جهش اقتصادی در قرآن
مقدمه
«اقتصاد» در کنار «فرهنگ»، بنیاد و اساس هر اجتماعی را شکل میدهد؛ از همین روست که بخشی اساسی از احکام و قوانین قرآنی به حوزه و ساحت مسایل اقتصادی و موضوعات آن توجه دارد؛ زیرا بدون اقتصاد، اجتماعی شکل نمیگیرد و برپا نمیماند. بر این اساس، همه ارکان جامعه از ملت و دولت میبایست به «اقامه اقتصاد» بر اساس «عدالت قسطی» پرداخته و در مقام «قوامین بالقسط» به گونه ای در عرصه و ساحت اقتصاد عمل کنند که همه «اقشار اجتماع» از «سهم و قسط» خویش نسبت به نیازهای اقتصادی برخوردار شوند.
در شرایطی که اقتصاد گرفتار «بحران» است، رفتارهای معمولی و عادی نمیتواند تضمین کننده «اقتصاد سالم» برای همگان باشد. بنابراین همان طوری که در شرایط بحرانهای ساختاری اجتماعی، لازم است تا «تغییرات» به شکل «انقلاب» باشد، در راستای بحرانزدایی از اقتصاد نیز لازم است تا «جهاد انقلابی» شکل گیرد و «تغییرات جهشی» انجام شود تا اقتصاد به سلامت به خانه «امن» رسد و بتواند در مسیر عادی و معمولی خویش پیش رود.
تحقق «جهش اقتصادی» نیازمند توجه به حوزهها و ساحات گوناگونی است که از «پیش تولید» یعنی سرمایهگذاری تا «تولید» تا «توزیع» و تا «مصرف» را در بر میگیرد. بنابراین، وجود هر گونه «فترت» و «گلوگاه» میتواند، نه تنها حرکت عادی اقتصاد را متوقف کند، بلکه عاملی در سر راه «جهش اقتصادی» و رهایی از «بحران اقتصادی» خواهد بود.
یکی از بخشهای مهم که لازم است تا در «جهش اقتصادی» به آن توجه خاص شود، توجه به حوزه «توزیع در قالب تجارت خارجی» است که بتواند «ارزش افزوده ای» را برای تولید و جهش تولیدی و «ارزآوری» داشته باشد[۱].
تجارت حقیقی، تجارت با خدا
واژه «تجارت» از ریشه کلمه عربی «تجر» به معنای «ممارست در خرید و فروش» است. بنابراین با فروشنده فرق دارد؛ زیرا تاجر کسی است که «خرید و فروش» را به عنوان یک «حرفه» انتخاب کرده و ممحض در کار «خرید و فروش» است.
از آن جایی که تاجر، تجارت را به عنوان یک «حرفه» «احتراف» کرده است، به طور عادی نسبت به زیر و بم تجارت و خرید و فروش و شیوههای آنان «ماهر و استاد» است و میتواند کالا و خدمات را به شکل مطلوب با سود مناسب به فروش بگذارد و اهداف خویش را در راستای افزایش و سود تحقق بخشد.
واژه تجارت چندین بار در آیات قرآنی به همین معنا «خرید و فروش برای سود» به کار رفته است و خدا به صراحت درباره این عمل اقتصادی میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ﴾[۲].
از نظر قرآن، انسان میتواند دو نوع «تجارت» داشته باشد که شامل تجارت مادی با یک دیگر و تجارت معنوی با خدا است؛ در تجارت معنوی انسان مالی را در راه خدا، انفاق میکند یا قرض میدهد که نتیجه آن نه تنها در آخرت بلکه در «افزایش ثروت» در همین دنیا و برکت یابی ثروت خودش را نشان میدهد و اموال «مضاعف» میشود. بنابراین، انسان نمیبایست در تجارت با خدا، گمان کند که زیان کرده است، هر چند که در ظاهر چنین است ولی در باطن و در تاویل آن در همین دنیا نیز معلوم میشود که سود حقیقی برای کسی است که با خدا معامله و تجارت میکند و بدون ترس از این «کسادی در تجارت» پدید آید، به سبب محبت به خدا، تجارت ظاهری با دیگران از خویشان کافر و دشمن را کنار میگذارد[۳].
بنابراین، از نظر قرآن، تجارت با خدا در قالب «انفاقات مالی» تجارتی بدون ضرر و بیپایانی است که هماره آثار و برکات آن باقی و برقرار خواهد ماند[۴]؛ چنان که تجارت در راه خدا با انفاق مال و جان در صحنه جهاد نیز تجارتی است که انسان را از عذابهای دنیوی و اخروی نجات میدهد و به بهشت و سعادت ابدی میرساند.[۵] بنابراین انسان میبایست در انتخاب طرف تجاری خود دقت کند و با هر کسی تجارت نکند، بلکه همان طور که تاجر عاقل و خردمند، سعی میکند تا با کسی تجارت کند که سود بیشتر و مناسب تری را عاید او سازد، میبایست با خدایی تجارت کند که سود دنیوی و اخرویاش تضمین شده و کامل و تمام است. پس نمیبایست محبت سود مادی اندک دنیوی موجب شود که انسان از سود اصلی سعادت و آسایش و آرامش دست بردارد[۶] و هم چون کسانی باشد که نماز جمعه را برای «تجارت ظاهری» رها نمیکنند، بلکه با خدا تجارت میکنند که تجارتی سودمندتر و پایدارتر است[۷].
از نظر قرآن، چنین تجارتی شایسته است که مردان بزرگ آن را در پیش گیرند و هماره در «تجارت» همانند یک تاجر زیرک و خردمند دنبال تجارتی با سودی مطمئن، بیزیان و ابدی باشند و اجازه ندهند که تجارتهای ظاهری و مادی اندک دنیوی آنان را از اصل هدف زندگی و فلسفه آن دور سازد[۸].
به هر حال، انسان میبایست در فلسفه و سبک زندگی خویش دنبال تجارتی باشد که «سودآور» و سود آن نیز «تضمینی» بدون ضرر و زیان باشد؛ زیرا بسیاری از مردم «تجارتی» میکنند که «خسران» از اصل «سرمایه» است نه «ضرر در سود»[۹].
تضمین تجاری، ابزار افزایش سرمایه و جهش تولید
همان طوری که از اصل واژه «تجارت» دانسته شد، تجارت ابزاری اقتصادی برای «ایجاد سود و افزایش آن» است. تاجر به سبب آنکه در خرید و فروش حرفه ای است و فقط «بایع» نیست که هر از گاهی معاملاتی را انجام میدهد، به طور طبیعی در کار خویش اهل حساب و کتاب دقیق است. از همین روست که تاجران به طور معمولی همه چیز را «کتابت» میکنند تا میزان سرمایه و نیز سود و زیان در تجارت در دست ایشان باشد. آنان حتی در «تجارتهای خرد» و «حاضر» نیز این گونه عمل میکنند؛ زیرا لازمه «تجارت» حساب و کتاب دقیق سرمایه و سود است.
همچنین آنان در انجام معاملات تجاری خویش به نگارش «قرارداد» و کتابت آن توجه خاص دارند؛ زیرا قراردادها تضمین کننده است و میتواند آنان را در اثبات جزئیات قرارداد توانا سازد و در صورت لزوم آن را به عنوان «حجت» در محاکم قضایی یا داوری به کار گیرند. از همین روست که حتی در تجارتهای خرد و حاضر نیز به قرارداد و کتابت و نگارش آن اهتمام دارند، هر چند که از سوی خدا مجوزی برای عدم نگارش چنین معاملات خرد و حاضری داده شده است[۱۰]، ولی مقتضای تقوای الهی آن است که حتی دراین گونه معاملات نیز اسناد مکتوب در اختیار باشد تا مشکلاتی را موجب نشود. از همین روست که خدا «تجویز» عدم کتابت را در این معاملات داشته است. این بدان معناست که مانعی برای کتابت نیست؛ چراکه اصل عقلی کشف از نگارش و کتابت میکند «حجت له یا علیه طرفین معامله و تجارت» به شکل عینی وجود داشته باشد.
خدا در آیات قرآنی برای این که «سود سرمایه» در تجارت به شکلی در ساختار «عدالت قسطی» باشد، قوانین و احکامی را بیان کرده است که در این جا به آن پرداخته میشود؛ زیرا اگر این قوانین مراعات نشود، ممکن است تا «سرمایه» دچار خسران و زیان شود و نه تنها سودی نصیب تاجر نشود، بلکه به سبب خشم الهی، سرمایه از دست برود.
باید توجه داشت که «تولید» بدون «توزیع» در قالب «تجارت» نمیتواند یک عملیاتی «اقتصادی» باشد؛ زیرا عمل اقتصادی زمانی میتوان با «قیام» اقتصاد اجتماع را سرپا نگه دارد که در یک «شکل مستمر و دایمی» استمرار و داوم داشته باشد. شکی نیست که «بیع و شراء» یعنی خرید و فروش «متناوب» با «عدم استمرار دایم» نمیتواند تضمین کننده «تولید» و «سود» باشد؛ زیرا زمانی «تولید کننده» با «سرمایه گذاری» به «تولید» اقدام میکند که «تضمین فروش و سود» وجود داشته باشد؛ شکی نیست که در «بیع» چنین اتفاقی نمیافتد، اما در «تجارت» که دارای «ساختار تخصصی» برای «فروش سودآور» است، چنین «تضمینی» وجود دارد. بنابراین، تولید کننده با «تجارت» میتواند این اطمینان را بیابد که «فروش سودآور» برایش تحقق مییابد و میتواند «سرمایه» خویش را نه تنها برگرداند، بلکه سودی مناسبی نیز نصیب خود سازد.
به سخن دیگر، «تجارت» به ویژه «تجارت خارجی» به سبب «ارزآوری» عاملی مهم برای ایجاد «انگیزه» قوی در میان «تولید کنندگان» و «سرمایه گذاران» است؛ چراکه هر چه «برنامه تجاری» و ساختار آن مستحکمتر و قویتر باشد، به همان میزان «انگیزه» در تولید و سرمایهگذاری افزایش مییابد؛ تجارت قوی و پیوندهای تجاری با کشورهای دیگر به معنای افزایش «تضمینی» در صادرات و سودآوری و بازگشت سرمایه و سود به دست تولید کنندگان و سرمایه گذاران است. شکی نیست که بازگشت همراه با سود سرمایه خود به تنهایی میتواند امید به «جهش اقتصادی» را موجب شود؛ زیرا «فروش تضمینی» و «سود تضمینی» در چارچوب «تجارت ساختاری» انگیزه را در تولید کنندگان و سرمایه گذاران افزایش میدهد.
از آیاتی که خدا در قرآن برای «تجارت بیپایان پرسود» با خود در قالب «انفاق و جهاد» و مانند آنها بیان میکند، معلوم میشود که «تضمین تجاری» نقش اساسی در ایجاد «انگیزه» برای سرمایهگذاری است.[۱۱] بنابراین، آن آیات اختصاصی به حوزه و ساحت امور اعتقادی ندارد، بلکه در ساحت مباحث اقتصادی و تجارت مادی دنیوی نیز به عنوان یک «اصل عقلی» میبایست مورد توجه قرار گیرد؛ در حقیقت آیات قرآنی براساس یک «اصل عقلی» به این نکته توجه میدهد که «ایجاد انگیزه در سرمایه گذاری» منوط به «تضمین سود بیش تر» است تا این گونه سرمایه گذار و تولید کننده را تشویق به عمل سرمایهگذاری و تولید کند. پس همان طوری که خدا «تضمین» میدهد که در تجارت با خودش «تضمین سود و سرمایه» است، «تجار» میبایست این گونه به سرمایه گذاران و تولیدکنندگان تضمین دهند که با سرمایهگذاری و تولید، «سود و سرمایه» تضمین میشود.
البته از آن جایی که «مسئولیت دولت» در ساختار اجتماعی «اساسی و اصلی» است، لازم است تا دولت به عنوان «نظارت عالی در تجارت خارجی» «تضمینهایی» را برای «صیانت از سود و سرمایه» به «سرمایه گذاران و تولیدکنندگان داخلی» بدهد تا انگیزه برای تولید و سرمایهگذاری به حدی افزایش یابد که «جهش اقتصادی» تحقق یابد[۱۲].
تجارت سالم عامل افزایش سود و سرمایه
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، تجارتی میتواند «قیام للناس» و «قوام بخش اجتماع» باشد که بر اساس ساختار «عدالت» به ویژه «عدالت قسطی» سامان یافته باشد، به طوری که همگان «عدالت» را در زندگی و ساختار تجاری حس کنند و مورد مشاهده حسی باشد.
به سخن دیگر، ایجاد امنیت و اصلاح ساختار اجتماعی منوط به اجرای قوانین الهی است که عقل سلیم و نقل وحیانی کاشف از آن است. وقتی اجتماعی اقتصاد و تجارت خویش را بر اساس چارچوبهای عدالت قسطی سامان دهد و بخواهد در قالب «قوامین بالقسط» حتی حقوق و سهم دشمنان را مراعات و وفا کند[۱۳] به طور طبیعی چنین اجتماعی به «صلاح» میرسد و اصلاحات اقتصادی «اصلاح اجتماعی» را به دنبال خواهد داشت[۱۴].
خدا در قرآن به مؤمنان هشدار میدهد که فساد اقتصادی در هر شکلی میتواند «اجتماع انسانی» را به تباهی بکشاند و نه مشروعیت سیاسی را از میان بردارد، بلکه اجتماع و دولت – ملت از میان برود و روابط اجتماعی میان افراد یک اجتماع مختل شود[۱۵].
اصولا نخستین آثار تباهی و فساد اقتصادی در رفتار اجتماعی و فرهنگی بروز و ظهور میکند که از جمله آنها سقط جنین و کفر به دنبال فشار اقتصادی یا احتمال فشار و کمبود اقتصادی است[۱۶].[۱۷]
ویژگیهای اساسی تجارت سالم عبارت است از:
- عدالت محور: تجارتی میتواند از سوی خدا مورد ضمانت قرار گیرد و رشد و پیشرفت را به دنبال داشته باشد که «عدالت» در آن به شکل ملموس و محسوس به چشم آید. بیگمان در مسایل تجاری که بنیاد آن بر «کمیات» است، استفاده از ابزارهای تشخیص کمیات بسیار مهم و اساسی است. از همین روست که بر روی کیل و پیمانه و ترازو تاکید خاص میشود. البته برخی از موارد تجارت در ساختار «کیفیت» ساماندهی میشود. بنابراین در این موارد نیز نمیبایست «کمگذاری کیفی» انجام شود که از آن به اصطلاح قرآنی «بخس» تعبیر میشود. پس تجارتی میتواند موجب صلاح و خیر اجتماع باشد و جامعه را به سوی تعالی و پیشرفت همه جانبه سوق دهد که بر محور و مدار «عدالت کمی و کیفی» باشد.[۱۸]
- مراعات عناصر فرهنگی: از نظر آموزههای وحیانی قرآن، تجارت به عنوان یک عمل اقتصادی نمیتواند بیرون از دایره اصلی و محوری فلسفه زندگی سامان یابد؛ از آن جایی که فلسفه زندگی را «فرهنگ» سامان میدهد، فعالیتهای اقتصادی میبایست ناظر به عناصر فرهنگی باشد که فلسفه زندگی است. بر همین اساس، اقتصاد اسلامی میبایست به عناصر فرهنگی اسلام چون نماز و جهاد و انفاق و زکات و خمس و مانند آن توجه داشته باشد و برای «عدالت همه جانبه و فراگیر» برنامهریزی داشته باشد. بر این اساس، تجار نمیبایست تنها به فکر «سود و سرمایه» مادی دنیوی باشند، بلکه میبایست افزون براین که تجارت خویش را به گونه ساماندهی و برنامهریزی میکنند که به امور فرهنگی آسیبی نرساند و مانعی برای آن نباشد، بلکه به امور فرهنگی کمک و یاری رساند. از همین روست که تجار اسلامی، برنامهریزی در روزها و برنامههای خاص دینی همانند جمعه و مناسک حج به گونه ای سامان میدهند که امور فرهنگی در درجه اول اهمیت قرار گیرد بیآنکه به تجارت و سود و سرمایه اقتصادی زیانی وارد شود[۱۹].
- تنظیم اسناد مالی: از دیگر واجبات و لوازم تحقق تجارت سالم آن است که اسناد مالی حتی نسبت به تجارت حاضر نیز انجام شود و همه جزئیات معامله و «تجارت نقدی یا نسیه مدت دار» به شکل دقیق ثبت و ضبط شود؛ زیرا این اسناد خود به نوعی «تضمین» و «ضمانتی» برای معامله و تجارت و تأمین کننده «جهش اقتصادی و تولید و صادرات» است[۲۰].
- رضایت طرفین: در معاملات و تجارت میبایست رضایت طرفین به خوبی و روشنی کسب شود و هیچ گونه اجبار و اکراه در آن راه نیابد؛ زیرا اکراه و اجبار و مانند آنها موجب میشود که اصل معامله و تجارت مخدوش باشد و از صحت خارج شود؛ چنان که میتواند برکت و آثار مثبت تجارت را از میان بردارد و خدا برکتزدایی از چنین معاملاتی نماید[۲۱].
- اجتناب از معاملات حرام: از نظر قرآن، هر گونه کمفروشی، گران فروشی، کمگذاری و بخس، حرام فروشی، پلید فروشی و مانند آنها موجب بطلان معامله است و تجارت با برخی از اشیاء یا شیوهها مانند ربوی حرام است و میبایست از آنها اجتناب کرد[۲۲].
- یاد خدا: انسان هماره میبایست در هر حال به یاد خدا و ذکر او را داشته باشد؛ معنا و مفهوم یاد خدا و ذکرش، هدفگذاری هر کاری برای «خدا» است؛ زیرا کسی که یاد خدا را داشته باشد، فلسفه وجودی خود و افعالش را خدا قرار میدهد و تلاش میکند کاری را انجام دهد که «ربوبیت و پروردگاری» الهی اقتضا میکند. پس هرگز بر خلاف فلسفه آفرینش و اهداف آن عمل و رفتار نمیکند. این گونه است که احکام و قوانین الهی را مراعات کرده و بر آن است تا در هر کاری از جمله تجارت اهداف الهی را برآورده سازد که تأمین کننده اهداف انسانی متعالی نیز است؛ زیرا اهداف الهی جز اهداف متعالی برای انسان نیست و همه قوانین و احکام الهی در راستای «رشد» و کمال یابی انسان است. به هر حال، عدم غفلت از خدا در معاملات و تجارت میبایست در دستور کار قرار گیرد تا اقتصادی سالم و جهش زا تحقق یابد. نتیجه عدم غفلت از خدا، توجه به عناصر فرهنگی است که پیش از آن مطرح شده است[۲۳].[۲۴]
جهش اقتصادی با تجارت محصولات فرآوری شده
به هر حال، شکی نیست که با تقویت و ایجاد زیرساختهای تجاری و راه اندازی پایانههای صادراتی میتوان گامهای موثری در راستای ارتقای جهش تولید برداشت و کشور به جای یک وارد کننده به صادرات کننده ای بزرگ تبدیل و سرمایهگذاری در تولید و صادرات تجاری رونق گیرد.
به سخن دیگر، برای کمک به «جهش تولید»، حوزه تجارت و مشخصا صادرات، عاملی فوقالعاده تعیینکننده و اثرگذار است؛ چراکه از قِبَل افزایش صادرات میتوان ظرفیتهای صادرات کشور را شکوفا و «جهش تولید» را معنادار کرد؛ چراکه تجارت خارجی و صادرات کالا و خدمات به ویژه کالاهای نهایی شده نه تجارت مواد خام، به معنای ایجاد «چرخه تولید» و تضمین سرمایه و سود ملی است.
به عبارت دیگر، فراوری مواد از جمله مواد معدنی، سبب جلوگیری از خام فروشی، موجب ارزش افزوده، تولید و اشتغال بیشتر، رفع بیکاری و رشد و توسعه صنایع پایین دستی، توسعه منطقهای و نیز «جهش تولید» میشود.
بنابراین، تجارت خارجی به عنوان حلقه بازگشت سود و سرمایه میبایست بر اساس ساختار «فراوری مواد خام» انجام شود تا این گونه از خام فروشی جلوگیری شده و سرمایه ملی در دستان منابع انسانی به کالا و خدماتی قابل رقابت در صحنه جهانی تبدیل شود که هم «ارزآوری» داشته باشد و هم «بیکاری» را از میان بردارد و چرخ اقتصادی در یک «چرخه سالم» به گردش در آید. این همان هدفی است که خدا از طریق توجه به «سرمایههای ملی و عمومی» در آیات قرآنی تعریف کرده است[۲۵].[۲۶]
عوامل و بسترهای جهش اقتصادی
حرکتها میتواند در بستری آرام و به دور از چالش و تنش صورت بپذیرد؛ این حرکتهای عادی و معمولی، همانند رودی آرام در بستر خود تا مقصد ادامه مسیر میدهد بیآنکه تخریب و طغیانی را به دنبال داشته باشد؛ رود زمانی در رودخانه به آرامش میرسد که چالشها برطرف شده و حجم آب در یک دشت وسیع بدون سراشیبی تند و بستری آزاد و سطحی گسترده به آرامی در جریان قرار گیرد؛ اما زمانی که رود در بستری تنگ و سراشیبی تند با حجم بزرگتر از حجم رودخانه دارد، ناچار است تا با سرو صدا و امواج خروشان راه خویش را به شتاب بگشاید و چالشها و موانع را از سر راه بردارد.
امروز حرکت اقتصادی در ایران اسلامی، به اسباب گوناگون داخلی و خارجی همانند رودی است که در کوهستان و نه دشت و جلگه پیش میرود؛ به طوری که برای برداشتن چالشها نمیتواند تنها به مدیریت و فعالیت اقتصادی عادی و معمولی بسنده کند؛ بلکه میبایست در یک «مدیریت و چهره جهادی و انقلابی» به شدت و حدّت پیش تازد تا به هدف خویش برسد. جهشی که اقتصادی ایران اسلامی بدان نیاز دارد، پرشی است که میبایست ابزارها و عوامل و بسترهای آن از پیش فراهم آمده باشد؛ وگرنه بدون فراهم آوری ابزارها و بسترهای پرش، جهش اقتصادی نمیتواند انجام گیرد و در نهایت به شکست منجر میشود. از نظر آموزههای وحیانی قرآن، مهمترین عوامل برای یک جهش اقتصادی بزرگ سودمند توجه به عوامل و بسترهای زیر است:
مدیریت جهادی و انقلابی
از نظر آموزههای وحیانی، جهاد مقدس مؤمنان میبایست همه ابعاد زندگی انسان را در بر گیرد و مؤمنان در همه عرصهها به شکل جهادی با رویکردی انقلابی میبایست در صحنههای گوناگون نظامی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی حضور داشته باشند. هر کسی میبایست احساس مسئولیت داشته باشد و از مقاومت و استقامت در برابر مشکلات عقب نشینی نکند، بلکه با «مشارکت جمعی» در قالب ﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى﴾[۲۷] اجتماعی را ایجاد کنند که هر یک مسئولیت خویش را نه در سطح توان عادی بلکه «حد استطاعت» و توان انقلابی و جهادی انجام دهد و از «صبر و استقامت» بهره مند باشد و با «حلم» بردباری عقلانی کارش را به احسن وجه پیش برد. بنابراین، نیاز نخست «جهش اقتصادی» داشتن منابع انسانی با رویکردی جهادی و انقلابی است، که این تغییر در امت اسلامی ایران میبایست پدید آید و مردمانی «مؤمن و متقی» با «تغییر» در افکار و کردار خویش[۲۸]، خواهان تغییر اساسی در شیوه و سبک زندگی خویش شوند به گونهای که «تولید» به عنوان یک ارزش مقدس الهی برای آنان مطرح شود تا این گونه نه تنها امت ایران اسلامی از فقر اقتصادی رها شوند، بلکه بتوانند با «انفاق و احسان» دیگران را نیز در چارچوب «عدالت قسطی» از مواهب الهی بهره مند سازند و دستگیر فقیران از مردم باشند حتی اگر بردار دینی آنان نباشند؛ زیرا آن چه ملاک انفاق و معیار آن است، بخشیدن درآمد و مال به «فقیر» است؛ به طوری که هیچ عنوان دیگری چون مسلمانی در آن دخیل نبوده و مقید و مشروط به آن نیست؛ از همین روست که «ابرار» به تبعیت از «مقربان» به انفاق و اطعام حتی «کافران حربی اسیر در جنگ» میپردازند.[۲۹] از نظر آموزههای وحیانی قرآن، در شرایط غیر عادی طبیعی همانند سیل و خشکسالی یا غیر عادی غیر طبیعی همانند جنگ و تحریم اقتصادی، لازم است تا منابع انسانی که مدیریت اقتصادی را به عهده میگیرند، از مدیران انقلابی ایمن و کاردان باشند که حرکتهای انقلابی آنان در عین عقلانیت و علمیت، توان از میان بردن چالشها را داشته باشد و موانع فعلی و احتمالی را از سر راه بردارد. از همین روست که حضرت یوسف(ع) با خصوصیت و ویژگیهایی امانت و عقلانیت و عملیت برای دوره بحرانی و سخت خشکسالی برای مدیریت اقتصادی انتخاب میشود تا بتواند با رویکردی انقلابی موانع و چالشها را بردارد و از آنها عبور کند و امت را به سلامت به مقصد برساند و مرگ و نیستی را از آنان دور سازد و آرامش و آسایش را برایشان به ارمغان آورد[۳۰].[۳۱]
عدالت قسطی در توزیع منابع مالی
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، مهمترین هدف و فلسفه بعثت و ارسال رسولان و انزال کتب آسمانی، آگاهی مردم نسبت به حقوق خویش و ایجاد بستر برای «قیام الناس بالقسط» است که تحت رهبری معصومان(ع) انجام میشود.[۳۲] بنابراین، مؤمنان میبایست به عنوان «امت سرمشق و نمونه» و «شاهدان و گواهان الهی» «قوامین بالقسط» باشند و با تمام توان در این امر وارد عرصه کازار شوند تا با اجرای عدالت قسطی هر کسی به حق خویش برسد[۳۳] و اگر ظالم و مستکبری مانعی ایجاد میکند، با حذف فیزیکی و فرهنگی ظالم و مستکبر در یک جهاد و قتال، مظلوم و مستضعف را نجات داده و بستری بهرهمندی آنان را از قسط فراهم آورد.[۳۴] از آن جایی که «اقتصاد» و «مال» عنصر «قوام» اجتماع است و قیام اجتماع و مردم به امر اقتصادی است[۳۵]، لازم است تا مسأله اقتصادی به عنوان مهمترین امر امت در دستور کار قرار گیرد. از همین روست که جهاد در امر اقتصادی همانند «جهاد نظامی» از ارزش و اعتبار بسیاری برخوردار میشود تا جایی که «جهاد با جان و مال» در کنار هم در آیات قرآنی مطرح میشود؛ زیرا هر حرکت جهادی از جمله جهاد نظامی مستلزم فراهم آوری «مال و اقتصاد» است؛ زیرا بدون تغذیه یا ابزارها و عدوات جنگی نمیتوان از جهاد سخن به میان آورد و اگر بخواهیم «اعداد» نفرات و تجهیزات برای جهاد و یا ایجاد ارهاب بازدارنده داشته باشیم، میبایست «اقتصاد و مال» در جریان باشد تا با اقتصادی قوی و مقاوم اجتماعات از جمله اجتماعات نظامی را داشته باشیم.[۳۶] خدا به صراحت حتی «اموال» را بر «انفس» مقدم میدارد در آیات بسیاری با عبارتی چون ﴿جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ﴾[۳۷] تا بیان کند که در عملیات نظامی، اقتصاد لازمه اصلی است و اگر کسی بخواهد جهاد با جان داشته باشد، اول باید مالی داشته باشد که جانش را حفظ کند و خوراکش را تأمین نماید یا با اقتصاد و مال، ابزارهای لازم جهادی را برایش فراهم آورد تا شخص بتواند به جهاد با جان و نفس در میدان جهاد نظامی شرکت داشته و «مشارکت نظامی» را تحقق بخشد. در یک جهش اقتصادی آن چه لازم است بهرهمندی همگان از «عدالت قسطی» است تا این گونه هر کسی بتواند از «منابع» مالی حلال و طیب خویش برای مقاصد عالی انسانی و اجتماعی بهره گیرد. تحقق این امر به آن است که «قوامین بالقسط» از مؤمنان و مسئولان در یک نظام سیاسی ولایی، به توزیع عادلانه ثروت عمومی و انفال و «فی» بپردازند تا همگان از سطح عادلانهای از مال و ثروت برخوردار شوند.[۳۸] آن گاه است که افراد مؤمن و انقلابی با یک حرکت انقلابی در مقام اخلاق اسلامی در سطح احسان و اکرام، به ایثارگری رو میآورند و این ثروت در اختیار را برای بهرهمندی عمومی به کار میگیرند به طوری که گاه حتی خود با همه نیاز حتی از اختصاصیترین نیازهای خویش میگذرند و به ایثارگری رو میآورند[۳۹].[۴۰]
تبدیل تهدیدها به فرصتها
جهش اقتصادی به نوعی تغییرات انقلابی بستگی دارد که میبایست در منابع انسانی، ابزارها و منابع مالی ایجاد شود؛ زیرا جهش اقتصادی در شرایطی مطرح میشود که اقتصاد با چالشهای عظیم مواجه است و همانند رودی خروشان لازم است تا موانع را از سر راه بردارد و با پرش از موانع یا تبدیل آن به فرصتی برای جهش همانند سکوهای پرتاب شناگران، اقداماتی صورت گیرد که اقتصاد بتواند به نقطه اوج و آرامشی خود دست یابد و در بستر و سطحی بدون مانع و چالش به آرامی بتواند به حرکت خود ادامه دهد. در حقیقت، جهش اقتصادی چیزی جز تبدیل تهدیدهایی چون تهدید تحریم به فرصت تولید نیست. البته این زمانی رخ میدهد که مدیریت مؤمن و انقلابی، به این باور رسیده باشد که همه چیز از جمله «اقتصاد» در دستان پر قدرت خدا است و این مشیت الهی است که امور هستی را رقم میزند و تهدیدات و چالشهایی چون تحریم هر چند محدودیتهایی را ایجاد میکند ولی میتواند ظرفیتها و استعدادهای بالقوه را آشکار سازد و بستری برای تجلیات آنها باشد.[۴۱] بنابراین، یکی از مهمترین عوامل جهش را میتوان همین «تهدیدها» به شمار آورد که به عنوان چالشی چون تحریمها خودنمایی میکند؛ انسانی که در دایره تحریم همه جانبه گرفتار آمده است، همانند رودی خروشان میتواند با رویکردی انقلابی و باور و امید به امدادهای غیبی با استقامت و مقاومت تمام در برابر مستکبران و چالش سازان، آن را سکوی برای پرش و جهش قرار دهد و به تولیدات داخلی تکیه نماید و استعدادها را باور نماید. انسانی هر جا که در چالشهای شدید و سخت قرار میگیرد ممکن است دو نوع واکنش فعال یا انفعالی داشته باشد؛ گاه ممکن است دست از خروش و انقلاب و جهش بردارد و تسلیم چالشها و موانع شود؛ یا آنکه فعالانه برای رهایی خود با توکل و اعتماد به خدا تلاش کند و تسلیم نشود و با استقامت و انتظار و امید به امدادهای غیبی در هنگام حصار و محاصره، خود را از آن برهاند؛ چنان که حضرت موسی(ع) در شرایطی محاصره همه جانبه با توکل و اعتماد به خدا از مشکلات عبور کرد[۴۲].[۴۳]
اهتمام و توجه به اقتصاد دانش بنیان
یکی از لوازم مهم و اساسی برای جهش اقتصادی توجه و اهتمام به اقتصاد دانش بنیان است؛ زیرا اگر در شرایط عادی و معمولی اقتصاد میتوانست بدون علم و دانش مشکلات را حل و فصل نماید؛ در شرایط بحرانی و چالشی چون چالش تحریم، لازم است تا اقتصاد دانش بنیان مدیریت اقتصاد را به دست گیرد. از همین روست که هنگامه بحران خشکسالی پس از ترسالیهای بسیار، لازم شد تا حضرت یوسف(ع) با بهرهگیری از علم اقتصاد و اقتصاد دانش بنیان مدیریت اقتصادی را به عهده گیرد تا امت را از شرایط بحرانی نه تنها عبور دهد، بلکه جهش اقتصادی پایدار ایجاد کند تا جایی که دیگر ممالک و کشورها و مردمان از فرآوردههای اقتصادی کشور مصر به رهبری عزیز حضرت یوسف(ع) بهره مند شود. در اقتصاد دانش بنیان لازم است تا مدیریت آب در قالب سدسازی، مدیریت خاک در قالب کودسازی و بهره وری مناسب، مدیریت توزیع در قالب سهمیه بندی، مدیریت حفظ و صیانت فرآوردهها بر اساس دانش چگونگی نگه داشت مانند نگه داشت در گندم و جو در پوست و انبارهای خاص، به کار گرفته شود که حضرت یوسف(ع) همه این امور را بر اساس دانش به عهده گرفت و توانست تولیدات را افزایش داده و با جهشی بزرگ در تولید، سالیانی خشکسالی که گویا بیش از هفت سال بود، به آسانی مدیریت نماید و بحران را به فرصتی برای تولید وافزایش آن تبدیل کند.[۴۴] در آیات قرآنی یکی از اصول اساسی در حوزه اقتصادی، دانش و علم است؛ زیرا همان طوری که قرار دادن عنصر اقتصاد این مایه «قیام اجتماع و مردم» به دست «سفیه و نازآموزده»[۴۵] خطا است، همچنین دادن اقتصاد به دست به دست غیر عالم و نادان خطا و غلط است؛ از همین روست که حضرت یوسف(ع) بر عنصر «علیم» یعنی دانایی به شکل خاص و اختصاصی تاکید دارد؛ زیرا اقتصادی میتواند به ویژه در زمان بحرانها و تهدیدها و چالشها سربلند بیرون آید که مدیریت آن عالمانه باشد و در همه حوزههای اقتصادی از تولید تا توزیع تا مصرف، علم و دانش حرف اول را بزند[۴۶].[۴۷]
عامل جهش اقتصادی
جهش، حرکتی بیرون از فرآیندهای طبیعی عادی و به نوعی خرق عادت است. بنابر این، همان طوری که طی الارض در افراد، بر پایه یک تحول اساسی در کیفیت نفس است، جهش اقتصادی نیز نیازمند یک تحول اساسی در کیفیت نفس جمعی ملت است. به سخن دیگر، هر جهشی نیازمند عواملی است که تحولآفرین به شکل انقلاب باشد، نه تغییرات کند با عوامل عادی و معمولی. در آموزههای قرآنی، واژه و اصطلاح انقلاب ناظر به تحولات جهشی در کمیت و کیفیت است، مانند انقلاب انسان خاکی به سوی خدا با تغییرات عمیق در هویت و ماهیت که خود انسان با فکر و عمل خویش ایجاد میکند[۴۸] به طوری که انسان متأله یا انسان حیوان یا انسان چوب یا انسان سنگ میشود.[۴۹] پس تحولات جهشی و به تعبیر قرآنی، تحولات و تغییرات انقلابی نیازمند عوامل خاصی است که از همه مهمتر تغییر در نفس انسان اجتماعی است، به طوری که ملت و امتی به شکل جمعی تغییر در روان و روحیات را بپذیرند. اگر این تغییر جمعی با ایمان و عمل صالح و تقوای الهی باشد، جهش بزرگی در نفوس مردم و انقلاب و جهشی عظیم در اقتصاد و دانایی و دارایی اجتماعی ایجاد شده و برکات از آسمان و زمین نصیب آنان میشود، اما اگر تغییرات، منفی باشد و کفر و فسق و فجور، پدیده اجتماعی و هنجار و ارزش آن ملت و امت شود، به جا نعمت و شکوفایی اقتصادی، گرفتار نقمت و بلایای طبیعی و غیر طبیعی میشوند.[۵۰] بنابراین عامل اصلی و اساسی در جهشها و انقلابها از جمله جهش اقتصادی، تغییر مثبت در افکار و رفتار مردم و ایجاد ایمان قوی و عمل صالح و استقامت و صبر است.[۵۱].[۵۲]
اقتصاد قوام بخش در سایه استقامت امت
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، هر امت و اجتماعی با عناصر فرهنگی و اقتصادی ایجاد شده و باقی میماند[۵۳]؛ زیرا عناصر فرهنگی نه تنها فلسفه اجتماع را مشخص میکند و جهتگیری و اهداف اصلی و مقاصد کلان را نشان میدهد، بلکه سبک زندگی را نیز مشخص میکند؛ زیرا برای دست یابی به هر هدفی لازم است تا اسباب مناسب آن انتخاب شود[۵۴] و از آن جایی که فلسفه و اهداف هر فرهنگی از فرهنگهای انسانی با دیگر فرهنگها متفاوت است، بنابراین، سبک زندگی آنان نیز با یک دیگر متفاوت است. خدا در قرآن، فلسفه زندگی اسلامی را که بر اساس بهرهگیری از «حسنات دنیا و آخرت»[۵۵] سامان یافته را بر مدار و محور «آیین اسلام» قرار داده[۵۶] و آن را به عنوان عنصر اساسی فرهنگی دانسته که با مناسکی «هویت سازی» میشود و با سایر ادیان متمایز میشود. البته اسلام به عنوان دین الهی وحیانی از آدم(ع) تا خاتم(ص) دارای شرایع گوناگونی است که هر یک از آن شرایع با توجه به برخی از عناصر جزیی فرهنگی با یک دیگر فرق دارند، ولی در اصول بنیادین مشترک هستند که از مهمترین آنها توحید، پذیرش معاد، عنصر پیامبری و قوانین الهی وحیانی برای زندگی انسان است.[۵۷]
بنابراین، فرهنگی که امت اسلام بر مدار و محور آن «قیام» میکند، همان آموزههای وحیانی اسلام است که در قالب قرآن بیان شده است. دومین عامل اجتماع هر امتی، اقتصاد است؛ زیرا اگر فرهنگ جهتگیری کلان انسان در زندگی را به عنوان «فلسفه و هدف زندگی» بیان میکند، اقتصاد تأمین کننده «سعادت دنیوی» در سایه تأمین آرامش و آسایش است. بنابراین، اجتماع برای تحقق آن تلاش میکند؛ زیرا آن را همان مایه قوام اجتماع میداند؛ زیرا اجتماع به معنای تبادل امکانات و منابع در قالب عدالت و بده وبستان است تا این گونه همه نیازهای بشری به شکل مطلوب و مناسبی برآورده شود. البته ممکن است که اقتصاد نتواند همه نیازها را به شکل دایمی و کامل و تمام برآورده سازد، ولی بخش مهمی را تأمین میکند که موجب آرامش و آسایش انسان است به طوری که افراد آن امت و اجتماع احساس خوشبختی و سعادت میکنند.
از نظر قرآن، این مایه قوام که هم چون ستون اصلی خیمه و چادر امت و اجتماع عمل میکند، میبایست در ساختار فلسفه زندگی اسلامی مبتنی بر عدالت به ویژه عدالت قسطی سامان یابد به طوری که همگی در هر شرایطی از مواهب الهی و نعمتهای خدایی بهره مند شوند و از حداقلهای زندگی سود برند و نیازهای حداقلی آنان از سوی امت و دولت تأمین شود.[۵۸] بیگمان امتی میتواند اقتصاد قوام بخش و قایم را داشته باشد که خود از نظر روحی و روانی دارای استقامت باشد و هیچ تزلزلی در حوزه عمل و فعالیت اقتصادی از خود نشان ندهد. امتی که کسل و سست هستند و به تولید ثروت و قدرت اقدام نمیکنند، یا گرفتار کسالت و تنبلی و به شکلی خود آویزان به دیگران هستند، به هیچ نمیتوانند تولید کننده ثروت و قدرتی باشند که قوام اجتماع شود و ستون اصلی چادر اجتماع را سر پا نگه دارد.
خدا به صراحت در آیات قرآنی نه تنها لازم دست یابی به اقتصاد قوام بخش را «قیام» مردم و امت برای فعالیتهای گوناگون میداند، بلکه خواهان آن است تا این قیام به جایی تقویت و افزایش یابد که «قوامین» باشند؛ یعنی شاکله وجودی و شخصیتی افراد امت اسلام این گونه باشد که بتواند خود سرپا باشد و دیگران را نیز سرپا نگه دارد، نه آنکه خود آویزان به دیگران باشد و همانند رز انگور و تاکهای آن به داربستی آویزان شود تا او را سرپا نگه دارد. اصولا از نظر قرآن، زمانی میتوان از موفقیت امتی سخن گفت که عوامل و اسباب مادی و معنوی در آنان به شکل مناسبی وجود داشته و به کار گرفته شود. البته در میان اسباب و علل موفقیت در هر کاری حتی اقتصادی میبایست به عامل انسانی بیش از دیگر عوامل توجه و اهتمام داشت؛ زیرا اگر ثروت بیپایانی در اختیاری امتی باشد که گرفتار فقدان انگیزه قوی جهادی و مدیریت ثروت باشند، به طور طبیعی همانند افراد سفیهی خواهند بود که ثروت خویش را تباه میکنند و به آتش میکشند، بیآنکه خود یا دیگران از آن بهره مند شده باشند. از همین روست که در آیات قرآنی، بر عنصر روحیه جهادی و استقامت در افراد امت به عنوان مهمترین عنصر از عناصر موفقیت و پیروزی در هر کاری از جمله اقتصادی تأکید شده است.
از نظر قرآن، حتی بهرهمندی امت از امدادهای غیبی زمانی خواهد بود که امت الهی با تکیه بر ربوبیت و پروردگاری خدا، در راستای مقصود الهی گام بردارند و اهداف خویش را بر اساس آن پیگیری کرده و از استقامت تا رسیدن به نتیجه دست بر ندارند؛ چنان که خدا میفرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ محققا کسانی که گفتند پروردگار ما خداست سپس استقامت و ایستادگی کردند، بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.[۵۹] همچنین در جایی دیگر میفرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسْتَقَـٰمُوا۟ تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَبْشِرُوا۟ بِٱلْجَنَّةِ ٱلَّتِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِيَآؤُكُمْ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَفِى ٱلْـَٔاخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِىٓ أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ﴾[۶۰] در حقیت وقتی انسان با تکیه و اعتماد بر پروردگار خویش اقداماتی را انجام میدهد و برای رسیدن به مقصود استقامت میورزد، از امدادهای غیبی بهره مند میشود به طوری که نتایجی را به دست میآورد که بر اساس محاسبات عادی معمولی غیر منطقی و غیر عقلانی و عقلایی است و انسان نمیتواند بپذیرد با شرایط مثلا موجود چنین پیشرفتها و نتایج مهمی به دست بیاید؛ اما امید و رجا به پروردگار جهانیان و استقامت و ایستادگی در راه هدف مقدس موجب میشود تا چنین موفقیتهای بزرگ به دست آید؛ زیرا خدا در این آیه و آیات دیگر قرآنی به صراحت بیان میکند که خدا صفر تا صد امور را به دست میگیرد و به عنون «ولیّ» موفقیتها را برای امت مستقیم با استقامت رقم میزند.[۶۱]
جهش تولید در سایه استقامت الهی
از نظر قرآن، استقامت به تنهایی نمیتواند عامل موفقیت باشد؛ بنابراین، در جهش تولید و اقتصاد میبایست تنها عنصر استقامت را مد نظر قرار نداد؛ زیرا استقامت زمانی اصولا تحقق مییابد که انسان به منبع لایزال قدرت و قیام تکیه کرده باشد. از آن جایی که اصولا انسان موجودی فقیر است[۶۲]؛ یعنی ستون فقراتی ندارد که بدان تکیه کرده و سرپا بیایستد، نمیتواند با چنین شرایطی «قیام» داشته باشد؛ بلکه هماره همانند رز انگور آویزان به دیگری است و نیازمند «عرش» است تا بدان تکیه کند.[۶۳] از نظر قرآن، تنها خدا «الحی القیوم» است[۶۴] و میتواند «قیام مستقل» داشته باشد و حتی دیگران به خدا تکیه و اعتماد میکنند تا قیام داشته باشند؛ از همین روست که خدا «قیوم» است و دیگران «فقیری» هستند که اسباب قیام را ندارند. این فقر همه هستی غیر از خدای غنی[۶۵] به سبب آن است که همه هستی مظاهر اسماء و صفات الهی هستند که بازتاب نور الله هستند.[۶۶] بنابراین حقیقت هستی همانند مظهریت از الله است و خودش به تنهایی چیزی ندارد. وقتی کسی به این حقیقت برسد میفهمد که قیام و استقامت انسان به خودی خود بیمعنا و دروغی بزرگ است؛ مگر آنکه به «عرش» الهی تکیه کرده و از مقام ربوبیت و پروردگاری الهی که از عرش ساطع میشود برخوردار شود؛ گویی انسان لامپی است که هر آن نیازمند نیرو و انرژی از سوی خدا است.
بنابراین، امتی میتواند استقامت ورزد که توکل و اعتماد به خدا داشته باشد و در قول و عمل«ربنا» بگوید.[۶۷] وقتی امام و رهبری امت مامور به استقامت در سایه توکل به پروردگار است، امت نیز میبایست این گونه عمل کند تا به نتیجه دلخواه برسد.[۶۸] از آن جایی که دشمنان اجازه جهش تولید را نمیدهند و فرصتها را به تهدید تبدیل میکنند، لازم است تا این استقامت از سوی امت چنان باشد که دیگران «طمع» در تغییر آیین و فلسفه وسبک زندگی آنان نداشته و از هیچ چیزی ترس نداشته و همه مشکلات و فشارها را تحمل کرده و از میانه راه عقب نشینی کنند.[۶۹]
از نظر قرآن، عوامل و اسباب مادی زمانی کارآیی لازم را خواهد داشت که با امدادهای الهی همراه باشد؛ زیرا حتی عوامل مادی هم چون آب و خاک و آب و هوای مناسب زمانی تاثیر گذار است که اراده الهی به تحقق امری تعلق گرفته باشد؛ چراکه همان باد موافق و مناسب میتواند به بلایی تبدیل شود که همه چیز را نابود میسازد.[۷۰] اقتصاد مقاومتی، زمانی شکل میگیرد که عناصر استقامت در همه احاد امت تحقق یابد و هر یک از امت برای تحقق آن با توکل بر پروردگار اقدام کند. مدیریت جهادی و بهرهگیری از همه ظرفیتهای امت از منابع مالی و انسانی میتواند تحقق بخش اقتصاد مقاومتی و تأمین کننده جهش تولید و اقتصاد باشد؛ زیرا در هر کاری بدون همکاری و تعاون ملی نمیتواند به مقاصد بزرگ هم چون جهش تولید دست یافت.
در آیات قرآنی بارها بر مشارکت جمعی در قالب «تعاون علی البر و التقوی» تأکید میشود[۷۱]؛ زیرا بدون مشارکت جمعی نمیتوان حتی با مدیریت انقلابی و جهادی که برخوردار از علم و دانش اقتصادی ومدیریت الهی باشد[۷۲] به نتایج مطلوب دست یافت و جهش اقتصادی و تولیدی را تجربه کرد. پس لازم است تا فرهنگ همکاری و تعاون در قالب استقامت در سایه فرهنگ الهی قرآنی شکل گیرد و امت اسلام برای دست یابی به اهداف و مقاصد عالی از جمله جهش اقتصادی دست به دست هم بدهد و با تولید کالاهای با کیفیت، گرایش عمومی را به تولید و استفاده از منابع داخلی ترغیب کنند. از آن جایی که دشمن همه گزینهها را برای عمل روی میز کار گذاشته است تا امت اسلام و تجربه نوین دولت اسلامی را به شکست کشاند، لازم است تا استقامت امت اسلام نیز در همه ابعاد به شکل جمعی و اجتماعی شکل گیرد؛ زیرا تنها در سایه پافشاری و پایداری در اصول و ارزشها و عدم انحراف از راه حق، میتوان جلوی توطئهها رنگارنگ و گوناگون دشمن را گرفت و آنان را مجبور به عقب نشینی کرد و تحریمها را به شکست کشاند و دشمن را نومید و خوار و سرخورده کرد.[۷۳]
ضرورت اجتناب از موانع جهش
همان طوری که لازم است تا عوامل جهش اقتصادی و تولید را شناسایی کرد و بر آن پافشرد، همچنین لازم و ضروری است تا موانع جهش نیز شناخته شود. شکی نیست که از مهمترین موانع در جهش اقتصادی هدر دادن سرمایهها و منابع مالی و انسانی است؛ نادیده گرفتن نخبگان و جوانان جهادی در امر تولید به معنای نادیده گرفتن مهمترین ابزارها و اسباب جهش تولید و اقتصاد است. همچنین عدم سرمایهگذاری و بهرهگیری از اموال عمومی که در اختیار دولت است، میتواند زیانهای بزرگی را به جهش اقتصادی و تولید وارد کند. لازم است تا دستگاه قضایی جلو هر گونه حرکتهای مخالف برنامهها را بگیرد که مانع جدی در برابر جهش تولید است. برخی از مدیران نفوذی و منافق ممکن است در نگارش برنامه سنگ اندازی نکنند، ولی در اجرای آن به گونه ای سنگ اندازی میکنند و سرمایهها را بلوکه یا در ردیفهای غیر از تولید به کار میگیرند که خطر فزاینده ای برای اقتصاد و تولید ملی خواهد بود.
افزایشهای هزینههای دستگاههای اجرایی دولت و هدر دادن سرمایههای ملی از دیگر موانع جدی در جهش تولید است. امروز برگزاری همایشها و نشستهای غیر ضروری به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است که سرمایههای ملی را تباه میکند. اگر در فضایی شخصی و خصوصی اسراف و تبذیر و تجملگرایی میتواند آسیب به تولید و جهش اقتصادی برساند، رفتارهای دستگاههای اجرایی در برگزاری همایشها به شکل خطرناکی موجب هدر رفت سرمایههایی است که میبایست در جهش تولید و اقتصاد به کار گرفته شود. همچنین میبایست توجه داشت که بیتوجهی به اهم و مهم میتواند جهش اقتصادی و تولید را با شکست مواجه کند؛ زیرا برنامهریزی درست میطلبد تا در تولید و سرمایهگذاری اهم و مهم شود و سرمایهها به سمت و سوی تولید کالا و خدماتی باشد که نیازهای اصلی و مهم اجتماع را تأمین میکند. در حالی که کشور از نظر تغذیه و امنیت تعذیه در بحران یا شرایط خاص قرار دارد، سرمایهگذاری به جای تولید محصولات راهبری همانند گندم و گوشت و مانند آنها میبایست در اولویت سرمایهگذاری و تولید باشد.[۷۴].[۷۵]
امنیت غذایی بنیاد جهش اقتصادی
شکی نیست که امنیت غذایی میبایست در اولویتهای اقتصادی مطرح باشد؛ زیرا هیچ جهشی در تولید و اقتصاد بدون تأمین امنیت غذایی نمیتواند معنا یابد؛ زیرا اگر امنیت غذایی کشور تهدید شود استقلال کشور از دست میرود. بانک جهانی امنیت غذایی[۷۶] را «دسترسی همه مردم در تمام اوقات به غذای کافی برای داشتن یک زندگی سالم» تعریف کرد که در کنفرانس رم مورد تأکید قرار گرفت. این تعریف به سه عنصر «موجود بودن غذا»، «دسترسی به غذا» و «پایداری در دریافت غذا» استوار است. عنصر «موجود بودن غذا» تنها به میزان مواد غذایی در مرزهای ملی که درگذشته عنصر اصلی امنیت غذایی بود، تکیه ندارد و امروزه شامل تولید[۷۷] و واردات مواد غذایی میباشد.مفهوم «دسترسی به غذا» نیز دسترسی فیزیکی و اقتصادی به منابع جهت تأمین اقلام غذایی مورد نیاز جامعه است که تابعی از درآمد، اشتغال و قیمت بوده و معنای «پایداری در دریافت غذا»، ثبات و پایداری دریافت ارزشهای غذایی مورد نیاز جامعه میباشد. امنیت غذایی نه تنها مستلزم عرضة کافی مواد غذایی در سطح کلان میباشد بلکه ناظر بر توزیع عادلانه غذا به منظور دستیابی همگان به آن نیز هست.
امنیت غذایی سنگ بنای یک جامعه توسعه یافته و عنصر اصلی سلامت فکری، روانی و جسمی آن جامعه است. ناامنی غذایی ذخیره سرمایه اجتماعی افراد مشمول آن و نیز معناداری هنجارها و ارزشهای انسانی و دینی را شدیداً تحلیل خواهد برد؛ لذا ناامنی غذایی تهدیدی بالفعل یا بالقوه علیه ارزشهای بنیادین نظام اسلامی خواهد بود. ناامنی غذایی دامنه انتخاب افراد را شدیداً محدود، و در بسیاری موارد حق انتخاب را از آنها میگیرد و از اینرو قابلیتها و استانداردهای زندگیشان را تنزل خواهد داد. ناامنی غذایی در یک نظام سیاسی- اجتماعی، ارزشهای حیاتی و در نتیجه امنیت ملی آن را تضعیف خواهد کرد. امنیت غذایی یک سیاست امنیت ملی است که کم و کیف آن مقدار عرضه و کیفیت کالای عمومی امنیت ملی را در هر کشور تعیین میکند. عرضه یک سطح بهینه امنیت ملی مستلزم تدارک سطح بهینه امنیت غذایی است. تاریخ روابط بین کشورها نشان میدهد که کشورهای قدرتمند در بیشتر موارد از مواد غذایی به عنوان حربهای سیاسی علیه کشورهای جهان سوم بهره گرفتهاند. تجربه کشورهای کمتر توسعه یافته حاکی از این است که وابستگی آنها به واردات مواد غذایی از کشورهای توسعه یافتهتر باعث ضربهپذیری سیاسیشان شده و امنیت ملیشان همواره از این محل در معرض تهدید بوده است.این موضوع در شرایط تحریمی از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است.
ناامنی غذایی عزت نفس یک ملت، به عنوان ستون اصلی توسعه و استقلال ملی، را تخریب و با ایجاد اختلال در انباشت سرمایه اجتماعی، کنشهای جمعی را بسیار پرهزینه میکند و در نتیجه امکان وفاق و وحدت ملی را کاهش میدهد. بدلیل وجود این رابطه مهم و تنگاتنگ، ارتقاء سطح امنیت غذایی و امنیت ملی در قانون اساسی، قوانین و سیاستهای کلی برنامههای دوم، سوم و چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق سال ۱۴۰۴ هجری شمسی، مورد توجه خاص و ویژه قرار گرفته است. اگرچه امنیت غذایی از زیرساختهای مختلف عرضه، توزیع مناسب و تغذیه و بهداشت برخوردار است، اما متغیرهای کلان اقتصادی مانند تورم، نرخ اشتغال، درجه فقر، چگونگی توزیع درآمد بین اقشار جامعه، شاخصهای توسعه روستایی و سطح درآمد جامعه و اتکای عرضه به منابع داخلی هر کشور یا واردات، بر آن اثر دارد.
امنیت غذایی با ابعاد اقتصادی و منابع انسانی امنیت ملی رابطه مستقیم و با ابعاد سیاسی – اجتماعی، دفاعی – نظامی و فرهنگی – علمی و فناوری آن رابطه غیرمستقیم دارد. اتکاء به تولیدات داخلی مواد غذایی آسیبپذیری در سطح ملی بهویژه در شرایط تحریمی را به حداقل میرساند. عرضه باثبات مواد غذایی نقش اساسی در امنیت غذایی جامعه دارد و نهایتاً میتواند پایداری و استمرار امنیت غذایی را تضمین نماید.[۷۸] پس باید گفت اولویتهای اقتصادی در جهش اقتصادی و تولید میبایست به عنوان یک فرهنگ مطرح شود و امت و امام و دولت اسلامی بر آن استقامت ورزند تا به نتایج دلخواه دسترسی پیدا شود.[۷۹]
جهش تولید از نظر قرآن
از نظر قرآن، عوامل تاثیرگذار در جهان به دو دسته اصلی عوامل مادی و عوامل معنوی تقسیم میشود، به طوری که اگر نگوییم که عوامل معنوی نقش اساسیتر دارد، دست کم در همین حد و اندازه عوامل مادی میبایست برای آن تاثیر قایل شد. این در حالی است که اکثریت مردم و حتی تصمیم سازان و تصمیم گیران در سیاستگذاری و برنامهریزی کلان و غیر کلان، تنها به عوامل مادی تکیه و تأکید میکنند، و از عوامل معنوی به طور کامل غافل هستند و آن را به هیچ وجه به عنوان یک عامل در سطح عامل مادی و اسباب ظاهری قرار نمیدهند. این گونه است که در دستیابی به نتایج شکست میخورند؛ زیرا با تبیین و تحلیل عوامل مادی، در بیشتر موارد نتیجه چیزی جز «ناتوانی» از تحقق اهداف و برنامهها نیست؛ این گونه است که یا اصولا وارد کاری نمیشوند یا اگر وارد کاری شوند با نومیدی عمل میکنند و نتیجه مطلوب را به دست نمیآورند.
این در حالی است که مؤمنان به خدا، نه تنها عامل معنوی را در هر کاری مد نظرقرار میدهند، بلکه آن را به عنوان یک عامل مهم و اساسیتر در نظر میگیرند، به طوری که همانند پیامبران در جایی که امت خود را در محاصره کامل از سوی دشمن مییابد، بر «توکل بر خدا» و «توفیق الهی» و «امدادهای غیبی» توجه میدهند و به یاران و اصحاب خویش میگویند: ﴿ لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا﴾ ؛ اندوهگین مباش! به راستی خدا با ماست[۸۰]؛ یا میگویند: إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ؛ به راستی پروردگارم با من است و به تحقیق مرا هدایت میکند.[۸۱] این گونه است که «عزم» و همت عالی وارد میدانهای سخت و دشوار میشوند و مشکلات را از پیش رو بر میدارند؛ زیرا به سنت الهی باور داشته و بر اساس حکم خدا کار میکنند؛ زیرا خدا میفرماید: ﴿فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُتَوَكِّلِينَ﴾[۸۲] این محبت الهی نسبت به توکل کنندگان در قالب امدادهای الهی و توفیق او خودنمایی میکند و موفقیت را برای متوکل رقم میزند. از آن جایی که در محاصره اقتصادی و فشارهای همه جانبه احتمال موفقیت در «جهش اقتصادی» به ظاهر ضعیف است، تنها کسانی میتوانند امیدوارانه با «عزم» و «همت عالی» در میدان عمل اقتصادی و تولید وارد شوند که از «متوکلین» باشند و با «واقع بینی» ولی «حقیقتگرایی» فعالیتهای جهادی را آغاز کنند و در نهایت پیروز از میدان سربلند بیرون آیند.
خدا به صراحت درباره «کساد اقتصادی» در شرایط تحریم به مؤمنان واقعی یادآور میشود که «محبت الهی» موجب میشود تا مشکلات اقتصادی نه تنها حلّ شود، بلکه رونق اقتصادی و شکوفایی در سایه فضل الهی برای مؤمنان تحقق یابد؛ زیرا مشیت الهی بر این قرار گرفته تا به اهل ایمان کمک کند. پس امتی که ترس از کساد اقتصادی به دلیل کساد تجارت خارجی و محدودیتهای اعمالی دشمنان مستکبر جهانی دارد: ﴿وَتِجَـٰرَةٌۭ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا﴾[۸۳]، میبایست به خدا امیدوار باشد که مشیت الهی فوق هر اراده و مشیتی است و خدا از جایی که انسان گمان نمیکند او را بینیاز میکند و به فضل و امدادهای غیبی خویش مشکلات اقتصادی را همانند مشکلات و محاصره نظامی نیز بر میدارد؛ این آیات به صراحت از امدادهای غیبی در مسایل گوناگون نظامی و اقتصادی سخن به میان آورده است؛ در حالی که بر اساس برآوردهای ظاهری و بسندگی به اسباب ظاهری هیچ موفقیت و پیروزی نمیبایست نصیب مؤمنان شود؛ اما اسباب معنوی که در راس آن امدادهای غیبی خدا به مؤمنان قرار دارد، نه تنها مشکلات را بر طرف کرد، بلکه مؤمنان را پیروز و موفق گردانید و بینیازی اقتصادی را برای آنان رقم زد.[۸۴]
عوامل و اسباب معنوی در جهش اقتصادی
اگر بخواهیم جهش در تولید و اقتصاد را تجربه کنیم میبایست افزون بر اسباب مادی و ظاهری، به اسباب معنوی نیز توجه داشته باشیم، این اسباب معنوی شامل امور بسیاری است که برخی از آنها عبارتند از:
- ایمان: از مهمترین عوامل و اسباب معنوی که در هر کاری از جمله اقتصاد میتواند تاثیر مثبت و مستقیم داشته باشد ایمان است؛ زیرا ایمان در کنار عمل صالح موجب میشود تا خدا برکات را بر آن امت سرازیر کند.[۸۵]
- تقوای الهی: در کنار ایمان، تقوای الهی بسیار نقش دارد. این تقوای الهی همان حرکت بر مدار ومحور دین اسلام و آموزههای وحیانی آن است که تحقق بخش عبادت واقعی است. این گونه است که برکات و رشد اقتصادی و جهش تولید و مانند آن در یک امت تحقق مییابد و خدا به شکل خاص به آنان عنایت میورزد.[۸۶]
- امنیت فراگیر و جامع: از دیگر عوامل مؤثر در رشد و جهش تولید و اقتصاد میتوان به امنیت اشاره کرد؛ زیرا هر گونه اختلال در امنیت اجتماع یا افراد مانند فقدان امنیت روانی در یک امت عامل کاهش رشد اقتصادی یا حتی کساد و رکود اقتصادی است. بنابراین، میبایست به عامل معنوی امنیت بسیار توجه شود. شکی نیست که امنیت حقیقی از نظر قرآن در سایه ایمان پدید میآید؛ زیرا ریشه ایمان همان امنیت است که با تعالیم عبادی اسلام و عمل به آموزههای وحیانی آن تحقق مییابد. پس هر کسی رشد اقتصادی و جهش تولید میخواهد میبایست به ایمان به خدا و امنیت نشات گرفته از آن توجه خاص کند. البته امنیت فراگیر مادی و ظاهری و نظامی و مانند آنها نیز متاثر از همین ایمان است.[۸۷]
- عقلانیت: از نظر آموزههای وحیانی «تعقل» یکی از اسباب معنوی در توفیق و موفقیت است؛ به این معنا اگر کسی بخواهد در کاری موفق باشد، میبایست از عنصر معنوی «عقلانیت و تعقل» بهره گیرد و در محاسبات خویش «حق و خدا» را در مد نظر قرار دهد؛ زیرا کسی که تعقل نمیوزرد گوش به برنامههای مبتنی بر حقمحوری و خدامحوری نمیدهد و چنان به اسباب مادی و ظاهری توجه دارد که گوش جان به برنامه و سخنان نمیسپارد و اگر بشنود آن را جامه عمل نمیپوشاند، بلکه به این سخنان و برنامهها پشت میکند.[۸۸] مدیریت اقتصادی کشور و امت میبایست در دست عقلایی باشد که با عقلانیت خویش منابع ثروت از مادی و معنوی و ظاهری و باطنی را به خدمت میگیرند تا مشکلات را از پیش رو بر دارند و در تحریمها و خشکسالیها امت را به سلامت از گردنه مشکلات عبور داده و به دشت آرامش و آسایش برسانند.[۸۹]
- جهاد در راه: کسانی به امداد غیبی دست مییابد که جهاد در راه خدا را در برنامهریزی خویش مد نظر قرار دهند؛ زیرا کسانی که در راه خدا هر کاری را انجام میدهند، خدا با «معیت» خویش آنان را به سر انجام مقصد و مقصود میرساند.[۹۰] پس اگر امتی بخواهد در کار جهش تولید و اقتصاد موفق باشد، میبایست با خدا معامله کند و جهاد در راه خدا را به عنوان یک فرهنگ در خود نهادینه سازد و با تفکر جهادی و بسیجی به میدان کارزار اقتصادی گام بگذارد تا توفیق الهی رفیق راه اقتصادی او شود.
- امید به خدا: دست یابی به توفیق الهی نیازمند امید به خدا است؛ زیرا کسی که به خدا امیدی ندارد و از او مایوس است، در هر کاری که وارد شود نمیتواند موفقیتی کسب کند. بنابراین، لازم است که با جهادگران عرصه تولید با امید به خدا در کار اقدام کنند و امیدوار باشند که از امداد و توفیقهای الهی بهره مند میشود و خدا با «معیت» خویش آنان را یاری میرساند. در آیات قرآنی بارها از این امر سخن به میان آمده است؛ چنان که حضرت موسی(ع) در اوج تنهایی تنها با امید به خدا از معیت الهی بهره مند شد و خدا او را در کارهایش موفق و سربلند ساخت.[۹۱]
- دعا و نیایش: انسان میبایست با ذکر الهی و دعا و نیایش پیوند خویش را با خدایی حفظ کند که همه هستی در اختیار اوست و اگر بخواهد آتش را گلستان میکند و اسباب را از اسباب بودن خارج میسازد و بیاسبابی پیروزی را رقم میزند. مؤمنان در هر کاری از جمله اقتصادی میبایست دست به دعا بردارند و با اتصال به منبع لایزال قدرت و ثروت و عزت از او بخواهند تا با اسباب یا بیاسباب آنان را موفق سازند؛ چراکه خزائن هستی در اختیار خدا است.[۹۲]
- عبادت: بیگمان استعانتجویی خالصانه از خدا نیازمند عبادتی خالصانه است. بنابراین، مؤمنانی که خالصانه خدا را عبادت میکنند و در عبادت شرک نمیوزند، خدا را به عنوان همه کاره هستی میپذیرند و تنها به او امید میبندند؛ زیرا میدانند که تنها اوست که اسباب ساز است و به اسباب قدرت تاثیر میدهد؛ وگرنه اگر مشیت و اذن الهی نباشد هیچ سببی تاثیری نخواهد داشت؛ چنان که آتش بر ابراهیم(ع) تاثیری نداشت.[۹۳]
- شکر: از عوامل معنوی موفقیت و پیروزی، شکرگزاری زبانی و عملی است؛ کسی که شکر میگذارد خدا نه تنها به نعمت میافزاید، بلکه سعه صدری در دل او قرار میدهد که موجب افزایش قدرت و توان او شده و مشکلات را به سادگی از پیش رو بر میدارد.[۹۴]
- انفاقات مالی و نماز: کسی که انفاقات مالی دارد و نماز میگذارد، از امدادهای الهی بهره مند میشود و خدا به او یاد میدهد تا چگونه کارهای خیری را انجام دهد که موفقیت او را موجب میشود. در حقیقت امدادهای غیبی از طریق القاء و حتی وحی غیر تشریعی پیامد قرار گرفتن در مسیر توحید و هدایتهای الهی است که با انجام کارهای نیک و اعمال صالح از جمله انفاقات مالی و نماز همراه میشود.[۹۵] از نظر قرآن، انفاقات مالی حتی از سوی کسانی که مشکل اقتصادی دارند خود موجب رشد اقتصادی میشود و انفاق مالی به عنوان یک عامل معنوی در بهبود اقتصاد خانواده و امت تاثیر مستقیم دارد.[۹۶]
- توکل: از نظر قرآن، توکل بر خدا یکی از مهمترین عوامل معنوی در بهرهمندی از امدادهای غیبی است. اصولا توکل موجب افزایش روحیه در متوکلین[۹۷]، شهامت و شجاعت در اقدام عملی[۹۸]، استقامت و صبوری در برابر مشکلات و مصیبت ها[۹۹]، کفایت امور از سوی خدا[۱۰۰]، بهرهمندی از فضل و عنایت خاص الهی[۱۰۱]، استعانتجویی فقط از خدا[۱۰۲] و مانند آنها میشود که خود مهمترین عامل معنوی در پیروزی و موفقیتها در هر کاری است. در فعالیت اقتصادی توکل میتواند به عنوان موتور اصلی فعالیتهای جهادگران مؤمن در عرصه تولید وجهش اقتصادی باشد.
- استغفار و توبه: از نظر قرآن، از دیگر عوامل مؤثر معنوی میبایست به استغفار و توبه اشاره کرد که بستر رشد اقتصادی و موفقیت و جهش تولید و مانند آنها میشود.[۱۰۳]
- استقامت بر دین اسلام: مؤمنانی که بر دین استقامت میورزند و از اصول بنیادین آن کوتاه نمیآیند خدا از طرق مختلف به ایشان امداد میرساند و مشکلات ایشان را حل و فصل میکند.[۱۰۴]
- عمل به اسلام: از نظر قرآن، اسلام به عنوان فلسفه و سبک زندگی الهی مطرح است و اگر کسی بخواهد مواهب الهی در دنیا و آخرت بهره مند شود میبایست به اسلام به این عنوان توجه و اهتمام ورزد. بر این اساس، هر گونه گریز از اسلام و شرایع آسمانی آن میتواند عامل مشکلات گوناگون از جمله اقتصادی باشد. برای رهایی از مشکلات و نیز بهرهمندی از امدادهای غیبی الهی میبایست عمل به اسلام در همه شرایع الهی در دستور کار قرار گیرد.[۱۰۵].[۱۰۶]
مانعزدایی از قوانین بازدارنده جهش اقتصادی
قرآن، با توجه به شرایط عادی و غیرعادی به دو حالت اساسی «عادی» و «بحرانی» توجه داشته و قوانین خاصی برای هر یک از حالات بیان کرده است؛ زیرا قوانین نمیتواند برای همه حالات یکسان باشد؛ چراکه یکسانی قوانین برای همه حالات نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه مشکل زا میشود. به سخن دیگر، امور هستی بهگونهای است که نمیتوان همه قوانین را در قالب قوانین ثابت ساماندهی کرد؛ بلکه با توجه به «تغییر» در امور هستی از جمله نفوس انسانی[۱۰۷] لازم است تا بر اساس شرایط و مقتضیات زمان و مکان عمل شود؛ زیرا در شرایطی ممکن است موضوعی، حکمی داشته باشد و در شرایط دیگر حکمی دیگر. از همین رو در اسلام امری بهعنوان اجتهاد بیان میشود تا احکام با توجه به تغییرات و مقتضیات زمان و مکان، در چارچوب اصول قطعی و منابع کتاب و سنت معصومان(ع) استنباط شود. بر اساس همین فرق میان امور جهان و جان و جامعه، قوانین در دو دسته «ثابت» و «متغیر» ساماندهی شده است و حتی آموزههای وحیانی آسمانی از زمان حضرت آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) با آنکه در کلیات، ثابت و غیرمتغیر است؛ اما در جزئیات «متغیر» است.[۱۰۸]
در طول تاریخ ادیان، برای هر شرایط زمانی و مکانی و تغییرات در موضوعات، احکام مناسب در قالب شرایع وضع شده است. و با توجه به شرایط «فردی» و «تغییرات» در آن، قوانین متفاوتی معین شده است. بهعنوان نمونه در آیات قرآن، با توجه به اموری چون طاقت نوع انسان بلکه هر فرد انسانی و استطاعت آنان، قوانین وضع شده است؛ به طوری که قوانین اسلامی هرگز بهگونهای نیست که بیرون از طاقت نوع بشر باشد و یا انسان را به عسر و حرج اندازد یا ضرری را به نوع بشر وارد سازد. این قوانین حتی به حالات فردی توجه داشته است، بهگونهای که اگر شخص در شرایطی مانند سلامت، طاقت و استطاعت انجام تکلیفی را داشته باشد، اموری چون نماز و روزه برای او واجب میشود؛ اما در شرایط بیماری، شخص مجاز است تا روزه نگیرد یا نمازش را مثلا نشسته بخواند یا مثلا در شرایط سفر روزه واجب نیست و نماز شکسته میشود.[۱۰۹]احکام مختلف برای شرایط گوناگون سفر و حضر یا جنابت و غیرجنابت و مانند آنها بیانگر آن است که نمیتوان برای همه شرایط یک حکم را بیان و بر اساس آن عمل کرد؛ یعنی همان طوری که برای آمبولانس و آتشنشانی، لازم است تا بر اساس شرایط بحرانی، احکام خاص رفت و آمد وضع کرد، برای شرایط خاص اجتماعی واقتصادی و مانند آنها میبایست قوانین متغیر داشته باشیم؛ زیرا اگر اینگونه عمل نشود، یا مردم در عسر و حرج میافتند که در نهایت طغیان و خیانت کرده یا با عبور از قوانین و دور زدن آن، قوانین را نادیده میگیرند؛ اینگونه است که دیگر قوانین از سوی فرد یا اجتماع رعایت نمیشود یا به سختی و کراهت اعمال میشود که خود در بلندمدت آسیبزا و مشروعیتزدا خواهد شد.
به هر حال، برای شرایط گوناگون عادی و بحران یا فعالیتهای انقلابی و جهادی لازم است تا قوانین خاص با توجه به متغیرات ارائه و وضع شود. این همان انعطاف در وضع قوانین و حتی گاه در اجرای قوانین است. به این معنا که شرایط «قسر» و «عسر» و «حرج» و «ضرر» میتواند قوانین را به تعطیلی بکشاند و اجرای آن را متوقف کند. پس هم در مقام قانونگذاری و هم در مقام قانونگزاری؛ قوای مقننه و مجریه در دو مرحله تقنین و اجرا باید به مسئله تغییر شرایط و مقتضیات توجه و اهتمام داشته باشند و انعطاف را مدنظر قرار دهند. در مسئله جهش اقتصادی که شرایط فراتر از حالت عادی و معمولی است، لازم است تا قوانین برای شرایط خاص همچون شرایط بحرانی یا جهادی وضع شود و همانطوری که دست عمل فرماندهان نظامی در میدان جنگ برای هرگونه کنش و واکنش علیه دشمن باز است، قوانین برای شرایط جهش اقتصادی نیز اینگونه وضع شود و قوانین دست و پاگیر حذف یا در شرایط جهش تعطیل شود و به جای آن قوانین اختصاصی وضع شود. این بدان معنا است که مسئولیت قوه مقننه در تحقق جهش اقتصادی یک مسئولیت اساسی و بنیادین است؛ زیرا تا قوانین خاص برای شرایط جهش اقتصادی وضع نشود، نمیتوان امیدی به جهش اقتصادی در کشور داشت.[۱۱۰]
مانعزدایی از مدیریت انقلابی جهش اقتصادی
همانطوری که گفته شد، برای هر جهش اقتصادی لازم است تا قوای مقننه و مجریه برای شرایط غیرمعمولی ساماندهی شوند و قانونگذاران و قانونگزاران برای شرایط ویژه آماده شوند. پس همان طوری که قانونگذاران میبایست قوانین خاص ویژه جهش اقتصادی را تصویب کنند، قانونگزارانی برای اجرای این قوانین انتخاب و گزینش شوند که بتوانند برای شرایط جهشی وارد میدان عمل شوند؛ چراکه با مدیریت کارگزاران معمولی و عادی نمیتوان امید به فعالیت جهادی داشت که بتواند جهش اقتصادی را بیافریند. با نگاهی به آموزههای قرآنی، دانسته میشود که برای هر شرایطی لازم است قوانین ویژهای وضع شود و نیز برای هر شرایطی مدیران و کارگزاران خاصی به کار گرفته شود. حضرت یوسف(ع) برای شرایط بحرانی خشکسالی، خواهان مدیریت خاصی میشود که بتواند بحران را مدیریت کرده و از آن به سلامت عبور کند. اینگونه است که شاه مصر در تفویض حکم نخستوزیری برای حضرت یوسف(ع) دست ایشان را برای تقنین و اجرا باز میگذارد تا ایشان با قوانین متغیر و اختیارات لازم بتواند بحران را مدیریت کند. اینگونه است که آن حضرت(ع) نه تنها بحران اقتصادی کشور را مدیریت میکند، بلکه با جهش اقتصادی که ایجاد میکند میتواند صادرات به دیگر کشورها را در زمانه بحران خشکسالی عملی کند.[۱۱۱].[۱۱۲]
اقدام علی(ع) برای انتخاب مدیران برای شرایط مختلف
امیرمؤمنان علی(ع) بر این باور است که برای هر شرایطی لازم است تا اشخاص خاصی عهدهدار مسئولیت شوند؛ از همین رو محمد بن ابی بکر را برای دوران صلح به مصر میفرستد[۱۱۳]، ولی وقتی شرایط تغییر میکند و در بحرانهای جنگ و توطئههای معاویه و عمرو عاص، مالکاشتر را جایگزین میکند. امیر مؤمنان علی(ع) پس از جنگ نهروان، قیس بن سعد استاندار سابق مصر را به حکومت آذربایجان و مالکاشتر نخعی را به حکومت جزیره[۱۱۴] به مرکزیت نصیبین منصوب کرد؛ امّا چون از اوضاع بحرانی مصر و توطئههای فزاینده داخلی و خارجی ضد محمد بن ابی بکر با خبر شد، تصمیم گرفت مالکاشتر را که فرماندهای کاردان و زبده عالم سیاست و نبرد بود، به جای او بفرستد و محمد را در جایی آرامتر منصوب کند. بدین جهت مالکاشتر نخعی را به کوفه فرا خواند و با نوشتن عهدنامه معروف وی را به حکومت سرزمین مصر منصوب کرد. معاویه از این امر آگاه شد و جاسوسان و نفوذیهای متعددی در سر راه مالکاشتر به کمین گذاشت و سرانجام این فرمانده رشید و بیبدیل امیرمؤمنان(ع) را به دست یکی از نفوذیهای خود مسموم و در ناحیه قلزم[۱۱۵] و یا عریش، غریبانه به شهادت رسانید.
امام علی(ع) که از شهادت مالکاشتر بسیار اندوهگین و متأثر شده بود، نامهای به محمد بن ابی بکر نوشت و یادآوری کرد که فرستادن مالکاشتر به جانب مصر، بهخاطر عدم رضایت از محمد بن ابی بکر نبود، بلکه علت این امر، توانایی بیشتر و قدرت بالای مالکاشتر در خنثی کردن توطئههای معاویه و دشمنان داخلی بود. امیرمؤمنان(ع) در نامه دوم خویش به محمد ابن ابی بکر پس از شهادت مالکاشتر مینویسد: «… به من گزارش نمودهاند که از اعزام مالکاشتر به جانب مصر رنجش خاطر پیدا کردهای، ولی من این کار را نه به این جهت انجام دادهام که تو در انجام مأموریت خود کوتاهی کردهای. اگر تو را از فرمانداری مصر معزول میدارم، در عوض کارگزار جایی قرار میدهم که اداره آنجا چندان سخت نخواهد بود و حکومت آن ناحیه برایت جالبتر خواهد بود. شخصی را که برای فرمانروایی مصر برگزیده بودم، نسبت به ما خیرخواه و نسبت به دشمنان سختگیر بود، خدا او را رحمت کند که دوران زندگی خود را سپری کرد و مرگ را ملاقات نمود درحالی که ما از او راضی بودیم خداوند نیز از او راضی گردد و پاداش او را مضاعف سازد. [۱۱۶]
بنابراین، در شرایط خاص میبایست از افراد انقلابی و جهادی بهره گرفت؛ چراکه با مدیران غیرانقلابی و غیرجهادی نمیتوان تحول بنیادین را ایجاد کرد؛ چنانکه در شرایط جنگی نمیتوان با مدیریت غیرانقلابی و جهادی کاری را از پیش برد؛ پس همان طوری که برای شرایط جنگی لازم است تا طالوت و داوود به میدان وارد شوند و سر رشته امور را در دست گیرند[۱۱۷]، لازم است تا مدیران جهادی و انقلابی برای جهش اقتصادی انتخاب و به کار گرفته شوند تا بتوانند به دور از هرگونه خستگی و ملال با نهایت توان و ظرفیت خویش و دیگران، فعالیتهای اقتصادی را به شکلی پیش برند که موجب پیشرفت و توسعه شود و شکوفایی و رشد اقتصادی را به دنبال داشته باشد؛ چنانکه انتخاب یوسف(ع) انقلابی کاردان برای مصر نه تنها موجب عبور از بحران شد، بلکه رشد و شکوفایی اقتصادی را نیز به دنبال آورد.[۱۱۸].[۱۱۹]
مانعزدایی از تأمین مالی جهش اقتصادی
بر اساس آموزههای قرآن، برای عبور از شرایط استثنایی و بحرانی یا تحقق جهش اقتصادی و شکوفایی آن میبایست همان طوری که در حوزههای تقنین و اجرا شرایط خاص مدنظر قرار گیرد و قوانین خاص و مدیریت انقلابی و جهادی جایگزین مدیریت در زمان صلح و شکوفایی شود، لازم است تا منابع مادی و مالی برای جهش اقتصادی فراهم آید تا مدیریت جهادی و انقلابی با منابع مادی و مالی مورد نیاز بتواند جهش را تحقق بخشد. بر همین اساس است که حضرت یوسف(ع) بهعنوان برجستهترین نماد مدیریت انقلابی و جهادی لازم میبیند تا منابع مالی به شکل کامل در اختیار برنامهها و سیاستهایی باشد که برای عبور از بحران اقتصادی و جهش اقتصادی لازم است. خدا بصراحت درباره این درخواست حضرت یوسف(ع) از مسئولان وقت کشور مصر و شاه آن منطقه سخن به میان آورده است. حضرت یوسف(ع) میفرماید: مرا بر خزانه های این سرزمین بگمار که من نگهبانی دانا هستم و بدین گونه یوسف را در سرزمین مصر قدرت دادیم که در آن هر جا که میخواست سکونت میکرد. هر که را بخواهیم به رحمت خود میرسانیم و اجر نیکوکاران را تباه نمی سازیم.[۱۲۰]
از این آیات به دست میآید که لازم است برای «جهش اقتصادی» و عبور از هرگونه بحران اقتصادی، مدیریت انقلابی و جهادی از تمکن مالی نیز برخوردار باشد و همه امکانات مادی و منابع مالی در اختیار ایشان قرار گیرد تا بهعنوان فرمانده جهش اقتصادی اقدامات مناسب را برنامهریزی و اجرایی کند بیآنکه مانع مالی و سرمایه در تأمین منابع برای او فراهم باشد. حضرت یوسف(ص) با برخورداری از علم اقتصادی و در اختیار گرفتن منابع مالی در عین امانت و حفاظت بر آن، توانست نه تنها بحران اقتصادی را مدیریت کند بلکه جهش اقتصادی و شکوفایی و رشد را برای سرزمین مصر رقم بزند. نکتههایی که قرآن برای آن تأکید دارد، در اختیار گرفتن منابع مالی از سوی شخصی است که تعهد و تخصص را با هم دارد و میتواند با دانش کامل اقتصادی نه تنها منابع مالی را هدر ندهد، بلکه آن را به شکل درست بکار گیرد و مشکلات اقتصادی کشور را حل و فصل کند. اینگونه است که اجازه نمیدهد تا کسی دست به بیتالمال دراز کند یا خود در امانت خیانت کند. البته از آیات قرآن به دست میآید که شاه مصر به سادگی تن به پذیرش سلطه مطلقه ایشان بر امور کشور به ویژه امور اقتصادی نداده؛ زیرا مسائل اقتصادی مایه قوام اجتماع است و هرگونه شکست در این زمینه پایههای مشروعیت سیاسی را تهدید کرده و بحران سیاسی را موجب میشود. شاه مصر زمانی منابع مالی و امکانات کشور را در اختیار ایشان میگذارد که برای وی احراز صلاحیت میشود؛ زیرا خدا در قرآن در اینباره میفرماید: و پادشاه گفت او را نزد من آورید تا وی را خاص خود کنم پس چون با او سخن راند گفت تو امروز نزد ما با منزلت و امین هستی.[۱۲۱]
پس اگر در برابر درخواست حضرت یوسف برای در اختیار گرفتن «خزائن الارض»[۱۲۲]، شاه اجازه نامه صادر میکند و او را قدرت میبخشد تاهرگونه تصرفاتی را در منابع مالی کشور داشته باشد و از خزینه کشور هزینه کند، زمانی است که با آزمون و حتی مصاحبه حضوری در قالب مکالمه به این معنا دست مییابد که ایشان فردی امین است که میتواند قدرت از جمله قدرت اجرایی و اقتصادی کشور را در دست گیرد و مشکلات و بحرانهای آینده را حل و فصل کند. به هر حال، برای عبور از بحرانها از جمله بحران اقتصادی بر اثر تحریمها یا خشکسالی یا عوامل دیگر همچون بیماریهای واگیر جهانی و جنگها و شورشها لازم است تا موانع «مدیریت اقتصادی» در همه ابعاد از جمله قوانین و مدیریت و منابع برداشته شود و زمینه برای مدیریت بحران بلکه جهش اقتصادی و رشد و شکوفایی آن فراهم آید. بنابراین، جهش اقتصادی در سایه همکاری و همدلی و همراهی همه قوای کشور در حوزههای گوناگون ضرورتی بایسته است که باید به آن توجه و اهتمام داشت؛ زیرا کمترین بیتوجهی به این امور نه تنها جهش اقتصادی را با مانع جدی مواجه میسازد، بلکه روند طبیعی اقتصاد و رشد و شکوفایی را مختل میکند.[۱۲۳]
تعاون دولت – ملت در چارچوب تقوا و نیکی
نظام سیاسی ولایی، نظام برآمده از اصول آموزههای وحیانی قرآن، برای ایجاد یک اجتماع برتر الهی در میان بشر است. اصول این نظام سیاسی همانند اصول ثابت امت اسلامی، حرکت در چارچوب «تقوا» و «برّ» است که خدا در آیات قرآنی بیان کرده است.[۱۲۴] با نگاهی کلی به آیات قرآنی معلوم میشود که «تقوا» حوزه و ساحت بسیار وسیع و گسترده ای را در بر میگیرد که شامل اموری همانند «عدالت قسطی»، «عفو و احسان»، «انفاقات مالی»، «استعمار و آبادانی زمین»، نظم اجتماعی در ساختار «عرف و معروف» و مانند آنها را در بر میگیرد. همچنین واژه «برّ» نوعی دریادلی است که به سبب وضع لغوی شامل گستره ای گسترده از انواع کارهای نیک میشود که هیچ محدودیتی را در خود نمیپذیرد. این گونه است که همه ساحات فکری، رفتاری، دنیوی، اخروی، مادی، معنوی و مانند آنها را میتوان تحت دو کلمه «تقوا و برّ» ساماندهی کرد. به عنوان نمونه «اطاعت از قوانین حکومتی و حاکمیتی دولت اسلامی» و پرهیز از «عصیان و معصیت» از این قوانین بخشی از «تقوا و برّ» است که «تعاون» و معاونت در آن به عنوان یک فرمان و امر الهی به شکل واجب مطرح شده است.[۱۲۵]
خدا میفرماید: ﴿وَتَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْبِرِّ وَٱلتَّقْوَىٰ وَلَا تَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ﴾[۱۲۶] در جایی دیگر در تبیین و تشریح همین حکم نیز میفرماید: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نُهُوا۟ عَنِ ٱلنَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا۟ عَنْهُ وَيَتَنَـٰجَوْنَ بِٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَمَعْصِيَتِ ٱلرَّسُولِ وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ وَيَقُولُونَ فِىٓ أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ * يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا تَنَـٰجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَـٰجَوْا۟ بِٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَمَعْصِيَتِ ٱلرَّسُولِ وَتَنَـٰجَوْا۟ بِٱلْبِرِّ وَٱلتَّقْوَىٰ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِىٓ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾[۱۲۷]
پس از نظر قرآن، مخالفت امت با فرمان امام و دولت اسلامی در نظام سیاسی ولایی به معنای مخالفت با فرمان «تعاون» در کارهای خیر و تقوا است. به سخن دیگر، اگر موفقیتی برای امت و امام در عرصههای گوناگون معنوی، مادّی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مانند آنها است، همگی در گرو تعاون و همکاری دولت – امت است. خدا در آیات قرآنی بیان میکند که «تعاون» در ساحات گوناگون میتواند موجب تغییرات شگرف شود و اوضاع را به طور کلی و کامل دگرگون سازد. البته تعاون در دو سویه «مثبت و منفی» چنین آثاری را به جا میگذارد و هیچ اختصاصی به تعاون در امور خیر ندارد؛ چراکه تعاون در کارهای بد نیز موجب تغییرات شگرف در عرصههای گوناگون میشود.
برخی از ساحاتی که تعاون در کارهای بد و خوب در آنها تاثیرات مستقیم و شگرفی به جا میگذارد، عبارتند از:
- نظم اجتماعی: از نظر قرآن، تعاون اجتماعی موجب «نظم و انتظام اجتماعی» است؛ زیرا مردم با تعاون و اجرای مقررات و قوانین میتوانند تنشها و چالشها را کاهش داده و یا بزدایند که نتیجه آن نظم و انتظام اجتماعی و کاهش درگیری و مراجعه به محاکم قضایی و داوری است.[۱۲۸]
- فروپاشی اجتماعی: همان طوری که تعاون اجتماعی میتواند نظم و انتظام اجتماعی را در سایه اجرای قوانین و مقررات پدید آورد، همچنین در شکل تعاون بر «عدوان و اثم» میتواند، نظم و انتظام را از میان بردارد و اجتماع و امت را با چالشهای عظیم فکری و فرهنگی مواجه سازد؛ زیرا جایگزینسازی مثلا رفتارهای ارزشی و هنجاری با رفتارهای نابهنجار و ضد ارزشی موجب میشود تا چالشها و تنشها در امت افزایش یابد و مشکلات عدیده ای را در همه ساحات دیگر اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی موجب شود.[۱۲۹] خدا در آیه ۸۵ سوره بقره نشان میدهد چگونه گروهی از بنیاسرائیل، در قتل و اسارت یکدیگر همکاری و تعاون داشتند و اجتماع را به سوی خشم الهی و مجازات سوق دادند، به طوری که یکی از عوامل اصلی فروپاشی امت یهودی و سرگردانی آنان در جغرافیای زمین همین مسأله بوده است.
- ایمان و کفر: از نظر قرآن، در امور معنوی مانند ایمان و تقوا، تعاون نقش اساسی دارد؛ زیرا کسانی که ایمان کامل دارند و تفکیکی در ایمان ایشان نسبت به امور نیست، در رفتارهای اجتماعی نیز صادقانه و درست عمل میکنند؛ در حالی که تبعیض در ایمان موجب میشود تا در رفتار اجتماعی نیز رفتارهای تبعیض آمیز و گناه الودی داشته باشند.[۱۳۰] خدا در قرآن میفرماید ممکن است که برخی به قصد «ظهیر» و پیشتبانی از یک دیگر در عرصههای گوناگون وارد شوند که البته ممکن است موفقیتی برای آنان نداشته باشد، چنان تعاون و همکاری جن و انس برای آوردن «مثل قرآن» از این دست موارد است.[۱۳۱]
- مناسک و اعمال عبادی: خدا در قرآن بیان میکند که تعاون در کارهای نیک و تقوایی موجب میشود تا مردم در انجام و اجرای مناسک به دوراز هر گونه مشکل و چالشی به آن اقدام کنند و مقدسات خود را تکریم و احترام نمایند؛ در حالی که تعاون در کارهای بد و تجاوزگری موجب میشود که انسان در تکریم مقدسات و نیز اجرای مناسک با چالشهای جدی مواجه شود.
- جهاد و جنگ: تعاون در حوزههای نظامی میتواند در قالب دفاع از حق و مظلوم و مستضعف یا در دفاع از باطل و ظالم و مستکبر باشد؛ یعنی تعاون در کارهای خوب و بد که آثار متفاوت آن کاملا روشن است.[۱۳۲]تعاون مردم با ذوالقرنین برای ساخت سد دفاعی از جمله فعالیتهای مؤثر نیک است که در قالب تعاون آثار و برکات مفیدی برای امت داشت.[۱۳۳] همچنین خدا در قرآن به مؤمنان هشدار میدهد که نمیبایست برای تجاوزگری با یک دیگر یا دیگران همکاری و تعاون داشته باشند.[۱۳۴]
نقش فلسفه زندگی در تعاون دولت – ملت در ساحتهای گوناگون
در آیات قرآنی موفقیتهای بزرگ منوط به اموری شده است که از جمله آنها «ایمان و تقوا و برّ» در سایه تعاون و همکاری جمعی مؤمنان است. بسیاری از آیات که در آنها خدا «قوم» یا «امت» را در قالب «یا ایها المؤمنون» مطرح میکند، ناظر به این نکته است که موفقیت امت در این امور در گرو و رهن همکاری و تعاون اجتماعی و جمعی است.
به عنوان نمونه موفقیت امت در «تغییر سرنوشت جمعی امت ها» نیازمند «تغییر انفس مردم» است؛ زیرا زمانی سرنوشت امتی تغییر مییابد که اکثریت مردم آنان از نظر «فلسفه و سبک زندگی» تغییر کنند. البته چنان که گفته شد هر «تغییر اجتماعی» در گرو و رهن، «تغییرات اجتماعی جمعی» در «فلسفه و سبک زندگی» است. وقتی شاکله و شخصیت مردمی به گونه ای تغییر کرد که «تقوا و برّ» در میان آنان به شکل یک پدیده اجتماعی بروز کرد، به طور طبیعی آن امت نیز از فواید آن بهره مند شده و «نظم و انتظام اجتماعی» و همچنین «امنیت و آرامش» و نیز «آسایش و رفاه» برای آنان رقم میخورد. از همین روست که بارها در قرآن بر عنصر «تغییر انفس» تأکید خاص میشود که «تغییر در روان انسان»ها است؛ این تغییر مثبت که «فلسفه و سبک زندگی اجتماعی» مردم را سامان میدهد، موجب میشود تا «فضل» الهی نصیب آنان شود و انواع برکات و نعمتهای الهی از مادی و معنوی بر آنان سرازیر شود. خدا میفرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوْمٍۢ سُوٓءًۭا فَلَا مَرَدَّ لَهُۥ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ﴾[۱۳۵] همچنین میفرماید: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًۭا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ﴾[۱۳۶]
در جایی دیگر به اجتماع شهری به عنوان مجموعه همکار در کار خیر اشاره میکند و به نوعی «تعاون» را در تحقق آثار آن مورد تأکید قرار میدهد و میفرماید: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ ٱلْقُرَىٰٓ ءَامَنُوا۟ وَٱتَّقَوْا۟ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَـٰتٍۢ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ وَلَـٰكِن كَذَّبُوا۟ فَأَخَذْنَـٰهُم بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ﴾[۱۳۷]
بنابراین، وقتی امری خوب یا بد در میان امت و اجتماعی به شکل «ظاهر و پدیده اجتماعی» ظهور پیدا کرد، به این معنا است که «تغییر در انفس مردم» ایجاد شده است؛ چراکه هر کسی بر اساس «شاکله» خودش عمل میکند.[۱۳۸] این بدان معناست که هویت روانی اشخاص آن اجتماع متاثر از بینشها و نگرشها تغییر یافته است؛ زیرا سبک زندگی یعنی همان عمل هر امتی مبتنی بر «فلسفه زندگی» یعنی همان بینشها و نگرشهای آنان است. پس اگر در اجتماعی ظاهره و پدیدهایی چون گناه و خشونت و تجاوز و زنا گسترش یافت به این معنا است که فلسفه زندگی آنان تغییر یافته و تغییرات در «انفس» صورت گرفته است؛ همچنین اگر در امت و اجتماعی «تقوا و برّ و نیکی» گسترش یافت و پدیده اجتماعی شده به معنای تغییرات مثبت در «انفس» آن مردم است که در سبک زندگی آنان بروز و ظهور کرده است.[۱۳۹]
از آن جایی که دولت – ملت یک مجموعه ای متشکل از امت و امام است، به طور طبیعی هر پدیده اجتماعی به معنای تغییر در فلسفه زندگی آن امت است. همکاری دولت – ملت اگر بر اساس «تقوا و برّ» باشد به معنای آن است که آموزههای اسلامی در آن تقویت شده است؛ و اگر بر اساس «اثم و عدوان» باشد به معنای دوری از آموزههای وحیانی قرآن است.[۱۴۰]
ضرورت تعاون دولت – ملت در ساحات اقتصادی
در راستای جهش اقتصادی لازم است تا «تعاون علی التقوی و البرّ» در دستور کار امت و امام و دولت – ملت قرار گیرد؛ زیرا چنان که بیان شد بدون همکاری و تعاون جدی دولت – ملت نمیتواند تغییرات اساسی را ایجاد کرد.
در این راستا میبایست همان طوری که حضرت یوسف(ع) با «ملک مصر» با توجه به آمایش سرزمینی و میزان بودجه کشور، برنامهریزی کلان داشته و قوانین مناسب در تولید و توزیع و مصرف وضع کرده و به شدت آن را به مورد اجرا گذاشتهاند که از جمله «سهمیه بندی و قسط بندی» درآمدها و محصولات برای دست یابی قسطی همگان به آسایش و رفاه در اوضاع سخت خشکسالی است، همچنین دولت اسلامی میبایست قوانین و مقررات مناسب با اوضاع کنونی وضع کند به سختی به مورد اجرا گذارد تا منابع در مسیر درست مورد بهرهبرداری قرار گیرد و امکان سوء استفاده در هیچ مرحله ای از مراحل توزیع منابع، تولید، توزیع و مصرف وجود نداشته باشد.این نیز به معنای نظارت دقیق و اعمال حاکمیت قوی در همه مراحل است.
از سوی دیگر، این ملت است که میبایست نه تنها جهش تولید را برای عبور از بحران و سرمایهگذاری برای سالهای سخت در دستور کار قرار دهد، بلکه به قوانین و مقررات تن دهد و به خود اجازه ندهد که قوانین را دور بزند و با کسانی در دور زدن آن همکاری کند.[۱۴۱]
اصولا اگر دولت امکانات بسیاری را به عنوان «امین ملت» در اختیار دارد به معنای آن نیست که از «تعاون» ملت بهره نگیرد؛ زیرا هرگز بدون همکاری و تعاون صادقانه ملت در «تقوا و برّ» نمیتوان امید موفقیتی را داشت.
به عنوان نمونه ذوالقرنین به عنوان یکی از دولتهای الهی که خدا در قرآن خدمات و فعالیت هایش را گزارش کرده است، میفرماید: ﴿قَالَ مَا مَكَّنِّى فِيهِ رَبِّى خَيْرٌۭ فَأَعِينُونِى بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا * ءَاتُونِى زُبَرَ ٱلْحَدِيدِ حَتَّىٰٓ إِذَا سَاوَىٰ بَيْنَ ٱلصَّدَفَيْنِ قَالَ ٱنفُخُوا۟ حَتَّىٰٓ إِذَا جَعَلَهُۥ نَارًۭا قَالَ ءَاتُونِىٓ أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًۭا﴾[۱۴۲]
از آن جایی که منابع بسیاری در اختیار دولت اسلامی است که از جمله آنها انفال و فیّ است، دولت اسلامی میبایست از منابع انسانی برای جهش تولید استفاده کند. البته «تعاون امت» با داراییهای خویش میتواند در تحقق جهش اقتصادی تسریع و تسهیل کند؛ البته این زمانی اتفاق میافتد که امت به «ایثار» برسد واین فرهنگ جهادی و ایثاری را در خود به نمایش بگذارد؛ شکلی نیست که چنین مرتبه ای تعاون زمانی اتفاق میافتد که امت به دولت باور و اعتقاد و اعتماد داشته باشد و بخواهد بر اساس فلسفه الهی برای آخرت در دنیا تلاش کند و «استعمار الارض» آبادانی آن را در کنار «انفاقات مالی» در عرصههای گوناگون جهاد اقتصادی، فرهنگی و نظامی وظیفه و تکلیف خویش بداند.[۱۴۳]
در حقیقت جهش چرخ تولید، نیازمند اهتمام قوای سه گانه مقننه و مجریه و قضاییه نسبت به ساماندهی بودجه، نظارت بر عملکرد دولت و مبارزه با فساد در همه بخشها و ساحات است. پس باید همه ارکان دولت اسلامی و صاحبان قدرت سیاسی در کشور برای حمایت از تولید و بهبود فضای کسب و کار در کنار هم قرار بگیرند تا رونق و جهش تولید رخ دهد. به سخن دیگر، بررسی چند باره ساختارها و تصویب قوانین به نفع تولید محورهای مهمی است که البته با مبارزه و مقابله با فساد اقتصادی و رانت بازی میتواند کمک کار جهش اقتصادی باشد. البته این بخش نخست آن است و بخش دوم تعاون امت و ملت با دولت برای تحقق این اهداف و برنامهها است.[۱۴۴]
منابع
- منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در رهن تجارت خارجی
- منصوری، خلیل، عوامل اساسی جهش اقتصادی
- منصوری، خلیل، عامل اصلی جهش اقتصادی
- منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در سایه استقامت
- منصوری، خلیل، اسباب معنوی در جهش تولید از نظر قرآن
- منصوری، خلیل، الزامات جهش اقتصادی از نگاه قرآن
- منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در سایه تعاون دولت ملت
پانویس
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در رهن تجارت خارجی.
- ↑ «ای مؤمنان! داراییهای یکدیگر را میان خود به نادرستی نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید بیگمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.
- ↑ ﴿ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾ «آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ﴾ «کسانی که کتاب خداوند را میخوانند و نماز را برپا میدارند و از آنچه روزیشان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند، به داد و ستدی امید بستهاند که هرگز زیان ندارد» سوره فاطر، آیه ۲۹.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «ای مؤمنان! آیا (میخواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان میبخشد؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید * تا گناهانتان را بیامرزد و شما را به بهشتهایی که از بن آنها جویبارها روان است و به جایگاههایی پاکیزه در بهشت برین درآورد؛ این همان رستگاری سترگ است» سوره صف، آیه ۱۰-۱۲.
- ↑ ﴿قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾ «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴.
- ↑ ﴿وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ﴾ «و چون داد و ستد یا سرگرمییی ببینند، بدان سو شتاب میآورند و تو را ایستاده رها میکنند؛ بگو: آنچه نزد خداوند است از سرگرمی و داد و ستد، نکوتر است و خداوند بهترین روزیدهندگان است» سوره جمعه، آیه ۱۱.
- ↑ ﴿رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ * لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾ «مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد؛ از روزی میهراسند که دلها و دیدهها در آن زیرورو میشوند * تا خداوند آنان را بهتر از آنچه انجام دادهاند پاداش دهد و با بخشش خویش به آنان پاداشی افزون بخشد؛ و خداوند به هر که بخواهد بیشمار روزی میرساند» سوره نور، آیه ۳۷-۳۸.
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در رهن تجارت خارجی.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾ «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.
- ↑ توبه، آیه ۲۴؛ فاطر، آیه ۲۹؛ صف، آیات ۱۰ تا ۱۲
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در رهن تجارت خارجی.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا﴾ «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سوگرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بیگمان خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾ «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.
- ↑ ﴿وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ﴾ «و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا﴾ «ای مؤمنان! داراییهای یکدیگر را میان خود به نادرستی نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید بیگمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.
- ↑ ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾ «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی میرسانیم؛ و زشتکاریهای آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱؛ ﴿وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا﴾ «و فرزندانتان را از ترس ناداری مکشید، ما به آنان و شما روزی میدهیم؛ بیگمان کشتن آنان گناهی بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۳۱.
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در رهن تجارت خارجی.
- ↑ ﴿وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾ «و به سوی مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که جز او خدایی ندارید، بیگمان برهانی از سوی پروردگارتان برایتان آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در این سرزمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید، این برای شما اگر مؤمن باشید بهتر است» سوره اعراف، آیه ۸۵؛ ﴿وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ﴾ «و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونهای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمیکنیم؛ و چون سخن میگویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید» سوره انعام، آیه ۱۵۲؛ ﴿الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ﴾ «آنان که چون از مردم پیمانه گیرند تمام پیمایند * و چون پیمانه دهند یا وزن کنند کم نهند،» سوره مطففین، آیه ۲-۳ و آیات بسیار دیگر
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾ «ای مؤمنان! چون روز آدینه گلبانگ نماز در دهند به یادکرد خدا بشتابید و خرید و فروش را وانهید! این برای شما اگر بدانید، بهتر است» سوره جمعه، آیه ۹؛ ﴿لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ﴾ «بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید پس چون از عرفات رهسپار شدید در مشعر الحرام خداوند را یاد کنید و او را همانگونه که رهنمودتان داده است فرا یاد آورید و بیگمان پیش از آن از گمراهان بودید» سوره بقره، آیه ۱۹۸؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾ «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانیهای بینشان و قربانیهای دارای گردنبند و (حرمت) زیارتکنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را میجویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید میتوانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ بقره، آیات ۲۸۲
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا﴾ «ای مؤمنان! داراییهای یکدیگر را میان خود به نادرستی نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید بیگمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.
- ↑ ﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾ «آنان که ربا میخورند جز به گونه کسی که شیطان او را با برخورد، آشفته سر کرده باشد (به انجام کارها) بر نمیخیزند؛ این (آشفته سری) از آن روست که آنان میگویند خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست و کارشان با خداوند است و کسانی که (بدین کار) باز گردند دمساز آتشند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۷۵؛ ﴿وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ * الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ﴾ «وای بر کمفروشان! * آنان که چون از مردم پیمانه گیرند تمام پیمایند * و چون پیمانه دهند یا وزن کنند کم نهند،» سوره مطففین، آیه ۱-۳؛ ﴿وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ﴾ «و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵ و آیات دیگر
- ↑ ﴿رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ﴾ «مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد؛ از روزی میهراسند که دلها و دیدهها در آن زیرورو میشوند» سوره نور، آیه ۳۷؛ ﴿فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾ «و چون نماز گزارده شد در زمین پراکنده شوید و (روزی خود را) از بخشش خداوند فرا جویید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره جمعه، آیه ۱۰؛ بقره، آیه ۲۸۲
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در رهن تجارت خارجی.
- ↑ ﴿مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾ «آنچه خداوند از (داراییهای) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است» سوره حشر، آیه ۷.
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در رهن تجارت خارجی.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾ «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانیهای بینشان و قربانیهای دارای گردنبند و (حرمت) زیارتکنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را میجویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید میتوانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲
- ↑ ﴿لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ﴾ «او را از پیش رو و پشت سر فرشتگانی پیگیرند که به فرمان خداوند، نگهبان ویاند. بیگمان خداوند آنچه را که گروهی دارند دگرگون نمیکند (و از آنان نمیستاند) مگر آنها آنچه را که در خویش دارند دگرگون سازند و چون خداوند برای گروهی بلایی بخواهد بازگشتی ندارد و آنان را در برابر وی سروری نیست» سوره رعد، آیه ۱۱؛ ﴿أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ «شکار دریا و خوراک آن بر شما حلال است تا شما و کاروانیان را بهرهای باشد و شکار خشکی تا در احرامید بر شما حرام است و از خداوند که به سوی وی گرد آورده میشوید پروا کنید» سوره مائده، آیه ۹۶.
- ↑ ﴿إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا﴾ «نیکان از پیالهای مینوشند که آمیخته به بوی خوش است * از چشمهای که بندگان خداوند از آن میآشامند آن را به خواست خود روان میسازند * به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۵-۹.
- ↑ یوسف، آیات ۴۷ تا ۵۵
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل اساسی جهش اقتصادی.
- ↑ ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾ «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا﴾ «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سوگرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بیگمان خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾ «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.
- ↑ ﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا﴾ «و چرا شما در راه خداوند نبرد نمیکنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.
- ↑ ﴿وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا﴾ «و داراییهایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کمخردان نسپارید و از در آمد آن، آنان را روزی و پوشاک رسانید و با آنان با زبانی شایسته سخن گویید» سوره نساء، آیه ۵.
- ↑ ﴿وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لَا يُعْجِزُونَ﴾ «و کافران هرگز نپندارند که پیش افتادهاند بیگمان آنان (ما را) به ستوه نمیآورند» سوره انفال، آیه ۵۹.
- ↑ ﴿فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ * لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ «بازماندگان (از جهاد در جنگ تبوک)، از خانهنشینی خویش در مخالفت با پیامبر شادمانی کردند و خوش نداشتند که با جان و مالشان در راه خداوند جهاد کنند و گفتند: در این گرما رهسپار نشوید؛ بگو: آتش دوزخ گرمتر است اگر در مییافتند * اما پیامبر و کسانی که با وی ایمان آوردهاند با مال و جان جهاد کردهاند و آنانند که نیکیها از آن آنهاست و آنانند که رستگارند» سوره توبه، آیه ۸۱ و ۸۸؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾ «کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیدهاند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کردهاند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رساندهاند دوستان یکدیگرند و کسانی که ایمان آورده و هجرت نکردهاند شما را با آنان هیچ پیوندی نیست تا آنکه هجرت گزینند و اگر از شما در دین یاری بجویند باید یاری کنید مگر در برابر گروهی که میان شما و آنان پیمانی است و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره انفال، آیه ۷۲.
- ↑ ﴿مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾ «آنچه خداوند از (داراییهای) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است» سوره حشر، آیه ۷.
- ↑ ﴿لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ * وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ «(بخشی از این غنیمتها) برای مستمندان مهاجری است که از خانهها و داراییهای خود، رانده شدهاند در حالی که بخشش و خشنودییی از خداوند را میجویند و خداوند و پیامبرش را یاری میکنند؛ آنانند که راستگویند * و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۸-۹.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل اساسی جهش اقتصادی.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾ «ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بینیاز میگرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.
- ↑ ﴿فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ * قَالَ كَلاَّ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ * فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ * وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الآخَرِينَ * وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ * ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِينَ * إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ﴾ «و چون دو دسته یکدیگر را دیدند، همراهان موسی گفتند: بیگمان ما گرفتار شدهایم! * (موسی) گفت: هرگز! به راستی پروردگارم با من است و مرا رهنمایی خواهد کرد * آنگاه به موسی وحی کردیم که با چوبهدست خود به دریا بزن! و دریا شکافت و هر پارهای چون کوه سترگ بود * و دیگران را به آنجا نزدیک گرداندیم * و موسی و هر که با وی بود همگان را رهاندیم * آنگاه دیگران را غرق کردیم * بیگمان در آن نشانهای است و بیشتر آنان مؤمن نبودند» سوره شعراء، آیه۶۱-۶۷.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل اساسی جهش اقتصادی.
- ↑ یوسف، آیات ۴۷ تا ۷۲
- ↑ ﴿وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا * وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا﴾ «و داراییهایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کمخردان نسپارید و از در آمد آن، آنان را روزی و پوشاک رسانید و با آنان با زبانی شایسته سخن گویید * و یتیمان را تا زمانی که توانایی زناشویی یافته باشند بیازمایید، پس اگر در آنان کاردانی یافتید، داراییهایشان را به آنان بازگردانید و آن را به گزافکاری و شتاب، از (بیم) اینکه بالغ گردند (و از شما باز گیرند) نخورید و هر کس از شما که توانگر باشد (در برداشت مزد سرپرستی) خویشتنداری کند و هرکس تنگدست باشد برابر عرف (از آن) بخورد؛ و هنگامی که داراییهای ایشان را به آنان باز میگردانید بر آنها گواه بگیرید و حسابرسی را خداوند، بسنده است» سوره نساء، آیه ۵-۶.
- ↑ ﴿قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ﴾ «(یوسف) گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل اساسی جهش اقتصادی.
- ↑ زخرف آیه ۱۴؛ اعراف، آیه ۱۵؛ شعراء، آیات ۱۵ و ۲۲۷
- ↑ اعراف، آیه ۱۷۹؛ جن، آیه ۱۵
- ↑ اعراف، آیه ۹۶؛ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳
- ↑ آلعمران، آیه ۲۰۰؛ بقره، آیات، ۱۵۳ تا ۱۵۷؛ نحل، آیه ۱۲۶؛ فصلت، آیه ۳۰
- ↑ منصوری، خلیل، عامل اصلی جهش اقتصادی
- ↑ مائده، آیه ۹۵؛ نساء، آیه ۵
- ↑ کهف، آیات ۸۲ تا ۹۵
- ↑ بقره، آیه ۲۰۱
- ↑ مائده، آیه ۹۵
- ↑ آل عمران، آیات ۱۹ و ۶۴ و ۸۵؛ مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳
- ↑ نساء، آیات ۵ و ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸
- ↑ احقاف، آیه ۱۳
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد! * ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در سایه استقامت
- ↑ فاطر، آیه ۱۵
- ↑ نحل، آیه ۶۸
- ↑ بقره، آیه ۲۵۵؛ آل عمران، آیه ۲
- ↑ فاطر، آیه ۱۵
- ↑ نور، آیه ۳۵
- ↑ فصلت، آیه ۳۰
- ↑ فصلت، آیه ۶؛ هود، آیه ۱۱۲
- ↑ اعراف، آیات ۸۸ و ۸۹
- ↑ یونس، آیه ۲۲؛ احقاف، آیات ۲۴ و ۲۵؛ مؤمنون، آیه ۱۸؛ کهف، آیه ۴۵ و آیات دیگر
- ↑ مائده، آیه ۲
- ↑ یوسف، آیه ۵۵
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در سایه استقامت
- ↑ یوسف، آیات ۴۵ تا ۵۵
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در سایه استقامت
- ↑ Food Security
- ↑ عرضه داخلی
- ↑ نگاه کنید به مقاله: کشاورزی و امنیت غذایی اولویت مهم امنیت ملی، افشین اسماعیلی فر؛ عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در سایه استقامت
- ↑ توبه، آیه ۴۰
- ↑ شعراء، آیه ۶۲
- ↑ «چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان را دوست میدارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۹.
- ↑ سوره توبه، آیه 24.
- ↑ منصوری، خلیل، اسباب معنوی در جهش تولید از نظر قرآن
- ↑ اعراف، آیه ۹۶
- ↑ بقره، آیه ۲۱؛ اعراف، آیه ۹۶؛ طلاق، آیات ۲ و ۳
- ↑ بقره، آیه ۱۲۶؛ نحل، آیه ۱۱۲
- ↑ انفال، آیات ۲۲ و ۲۳
- ↑ یوسف، آیات ۴۵ تا ۵۵
- ↑ عنکبوت، آیه ۶۹
- ↑ قصص، آیه ۲۲
- ↑ بقره، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸؛ اسراء، آیه ۱۰۰؛ یوسف، آیه ۵۵؛ منافقون، آیه ۷
- ↑ حمد، آیه ۵؛ انبیاء، آیه ۶۹؛ یونس، آیه ۱۰۷
- ↑ ابراهیم، آیه ۷؛ احقاف، آیه ۱۵
- ↑ انبیاء، آیه ۷۳
- ↑ بقره، آیه ۲۷۶؛ روم، آیه ۳۹؛ سبأ، آیه ۳۹؛ طلاق، آیه ۷
- ↑ آل عمران، آیه ۱۲۲
- ↑ یونس، آیه ۷۱؛ هود، آیه ۳۶
- ↑ ابراهیم، آیه ۱۲؛ نحل، آیات ۴۱ و ۴۲
- ↑ آل عمران، آیه ۱۷۳؛ نساء، آیه ۸۱
- ↑ آل عمران، آیات ۱۷۳ و ۱۷۴
- ↑ اعراف، آیات ۱۸۸ و ۱۸۹
- ↑ هود، آیات ۳ و ۵۳؛ نوح، آیات ۱۰ و ۱۱
- ↑ جن، آیه ۱۶
- ↑ مائده، آیه ۶۶
- ↑ منصوری، خلیل، اسباب معنوی در جهش تولید از نظر قرآن
- ↑ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳
- ↑ آلعمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳
- ↑ بقره، آیات ۱۸۳ تا ۱۸۵
- ↑ منصوری، خلیل، الزامات جهش اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ یوسف، آیات ۴۷ تا ۵۵
- ↑ منصوری، خلیل، الزامات جهش اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ بحارالانوار،علامه مجلسی، ج ۳۳، ص۵۳۳؛ أنساب الاشراف، بلاذری، بخش زندگی نامه وترجمة امیرالمؤمنین «ع»، ص۲۹۴ و ۳۱۰
- ↑ بین النهرین
- ↑ دریای سرخ
- ↑ أنساب الاشراف، بلاذری، بخش زندگی نامه وترجمة امیرالمؤمنین «ع»، ص۲۹۴ تا ۳۱۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۱ ص۶۱۶
- ↑ بقره، آیات ۲۴۶ تا ۲۷۰
- ↑ یوسف، آیات ۴۶ تا ۶۷
- ↑ منصوری، خلیل، الزامات جهش اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ یوسف، آیات ۵۵ و ۵۶
- ↑ یوسف، آیه ۵۴
- ↑ منابع مالی کشور مصر
- ↑ منصوری، خلیل، الزامات جهش اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ مائده، آیه ۲
- ↑ مائده، آیه ۲
- ↑ «و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ «آیا به کسانی ننگریستهای که آنان را از رازگویی باز میدارند سپس به آنچه از آن بازداشته شدهاند، باز میگردند و به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر، با هم رازگویی میکنند و چون نزد تو میآیند به گونهای تو را درود میگویند که خداوند آن گونه تو را درود نگفته است و با خویش میگویند: چرا خداوند برای آنچه میگوییم ما را عذاب نمیکند؟ دوزخ، آنان را بس، که به آن در میآیند و این پایانه، بد است * ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی میکنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده میشوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۸-۹.
- ↑ مائده، آیه ۱؛ بقره، آیه ۸۵
- ↑ مائده، آیه ۲؛ بقره، آیه ۸۵
- ↑ مائده، آیه ۲؛ بقره، آیه ۸۵
- ↑ اسراء، آیه ۸۸
- ↑ مائده، آیه ۲؛ بقره، آیه ۸۵؛ احزاب، آیات ۲۲ و ۲۶
- ↑ کهف، آیه ۹۵
- ↑ مائده، آیه ۲
- ↑ «بیگمان خداوند آنچه را که گروهی دارند دگرگون نمیکند (و از آنان نمیستاند) مگر آنها آنچه را که در خویش دارند دگرگون سازند و چون خداوند برای گروهی بلایی بخواهد بازگشتی ندارد و آنان را در برابر وی سروری نیست» سوره رعد، آیه ۱۱.
- ↑ «آن، از این روست که خداوند نعمتی را که به گروهی بخشیده است نمیگرداند تا آنان آنچه در خود دارند بگردانند و بیگمان خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۵۳.
- ↑ «و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
- ↑ اسراء، آیه ۸۴
- ↑ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ مائده، آیه ۹۶
- ↑ مائده، آیه ۲
- ↑ یوسف، آیات ۴۵ تا ۶۰
- ↑ «گفت: آنچه پروردگارم در آن مرا توانمند کرده بهتر است، بنابراین مرا با نیرویی (انسانی) یاری دهید تا میان شما و آنان دیواری بنا نهم * پارههای (بزرگ) آهن برایم بیاورید؛ تا هنگامی که میان دو کوه را (پر و) برابر کرد، گفت اکنون (در کورههای آتش) بدمید؛ تا هنگامی که آن (پارههای آهن) را آتش (گون) کرد، گفت: (اینک) برای من مس گداخته بیاورید تا روی آن بریزم» سوره کهف، آیه۹۵- ۹۶.
- ↑ حشر، آیات ۷ تا ۹؛ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۶۰؛ هود، آیه ۶۱ و آیات دیگر
- ↑ منصوری، خلیل، جهش اقتصادی در سایه تعاون دولت ملت