خشوع

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۵۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

خشوع در فرهنگ قرآن

کلمه خشوع و مشتقات آن با الفاظ: ﴿خَشَعَتْ، ﴿تَخْشَعُ، ﴿خَاشِعَا، ﴿خَاشِعُونَ، ﴿خَاشِعِينَ، ﴿خُشَّعًا، ﴿خَاشِعَةً، و ﴿الْخَاشِعَاتِ مجموعاً ۱۷ بار، در ۱۶ آیه، در ضمن ۱۶ سوره: بقره، آل عمران، اسراء، طه، انبیاء، مؤمنون، احزاب، فصلت، شوری، قمر، حدید، حشر، قلم، معارج، نازعات و غاشیه، آمده است. در این تحقیق، هشت آیه از هشت سوره از سوره‌های مذکور را به تناسب موضوع، انتخاب نموده‌ایم. بنا بر روش معمول، ابتدا به ترتیب سوره‌های مصحف، آن آیات را تنظیم، و پس از آن، با استفاده از کتب لغت، کلمه خشوع، را از لحاظ معنا و کاربرد آن در آیات بررسی می‌کنیم، و در مرحله بعد، از دیدگاه مفسرینی از علمای شیعه و علمای تسنّن، از عصر شیخ طایفه، شیخ طوسی، تا عصر حاضر، و نیز از کتب تفسیر روایی علمای مذکور، در تفسیر آن تحقیق نموده و سرانجام هم با استعانت و استمداد از الطاف و عنایات بیکران خدای رحمان، و با استفاده از آیات قرآن کریم، در معانی و مفاهیم آن تدبر می‌نماییم.[۱] =

در معنای خشوع

راغب در مفردات در معنای خشوع فرموده: خشوع: “ضراعة”؛ یعنی خشوع به معنای خواری و زاری است، و بیشتر خشوع در آنچه بر اعضا و جوارح به وجود می‌آید، استعمال می‌گردد، و “ضراعه”، بیشتر در آنچه در قلب ایجاد می‌گردد، استعمال می‌شود، و به همین جهت بنا بر آنچه گفته‌اند، روایت شده: «إِذَا ضَرَعَ‏ الْقَلْبُ‏ خَشَعَتِ‏ الْجَوَارِحُ»؛ یعنی چون دل به تضرّع آید، در اعضا و جوارح احساس خواری و زاری حاصل گردد. قال تعالی: ﴿وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا، و قال: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ. و ﴿خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ، ﴿خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ، ﴿أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ[۲]، کنایه از حرکت‌کردن و جنبیدن آن است، کقوله: ﴿إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا[۳]، ﴿إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا[۴]، ﴿يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْرًا[۵] و ﴿وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا[۶]}}[۷].

فخرالدین در مجمع‌البحرین در معنای خشوع فی قوله تعالی: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا، فرموده: ای خضعت. خُشُوع و خضوع؛ یعنی تواضع، خواری، فروتنی، و از آن جمله است، قوله: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ، و خشوع در نماز را گفته‌اند: خشیت قلب و تواضع است (یعنی ترس و بیم در قلب، و فروتنی است)، و گفته‌اند: آن، نگاه‌کردن به محلّ سجده است؛ به دلیل این که پیامبر (ص) چشمش را به آسمان می‌انداخت، پس آن‌گاه که این آیه نازل گردید، پیامبر (ص) سرش را فرود آورد و به سجده‌گاهش چشم دوخت، و قوله: ﴿تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً[۸]؛ یعنی خشک، و آن، کنایه از خواری و ذلت است، و قوله: ﴿خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ[۹]؛ یعنی در آن روز به جهت لوچ‌شدن چشم، و این که سیاهی چشم به کنار رفته است، قادر به نگاه‌کردن نیست، و قوله: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ؛ یعنی فروتنی ذلّت‌گونه. و خشع فی صلوته و دعائه؛ یعنی با دل و قلبش رو به سوی او تعالی آورد. فرق بین خشوع و خضوع در این است که تنوع در جسم، چشم و صورت بوده و خضوع، تنها در جسم است، و از پیامبر (ص) روایت شده که مردی در حال نماز با ریش خود بازی می‌کرد، و آن حضرت (ص) فرمود: اگر خشوع قلبی داشت، اعضای بدن او هم خشوع داشت، و بعضی شارحین این را دلیل دانسته‌اند بر اینکه خشوع در نماز هم در قلب است و هم در اعضا، اما خشوع در قلب، این است که دل خود را از هرچه همّت بر آن دارد و از هر چه از لوازم آن است، فارغ و آسوده بدارد، و در آن، چیزی جز عبادت و معبود راه ندهد، و اما خشوع در جوارح، این است که چشم خود را پایین اندازد و به چیزی توجّه نداشته باشد و بیهوده‌کاری نکند، و علی (ع) فرمود: به سمت راست و چپ توجّهی نکند و به کسی که در سمت راست او و در سمت چپ او ایستاده، متوجّه نباشد، و در حدیث است که: «فَقَالَ بِخُشُوعٍ‏ اللَّهُ‏ أَكْبَرُ»؛ یعنی با آرامش و فروتنی توأم با ذلّت و اطمینان و بریدن از هر چیزی به سوی خدای تعالی[۱۰].

در مقدمه مرآة‌الانوار و مشکوة‌الاسرار، در معنای خشوع فرموده: خشوع، در لغت، تواضع سکون و تذلّل است، و در آن، معنای خضوع است. در تفسیر فرات بن‌ابراهیم، از ابن‌عباس فی قوله تعالی: ﴿وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ[۱۱]، آورده: البته، شخص خاشع آن‌کس است که در نماز فروتن باشد؛ آن‌کس که به آن اقبال کند؛ (یعنی:) رسول خدا (ص) و علی (ع). من می‌گویم: پس خشوع فروتنی ذلّت‌گونه است برای خدای عزّ و جلّ و برای پیامبر (ص) در آنچه آنان بدان امر کرده‌اند، و خضوع برای آنان، و تضرّع و زاری‌نمودن به سویشان و به سوی طاعت و ولایتشان، و بدان که خدای سبحان گاهی خشوع را درباره کسی‌که اهل آتش است، ذکر فرموده، و مراد از آن، ذلّت و خواری‌ای است که با دشمنان ائمه در روز قیامت ملازم است؛ به سبب اینکه در آن روز ظاهر می‌شود که آنان، اهل آتش‌اند و نمی‌توانند از آن سرپیچی کنند، و برای همین از امام صادق (ع) در تأویل قوله: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ، وارد شده که آن بزرگوار فرمود: یعنی خاضعند؛ چنان‌که طاقت امتناع و سرپیچی ندارند، و از آن ظاهر می‌شود، مراد از خضوع[۱۲]. در فرهنگ لغات فرموده: خَشَعَ خُشُوعاً؛ یعنی خوار و فرمان‌بردار شد و سرِ اطاعت فرود آورد، خاشِع؛ یعنی کسی که فروتنی و اظهار اطاعت کند، و جمع آن، خُشَّع، خَشَعَه و خاشعون است. خَشَعَ بِبَصَرِهِ؛ یعنی چشم فروبست و به زیر انداخت. تَخَشُّع؛ یعنی تضرّع‌نمودن، لابه‌کردن. خشوع؛ یعنی فروتنی، تضرّع، فرمانبرداری، لابه‌کردن[۱۳]. در فرهنگ عمید فرموده: خشوع (به ضم خاء و شین)، به معنای فروتنی‌کردن، از روی خواری و زاری سر فرود آوردن، فرمانبرداری کردن[۱۴]. خاشع؛ یعنی فروتنی‌کننده، کسی که اظهار اطاعت و فروتنی بکند[۱۵].[۱۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۷۳.
  2. «و دیدگان آنها فرو افتاده‌اند،» سوره نازعات، آیه ۹.
  3. «آن هنگام که زمین را سخت بجنبانند،» سوره واقعه، آیه ۴.
  4. «هنگامی که زمین از لرزه واپسین خود به لرزه افتد،» سوره زلزال، آیه ۱.
  5. «روزی که آسمان، سخت به جنب و جوش افتد» سوره طور، آیه ۹.
  6. «و کوه‌ها، سخت روانه گردند» سوره طور، آیه ۱۰.
  7. مفردات، ص۱۴۹.
  8. «و از نشانه‌های او این است که زمین را پژمرده می‌بینی» سوره فصلت، آیه ۳۹.
  9. «در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته است» سوره قلم، آیه ۴۳.
  10. مجمع البحرین، ص۳۴۹.
  11. «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.
  12. مقدمه برهان، ص۹۵.
  13. ملخّص المنجد و منتهی الارب، ص۱۷۵.
  14. فرهنگ عمید، ص۵۳۵.
  15. فرهنگ عمید، ص۵۱۵.
  16. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۷۴.