←از دیدگاه غیر مسلمانان
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
'''[[ميخائيل نعيمه]]:''' وی مسیحی و اهل لبنان است. وی مقدمه کتاب الامام علی {{ع}}، صوت العدالة الانسانيه اثر جرج جرداق را نوشته است و در آنجا میگوید:على تنها در میدان جنگ قهرمان نبود. در تمام عرصهها قهرمان بود. در صفای دل، پاکی وجدان، جذابیت، بیان سحرآمیز، انسانیت واقعی، حرارت ایمان، آرامش شکوهمند، یاری مظلومان، تسلیم حقیقت بودن، در هر نقطه و هر جا که رخ بنماید قهرمان بود.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۳۶۷.</ref> غیر از این افراد، بزرگان بسیاری مجذوب [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بینظیر [[امام علی|علی]] {{ع}} شدند و در عظمت گفتار او قلمفرسایی نمودهاند؛ از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، ابن ابی الحدید (قرن هفتم)، على الجندی، محمد عبده و شكيب ارسلان که هر سه از بزرگان معاصر ادبیات عرب هستند. شکیب ارسلان که از شدت [[فصاحت]]، ملقب به [[امیر البيان]] است در پاسخ به صاحبنظرانی که فصاحت او را همرتبه فصاحت [[امام علی|علی]] {{ع}} قرار دادهاند میگوید: من کجا و علی کجا؟ من بند کفش على هم بهحساب نمیآیم<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۳۶۴-۳۶۸. از آنجا که تفصیل نظر دیگران درباره فصاحت و بلاغت [[امام علی|علی]] {{ع}} در دفتر «گوهری به نام نهج البلاغه» آمده است از ذکر آنها خودداری میکنیم.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۲۶ تا ۳۳.</ref> | '''[[ميخائيل نعيمه]]:''' وی مسیحی و اهل لبنان است. وی مقدمه کتاب الامام علی {{ع}}، صوت العدالة الانسانيه اثر جرج جرداق را نوشته است و در آنجا میگوید:على تنها در میدان جنگ قهرمان نبود. در تمام عرصهها قهرمان بود. در صفای دل، پاکی وجدان، جذابیت، بیان سحرآمیز، انسانیت واقعی، حرارت ایمان، آرامش شکوهمند، یاری مظلومان، تسلیم حقیقت بودن، در هر نقطه و هر جا که رخ بنماید قهرمان بود.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۳۶۷.</ref> غیر از این افراد، بزرگان بسیاری مجذوب [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بینظیر [[امام علی|علی]] {{ع}} شدند و در عظمت گفتار او قلمفرسایی نمودهاند؛ از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، ابن ابی الحدید (قرن هفتم)، على الجندی، محمد عبده و شكيب ارسلان که هر سه از بزرگان معاصر ادبیات عرب هستند. شکیب ارسلان که از شدت [[فصاحت]]، ملقب به [[امیر البيان]] است در پاسخ به صاحبنظرانی که فصاحت او را همرتبه فصاحت [[امام علی|علی]] {{ع}} قرار دادهاند میگوید: من کجا و علی کجا؟ من بند کفش على هم بهحساب نمیآیم<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۳۶۴-۳۶۸. از آنجا که تفصیل نظر دیگران درباره فصاحت و بلاغت [[امام علی|علی]] {{ع}} در دفتر «گوهری به نام نهج البلاغه» آمده است از ذکر آنها خودداری میکنیم.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۲۶ تا ۳۳.</ref> | ||
[[شبلی شمیّل]] (از پیشتازان [[مکتب]] مادیگری): [[پیشوا]] [[علی بن ابی طالب]]، بزرگ بزرگان، یگانه نسخهای است که نه [[شرق]] و نه [[غرب]]، نه در گذشته و نه امروز، صورتی مطابق این نسخه ندیده است<ref>صوت العدالة الانسانیه، جرج جرداق، ص ۱۹</ref>. | |||
[[جبران خلیل جبران]] (از نویسندگان و متفکّران [[مسیحی]] [[عرب]]): من معتقدم که [[فرزند]] [[ابو طالب]] نخستین [[عرب]] بود که با [[روح]] کلّی رابطه برقرار نمود. او اولین [[شخصیت]] از [[عرب]] بود که لبانش نغمۀ [[روح]] کلّی را در گوش مردمی طنینانداز نمود که پیش از او آن را نشنیده بودند... او از این [[دنیا]] رخت بربست، در حالی که [[رسالت]] خود را به جهانیان نرسانده بود، او چشم از این [[جهان]] پوشید، مانند پیامبرانی که در [[جوامع بشری]] [[مبعوث]] میشدند که گنجایش آن [[پیامبران]] را نداشتند و به مردمی وارد میشدند که شایستۀ آن [[پیامبران]] نبودند و در زمانی [[ظهور]] میکردند که زمان آنان نبود<ref>الامام علی، عبد الفتاح عبد المقصود، ج ۱ مقدمه</ref>. | |||
[[میخائیل نعیمه]] (نویسنده و صاحبنظر [[مسیحی]] [[عرب]]): هیچ مورّخ و نویسندهای هراندازه هم که از امتیاز نبوغ و [[رادمردی]] برخوردار باشد، نمیتواند از [[انسان]] بزرگی مانند [[پیشوا]] [[امام علی|علی]] {{ع}} یک چهرۀ کلّی در مجموعهای که حتّی هزار صفحه هم باشد ترسیم نماید و دورانی پر از رویدادهای بزرگ مانند دوران او را توضیح دهد. [[تفکرات]] و اندیشههای آن ابرمرد [[عربی]] و گفتار و کرداری را که او میان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است. هرصورتی که ما از او ترسیم و نقاشی کنیم، مسلّما تصویر ناقصی خواهد بود<ref>صوت العدالة الانسانیه، ص ۷</ref>. | |||
[[جرج جرداق]] (دانشمند و نویسندۀ [[عرب]] زبان [[مسیحی]]): آیا [[انسان]] بزرگی مانند [[علی]] را میشناسی که [[حقیقت]] [[انسانی]] را به [[عقول]] و مشاعر بشری آشنا سازد؟ آن [[حقیقت]] [[انسانی]] که سرگذشتی چون ازل و آیندۀ باقی چون [[ابدیت]] و ژرفایی بس عمیق دارد که هریک از صاحبان [[عقول]] و [[نفوس]] بزرگ مطابق روش و طبع خود، آن را [[درک]] میکند و دیگر انسانهای عادی بدون اینکه خود بدانند در سایۀ آنان [[زندگی]] میکنند... بدینسان تجسّمیافتۀ آن [[قدرت]] شگفتانگیز است که او را در پیروزیها و شکستها یکسان نشان میدهد، زیرا عامل ملاک او در پیروزیها و شکستها همان [[قدرت]] است که در میدان [[جنگ]] چه با چهرۀ پیروزمند بیرون آید چه با [[شکست]] روبهرو شود، و همچنین در میدان [[سیاست]] و هرمیدان دیگری که برای تکاپوی [[زندگی]] تصوّر شود یکسان است<ref>صوت العدالة الانسانیه، ص ۲۳</ref>. | |||
[[سلیمان کتّانی]] (نویسنده و ادیب [[مسیحی]] لبنانی): [[فضیلتها]] در کرانۀ [[شخصیت]] تو دوشبهدوش هم صف کشیدهاند و رابطۀ آنها با همدیگر چنان است که گویی قافلهها در طول خط منظّمی ردیف شده و آرامآرام، سینۀ جادهها را میشکافند و به [[سیر]] خود ادامه میدهند، [[منظم]] و حسابشده، با وضعی موزون و هماهنگ، پس باید تو را بخشایشگری نامید که از بالای قلّههای [[زهد]] و [[پارسایی]] همچنان میجوشی و میخروشی، تا جویبارهای [[سخاوت]] و [[جود]] از اطرافت به هرسو ریزش کند<ref>امام علی پیشوا و پشتیبان، ص ۴۳۶</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۰۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||