، آنگاه گفتند که ما نزد شما فرستاده شده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۴.</ref>.
 
در اینکه این رسولان چه کسانی بودند [[گفتگو]] است، جمعی گفته‌اند: نام آن دو نفر «[[شمعون]]» و «[[یوحنا]]» بود و نام سومین «[[پولس]]» و بعضی نام‌های دیگری برای آنها ذکر کرده‌اند و نیز در اینکه آنها [[پیامبران]] و رسولان [[خداوند]] بودند و یا فرستادگان [[حضرت مسیح]]{{ع}} (و اگر خداوند می‌فرماید ما آنها را فرستادیم به خاطر آنست که رسولان [[مسیح]] هم رسولان او هستند) باز گفتگو است، هرچند [[ظاهر قرآن]] موافق نظر اول است، گر چه تفاوتی در نتیجه‌ای که قرآن می‌خواهد بگیرد نمی‌کند.
 
اکنون ببینیم آن [[قوم]] [[گمراه]] در مقابل [[دعوت]] رسولان چه واکنشی نشان دادند، قرآن می‌گوید: همان بهانه‌ای را که بسیاری از [[کافران]] [[سرکش]] در برابر [[پیامبران الهی]] پیش کشیدند مطرح نمودند «گفتند: شما بشری همانند ما هستید و خداوند [[رحمان]] چیزی نازل نکرده سرمایۀ شما چیزی جز [[دروغ]] نیست!»<ref>{{متن قرآن|قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ}} «گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و (خداوند) بخشنده، چیزی فرو نفرستاده است و شما جز دروغ نمی‌گویید» سوره یس، آیه ۱۵.</ref>.
 
اگر بنا بود فرستاده‌ای از طرف خدا بیاید باید فرشتۀ مقربی باشد نه [[انسانی]] همچون ما، و همین را دلیل برای تکذیب رسولان و [[انکار]] [[نزول]] [[فرمان الهی]] پنداشتند. در حالی که شاید خودشان نیز می‌دانستند که در طول [[تاریخ]] همۀ پیامبران از [[نسل]] [[آدم]] بوده‌اند، از جمله [[ابراهیم]] که همگی به [[رسالت]] می‌شناختند مسلماً [[انسان]] بود، و از این گذشته مگر نیازها و [[مشکلات]] و دردهای [[انسان‌ها]] را جز انسان می‌تواند [[درک]] کند؟<ref>در اینکه چرا آنان روی صفت «رحمانیت» خداوند تکیه کرده‌اند این احتمال داده شده است که آنها مخصوصاً روی وصف رحمان تکیه کردند که بگویند خداوند مهربان کار بندگان خود را با فرستادن پیامبران و تنظیم تکالیف مشکل نمی‌کند؟ آنها را آزاد می‌گذارد! این منطق سست و بی‌پایه و با سطح افکار این گروه متناسب بود.</ref>
 
به هر حال این [[پیامبران]] از [[مخالفت]] سرسختانۀ آن [[قوم]] [[گمراه]] [[مأیوس]] نشدند و [[ضعف]] و [[سستی]] به خود راه ندادند، و در پاسخ آنها چنین «گفتند: [[پروردگار]] ما می‌داند که ما قطعاً فرستادگان او به سوی شما هستیم. و بر عهدۀ ما چیزی جز [[ابلاغ رسالت]] به طور آشکار و روشن نیست». {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}.
مسلماً آنها تکیه بر ادعا نکردند، و تنها به [[سوگند]] [[قناعت]] ننمودند، بلکه از تعبیر «بلاغ [[مبین]]» اجمالاً استفاده می‌شود که دلائل و معجزاتی از خود نشان دادند، وگرنه [[ابلاغ]] آنها مصداق «بلاغ مبین» نبود؛ زیرا «بلاغ مبین» باید چنان باشد که [[واقعیت]] را به همه برساند و این جز به کمک دلائل متقن و [[معجزات]] گویا ممکن نیست. در بعضی از [[روایات]] نیز آمده است که آنها همانند [[حضرت مسیح]]{{ع}} بعضی از [[بیماران]] غیر قابل علاج را ـ به [[فرمان خدا]] ـ [[شفا]] دادند.
 
[[مفسر]] عالیقدر «[[طبرسی]]» در «[[مجمع البیان]]» چنین می‌گوید: حضرت مسیح دو فرستاده از حواریین به [[شهر]] انطاکیه فرستاد، هنگامی که آنها به نزدیکی شهر رسیدند پیرمردی را دیدند که چند گوسفند را به چرا آورده بود او همان «[[حبیب]]» صاحب «[[یس]]» بود، آنها بر او [[سلام]] کردند پیرمرد جواب داد و پرسید شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان [[عیسی]] هستیم، آمده‌ایم شما را از [[عبادت بت‌ها]] به سوی [[عبادت]] [[خداوند]] [[رحمان]] [[دعوت]] کنیم.
 
پیرمرد پرسید: آیا [[معجزه]] و نشانه‌ای هم دارید؟ گفتند: آری بیماران را شفا می‌دهیم، و نابینای مادرزاد و [[مبتلا]] به «برص» را به [[اذن خداوند]] بهبودی می‌بخشیم. پیرمرد گفت: من فرزند [[بیماری]] دارم که سال‌ها در بستر افتاده. گفتند: با ما بیا تا به خانۀ تو برویم و از حالش خبر گیریم.
 
پیرمرد همراه آنها رفت و آنها دستی بر تن فرزند او کشیدند، به فرمان خدا سالم از جای برخاست! این خبر در [[شهر]] پخش شد و به دنبال آن [[خداوند]] گروه کثیری از [[بیماران]] را به دست آنها [[شفا]] داد. آنها [[پادشاهی]] [[بت‌پرست]] داشتند، خبر به او رسید آنها را فراخواند و پرسید شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان [[عیسی]] هستیم، آمده‌ایم تو را از [[عبادت]] موجوداتی که نه می‌شنوند و نه می‌بینند، به عبادت کسی که هم شنوا و هم بیناست [[دعوت]] کنیم.
 
[[پادشاه]] گفت: آیا معبودی جز [[خدایان]] ما وجود دارد؟ گفتند: آری همان کسی که تو و معبودهایت را آفرید؟ پادشاه گفت: برخیزید! تا من دربارۀ شما [[اندیشه]] کنم (و این تهدیدی نسبت به آنها بود) سپس [[مردم]] آن دو را در بازار گرفتند و زدند.
ولی در [[روایت]] دیگری چنین آمده که دو فرستادۀ عیسی{{ع}} دستشان به پادشاه نرسید و مدتی در آن شهر ماندند، روزی پادشاه از قصر خود بیرون آمده بود، آنها صدا را به [[تکبیر]] بلند کرده و نام «[[الله]]» را به [[عظمت]] یاد کردند، پادشاه در [[غضب]] شد و دستور [[حبس]] آنها را صادر کرد، و هر کدام را یکصد تازیانه زد. هنگامی که این دو فرستاده [[مسیح]] [[تکذیب]] شدند و مضروب گشتند [[حضرت مسیح]]{{ع}} «[[شمعون الصفا]]» را که بزرگ حواریین بود به دنبال آنها فرستاد. «[[شمعون]]» به صورت ناشناخته وارد شهر شد، و طرح [[دوستی]] با اطرافیان شاه ریخت، آنها از دوستی او [[لذت]] بردند، و خبر را به پادشاه رسانیدند، او نیز از وی دعوت کرد و از [[همنشینان]] خود قرار داد و [[احترام]] نمود.
 
«شمعون» روزی گفت: ای پادشاه! من شنیده‌ام دو نفر در حبس تو [[زندانی]] شده‌اند، و هنگامی که تو را به غیر آئینت خوانده‌اند آنها را زده‌ای؟ آیا هیچ به سخنان آنها گوش فرا داده‌ای؟! شاه گفت: [[خشم]] من مانع از این کار شد. «شمعون» گفت: اگر پادشاه [[صلاح]] بداند آنها را فراخواند، تا ببینیم چه چیز در چنته دارند؟ پادشاه آنها را فراخواند. «شمعون» (گویی هیج آنها را نمی‌شناسد) به آنها گفت چه کسی شما را به اینجا فرستاده است؟!
 
گفتند: خدایی که همه چیز را [[آفریده]]، و هیچ شریکی برای او نیست. گفت: نشانه و معجزۀ شما چیست؟ گفتند هر چه تو بخواهی! شاه دستور داد [[غلام]] [[نابینایی]] را آوردند و آنها به [[فرمان خدا]] او را [[شفا]] دادند، [[پادشاه]] در [[تعجب]] فرو رفت، در اینجا [[شمعون]] به سخن درآمد و به شاه گفت آیا اگر چنین درخواستی از خدایانت می‌کردی آنها نیز [[قادر]] بر چنین کاری بودند؟ شاه گفت: از تو چه پنهان که خدایانی که ما می‌پرستیم نه ضرری دارند، و نه [[سود]] و خاصیتی! سپس پادشاه به آن دو گفت: اگر خدای شما بتواند مرده‌ای را زنده کند ما به او و به شما [[ایمان]] می‌آوریم.
 
گفتند: خدای ما قادر بر همه چیز هست. شاه گفت: در اینجا مرده‌ای است که هفت [[روز]] از [[مرگ]] او می‌گذرد هنوز او را [[دفن]] نکرده‌ایم، و در [[انتظار]] این هستیم که پدرش از [[سفر]] بیاید. مرده را آوردند و آن دو آشکارا [[دعا]] می‌کردند، و شمعون مخفیانه، ناگهان مرده تکانی خورد و از جا برخاست و گفت من هفت روز است که مرده‌ام و [[آتش دوزخ]] را با چشم خود دیده‌ام، و من به شما هشدار می‌دهم همگی به [[خدای یگانه]] ایمان بیاورید.
 
پادشاه تعجب کرد، هنگامی که شمعون [[یقین]] پیدا کرد که سخنانش در او مؤثر افتاده، او را به خدای یگانه [[دعوت]] کرد و او ایمان آورد، و [[اهل]] کشورش نیز به او پیوستند هر چند گروهی به [[کفر]] خود باقی ماندند». نظیر این [[روایت از امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده است هرچند در میان آنها تفاوت‌هایی وجود دارد. ولی با توجه به [[ظاهر قرآن]] [[ایمان آوردن]] اهل آن [[شهر]] بسیار بعید به نظر می‌رسید؛ چراکه [[قرآن]] می‌گوید آنها به وسیلۀ [[صیحه آسمانی]] هلاک شدند. ممکن است در این قسمت از [[روایت]] اشتباهی از ناحیۀ [[راوی]] صادر شده باشد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصه‌های قرآن (کتاب)|قصه‌های قرآن]]، ص ۴۸۹ ـ ۴۹۷.</ref>.
 
== پرسش مستقیم ==
* [[امام مهدی پس از ظهور چه اقدامی در شهر انطاکیه انجام می‌دهد؟ (پرسش)]]
* [[امام مهدی پس از ظهور چه اقدامی در شهر انطاکیه انجام می‌دهد؟ (پرسش)]]
== جستارهای وابسته ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{ستون-شروع|7}}
*[[آخر الزمان]]
*[[آدینه]] ([[جمعه]])
*[[آستانه عسکریین]]
*[[آستانه قیامت]]
*[[آفتاب پشت ابر]] ([[خورشید پشت ابر]])
*[[آینده پژوهی]]
*[[آیین جدید دین در عصر ظهور]]
*[[اَبدال]]
*[[ابوالادیان]]
*[[ابوصالح]]
*[[ابوالقاسم (امام مهدی)]]
*[[اثناعشریه]]
*[[احمد (امام مهدی)]]
*[[احمد بن اسحاق قمی]]
*[[احمد بن هلال کرخی]]
*[[احمدیه]] ([[قادیانیه]])
*[[اخیار]]
*[[ادله رجعت]]
*[[اسماعیلیه]]
*[[أشراط الساعه]]
*[[اصحاب قائم]] ([[یاران امام مهدی]]){{ع}}
*[[اصحاب کهف]]
*[[اقامت‌گاه امام مهدی در عصر ظهور]] ([[مسجد سهله]])
*[[القاب امام مهدی]]{{ع}}
*[[امامت امام مهدی]]{{ع}}
*[[امامت و مهدویت]]
*[[امام حسن عسکری]]
*[[امام زمان]] ([[صاحب الزمان]])
*[[امام شناسی]] ([[مرگ جاهلی]])
*[[امام مهدی از ولادت تا ظهور]]
*[[امامیه]]
*[[امدادهای غیبی]]
*[[امکان رجعت رجعت]]
*[[امنیت حکومت جهانی]]
*[[انتظار فرج]]
*[[انتقام]]
*[[انجمن حجتیه]]
*[[انطاکیه]]
*[[اوتاد]]
*[[اهل سنت و امام مهدی موعود]]
*[[اهل سنّت و ولادت امام مهدی{{ع}}]]
*[[اهل کتاب در عصر ظهور]]
*[[ایام الله]]
*[[ایستادن هنگام شنیدن لقب قائم]]
*[[باب]] ([[علی محمد شیرازی]])
*[[بابیه باب]]
*[[باران های پیاپی]]
*[[باقریه]]
*[[البرهان فی علامات امام مهدی آخر الزمان]]
*[[بعثت امام مهدی]]
*[[بلالی محمد بن علی بن بلال]]
*[[بلالیه]]
*[[بهائیت]]
*[[البیان فی اخبار صاحب الزمان]]
*[[بیت الحمد]]
*[[بیت المقدس]]
*[[بیدا خسف به بیدا]]
*[[بیعت امام مهدی]]
*[[بیعت نامه امام مهدی]]
*[[البیعه لله]]
*[[پایان تاریخ آخرالزمان]]
*[[پدر امام مهدی امام حسن عسکری]]
*[[پدر امام مهدی و اهل سنّت]]
*[[پرچم امام مهدی ]]
*[[پرچم های سیاه]]
*[[پیراهن امام مهدی]]
*[[تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم]]
*[[تاریخ عصر غیبت]]
*[[تاریخ غیبت کبرا]]
*[[تشرف ملاقات با امام مهدی]]
*[[تکذیب وقت گزاران وقت ظهور]]
*[[تَناثُرُ النُّجُوم]]
*[[توقیع]]
*[[جبرئیل]]
*[[جده]]
*[[جزیره خضرا]]
*[[جزیره خضرا در ترازوی نقد]]
*[[جعفر کذاب]]
*[[جمعه]]
*[[جنگ افزارهای امام مهدی سلاح امام مهدی]]
*[[حجت]]
*[[حجر الاسود]]
*[[حدیث غدیر]]
*[[حدیث لوح حضرت زهرا لوح حضرت زهرا]]
*[[حدیث معراج]]
*[[حِرْز امام مهدی ]]
*[[حرمت نام بردن امام مهدی]]
*[[حسن شریعی]]
*[[حسین بن روح نوبختی]]
*[[حسین بن منصور حلاج]]
*[[حکومت جهانی]]
*[[حکومت صالحان]]
*[[حکومت مستضعفان]]
*[[حکیمه خاتون]]
*[[حیرت]]
*[[خاتم الاوصیاء]]
*[[خراسانی]] ([[خروج خراسانی]])
*[[خردسال ترین پیشوای معصوم]] ([[امامت امام مهدی]])
*[[خروج خراسانی]]
*[[خروج دابة الاَرض]]
*[[خروج دجال]]
*[[خروج سفیانی]]
*[[خروج سید حسنی]]
*[[خروج شعیب بن صالح]]
*[[خروج شیصبانی]]
*[[خروج عوف سلمی]]
*[[خروج امام مهدی]] ([[قیام امام مهدی]])
*[[خروج یأجوج]] ([[یأجوج و مأجوج]])
*[[خروج یمانی]]
*[[خسف به بیداء]]
*[[خسوف و کسوف غیرعادی]]
*[[خضر]]
*[[خلافت موعود]]
*[[خورشید پشت ابر]]
*[[خطبه قیام]]
*[[خورشید مغرب]]
*[[خیمه]]
*[[دابه الارض]] ([[خروج دابه الارض]])
*[[دادگستر جهان]]
*[[دانشمندان عامه و امام مهدی موعود]]
*[[دجال خروج دجال]]
*[[در انتظار ققنوس]]
*[[در فجر ساحل]]
*[[دست بر سر گذاشتن]]
*[[دعای افتتاح]]
*[[دعای عهد]]
*[[دعای ندبه]]
*[[دعای سمات]]
*[[دوازده امامی]] ([[اثناعشریه]])
*[[دولت کریمه]] ([[حکومت جهانی]])
*[[دین در آخرالزمان آخرالزمان]]
*[[دین عصر ظهور]]
*[[ذی طوی]]
*[[رایات سود]] ([[پرچم های سیاه]])
*[[رحلت امام مهدی]] ([[فرجام امام مهدی]])
*[[رجعت]]
*[[رجعت کنندگان]]
*[[رکن و مقام]]
*[[رؤیت امام مهدی]] ([[ملاقات امام مهدی]])
*[[زبور داود]]
*[[زمینه سازان ظهور]]
*[[زنان آخرالزمان]] ([[آخرالزمان]])
*[[زنان و قیام امام مهدی]] ([[یاران امام مهدی]])
*[[زندگی آخرالزمان]] ([[آخرالزمان]])
*[[زیارت آل یس]]
*[[زیارت ناحیه مقدسه]]
*[[زیارت رجبیه]]
*[[زیدیه]]
*[[سازمان وکالت]]
*[[سامرا]]
*[[سرداب سامرا]]
*[[سلاح امام مهدی]]
*[[سفیانی]] ([[خروج سفیانی]])
*[[سید حسنی]] ([[خروج سید حسنی]])
*[[سیره حکومتی امام مهدی]]
*[[سیصد و سیزده]]
*[[شاهدان ولادت امام مهدی]]
*[[شرایط ظهور]]
*[[شرید]]
*[[شریعیه]]
*[[شعبان]]
*[[شعیب بن صالح]] ([[خروج شعیب ]])
*[[شلمغانیه]]
*[[شمائل امام مهدی]]
*[[شمشیر سلاح امام مهدی]]
*[[شهادت امام مهدی]] ([[فرجام امام مهدی]])
*[[شیخیه]]
*[[شیطان]] ([[کشته شدن شیطان]])
*[[شیصبانی]] ([[خروج شیصبانی]])
*[[شیعه]]
*[[صاحب الامر]]
*[[صاحب الدار]]
*[[صاحب الزمان]]
*[[صاحب السیف]]
*[[صاحب الغیبه]]
*[[صاید بن صید]] ([[خروج دجال]])
*[[صقیل]] ([[مادر امام مهدی]])
*[[صیحه آسمانی]] ([[ندای آسمانی]])
*[[طالقان]]
*[[طرید]]
*[[طلوع خورشید از مغرب]]
*[[طویل العمر]]
*[[طی الارض]]
*[[طیبه]]
*[[ظهور]]
*[[عاشورا]]
*[[عبرتایی]] ([[احمد بن هلال]])
*[[عثمان بن سعید عمری]]
*[[عدد یاران امام مهدی]] ([[سیصد و سیزده]])
*[[عدل و قسط حکومت جهانی]]
*[[العرف الوردی فی اخبار الامام مهدی]]
*[[عسکریه]]
*[[عصائب]]
*[[عصر زندگی]]
*[[عقد الدرر فی اخبار المنتظر]]
*[[علایم ظهور]] ([[نشانه های ظهور]])
*[[علائم قیامت اشراط الساعه]]
*[[علی بن محمد سمری]]
*[[غار انطاکیه]] ([[انطاکیه]])
*[[غایب]] ([[امام غایب]])
*[[غریم]]
*[[غلام]]
*[[غیبت]] ([[پنهان شدن]])
*[[الغیبه]]
*[[غیبت صغرا]]
*[[غیبت کبرا]]
*[[فترت]]
*[[فرید]]
*[[فرجام امام مهدی]]
*[[فرجام شناسی]] ([[آینده پژوهی]])
*[[فضیلت انتظار فرج]] ([[انتظار فرج ]])
*[[فضیلت منتظران]] ([[منتظر]])
*[[فلسفه رجعت]] ([[رجعت]])
*[[فلسفه غیبت صغرا]] ([[غیبت صغرا]])
*[[فلسفه غیبت]] ([[غیبت امام مهدی]])
*[[فواید امام غایب]]
*[[فوتوریسم]]
*[[قائم]]
*[[قادیانیه]]
*[[قتل نفس زَکیّه]]
*[[قم]]
*[[قیامت صغرا]] ([[رجعت]])
*[[قیام های پیش از ظهور]]
*[[کتاب الغیبه للحجه]]
*[[کشته شدن شیطان]]
*[[کمال الدین و تمام النعمه]]
*[[کوفه]]
*[[کنیه امام مهدی]] ([[ابوالقاسم]])
*[[کوه رَضْوی]]
*[[کیسانیه]]
*[[لباس امام مهدی]] ([[پیراهن امام مهدی]])
*[[لوح حضرت زهرا]]
*[[مادر امام مهدی]]
*[[متامام مهدی]] ([[مدعیان مهدویت]])
*[[مثلث برمودا]] ([[جزیره خضرا]])
*[[محدَّث]]
*[[محل بیعت امام مهدی]] ([[رکن و مقام]])
*[[محل ظهور امام مهدی]] ([[مسجد الحرام]])
*[[محل قتل نفس زکیه رکن و مقام]]
*[[محمد]]
*[[محمد بن عثمان بن سعید عمری]]
*[[محمد بن علی بن هلال]]
*[[محمد بن علی شلمغانی]]
*[[محمد بن نصیر نمیری]]
*[[محمدیه]]
*[[مدعیان بابیت]]
*[[مدعیان مهدویت]]
*[[مرجع تقلید]]
*[[مردان آخرالزمان]] ([[آخرالزمان]])
*[[مرکز حکومت امام مهدی]] ([[مسجد کوفه]])
*[[مرگ جاهلی]]
*[[مرگ سرخ]]
*[[مرگ سفید]]
*[[مستضعف]]
*[[مسجد جمکران]]
*[[مسجد الحرام]]
*[[مسجد سهله]]
*[[مسجد صاحب الزمان]] ([[مسجد جمکران]])
*[[مسجد کوفه]]
*[[مصلای جمعه و جماعات در عصر ظهور]] ([[مسجد کوفه]])
* [[مضطر]]
*[[معجم احادیث الامام الامام مهدی ]]
*[[معمرین]]
*[[مغیریه]]
*[[مقتدای مسیح]]
*[[مکیال المکارم فی فواید الدعاء للقائم]]
*[[ملاحم و فتن]]
*[[ملاقات با امام مهدی]]
*[[ملیکه مادر امام مهدی]]
*[[منتخب الاثر]]
*[[منتظِر]]
*[[منتَظَر]]
*[[منتقم]]
*[[منصور]]
*[[موتور]]
*[[موسویه]]
*[[موعود مسیحیت]]
*[[موعود یهود]]
*[[امام مهدی]]
*[[امام مهدی سودانی]]
*[[امام مهدی موعود]]
*[[مهدویت]]
*[[ممهدون]] ([[زمینه سازان ظهور]])
*[[مهدویت پژوهی]] ([[آینده پژوهی]])
*[[امام مهدی شخصی و امام مهدی نوعی]]
*[[امام مهدیه]]
*[[میراث دار پیامبران]]
*[[ناحیه مقدسه]]
*[[نام های حضرت محمد]] ([[احمد]])
*[[ناووسیه]]
*[[نجبا]]
*[[ندای آسمانی]]
*[[نرگس]] ([[مادر امام مهدی]])
*[[نزول عیسی]]
*[[نشانه های آخرالزمان]] ([[آخرالزمان]]
*[[نشانه های ظهور]]
*[[نفس زکیه]]
*[[نماز امام زمان]]
*[[نواب خاص]]
*[[نیابت خاص]]
*[[نیابت عام]]
*[[نیمه شعبان]]
*[[وقاتون]] ([[وقت ظهور]])
*[[وقت ظهور]]
*[[وقت معلوم]]
*[[وکلای امام مهدی]]
*[[ولادت امام مهدی]]
*[[ولایت فقیه]]
*[[ولی فقیه]]
*[[همسر و فرزند امام مهدی]]
*[[هیبت امام مهدی]]
*[[یأجوج و مأجوج]]
*[[یاران امام مهدی]]
*[[یالثارات الحسین]]
{{پایان}}
{{پایان}}


==منابع==
== پرسش‌های وابسته ==
* [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مهدویت''']].
{{پرسمان رخدادهای عصر ظهور امام مهدی}}
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']].


==پانویس==
== منابع ==
{{یادآوری پانویس}}
{{منابع}}
{{پانویس2}}
# [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مهدویت''']]
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
# [[پرونده:1100842.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصه‌های قرآن (کتاب)|'''قصه‌های قرآن''']]
{{پایان منابع}}


{{امام مهدی}}
== پانویس ==
{{پانویس}}


[[رده:انطاکیه]]
[[رده:امام مهدی]]
[[رده:مدخل فرهنگ‌نامه مهدویت]]
[[رده:مدخل فرهنگ‌نامه مهدویت]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۱۲

مقدمه

انطاکیه محل بیرون آوردن تورات و انجیل واقعی از آن در عصر ظهور است. شهری در روم باستان بوده که به دست یونانیان در سال ۳۰۰ پیش از میلاد حضرت مسیح (ع) بنا شده و هم‏ اکنون جزو قلمرو کشور ترکیه است. انطاکیه کنونی بر رود اورونتس، نهر عاصی، بیست و دو کیلومتری ساحل مدیترانه قرار دارد و فقط قسمت کوچکی از انطاکیه قدیم را اشغال کرده است. از شهر قدیم، باروها، آباره، تئاتر و قلعه‌ای باقی است. در کاوش‌هایی که در آن‌جا و در اطرافش به عمل آمده، موزائیک‌های عالی، از شش قرن اول میلادی، به دست آمده است. جام بزرگ انطاکی که در سال ١٩١٠ به دست آمده، به زعم بعضی همان جام مقدس است[۱]. شهر «انطاکیه» تا «حلب» کمتر از یکصد کیلومتر و تا «اسکندریه» حدود شصت کیلومتر فاصله دارد. این شهر در زمان خلیفۀ دوم به دست «ابو عبیده جراح» فتح شد، و از دست رومیان درآمد، مردم آنکه مسیحی بودند پرداخت جزیه را پذیرفتند و بر آئین خود باقی ماندند.

این شهر، در روزگار قدیم از جهت ثروت، علم و تجارت، یکی از سه شهر بزرگ کشور روم محسوب می‏‌شد[۲] که دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای آب خوش‏گوار و مرکز تجارت آسیای غربی و نزد یونانیان به انطاکیه زیبا و ملکه شرق مشهور بود. انطاکیه برای مسیحیان مانند مدینه برای مسلمانان است. آن‌جا پس از بیت المقدس به‌عنوان دوّمین شهر مذهبی مسیحیان به حساب می‌آید؛ چرا که حضرت مسیح دعوت خود را از بیت المقدس آغاز نمود و بعدها گروهی از ایمان‌آورندگان به او، به انطاکیه هجرت کردند. این شهر نخستین شهری بود که اهل آن همگی به حضرت مسیح (ع) و به دین نصارا گرویدند. پولس و برنابا آنجا به تبلیغ اشتغال داشتند. شهر انطاکیه پیش از اسلام، محل درگیری بین قوم‏ها و پیروان ادیان یهود، نصارا و بت‏پرستان بوده است[۳].[۴]

انطاکیه و مهدویت

این شهر، افزون بر آنکه در پاره‌‏ای از آیات، مورد اشاره قرار گرفته، در برخی روایات ـ به ویژه در روایات مهدویت ـ بدان توجه شده است. شاید ذکر "انطاکیه" در روایات مهدویت، وجود رابطه تنگاتنگ بین حضرت مهدی (ع) و حضرت مسیح (ع) است. در روایات مربوط به حضرت مهدی (ع)، آن محل، سرزمینی معرفی شده است که حضرت مهدی (ع) پس از ظهور، از غاری در آن سرزمین، تورات و انجیل را بیرون می‌‏آورد و با یهود و نصارا با آن استدلال می‌‏کند[۵]. پیامبر (ص) فرمود: "تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌‏شود، بیرون می‌‏آورد"[۶] و به وسیله آن کتاب‌ها، با مسیحیان و یهودیان به استدلال می‌‏پردازد و سرانجام، بسیاری از آن‏ها اسلام می‌‏آورند[۷].[۸]

امام باقر (ع) فرمود: "مهدی، تورات و دیگر کتاب‌های آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد[۹]. همچنین فرمود: مهدی، تابوت سکینه را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد[۱۰]. نیز فرمود: نخستین کاری که قائم (ع) در انطاکیه انجام می‌دهد این است که تورات را از غاری بیرون می‌آورد که عصای موسی و انگشتر سلیمان در آن است[۱۱].[۱۲]

رسولان انطاکیه

قرآن در بیان داستان این قوم می‌فرماید: «برای آنها اصحاب قریه را مثال بزن هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنها آمدند»[۱۳]. سپس قرآن بعد از این بیان اجمالی و سربسته، به شرح ماجرا پرداخته چنین می‌گوید: «در آن زمان که دو نفر از رسولان را به سوی آنها فرستادیم، اما آنها رسولان ما را تکذیب کردند؛ لذا برای تقویت آن دو شخص سومی ارسال نمودیم، آنها همگی گفتند ما فرستادگان خدا به سوی شما هستیم»[۱۴].

در اینکه این رسولان چه کسانی بودند گفتگو است، جمعی گفته‌اند: نام آن دو نفر «شمعون» و «یوحنا» بود و نام سومین «پولس» و بعضی نام‌های دیگری برای آنها ذکر کرده‌اند و نیز در اینکه آنها پیامبران و رسولان خداوند بودند و یا فرستادگان حضرت مسیح(ع) (و اگر خداوند می‌فرماید ما آنها را فرستادیم به خاطر آنست که رسولان مسیح هم رسولان او هستند) باز گفتگو است، هرچند ظاهر قرآن موافق نظر اول است، گر چه تفاوتی در نتیجه‌ای که قرآن می‌خواهد بگیرد نمی‌کند.

اکنون ببینیم آن قوم گمراه در مقابل دعوت رسولان چه واکنشی نشان دادند، قرآن می‌گوید: همان بهانه‌ای را که بسیاری از کافران سرکش در برابر پیامبران الهی پیش کشیدند مطرح نمودند «گفتند: شما بشری همانند ما هستید و خداوند رحمان چیزی نازل نکرده سرمایۀ شما چیزی جز دروغ نیست!»[۱۵].

اگر بنا بود فرستاده‌ای از طرف خدا بیاید باید فرشتۀ مقربی باشد نه انسانی همچون ما، و همین را دلیل برای تکذیب رسولان و انکار نزول فرمان الهی پنداشتند. در حالی که شاید خودشان نیز می‌دانستند که در طول تاریخ همۀ پیامبران از نسل آدم بوده‌اند، از جمله ابراهیم که همگی به رسالت می‌شناختند مسلماً انسان بود، و از این گذشته مگر نیازها و مشکلات و دردهای انسان‌ها را جز انسان می‌تواند درک کند؟[۱۶]

به هر حال این پیامبران از مخالفت سرسختانۀ آن قوم گمراه مأیوس نشدند و ضعف و سستی به خود راه ندادند، و در پاسخ آنها چنین «گفتند: پروردگار ما می‌داند که ما قطعاً فرستادگان او به سوی شما هستیم. و بر عهدۀ ما چیزی جز ابلاغ رسالت به طور آشکار و روشن نیست». ﴿وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ. مسلماً آنها تکیه بر ادعا نکردند، و تنها به سوگند قناعت ننمودند، بلکه از تعبیر «بلاغ مبین» اجمالاً استفاده می‌شود که دلائل و معجزاتی از خود نشان دادند، وگرنه ابلاغ آنها مصداق «بلاغ مبین» نبود؛ زیرا «بلاغ مبین» باید چنان باشد که واقعیت را به همه برساند و این جز به کمک دلائل متقن و معجزات گویا ممکن نیست. در بعضی از روایات نیز آمده است که آنها همانند حضرت مسیح(ع) بعضی از بیماران غیر قابل علاج را ـ به فرمان خدا ـ شفا دادند.

مفسر عالیقدر «طبرسی» در «مجمع البیان» چنین می‌گوید: حضرت مسیح دو فرستاده از حواریین به شهر انطاکیه فرستاد، هنگامی که آنها به نزدیکی شهر رسیدند پیرمردی را دیدند که چند گوسفند را به چرا آورده بود او همان «حبیب» صاحب «یس» بود، آنها بر او سلام کردند پیرمرد جواب داد و پرسید شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان عیسی هستیم، آمده‌ایم شما را از عبادت بت‌ها به سوی عبادت خداوند رحمان دعوت کنیم.

پیرمرد پرسید: آیا معجزه و نشانه‌ای هم دارید؟ گفتند: آری بیماران را شفا می‌دهیم، و نابینای مادرزاد و مبتلا به «برص» را به اذن خداوند بهبودی می‌بخشیم. پیرمرد گفت: من فرزند بیماری دارم که سال‌ها در بستر افتاده. گفتند: با ما بیا تا به خانۀ تو برویم و از حالش خبر گیریم.

پیرمرد همراه آنها رفت و آنها دستی بر تن فرزند او کشیدند، به فرمان خدا سالم از جای برخاست! این خبر در شهر پخش شد و به دنبال آن خداوند گروه کثیری از بیماران را به دست آنها شفا داد. آنها پادشاهی بت‌پرست داشتند، خبر به او رسید آنها را فراخواند و پرسید شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان عیسی هستیم، آمده‌ایم تو را از عبادت موجوداتی که نه می‌شنوند و نه می‌بینند، به عبادت کسی که هم شنوا و هم بیناست دعوت کنیم.

پادشاه گفت: آیا معبودی جز خدایان ما وجود دارد؟ گفتند: آری همان کسی که تو و معبودهایت را آفرید؟ پادشاه گفت: برخیزید! تا من دربارۀ شما اندیشه کنم (و این تهدیدی نسبت به آنها بود) سپس مردم آن دو را در بازار گرفتند و زدند. ولی در روایت دیگری چنین آمده که دو فرستادۀ عیسی(ع) دستشان به پادشاه نرسید و مدتی در آن شهر ماندند، روزی پادشاه از قصر خود بیرون آمده بود، آنها صدا را به تکبیر بلند کرده و نام «الله» را به عظمت یاد کردند، پادشاه در غضب شد و دستور حبس آنها را صادر کرد، و هر کدام را یکصد تازیانه زد. هنگامی که این دو فرستاده مسیح تکذیب شدند و مضروب گشتند حضرت مسیح(ع) «شمعون الصفا» را که بزرگ حواریین بود به دنبال آنها فرستاد. «شمعون» به صورت ناشناخته وارد شهر شد، و طرح دوستی با اطرافیان شاه ریخت، آنها از دوستی او لذت بردند، و خبر را به پادشاه رسانیدند، او نیز از وی دعوت کرد و از همنشینان خود قرار داد و احترام نمود.

«شمعون» روزی گفت: ای پادشاه! من شنیده‌ام دو نفر در حبس تو زندانی شده‌اند، و هنگامی که تو را به غیر آئینت خوانده‌اند آنها را زده‌ای؟ آیا هیچ به سخنان آنها گوش فرا داده‌ای؟! شاه گفت: خشم من مانع از این کار شد. «شمعون» گفت: اگر پادشاه صلاح بداند آنها را فراخواند، تا ببینیم چه چیز در چنته دارند؟ پادشاه آنها را فراخواند. «شمعون» (گویی هیج آنها را نمی‌شناسد) به آنها گفت چه کسی شما را به اینجا فرستاده است؟!

گفتند: خدایی که همه چیز را آفریده، و هیچ شریکی برای او نیست. گفت: نشانه و معجزۀ شما چیست؟ گفتند هر چه تو بخواهی! شاه دستور داد غلام نابینایی را آوردند و آنها به فرمان خدا او را شفا دادند، پادشاه در تعجب فرو رفت، در اینجا شمعون به سخن درآمد و به شاه گفت آیا اگر چنین درخواستی از خدایانت می‌کردی آنها نیز قادر بر چنین کاری بودند؟ شاه گفت: از تو چه پنهان که خدایانی که ما می‌پرستیم نه ضرری دارند، و نه سود و خاصیتی! سپس پادشاه به آن دو گفت: اگر خدای شما بتواند مرده‌ای را زنده کند ما به او و به شما ایمان می‌آوریم.

گفتند: خدای ما قادر بر همه چیز هست. شاه گفت: در اینجا مرده‌ای است که هفت روز از مرگ او می‌گذرد هنوز او را دفن نکرده‌ایم، و در انتظار این هستیم که پدرش از سفر بیاید. مرده را آوردند و آن دو آشکارا دعا می‌کردند، و شمعون مخفیانه، ناگهان مرده تکانی خورد و از جا برخاست و گفت من هفت روز است که مرده‌ام و آتش دوزخ را با چشم خود دیده‌ام، و من به شما هشدار می‌دهم همگی به خدای یگانه ایمان بیاورید.

پادشاه تعجب کرد، هنگامی که شمعون یقین پیدا کرد که سخنانش در او مؤثر افتاده، او را به خدای یگانه دعوت کرد و او ایمان آورد، و اهل کشورش نیز به او پیوستند هر چند گروهی به کفر خود باقی ماندند». نظیر این روایت از امام باقر و امام صادق(ع) نیز نقل شده است هرچند در میان آنها تفاوت‌هایی وجود دارد. ولی با توجه به ظاهر قرآن ایمان آوردن اهل آن شهر بسیار بعید به نظر می‌رسید؛ چراکه قرآن می‌گوید آنها به وسیلۀ صیحه آسمانی هلاک شدند. ممکن است در این قسمت از روایت اشتباهی از ناحیۀ راوی صادر شده باشد[۱۷].

پرسش مستقیم

پرسش‌های وابسته

  1. مراد از ظهور در روایات چیست؟ (پرسش)
  2. درک زمان ظهور امام مهدی چه فضیلت‌های دارد؟ (پرسش)
  3. برخی از رخدادهای هنگام ظهور امام مهدی چیست؟ (پرسش)
  4. بعد از ظهور امام مهدی نخستین مراسمی که انجام می‌شود چیست؟ (پرسش)
  5. چه کسانی از ظهور امام مهدی خوشحال می‌شوند؟ (پرسش)
  6. وقایع هنگام ظهور چیست؟ (پرسش)
  7. کیفیت ظهور امام مهدی چیست؟ (پرسش)
  8. بعد از ظهور امام مهدی چه‌قدر طول می‌کشد تا جهان اصلاح شود؟ (پرسش)
  9. امام مهدی بعد از ظهور چه اقدامات اصلاحی انجام می‌دهد؟‌ (پرسش)
  10. امام مهدی‏ بعد از ظهور چه عملی انجام می‌‏دهند؟ (پرسش)
  11. اولین سخنانی که امام بعد از ظهور می‌‏فرمایند چیست؟ (پرسش)
  12. امام مهدی چگونه برای خون‌خواهی امام حسین قیام می‌کند؟ (پرسش)
  13. امام مهدی در عصر ظهور با اهل ذمه چه خواهد کرد؟ (پرسش)
  14. امام مهدی‏ بعد از ظهور با انحرافات فکری چگونه برخورد خواهد کرد؟ (پرسش)
  15. آیا امام مهدی‏ بعد از ظهور با اعراب به جنگ برمی‌‏خیزد؟ (پرسش)
  16. امام مهدی با چه پرچمی ظهور می‌کند؟ (پرسش)
  17. تردیدگنندگان در وجود امام مهدی چه می گویند؟ (پرسش)
  18. امام مهدی پس از ظهور چه تغییراتی در مراسم حج به وجود می‌آورد؟ (پرسش)
  19. نقش ترس به عنوان یکی از لشکرهای امام مهدی چیست؟ (پرسش)
  20. امام مهدی در مقابله با ستمگران و اجرای حدود و احکام الهی چگونه رفتاری دارند؟ (پرسش)
  21. وضعیت امنیت اجتماعی در عصر ظهور چگونه است؟ (پرسش)
  22. آیا حوادث پس از ظهور در ماه جمادی اتفاق می‌افتد؟ (پرسش)
  23. چه ارتباطی میان تصرف رودخانه‌ها و قیام امام مهدی وجود دارد؟ (پرسش)
  24. چه گروه‌هایی به یاری امام مهدی می‌شتابند؟ (پرسش)
  25. امام مهدی پس از ظهور کدام سرزمین را به تصرف در می‌آورد؟ (پرسش)
  26. رشد و شکوفایی علم در زمان پس از ظهور به چه معنا است؟ (پرسش)
  27. پس از ظهور چه گروه‌هایی علیه امام مهدی شورش می‌کنند؟ (پرسش)
  28. امام مهدی در قیام خود چه مساجدی را ویران می‌کند؟ (پرسش)
  29. آیا پیش از ظهور امام مهدی در جهان جنگی رخ می‌دهد؟ (پرسش)
  30. آیا امام مهدی پس از ظهور از قاتلان امام حسین انتقام خواهد گرفت؟ (پرسش)
  31. امام مهدی وقتی که می‏آید اولین کاری که می‌‏کند چیست؟ (پرسش)
  32. معنای این جمله که می‌گویند هنگام ظهور از اسلام و قرآن چیزی جز نام باقی نمانده است چیست؟ (پرسش)
  33. آیا امام مهدی هنگام ظهور اموال ثروت‏مندان را علی‏رغم میل باطنی آنها بین فقرا تقسیم می‏کند؟ (پرسش)
  34. چگونه امام مهدی بر دولتها پیروز می‌‏شود و این تعداد جمعیت جهان تسلیم او می‌‏شوند؟ (پرسش)
  35. آیا با ظهور امام مهدی همه مردم مسلمان می‌شوند؟ (پرسش)
  36. برخی می‌گویند با توجه به روایات در زمان امام مهدی امکان گناه کردن وجود ندارد آیا این گفته‌ها درست است؟ (پرسش)
  37. اگر امام مهدی شیطان را بکشند مردمان پس از ظهوراز فریب‌های شیطان در امان خواهند ماند این چگونه با عدالت خدا سازگار است؟ (پرسش)
  38. اگر در زمان امام مهدی امکان گناه وجود دارد پس چرا ظلم و گناه صورت نمی‌گیرد و یا بسیار اندک است؟ (پرسش)
  39. آیا پس از ظهور یا قیام یا تشکیل حکومت بقیه الله کسی هم گناه می‌کند؟ اختیار چه می‌شود؟
  40. امام مهدی در منطقه تمارین چه اقدامی انجام می‌دهد؟ (پرسش)
  41. آیا اصحاب کهف به یاری امام مهدی می‌آیند؟‌ (پرسش)
  42. فرماندهان سپاه امام مهدی چه کسانی هستند؟ (پرسش)
  43. آیا امام مهدی جهان‌گشایی خواهد داشت؟ (پرسش)
  44. آخرین شورش علیه امام مهدی کدام است؟ (پرسش)
  45. امام مهدی چه شهرهایی را به تصرف در می‌آورد؟ (پرسش)
  46. مردمان کدام شهرها با امام مهدی می‌جنگند؟ (پرسش)
  47. امام مهدی چگونه شهر ارمینیه را به تصرف خود در می‌آورد؟ (پرسش)
  48. آیا شهر ارنون در زمینه سازی برای ظهور امام مهدی نقشی دارد؟ (پرسش)
  49. چه طایفه‌هایی با امام مهدی به نبرد می‌پردازند؟ (پرسش)
  50. آیا امام مهدی هنگام قیام سوار بر اسب است؟‌ (پرسش)
  51. اولین کسی که با امام مهدی بیعت کرده و دست حضرت را می‏‌بوسد کیست؟ (پرسش)
  52. زندگی امام بعد از ظهور چگونه خواهد بود؟ (پرسش)
  53. رفتار امام مهدی با مجاهدان و شهیدان چگونه است؟ (پرسش)
  54. جهان گشایی امام مهدی چگونه است؟ (پرسش)
  55. احیای سنت محمدی پس از ظهور امام مهدی چگونه است؟ (پرسش)
  56. احکامی الهی که در زمان ظهور امام مهدی اجرا می‌شوند کدامند؟ (پرسش)
  57. مفهوم چهره‌شناسی امام مهدی به چه معناست؟ (پرسش)
  58. آیه شریفه انا بقية الله فی ارضه توسط امام مهدی خطاب به چه کسی در پاسخ به چه سوالی قرائت گردید؟ (پرسش)
  59. وضعیت مردم در عصر ظهور امام مهدی از نظر فرهنگی، اخلاقی و تربیتی چگونه است؟ (پرسش)
  60. عصر غیبت کبری چه تأثیراتی در دوران پس از ظهور دارد؟ (پرسش)
  61. نقش ترک‌ها در دوران ظهور چیست؟ (پرسش)
  62. منظور از ترک‌ها در روایات آخرالزمان چیست؟ (پرسش)
  63. نقش عرب‌ها در دوران ظهور چیست؟ (پرسش)
  64. نقش یمن در دوران ظهور چیست؟ (پرسش)
  65. حوادث مصر در دوران ظهور چیست؟ (پرسش)

منابع

پانویس

  1. خورشید مغرب، پاورقی، ص ۲۹۵.
  2. ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۱، ص ۱۸۲ و ص ۲۶۶
  3. جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف قرآن کریم، واژه انطاکیه، محمد مهدی خراسانی
  4. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۹۳-۹۴؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۳۶؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص۱۲۷.
  5. مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص ۳۹؛ عبد الرزاق، المصنف، ج ۱۱، ح ۲۰۷۷۲
  6. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۱، ح ۳؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۵
  7. «يَسْتَخْرِجُ‏ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَّةَ فَيَحْكُمُ‏ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ»؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۳۷، ح ۲۶
  8. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۹۳-۹۴؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۳۶؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص۱۲۷.
  9. ملاحم ابن طاووس، ص ۶۷؛ روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.
  10. روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.
  11. همان.
  12. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۳۶.
  13. ﴿وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ «و برای آنان از مردم آن شهر آنگاه که پیامبران به آنجا آمدند مثلی بزن» سوره یس، آیه ۱۳.
  14. ﴿إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ «آن هنگام که دو تن را نزد آنها فرستادیم و آنان را دروغگو شمردند و ما با سوّمی، (آن دو را) پشتیبانی کردیم، آنگاه گفتند که ما نزد شما فرستاده شده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۴.
  15. ﴿قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ «گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و (خداوند) بخشنده، چیزی فرو نفرستاده است و شما جز دروغ نمی‌گویید» سوره یس، آیه ۱۵.
  16. در اینکه چرا آنان روی صفت «رحمانیت» خداوند تکیه کرده‌اند این احتمال داده شده است که آنها مخصوصاً روی وصف رحمان تکیه کردند که بگویند خداوند مهربان کار بندگان خود را با فرستادن پیامبران و تنظیم تکالیف مشکل نمی‌کند؟ آنها را آزاد می‌گذارد! این منطق سست و بی‌پایه و با سطح افکار این گروه متناسب بود.
  17. مکارم شیرازی، ناصر، قصه‌های قرآن، ص ۴۸۹ ـ ۴۹۷.