بحث:القاب حضرت فاطمه در تاریخ اسلامی

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

وجه نامگذاری حضرت فاطمه به القاب مختلف

طبق روایت امام صادق (ع)، ریحانه نبی (ص) فاطمه (س) در بارگاه خداوند دارای نُه نام مقدس است؛ فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، رضیه، مرضیه، محدثه، و زهرا. «وَ رُوِيَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: لِفَاطِمَةَ تِسْعَةُ أَسْمَاءٍ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَاطِمَةُ وَ الصِّدِّيقَةُ وَ الْمُبَارَكَةُ وَ الطَّاهِرَةُ وَ الزَّكِيَّةُ وَ الرَّضِيَّةُ وَ الْمَرْضِيَّةُ وَ الْمُحَدَّثَةُ وَ الزَّهْرَاءُ»[۱].

هرکدام از این نام‌ها نشانگر بُعدی از ابعاد شخصیت گرانقدر و الهام‌بخش است که به چند نمونه اشاره می‌کنیم:

  1. علت نام‌گذاری فاطمه: امام صادق (ع) فرمود: «سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ مِنَ الشَّرِّ»[۲] فاطمه نامیده شده چون از هر گونه شر و بدی بریده شده است. امام صادق (ع) از طریق پدران گرامیش نقل کردند که: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَا فَاطِمَةُ أَ تَدْرِينَ لِمَ سُمِّيتِ فَاطِمَةَ قَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَتْ قَالَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِيَ وَ شِيعَتُهَا مِنَ النَّارِ»؛ رسول خدا به فاطمه فرمود: آیا می‌دانی چرا فاطمه نامیده شده‌ای؟ على (ع) پرسید: یا رسول الله! علت این نام‌گذاری چیست؟ فرمود: زیرا فاطمه و پیروانش از آتش بازداشته شده‌اند[۳].
  2. علت نام‌گذاری زهرا: در علت نام‌گذاری آن حضرت به زهرا، از امام باقر (ع) سوال شد فرمودند: چون خداوند او را از نور عظمتش آفرید. پس نور فاطمه تابید، آسمان‌ها و زمین به واسطه نور او روشن شد و دیدگان ملائک را فرا گرفت. ملائکه برای خداوند متعال به سجده افتادند و پرسیدند ای خدای ما و ای سرور ما این چه نوری است؟ خداوند فرمود: این نوری از نور من است که آن را در آسمانم اسکان دادم و از عظمتم آفریدم و آن را از صلب بافضیلت‌ترین انبیایم خارج میکنم و از آن نور، امامانی را می‌آفرینم که به امر من می‌ایستند و مردم را به سوی حق من هدایت می‌کنند و آنان را پس از انقطاع وحی، خلیفه خود بر روی زمین قرار می‌دهم.
  3. علت نام‌گذاری صدیقه: از نام‌های مبارک ایشان صدّیقه است؛ یعنی کسی که جداً با صدق و راستی همراه است؛ چراکه وی پدر بزرگوارش را تصدیق نمود و در گفتارش با صداقت و راستی بود و بسیار صادقانه رفتار می‌کرد و به راستی که نام صدّیقه برازنده وی بود. از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: «وَ هِيَ الصِّدِّيقَةُ الْكُبْرَى وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَى»؛ او صدیقه کبری است و روزگاران بر محور شناخت شخصیت فاطمه در گردش بوده است[۴].
  4. علت نام‌گذاری مبارکه: نام دیگرش به اعتبار خیرها و برکت‌های فراوان که از سوی او پدید می‌آید، مبارکه است. قرآن کریم بدین جهت که نسل پیامبر گرامی (ص) تنها از وجود مقدس زهرا (س) استمرار یافته، از وی به کوثر یاد کرده است. او، مام پیشوایان معصوم و مادر دودمان پاک رسول خدا (ص) به شمار می‌آید. وی از رسالت پیامبر گرامی (ص) دفاع نمود و دشواری‌هایی را که در مسیر پایداری و ایستادگی در برابر ستم‌پیشگان و منحرفان از خط رسالت دید، به جان خرید. دودمان فراوان، همان خیرها یا مهمترین مصادیق برکت‌های فراوان است که خداوند به رسول گرامی عطا نمود و در سوره کوثر بدان تصریح کرده است.
  5. علت نام‌گذاری طاهره: قرآن کریم در آیه کریمه تطهیر به طهارت و پاکیزگی خاندان عصمت و طهارت که فاطمه زهرا محور آن است گواهی داده است و حضرت زهرا (س) به دلیل پیراستگی از هر گونه پلیدی و آلودگی، «طاهره» لقب یافت. به فرمایش امام باقر (ع) فاطمه هیچ‌گاه خون حیض و نفاس ندید[۵].
  6. علت نام‌گذاری راضیه و مرضیه: فاطمه (س) به تلخی‌ها و دشواری‌ها و مصیبت‌هایی که خداوند در دنیا برایش مقدر ساخته بود، رضایت کامل داشت و خداوند نیز از او راضی بود. قرآن کریم در سوره دهر خبر می‌دهد که خداوند از عملکرد وی رضایت یافت و او را از بیم بزرگ روز قیامت مصونیت بخشید. فاطمه زهرا (س) با دو لقب راضیه و مرضیه از مصادیق آیه شریف ﴿رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ[۶] است. او محدّثه بود؛ زیرا فرشتگان با او سخن می‌گفتند، همان‌گونه که با مریم دخت عمران و مادر موسی و ساره همسر ابراهیم (ع) که او را به تولّد اسحاق و سپس یعقوب مژده دادند، گفتگو می‌کردند.
  7. علت نام‌گذاری محدثه: از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: فاطمه را بدان جهت محدثه نامیدند که فرشتگان از آسمان فرود می‌آمدند و با او گفتگو می‌کردند و به او می‌گفتند: «يَا فَاطِمَةُ ﴿إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ[۷]، يَا فَاطِمَةُ ﴿اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ...[۸]»؛ ای فاطمه همانا خداوند تو را برگزیده و پاکیزه گردانیده و بر زنان عالم برتری داده، ای فاطمه در پیشگاه خداوند فروتنی کن و سجده به جا آور و با رکوع کنندگان رکوع کن...[۹].
  8. علت نام‌گذاری حوراء: از ابن‌عباس روایت شده که پیامبر خدا (ص) فرمود: «دخترم فاطمه حوریه‌ای در چهره آدمیان است. او هیچ‌گاه خون ندید و مردی با او تماس نگرفت. خداوند بدین سبب او را فاطمه نامید که او و دوستدارانش را از آتش دوزخ رهایی بخشید»[۱۰]. نیز از ایشان روایت شده است: «إِنَّ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ كُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَى الْجَنَّةِ قَبَّلْتُهَا»؛ فاطمه حوریه‌ای در چهره انسان است. هرگاه مشتاق بهشت می‌شوم، او را می‌بوسم[۱۱].
  9. علت نام‌گذاری بتول: در مورد علت نام‌گذاری ایشان به بتول، از علی (ع) روایت شده که فرمود: از پیامبر سوال شد که معنای بتول چیست؟ زیرا ما از شما شنیدیم که می‌گفتید مریم و فاطمه بتول هستند. پیامبر فرمود: بتول زنی است که هرگ عادت ماهیانه نمی‌شود. همانا حیض در دختران انبیاء مکروه است. همچنین در علت انتخاب لقب بتول برای آن حضرت از امام جواد (ع) روایت شده است که: «سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ (س) بِالْبَتُول‌: لِانْقِطَاعِهَا إِلَى اللَّهِ تَعَالَی»: به این علت فاطمه را بتول نامیدند که از زرق و برق دنیا گسسته بود و به عبادت خداوند پیوسته بود[۱۲].
  10. علت انتخاب کنیه ام ابیها: پیامبر گرامی (ص) به پاس ارج و مقام زهرا (س) او را «أم أبیها» یعنی «مادر پدر» کنیه داد؛ زیرا هیچ کس چون زهرا (س) از محبت ایشان بهره نداشت و از چنان جایگاه برجسته‌ای برخوردار نبود. پیامبر گرامی (ص) به سان فرزندی با مادر خود، با زهرا (س) رفتار می‌کرد. فاطمه (س) نیز همانند مادری با فرزند خویش با پدر بزرگوارش هم‌گرایی داشت. همواره پدر را در آغوش می‌گرفت و زخم‌های بدن مبارکش را مرهم می‌نهاد و از درد و رنج او می‌کاست.
  11. علت انتخاب کنیه ام‌الائمه: وی از کنیه ام‌الائمه نیز برخوردار بود؛ زیرا رسول خدا (ص) خبر داده بود که پیشوایان معصوم (ع) از فرزندان زهرا هستند و حضرت مهدی (ع) از نسل آن بزرگ بانو پدید خواهد آمد[۱۳]و با آنان حجة‌الوداع انجام داد و احکام و مناسک حج را به آنان آموخت. در بازگشت، کاروان حاجیان در غدیرخم توقف کرد و پیامبر گرامی (ص) بر فراز منبری از جهاز شتران قرار گرفت و پس از بیان مقدماتی با صدای بلند اعلان کرد: «آن کس که من مولا و صاحب اختیار او بودم، اینک علی، مولا و صاحب اختیار او است. خدایا! دوستدارانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن شمار». بدین ترتیب، على (ع) را به جانشینی پس از خود منصوب کرد و سپس به مسلمانان فرمان داد تا با علی (ع) بیعت کنند و به عنوان امیرمؤمنان به او ادای احترام نمایند. مسلمانان چنین کردند و پس از انجام این بیعت، راهی شهر و دیار خود شدند و رسول خدا (ص) به مدینه بازگشت[۱۴].

مقدمه

«الزَّهْرَاء» هم از القاب مشهور است. زَهْرَاء، جمع آن زُهْر به معنی روشن؛ آنکه چهره درخشان دارد؛ آنکه رنگ پاک و سفید دارد؛ ماه درخشان. علت مُلقب شدن حضرت به زهرا (س) به واسطه نورانیت اوست. ابوهاشم عسکری گوید: از امام حسن عسکری (ع) پرسیدم: چرا فاطمه (س) را زهرا نامیدند؟ فرمود: زیرا چهره او برای امیرالمؤمنین در اول روز مانند آفتاب روشن و به هنگام زوال مانند ماه درخشان و به هنگام غروبآفتاب مانند ستاره می‌درخشید[۱۵].

حسن بن یزید هم گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم چرا به فاطمه (س)، زهرا می‌گویند؟ فرمود: برای اینکه فاطمه (س) در بهشت دارای گنبدی از یاقوت سرخ است که ارتفاع آن در هوا - به اندازه پیمودن یک سال است و به قدرت خدا معلق است و از بالا هم به جایی آویزان نیست که او را نگاه دارد و نیز به ستونی استوار نیست و دارای صد هزار در است و بر هر دری هزار فرشته ایستاده است؛ بهشتیان او را می‌بینند چنان که زمینیان ستاره تابانی را در افق آسمان می‌بینند و می‌گویند این قبه[۱۶] زاهرائیه فاطمیه است[۱۷]. همچنین این سؤال را از امام ششم پرسیدند؛ فرمودند: هر وقت در محراب عبادت می‌ایستاد نور روی او برای آسمانیان روشنایی می‌داد؛ چنان‌که نور ستاره‌ها برای زمینیان[۱۸]. همچنین از ابن عباس، از سلمان روایتی است که در بخش آخر آن آمده: خداوند نور فاطمه زهرا (س) را آفرید و در قندیلی قرار داد و آن را در گوشواره عرش آویخت. پس آسمان‌های هفتگانه و زمین‌ها، همگی روشن و نورانی شدند و از این جهت او را زهرا نامیدند و فرشتگان خداوند را تسبیح می‌کردند؛ آن‌گاه حق تعالی فرمود به عزت و جلال خودم من تسبیح و تقدیس شما را تا روز قیامت از برای دوستان این زن و دوستان پدر و شوهر و فرزندانش قرار دادم[۱۹].[۲۰]

القاب

فاطمه(س) دارای القاب بیشماری است: زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، مرضیه، معصومه، بتول، کوثر، حصان، حوراء انسیه، محدثه، حانیه، عذراء، مبارکه و لقب‌های دیگر. در این میان لقب زهرا از شهرت بیشتری برخوردار است و گاه با نام او همراه می‌آید، فاطمة الزهراء.

زهرا در لغت به معنی درخشنده و روشن است. این لقب از هر جهت برازنده فاطمه است. از آن روزی که خود را شناخت و وظیفه خود را تعهد کرد، تا امروز و برای همیشه چون گوهری بر تارک تربیت اسلامی می‌درخشد[۲۱].

پیامبر اکرم(ص) درباره آن حضرت فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ لِأَنَّهَا كَانَتْ إِذَا قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا زَهَرَ نُورُهَا لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا يَزْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ»[۲۲] دخترم فاطمه پاره تن و نور چشم و میوه دل و روح من است، او حوریه‌ای است به صورت انسان، آن هنگام که در محراب عبادت در برابر خدا می‌ایستاد، نور وی برای ملائکه و فرشتگان آسمان می‌درخشید، همان‌گونه که نور ستارگان برای اهل زمین درخشندگی دارد.

شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از جابر جعفی روایت می‌کند که گفت: به امام صادق(ع) گفتم: چرا حضرت فاطمه(س)، زهرا نامیده می‌شود؟ امام فرمود: «لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِهَا وَ غَشِيَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِكَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِينَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا مَا لِهَذَا النُّورِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي وَ أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِي فِي أَرْضِي بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْيِي»[۲۳] زیرا خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفرید، هنگامی که نورش درخشیدن گرفت آسمان‌ها و زمین به نور او روشن شدند و چشمان ملائکه خیره ماند، پس سجده نموده و از خدای سبحان پرسیدند: خدایا! این چه نوری است؟ خداوند فرمود: این شعبه‌ای از نور من است که آن را آفریده‌ام و از صلب یکی از پیامبرانم که او را بر سایر پیامبران برتری داده‌ام، خارج می‌نمایم و از این نور رهبران و امامانی به وجود می‌آیند که پس از انقطاع وحی، مردم را به سوی حق هدایت می‌نمایند.

ابوهاشم جعفری گوید: از امام حسن عسکری(ع) پرسیدم: چرا حضرت فاطمه(س) را زهرا نامیدند؟ فرمود: «كَانَ وَجْهُهَا يَزْهَرُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ وَ عِنْدَ الزَّوَالَ كَالْقَمَرِ الْمُنِيرِ وَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ كَالْكَوْكَبِ الدُّرِّيِّ» زیرا چهره او برای امیرالمؤمنین(ع) در اول روز مانند آفتاب روشن و به هنگام زوال مانند ماه درخشان و به هنگام غروب آفتاب مانند ستاره می‌درخشید[۲۴].

فاطمه(س)، صدیقه است. صدیقه، مبالغه در راستگویی است، یعنی بسیار راستگو و همیشه مداوم راستگویی و تصدیق هر آنچه که حق و ثابت است. او عادتی در گفتار جز راستگویی ندارد و ملازم با شکرگزاری و شرافت همیشگی است؛ اما صدیقه فقط به معنای راستگویی نیست، بلکه به کسی گفته می‌شود که بتواند صحنه و صفحه دلش را به گونه‌ای آماده کند که مخاطب حضرت دوست باشد[۲۵].

و امام کاظم(ع) فرمود: همانا فاطمه(س)، صدیقه و شهیده است[۲۶]. و فرمود: «وَ هِيَ الصِّدِّيقَةُ الْكُبْرَى وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَى»[۲۷] و او صدیقه کبری است.

پیشینیان نیز با او آشنا بوده‌اند. او طاهره است پاک و منزه، یعنی ذاتاً پاک و پاکیزه است و کسی نمی‌تواند او را لمس کند، مگر اینکه ذات او پاک و پاکیزه باشد[۲۸].

امام محمد باقر(ع) فرمود: «إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ الطَّاهِرَةَ لِطَهَارَتِهَا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ وَ طَهَارَتِهَا مِنْ كُلِّ رَفَثٍ وَ مَا رَأَتْ قَطُّ يَوْماً حُمْرَةً وَ لَا نِفَاساً»[۲۹] فاطمه را طاهره نامیدند؛ زیرا از هر آلودگی و قبح و زشتی پاک بود و فاطمه هرگز خون حیض و نفاس مشاهده نکرد.

آیه تطهیر نیز در وصف پاکی اهل‌بیت(ع) از جمله فاطمه(س) نازل شده است، که: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۳۰].

او راضیه است، یعنی به مقام رضا رسیده و راضی به رضای پروردگار است. یکی از معانی راضیه، قانعه است یعنی قناعت‌کننده به خدا از غیر او، چنانچه در مجمع البحرین آمده: رضیت بالله رباً قنعت به و لم اطلب معه غیره یعنی قناعت به خداوند کرده‌ام و غیر او را نمی‌طلبم.

فاطمه(س) به آنچه برایش مقدر شده بود از تلخی‌های دنیا، رنج و زحمت، مصایب و دشواری‌های آن، راضی و خشنود به رضای حضرت حق بود.

او مرضیه است، یعنی کسی که مورد رضای خداوند قرار گرفته و رضایت او رضایت خداست و حضرت حق از او راضی است، همچنان‌که غضب او، غضب خداوند است. تمام کارهایش در نزد خداوند و رسول خدا(ص) پسندیده است، بنابراین آیات شریفه: ﴿وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا[۳۱]، ﴿رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ[۳۲] و ﴿ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً[۳۳] در شأن او نازل شده و از شخصیت والای او سخن گفته است. او معصومه است، یعنی آراسته به مقام والای عصمت است. عصمت در لغت به معنی منع بوده و ملکه عصمت صاحب عصمت را از هرگونه امر ناپسند و ناروا حافظ و مانع و رادع است، حتی صاحب آن نیت گناه هم نمی‌کند؛ غفلت و سهو و نسیان در او راه ندارد، همان‌طور که در قرآن کریم خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: ﴿سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى[۳۴] حقیقت عصمت آن قوه نوری ملکوتیه است. صاحب عصمت از کودکی و آغاز زندگی همه اقوال و آثار و افعال و احوالش حکم حکیم است.

او بتول است، یعنی کسی که از دنیا منقطع شده و به خدا پیوسته است و پیوند خود را با جهان دیگر استوار کرده باشد و این صفت بدان جهت به فاطمه(س) داده شد که در فضل، دین و حسب از زنان زمانه خود و زنان امت منفرد بود و همتا نداشت. بنابراین چون آن حضرت قاطع علایق دنیا بود او را بتول نامیدند[۳۵].

او کوثر است. کوثر به معنای خیر کثیر است، همچنین به کثیرالنسل هم گفته می‌شود، کما اینکه نسل فاطمه(س) در جهان معادل ندارد. به حوضی در بهشت نیز کوثر گفته می‌شود. نام سوره‌ای در قرآن نیز کوثر است که مربوط به فاطمه(س) است.

خداوند می‌فرماید: ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ[۳۶] ما به تو کوثر دادیم، یعنی خیر بسیار که همانا وجود مقدس فاطمه(س) بود. از این‌رو، نسل پیامبر اکرم(ص) از دخترش فاطمه(س) می‌باشد و در این نسل تا روز قیامت برکت قرار داده است.

او حصان است. حصان به زن عفیف و پاکدامن و پارسای شوهردار گفته می‌شود. به معنای درّ و گوهر هم آمده، به معنای پوششی که روی مروارید را می‌پوشاند و حفظش می‌کند، هم می‌باشد. حال فاطمه، حصان است یعنی درّ و گوهر وجود فاطمه(س) در هاله‌ای از عفاف و پارسایی و پرهیزگاری پوشانده شده است.

او حوراء انسیه است. حوراء اشاره به بُعد معنوی و انسیه اشاره به جنبه انسانی آن حضرت دارد. یعنی مقام معنوی فاطمه در حدّ کمال در قالب جسمانی کامل قرار گرفته است.

رسول الله(ص) فرمود: «إِنَّ فَاطِمَةَ خُلِقَتْ حُورِيَّةً فِي صُورَةِ إِنْسِيَّةٍ»[۳۷] فاطمه حوریه‌ای است که در قالب انسان خلق شده است و فرمود: «ابْنَتِي فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ آدَمَيَّةٌ لَمْ تَحِضْ وَ لَمْ تَطْمُثْ»[۳۸] دخترم فاطمه حوری این جهان از نسل آدم است. او همیشه پاک و پاکیزه است.

او محدثه است. «أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ»[۳۹] محدثه به صاحب فراست در نقل حدیث گفته می‌شود و فاطمه(س) صاحب این فراست بود. همچنین به کسی که ملائکه با او سخن می‌گویند و به نوعی محل فرود و مراتبی از وحی قرار گرفته و مکاشفاتی دارد، نیز محدثه گفته می‌شود. جبرئیل بعد از رحلت رسول الله(ص) به خدمتش رسید و صحیفه فاطمیه را به او وحی داد. در این مصحف که هم‌اکنون در دستان مبارک حضرت مهدی(ع) قرار دارد، احکام شرعیه و حلال و حرام وجود ندارد، ولی علوم مربوط به آینده در آن ثبت است. همچنین راجع به اولاد فاطمه(س) می‌باشد[۴۰].

او حانیه است. حانیه به معنی مشفق و مهربان است[۴۱]. عشق و علاقه فاطمه(س) به فرزندانش و تربیت و پرورش آنان نمونه و الگو می‌باشد.

او عذراء است. عذراء به معنی بکر و دست‌نخورده است. چه چیز فاطمه بکر باقی ماند؟ اصل انسانیت و فطرت پاک او، همان جلوه‌ای که در قالب انسانی نمود پیدا کرد، کاملاً حفظ شد. هیچ‌گونه آلایش و پیرایشی بر صحنه و صفحه دلش نقش نبست. دل او جای حضرت دوست بود.

او مبارکه است. برکت وجود فاطمه(س) و خاندانش تا قیامت پابرجاست. کلمه «برکه» گوید به معنای رشد و زیادتی است. از زجاج نقل شده است که «مبارک» آن چیزی است که از سوی او خیر بسیار به وجود آید[۴۲].

مبارکه مشتق از برکت است یعنی نفع زیاد و آن حضرت مبارکه نامیده و بدان مدح شده زیرا چنان نفعی به انسان می‌رساند که هر که او را دستاویز خود قرار دهد و دست توسل به دامن او زند و راه او را ادامه دهد، در دنیا و آخرت رستگار خواهد شد و نفع بسیار خواهد برد و خیر کثیر شامل حال او می‌شود.

او زکیه است یعنی پاکیزه از هرگونه پلیدی ظاهری و باطنی. گفته شده است: زکی عمله أی طهر عمله و وقره یعنی عمل وقار و سنگینی او پاک و پاکیزه شد و قول خداوند تعالی که ﴿أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً[۴۳] به معنای پاکیزه از محبت دنیا و شرک و کلیه اخلاق ذمیمه آمده است و حضرت فاطمه(س) به تمام معنی منزه از همه آنها می‌باشد.

او سیدة النساء العالمین، سالار بانوان گیتی است. او ممتحنه، آزمایش‌شده بارگاه الهی است. او منصوره، یاری‌شده بارگاه دوست است. این نام حضرت در آسمان‌ها است. او مهدیه، هدایت‌شده است. او ریحانه، گل خوشبوی حضرت حق است[۴۴].

پانویس

  1. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۴۶۳.
  2. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۴۶۳.
  3. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۴۶۳.
  4. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۰۵؛ محمد بن علی بن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۲۳۳.
  5. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۹.
  6. «خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
  7. «خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۴۲.
  8. «پروردگارت را به فروتنی فرمان بر و سجده کن و با نمازگزاران نماز بگزار» سوره آل عمران، آیه ۴۳.
  9. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۷۸.
  10. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۳۳۱، ح۶۷۷۲؛ علی بن حسام الدین متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۲، ص۱۰۹.
  11. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۸۷؛ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج۳، ص۱۸.
  12. عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم والمعارف و الأحوال من الآیات والأخبار والأقوال، مستدرک فاطمه از امام جواد، ص۸۰.
  13. ابراهیم قندوزی، ینابیع الدموده، ج۲، ص۸۳؛ لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص۱۹۲؛ علی بن حسام الدین متقی هندی، کنز العمال، ج۱۲، ص۱۰۵.
  14. حکیم، سید منذر، درسنامه زندگانی و سیره حضرت زهرا، ص۵۰.
  15. زندگانی حضرت زهرا (س) (ترجمه جلد ۴۳، بحارالانوار)، ترجمه روحانی، ص۱۵۶.
  16. بنایی که سقف آن برآمده و گرد باشد؛ گنبد.
  17. تفسیر الصافی، ملا محسن فیض کاشانی، ج۲، ص۶۵۲.
  18. علل الشرایع، شیخ صدوق، ترجمه: ذهنی، ج۱، ص۵۸۶.
  19. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج۴۳، ص۱۷.
  20. اسحاقی، سید حسین، فرهنگنامه فاطمی، ج۱، ص۱۶۱-۱۷۷.
  21. زندگانی فاطمه زهرا(س)، ص۳۳.
  22. علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ معانی الاخبار، ج۱، ص۶۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۲-۱۳.
  23. علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ معانی الاخبار، ج۱، ص۶۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۲-۱۳.
  24. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۷۸.
  25. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۷۵۱؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۷۵؛ حلیة الأولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۲، ص۴۱؛ ذخائر العقبی، ص۴۴؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۰۱؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰.
  26. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵.
  27. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵.
  28. امالی صدوق، ص۴۷۴؛ علل الشرائع، ج۱، ص۱۷۸؛ الخصال، ج۲، ص۴۱۴؛ دلائل الامامه، ج۱، ص۱۷۸؛ مصباح الانوار، ص۲۲۲؛ ذخائر العقبی، ص۴۴؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۹۸؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۷۸؛ بشارة المصطفی، ص۲۴۸؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵.
  29. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹.
  30. «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  31. «و نزد پروردگار خویش پسندیده بود» سوره مریم، آیه ۵۵.
  32. «خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
  33. «به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.
  34. «زودا که تو را خواندن (قرآن) آموزیم و دیگر از یاد نمی‌بری» سوره اعلی، آیه ۶.
  35. لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه بتول.
  36. «ما به تو «کوثر» دادیم» سوره کوثر، آیه ۱.
  37. کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۷۵.
  38. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۱.
  39. جنة العاصمه، ص۸۵.
  40. بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۰.
  41. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۰۶.
  42. لسان العرب، ذیل واژه برک.
  43. «آیا انسانی بی‌گناه کشتی؟» سوره کهف، آیه ۷۴.
  44. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۸۰.