علم معصوم در معارف و سیره رضوی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
| موضوع مرتبط = علم امام | | موضوع مرتبط = علم امام | ||
| عنوان مدخل = [[علم معصوم]] | | عنوان مدخل = [[علم معصوم]] | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[علم معصوم در حدیث]] - [[علم معصوم در کلام اسلامی]] - [[علم معصوم در معارف و سیره رضوی]] | ||
| پرسش مرتبط = علم معصوم (پرسش) | | پرسش مرتبط = علم معصوم (پرسش) | ||
}} | }} | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
[[رده:مدخل]] | [[رده:مدخل]] | ||
[[رده:علم]] | |||
[[رده:علم معصوم]] | [[رده:علم معصوم]] | ||
نسخهٔ ۲۲ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۴۵
مقدمه
در باب سرچشمۀ علم امامان میان متکلمان امامیه اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از متکلمان بر این باورند که امامان بر اساس برخوردار بودن از علم آبا و اجداد خود که از پیامبر(ص) به میراث رسیده و با در اختیار داشتن کتابهای آنان، تنها مرجع تفسیر شریعتاند[۱] حتی برخی بر این باور بودند که امام هر عصر مسائل پیش آمده را بر اساس قواعد و کلیات مذکور در این کتابها از طریق استنباط فروع از اصول، استخراج میکند و چون خداوند امام را از خطا در احکام شریعت محفوظ نگاه میدارد، اطاعت از او واجب است[۲]. در برابر، گروهی از امامیه به اکتساب علم از طریق اعجاز و خرق عادت معتقد بودند[۳].
سخنان امام رضا(ع) در باب علم امامان معیاری است جهت ارزیابی این دیدگاهها و تشخیص صحت و سقم آنها. امام رضا(ع) بر بهرهمندی امامان از علم لدنّی و مؤید بودن به روح الهی و اتصال به عمود نوری تأکید دارد و با استناد به آیاتی از قرآن:
- ﴿قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ﴾[۴]؛
- ﴿يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ﴾[۵]؛
- ﴿وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾[۶]؛
- ﴿وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا﴾[۷]، علم امامان را فوق علم اهل زمان خود معرفی مینماید [۸].
بر پایۀ گزارش حسن بن جهم، در مجلسی که فقیهان و متکلمان فرقههای مختلف در حضور مأمون از آن حضرت دربارۀ علامت امام سؤال میکنند، ایشان بدون هیچ تقیهای میفرماید: امام را با دو نشانه میتوان شناخت: یکی علم و دیگری مستجاب الدعوه بودن[۹].
حضرت در حدیث دیگر میفرماید: امام مؤید به روح القدس است و بین امام و خداوند عمودی از نور وجود دارد که به وسیلۀ آن اعمال بندگان را مشاهده میکند و از هر چیزی که احتیاج داشته باشد مطلع میشود[۱۰].
نیز در پاسخ راوی که از چگونگی اطلاعش از شهادت پدر میپرسد به الهام الهی اشاره میفرماید [۱۱]. حضرت با استناد به آیۀ ﴿وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا﴾[۱۲]، آل محمد(ص) را مصداق آیه معرفی کرده و میفرماید آناناند که احکام را از قرآن استنباط میکنند، حلال و حرام خدا را میشناسند و حجت خدا بر خلقاند[۱۳]. ایشان در پاسخ نامۀ عبدالله جندب میفرماید: ما امینان خدا در زمین هستیم، و علم منایا و بلایا و انساب و... پیش ماست [۱۴]. نیز آن حضرت امامان را مصداق ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ در آیۀ ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ...﴾[۱۵] شمرده است[۱۶].
در حدیثی از همراهی ملکی بزرگتر از جبرائیل و میکائیل با امامان، سخن به میان آمده است[۱۷]. البته بعضی روایتها به میراث علمی آبا و اجدادی نیز اشاره دارند، از آن حضرت نقل شده است که نزد امام صحیفهای هست که در آن اسامی شیعیان تا روز قیامت و اسامی دشمنان تا روز قیامت ثبت است، و نزد امام "جامعه" است و آن صحیفهای است که طول آن هفتاد زرع است که در آن است جمیع آنچه فرزند آدم بدان احتیاج دارد، و نزد امام جفر اکبر و جفر اصغر است که در آن همۀ علوم جمع است و پیش امام صحیفه فاطمه(س) است[۱۸].
از مباحث مهم امامت تبیین مقام و منزلت امام در جهان هستی و برکتهای وجودی ایشان است. امام با دارا بودن مقام ولایت، چه در عرصۀ تکوین و چه در عرصۀ تشریع، واسطۀ فیض حق در میان مخلوقات است. امامت مقامی نیست که در محدودۀ عالم بشری منحصر باشد، بلکه تمام موجودات در همۀ مرتبههای هستی در پرورش و بقای خود به او محتاجاند و قوام نظام هستی به امام است[۱۹].
امام هشتم(ع) در سخنان متعدد با تعبیرهای گوناگون این حقیقت را بیان فرموده است. محمد بن فضیل میگوید: از امام رضا(ع) پرسیدم: آیا ممکن است زمین خالی از امام باشد؟ فرمود: نه، زیرا امام نباشد زمین نابود میشود[۲۰]. حضرت در حدیث دیگر میفرماید: اگر زمین یک چشم به هم زدن از حجت خالی باشد با اهلش نابود میشود[۲۱]. بر پایۀ حدیثی که ابراهیم بن ابیمحمود نقل کرده، امام رضا(ع) بعد از توصیف بلیغ امامان میفرماید: اگر روزی زمین بدون حجت باشد همانند دریای پر تلاطم میشود[۲۲].
وجود امام در امور تشریعی نیز عین خیر و رحمت است. امام رضا(ع) به تفصیل این جنبه از خبرها و برکتهای امامت را تشریح مینماید: "امامت زمام دین و باعث نظم مسلمانان و صلاح دین و عزت مؤمنان است. امامت پایۀ بالندۀ اسلام و شاخه و نتیجۀ والای آن است. توسط امام است که نماز، زکات، روزه، حج و جهاد به کمال خود میرسد و فیء و صدقات وفور مییابد و حدود و احکام جاری میگردد و مرزها حفظ و حراست میشود. امام حلال خدا را حلال و حرام او را حرام میکند و حدود او را جاری مینماید و از دین خدا دفاع نموده، با حکمت و موعظۀ نیکو و دلیل قاطع، مردم را به راه پروردگارش فرا میخواند"[۲۳].
اعتقاد به وجود امام واحد در هر عصری از موضوعاتی است که در سخنان رسیده از پیامبر اسلام(ص) در کتب فریقین موجود است. وجود یک امام در هر عصری مورد تأکید امام رضا(ع) است. احادیث پیامبر(ص) در این باب مسلمانان را به تبعیت بیچون و چرا از یک امام دعوت مینماید[۲۴].
پیامبر اسلام(ص) در حدیثی به تأکید امامت و خلافت دو نفر را مردود و دستور به کشتن نفر دوم داده است[۲۵]. اعتقاد به یک امام در هر عصر از مسلمات فریقین است و اندک تردیدی در آن نمیتوان روا داشت. به تعبیر زبیدی: "دلیل منع از وجود دو یا چند امام در جامعۀ اسلامی این است که این اقدام با هدف امامت ناسازگار است. چون مراد از امامت، ایجاد وحدت کلمه در میان مسلمانان و دفع فتنههاست؛ حال آنکه وجود امامان متعدد سبب پیروی خلق از دستورهای متعدد میشود و دچار پراکندگی میشوند"[۲۶]. با توجه به اینکه اهل سنت نیز بر یکی بودن امام در هر عصری تأکید دارند، بنابراین روی سخن امام رضا(ع) در یکی بودن امام با زیدیه است، زیرا زیدیه معتقدند که هرگاه شخصی از فاطمیان برای امر به معروف و نهی از منکر دست به شمشیر برد و اقدام به دعوت کند امام است و بر امت واجب است با او بیعت کنند[۲۷]. ممکن است در یک عصری دو نفر در دو منطقه با شرایط فوق اقدام به دعوت نمایند. لذا مانعی ندارد در هر عصری چند امام باشد. امام رضا(ع) در مقام استدلال بر یکی بودن امام در هر عصر، علاوه بر اشاره به مشکل اختلاف آرای امامان و تنازعی که در پی آن میان خلق ایجاد میشود، بر آن است که: "اگر دو پیشوا و ولی در کار بود، متخاصمان به هر کدام که مایل بودند مراجعه میکنند و حکم هیچ کدام در حق آن دیگر نافذ نیست، چون او را قبول نکرده و اطاعتش را واجب نمیداند و هیچ کدام هم سزاوارتر از دیگری به حکومت نبودهاند. پس همۀ حقوق و احکام و حدود باطل و عاطل میماند. دلیل دیگر این است که هیچ یک از این دو امام و پیشوا به فرمان صادر کردن و داوری کردن و امر و نهی نمودن سزاوارتر از دیگری نیست و حال که چنین است، بر هر دو لازم و ضروری است که شروع به نظر دادن کنند و بیان حکم بنمایند و هیچ کدام نیز حق ندارد از دیگری به گفتن کلامی سبقت جوید، چرا که هر دو در مقام مساویاند و رجحانی بر دیگری ندارند و چنانچه بر یکی از آن دو سکوت روا باشد، بر دیگری نیز سکوت جایز است، چون بر هر دو سکوت جایز شد حقوق و احکام ضایع میماند و حدود الهی باطل میگردد؛ چنان میشود که گویی مردم اساساً امام و سرپرستی ندارند"[۲۸].
حال که در هر عصر باید یک فرد امامت مسلمانان را به عهده گیرد، لازم است که وی افضل مردم باشد، زیرا مقدم داشتن مفضول بر فاضل عقلاً قبیح است[۲۹]. و از آنجا که مؤمنان طبق آیۀ "اطاعت از اولو الامر" به فرمانبرداری بیچون و چرای از اولوالامر الزام شدهاند، لازم میآید که او معصوم باشد وگرنه از نظر عقل الزام به اطاعت مطلق از کسی که احتمال خطا و گناه در او باشد، نادرست است. پس لزوماً در هر عصر یک معصوم باید زمامدار امور مسلمانان باشد که طبق آیۀ تطهیر و فرمودههای پیامبر گرامی اسلام(ص) همان امامان معصوماند که از علی بن ابی طالب(ع) آغاز و به حضرت قائم(ع) ختم میشوند[۳۰].
امام رضا(ع) همانند پدران بزرگوار خود همیشه به میانهروی و اعتدال در موضوع امامت سفارش میفرمود و از افراط و تفریط نسبت به امامان جلوگیری میکرد[۳۱]. ایشان در پاسخ به اندیشۀ نفی مرگ امام، ضمن اعلام اینکه امامان همه به دست طاغوت زمانشان به وسیلۀ شمشیر یا سم به شهادت رسیدهاند، تأکید میکند که این شهادتها واقعاً اتفاق افتاده، نه آن چنانکه غالیان و مفوضه میگویند که امامان در حقیقت نمردهاند بلکه امر بر مردم مشتبه شده است. در ادامه با استناد به آیۀ ﴿إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ...﴾[۳۲] تأکید میکند که از پیامبران و اولیای الهی، تنها عیسی(ع) بود که خداوند به آسمان برد و مرگ او بر مردم مشتبه شد؛ سپس میفرماید: آنان که در معرفی امامان از حد تجاوز میکنند و معتقدند همانطور که به نص قرآن امر عیسی بر مردم مشتبه شد مانعی ندارد که امر امامان هم بر مردم مشتبه شود، در پاسخ میگوییم حضرت عیسی(ع) بدون پدر به دنیا آمد، چرا این امر را در مورد امامان نمیگویید؟ حضرت بعد از لعن آنان میفرماید: همان طور که رواست تمام انبیا و اولیا از پدر و مادر به دنیا بیایند و تنها عیسی(ع) بدون پدر باشد، همچنین رواست تمام انبیا و اولیا بمیرند و تنها عیسی(ع) مرگش مشتبه شود[۳۳].
امام رضا(ع) در رد اندیشۀ خدا انگاری امامان در حدیث طولانی و مناظره گونهای با کسی که مدعی بود یکی از همراهانش معتقد به الوهیت علی(ع) است، با صراحت بیان میکند که هر کس امیرمؤمنان(ع) را از مقام عبودیت بالاتر برد مصداق آیۀ ﴿غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ﴾[۳۴] است. حضرت ادامه میدهد: از غلو بپرهیزید. مانند نصارا غلو نکنید، و من از غلوکنندگان بیزارم.راوی از امام میخواهد که خدا را توصیف کند. امام صفات الهی را ذکر میکند. راوی میگوید: پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا! همراه من کسی است که از دوستان شماست و گمان دارد همۀ این صفات که برای خدا بر شمردید صفات علی(ع) است. امام با شنیدن این سخن بدنش به لرزه افتاد و عرق کرد و فرمود: «سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ وَ الْكَافِرُونَ عُلُوّاً كَبِيراً». آیا این علی نبود که همانند مردم میخورد و مینوشید، ازدواج میکرد و یکی از مخلوقات الهی بود و در برابر عظمت الهی بندهای خاشع و ذلیل بود؛ اگر علی با این اوصاف خدا باشد پس همۀ شما خدا هستید؛ چون در این صفات مشترکید. راوی عرض کرد: از علی معجزاتی سر زده که از توان بشر خارج است و غیر خدا قادر به آن کارها نیست. این امور نشان میدهد که او خداست. امام در پاسخ فرمود: صدور کارهای خارقالعاده از انسان دلیل آن است که این کارها کار او نیست، بلکه کار خداست که به درخواست بندهاش انجام میدهد[۳۵].[۳۶]
جستارهای وابسته
منبعشناسی جامع علم معصوم
منابع
پانویس
- ↑ دعائم الإسلام، ج۱، ص۶۴.
- ↑ فرق الشیعة، ص۷۵-۷۶؛ المقالات و الفرق، ص۹۶-۹۸؛ بصائر الدرجات، ص۳۸۷-۳۹۰.
- ↑ بصائر الدرجات، ص۲۳۸؛ فرق الشیعة، ص۷۶؛ المقالات و الفرق، ص۹۵-۹۹.
- ↑ «بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی «حق» رهنمون باشد؟ بگو خداوند به «حق» رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.
- ↑ «به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹
- ↑ «و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.
- ↑ «و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۰۲.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۰۰.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۱۳.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۳۸۱.
- ↑ «و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش میکنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز میبردند کسانی از ایشان که آن را در مییافتند به آن پی میبردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمیبود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی میکردید» سوره نساء، آیه ۸۳.
- ↑ التفسیر، عیاشی، ج۱، ص۲۶۰.
- ↑ تفسیر القمی، ج۲، ص۱۰۴؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۲۸۴؛ تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص۶۰۷.
- ↑ «اما آن (قرآن) آیاتی روشن است در سینه کسانی که به آنان دانش دادهاند.».. سوره عنکبوت، آیه ۴۹.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۱۴.
- ↑ اختیار معرفة الرجال، ص۶۰۴.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ نهج البلاغة، ص۷۹۲-۷۹۵.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۷۹.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۷۲.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ص۲۰۲.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۱۸.
- ↑ صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۵۲-۱۴۵۳، ۱۴۸۰.
- ↑ صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۵۲-۱۴۵۳، ۱۴۸۰.
- ↑ إتحاف السادة المتقین، ج۲، ص۲۳۲.
- ↑ دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، ص۱۴۲.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۰۵-۲۰۶.
- ↑ کشف المراد، ص۱۸۷.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ مسائل الإمامة، ص۳۳-۴۱.
- ↑ «آنگاه خداوند فرمود: ای عیسی! من بازگیرنده تو و فرابرنده تو سوی خویش و رهاییبخش تو از گروه کافرانم.».. سوره آل عمران، آیه ۵۵.
- ↑ التوحید، ص۱۱۳.
- ↑ «راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۷.
- ↑ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۲۷۳.
- ↑ برجی، یعقوب علی، مقاله «امامت»، دانشنامه امام رضا، ج۲.