ولادت امام مهدی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

از حوادث مهم در تاریخ بشر، ولادت حضرت مهدی (ع)‏ است که از مسلمات تاریخ به شمار می‌‏آید و امامان (ع)، دانشمندان و تاریخ‌نویسان آن را یک واقعیت دانسته‌‏اند. ایشان در نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در شهر سامرا متولد شدند.

ولادت امام مهدی(ع)

ولادت پنهان

از حوادث مهم در تاریخ بشر، ولادت آخرین ذخیرۀ الهی و موعود امت‏ها، حضرت مهدی (ع)‏ است که از مسلمات تاریخ به شمار می‌‏آید و امامان (ع)، دانشمندان و تاریخ‌نویسان شیعه، بلکه مورخان و محدثانی از اهل سنت به این حادثه بزرگ تصریح نموده، آن را یک واقعیت دانسته‌‏اند.

حضرت مهدی (ع) امام دوازدهم شیعیان، شب جمعه نیمۀ شعبان ۲۵۵ قمری در شهر سامرا به دنیا آمد و یکی از ویژگی‏‌های ولادت حضرت‏، پنهان بودن آن است که امام سجاد (ع) فرمود: «در قائم ما سنت‌‏هایی از پیامبران وجود دارد... و اما از ابراهیم پنهانی ولادت و کناره‏‌گیری از مردم»[۱]. امام صادق (ع) نیز فرمود: «ولادت صاحب الامر بر این خلق پوشیده است تا زمانی که ظهور می‌کند، بیعت کسی بر گردنش نباشد»[۲].[۳]

قطعی بودن تولد امام زمان (ع)

از نگاه شیعه، تولد امام مهدی (ع) اجماعی و از ضروریات مذهب قلمداد می‌شود و کسی را نمی‌توان یافت که کوچک‌ترین تردیدی در آن داشته باشد. این باور در آثار شیعه از کهن‌ترین آنها تا دوره‌های کنونی آمده است. بسیاری از عالمان شیعه در کتب خود، این باور را اثبات نموده‌اند[۴]. مرحوم کلینی در کتاب کافی به صراحت می‌نویسد: «وُلِدَ لِلنِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ‌»[۵]. مرحوم علامه طباطبایی نیز در کتاب شیعه در اسلام می‌نویسد: حضرت مهدی موعود (ع) فرزند امام یازدهم که اسمش مطابق اسم پیامبر (ص) بوده در سال دویست و پنجاه و شش و یا دویست و پنجاه و پنج در سامرا متولد شدند[۶].

راز مخفی بودن ولادت

از روایات استفاده می‌شود، مهم‏ترین فلسفۀ غیبت، در امان ماندن حضرت مهدی (ع) از خطر نابودی است. به همین خاطر ولادت ایشان نیز مخفی بوده است همانطور که ولادت ابراهیم خلیل (ع) از ترس کشته شدن به دست پادشاه زمانش مخفیانه بوده و ولادت موسی بن عمران (ع) از ترس کشته شدن به دست فرعون پنهانی بوده است؛ لذا ولادت پنهانی حضرت مهدی (ع) امری عادی و معمولی است.

راز مخفی نگه داشتن ولادت مهدی (ع) این بود که خلفای بنی عباس، از طریق روایاتی که پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) نقل شده بود، می‌دانستند دوازدهمین امام، همان مهدی است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند و دولت جباران را سرنگون می‌سازد و طاغوت را به قتل می‌رساند، لذا درصدد برآمدند تا این نور را خاموش کنند و او را به قتل برسانند. ازاین‌رو، جاسوسان و مراقبانی گماشتند؛ حتی قابله‌هایی را مأمور کردند تا داخل منزل امام عسکری (ع) را زیر نظر بگیرند. لکن خداوند در هرحال نور هدایت را پاینده خواهد داشت. این بود که خدا به ارادۀ خویش، دوران بارداری مادر او را پنهان ساخت[۷].

خبر ولادت

امام حسن عسکری (ع) که از دشمنی خلفای عباسی آگاه بودند. ولادت فرزند خویش را پنهان داشت؛ اما شیعیان امین را از تولد او آگاه ساخت و برای رسیدن به این هدف از راه‌های متعددی بهره جست. بنابر روایات، عمه خویش حکیمه را شب تولد حضرت مهدی (ع) به خانه خود فراخواند تا بر این رویداد گواه باشد. همچنین قابله‌ای غیر شیعی بر بالین همسر خویش آورد. از این گذشته، فرزند خود را به مناسبت‌های‌ گوناگون به شیعیان خاص نشان داد تا حجت خداوند را به چشم خویش ببینند و گفتار دشمنان را درباره او باور نکنند. نامه‌های فراوانی به مناطق دوردست همانند مدینه، بصره و قم فرستاد و شیعیان خاص این بلاد را نیز از تولد حضرت مهدی (ع) باخبر ساخت و آنان را امر به کتمان این خبر نمود. سیصد گوسفند عقیقه نمود و میان شیعیان تقسیم کرد و سیصد من (معادل سه هزار کیلو) گوشت و سیصد من نان قربة الی الله در میان بنی هاشم پخش کرد و در روز سوم ولادت گروهی از اصحاب را فراخواند و حضرت قائم (ع) را به آنها نشان داد و فرمود: «او بعد از من امام شماست و جانشین من خواهد بود و او قائم آل محمد است که همگان بی‌صبرانه انتظار او را می‌کشند»[۸] تا هر گونه شک و شبهه را درباره تولد حضرت مهدی (ع) از میان برد و مجالی برای شایعه و تردید نگذارد.

راویان و محدثان به پیروی از آن امام (ع) ماجرای تولد امام زمان (ع) را همراه جزئیات آن با دقت و وسواس تمام نقل کرده‌اند و ماجرای شب تولد ایشان را در کتب خویش آورده‌اند، مشهورترین آنها، سخنان ارزشمند حضرت حکیمه (س) عمه امام عسکری (ع) است که شیخ صدوق، این حادثه بزرگ را از زبان او در روایتی مفصل یاد کرده است[۹].[۱۰]

اثبات ولادت امام مهدی

روایاتی وجود دارد مبنی بر اثبات ولادت امام مهدی (ع) که برخی از آنها عبارت‌اند از:

  1. از امام حسن (ع) چنین روایت شده: "هر یک از ما ائمّه، بیعت سلطان متجاوز زمانش، ناگزیر به‌گردنش می‌افتد، مگر قائمی‌که عیسی روح الله پشت سر او نماز می‌گذارد؛ زیرا خداوند متعال ولادت او را پنهان می‌دارد و خودش را غائب می‌گرداند، تا هنگامی‌که ظهور می‌کند، بیعتی در گردنش نباشد. او نهمین امام از فرزندان برادرم حسین (ع) است"[۱۱].
  2. امام عسکری (ع) در حدیثی فرموده‌اند: "به زودی خداوند به کرم و لطفش، فرزندی به من ارزانی خواهد داشت"[۱۲].
  3. همچنین فرمودند: "سپاس از آن خدایی است که مرا از دنیا نبرد تا آنکه جانشین من را به من نشان داد. او در آفرینش و اخلاق، شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (ص) است"[۱۳].[۱۴]

تولد امام زمان از نگاه اهل سنت

بیشتر اهل سنت به تولد حضرت مهدی (ع) اعتقادی ندارند و قائلند مهدی موعودی (ع) که در احادیث اسلامی به آن نوید داده شده، هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا خواهد آمد؛ اما برخی از دانشمندان آنان علاوه بر اشاره به ولادت آن حضرت در سال ۲۵۵ ق، ایشان را همان موعود مورد اشاره می‌دانند.

کسانی که در نوشته‏‌های خود به ولادت مهدی (ع) اشاره کرده‌‏اند را می‌‏توان به دو دسته تقسیم کرد:

  1. کسانی که ولادت امام مهدی (ع) را گزارش کرده‌‏اند، ولی بر موعود بودن آن حضرت، ساکت مانده‏‌اند مانند: ابن اثیر جزری[۱۵]؛ گنجی شافعی[۱۶]؛ سبط ابن جوزی[۱۷] و ... .
  2. کسانی که علاوه بر گزارش ولادت آن حضرت، به موعود بودن او تصریح کرده‏‌اند مانند: "کمال الدین محمد بن طلحه شافعی"[۱۸]؛ "نور الدین علی بن محمد بن صباغ مالکی"[۱۹].[۲۰]

تاریخ تولد

آن حضرت که - درود خدا بر او باد - اواخر شب جمعه پانزدهم شعبان در خانه پدرش حضرت امام حسن عسکری(ع) در شهر سامرا پا به عرصه وجود نهاد. شب مبارکی که بر اساس روایات شریفی که در صحاح، از پیغمبر اکرم(ص) روایت شده، زنده نگه داشتنش به عبادت و روزه گرفتن در روزش مستحب است. این روایات علاوه بر کتاب‌های روایی مکتب اهل بیت(ع)‌[۲۱] در کتاب‌های اهل سنت نیز نقل شده است؛ چون سنن ابن ماجه سنن ترمزی و سایر کتاب‌های اهل سنت‌[۲۲]. ولادت آن حضرت، بنابر مشهورترین روایات در سال ۲۵۵ ه. ق صورت پذیرفته است. البته روایات دیگری نیز وجود دارد که سال ولادت آن حضرت را ۲۵۶ یا ۲۵۴ ه. ق ذکر نموده‌اند، اما همه این روایات، در تعیین روز تولد که پانزدهم شعبان باشد اتفاق دارند. البته به دلیل وجود بعضی از شواهد، تاریخ اول که ۲۵۵ ه. ق باشد بر سایر تاریخ‌ها ترجیح دارد از جمله آن شواهد می‌توان به وارد شدن این تاریخ در کتاب غیبت تألیف شیخ راستگو فضل بن شاذان، که از قدیمی‌ترین منابعی است که خبر ولادت آن حضرت را ثبت کرده، اشاره نمود او خود با زمان ولادت حضرت امام مهدی(ع) معاصر بوده و اندکی قبل از وفات پدر بزرگوار آن حضرت، حضرت امام حسن عسکری(ع) از دنیا رفته است‌[۲۳]، از سایر شواهد این است که بسیاری از روایات روز ولادت آن حضرت را نیمه شعبان مصادف با روز جمعه ذکر کرده، اما در سال ولادت آن حضرت اختلاف کرده‌اند ما با مراجعه به تقویم تطبیقی تاریخ در می‌یابیم که روز نیمه شعبان تنها در سال ۲۵۵ ه. ق با روز جمعه مصادف بوده است و در سال‌های دیگری که این روایات ذکر کرده‌اند این روز با روز جمعه مصادف نبوده است‌[۲۴]. البته وجود چنین اختلافی در تاریخ ولادت امری طبیعی بوده که در تاریخ ولادت و وفات پدران بزرگوار آن حضرت حتی جد بزرگوارش، حضرت رسول اکرم(ص) نیز وجود دارد و این اختلاف بر اثبات ولادت آن بزرگواران تأثیری نمی‌گذارد؛ چه اینکه این امر به ملاحظه سری و پنهانی بودن ولادت آن حضرت به خاطر حفظ این مولود مبارک از شر دشمنان بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که این مطلب را در بخش‌های آینده بیشتر توضیح خواهیم داد.[۲۵]

تواتر خبر تولد آن حضرت(ع)‌

جریان ولادت حضرت امام مهدی(ع) و اخبار آن را بسیاری از دانشمندان مانند ابوجعفر طبری، فضل بن شاذان، حسین بن حمدان، علی بن حسین مسعودی، شیخ صدوق، شیخ طوسی، شیخ مفید و دیگران با سندهایی صحیح روایت نموده و به صورت کامل یا مختصر نقل کرده‌اند. تعدادی از علمای اهل سنت از مذاهب مختلف اسلامی همچون نورالدین عبدالرحمان جامی حنفی در شواهد النبوة، علامه محمد معین مولوی هندی در وسیلة النجاة، علامه محمد خواجه پارسای بخاری در فصل الخطاب و حافظ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودة، نیز به نقل این خبر پرداخته‌اند. خبر ولادت آن حضرت را دست کم ۱۳۰ تن از دانشمندان فرقه‌های مختلف اسلامی نقل نموده‌اند که در میان آنها ده‌ها مورخ وجود دارد که شش نفر از آنها معاصر با غیبت صغری و یا زمان ولادت حضرت امام مهدی(ع) بوده و بقیه آنها از قرون مختلف اسلامی تا روزگار ما در زنجیره‌ای متصل قرار دارند. این آمار تنها شامل قسمتی از مصادر و منابع اسلامی می‌شود نه تمام آنها و در میان این عده تعداد زیادی از دانشمندان و تاریخ نویسان مشهور به چشم می‌خورند مانند ابن خَلکان، ابن اثیر، ابوالفداء، ذهبی، ابن طولون دمشقی، سبطِ ابن جوزی، محی‌الدین عربی، خوارزمی، بیهقی، صفدی، یافعی، قرمانی، ابن حجر هیثمی و بسیاری دیگر از دانشمندان. تولد بسیاری از مشاهیر تاریخ اسلام با چنین گستردگی در کتب تاریخ ثبت نشده است‌[۲۶].[۲۷]

چگونگی و شرایط تولد

از روایاتی که درباره چگونگی تولد امام زمان(ع) وارد شده است چنین بر می‌آید که پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری(ع) اقداماتی کرد تا این تولد با پنهان کاری بسیار و مخفیانه انجام پذیرد در این روایات آمده است که حضرت امام حسن عسکری(ع) از عمه بزرگوار خود حکیمه خاتون دختر حضرت امام جواد(ع) خواست تا شب پانزدهم شعبان را در خانه آن حضرت بماند و به او خبر دادند که در آن شب برای آن حضرت فرزند پسری که حجت خداوند در روی زمین است به دنیا خواهد آمد حکیمه خاتون از آن حضرت درباره مادر فرزند سؤال کرد و آن حضرت در پاسخ او فرمودند او از نرجس به دنیا خواهد آمد حکیمه خاتون به نزد نرجس رفته و او را معاینه کرد و اثری از حمل در او نیافت، وی به نزد امام عسکری(ع) باز گشته و این خبر را به او داد، حضرت امام حسن عسکری(ع) تبسمی کرده و برای حکیمه خاتون بیان داشتند که مثَل مادر حضرت مهدی(ع) مثَل مادر حضرت موسی(ع) است که حامله بودن او تا هنگام وضع حمل برای احدی آشکار نشده بود. چون فرعون اولاد بنی اسرائیل را از ترس ظهور موسی - که خبر ولادتش را کاهنان به او داده بودند - تعقیب کرده، پسران آنها را کشته و دختران را زنده می‌گذاشت، و این مسأله برای حضرت مهدی(ع) نیز جاری بوده است.؛ چراکه حکومت عباسی همواره مترصد ولادت آن حضرت بود تا او را به قتل برساند زیرا پاره‌ای از احادیث شریف خبر ظهور و ولادت چنین فرزندی را داده بودند و ما نیز در بخش‌های آینده به این روایات اشاره خواهیم نمود.

از متن این روایات استفاده می‌شود که ولادت شریف آن حضرت اندکی‌ قبل از طلوع فجر می‌باشد پر واضح است که این زمان اهمیت خاصی در پنهان کردن این تولد داشته است؛ چراکه جاسوسان حکومت عادتاً در چنین ساعتی به خواب عمیقی فرو رفته بودند. و چنان که باز هم از روایات استفاده می‌شود در هنگام ولادت، جز حکیمه خاتون که خود نیز به زمان دقیق وضع حمل آشنایی نداشته است، کس دیگری در هنگام وضع حمل در آنجا حضور نداشته است‌[۲۸]. البته یک روایت نیز وجود دارد که شیخ طوسی در کتاب غیبت آن‌را نقل نموده است در این روایت تصریح شده که در آن شب، پیرزن قابله‌ای از همسایگان حضرت امام حسن عسکری(ع) برای کمک به حکیمه خاتون در تولد این نوزاد فرا خوانده شده و به او سفارش اکید شده بود که این امر را برای کسی افشا ننماید[۲۹].[۳۰]

خبر دادن پیشاپیش از مخفی بودن تولد

بسیاری از احادیث شریف، پیشاپیش خبر داده بودند که ولادت حضرت مهدی از حضرت امام حسن عسکری(ع) مخفیانه و با پنهان کاری خواهد بود و این پنهانی را به مشیت خداوند تبارک و تعالی نسبت داده‌اند بعضی از این روایات مخفی بودن ولادت آن حضرت را به مخفی بودن تولد حضرت موسی(ع) و دسته دیگری از روایات آن را به مخفی بودن ولادت حضرت ابراهیم(ع) تشبیه نموده‌اند، و دلیل این پنهان کاری را نیز حفاظت از جان آن‌ حضرت برای رسیدن به هدف ادای رسالت الهی ذکر کرده‌اند. اکنون به ذکر نمونه‌های کمی از این روایات می‌پردازیم: شیخ صدوق در کمال الدین و خزاز در کفایة الاثر با سند خود از حضرت امام حسن مجتبی(ع) روایت می‌کند که در ضمن حدیثی فرمودند: آیا می‌دانید هر کدام از ما ائمه در گردن خود بیعتی از طاغوت زمان خود داشته است مگر قائمی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می‌خواند؟! و آیا می‌دانید که خداوند عزوجل ولادت او را پنهان کرده و خودش را نیز از نظرها غایب می‌گرداند تا در هنگام قیام و خروج بیعت کسی بر گردن او نباشد، وی نهمین فرد از اولاد برادرم حسین پسر سرور زنان عالم است. خداوند عمر او را در زمان غیبتش طولانی می‌کند و او را پس از آن با قدرت به ظهور می‌رساند...[۳۱]. و در حدیثی که صدوق آن را از دو طریق از حضرت علی(ع) نقل کرده است، آن حضرت فرموده‌اند: هنگامی که قائم ما قیام کند بیعت هیچ کس بر گردن او نیست. به همین دلیل ولادت او مخفی و خودش از دیدگان غایب است‌[۳۲].

و از حضرت امام سجاد(ع) نقل کرده است که فرمود: در قائم ما سنت‌هایی از پیامبران است... و اما سنتی که از ابراهیم به ارث برده است مخفی بودن تولد و دوری گزیدن از مردم است...[۳۳]. و از حضرت امام حسین(ع) روایت شده است که فرمود: در نهمین فرزند از نسل من سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران است و او قائم ما اهل بیت می‌باشد که خداوند امر او را در یک شب اصلاح می‌نماید[۳۴]. کلینی در کافی با سند خود از حضرت امام باقر(ع) روایت کرده است که‌ آن حضرت در حدیثی فرموده است: ببینید هر کدام از پیشوایان که ولادتش از دیدگان مردم پنهان ماند او صاحب شما است، همانا هیچ یک از ما اهل بیت نیست که انگشت نمای مردم شده شهرتش بر سر زبان‌ها بیفتد مگر اینکه از کینه و حسادت دشمنان از دنیا می‌رود[۳۵]. احادیثی که بر این معنی دلالت کنند بسیار زیادند و بسیاری از آنها نیز دارای سندهای صحیح و صراحت در دلالت بوده و قبل از وقوع تولد حضرت مهدی(ع) آشکارا از مخفی بودن آن تولد خبر داده‌اند و این خود دلالتی وجدانی و صریح بر صحت این روایات دارد حتی اگر سند بعضی از آنها ضعیف بوده یا ناشناسی در سلسله سند آنها پیدا شود؛ چراکه این روایات از چیزی خبر داده‌اند که هنوز واقع نشده بود و واقع شدن آن، صحت این روایات را تصدیق نموده است و صدور این روایات جز با مدد خداوند تبارک و تعالی که داننده همه غیب‌ها است امکان ندارد و این ثابت می‌کند که این روایات از سرچشمه‌های وحی و اخبار پیغمبر اکرم(ص) صادر گردیده است.[۳۶]

پنهان بودن تولد، علامت مهدی موعود(ع)‌

در این احادیث شریف، پنهان بودن ولادت آشکارا از علایم بارز تشخیص هویت مهدی موعود و قائم از فرزندان حضرت فاطمه است؛ همو که احادیث نبوی به آمدنش بشارت داده است و این خود از مهمترین اهداف این امر است؛ چراکه شناساندن یکی از علایم شناخت مهدی موعود به مسلمانان، باعث می‌شود تا آنان نادرستی ادعای کسانی را که مدعی مهدویت هستند کشف نمایند. چه اینکه تاریخ اسلام شاهد بسیاری از این مدعیان دروغین بوده، اما این نشانه بر هیچ کدام از آنان تطبیق نمی‌کرد؛ یعنی به‌ شهادت تاریخ، ولادت هیچ کدام از آنان در خفا و پنهانی نبوده است‌[۳۷]. خود احادیث شریفی که تا کنون ذکر کردیم علت پنهان بودن ولادت حضرت مهدی(ع) را بیان داشته‌اند و این همان دلیلی است که باعث شد تا ولادت پیامبر خدا حضرت موسی(ع) نیز مخفی و پنهانی صورت پذیرد یعنی حفاظت از حضرت موسی در حال نوزادی از ستم ستمگران و تلاش آنان برای کشتن او تا با این کار حجت خداوند تبارک و تعالی بر بندگان تمام شود و حضرت موسی نیز بتواند نقش الهی خود را در نجات دادن بنی اسرائیل از چنگال فرعون، حراست از دین توحید و رو در رویی با جبروت طاغوتی فرعون ایفا نماید. به همین ترتیب، حضرت مهدی(ع) نیز بتواند همه بشریت را نجات داده، ظلم و ستم را از سطح زمین برانداخته قسط و عدل را برپا داشته و اسلام را بر همه دین‌های آسمانی برتری بخشد. این مطلب امری نبود که از پیشوایان ستمگر زمان مخفی باشد، بلکه آنان از طریق روایاتی که در این زمینه وارد شده بود از این مطلب آگاهی داشتند. فرعون مصر از بشاراتی که در رابطه با منجی بنی اسرائیل که همان حضرت موسی(ع) باشد و از میان خود آنان بر خواهد خواست، اطلاع داشت. به همین جهت بود که تلاش کرد تا همه نوزادان پسر بنی اسرائیل را با هدف جلوگیری از ظهور حضرت موسی قتل عام نماید. حالِ بنی عباس نیز این چنین بود. آنان می‌دانستند که مهدی موعود از فرزندان حضرت فاطمه(س) و پیشوای دوازدهم از ائمه اهل بیت(ع) می‌باشد. احادیث نبوی که به این مطلب تصریح دارد در میان مسلمانان منتشر گشته و دانشمندان علم حدیث ده‌ها سال قبل از ولادت حضرت مهدی(ع) این روایات را در کتاب‌های خود نوشته بودند. بنی عباس همچنین می‌دانستند که حضرت امام حسن عسکری(ع) یازدهمین امام از پیشوایان عترت نبوی(ع) است لذا طبیعی است که می‌خواستند به نگرانی خود از ظهور مهدی موعود خاتمه داده و نسل حضرت امام حسن عسکری(ع) را قطع نمایند.

ناگفته پیدا است که حتی احتمال صحت این احادیث کافی بود تا انگیزه مناسب را برای کشتن آن حضرت به دست حاکمان عباسی بدهد در حالی که آنان نه احتمال، که به این مطلب یقین داشته و می‌دانستند که جز این سلسله از پیشوایان دوازده‌گانه، در میان مسلمانان سلسله‌ای که اوصاف ذکر شده در احادیث بر آنها صادق آید وجود ندارد. هم چنان که در بحث‌های گذشته نیز به صورت مفصل این مطلب را اثبات کرده‌ایم. در پرتو این حقیقت تاریخی امکان دارد که سر پدیده کوتاهی عمر سه امامِ نهم، دهم و یازدهم را که پدران حضرت مهدی(ع) هستند، بفهمیم. پدر بزرگوار حضرت مهدی(ع) یعنی امام حسن عسکری در سن ۲۸ سالگی‌[۳۸]، جد آن حضرت حضرت امام هادی(ع) در سن ۴۰ سالگی‌[۳۹]، و جد اعلای آن حضرت حضرت امام جواد(ع) در سن ۲۵ سالگی‌[۴۰]، دار فانی را وداع گفته‌اند و این پدیده سزاوار تحقیق و بررسی است و تنها همین مسأله، برای کشف اقدامات تند و سریع عباسیان برای منقطع کردن این نسل با هدف جلوگیری از ظهور مهدی موعود کفایت می‌کند[۴۱] حتی اگر تاریخ نیز اقدامات عباسیان را برای ترور و کشتار این پیشوایان ثبت نکرده باشد، چه رسد به اینکه بسیاری از این اقدامات در تاریخ ثبت شده است، حتی تاریخ نویسان این مطلب را ثبت کرده‌اند که عباسیان حضرت امام حسن عسکری(ع) را به زندان انداخته و بارها سعی در ترور آن حضرت داشته‌اند؛ کاری که با پدران بزرگوار آن حضرت(ع) نیز انجام داده‌اند[۴۲].

حضرت امام حسن عسکری(ع) این جنگ و دشمنی سوزان عباسیان نسبت به اهل بیت(ع) را در روایتی که شیخ راستگو فضل بن شاذان که معاصر آن حضرت نیز بوده، نقل کرده است، این گونه بیان داشته است: فضل بن شاذان گوید: عبدالله بن حسین سعد کاتب بر ما حدیث کرد و گفت: حضرت امام حسن عسکری(ع) فرموده‌اند: بنی امیه و بنی عباس به دو دلیل شمشیر در میان ما آل پیامبر گذاشتند: یکی از آن دو دلیل این که آنان می‌دانستند حقی در خلافت ندارند، و می‌ترسیدند ما ادعای خلافت کنیم و ناگهان حق به حقدار برسد. دومین دلیل اینکه آنان از اخبار متواتر، دانسته بودند که از بین رفتن حکومت جابران و ظالمان، به دست قائمی از ما اهل بیت به وقوع خواهد پیوست. آنان شک نداشتند که جزو گروه جابران و ستمگران هستند. به همین دلیل بود که سعی کردند اهل بیت رسول خدا(ص) را بکشند و به طمع اینکه نگذارند آن قائم(ع) به دنیا بیاید یا اگر به دنیا آمده کشته شود، نسل پیغمبر اکرم(ص) را قطع کنند. اما خداوند متعال نخواست تا امر آن قائم برای هیچ کدام از این خلفای ستمگر آشکار شود، بلکه اراده کرد تا نور خود را کامل کند، اگرچه کافران نپسندند[۴۳].[۴۴]

نقش حضرت امام عسکری(ع) در اعلام ولادت حضرت مهدی‌

حضرت امام حسن عسکری(ع) در چنین اوضاع هراسناک و سختی با مسئولیتی روبرو بود که در درجه بالایی از اهمیت و حساسیت قرار داشت؛ از یک سو بر آن حضرت بود که مسأله تولد حضرت مهدی(ع) را از دیدگان حکومت عباسی کاملًا پنهان کرده و نگذارد آنان به وجود، ولادت و مکان زندگی آن حضرت پی ببرده یا حتی شناختی اجمالی از وقوع چنین مسأله‌ای پیدا کنند؛ این کار به خاطر حفظ این فرزند از اعمال قتل عام گونه حکومت عباسی که در کمین این فرزند نیز بودند انجام می‌شد به همین خاطر است که در خبر ولادت حضرت امام زمان(ع) می‌بینیم، امام عسکری(ع) تا چه اندازه بر مخفیانه بودن این مسأله تأکید می‌نمایند و به هر کس از فامیل و شعیان خاص که از خبر این ولادت مطلع گشته دستورات شدید و اکید می‌دادند تا این خبر را کاملًا از دیگران پنهان دارند آن حضرت به عنوان مثال به احمد بن اسحاق فرمودند: برای ما فرزندی به دنیا آمده است این خبر باید در نزد تو پوشیده بماند و از همه مردم کتمان گردد[۴۵].

اما از جهت دیگر، در کنار این پنهان کاری و پرده پوشی و در آن اوضاع هراس‌انگیز و تفتیش‌های غافلگیرانه و پیوسته حکومت عباسی، بر آن حضرت بود که خبر ولادت حضرت مهدی(ع) را در نزد شیعیان به گونه‌ای اثبات نماید که پس از وفات آن حضرت‌هیچگونه شکی در وجود و امامت آن حضرت برای شیعیان باقی نماند. پس لازم بود آن حضرت شاهدانی بر این مطلب پیدا کند و آنها را از این امر مطلع گرداند تا بعدها شهادت خود را برای دیگران نقل کرده و تاریخ نیز این شهادت‌ها را برای نسل‌های آینده ثبت نماید. لذا آن حضرت تعدادی از شیعیان خاص خود را از امر ولادت حضرت مهدی(ع) مطلع نمود[۴۶] و پس از گذشت سه روز از ولادت، آن حضرت نوزاد را به آنان نشان داد[۴۷]، همچنین، پس از گذشت چند سال از ولادتِ آن حضرت، در حالی که حضرت مهدی(ع) پسر بچه کوچکی بودند او را به چهل تن از بزرگان و اصحاب خالص خود نشان داده و به آنها اعلام کرد که پس از او این پسر امام خواهد بود[۴۸] آن حضرت همچنین گاه گاه حضرت مهدی(ع) را به تنهایی به بعضی از اصحاب خود نشان می‌داد و حضرت مهدی نیز برای آنها کرامت‌هایی به ظهور می‌رساند و آنها را در باره امامت خود به یقین می‌رساند[۴۹]. حضرت امام حسن عسکری(ع) با توجه به لزوم حفاظت شدید از زندگی این فرزند مقدس از جنایت و نسل کشی حکومت عباسی، اقدامات‌ دیگری نیز با هدف ثبت ولادت جانشین خود در تاریخ به انجام رسانده است به گونه‌ای که طبق نقل شیخ مفید ولادت حضرت مهدی(ع) در تاریخ به قوی‌ترین شکلی که ممکن است ولادت انسانی در تاریخ به ثبت برسد، به اثبات رسیده است‌[۵۰].

جنبه دیگری که حضرت امام حسن عسکری(ع) با آن روبرو بود، مسئولیت آماده کردن مردم برای غیبت فرزندش مهدی و عادت دادن مؤمنان به برخورد غیر مستقیم با امام غایب بود، آن حضرت این امور را از طریق اقدامات و برنامه‌هایی زنجیره وار، به انجام می‌رساندند؛ اقداماتی چون: خبر دادن به مردم از غیبت قریب الوقوع حضرت مهدی(ع) و دستور دادن به مردم برای مراجعه به عثمان بن سعید که نماینده عام آن حضرت بوده است. حضرت امام حسن عسکری(ع) پس از اینکه حضرت امام مهدی(ع) را در حال کودکی به گروهی از اصحاب خود نشان داد به آنها فرمود: «هذا إمامكم من بعدي وخليفتي عليكم، أطيعوه ولا تتفرقوا من بعدي فتهلكوا في أديانكم، ألا وأنكم لا ترونه من بعد يومكم هذا حتي يتم له عمر، فاقبلوا من عثمان ما يقوله وانتهوا الي‌ أمره واقبلوا قوله فهو خليفة إمامكم والأمر إليه»؛ پس از من این امام شما و جانشین من بر شما است از او پیروی کنید و پس از من به تفرقه و تشتت نگرایید که دینتان نابود خواهد گردید. آگاه باشید که شما از امروز به بعد تا آن هنگام که مدت زمان معینی بر او بگذرد، وی را نخواهید دید پس آن چه را که عثمان می‌گوید بپذیرید و به دستورات او گردن نهاده، کلامش را قبول کنید که او جانشین امام شما است و کار امامت به دست او است‌[۵۱]. از دیگر اقدامات حضرت امام حسن عسکری(ع) در این عرصه، تأکید آن حضرت بر به کار گرفتن روش عزلت گزینی و دوری کردن از مردم و برخورد غیر مستقیم با مؤمنان است تا آنها را برای مرحله غیبت آماده سازد. آن حضرت جز در اوقاتی که برای رفتن به دارالخلافه سوار می‌شد، حتی با شیعیان خاص خود نیز از پشت پرده سخن می‌گفت و این کار از جانب آن حضرت و پیشتر از وی، پدر بزرگوارش حضرت امام هادی(ع)، مقدمه‌ای برای غیبت حضرت صاحب الزمان(ع) به شمار می‌رود تا شیعه با این امر انس گرفته، غیبت آن حضرت برای آنها چیز عجیبی نبوده و پرده پوشی و استتار امام از شیعیان به صورت امری عادی در آید[۵۲]، از دیگر اقداماتی که در همین راستا به انجام رسید تثبیت سیستم وکیلان امام و تأیید نمودن کتاب‌های حدیثی بود که اصحاب ائمه روایات خود از ائمه و پیامبر اکرم(ص) را در آن جمع‌آوری نموده بودند[۵۳] تا مؤمنان در زمان غیبت به چنین کتاب‌هایی مراجعه کنند[۵۴].[۵۵]

پرسش مستقیم

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

  1. «فِی‏ الْقَائِمِ‏ مِنَّا سُنَنٌ‏ مِنْ‏ سُنَنِ‏ الْأَنْبِیَاءِ (ع)... وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِیمَ... ِ وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِیمَ فَخَفَاءُ الْوِلَادَةِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ... ‏‏‏»، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۵۶۷
  2. «صَاحِبُ‏ هَذَا الْأَمْرِ تَعْمَی‏ وِلَادَتُهُ‏ عَلَی‏ هَذَا الْخَلْقِ‏ لِئَلَّا یَکُونَ‏ لِأَحَدٍ فِی‏ عُنُقِهِ‏ بَیْعَةٌ إِذَا خَرَجَ‏»، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۴۷۹، ح ۱.
  3. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۲؛ مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۸۴-۱۸۶.
  4. اثبات الوصیه، ص۲۵۷-۲۵۹؛ کمال‌الدین، ج۲، باب ۴۲، ص۱۴۳-۱۶۱؛ الارشاد، ج۲، باب آخر؛ تنزیه الانبیاء، ص۱۸۰؛ الغیبه، ص۲۳۹.
  5. الکافی، ج۱، ص۵۱۴.
  6. طباطبایی، سید محمد حسین، شیعه در اسلام، ص۱۴۸.
  7. ر.ک: صافی گلپایگانی، لطف اللّه، منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، ص ۳۵۳؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۱، ص۱۸۳، ۱۸۴ و فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۶۹، ۴۷۰.
  8. «هَذَا صَاحِبُکُمْ مِنْ بَعْدِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ وَ هُوَ الْقَائِمُ الَّذِی تَمْتَدُّ إِلَیْهِ الْأَعْنَاقُ بِالانْتِظَارِ»؛ کمال الدین، ص ۴۳۱ – ۴۳۴.
  9. کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، باب ۴۲، ح ۱؛ کتاب الغیبة طوسی، ص ۲۳۸؛ کشف الغمة، ج ۲، ص ۴۴۹.
  10. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۴؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۵۹۵؛ مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۸۷.
  11. «مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ يَقَعُ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمَ الَّذِي يُصَلِّي خَلْفَهُ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْنِ...»؛ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۷۹.
  12. «... سَيَرْزُقُنِي اللَّهُ وَلَداً بِكَرَمِهِ وَ لُطْفِهِ»؛ بحارالأنوار، ج۵۰، ص۳۱۳.
  13. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُخْرِجْنِي مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى أَرَانِي الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِي أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) خَلْقاً وَ خُلْقاً...»؛ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۱۶۱.
  14. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۸۴-۱۸۶.
  15. سیّد ثامر هاشم العمیدی، مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، ص ۱۸۶، به نقل از: الکامل فی التاریخ، ج ۷، ص ۲۷۴ در پایان حوادث سال ۲۶۰ ق
  16. البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص۹۷.
  17. تذکرة الخواص، ص۳۲۵-۳۲۶.
  18. مطالب السؤول، ج ۲، ص ۷۹، باب ۱۲
  19. ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة، ص ۲۸۷
  20. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۱۰۰ ـ ۱۰۲؛ مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۹۰-۱۹۳.
  21. شیخ صدوق، ثواب الاعمال: ۱۰۱، شیخ طوسی، مصباح المتحجد: ۷۶۲، سید بن الطاووس، اقبال‌الاعمال: ۷۱۸.
  22. ر.ک: مسند احمد بن حنبل ۲، ۱۷۶، سنن ابن ماجه، ۴۴۵- ۱، ۴۴۴، فیض القدیر ۴، ۴۵۹، سنن ترمزی ۳، ۱۱۶، کنزالعمال ۳، ۴۶۶ و بسیاری از کتب دیگر.
  23. برای دست‌یابی به این روایات می‌توان به کتاب النجم الثاقب تألیف میرزای نوری ۲، ۱۴۶ به بعد مراجعه نمود همچنین ر.ک: کافی ۱، ۳۲۹، کمال الدین، ۴۳۰.
  24. منظور ما از تقویم تطبیقی تقویمی است که میان روزهای تقویم سال شمسی و روزهای تقویم سال قمری تطبیق ایجاد می‌نماید البته تقویم‌های بسیاری از این دست به صورت کتاب یا برنامه‌های رایانه‌ای به وجود آمده است که به صورت دقیق می‌تواند هر روز از روزهای سال هجری قمری را با تقویم هجری شمسی و یا تقویم شمسی میلادی مطابقت نماید ما در تحقیق خود به تقومی تطبیقی که از دانشگاه تهران منتشر گردیده و از اولین روز سال یکم هجرت پیامبر اکرم(ص) تا آخرین روز قرن پانزدهم هجری را شامل می‌گردد استفاده کرده‌ایم.
  25. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۱۴۵.
  26. برای دست‌یابی به تفصیل اقوال و آرای دانشمندان اسلام در این زمینه، می‌توان به آماری که سید ثامر عمیدی در کتاب خود دفاع از کافی ۱، ۳۵۲- ۵۹۲ آورده است مراجعه نمود.
  27. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۱۴۷.
  28. ر.ک: روایاتی که سید بهرامی در کتاب خود «تبصرة الولی» در رابطه با قضیه ولادت آن حضرت از منابع معتبر جمع‌آوری نموده است: صفحه ۶ به بعد، همچنین تلخیص میرزای نوری در کتاب نجم الثاقب ۲، ۱۵۳ به بعد، غیبت شیخ طوسی فصلی که مخصوص به اثبات ولادت صاحب الزمان(ع) می‌باشد صفحه ۷۴ به بعد.
  29. شیخ طوسی، غیبت، ۱۴۴.
  30. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۱۴۸.
  31. کمال الدین، ۳۱۵، کفایة الاثر، ۳۱۷.
  32. کمال الدین، ۳۰۳.
  33. کمال الدین، ۳۲۱- ۳۲۲.
  34. کمال الدین، ۳۱۶.
  35. کافی ۱، ۲۷۶.
  36. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۱۴۹.
  37. دکتر محمد مهدی خان بنیان‌گذار مجله حکمت در قاهره در کتاب خود باب الابواب که قسمتی از آن به تحقیق درباره حرکات مدعیان مهدویت اختصاص یافته، شرح حال این مدعیان دروغین را ذکر نموده است.
  38. ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ۲۸۸.
  39. مسعودی، مروج الذهب ۴، ۱۶۹.
  40. ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ۲۷۶.
  41. دامنه این تلاش‌ها حتی به داخل خانه حضرت امام حسن عسکری(ع) رسید. دولت عباسی جاسوس‌های زن را برای مراقبت از آنچه داخل خانه امام(ع) می‌گذرد، کاشته بود تا اگر امام مهدی(ع) به دنیا آمد او را به قتل برسانند و این تلاش‌ها تا آنجا استمرار یافته بود که نمی‌خواستند حتی حضرت امام مهدی(ع) به دنیا بیاید. از همین جا است که می‌بینیم، حضرت امام حسن عسکری(ع) به صورت رسمی، متعارف و متداول آن زمان ازدواج نکرد.
  42. ر.ک: شیخ طبسی، حیات الامام العسکری(ع)، ۴۲۴- ۴۲۱.
  43. شیخ حر عاملی ۳، ۵۷۰، شیخ لطف الله صافی، منتخب الاثر، ۳۵۹، ب ۳۴، ح ۴ به نقل از: خاتون‌آبادی، کشف الحق و در ادامه آن هم، اخباری که با مضمون روایاتی که ذکر کردیم باشد کم نیست.
  44. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۱۵۱.
  45. کمال الدین، ۴۳۴.
  46. کمال الدین، ۴۳۱، ر.ک: محمد بن فیض کاشانی، معادن الحکمة فی مکاتیب الائمة ۲، ۲۷۵.
  47. کمال الدین، ۴۳۱.
  48. شیخ طوسی، غیبت، ۲۱۷، شیخ حر عاملی، اثبات الهداة، ۴۱۵، حافظ سلیمان حنفی، ینابیع‌المودة، ۴۶۰.
  49. برای دست‌یابی به این ماجراها می‌توان به کتاب تبصرة الولی تألیف سید بحرانی و فصل‌هایی از کتاب‌های غیبت که به شرح کسانی که در زمان حیات امام حسن عسکری(ع) به حضور حضرت مهدی شرفیات شدند مراجعه نمود.
  50. الفصول العشرة فی الغیبة که در ضمن کتاب عدة رسائل شیخ مفید چاپ شده است، ۳۵۳.
  51. غیبت طوسی، ۲۱۷.
  52. مسعودی، اثبات الوصیه، ۲۶۲.
  53. ر.ک: رجال کشی، ۴۸۱، ۴۵۱، رجال ابن داود، ۲۷۲- ۲۷۳، وسائل الشیعة ۱۸، ۷۲، سید ابن طاووس، فلاح السائل، ۱۸۳ و....
  54. برای آگاهی از نقش حضرت امام حسن عسکری(ع) در این عرصه، می‌توان به کتاب تاریخ الغیبة الصغری تألیف شهید سید محمد صدر، ۲۶۹ به بعد، همچنین کتاب حیاة الامام العسکری(ع) تألیف شیخ طبسی، ۳۱۳- ۳۲۶ مراجعه نمود.
  55. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۱۵۷.