سوره صف در علوم قرآنی

مقدمه

شصت و یکمین سوره قرآن و صد و نهمین آن به ترتیب نزول، نازل شده در مدینه با موضوعات تسبیح حق، مذمت گفتار بدون عمل، دوست داشتن خدا نسبت به مجاهدین در راه خود، پیروزی و غلبه دین حق بر همه ادیان.

نام این سوره در آیه ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ[۱] آمده است. سوره صف، دارای ۱۴ آیه و ۲۲۶ کلمه و ۹۶۶ حرف است. از نظر حجم از گروه سوره‌های «طوال» و «مفصلات» و از سوره‌های نسبتاً کوچک و بخشی از یک حزب است. از سوره‌های هفت‌گانه «مسبحات» است که با تسبیح و نیایش الهی ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ آغاز می‌گردد.

این سوره مؤمنین را ترغیب به جهاد در راه خدا نموده است. و خبر می‌دهد که دین اسلام، نوری است درخشان از جانب خدای سبحان که کفار اهل کتاب می‌خواهند آن را خاموش کنند، ولی خدا نور آن را تمام می‌کند و دین خود را بر تمامی ادیان غلبه می‌دهد هر چند که مشرکین نخواهند. و محمد مصطفی (ص) همان پیامبری است که عیسی بن مریم (ع)، بنی‌اسرائیل را به آمدنش بشارت داد. پس بر مؤمنین است که او را اطاعت کنند و در راه خدا با اموال و جان‌های خود جهاد نموده، خدا را یاری کنند، تا خدای تعالی آنان را به سعادت رسانیده و یاری‌شان کند و در دنیا و آخرت فتح و پیروزی نصیب‌شان نماید.

مقاصد سوره

در این سوره، تسبیح و تقدیس خداوند، توبیخ کسانی که گفتارشان با کردارشان مطابقت ندارد، پیوستگی نهضت انبیاء و در طول هم بودن دین موسی و عیسی و محمد، پیروزی نهایی و قطعی دین اسلام محمدی و جهانگیر شدن نور آن و عبث بودن تلاش مخالفان برای جلوگیری از آن و تشویق انسان‌ها به ایمان به خدا، جهاد با مال و جان و انفاق در راه خدا که موجب آمرزش گناهان و سعادت دنیا و آخرت می‌باشد آمده است.

مهم‌ترین پیام این سوره آن است که دین موسی و عیسی (ع) در طول دین محمد (ص) است نه در عرض آن و اسلام حضرت محمد (ص) کامل‌ترین و آخرین دین الهی است که همگی پیروان راه حق، اعم از موسوی و عیسوی، باید از آن تبعیت کنند تا به رستگاری کامل برسند.

اسلام ناسخ سایر ادیان الهی است و پیروان ادیان دیگر موظفند که به دین اسلام ایمان بیاورند و اگر از روی عناد و لجاجت ایمان نیاورند گناهکارند و قضاوت درباره آنان با احکم الحاکمین است. نسخ، پایان یافتن زمانی چیزی را گویند. فقهاء و متکلمین اسلام، ادیان آسمانی دیگر را نسخ شده می‌دانند. آیه‌ها و حدیث‌هایی فراوان این دیدگاه را پشتیبانی می‌کند. برخی بر این باورند که شریعت‌های گذشته منسوخ نیست و هم اکنون پیروی از آنها رواست و از این رو، به وادی کثرت‌گرایی درافتاده‌اند، ولی آموزه‌های اسلامی پشتیبانی نسخ را می‌‌توان این‌گونه دسته‌بندی کرد:

  1. آمادگی و انتظار اهل کتاب بر آشکار شدن اسلام؛
  2. فراخواندن اهل کتاب به اسلام و اقامه دلیل بر اثبات حقانیت آن؛
  3. نکوهش اهل کتاب در صورت سرپیچی از اسلام؛
  4. وعده پیروزی اسلام بر جملگی ادیان که در سوره صف ذکر شده است.

«شریعت راهی است که برای هر یک از امت‌ها و پیامبرانی که بدان مبعوث شده‌اند آماده شده و اخص از دین است و از این رو، قابل نسخ است و لذا ممکن است در شریعتی به دلیل منقضی شدن مصلحت حکم پیشین و پیدایش حکمی تازه، برخی احکام نسخ شود که نسخ حکم حبس ابد زنان زناکار به تازیانه و سنگسار از این قبیل است، اما دین به معنای یک قانون کلی و طریق عمومی الهی که برای تمام ملت‌ها و جوامع وضع شده و قوانین کلی حاکم بر آن، هرگز نسخ نمی‌پذیرد»[۲].

ساختار سوره

سوره صف، با یادآوری تسبیح خدا و مقتدر و حکیم بود. حضرت حق شروع می‌شود و با دعوت مؤمنین به یاری دین خدا پایان می‌یابد.

تقارن دو اصل نظری و عملی در افتتاح و اختتام سوره، اهمیت یاری دین خدا را با هماهنگ شدن عمل آنها در تسبیح خدا همراه با اهل آسمان و زمین برجسته می‌کند.

آیات ﴿كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ[۳]، ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ[۴]، بخش دوم سوره هستند که شأن نزول سوره را نیز در بردارند و در تقارن با بخش چهارم آیات: ﴿ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الإِسْلامِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ [۵] است که حاوی امر تاریخی عدم تطابق عمل و عقیده موسویان و عیسویان است.

بخش سوم که در بردارنده آیه چهارم در باب فضیلت و جایگاه برجسته مجاهدین استوار است در تقارن متعارض با بخش دوم و سوم و در تقارن تکمیلی و تفضیلی با بخش پنجم آیات: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ[۶] است.

در بخش پنجم، قتال را توضیح داده و به جهاد با اموال و جان‌ها در راه خدا معنا کرده است و نتایج و پیامدهای محسوس و نامحسوس دنیوی و اخروی آن را که شامل تکامل وجودی انسان و بخشش گناهان در دنیا و رفتن به بهشت برین در آخرت و پیروزی در دنیا و رستگاری در دنیا و آخرت است بشارت می‌دهد. پیام مرکزی سوره، پیروزی دین اسلام در سایه جهاد پایدار مجاهدین حقیقی در راه خدا است.

آیات نامدار و مشهور

  1. ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۷]،
  2. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ[۸]،
  3. ﴿كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ[۹]،
  4. ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ[۱۰]،
  5. ﴿وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ[۱۱]،
  6. ﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ[۱۲]،
  7. ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ[۱۳]،
  8. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ[۱۴]،
  9. ﴿تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ[۱۵].[۱۶]

شصت و یکمین سوره قرآن کریم

سوره صف در ترتیب مصحف، شصت و یکمین سوره است که پس از سوره ممتحنه و پیش از سوره جمعه قرار گرفته است. در ترتیب نزول هم مطابق روایت مشهور عطا از ابن عباس که بسیاری از مفسران به آن اعتماد کرده‌اند، با احتساب سوره حمد یکصد و یازدهمین سوره است که پس از سوره تغابن و پیش از سوره فتح در مدینه نازل شده است[۱۷]. این سوره از مجموعه سور مُسَبَّحات است (سوره‌هایی که با تسبیح خدا آغاز شده‌اند) و نام آن از آیه چهارم آن: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلَّذِينَ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِهِۦ صَفًّۭا كَأَنَّهُم بُنْيَـٰنٌۭ مَّرْصُوصٌۭ[۱۸] گرفته شده و ابن عاشور این نام را از همان عصر صحابه دانسته است[۱۹]؛ نیز از این سوره با نام‌های «سوره حواریّون» و «سوره عیسی» که هر دو از آیه۱۴ همین سوره گرفته شده‌اند هم یاد شده است[۲۰]. سوره صف به اتفاق نظر قاریان مشهور ۱۴ آیه دارد[۲۱]. و شمار کلمات آن ۲۲۶ است[۲۲]. از ابن عباس قول به مکی بودن این سوره نیز نقل شده است[۲۳]؛ ولی دیدگاه مشهورتر وی مدنی بودن این سوره است[۲۴]. افزون بر اینکه موضوع محوری سوره، تشریع جهاد و ترغیب مؤمنان به آن است که از ویژگی‌های سور مدنی و شاهدی بر نزول این سوره در مدینه است.

درباره زمان نزول سوره صف، برخی از مفسران، آیات جهاد این سوره را شاهدی بر نزول آن اندکی پیش از صلح حدیبیه و فتح خیبر (واقع در سال ششم هجری) دانسته‌اند؛ زیرا مطابق روایات، این سوره پیش از سوره فتح نازل شده و در سوره فتح به دو رخداد صلح حدیبیه و غزوه خیبر اشاره شده است[۲۵]. بنابراین نزول سوره صف باید در حدود سال ششم هجرت باشد. پیوستگی آیات این سوره از نظر موضوع و مضمون، نزول همه سوره به یکباره را ایجاب می‌کند[۲۶]. برخی درباره مناسبت و پیوند این سوره با سوره پیش (ممتحنه) گفته‌اند که چون در سوره قبل سخن از قطع ارتباط و دوستی با کافران بود، در این سوره قطع هر گونه رابطه و دوستی در ظاهر و باطن را واجب اعلام کرد و به جهاد با آنان فرمان داد[۲۷].[۲۸]

فضای نزول

با تأمل در آیات سوره صف به نظر می‌رسد این سوره در زمان و فضایی نازل شده که برخی افراد جامعه اسلامی درباره جهاد در راه خدا و حضور در میدان جنگ سستی می‌ورزیدند. احتمالاً پس از پیروزی قطعی پیامبر و مسلمانان در غزوه احزاب در سال پنجم هجری و تثبیت جامعه اسلامی و ایجاد ثَبات و آرامش نسبی در مدینه، بعضی از مسلمانان که گمان نمی‌کردند در این نزدیکی‌ها جنگی رخ دهد، ریاکارانه به پیامبر می‌گفتند اگر جنگ و جهادی پیش آید، حتماً پیامبر را یاری و در آن جنگ شرکت خواهند کرد، یا می‌گفتند کاش محبوب‌ترین عمل نزد خدا را می‌شناختند تا به آن بپردازند. در چنین فضایی سوره صف نازل شد و ضمن توبیخ آن دسته از مسلمانان که ریاکارانه ادعای یاری پیامبر را داشتند، ولی هنگام عمل شانه از زیر بار جهاد خالی می‌کردند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ[۲۹] جهاد در راه خدا با حضور یکپارچه و منسجم همچون بنیانی مستحکم را محبوب‌ترین و بهترین عمل نزد خدا معرفی کرد.

درباره سبب نزول آیاتی از این سوره روایات چندی نقل شده که اغلب آنها به دلیل ناسازگاری با زمان نزول سوره (سال ششم هجری) مردود‌ند[۳۰]؛ اما در یک روایت آمده است که گروهی از اصحاب رسول خدا آرزوی شناخت محبوب‌ترین عمل نزد خدا را داشتند و سوره صف فرود آمد و جهاد * در راه خدا را بهترین عمل و مجاهدان در راه خدا را محبوب خدا شناساند[۳۱].[۳۲]

مضمون سوره

چنان‌که اشاره شد، موضوع اصلی و محوری سوره صف، ترغیب مؤمنان به جهاد و کارزار با دشمن دین خدا برای پیروزی و استقرار دین حق در زمین و غلبه بر دیگر ادیان است.

سوره با تسبیح خدا آغاز می‌شود. همه آنچه در آسمان‌ها و زمین‌اند خدای عزیز و حکیم را تسبیح می‌کنند. این شروع بدان روست که به مسلمانان اعلان کند همه اجزای عالم هستی با دین حق هماهنگ‌ و به فرمان خدا هستند و خدای شکست‌ناپذیر (عزیز) را به یگانگی می‌ستایند. ذکر دو وصف «عزیز» و «حکیم» می‌تواند تعریضی به مسلمانان باشد که خدای متعالی برای پیروزی و غلبه دین حق از جهاد و کارزار آنان بی‌نیاز است: ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ[۳۳]. در آیات ۲ - ۳ ابتدا مؤمنان را توبیخ می‌کند که چرا سخنی بر زبان می‌آورند که به آن عمل نمی‌کنند؛ زیرا این کار خشم شدید و بزرگ خدا را در پی خواهد داشت: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتًا عِندَ ٱللَّهِ أَن تَقُولُوا۟ مَا لَا تَفْعَلُونَ[۳۴]. سپس در آیه ۴ خدا را دوستدار مجاهدانی معرفی می‌کند که در صف‌هایی یکپارچه و به‌هم‌پیوسته همچون بنیانی مستحکم و استوار در راه خدا کارزار می‌کنند: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلَّذِينَ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِهِۦ صَفًّۭا كَأَنَّهُم بُنْيَـٰنٌۭ مَّرْصُوصٌۭ[۳۵]. در این آیه صِرف شرکت در جهاد کافی شمرده نشده، بلکه حفظ وحدت و یکپارچگی (صَفَّاً) در جهاد مهم معرفی شده است[۳۶]؛ زیرا حضور منسجم همه افراد جامعه، بنیان مرصوص و مستحکمی را در برابر دشمنان دین ایجاد می‌کند.

عبارت ﴿لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلون در سیاق سوره، مؤمنانی را سرزنش می‌کند که به پیامبر به عنوان حاکم جامعه اسلامی یاری و حضور در میدان جنگ را وعده داده؛ اما هنگام جنگ شانه خالی می‌کنند[۳۷]؛ ولی منقطع از سیاق، فرمانی دینی ـ اخلاقی است که همه زوایای زندگی فرد، اعم از خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و جز اینها را دربرمی‌گیرد. در آیه ۵ از مؤمنان می‌خواهد همانند بنی‌اسرائیل نباشند که پیامبر خود موسی را با انواع تهمت، بهانه‌گیری، نافرمانی‌ و درخواست‌نابجا می‌آزردند[۳۸]؛ با اینکه می‌دانستند موسی فرستاده خداست؛ زیرا آزار پیامبر موجب انحراف از حق شده و در پی این انحراف، خدا دل‌های آنان را از حق برمی‌گرداند و در نتیجه آنان هرگز توفیق هدایت نخواهند یافت.

مفسران به این پرسش پاسخ نداده‌اند که مسلمانان چه آزارهایی به پیامبر می‌دادند؛ اما با توجه به سیاق و فضای نزول سوره احتمالاً آزار پیامبر از این قبیل بوده است که به پیامبر وعده یاری می‌دادند؛ ولی هنگام نیاز به یاری سستی می‌ورزیدند؛ گویا همچون بنی‌اسرائیل به پیامبر می‌گفتند: تو با خدای خود به تنهایی به جنگ با مشرکان برو[۳۹] یا گفتن این سخن که پیش از آمدن پیامبر در سختی و تحت آزار بودند و پس از آمدن پیامبر نیز به سبب جنگ‌های مستمر در مشقت و سختی به‌سرمی‌برند[۴۰]. برخی مفسران آزار مورد اشاره این سوره با آزار مورد اشاره در آیه ۶۹ سوره احزاب را از یک سنخ پنداشته‌اند[۴۱]. آیه ۶ با یادآوری رسالت عیسی که هم تصدیق کننده رسالت موسی و تورات بود و هم بشارت دهنده به رسالت حضرت احمد بر وحدت و یگانگی ادیان و نیز بر رسالت پیامبر اکرم و اینکه همه ادیان به آن ختم شده‌اند تأکید می‌کند؛ اما اکنون که پیامبر خاتم با ادله و معجزات روشن آمده است، او را انکار کرده و معجزه‌اش را سحر می‌خوانند و خدای متعالی انکار رسالت پیامبر و ادله روشن و آشکارش را افترا بر خدا و منکران را ظالم‌ترین افراد معرفی کرده که از هدایت خدا محروم‌اند و می‌خواهند نور حق [: دین خدا] را با دهان‌هایشان خاموش کنند؛ اما خدا به‌رغم میل مشرکان و پیروان دیگر ادیان، دین خود را به سرانجام خواهد رساند[۴۲]. آیات ۵ - ۹ همه یهودیان و مسیحیان منکر رسالت پیامبر را در کنار مشرکان در جبهه واحدی قرار داده که به رویارویی با دین خدا برخاسته و قصد از میان برداشتن آن را دارند و اکنون خدای متعالی مسلمانان را به شرکت در جهاد با آنان تشویق می‌کند تا دین حق در زمین استقرار و بر همه ادیان غلبه یابد: ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ[۴۳] و درپی آن برای ترغیب بیشتر مسلمانان به حضور در میدان جهاد با بیانی در نهایت بلاغت، آن را کنار ایمان به خدا و پیامبر به تجارتی بسیار سودآور تشبیه می‌کند که سود آن نجات از عذاب دردناک الهی، آمرزش گناهان و وارد شدن به بهشت و مسکن‌های نیکو در بهشت‌های جاودان است: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَـٰرَةٍۢ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ * تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُجَـٰهِدُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمْوَٰلِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ وَمَسَـٰكِنَ طَيِّبَةًۭ فِى جَنَّـٰتِ عَدْنٍۢ ذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ[۴۴]. افزون بر اینها، این تجارت مؤمنانه (جهاد در راه خدا) سود مطلوب دیگری دارد و آن فرا رسیدن یاری خدا و پیروزی نزدیک است: ﴿وَأُخْرَىٰ تُحِبُّونَهَا نَصْرٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَتْحٌۭ قَرِيبٌۭ وَبَشِّرِ ٱلْمُؤْمِنِينَ[۴۵]. این آیه، معجزه‌ای از سنخ خبر غیبی است که در شرایط آن روز مسلمانان قابل پیش‌بینی و باورکردنی نبود و این خبر غیبی قرآن در کمتر از یک سال با وقوع صلح حدیبیه و سپس فتح خیبر تحقق یافت[۴۶]. در آخرین آیه سوره، دوباره با تعبیری دیگر با یادآوری اینکه شما پیروان پیامبر خاتم همانند حواریان عیسی باشید و دست کم از آن‌ ‎‌ها کمتر نباشید، مؤمنان را به یاری پیامبر و دین خدا و شرکت در جهاد ترغیب می‌کند و روشن و قاطع پیروزی مؤمنان و غلبه بر دشمنانشان را وعده می‌دهد.[۴۷]

فضیلت سوره

در روایت ابی بن کعب از رسول خدا آمده است که هرکس سوره عیسی (صفّ) را قرائت کند، حضرت عیسی بر او درود فرستد و تا در دنیاست برایش استغفار کند و در روز قیامت رفیق او باشد[۴۸] و ابوبصیر روایت کرده است که امام باقر فرمود: هرکس سوره صف را قرائت کند و در نمازهای واجب و نافله‌اش بر آن مداومت کند، خدای متعالی او را با فرشتگان و پیامبرانش در یک صف قرار دهد[۴۹] و از رسول خدا و امام صادق نقل شده که مداومت بر قرائت این سوره در سفر، عامل ایمنی شخص از بلاها و مصیبت‌های سفر است تا با سلامت نزد اهلش بازگردد[۵۰].[۵۱]

منابع

پانویس

  1. «بی‌گمان خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او صف زده کارزار می‌کنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.
  2. المیزان، ج۵، ص۵۳۲ – ۵۳۴.
  3. «نزد خداوند، بسیار ناپسند است که چیزی را بگویید که (خود) انجام نمی‌دهید» سوره صف، آیه ۳.
  4. «بی‌گمان خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او صف زده کارزار می‌کنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.
  5. «و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! چرا مرا آزار می‌دهید با آنکه می‌دانید من پیامبر خداوند به سوی شمایم؟ و چون (از حق) بگشتند خدا دل‌هایشان را بگردانید و خداوند قوم نافرمان را راهنمایی نمی‌کند. و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است. و ستمکارتر از آنکه بر خداوند دروغ بندد در حالی که به اسلام فرا خوانده می‌شود کیست؟ و خداوند قوم ستمگر را راهنمایی نمی‌کند. بر آنند که نور خداوند را با دهانهاشان خاموش کنند و خداوند کامل‌کننده نور خویش است هر چند کافران نپسندند اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره صف، آیه ۵-۹.
  6. «ای مؤمنان! آیا (می‌خواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان می‌بخشد؟ به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید. تا گناهانتان را بیامرزد و شما را به بهشت‌هایی که از بن آنها جویبارها روان است و به جایگاه‌هایی پاکیزه در بهشت برین درآورد؛ این همان رستگاری سترگ است. و چیز دیگری که آن را دوست می‌دارید یاری از سوی خداوند و پیروزی نزدیک است و به مؤمنان مژده بده» سوره صف، آیه ۱۰-۱۳.
  7. «آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است» سوره صف، آیه ۱.
  8. «ای مؤمنان! چرا چیزی می‌گویید که (خود) انجام نمی‌دهید؟» سوره صف، آیه ۲.
  9. «نزد خداوند، بسیار ناپسند است که چیزی را بگویید که (خود) انجام نمی‌دهید» سوره صف، آیه ۳.
  10. «بی‌گمان خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او صف زده کارزار می‌کنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.
  11. «و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است» سوره صف، آیه ۶.
  12. «بر آنند که نور خداوند را با دهانهاشان خاموش کنند و خداوند کامل‌کننده نور خویش است هر چند کافران نپسندند» سوره صف، آیه ۸.
  13. «اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.
  14. «ای مؤمنان! آیا (می‌خواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان می‌بخشد؟» سوره صف، آیه ۱۰.
  15. «به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید» سوره صف، آیه ۱۱.
  16. صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره صف»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
  17. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۱۳.
  18. «بی‌گمان خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او صف زده کارزار می‌کنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.
  19. نک: التحریر و التنویر، ج۲۸، ص۱۵۳.
  20. مجمع البیان، ج ۹، ص۴۱۶؛ روح المعانى، ج ۱۴، ص۲۷۷؛ التحریر والتنویر، ج ۲۸، ص۱۵۳.
  21. مجمع البیان، ج ۹، ص۴۱۶؛ جمال القراء، ص۳۰۹؛‌ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص۷۷.
  22. المعجم الاحصایی، ج۱، ص۲۹۲.
  23. البیان، ص۲۴۵؛ المحرر الوجیز، ج۵،‌ ص۳۰۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص۷۷.
  24. نک: الدرالمنثور، ج ۶، ص۲۱۲.
  25. التفسیر الحدیث، ج ۸، ص۵۵۵-۵۵۶.
  26. التفسیر الحدیث، ج ۸، ص۵۵۵.
  27. مجمع البیان، ج ۹، ص۴۱۶.
  28. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره صف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۳۵.
  29. «ای مؤمنان! چرا چیزی می‌گویید که (خود) انجام نمی‌دهید؟» سوره صف، آیه ۲.
  30. نک: جامع البیان، ج ۲۸، ص۵۵؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۴۱۷.
  31. جامع البیان، ج ۲۸، ص۵۵؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۴۱۷.
  32. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره صف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۳۶.
  33. «آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است» سوره صف، آیه ۱.
  34. «ای مؤمنان! چرا چیزی می‌گویید که (خود) انجام نمی‌دهید؟»«نزد خداوند، بسیار ناپسند است که چیزی را بگویید که (خود) انجام نمی‌دهید» سوره صف، آیه ۲-۳.
  35. «بی‌گمان خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او صف زده کارزار می‌کنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.
  36. زادالمسیر، ج ۴، ص۲۷۸؛‌ التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۵۲۸.
  37. نک: المیزان، ج ۱۹، ص۲۴۹.
  38. الكشاف، ج ۴، ص۵۲۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص۸۲.
  39. ﴿قَالُوا۟ يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَآ أَبَدًۭا مَّا دَامُوا۟ فِيهَا فَٱذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَـٰتِلَآ إِنَّا هَـٰهُنَا قَـٰعِدُونَ«گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست» سوره مائده، آیه ۲۴.
  40. ﴿قَالُوٓا۟ أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِنۢ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ«گفتند: ما پیش از آنکه تو نزد ما بیایی و پس از آنکه آمدی آزار دیده‌ایم، (موسی) گفت: امید است پروردگارتان دشمنتان را نابود گرداند و شما را در زمین جانشین سازد آنگاه در نگرد که چگونه رفتار می‌کنید» سوره اعراف، آیه ۱۲۹.
  41. نک: المحررالوجیز، ج ۵، ص۳۰۲؛ الكشاف، ج ۴، ص۵۲۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص۸۲.
  42. ﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَىٰٓ إِلَى ٱلْإِسْلَـٰمِ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِينَ * يُرِيدُونَ لِيُطْفِـُٔوا۟ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفْوَٰهِهِمْ وَٱللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِۦ وَلَوْ كَرِهَ ٱلْكَـٰفِرُونَ«و ستمکارتر از آنکه بر خداوند دروغ بندد در حالی که به اسلام فرا خوانده می‌شود کیست؟ و خداوند قوم ستمگر را راهنمایی نمی‌کند»«بر آنند که نور خداوند را با دهانهاشان خاموش کنند و خداوند کامل‌کننده نور خویش است هر چند کافران نپسندند» سوره صف، آیه ۷-۸.
  43. «اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.
  44. «ای مؤمنان! آیا (می‌خواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان می‌بخشد؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید * تا گناهانتان را بیامرزد و شما را به بهشت‌هایی که از بن آنها جویبارها روان است و به جایگاه‌هایی پاکیزه در بهشت برین درآورد؛ این همان رستگاری سترگ است» سوره صف، آیه ۱۰-۱۲.
  45. «و چیز دیگری که آن را دوست می‌دارید یاری از سوی خداوند و پیروزی نزدیک است و به مؤمنان مژده بده» سوره صف، آیه ۱۳.
  46. نک: التفسیر الحدیث، ج ۸، ص۵۷۲.
  47. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره صف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۳۷.
  48. مجمع البیان، ج ۹، ص۴۱۶.
  49. ثواب الاعمال، ص۱۱۸؛ مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۶؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص۱۴۲.
  50. البرهان، ج ۵، ص۳۶۱.
  51. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «سوره صف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۳۹.