زهد: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
زهد، پایه و اساس بسیاری از امور دیگر است و تنها جنبه [[اخلاقی]] و [[قلبی]] ندارد؛ بلکه بُعد عملی نیز دارد. [[زاهد]]، کسی است که اعراض [[قلبی]] از دنیای نکوهیده را با اعراض عملی همراه کرده است. زهد، [[بهترین]] زمینه برای رشد و کسب [[کمالات]] و رسیدن به حقیقتی است که [[آدمی]] برای آن آفریده شده است. هنگامی که [[انسان]] به مرتبه والایی از زهد دست یافت، به اقبال و ادبار [[دنیا]] بیتفاوت میشود؛ یعنی اقبال [[دنیا]] او را شادمان و ادبار [[دنیا]] وی را [[اندوهگین]] نمیسازد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۵.</ref>. | زهد، پایه و اساس بسیاری از امور دیگر است و تنها جنبه [[اخلاقی]] و [[قلبی]] ندارد؛ بلکه بُعد عملی نیز دارد. [[زاهد]]، کسی است که اعراض [[قلبی]] از دنیای نکوهیده را با اعراض عملی همراه کرده است. زهد، [[بهترین]] زمینه برای رشد و کسب [[کمالات]] و رسیدن به حقیقتی است که [[آدمی]] برای آن آفریده شده است. هنگامی که [[انسان]] به مرتبه والایی از زهد دست یافت، به اقبال و ادبار [[دنیا]] بیتفاوت میشود؛ یعنی اقبال [[دنیا]] او را شادمان و ادبار [[دنیا]] وی را [[اندوهگین]] نمیسازد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۵.</ref>. | ||
زهد از دو بُعد در خور توجه است: بعد | زهد از دو بُعد در خور توجه است: بعد روانی و بعد عملی. [[حقیقت]] زهد از جنبه [[روحی]] و روانی، دلبسته نبودن به [[دنیا]] و مظاهر آن است و به تعبیر دیگر، [[آزاد]] بودن [[انسان]] از هر آنچه رنگ تعلق به خود میگیرد. | ||
[[آزادی]] زاهد از [[تمایلات نفسانی]] به حدی است که «دادن»ها و «گرفتن»ها در وجود او موج ایجاد نمیکند، چنان که [[علی]] {{ع}} فرمود<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.</ref>: زهد در دو جمله [[قرآن]] خلاصه شده است: {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ}}<ref>«تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref>. | [[آزادی]] زاهد از [[تمایلات نفسانی]] به حدی است که «دادن»ها و «گرفتن»ها در وجود او موج ایجاد نمیکند، چنان که [[علی]] {{ع}} فرمود<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.</ref>: زهد در دو جمله [[قرآن]] خلاصه شده است: {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ}}<ref>«تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref>. | ||
زهد در بعد عملی به معنای | زهد در بعد عملی به معنای چشم پوشی از پارهای [[لذتها]] و [[تمتعات مادی]] است. تحقق جلوه عملی زهد در [[زندگی]] فرد، پایههای زهد روحی را در [[دل]] او مستحکم و [[استوار]] میسازد؛ از این رو، [[امیر مؤمنان]] در پاسخ کسی که از علت پوشیدن [[جامه]] کهنه و مندرس وی پرسیده بود، فرمود: {{متن حدیث|يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، ۱۰۳.</ref>؛ با پوشیدن این جامه، دل [[خضوع]] مییابد و نفس رام میگردد و [[مؤمنان]] بدان [[تأسی]] میکنند<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص ۸۶.</ref>. | ||
== نشانههای [[زاهد]] [[حقیقی]] == | == نشانههای [[زاهد]] [[حقیقی]] == | ||
نسخهٔ ۱۹ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۴
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 28 اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط کاربر:Bahmani برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
مقدمه
زهد عبارت است از بیرغبتی، چشمپوشی از چیزی، دل بسته نبودن به دنیا و مظاهر مادّی آن، پارسایی و رهایی از تعلّقات و وابستگیها. زهد یکی از اوصاف نیک و فضایل اخلاقی است و در تعالیم دینی از زهد و زاهد بسیار ستایش شده است. زاهد کسی است که به سبب ایمان به خدا و قیامت و ارزشهای برتر، دل به دنیا و ثروت و خانه و زندگی نمیبندد و در راه خدا به راحتی از آنها میگذرد، نه از آنچه به دست میآورد دچار هیجان و خوشحالی میشود و نه به خاطر از دست دادن چیزی غصّه میخورد، ساده زندگی میکند و از اسارت شکم و لذایذ آزاد است، آرزوهای دور و دراز ندارد، از تجمّلات پرهیز میکند و آخرت را بر دنیا ترجیح میدهد و ارزش خود را بیش از مادیّات میداند. میتوان زهد را "برداشت کم برای بازدهی زیاد" دانست[۱].
معناشناسی
«زهد»، در لغت به معنای اندک بودن و کم ارزش بودن و نیز بیرغبتی به چیزی است[۲] و زاهد به کسی گفته میشود که از زیاده دنیا رویگردان و به اندک آن خشنود باشد[۳].[۴]
«زهد» در اصل به معنای اعراض از چیزی برای ناچیز و کوچک بودن آن است[۵]. «زهید» یعنی چیز اندک و «زاهد» یعنی کسی که نسبت به چیزی بیمیل است و به «زهید» یعنی کم آن بسنده کرده است[۶].[۷]
زهد، پایه و اساس بسیاری از امور دیگر است و تنها جنبه اخلاقی و قلبی ندارد؛ بلکه بُعد عملی نیز دارد. زاهد، کسی است که اعراض قلبی از دنیای نکوهیده را با اعراض عملی همراه کرده است. زهد، بهترین زمینه برای رشد و کسب کمالات و رسیدن به حقیقتی است که آدمی برای آن آفریده شده است. هنگامی که انسان به مرتبه والایی از زهد دست یافت، به اقبال و ادبار دنیا بیتفاوت میشود؛ یعنی اقبال دنیا او را شادمان و ادبار دنیا وی را اندوهگین نمیسازد[۸].
زهد از دو بُعد در خور توجه است: بعد روانی و بعد عملی. حقیقت زهد از جنبه روحی و روانی، دلبسته نبودن به دنیا و مظاهر آن است و به تعبیر دیگر، آزاد بودن انسان از هر آنچه رنگ تعلق به خود میگیرد.
آزادی زاهد از تمایلات نفسانی به حدی است که «دادن»ها و «گرفتن»ها در وجود او موج ایجاد نمیکند، چنان که علی (ع) فرمود[۹]: زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است: ﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ﴾[۱۰].
زهد در بعد عملی به معنای چشم پوشی از پارهای لذتها و تمتعات مادی است. تحقق جلوه عملی زهد در زندگی فرد، پایههای زهد روحی را در دل او مستحکم و استوار میسازد؛ از این رو، امیر مؤمنان در پاسخ کسی که از علت پوشیدن جامه کهنه و مندرس وی پرسیده بود، فرمود: «يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ»[۱۱]؛ با پوشیدن این جامه، دل خضوع مییابد و نفس رام میگردد و مؤمنان بدان تأسی میکنند[۱۲].
نشانههای زاهد حقیقی
برخی به ظاهر خود را زاهد نشان میدهند، ولی در حقیقت، با دنیا و محبت آن هم آغوشند. بنابراین، برای تشخیص صداقت یک فرد در زهد، باید نشانههایی وجود داشته باشد تا زهد او را تصدیق کند. زهد، ملکهای درونی است که در هر که ایجاد شود، موجب پیدایش رفتارهایی در وی میشود که از این رفتارها میتوان به عنوان نشانههای زهد در افراد یاد کرد. بهترین نشانهها برای تشخیص زاهد بودن فرد از زبان پیامبر اعظم (ص) چنین است:
- بیرغبتی به حرام: بیرغبتی به حرام، بالاتر از ترک آن است و فقط در کسی پدید میآید که علاقهای به دنیا نداشته باشد.
- برپایی واجبات الهی: کسی که ادعای زهد دارد، ولی به آموزههای الهی بیتوجه است، اهل دغل و دروغ است، نه زهد.
- دوری از نژادپرستی و تعصب: دلبستگی به دنیا شامل نژادپرستی و فرقهگرایی نیز میشود. کسی که به دنیا تعلقی ندارد، هیچگاه تعصب نادرست را جایگزین حق نمیکند.
- به دل نگرفتن کینه دیگران: زاهد حقیقی، در مسائل شخصی و خصوصی هیچ کینهای به دل نمیگیرد. دل زاهد حقیقی چنان بزرگ است که زبانهای شخصی را به دل نمیگیرد و از یاد میبرد.
- فروتنی[۱۳]، زاهد حقیقی هر چند مقام بسیار والایی داشته باشد، خود را همانند دیگران میداند و دنیا را مایه بزرگی نمیپندارد و فروتنی را سیره خود قرار میدهد[۱۴].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۱۰.
- ↑ احمد بن فارس زکریا، معجم مقاییساللغة، ج ۳، ص ۲۳۰؛ ابن الأثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج ۲، ص ۳۲۱ و فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۵۹.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۴، ص ۳۵۵ – ۳۵۶.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۳۸۵.
- ↑ اقرب الموارد، واژه «زهد»؛ مفردات کلمات القرآن، ص۲۲۰.
- ↑ نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.
- ↑ رفیعی، علی، درآمدی بر سیره فاطمی، ص ۸۶.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۳۸۵.
- ↑ نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.
- ↑ «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید» سوره حدید، آیه ۲۳.
- ↑ نهج البلاغه، کلمات قصار، ۱۰۳.
- ↑ رفیعی، علی، درآمدی بر سیره فاطمی، ص ۸۶.
- ↑ نک: تحف العقول، ص۲۱.
- ↑ عظیمی، امین، زهد از دیدگاه پیامبر اعظم ص ۳۶.