←جستارهای وابسته
| (۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
بازار در اصطلاح [[علم]] [[اقتصاد]] معنایی وسیعتر از جایگاه داد و ستد دارد و به هرگونه فرایند یا ترتیباتی گفته میشود که با رویارویی تقاضا و عرضه، قیمت و مقدار کالا با هم سازگاری مییابند<ref>فرهنگ علوم اجتماعی؛ ص۲۱۲ ـ ۲۱۳؛ اقتصاد، ج ۱، ص۸۰.</ref>.<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۲۶۲-۲۶۳.</ref> | بازار در اصطلاح [[علم]] [[اقتصاد]] معنایی وسیعتر از جایگاه داد و ستد دارد و به هرگونه فرایند یا ترتیباتی گفته میشود که با رویارویی تقاضا و عرضه، قیمت و مقدار کالا با هم سازگاری مییابند<ref>فرهنگ علوم اجتماعی؛ ص۲۱۲ ـ ۲۱۳؛ اقتصاد، ج ۱، ص۸۰.</ref>.<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۲۶۲-۲۶۳.</ref> | ||
== نگرش قرآنی و روایی == | |||
=== از نگاه قرآنی === | |||
{{اصلی|بازار در قرآن}} | |||
واژه «سوق» تنها دوبار آن هم به صورت جمع در [[قرآن]] به کار رفته {{متن قرآن|وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ}}<ref>«و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک میخورد و در بازارها راه میرود؟!» سوره فرقان، آیه ۷.</ref> و در آیاتی نیز از نقدینگی<ref>سوره کهف، آیه ۱۹.</ref> و خرید و فروش<ref>سوره یوسف، آیه ۲۰.</ref> در میان اقوام پیشین یاد شده که نشان سابقه [[تاریخی]] بازار است؛ با این حال [[فرهنگ]] بازار و [[بازرگانی]] در شبه جزیره، در قرآن بازتاب گستردهای یافته است؛ در دستهای از [[آیات]] به مجموعهای از دستورات اخلاقی ـ فقهی مانند پرهیز از معاملات ربوی و [[کمفروشی]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۷۵؛ سوره مطففین، آیه ۱.</ref> و ثبت دقیق معاملات<ref>سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> اشاره شده که در مواردی ناظر به وضعیت بازارهای [[عرب قبل از اسلام]] بوده است. این آیات از یک سو عادات ناپسند در این بازارها را نکوهش کرده و از سوی دیگر احیانا در شکل دهی بازارهای [[اسلامی]] و ایجاد فرهنگ خاصی بین بازاریان تأثیر ویژه داشته است. | |||
در دسته دیگری از آیات، مفاهیم [[اقتصادی]] بازار برای تقویت [[معنویت]] و [[تغییر]] روحیه سودجویانه [[جاهلی]] به کار گرفته شده است<ref>سوره توبه، آیه ۱۱۱؛ سوره صف، آیه ۱۱.</ref>.<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۲۶۳-۲۶۴.</ref> | |||
=== از نگاه روایی === | |||
==پیشینه تاریخی== | ==پیشینه تاریخی== | ||
{{اصلی|بازار در تاریخ اسلامی}} | {{اصلی|بازار در تاریخ اسلامی}} | ||
=== عصر جاهلیت | === عصر جاهلیت === | ||
معروفترین بازارهای دوره [[جاهلیت]] عبارت بود از: [[عکاظ]]، مَجَنه، ذوالمجاز و حباشه. این بازارها در صدر اسلام نیز پابرجا بود. بازار عکاظ اولین بازاری است که در سال ۱۲۹ هجری به دلیل غارتی که در آن صورت گرفت، رها شد<ref>علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام. ج۷، ص۳۸۰.</ref> و آخرین آنها نیز بازار حباشه بود که در سال ۱۹۷ هجری رها شد<ref>آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۷۰.</ref>. برخی از این بازارها مانند عکاظ، تنها محل [[خرید و فروش]] کالا نبود؛ بلکه مکانی برای تجمع [[قبایل]] نیز به حساب میآمد و در آن [[اخبار]] و اطلاعات رد و بدل میشد و شعرا اشعار و غزلهای خود را عرضه میداشتند و شاید بتوان گفت آنچه در یک روزنامه امروزی وجود دارد، به گونهای در بازار عکاظ نیز یافت میشد<ref>علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۳۸۳.</ref>. | معروفترین بازارهای دوره [[جاهلیت]] عبارت بود از: [[عکاظ]]، مَجَنه، ذوالمجاز و حباشه. این بازارها در صدر اسلام نیز پابرجا بود. بازار عکاظ اولین بازاری است که در سال ۱۲۹ هجری به دلیل غارتی که در آن صورت گرفت، رها شد<ref>علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام. ج۷، ص۳۸۰.</ref> و آخرین آنها نیز بازار حباشه بود که در سال ۱۹۷ هجری رها شد<ref>آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۷۰.</ref>. برخی از این بازارها مانند عکاظ، تنها محل [[خرید و فروش]] کالا نبود؛ بلکه مکانی برای تجمع [[قبایل]] نیز به حساب میآمد و در آن [[اخبار]] و اطلاعات رد و بدل میشد و شعرا اشعار و غزلهای خود را عرضه میداشتند و شاید بتوان گفت آنچه در یک روزنامه امروزی وجود دارد، به گونهای در بازار عکاظ نیز یافت میشد<ref>علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۳۸۳.</ref>. | ||
بازارهای [[دوران جاهلیت]] «عشاران» و «خفیرانی» داشتهاند که با گرفتن مبالغی از فروشندگان، [[امنیت]] بازار را تأمین میکردند. در مناطقی که [[حکومت]] مقتدری وجود داشت [[حاکمان]] را عشار مینامیدند. همچنین گاهی فروشندگان، خود را تحت الحمایة قبیلهای قرار میدادند و آن [[قبیله]] فردی را در مقام خفیر برای دریافت وجوه [[مأمور]] میکرد. به این ترتیب همه بازارهای دوران جاهلیت، به جز بازار عکاظ، عشاران و خفیرانی داشتند که نام آنان در منابع تاریخی آمده است<ref>علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۳۷۹.</ref>. | بازارهای [[دوران جاهلیت]] «عشاران» و «خفیرانی» داشتهاند که با گرفتن مبالغی از فروشندگان، [[امنیت]] بازار را تأمین میکردند. در مناطقی که [[حکومت]] مقتدری وجود داشت [[حاکمان]] را عشار مینامیدند. همچنین گاهی فروشندگان، خود را تحت الحمایة قبیلهای قرار میدادند و آن [[قبیله]] فردی را در مقام خفیر برای دریافت وجوه [[مأمور]] میکرد. به این ترتیب همه بازارهای دوران جاهلیت، به جز بازار عکاظ، عشاران و خفیرانی داشتند که نام آنان در منابع تاریخی آمده است<ref>علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۳۷۹.</ref>. | ||
=== دوره اسلامی === | |||
در عصر ظهور اسلام و [[تشکیل حکومت اسلامی]] به دست [[پیامبر]]، مهمترین بازار [[مدینه]] «[[بنی قینقاع]]» نام داشت و در [[اختیار]] [[یهودیان]] بود. حضرت به دلیل حساسیت ویژه بازار و نارضایتی از حاکمیت مطلق یهودیان بر آن، در صدد شکستن [[حاکمیت]] و سلب انحصار از آنان برآمدند. از این رو بازار دیگری در مدینه تأسیس کردند و مقررات خاصی در آن وضع نمودند؛ نظیر عدم اخذ [[خراج]] از بازاریان، نداشتن جایی مشخص برای فروشندگان و ممنوعیت [[تجاوز]] به حریم بازار. | در عصر ظهور اسلام و [[تشکیل حکومت اسلامی]] به دست [[پیامبر]]، مهمترین بازار [[مدینه]] «[[بنی قینقاع]]» نام داشت و در [[اختیار]] [[یهودیان]] بود. حضرت به دلیل حساسیت ویژه بازار و نارضایتی از حاکمیت مطلق یهودیان بر آن، در صدد شکستن [[حاکمیت]] و سلب انحصار از آنان برآمدند. از این رو بازار دیگری در مدینه تأسیس کردند و مقررات خاصی در آن وضع نمودند؛ نظیر عدم اخذ [[خراج]] از بازاریان، نداشتن جایی مشخص برای فروشندگان و ممنوعیت [[تجاوز]] به حریم بازار. | ||
==== دوران حکومت علوی ==== | |||
{{همچنین|بازار در معارف و سیره علوی}} | |||
در [[زمان]] [[حکومت امیرالمؤمنین]] {{ع}} گرچه محل [[خلافت]] و [[حکومت]] از [[مدینه]] به [[کوفه]] انتقال یافت، تغییری در محل بازارها گزارش نشده است؛ اما حضرت با توجه به نقش ویژه بازار در رونق فعالیتهای اقتصادی، برای بهبود وضعیت و افزایش کارایی آن تدابیری اندیشیدند. برخی بازارهای تخصصی زمان امام علی {{ع}} عبارت بود از: بازار قصابان، بازار خرمافروشان، بازار ماهی فروشان. وجود اینگونه بازارها میتواند با تضمین عادلانه قیمت، خرید کالا را آسانتر کند و خریدار با توجه به کیفیت و قیمت کالا درباره خرید خود بهتر تصمیم بگیرد. همچنین از روایت استفاده میشود که در محلی به نام «[[کناسه]]» صرافی، بزازی، خیاطی و خریدوفروش شتر انجام میشده است<ref>قاضی نعمان، ابوحنیفه، دعائم الاسلام، ج۲، ص۵۳۸، ح۱۹۱۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۵۰۶.</ref> | در [[زمان]] [[حکومت امیرالمؤمنین]] {{ع}} گرچه محل [[خلافت]] و [[حکومت]] از [[مدینه]] به [[کوفه]] انتقال یافت، تغییری در محل بازارها گزارش نشده است؛ اما حضرت با توجه به نقش ویژه بازار در رونق فعالیتهای اقتصادی، برای بهبود وضعیت و افزایش کارایی آن تدابیری اندیشیدند. برخی بازارهای تخصصی زمان امام علی {{ع}} عبارت بود از: بازار قصابان، بازار خرمافروشان، بازار ماهی فروشان. وجود اینگونه بازارها میتواند با تضمین عادلانه قیمت، خرید کالا را آسانتر کند و خریدار با توجه به کیفیت و قیمت کالا درباره خرید خود بهتر تصمیم بگیرد. همچنین از روایت استفاده میشود که در محلی به نام «[[کناسه]]» صرافی، بزازی، خیاطی و خریدوفروش شتر انجام میشده است<ref>قاضی نعمان، ابوحنیفه، دعائم الاسلام، ج۲، ص۵۳۸، ح۱۹۱۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۵۰۶.</ref> | ||
== جایگاه | == جایگاه و اهمیت == | ||
=== جایگاه در کشورهای اسلامی === | |||
بازار در [[کشورهای اسلامی]] علاوه بر مرکز داد و ستد و [[تجارت]]، مهمترین مرکز حل و فصلهای [[سیاسی]] و تحرکهای [[دینی]] است<ref>شفقی، سیروس، بازار بزرگ اصفهان، ص۳۹.</ref>. به لحاظ [[اجتماعی]] و فرهنگی نیز بازار همواره کانون خبررسانی درون شهری بوده و اطلاعات و [[اخبار]] از همه مراکز دینی مانند [[مساجد]]، [[مدارس]]، دارالحکومهها و دیوانها و غیره نخست وارد بازار اصلی و از آنجا به نقاط دیگر سرایت میکرد<ref>سیرجانی، سعید، وقایع اتفاقیه؛ مجموعه گزارشهای خفیه نویسان انگلیس، ص۳۹۲ – ۳۹۴.</ref>. مدارس دینی نیز در راستای ارتقای [[علمی]] و [[توسعه]] [[فکری]] [[مردم]]، اغلب در کنار بازار احداث میشدند و این مدارس به علت موقعیت مناسب جغرافیایی و علاقه بازاریان به آنها و حمایت مادی از آنها، از رونق بیشتری نسبت به دیگر مدارس برخوردار بودند<ref>شفقی، سیروس، بازار بزرگ اصفهان، ص۳۰۶.</ref>؛ چنان که [[مدارس]] [[دینی]] شهرهای [[اصفهان]]، [[تهران]]، [[قم]] و یزد در طول بدنه بازار یا در مجاورت آن احداث شدهاند<ref>شایق، ابوالقاسم و غلامرضا حسن پور، چهارسوق ایثار (نقش اصناف و بازاریان یزد در انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس)، ص۴۴.</ref>. به سبب ارتباط میان [[مذهب]] و بازار، مسجد جامع به علت اهمیتش در جای مناسبی در هسته مرکزی و محور اصلی [[شهر]] ساخته میشد و بازار نیز که مکانی برای [[معیشت]] [[مردم]] و فعالیتهای صنفی بود، معمولاً در جوار مسجد جامع قرار داشت<ref>پروشانی، ایرج و دیگران، بازار در تمدن اسلامی، ص۸.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[بازار - امانی توانی (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۵۳۹.</ref> | بازار در [[کشورهای اسلامی]] علاوه بر مرکز داد و ستد و [[تجارت]]، مهمترین مرکز حل و فصلهای [[سیاسی]] و تحرکهای [[دینی]] است<ref>شفقی، سیروس، بازار بزرگ اصفهان، ص۳۹.</ref>. به لحاظ [[اجتماعی]] و فرهنگی نیز بازار همواره کانون خبررسانی درون شهری بوده و اطلاعات و [[اخبار]] از همه مراکز دینی مانند [[مساجد]]، [[مدارس]]، دارالحکومهها و دیوانها و غیره نخست وارد بازار اصلی و از آنجا به نقاط دیگر سرایت میکرد<ref>سیرجانی، سعید، وقایع اتفاقیه؛ مجموعه گزارشهای خفیه نویسان انگلیس، ص۳۹۲ – ۳۹۴.</ref>. مدارس دینی نیز در راستای ارتقای [[علمی]] و [[توسعه]] [[فکری]] [[مردم]]، اغلب در کنار بازار احداث میشدند و این مدارس به علت موقعیت مناسب جغرافیایی و علاقه بازاریان به آنها و حمایت مادی از آنها، از رونق بیشتری نسبت به دیگر مدارس برخوردار بودند<ref>شفقی، سیروس، بازار بزرگ اصفهان، ص۳۰۶.</ref>؛ چنان که [[مدارس]] [[دینی]] شهرهای [[اصفهان]]، [[تهران]]، [[قم]] و یزد در طول بدنه بازار یا در مجاورت آن احداث شدهاند<ref>شایق، ابوالقاسم و غلامرضا حسن پور، چهارسوق ایثار (نقش اصناف و بازاریان یزد در انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس)، ص۴۴.</ref>. به سبب ارتباط میان [[مذهب]] و بازار، مسجد جامع به علت اهمیتش در جای مناسبی در هسته مرکزی و محور اصلی [[شهر]] ساخته میشد و بازار نیز که مکانی برای [[معیشت]] [[مردم]] و فعالیتهای صنفی بود، معمولاً در جوار مسجد جامع قرار داشت<ref>پروشانی، ایرج و دیگران، بازار در تمدن اسلامی، ص۸.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[بازار - امانی توانی (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۵۳۹.</ref> | ||
فقها و علمای اسلام اساس بازار اسلامی را مبتنی بر [[انصاف]] میدانند و بازاری را که در آن معاملاتی خارج از [[عدل]] و [[انصاف]] انجام شود، غیر [[اسلامی]] معرفی میکنند<ref>امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، ج۸، ص۱۴.</ref>. از ویژگیهای بازار اسلامی در دیدگاه فقهی انطباق با [[تعالیم اسلامی]]، دور بودن از [[احتکار]] و [[گرانفروشی]]، [[نظم]]، [[تعاون]]، [[محبت]]، [[دوستی]] و [[برادری]]؛ چنانکه اندیشمندان اسلام همواره بر این تأکید دارند که در بازار اسلامی، [[شیوه]] برخورد افراد دوستانه و مبتنی بر [[عدالت]] اسلامی باید باشد<ref>امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، ج۶، ص۳۹۵ و ج۸، ص۴۸-۴۹.</ref>. از نظر فقه اسلامی بازاری که در آن [[چپاول]]، گرانفروشی و [[رباخواری]] و [[ظلم]] به [[مستمندان]] رواج داشته باشد «اسلامی» نیست<ref>امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، ج۸، ص۱۴ و ۴۲۱.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[بازار - امانی توانی (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۵۴۳.</ref> | فقها و علمای اسلام اساس بازار اسلامی را مبتنی بر [[انصاف]] میدانند و بازاری را که در آن معاملاتی خارج از [[عدل]] و [[انصاف]] انجام شود، غیر [[اسلامی]] معرفی میکنند<ref>امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، ج۸، ص۱۴.</ref>. از ویژگیهای بازار اسلامی در دیدگاه فقهی انطباق با [[تعالیم اسلامی]]، دور بودن از [[احتکار]] و [[گرانفروشی]]، [[نظم]]، [[تعاون]]، [[محبت]]، [[دوستی]] و [[برادری]]؛ چنانکه اندیشمندان اسلام همواره بر این تأکید دارند که در بازار اسلامی، [[شیوه]] برخورد افراد دوستانه و مبتنی بر [[عدالت]] اسلامی باید باشد<ref>امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، ج۶، ص۳۹۵ و ج۸، ص۴۸-۴۹.</ref>. از نظر فقه اسلامی بازاری که در آن [[چپاول]]، گرانفروشی و [[رباخواری]] و [[ظلم]] به [[مستمندان]] رواج داشته باشد «اسلامی» نیست<ref>امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، ج۸، ص۱۴ و ۴۲۱.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[بازار - امانی توانی (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۵۴۳.</ref> | ||
== | == احکام شرعی == | ||
دستورات اخلاقی و [[قواعد]] [[خرید و فروش]] خاصی در قرآن و [[حدیث]] ارائه شده که [[نظام]] بازار متفاوتی را پدید آورده است<ref>من لایحضرهالفقیه، ج۳، ص۱۹۰ـ۱۹۷؛ وسائلالشیعه، ج ۱۷، ص۸۱.</ref>. [[حرمت]] [[بیع]] ربوی به طور مطلق {{متن قرآن|... قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ...}}<ref>«خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است ...» سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref>، الگوهای متفاوتی را برای بهرهوری سرمایه در بازار اسلامی مانند [[تجارت]] و [[داد و ستد]] بدون [[ربا]]، شرکت و [[مضاربه]]<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۶۵.</ref>، اجاره<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۶۳.</ref>، کارهای تولیدی همچون ماهیگیری و غواصی<ref>سوره فاطر، آیه ۱۲.</ref> و... مطرح ساخته است. دیگر قواعد فعالیت در بازار اسلامی عبارتاند از: سفارش به رعایت [[عدالت]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ ...}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد ...» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>، تمام گذاشتن پیمانه: {{متن قرآن|فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ ...}}<ref>«پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید ...» سوره اعراف، آیه ۸۵.</ref>، [[نهی]] از [[کمفروشی]]: {{متن قرآن|وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ}}<ref>«وای بر کمفروشان!» سوره مطففین، آیه ۱.</ref>، ممنوعیت کلاهبرداری، دزدی، رشوهگیری و [[غصب]] تحت عنوان «بَخْس»<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۱۷۴.</ref>، نکوهش «سُحْت» به عنوان هرگونه درآمد [[حرام]]<ref>لسان العرب، ج ۶، ص۱۸۶، «سحت».</ref> که [[مفسران]] آن را به درآمد حاصل از فروش سگ و خوک و شراب، رشوهگیری و... [[تفسیر]] کردهاند<ref>تفسیر ماوردی، ج ۲، ص۴۰؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص۳۰۳.</ref>. | دستورات اخلاقی و [[قواعد]] [[خرید و فروش]] خاصی در قرآن و [[حدیث]] ارائه شده که [[نظام]] بازار متفاوتی را پدید آورده است<ref>من لایحضرهالفقیه، ج۳، ص۱۹۰ـ۱۹۷؛ وسائلالشیعه، ج ۱۷، ص۸۱.</ref>. [[حرمت]] [[بیع]] ربوی به طور مطلق {{متن قرآن|... قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ...}}<ref>«خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است ...» سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref>، الگوهای متفاوتی را برای بهرهوری سرمایه در بازار اسلامی مانند [[تجارت]] و [[داد و ستد]] بدون [[ربا]]، شرکت و [[مضاربه]]<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۶۵.</ref>، اجاره<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۶۳.</ref>، کارهای تولیدی همچون ماهیگیری و غواصی<ref>سوره فاطر، آیه ۱۲.</ref> و... مطرح ساخته است. دیگر قواعد فعالیت در بازار اسلامی عبارتاند از: سفارش به رعایت [[عدالت]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ ...}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد ...» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>، تمام گذاشتن پیمانه: {{متن قرآن|فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ ...}}<ref>«پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید ...» سوره اعراف، آیه ۸۵.</ref>، [[نهی]] از [[کمفروشی]]: {{متن قرآن|وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ}}<ref>«وای بر کمفروشان!» سوره مطففین، آیه ۱.</ref>، ممنوعیت کلاهبرداری، دزدی، رشوهگیری و [[غصب]] تحت عنوان «بَخْس»<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۱۷۴.</ref>، نکوهش «سُحْت» به عنوان هرگونه درآمد [[حرام]]<ref>لسان العرب، ج ۶، ص۱۸۶، «سحت».</ref> که [[مفسران]] آن را به درآمد حاصل از فروش سگ و خوک و شراب، رشوهگیری و... [[تفسیر]] کردهاند<ref>تفسیر ماوردی، ج ۲، ص۴۰؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص۳۰۳.</ref>. | ||
[[انسان]] [[مسلمان]] با رعایت این ضوابط اخلاقی و انجام [[واجبات]] و ترک محرمات، رعایت [[عدالت]] با همگان و پرهیز از [[ستم]]، استفاده بهینه از منابع در جهت دوری از [[اسراف]] و آسیب رسانی به دیگران و همچنین آغاز به فعالیت و [[تولید]] در حرفههایی که [[نظام]] [[جامعه اسلامی]] بر آن [[استوار]] است، میتواند به رقابتی سالم در بازار اسلامی بپردازد؛ اما وضعیت آرمانی بازار از دیدگاه [[قرآن]] زمانی حاصل میشود که «[[تعاون]]» به عنوان اصلی [[رفتاری]] در آن نهادینه شده باشد<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۲۶۷-۲۶۹.</ref>. | [[انسان]] [[مسلمان]] با رعایت این ضوابط اخلاقی و انجام [[واجبات]] و ترک محرمات، رعایت [[عدالت]] با همگان و پرهیز از [[ستم]]، استفاده بهینه از منابع در جهت دوری از [[اسراف]] و آسیب رسانی به دیگران و همچنین آغاز به فعالیت و [[تولید]] در حرفههایی که [[نظام]] [[جامعه اسلامی]] بر آن [[استوار]] است، میتواند به رقابتی سالم در بازار اسلامی بپردازد؛ اما وضعیت آرمانی بازار از دیدگاه [[قرآن]] زمانی حاصل میشود که «[[تعاون]]» به عنوان اصلی [[رفتاری]] در آن نهادینه شده باشد<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۲۶۷-۲۶۹.</ref>. | ||
=== بازتاب تعالیم قرآن در بازارهای اسلامی === | === بازتاب تعالیم قرآن در بازارهای اسلامی === | ||
بازار از عناصر اصلی شهرهای اسلامی بوده است<ref>شهرهای عربی اسلامی، ص۲۲۱.</ref>، به نوعی که بسیاری از شهرهای اسلامی در اصل بر اثر وجود بازار و شکلگیری محلات شهری به دور آن پدید آمدهاند<ref>از شار تا شهر، ص۴۶ ـ ۴۷؛ ر.ک: مدینه اسلامی، ص۲۳۸.</ref> و بسیاری از فقهای [[مسلمان]]، بازار را از مشخصههای [[شهر]] [[اسلامی]] دانستهاند<ref>الخلاف، ج ۱، ص۵۹۷.</ref>. بازارهای اسلامی در تعامل تنگاتنگ با تعالیم قرآنی قرار گرفته و هویت فرهنگی ویژهای را تشکیل دادهاند. مسجد جامع به سبب تقدم [[وظایف]] مذهبی [[مسلمانان]] و بازار به عنوان مرکز [[معیشت]] و فعالیتهای صنفی، مجموعهای را تشکیل میدادند که در هسته مرکزی بسیاری از شهرهای اسلامی قرار داشت<ref>از شار تا شهر، ص۴۶؛ بازارهای ایرانی، ص۵۸ ـ ۶۰؛ شهرهای عربی اسلامی، ص۱۹۴، ۲۲۱ ـ ۲۲۳.</ref>، برای نمونه مسجد جامع [[بصره]]، [[کوفه]] و [[سامراء]] که از اولین و بزرگترین شهرهای اسلامی بودند، در میانه بازار قرار داشتند<ref>اصناف در عصر عباسی، ص۵۶ ـ ۵۸.</ref>. این واقعیت بیتأثر از [[آموزههای قرآنی]] در مورد اهمیت و تقدیم [[عبادت]] و از جهتی دیگر، [[تشویق]] و [[تحریض]] به کسب حلال و [[توسعه]] [[رزق]] در فرهنگ اسلامی نیست. | بازار از عناصر اصلی شهرهای اسلامی بوده است<ref>شهرهای عربی اسلامی، ص۲۲۱.</ref>، به نوعی که بسیاری از شهرهای اسلامی در اصل بر اثر وجود بازار و شکلگیری محلات شهری به دور آن پدید آمدهاند<ref>از شار تا شهر، ص۴۶ ـ ۴۷؛ ر.ک: مدینه اسلامی، ص۲۳۸.</ref> و بسیاری از فقهای [[مسلمان]]، بازار را از مشخصههای [[شهر]] [[اسلامی]] دانستهاند<ref>الخلاف، ج ۱، ص۵۹۷.</ref>. بازارهای اسلامی در تعامل تنگاتنگ با تعالیم قرآنی قرار گرفته و هویت فرهنگی ویژهای را تشکیل دادهاند. مسجد جامع به سبب تقدم [[وظایف]] مذهبی [[مسلمانان]] و بازار به عنوان مرکز [[معیشت]] و فعالیتهای صنفی، مجموعهای را تشکیل میدادند که در هسته مرکزی بسیاری از شهرهای اسلامی قرار داشت<ref>از شار تا شهر، ص۴۶؛ بازارهای ایرانی، ص۵۸ ـ ۶۰؛ شهرهای عربی اسلامی، ص۱۹۴، ۲۲۱ ـ ۲۲۳.</ref>، برای نمونه مسجد جامع [[بصره]]، [[کوفه]] و [[سامراء]] که از اولین و بزرگترین شهرهای اسلامی بودند، در میانه بازار قرار داشتند<ref>اصناف در عصر عباسی، ص۵۶ ـ ۵۸.</ref>. این واقعیت بیتأثر از [[آموزههای قرآنی]] در مورد اهمیت و تقدیم [[عبادت]] و از جهتی دیگر، [[تشویق]] و [[تحریض]] به کسب حلال و [[توسعه]] [[رزق]] در فرهنگ اسلامی نیست. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۸: | ||
در آیات دیگری از بیارزشی [[دنیا]]<ref>سوره یونس، آیه ۲۴؛ سوره رعد، آیه ۲۶؛ سوره قصص، آیه ۶۰.</ref>، پرهیز از زراندوزی<ref>سوره توبه، آیه ۳۴.</ref> و [[دنیاگرایی]]<ref>سوره یونس، آیه ۷ و ۸.</ref>، فراموش نکردن [[یاد خدا]] و برپایی نماز به سبب [[اشتغال]] به [[داد و ستد]]<ref>سوره نور، آیه ۳۷.</ref> [[سخن]] رفته که همجواری [[مسجد]] و بازار را میطلبد؛ همچنین این آموزهها، گرایش به تصوف و دستگاه [[فتوت]] و طریقه جوانمردان را در بازاریان تقویت میکرد؛ به صورتی که بسیاری از پیشه وران از متصوفه بودند<ref>اصناف در عصر عباسی، ص۳۶.</ref>. [[حرمت]] [[ربا]] در [[قرآن]] و نکوهش شدید رباخواران<ref>سوره بقره، آیه ۲۷۵ ـ ۲۷۹.</ref> باعث شد [[مسلمانان]] از سود تضمینی وامهای بهرهدار صرف نظر کرده، با معاملات [[مضاربه]] در امور [[تجاری]] و مزارعه و مساقات در امور [[کشاورزی]]، وارد چرخه تولید و عرضه شوند و در سود و زیان این فعالیتها سهیم گردند؛ همچنین گاه سرمایهدار بازاری خود [[مدیریت]] فعالیت [[اقتصادی]] را بر عهده میگرفت و افرادی را بر این امر میگماشت که گاه [[غلامان]] وی یا افرادی [[آزاد]] و قابل اعتماد بودند که به عنوان [[اجیر]] و [[وکیل]] [[استخدام]] میشدند<ref>المبسوط، ج۱۱، ص۱۷۵؛ الرسالهالقشیریه، ص۳۷۴؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۷، ص۹۳.</ref>. [[فرمان]] فراگیر [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.</ref> و نیز موارد جزئی مانند [[نهی]] از بَخْس<ref>سوره هود، آیه ۸۵.</ref> و [[تطفیف]]<ref>سوره مطففین، آیه ۱.</ref> و تصرف [[باطل]] و بدون [[رضایت]] در [[اموال]] دیگران<ref>سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> و به خصوص [[حرمت]] [[ربا]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref> و... باعث شد نهاد [[حسبه]] و [[نظارت]] در بازار اسلامی چه از سوی [[حکومت]] و چه به دست عواملی از درون بازار شکل گیرد<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۲۶۹-۲۷۰.</ref>. | در آیات دیگری از بیارزشی [[دنیا]]<ref>سوره یونس، آیه ۲۴؛ سوره رعد، آیه ۲۶؛ سوره قصص، آیه ۶۰.</ref>، پرهیز از زراندوزی<ref>سوره توبه، آیه ۳۴.</ref> و [[دنیاگرایی]]<ref>سوره یونس، آیه ۷ و ۸.</ref>، فراموش نکردن [[یاد خدا]] و برپایی نماز به سبب [[اشتغال]] به [[داد و ستد]]<ref>سوره نور، آیه ۳۷.</ref> [[سخن]] رفته که همجواری [[مسجد]] و بازار را میطلبد؛ همچنین این آموزهها، گرایش به تصوف و دستگاه [[فتوت]] و طریقه جوانمردان را در بازاریان تقویت میکرد؛ به صورتی که بسیاری از پیشه وران از متصوفه بودند<ref>اصناف در عصر عباسی، ص۳۶.</ref>. [[حرمت]] [[ربا]] در [[قرآن]] و نکوهش شدید رباخواران<ref>سوره بقره، آیه ۲۷۵ ـ ۲۷۹.</ref> باعث شد [[مسلمانان]] از سود تضمینی وامهای بهرهدار صرف نظر کرده، با معاملات [[مضاربه]] در امور [[تجاری]] و مزارعه و مساقات در امور [[کشاورزی]]، وارد چرخه تولید و عرضه شوند و در سود و زیان این فعالیتها سهیم گردند؛ همچنین گاه سرمایهدار بازاری خود [[مدیریت]] فعالیت [[اقتصادی]] را بر عهده میگرفت و افرادی را بر این امر میگماشت که گاه [[غلامان]] وی یا افرادی [[آزاد]] و قابل اعتماد بودند که به عنوان [[اجیر]] و [[وکیل]] [[استخدام]] میشدند<ref>المبسوط، ج۱۱، ص۱۷۵؛ الرسالهالقشیریه، ص۳۷۴؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۷، ص۹۳.</ref>. [[فرمان]] فراگیر [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.</ref> و نیز موارد جزئی مانند [[نهی]] از بَخْس<ref>سوره هود، آیه ۸۵.</ref> و [[تطفیف]]<ref>سوره مطففین، آیه ۱.</ref> و تصرف [[باطل]] و بدون [[رضایت]] در [[اموال]] دیگران<ref>سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> و به خصوص [[حرمت]] [[ربا]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref> و... باعث شد نهاد [[حسبه]] و [[نظارت]] در بازار اسلامی چه از سوی [[حکومت]] و چه به دست عواملی از درون بازار شکل گیرد<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۲۶۹-۲۷۰.</ref>. | ||
== | == جنبههای اخلاقی == | ||
بازار مکانی است که زمینه [[لغزش]] و [[گناه]] در آن وجود دارد و بخشی از گناهها هنگام برخورد و دیدن افراد است. گاهی این لغزشها جنبه [[اقتصادی]] و [[مالی]] دارد و گاه جنبه [[فرهنگی]]؛ ممکن است افرادی برای [[زنان]] [[متدین]]، مشکل ایجاد کنند، یا زنان، مردانی را در دام [[مکر]] خود گرفتار آورند. | بازار مکانی است که زمینه [[لغزش]] و [[گناه]] در آن وجود دارد و بخشی از گناهها هنگام برخورد و دیدن افراد است. گاهی این لغزشها جنبه [[اقتصادی]] و [[مالی]] دارد و گاه جنبه [[فرهنگی]]؛ ممکن است افرادی برای [[زنان]] [[متدین]]، مشکل ایجاد کنند، یا زنان، مردانی را در دام [[مکر]] خود گرفتار آورند. | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۹: | ||
# '''خرید از کسی که [[انسان]] را نمیشناسد:''' به رغم آنکه معامله با هر کسی [[مباح]] است و هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد، اگر فردی احتمال میدهد که فروشنده به سبب آشنایی و [[حجب و حیا]]، قیمت کالا را تقلیل بدهد یا جنس مرغوبتری را با قیمت عادی در [[اختیار]] او بگذارد یا هر گونه امتیازی برای او قائل شود، شایسته است که با او وارد معامله نشود. این نکته به ویژه درباره مسئولانی که میخواهند از بازار خرید کنند یا [[منزل]] و ملکی بخرند اهمیت فوقالعادهای دارد. [[امیرمؤمنان]] {{ع}} برای [[نظارت]] یا خرید به گونهای در بازار تردد میکردند که [[مردم]] [[گمان]] میکردند او عربی بیابانی است. میگویند حضرت برای خرید پیراهنی به بازار کرباس فروشان رفتند و وارد مغازه پیرمردی که پیراهن میفروخت شدند. امام به پیرمرد فرمودند: یک پیراهن سه درهمی برایم بیاور. پیرمرد ایشان را [[شناخت]] و [[احترام]] کرد؛ ولی حضرت با او وارد معامله نشدند و به مغازه دیگری رفتند. صاحب آن مغازه نیز [[امام]] را شناخت و مولا از او نیز خرید نکردند. سرانجام وارد سومین مغازه شدند و از نوجوانی که ایشان را نمیشناخت، خرید کردند<ref>احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، ج۱، ص۵۲۸، ح۸۷۸.</ref>. | # '''خرید از کسی که [[انسان]] را نمیشناسد:''' به رغم آنکه معامله با هر کسی [[مباح]] است و هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد، اگر فردی احتمال میدهد که فروشنده به سبب آشنایی و [[حجب و حیا]]، قیمت کالا را تقلیل بدهد یا جنس مرغوبتری را با قیمت عادی در [[اختیار]] او بگذارد یا هر گونه امتیازی برای او قائل شود، شایسته است که با او وارد معامله نشود. این نکته به ویژه درباره مسئولانی که میخواهند از بازار خرید کنند یا [[منزل]] و ملکی بخرند اهمیت فوقالعادهای دارد. [[امیرمؤمنان]] {{ع}} برای [[نظارت]] یا خرید به گونهای در بازار تردد میکردند که [[مردم]] [[گمان]] میکردند او عربی بیابانی است. میگویند حضرت برای خرید پیراهنی به بازار کرباس فروشان رفتند و وارد مغازه پیرمردی که پیراهن میفروخت شدند. امام به پیرمرد فرمودند: یک پیراهن سه درهمی برایم بیاور. پیرمرد ایشان را [[شناخت]] و [[احترام]] کرد؛ ولی حضرت با او وارد معامله نشدند و به مغازه دیگری رفتند. صاحب آن مغازه نیز [[امام]] را شناخت و مولا از او نیز خرید نکردند. سرانجام وارد سومین مغازه شدند و از نوجوانی که ایشان را نمیشناخت، خرید کردند<ref>احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، ج۱، ص۵۲۸، ح۸۷۸.</ref>. | ||
# '''چانه زدن خریدار:''' از [[روایات]] حضرت برمیآید که چانهزدن هنگام خرید، مطلوب است. در این باره، امام فرمودهاند: «در معاملاتی که انجام میدهی چانه بزن؛ [[انسانی]] مغبون نه ستوده است و نه مأجور»<ref>شیخ صدوق، الخصال، ص۶۲، ج۱۰.</ref>. همچنان که پیش گفته آمد، در جریان خرید دو پیراهن به هفت درهم، حضرت فرمود که من با او چانه زدم و او نیز با من چانه زد و سرانجام معامله با [[رضایت]] انجام شد<ref>نیشابوری، محمد بن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص۵۳۷ ـ ۵۴۱؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص ۶۹۳ - ۶۹۶.</ref> | # '''چانه زدن خریدار:''' از [[روایات]] حضرت برمیآید که چانهزدن هنگام خرید، مطلوب است. در این باره، امام فرمودهاند: «در معاملاتی که انجام میدهی چانه بزن؛ [[انسانی]] مغبون نه ستوده است و نه مأجور»<ref>شیخ صدوق، الخصال، ص۶۲، ج۱۰.</ref>. همچنان که پیش گفته آمد، در جریان خرید دو پیراهن به هفت درهم، حضرت فرمود که من با او چانه زدم و او نیز با من چانه زد و سرانجام معامله با [[رضایت]] انجام شد<ref>نیشابوری، محمد بن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص۵۳۷ ـ ۵۴۱؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص ۶۹۳ - ۶۹۶.</ref> | ||
== تنظیم بازار == | |||
{{اصلی|تنظیم بازار}} | |||
در بازار، عرضه و تقاضا صورت میگیرد و هر گاه یکی از این دو (تقاضا یا عرضه) فزونی یابد، با [[حفظ]] بقیه شرایط، قیمت نوسان پیدا میکند. در عرضه زیاد، قیمت کاهش و در تقاضای زیاد، قیمت افزایش مییابد. در هر دو صورت، [[دولت]] به طور مستقیم یا غیرمستقیم در بازار [[نظارت]] یا دخالت میکند تا عرضه و تقاضا یکسان گردد و قیمتها با نوسان شدید روبهرو نشود. بنابراین، تنظیم بازار را میتوان دخالت یا نظارت مستقیم یا غیرمستقیم دولت در بازار دانست که میکوشد عرضه و تقاضا را به صورت متوازن برقرار سازد تا هیچ یک از [[تولید]] کننده یا [[مصرف]] کننده دچار ضرر و [[زیان]] نشوند در فرایند عرضه و تقاضا، ممکن است عدهای با سوءاستفاده و از راه [[احتکار]] یا [[گرانفروشی]] بخواهند تنظیم بازار را به هم بزنند و با کاهش موقتی عرضه، در افزایش قیمتها مؤثر شوند که دولت موظف است در این موارد دخالت کند و جلو این کار را بگیرد<ref>[[مهدی محمدی صیفار|محمدی صیفار، مهدی]]، [[اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی (کتاب)|اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی]]، ص ۲۴۹.</ref>. | |||
== نظارت بر بازار == | |||
{{اصلی|نظارت بر بازار}} | |||
بازارها از ابتدای [[تشکیل دولت اسلامی]] در [[مدینه]]، تحت نظارت و [[مراقبت]] بود. [[پیامبر]] بر انباری از طعام گذر کرد؛ دستش را در آن فرو برد و رطوبتی در آن یافت، و به صاحب آن فرمود: این چیست؟ گفت: یا [[رسول الله]] [[باران]] بر آن باریده است. پس فرمود: چرا آن را بر روی طعام نگذاشتهای تا [[مردم]] ببینند؟ هر که [[خیانت]] ورزد از ما نیست<ref>سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۷۵۶.</ref>. حضرت امر نظارت بر بازارها را به مأموری خاص محول فرمود. | |||
نظارت بر بازار در [[زمان]] [[خلفا]] نیز ادامه یافت<ref>عمر بن خطلاب هنگام خلافت، تازیانه در دست، در بازارها میگشت و به وضع بازاریان رسیدگی، و میان آنان داوری میکرد. (تاریخ الطبری، ج۴، ص۲۲۴).</ref>. در [[احادیث]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز عنایتی آشکارا به بازار و نظارت بر آن مشاهده میکنیم. حضرت به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر بازارها نظارت میکرد. امیرالمؤمنین {{ع}} در بازار راه میرفت و اگر کم فروشی یا تقلبی مشاهده میکرد، فرد خطاکار را با تازیانهای که در دست داشت، [[تنبیه]] مینمود. آن حضرت افزون بر اینکه هر [[روز]] یا هر چند روز یک بار، به بازارها میرفت و بازاریان و تجار را [[نصیحت]] مینمود و [[احکام اسلام]] را برایشان بازگو و دعاوی را حل و فصل میکرد، به طور مستمر بر کیفیت [[خرید و فروش]] و سطح قیمتها [[نظارت]] داشت و در صورت مشاهده هرگونه تخلف و تجاوزی، خود وارد عمل میشد و [[حق]] [[مظلوم]] را میستاند و به [[یاری]] [[ضعیفان]] میشتافت<ref>[[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۵۱۶.</ref>. | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||
{{مدخل وابسته}} | |||
* [[اقتصاد]] | |||
* [[تجارت]] | * [[تجارت]] | ||
* [[تنظیم بازار]] | |||
* [[نظارت بر بازار]] | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۶۵: | خط ۸۴: | ||
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']] | # [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']] | ||
# [[پرونده:1368105.jpg|22px]] [[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۷''']] | # [[پرونده:1368105.jpg|22px]] [[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۷''']] | ||
# [[پرونده:IM010602.jpg|22px]] [[مهدی محمدی صیفار|محمدی صیفار، مهدی]]، [[اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی (کتاب)|'''اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||