روم: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۳۶۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ اکتبر ۲۰۲۳
جز (جایگزینی متن - ']] صفحه' به ']]، ص')
 
(۳۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[روم در قرآن]] - [[روم در معارف مهدویت]] - [[روم در معارف دعا و زیارات]] - [[روم در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط  = }}
{{مهدویت}}
== مقدمه ==
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
«روم» را از واژگان دخیل دانسته‌اند.<ref>المعرب، ص۸۴؛ الاتقان، ج ۱، ص۴۰۰.</ref> [[آرتور جفری]]، ریشه اصلی آن را لاتینی و به صورت و در زبان [[یونانی]] دانسته و احتمال می‌دهد که این واژه، مستقیم از راه [[ارتباط]] [[عرب‌ها]] با [[امپراتوری روم]] شرقی از زبان یونانی یا از طریق [[زبان سریانی]] وارد [[زبان عربی]] شده باشد.<ref>واژه‌های دخیل، ص۲۲۷ ـ ۲۲۸، «روم».</ref> بر این اساس، روم را به معنای گرگ دانسته‌اند که از [[افسانه]] شیردهی یک گرگ ماده به «رومولوس» و «رموس»، [[فرزندان]] «مارس»، خدای [[جنگ]] در [[زمان]] کودکی‌شان گرفته شده است. برپایه افسانه‌های [[رومیان]]، آن دو بنیانگذار روم بودند.<ref>تاریخ تمدن، ج ۳، ص۱۳ ـ ۱۴؛ جمهوری روم، ص۱ ـ ۱۷.</ref> برخی، [[رومی‌ها]] را از [[اولاد]] [[روم بن سماحیق]] و از [[نسل]] [[عیص بن اسحاق بن ابراهیم]]{{ع}} و عده‌ای هم از نسل [[روم بن یونان]] از [[نوادگان]] [[یافث بن نوح]]{{ع}} دانسته‌اند.<ref>معجم البلدان، ج ۳، ص۹۷؛ دائرة المعارف بستانی، ج ۹، ص۵۰.</ref>
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون [[امام مهدی]]{{ع}} است. "'''امام مهدی'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امام مهدی در قرآن]] | [[امام مهدی در حدیث]] | [[امام مهدی در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[امام مهدی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
روم به سرزمین‌هایی در [[آسیای صغیر]] (تقریباً [[ترکیه]] کنونی) و اروپا اطلاق می‌شود. محدوده جغرافیایی روم در دوره‌های مختلف [[تاریخی]] متفاوت بوده است.<ref> نک: حدود العالم، ص۱۸۳؛ معجم البلدان، ج ۳، ص۹؛ لغت نامه، ج ۸، ص۱۲۴۰۱، «روم».</ref> نخست (نزدیک ۱۰۰۰ ق. م.) به شکل چکمه‌ای در نقشه بوده که نوک آن در جزیره سیسیل و پاشنه آن، مرز دریای آدریاتیک و دریای ایونی قرار داشت.<ref> اطلس تاریخی جهان، ص۷۰.</ref> از [[قرن سوم]] پیش از میلاد، رومی‌ها به تشکیل [[امپراتوری]] پرداختند.
*[[حضرت قائم]]{{ع}} پس از [[قیام]] و [[ظهور]] در [[مکه]] با [[لشکر]] خود به سوی [[عراق]] می‌‌آید، با [[سفیانی]] نبردی سخت خواهند داشت و پس از [[پیروزی]] شروع به [[فتح]] ممالک [[کفر]] می‌‌نمایند. ایشان برای [[فتح]] این سرزمین‌ها گاه خود با [[لشکر]] بدان‌جا رفته و گاه لشکری را به سرگردگی یکی از [[یاران]] خود می‌‌فرستند. در [[روایات]] [[آخرالزمان]] ما می‌‌بینیم که از روم یاد شده که توسط [[حضرت]] [[فتح]] می‌‌شود. روم در این [[روایات]] قطعاً شامل یونان و ایتالیای فعلی می‌‌شود؛ زیرا در زمانی که این [[احادیث]] بیان شده است [[پادشاهی]] روم بسیار گسترده بوه است و قسمت وسیعی از اروپا در تحت [[سلطنت]] روم باستان [[اداره]] می‌شده است. در مجموع می‌‌توان کشورهای [[ترکیه]]، یونان، ایتالیا، پرتقال، اسپانیا، فرانسه بسیاری از مناطق اروپای غربی و مرکزی و قسمتی از اروپای شرقی را جزو محدوده تحت نفوذ روم باستان دانست. در روایتی آمده که [[حضرت مهدی]]{{ع}} لشکری را برای [[جنگ]] با روم مهیا می‌‌کند و به سوی آنان می‌‌فرستد و در میان آنها به ده نفر [[مأموریت]] می‌‌دهد که به غاری در [[شهر]] [[انطاکیه]] در [[ترکیه]] بروند و [[کتاب‌های آسمانی]] [[تورات]] و [[انجیل]] و [[تابوت حضرت موسی]] را از آن غار خارج کنند...<ref>ملاحم: ص ۶۷. </ref>.  
*[[امیرالمؤمنین]] در [[حدیثی]] بیان می‌‌فرماید که چگونه [[حضرت مهدی]]{{ع}} با [[لشکر]] خود به سوی [[فلسطین]] حرکت می‌‌کند و در آن جا با [[لشکر سفیانی]] درگیر می‌‌شود و آنان را تار و مار می‌‌کنند و در این زمان [[رومیان]] با سپاهی بسیار انبوه به [[سوریه]] حمله می‌‌کنند. [[لشکر]] روم صد هزار گروهان هستند که هر گروهان در زیر یک [[صلیب]] (یا یک [[پرچم]]) [[نبرد]] می‌‌کنند. آنان به مناطقی از [[سوریه]] [[هجوم]] می‌‌آورند و با [[جنگ]] برخی از این [[کشور]] را [[فتح]] می‌‌کنند و دست به [[قتل]] و [[غارت]] [[مردم]] می‌‌زنند، سپس [[خداوند]] [[جبرئیل]]{{ع}} را به [[نبرد]] آنان می‌‌فرستد و سرزمینی که [[لشکر]] روم در آن هستند را زیر و زبر می‌‌کند...<ref>ملاحم: ص ۱۵۰. </ref>. در [[حدیث]] دیگری [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: زمانی که [[حضرت مهدی]]{{ع}} از کشتن [[سفیانی]] و [[سپاه]] او فراغت یافت به همراه مردان مؤمنی که با او هستند به روم می‌‌روند. در یکی از شهرهای آنجا اتراق می‌‌کنند و با گفتن شهادتین در آن سرزمین، دیوارهای آن [[شهر]] شروع به ویران شدن می‌‌کند<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۲۶۲. </ref>. در [[روایت]] دیگری فرمود: [[حضرت]] لشکری را به سوی [[قسطنطنیه]] ([[استانبول]] فعلی) می‌‌فرستد و آنان چون به دریای مرمره می‌‌رسند بر [[کف]] پای خود چیزی می‌‌نویسند و از روی [[آب]] عبور می‌‌کنند. رومی‌ها که این کار را از [[یاران]] [[حضرت]] می‌‌بینند، با خود می‌‌گویند: [[یاران]] او که این گونه [[رفتار]] می‌‌کنند، پس خودِ او چگونه خواهد بود. سپس دروازه‌های [[شهر]] را به روی آنان می‌‌گشایند تا [[لشکر]] [[حضرت]] داخل [[شهر]] شده و هر طور که می‌‌خواهند [[حکم]] نمایند<ref>غیبت نعمانی: ص ۳۱۹.</ref>.
*"[[قسطنطنیه]]" روزگاری پایتخت روم شرقی بود و اکنون با نام [[استانبول]] در [[ترکیه]] قرار دارد. "[[رومیه]]" نیز نام شهری است که [[حضرت مهدی]]{{ع}} به همراه [[یاران]] خود آن را [[فتح]] می‌‌نماید. نام این [[شهر]] به همراه [[شهر]] [[قسطنطنیه]] در [[احادیث]] آمده است. در [[حدیثی]] از [[شهر]] [[قسطنطنیه]] به عنوان مقر [[پادشاه روم]] یاد شده است و [[رومیه]] شهری است که گنج‌هایی در آن نهفته است و [[حضرت]] همه را استخراج می‌‌کند<ref>ر.ک: قسطنطنیه. </ref>.
*[[محمد بن حنفیه]] می‌‌فرماید:... [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[قسطنطنیه]] را [[فتح]] می‌‌کند، سپس به [[رومیه]] می‌‌رود و آنجا را نیز به [[تصرف]] در می‌‌آورد و گنج‌های آن و سفره [[حضرت سلیمان]] را از آنجا درمی‌‌آورد<ref>ملاحم: ص ۸۰.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[حضرت مهدی]]{{ع}} با لشکرش در [[شهر]] [[رومیه]] چهار بار "[[الله اکبر]]" می‌‌گویند. سپس دیوارهای [[شهر]] سقوط می‌‌کند و در این [[شهر]] [[مردم]] بسیاری [[زندگی]] می‌‌کنند و ششصد هزار نفر آنان در [[جنگ]] با [[لشکر]] [[حضرت]] کشته می‌‌شوند. سپس زیورهای [[بیت‌المقدس]] و [[تابوت سکینه]] و [[مائده]] [[بنی‌اسرائیل]] و [[الواح موسی]] و [[عصای موسی]] و [[انگشتر سلیمان]] و مقداری از غذای "منّ" که بر [[بنی‌اسرائیل]] نازل می‌شد را برداشته و به [[بیت‌المقدس]] برمی‌گرداند...<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۲۶۳. </ref>.
*[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: شما با رومی‌ها چهار [[پیمان]] خواهد بست. [[پیمان]] چهارم را با مردی می‌‌بینید که اهل "هرقل"<ref>هرقل معرب "هراکلیوس" است که نام قدیمی پادشاهان روم است و در اینجا منظور مردمی هستند که در کشور هرقل زندگی می‌کنند، یعنی رومیان. نام دیگر پادشاهان روم قیصر است. </ref> است. این [[پیمان]] چندین سال برقرار خواهد بود. مردی پرسید: در آن روز پیشوای [[مردم]] چه کسی است؟ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: در آن روز پیشوای شما [[مهدی]] است، که از [[فرزندان]] من است<ref>موعود نامه: ص ۳۷۱ و بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۱۸۰.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: رومی‌ها (پس از [[فتح]] روم) توسط [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[مسلمان]] می‌‌شوند، آن [[حضرت]] برای آنها مسجدی بنا می‌‌کند و فردی از [[یاران]] خود را بر ایشان می‌‌گمارد تا بر آنها [[حکومت]] کند و خود از آنجا برمی‌گردد<ref>موعود نامه: ص ۳۷۲.</ref>.
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[حدیثی]] طولانی فرمود:... [[دابة الأرض]] [[رجعت]] می‌‌کند و به سوی روم می‌‌رود و در کنار ساحل دریا در شهری که غار [[اصحاب کهف]] در آن است فرود می‌‌آید. آنگاه [[خداوند]] [[اصحاب کهف]] را دوباره بیدار کرده و آنان به سوی [[دابة الأرض]] و [[یاران]] او می‌‌آیند. در میان [[اصحاب کهف]] فردی است که نام او "تلمیخا" است. او یکی از [[فرزندان]] خود را به سوی [[رومیان]] می‌‌فرستد، اما او بدون [[پیروزی]] برمی‌گردد. سپس [[فرزند]] دیگرش را می‌‌فرستد و او پیروزمندانه باز می‌‌گردد<ref>مختصر البصائر: ص ۴۷۲ و الایقاظ: ص ۲۷۲. </ref>. یکی از نشانه‌های [[پیش از ظهور]] [[حضرت]] [[فتح]] روم به دست [[مسلمانان]] است تا جایی که [[مسلمانان]] در آن منتشر شوند و در آن سرزمین صدا به [[اذان]] بلند کنند و غنیمت‌ها را دسته دسته تقسیم کنند<ref>کنز العمال: ج ۱۴، ص ۶۰۳.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص ۳۲۴-۳۲۵-۳۲۶.</ref>.


==پرسش مستقیم==
[[حکومت]] امپراتوری روم که در سال ۲۷۰ پیش از میلاد آغاز شد تا پایان [[قرن دوم]] میلادی که با [[ثبات]] [[سیاسی]] و [[شکوه]] و جلال فراوان همراه بود، بیشتر نواحی [[غرب]] اروپا، [[شرق]] نزدیک، شمال [[آفریقا]]، دولت‌های [[آناتولی]]، [[سوریه]] و [[حمص]]، [[یهودیان]] [[اورشلیم]] و نبطی‌ها در [[حجاز]] را تحت کنترل خود درآورد.<ref> معجم البلدان، ج ۳، ص۹۸ ـ ۹۹؛ نیز نک: تاریخ تمدن، ج ۳، ص۵۳۴ ـ ۵۶۷.</ref> امپراتوری یاد شده به شکل کاملی [[سازماندهی]] شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. شبکه‌ای از راه‌ها سرزمین‌های [[امپراتوری]] را به پایتخت آن، رُم پیوند می‌داد. لژیونرها ([[نظامیان]] [[تعلیم]] دیده و بسیار ورزیده) از همه سرزمین‌های [[بحرانی]] در سراسر مرزهای [[روم]] [[دفاع]] می‌کردند. [[شهروندان]] [[رومی]] از یک [[قانون]]، [[فرهنگ]] و زبان مشترک (لاتین) بهره‌مند بودند.<ref> نک: تاریخ روم باستان، ص۸۰ ـ ۸۱؛ تاریخ تمدن، ج ۳، ص۸۴.</ref> [[امپراتوری روم]] از سال ۳۰۵ میلادی همراه با [[رشد]] [[مسیحیت]] رو به [[ضعف]] نهاد. در سال ۳۹۵ میلادی به دو امپراتوری شرقی و [[غربی]] تجزیه شد.<ref> تاریخ روم باستان، ص۱۴۲؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج ۴، ص۱۵۹؛ تاریخ رم، ص۳۵۰ ـ ۳۵۹.</ref> سرزمین‌های ایتالیا، اسپانیا، گال، بریتانیا، پانوینا و بخشی از [[آفریقا]] در قلمرو امپراتوری روم غربی قرار گرفتند. امپراتوری روم غربی در قرن ۵ میلادی، مورد تاخت و تاز بربرهای ژرمن قرار گرفت و در سال ۴۷۶ میلادی از هم فرو پاشید و بربرها حکومت‌های [[پادشاهی]] جدیدی در مستملکات آن بنیان نهادند.
== پرسش‌های وابسته ==
 
== جستارهای وابسته ==
[[دولت]] روم شرقی نیز که [[نماینده]] فرهنگ [[یونانی]] و کلیسای اورتودوکس بود، با مرکزیت [[بیزانس]] ([[قسطنطنیه]] یا استامبول کنونی) مناطق بالکان، [[آسیای صغیر]] و سرزمین‌های [[عربی]] [[سوریه]]، لبنان، [[فلسطین]] تا لیبی را فرا می‌گرفت. این امپراتوری در سال ۱۴۵۳ میلادی به دست [[سلطان]] محمد فاتح [[عثمانی]] نابود گردید.<ref>تاریخ رم، ص۳۵۰ ـ ۳۵۹؛ دائره‌المعارف بستانی، ج، ص۴۹ ـ ۵۷.</ref> معمولاً در منابع عربی و [[اسلامی]] کهن، روم به سرزمین‌های روم شرقی و بیزانس گفته می‌شود. رومی نیز در سده‌های نخست اسلامی به [[مسیحیان]]، اعم از یونانی یا لاتینی گفته می‌شد.<ref>جغرافیایی تاریخی، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷.</ref> از نام‌های عربی دریای مدیترانه نیز که در جنوب آسیای صغیر قرار دارد، «بحرالروم» به معنای «دریای روم» است.<ref>جغرافیایی تاریخی، ص۱۳۶.</ref> روم شرقی در آغاز [[ظهور اسلام]] (سده ششم میلادی) شامل [[ترکیه]] کنونی، بیشتر سرزمین‌های سوریه، [[اردن]]، [[مصر]] و سرزمین‌های اروپای شرقی بوده است <ref> التحقیق، ج ۴، ص۲۴۶، «روم».</ref>.
 
[[دین]] [[روم]] باستان در آغاز نمودی از تُوتَم پرستی ([[اعتقاد]] به گیاهان و حیوانات [[مقدّس]]) و جان‌پرستی (اعتقاد به [[ارواح]]) [[بدوی]] بوده است، آنگاه ارواح به صورت [[خدا]] درآمدند و [[تثلیث]] [[رومی]] (ژوپیتر، مارس، کوایری نوس) در میان آنها رواج یافت. در ادامه، [[رومیان]] برای جلوگیری از [[نفوذ]] [[ادیان]] خارجی و با [[هدف]] [[انسجام]] [[دینی]] به [[تکریم]] امپراتور پرداخته و [[پرستش]] [[پادشاه]] را رواج دادند.<ref> تاریخ مختصر ادیان بزرگ، ص۳۸۸ ـ ۳۹۹؛ تاریخ جامع ادیان، ص۹۸ ـ ۱۱۰.</ref>
 
[[عقاید]] [[مردم]] روم، ریشه در ادیان بَدَوی و ترکیبی از ادیان شرقی و عقاید صادراتی [[هند]]، اروپا و یونان داشت. آنها به نیروهایی [[باور]] داشتند که فرآورده‌های دامی و کشاورزی‌شان را افزایش می‌دادند. رومیان برای هریک از [[شئون زندگی]]، خدایی مناسب با آن داشته و گاه به [[ضرورت]] از آنها کمک می‌خواسته‌اند. روی هم رفته، رومیان [[خدایان]] بیشماری داشته‌اند؛ به گونه‌ای که گاه عدد آنها به اندازه [[جمعیت]] روم یا بیشتر از آن یاد شده است. بعدها با گسترش قلمرو روم، خدایان یونان و شرقی نیز به فهرست خدایان رومی افزوده شدند و قرن‌ها [[برتری]] خدایان شرقی در میان رومیان مشهود بود.<ref>تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۸ـ ۷۰؛ تاریخ رم، ص۲۶ ـ ۳۶.</ref> سرانجام، تمام این [[مذاهب]] و ادیان با ظهور [[مسیحیت]] محو و نابود گردیدند و مسیحیت در سراسر [[امپراتوری روم]] با [[تبلیغ]] [[رسولان]]، به ویژه [[پطرس]] و [[پولس]]، گسترش یافت <ref>نک: تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۷۸ ـ ۶۹۳؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۳۶ ـ ۱۳۸.</ref>. [[نامه]] پولس به مردم روم در [[عهد جدید]] آمده است.<ref>کتاب مقدس، رومیان.</ref> در اوایل قرن ۴ میلادی، کنستانتین، امپراتور وقت روم، مسیحیت را [[دین]] رسمی اعلام کرد<ref>تاریخ جامع ادیان، ص۹۴.</ref>.<ref>[[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref>
 
==[[بسیج عمومی]] در [[نبرد]] با روم‌<ref>پیامبر اکرم{{صل}} در ماه صفر سال ۱۱ هجری پرچم جنگ را برای اسامه بست.</ref>==
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[حراست]] از مرزهای شمالی [[دولت اسلامی]] که [[دولت]] سازمان‌یافته [[روم]] با سپاهی نیرومند در آن سامان قرار داشت توجه زیادی مبذول می‌نمود و از آنجا که نشانه‌های [[سقوط]] دولت فارس هویدا بود نمی‌توانست تأثیر نگران‌کننده‌ای بر دولت اسلامی داشته باشد. از سویی دولت فارس مانند [[مسیحیان]] روم، برخوردار از آرمان‌های [[معنوی]] نبود که به [[دفاع]] از آن برخیزد. به‌همین‌دلیل تنها دولت روم می‌توانست برای [[نظام]] نوپای [[اسلامی]] خطر به‌شمار آید، به‌ویژه که برخی از عناصر [[نفاق]] و آشوب‌طلبی که از قلمرو دولت اسلامی [[رانده شده]] بودند، رو به [[شام]] آورده و افراد دیگری نیز به آنان پیوسته بودند و حضور [[نصارای نجران]] نیز برای وادار کردن روم به [[همکاری]] آنان، عاملی [[سیاسی]] تلقی می‌شد.
با این همه، امور یاد شده عوامل تازه و جدیدی نبودند که [[رسول اکرم]]{{صل}} توجه نشان دهد و دست به [[تدارک]] سپاهی گران بزند که جز علی{{ع}} و برخی [[یاران مخلص]] او، سایر بزرگان [[صحابه]] در آن حضور داشته باشند.
 
در [[حقیقت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} با این کار خواست در فضای سیاسی، از عواملی که باعث تأخیر انتقال [[قدرت]] به [[علی بن ابی طالب]] می‌شد جلوگیری کند تا [[امام]] بتواند به [[وظایف]] و مسئولیت‌های [[جانشینی]] پس از [[پیامبر]] به خوبی عمل نماید.
[[رسول خدا]]{{صل}} با وجود تأکید مداوم بر [[رهبری امام علی]]{{ع}} به ویژه پس از [[بیعت غدیر]] و بیان [[شایستگی]] آن حضرت جهت به‌پایان رساندن راهش، از سوی برخی افراد [[احساس]] [[نگرانی]] نمود. ازاین‌رو، هدفش این بود که [[مدینه]] عاری از اوضاع آشفته سیاسی باشد تا [[امام علی]]{{ع}} پس از او بتواند بدون درگیری و [[مشاجره]]، زمام امور دولت را به دست گیرد. به‌همین‌دلیل، حضرت خود [[پرچم]] رزم را بست و به [[اسامة بن زید]] سپرد و با اشاره‌ای رسا، به شایستگی و [[لیاقت]] این [[فرمانده]] [[جوان]] تصریح کرد و بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] را تحت [[فرماندهی]] او قرار داد و بدو فرمود:
{{متن حدیث|سِرْ إِلَى مَوْضِعِ مَقْتَلِ أَبِيكَ فَأَوْطِئْهُمُ الْخَيْلَ فَقَدْ وَلَّيْتُكَ هَذَا الْجَيْشَ فَأَغِرْ صَبَاحاً عَلَى أَهْلِ أُبْنَى}}؛ به محل [[شهادت]] پدرت رهسپار شو و بر [[دشمن]] بتاز. تو را به فرماندهی این [[سپاه]] [[منصوب]] نمودم، [[سحرگاهان]] بر اهالی «ابنا» [[یورش]] ببر.
 
ولی وجود [[روح]] [[گستاخی]] و [[طمع]] دست‌یابی به [[پست]] و [[قدرت]] و فقدان [[انضباط]] لازم، برخی از افراد را وادار به [[مخالفت]] کامل با [[فرمان]] [[نبی اکرم]]{{صل}} ساخت و بعید به نظر نمی‌رسید این افراد از اهدافی که [[رسول خدا]]{{صل}} دنبال می‌کرد اطلاع داشتند، به همین سبب کوشیدند حرکت [[سپاه اسامه]] را که در منطقه «[[جرف]]» [[اردو]] زده بود، به تأخیر اندازند. این خبر به [[گوش]] [[مبارک]] رسول خدا{{صل}} رسید، حضرت به [[خشم]] آمد- و درحالی‌که حوله‌ای بر دوش کشیده و به جهت سردرد ناشی از تب، دستمالی به سر بسته بود- رهسپار [[مسجد]] گشت و بر فراز [[منبر]] قرار گرفت و پس از [[حمد]] و [[ستایش خداوند]] چنین فرمود:
[[مردم]]! شنیده‌ام برخی از شما در مورد [[نصب]] [[اسامه]] به [[فرماندهی سپاه]] از طرف من، [[انتقاد]] داشته‌اید. اگر امروز در مورد [[انتصاب]] وی به فرماندهی [[اعتراض]] می‌کنید، پیش از آن نیز همین سخن را در مورد پدرش بر زبان راندید. به [[خدا]] [[سوگند]]! پدرش [[شایسته]] آن [[منصب]] بود و پسرش نیز از چنین [[شایستگی]] برخوردار است. من بیش از همه به او علاقه‌مندم، همه [[خوبی‌ها]] در این پدر و پسر جمع است. در [[حق]] او به [[نیکی]] سفارش کنید؛ زیرا او از نیک‌مردان شماست.<ref>طبقات کبری، ج۲، ص۱۹۰ چاپ دار الفکر.</ref>
با اینکه تب رسول خدا{{صل}} شدت یافت ولی [[سختی]] [[بیماری]]، وی را از توجه فراوان به حرکت سپاه بازنداشت. به همین سبب، به هریک از یارانش که به [[عیادت]] وی می‌آمدند می‌فرمود: «سپاه اسامه را حرکت دهید.<ref>طبقات کبری، ج۲، ص۱۹۰ چاپ دار الفکر.</ref>» و بر اعزام این سپاه پافشاری داشت و می‌فرمود: {{متن حدیث|جَهِّزُوا جَيْشَ أُسَامَةَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ}}؛<ref>ملل و نحل، ج۱، ص۲۳.</ref>
 
[[سپاه اسامه]] را برای حرکت مهیا سازید، [[خداوند]] کسانی را که از حضور در این [[سپاه]] خودداری کنند مورد [[لعن]] خویش قرار دهد.
برخی [[مسلمانان]] خبر وخامت وضعیت جسمی [[رسول خدا]]{{صل}} را به اردوگاه سپاه در منطقه «[[جرف]]» رساندند. به‌همین‌دلیل، [[اسامه]] برای [[وداع]] با [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] بازگشت و به حضور رسول خدا{{صل}} شرفیاب شد و حضرت او را جهت پیگیری هدفی که برایش ترسیم نموده بود، [[تشویق]] کرد و به او فرمود:
«با [[اعتماد]] بر [[خیرخواهی]] خداوند، صبحگاهان حرکت نما».
اسامه به‌سرعت خود را به سپاه خویش رساند و آنها را برای حرکت و توجه به انجام وظایفی که بدان‌ها محوّل شده بود، تشویق کرد. جمعی که از حضور در سپاه [[امتناع]] ورزیده و سودای [[خلافت]] در سر داشتند، با اینکه رسول خدا{{صل}} بر سرعت بخشیدن حرکت سپاه و عدم [[شک و تردید]] در وظیفه‌ای که آن را به سپاه اسامه محوّل نموده بود، تأکید داشت، توانستند به این بهانه که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در حال [[احتضار]] است، در حرکت سپاه اسامه، مانع‌تراشی کنند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱]] ص ۲۷۳.</ref>
 
== روم در قرآن کریم ==
 
== جنگ روم و [[ایران]] ==
 
== [[اسلام]] و روم ==
 
== [[نامه]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[پادشاه روم]] ==


==منابع==
==[[جنگ]] [[روم]] و [[مسلمانان]] ==
* [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']].


==پانویس==
== جستارهای وابسته ==
{{یادآوری پانویس}}
*[[سوره روم]]
{{پانویس2}}
{{امام مهدی}}


== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴''']]
# [[پرونده:151911.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
[[رده:مدخل]]
{{پانویس}}
[[رده:مدخل فرهنگنامه آخرالزمان]]
[[رده:امام مهدی]]
[[رده:روم]]
۸۰٬۱۲۹

ویرایش