امامت در معارف و سیره حسینی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط فرقانی (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۰۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

امامت و موضوعات و مسائل حول آن از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردار است که در هر عصر و زمانی از اعصار حیات اهل بیت(ع) مورد تاکید آن حضرات بوده و معصومین با بیان‌های مختلف، به تبیین مفهوم امامت، و موضوعات آن پرداخته‌اند. عصر امام حسین(ع) نیز از این مسأله مستثنی نبوده و فرمایشات آن حضرت پیرامون امامت با توجه به شرایط سیاسی موجود در آن عصر که منتهی به قیام عاشورا و شهادت حضرت گردید، غالباً در قالب روایات و کلمات پراکنده از ایشان برجای مانده است. بارزترین مباحثی که امام حسین(ع) پیرامون امامت مطرح می‌کند حول سه محور است: ویژگی‌های امام؛ وظایف و مسئولیت‌های امام و وظایف مردم نسبت به امام. تاکید بر حقانیت و افضلیت خویش نسبت به یزید فاسق بر حکومت و رهبری مردم از جمله موضوعات دیگری است که در کلمات آن حضرت قابل مشاهده است.

معناشناسی امام

اهل لغت برای امام معانی مختلفی ذکر کرده‌ و گفته‌اند: امام در معانی پیشوا، پیشرو، مقتدا، قیِّم، مصلح، الگو، طریق و راه اصلی، راهنما[۱] و کسی که همواره مقصود و هدف حرکت و تلاش دیگران قرار گیرد، آمده است[۲]. همچنین به معنای مصلح و سرپرست[۳] و شاقول و ریسمان بنّایی نیز به کار رفته است[۴].[۵]. صرف نظر از اختلافات معنایی واژۀ «امام»، اغلب لغت شناسان (لغویین) امام را از مصدر ائتمام به معنای تقدم و پیشوایی و به معنای چیزی که مورد اقتدا و پیروی قرار گیرد، دانسته‌اند[۶].[۷] علاوه بر اهل لغت، متکلمان اسلامی نیز با اندک تفاوت‌هایی در قیود تعریف، امامت را به ریاست عامه در امر دین و دنیا از باب جانشینی پیامبر (ص) تعریف کرده‌اند[۸].[۹]

ضرورت امامت

امام حسین(ع) در خطبه‌ای خطاب به اصحاب خود پس از بیان اینکه شناخت خدای متعال و عبادت او، فلسفه خلقت است، در پاسخ به یکی از اصحاب که از چگونگی شناخت خدا سوال کرد، فرمود: "شناخت خدا به واسطه شناخت امام هر عصری است که اطاعت از او بر همگان واجب شده است"[۱۰].

اقسام امام

«بشربن غالب» به امام حسین(ع) عرض کرد: «معنای این آیه ﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ روزی که هر انسانی را با امامش فرا می‌خوانیم[۱۱] چیست؟ حضرت فرمودند: امام دوگونه است: امام هدایت که مردم را به هدایت می‌خواند، و پیشوای گمراهی که به سوی گمراهی دعوت می‌نماید. هر که امام هدایت را اجابت کند او را به بهشت می‌رساند و هر که از پیشوای ضلالت پیروی کند او را به آتش سوق می‌دهد»[۱۲].

شرایط امام

در کلمات مختلف امام حسین(ع) که در مواضع گوناگون از آن حضرت نقل شده، به شرایط و ویيگی‌های امام تصریح شده که بارزترین انها عصمت، علم غیب و افضلیت است. در کنار این شرایط، حضرت شرایط دیگری را نیز برای امام مورد تاکید قرار گرفته است. به عنوان نمونه: حضرت در پاسخ به نامه کوفیان که اظهار کرده بودند بدون امام هستند، فرمود: «... به جان خویش که امام و پیشوا و رهبر مسلمین نمی شود مگر آن کسی که به کتاب خدا عمل کند و انصاف گیرد و مجری حق باشد و خویشتن را خالص کند.»[۱۳].

عصمت

امام حسین (ع) در پاسخ درخواست مروان از ایشان که آن حضرت را به بیعت با یزید فراخوانده بود، می‌‌فرماید: «ای دشمن خدا از من دور شو که ما از اهل بیت رسول خدا هستیم و تو رجس و پلیدی هستی و ما از اهل بیت پاکیزه ای هستیم که خداوند در باره انها این آیه را بر پیامبرش نازل کرد: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۱۴].[۱۵] در این کلام، امام حسین (ع) خود را از اهل بیتی می‌‌داند که خداوند تطهیرشان کرده و آیه تطهیر را در شانشان نازل فرموده است.

در روایت دیگری از امام حسین(ع) از پدرش امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که حضرت فرمود: «در خانه امّ سلمه خدمت رسول خدا(ص) رسیدم، تا اینکه آیه ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا نازل شد، رسول خدا(ص) فرمود: ای علی این آیه در حق تو و در حق دو نوه ام حسن و حسین] و امامان از فرزندان تو نازل شده است...»[۱۶].

علم غیب

در روایتی که از امام حسین(ع) از قول رسول خدا(ص) نقل شده، آن حضرت ضمن اشاره به تعداد و مصادیق امامان و جانشینان خود، به برخی اوصاف و ویژگی‌هایی که به واسطه خدای متعال در اختیار آن حضرت قرار داده شده و پس از ایشان به دیگر امامان منتقل می‌گردد تصریح کرده است که از جمله آنها علم خاصی است که مشتمل بر آگاهی از اسم اعظم الهی است.

امام حسین(ع) می‌فرمایند: «روزی بر رسول خدا(ص)وارد شدم؛ او را غمناک و در فکر فرو رفته دیدم؛ گفتم: ای رسول خدا چه شده است که در فکر فرو رفته‌اید؟ حضرت پاسخ داد: ای پسرم، همانا جبرئیل نزد من آمد و فرمود: «خداوند بزرگ و برتر به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: همانا رسالت خود را سپری کرده (و دوران زندگی تو به کمال رسیده است)، پس اسم اعظم و میراث علمی و آثار علم نبوت را به علی بن ابی طالب واگذار؛ زیرا زمین را بحال خود رها نمی‌کنم، مگر اینکه همواره عالمی در آن باقی می‌گذارم که به وسیله او راه عبادت و بندگی و سرپرستی و رهبری‌ام شناخته می‌شود... .

گفتم: ای رسول خدا! چه کسی این امر را پس از شما به دست می‌گیرد؟ پاسخ داد: پدرت علی بن ابی طالب که برادر و جانشین من است و بعد از علی(ع)، حسن و سپس تو و نه امام که همه از فرزندان تو هستند، دوازده امام، قدرت را به دست خواهند گرفت. سرانجام قائم ما قیام می‌کند و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد»[۱۷]. شبیه روایت یاد شده به صورت‌های مختلف و متعدد از امام حسین(ع)، نقل شده است[۱۸]. از این روایت و روایات مشابه آن می‌توان جهت اثبات تعداد و مصادیق امامان و نیز برخی شرایط امام همچون علم غیب و همچنین ضرورت نیاز به امام استناد نمود.

افضلیت

امام حسین(ع) در نامه‌ای هم که به اهل بصره می‌‌نویسد به زیبایی شایستگی خود و خاندان اهل بیت(ع) را از هر شخص دیگری نسبت به تصدی منصب امامت و خلافت را تشریح کرده و می‌‌فرماید: «خدا، محمد(ص) را از مخلوق خویش برگزید و به نبوت کرامت داد و او را به پیامبری خویش معین کرد و آنگاه وی را به سوی خویش برد که اندرز بندگان گفته بود و رسالت خویش را رسانیده بود. ما خاندان و دوستان و جانشینان و وارثان وی بودیم و از همه مردم به جای وی، در میان مردم شایسته‌تر؛ اما قوم ما دیگران را بر ما ترجیح دادند که رضایت دادیم و تفرقه را خوش نداشتیم و سلامت را دوست داشتیم، در صورتی که می‌‌دانستیم حق ما نسبت به این کار از کسانی که عهده دار آن شدند، بیشتر بود...»[۱۹].

پیامبر گرامى اسلام(ص) نیز در روایتى به شایستگى امام حسین(ع) براى امامت و رهبرى امّت اشاره فرموده، دلیل آن را شایستگى و بهترین خلق بودن ایشان معرفى کرده و می‌فرماید: «خیرُ الخلقِ بعد اخیه و هو امام المسلمین و حجةٌ على خلقه»[۲۰].

امام حسین(ع) در سخنى جامع، در نامه‌اى به بزرگان بصره مى‌فرمایند: «خداوند محمّد(ص) را پیامبر بر خلقش برگزید... و ما اهل، دوستداران، جانشینان و وارثان او هستیم... مى‌دانیم که ما از کسانى که این امر را بر عهده گرفته‌اند، به این حقى که مستحق آنیم، سزاوارتریم...»[۲۱].

تعداد امامان اهل بیت (ع)

امام حسین (ع) فرمودند: علی (ع) فرمود: به پیامبر خدا (ص) گفتم: از تعداد امامان (ع)پس از خودت، مرا آگاه کن. فرمود: «ای علی! آنان، دوازده نفرند که نخستین آنان، تویی و آخرین آنها، قائم است»[۲۲].[۲۳]

مصادیق امامان

امام حسین (ع) در مسیر راه کوفه پس از برخورد با سپاه حر در خطابه‌ای که ایراد کرد، چنین فرمود: «ای مردم! اگر تقوای خدا پیشه کنید و حق را برای صاحبانش بشناسید، خدا از شما بیشتر راضی خواهد بود، ما دودمان پیامبریم و به عهده‌داری این امر و ولایت بر شما از دیگران که به ناحق مدعی آنند و در میان شما به ستم و تجاوز حکومت می‌کنند سزاوارتریم»[۲۴].

در کتاب عیون أخبار الرضا (ع) از امام حسین (ع) اینچنین نقل شده است: پدرم علی بن ابی طالب (ع) برایم نقل کرد که پیامبر خدا (ص) فرمود: «هر کس بمیرد، ولی امامی از فرزندان من نداشته باشد، به مرگ جاهلی مرده است و بدانچه در جاهلیت و اسلام عمل کرده است، مؤاخذه می‌شود»[۲۵].

در کتاب الإستنصار از امام حسین (ع) آمده است: پیامبر خدا (ص) فرمود: «من و دوازده نفر از اهل بیتم ـ که نخستینِ آنها علی بن ابی طالب است ـ، از اَوتاد (میخ‌های) زمین هستیم که خدا، زمین را به خاطر آنان، از فرو کشیدن ساکنانش نگاه می‌دارد و هر گاه [همه] دوازده نفر از خاندانم بروند، زمین، ساکنانش را فرو می‌بَرَد»[۲۶].

در کتاب کمال‌الدین از امام حسین (ع) نقل شده است: در نهمین فرزند از نسل من، سنّتی از یوسف (ع) و سنّتی از موسی بن عمران (ع) است و او، قائم ما اهل بیت است. خدای ـ تبارک و تعالی ـ، کار او در یک شب، به سامان می‌کند»[۲۷].

از عبداللّه بن عمر نقل شده است: شنیدم که حسین بن علی (ع) می‌فرماید: «اگر از دنیا جز یک روز نمانَد، خدا آن روز را چندان طولانی می‌کند تا مردی از نسل من، قیام کند و دنیا را از انصاف و داد پُر کند، همان‌گونه که از بیداد و ستم پُر شده است. از پیامبر خدا (ص) شنیدم که این چنین می‌فرمود»[۲۸]

در کتاب دلائل الإمامة از امام حسین (ع) نقل شده است: پیامبر (ص) به فاطمه ـ که درودهای خدا بر او باد ـ فرمود: «مهدی، از نسل توست»[۲۹].[۳۰]

حقوق امام (وظایف امت در برابر امام)

ضرورت شناخت امام

امام حسین(ع) در خطبه‌ای خطاب به اصحاب خود پس از بیان اینکه شناخت خدای متعال و عبادت او، فلسفه خلقت است، در پاسخ به یکی از اصحاب که از چگونگی شناخت خدا سوال کرد، فرمود: شناخت خدا به واسطه شناخت امام هر عصری است که اطاعت از او بر همگان واجب شده است[۳۱].

وجوب اطاعت از امام

امام حسین(ع)،آن گاه که معاویه ایشان را به خطبه خواندن بر منبر فراخواند، فرمود: «ما حزب خدا و عترت پیامبر اکرم و یکی از دو ثقل یا گوهر گرانبهایی هستیم که رسول خدا ما را در کنار کتاب خدا قرار داد پس از ما اطاعت کنید که اطاعت و پیروی از ما واجب شده است؛ چراکه اطاعت ما در کنار اطاعت خدا و پیامبر قرار گرفته آنجا که خدای متعال می‌فرماید: ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۳۲].[۳۳]

از امام صادق(ع) نقل شده که روزی عبد الله بن شداد بن هادی به شدّت بیمار شده و تب داشت، او را خدمت امام حسین(ع) بردند. با اشاره‌ای از امام(ع) «تب شدید» از بدن بیمار، رخت بربست و سلامت را بازیافت. بیمار در حالی که تشکر می‌کرد گفت: از لطف و محبت شما بحق خشنود شدم و دیدم که تب به فرمان شما از من دور شد. امام حسین(ع) فرمود: سوگند به خدا، خداوند هیچ پدیده‌ای را نیافرید جز آنکه آن را به اطاعت ما، فرمان داد[۳۴].

منابع

پانویس

  1. ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۱؛ ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج۱، ص۲۱۳-۲۱۵؛ راغب، حسین بن محمد، المفردات، ص۸۷.
  2. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۶-۱۳۷.
  3. ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۲، ص۲۵.
  4. ابن فارس، محمد، معجم مقاییس اللغة، ج ۱ ص۲۹؛ ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۲ ص۲۵ و ۲۶؛ صاحب ابن عباد، المحیط فی اللغة، ج ۱۰، ص۴۶۱.
  5. ر.ک: عالمی، سید محمد، بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد، ص۱۲؛ ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۲۳.
  6. نک: طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۴؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص۸۷؛ ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ص۳۳.
  7. اراکی، محسن، درس اول «امامت در اندیشه اسلامی».
  8. نک: عضدالدین ایجی، المواقف فی علم کلام، ص۶۰۳؛ قوشچی، شرح تجرید، ص۴۷۲؛ میثم بن علی بن البحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۴.
  9. مختاری مازندرانی، محمد حسین، ‌امامت و رهبری، ص۳۰؛ ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۲۵-۳۳.
  10. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ(ع) قَالَ: خَرَجَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ اَلْعِبَادَ إِلاَّ لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اِسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اَللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ اَلَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ»، صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹.
  11. سوره اسراء، آیه ۷۱.
  12. مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۲۲۰ و ر.ک: فتوح، ابن اعثم کوفی، ج۵، ص۷۷.
  13. محمد بن جریر طبری ، تاریخ طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، چاپ سوم (اساطیر، تهران ، ۱۳۶۹)، ج ۷، ص ۲۹۲۴.
  14. «خدا فقط مى‏ خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» سوره احزاب، آیه۳۳
  15. کوفی احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۷.
  16. کفایة الأثر فی النص على الأئمة الاثنی عشر، الخزاز القمی الرازی، ص۱۵۶.
  17. عوالم، بحرانی، ج۱۵، ص۲۲۷؛ و ر.ک: بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۴۵.
  18. مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۵۵؛ عوالم، بحرانی، ج۱۵، ص۲۲۲ و ۲۳۰؛ ر.ک: اثباة الهداة، حرّعاملی، ج۲، ص۵۴۵؛ ر.ک: عیون اخبار الامام رضا(ع)­­، ج۱، ص۶۰، ح۲۵؛ اثباة الهداة، ج۳، ص۱۳۳.
  19. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ص۲۹۳۰.
  20. گروه نویسندگان، کلمات الامام الحسین، قم، دارالمعروف، ۱۳۷۳، ص۱۲.
  21. محمدبن جریر طبرى، همان، ص۲۴۰ / المقرم، همان، ص۱۵۹ / محمدباقر مجلسى، همان، ص۳۴.
  22. «قُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ (ص) أَخْبِرْنِي بِعَدَدِ الْأَئِمَّةِ بَعْدَكَ فَقَالَ يَا عَلِيُّ هُمُ اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ‏ أَنْتَ‏ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ»، الأمالی، صدوق، ص۷۲۸، ح۹۹۸.
  23. محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۹۴۱.
  24. الارشاد، ج۲، ص۷۹.
  25. «حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):‏ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مِنْ وُلْدِي مَاتَ‏ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ يُؤْخَذُ بِمَا عَمِلَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ الْإِسْلَامِ»، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۵۸، ح۲۱۴.
  26. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):‏ إِنِّي وَ اثْنَيْ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) أَوْتَادُ الْأَرْضِ الَّتِي أَمْسَكَهَا اللَّهُ‏ بِهَا أَنْ‏ تَسِيخَ‏ بِأَهْلِهَا فَإِذَا ذَهَبَ الِاثْنَا عَشَرَ مِنْ أَهْلِي سَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا»، الاستبصار، ص۸.
  27. «فِي التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِي سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ (ع) وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ‏ فِي‏ لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ»، کمال الدین، ص۳۱۷، ح۱؛ إعلام الوری، ج۲، ص۲۳۰.
  28. «سَمِعْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ (ع) يَقُولُ‏ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي فَيَمْلَأَهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً كَذَلِكَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ‏»، کمال الدین، ص۳۱۸، ح۴؛ إعلام الوری، ج۲، ص۲۳۱.
  29. «أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ لِفَاطِمَةَ (س): الْمَهْدِيُ‏ مِنْ‏ وُلْدِكَ‏»، دلائل الإمامة، ص۴۴۴، ح۴۱۷.
  30. محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۹۴۰ ـ ۹۴۲.
  31. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ(ع) قَالَ: خَرَجَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ اَلْعِبَادَ إِلاَّ لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اِسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اَللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ اَلَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ»، صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹.
  32. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  33. محمدبن حسن حرّ عاملى، وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص۱۴۴، حدیث ۴۵.
  34. رجال کشی، شیخ طوسی، ج۱، ص۲۹۸.