قیام امام حسین: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%;...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
مردم! [[آگاه]] باشید، اینان ([[بنی امیه]]) [[اطاعت خدا]] را ترک کرده و [[پیروی از شیطان]] را پیشه خود ساختهاند. [[فساد]] را [[ترویج]] و [[حدود الهی]] را تعطیل کرده "فییء" را به خود اختصاص داده و [[حلال و حرام]] خداوند را [[تغییر]] دادهاند. در حالی که من به [[هدایت]] و [[اصلاح جامعه اسلامی]] از دیگران شایستهترم»<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۲.</ref>.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۲۳.</ref> | مردم! [[آگاه]] باشید، اینان ([[بنی امیه]]) [[اطاعت خدا]] را ترک کرده و [[پیروی از شیطان]] را پیشه خود ساختهاند. [[فساد]] را [[ترویج]] و [[حدود الهی]] را تعطیل کرده "فییء" را به خود اختصاص داده و [[حلال و حرام]] خداوند را [[تغییر]] دادهاند. در حالی که من به [[هدایت]] و [[اصلاح جامعه اسلامی]] از دیگران شایستهترم»<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۲.</ref>.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۲۳.</ref> | ||
==روششناسی قیام امام حسین== | |||
[[گزینش]] روش درست، منطقی، کارآمد و فراگیر در انجام حرکت و [[نهضت]] اصلاحی بسیار مهم میباشد. اگر شرایط اوضاع و احوال [[جامعه]] رو به پیچیدگی بیشتر باشد، [[انتخاب]] روش، دشوارتر خواهد بود. | |||
به [[راستی]]، روش چه روشی باید باشد؛ روش [[فرهنگی]] صرف، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] محض، روش نظامی و مسلحانه صرف، روش ترکیبی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و یا [[قیام مسلحانه]]؟ همچنین این که هر کدام از این روشها جوهره [[عقلانی]] و خردگرایانه محض داشته باشد یا عاشقانه، عارفانه و جهادی، بسیار مهم و سرنوشتساز میباشد. | |||
حال، با رویکردی [[تاریخی]] - تحلیلی به [[قیام امام حسین]]{{ع}} و بررسی شواهد [[حدیثی]] و [[روایی]] در مجموعه [[سخنان حسین بن علی]]{{ع}} باید به [[درستی]] دریافت که [[امام]]{{ع}} چه روشی را با چه جوهرهای انتخاب کرد؟ چه تناسب و سنخیتی بین روش و جوهره وجود داشته است؟ چه همگونی بین روش و جوهره با علل فاعلی و غایی [[نهضت عاشورا]] وجود دارد؟ | |||
آیا جوهره [[قیام]] نیز عقلانی - عاشقانه بوده است یا نه؟ در پرتو پاسخی جامع به این پرسشهاست که میتوان [[تصور]] و تصویری کلان و جامع از قیام [[جاودانه]] [[کربلا]] به دست آورد. | |||
روش [[پدیدارشناسی]] در تحلیل قیام تاریخی [[امام حسین]]{{ع}} ما را به این نتیجه رهنمون میکند که امام حسین{{ع}} در نهضت خود، اهداف روشن و روشهای شفاف و زلال را برگزید و در تمام سخنان و نامههای خود، در هر مناسبتی بر اهداف و روشهای خود تأکید داشت و حتی شعارهای وی متناسب با اهداف و روشهایش بود. | |||
به طور مثال، امام{{ع}} در تبیین [[هدفها]]، [[هدف]] [[اصلاح جامعه]] [[نبوی]] را، أحیای [[ارزشها]] و معیارهای اصیل [[اسلامی]] [[نفی]] و محو [[بدعتها]] و از بین بردن آفات و آسیبهای فرهنگی و اجتماعی، که [[اسلام ناب محمدی]]{{صل}} را [[تهدید]] میکرد، [[زنده کردن]] [[شعایر]] [[دینی]]، [[اقامه حق]] و [[عدالت اجتماعی]]، نابودی [[استبداد]]، [[ظلم]] و [[فسق]] و [[فجور]]، اعتلای کلمه [[توحید]] احیای روش کار آمد و [[سعادتبخش]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و علی{{ع}} در [[جامعه]]، [[خرافهزدایی]] از چهره اصیل [[دین]]، [[دیندار]] نمودن جامعه در عرصههای گوناگون و حوزههای مختلف [[فکری]] و عملی و در روشها، روش [[جهاد]] و [[مبارزه]] و احیای عنصر [[امر به معروف و نهی از منکر]] و در واقع، ترکیب [[فرهنگی]] (احیای اصول، [[حقایق]] [[دینی]] و [[اصلاح]] [[امت اسلامی]])، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] (اصلاح [[مدیریت]] و [[حکومت]]، استبدادزدایی و [[اقامه عدل]]) و [[جهاد مسلحانه]]، خروج علیه [[خلافت]] غصبی و [[خلیفه]] فاقد صلاحیت برای [[اداره جامعه اسلامی]] و... میدانند. | |||
جوهره و [[روح]] [[قیام]] فرهنگی، اجتماعی و مسلحانه [[امام حسین]]{{ع}} نیز [[عشق]] و درد بود؛ درد دین و [[غیرت دینی]] که از [[درک عمیق]]، روح بلند و ژرف [[الهی]] و اوج [[دینداری]] او سرچشمه میگرفت. | |||
[[درک]] شرایط فرهنگی و اجتماعی [[اسلام]] و اقتضای [[زمان]] (زمانشناسی [[امام]]{{ع}}) نیز عامل مهم حرکت علیه خلافت و خلیفه [[حاکم]] بود. | |||
بنابراین، قیام خونین سرخ [[حسینی]] شکل گرفت و امام{{ع}} در [[وداع]] با [[قبر]] [[نورانی]] [[پیامبر]]{{صل}} از {{عربی|و أن يراك قتيلا}} سخن به میان آورده و هنگام حرکت از [[مکه]] به [[کربلا]] نیز ندای [[استرجاع]] {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} سر دادند. | |||
و چهره قیام خود را از [[مدینه]] تا کربلا و از کربلا تا مدینه، یعنی حرکت دورانی که دایره عشق، [[شهادت]]، [[پیام]] و [[خون]] بود، ترسیم کردند تا حوزه [[وظایف]] و [[رسالتها]] مشخص باشد. | |||
عدهای از سر عشق، خون خود را [[هدیه]] اسلام اصیل و [[ناب]] کردند و گروهی نیز از سر عشق از کربلا تا [[کوفه]]، [[شام]] و مدینه، کاروان آزادگان را در پیامرسانی به راه انداخته و با [[بصیرت]] [[انجام وظیفه]] نمودند که در اصل، وظیفهگرایی و [[تکلیف محوری]] روح جهاد، شهادت، [[اسارت]] ظاهری و [[حریت]] [[واقعی]] بود تا [[مسلمانان]] همه اعصار بدانند که [[اسلامشناسی]]، [[وظیفهشناسی]]، زمانشناسی، [[دشمنشناسی]]، ولایتشناسی، و ولایتمداری از اصول مهم [[حیات دینی]] و [[زندگی اسلامی]] آنان خواهد بود. البته، به تعبیر [[حسین بن علی]]{{ع}} در همیشه [[تاریخ]] {{متن حدیث|قَلَّ الدَّيَّانُونَ}} نمودار خواهد شد. | |||
در قیام اصلاحی و [[نهضت]] احیایی [[امام حسین]]{{ع}} [[هدفها]]، [[شعارها]]، مسیرهای [[قیام]] و حرکت روشن و روشها نیز بسیار روشن و شناخته شده و دست یافتنی است و هیچ نکته مبهم و نقطه متشابهی در قیام [[الهی]] آن [[حضرت]] وجود ندارد. عجیب است که نه تنها کلیات [[قیام امام]]، بلکه جزییات نهضت حضرت نیز روشن و مستند در [[تاریخ]] است و بسیار حیاتی مهم و دخیل در تحلیل قیام میباشند و این خود معجزهای در قیام [[معصومانه]]، أسمانی، [[توحیدی]] و عدالتخواهانه امام حسین{{ع}} است. | |||
پس، [[انتخاب]] روش امام حسین{{ع}} نیز الگویی برای [[گزینش]] روشها و [[اصلاحگرایی]] و [[احیاگری]] است. | |||
[[بدیهی]] است که [[امام]]{{ع}} با [[درک]] صحیح و همه جانبه مسأله، روشن کردن هدفها، شعارها، آگاهسازی [[مردم]]، [[اتمام حجت]]، دینمحوری، [[عدالتگرایی]]، احیای [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[ظلم ستیزی]]، [[دلسوزی]] برای مردم و نسلهای مختلف [[جامعه]]، [[آینده نگری]]، [[حفظ حقوق]] و [[کرامت انسانی]] و [[آزادی]] خواهی، به [[وظیفه]] خویش عمل نمودهاند.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۲۸.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۷ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۱۳
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
مقدمه
زمینهها و عواملی که آن نهضت عظیم را به وجود آوردند و آن فاجعه غم انگیز را رقم زدند، عبارتند از:
- زمامدار جامعه اسلامی نه تنها شرایط لازم برای تصدی منصب حکومت را نداشت بلکه متظاهر به فسق و فساد بود؛
- ارزشهای معنوی از یاد رفته بود و نخبگان جامعه، که مدیریت فکری و سیاسی را بر عهده داشتند و الگویی برای مردم به شمار میرفتند، به مفاهیم اخلاقی پایبند نبودند؛
- حکومت نیز فاقد قواعد و معیار بود و قانون و ضابطهای را در میان کارگزاران معمول نمیداشت. در نتیجه ظلم و تبعیض به غایت خود رسیده بود؛
- بدعتها و پیرایههای بسیار در دین راه یافته و مذهب وسیله تخدیر مردم و تأمین خواستههای حکام و مفسدان شده بود؛
- دنیامداری و مادهگرایی، جهان برین و آخرت را از یادها زدوده بود؛
- رعب و دنیاپرستی هم چون بیماری، متدینان را زبون و زمینگیر و آنان را تسلیم پیش آمدها کرده بود، دلیری و رادمردی نیز تنها در اسطورهها به جای مانده بود.
بنابراین، اصول جامعهای که پیامبر اکرم(ص) تأسیس کرده بود به راه فنا میرفت و سنتها و ارزشهای دینی به فراموشی سپرده میشدند. انحطاط دینی، اخلاقی و فرهنگی جامعه، به ویژه در نیمه اول دهه چهارم هجری، به اوج خود رسیده بود. از زمان خلیفه سوم، اشرافیگری و بذل و بخششهای بیحد و حصر از بیتالمال به اقوام و نزدیکان، متعارف شد و مسلط کردن تبعیدیهای عصر نبوی بر مقدرات جامعه اسلامی و در نهایت، قدرت بخشیدن به حزب اموی، خلافت اسلامی را به سلطنت کسری و قیصر مبدل ساخت.
اکنون چه کسی باید برای اصلاح امور قیام کند؟ یک فرد انقلابی و اصلاح طلب! اما کسی که به ناهنجاریهای جامعه معترض است و ادعای اصلاحطلبی دارد، باید پیش از آنکه مصلح شود، صالح باشد؛ زیرا آرمانگرایی و اصلاحطلبی در سخن و شعار خلاصه نمیشود، بلکه درگیری با مشکلات و معضلات را طلب میکند.
از اینرو، مصلح باید آگاه، خودساخته، مدیر و مدبر باشد؛ زیرا اصلاح اسلامی، حرکتی انقلابی است؛ انقلاب در افکار، فرهنگ، اخلاق و روحیات انسانها و به موازات آن، تغییر در نظامهای اجتماعی فاسد و حاکم بر آنها. بنابراین، اصلاح اسلامی، تغییری است در راستای رشد و کمال انسان، که هم مبارزه با آداب و عادات ناپسند را لازم میشمرد و هم نظامهای حاکم بر اجتماع را به رعایت حق و عدالت و انجام اعمال صواب و صلاح وا میدارد.
از اینرو، پیامبر بزرگ اسلام(ص) دو جهاد را بر مسلمانان متعهد، تکلیف کرده است؛ جهاد اکبر یا مبارزه با تجاوزات و طغیانهای نفس انسان و جهاد اصغر، یا مبارزه با دشمنان خارجی و داخلی جامعه اسلامی. امامان بزرگوار شیعه، زمانی که جامعه انسانی گرفتار فساد شده بود، برای اصلاح آن، پیروان خویش را به هر دو جهاد فرا میخواندند. چنان که حسین بن علی(ع) به عنوان یک مصلح اجتماعی، با قیام خود علیه ظلم و فساد، در همان حال که زمینه انقلاب اجتماعی را فراهم میسازد، یاران و هوادارانش را به تهذیب نفس و تقوای الهی دعوت میکند.
این امر نه تنها به لحاظ هدفی که اسلام دنبال میکند، یعنی تربیت انسانهای وارسته و خداگونه، بلکه از جنبه عقلی نیز دارای اهمیت است؛ زیرا اگر اصلاح طلبان خود صالح نباشند، نه معنای اصلاح را به درستی درک خواهند کرد و نه میتوانند بر فساد غلبه یابند؛ چه این که در مسیر مبارزه ممکن است پیش از آنکه دیگران را به صلاح آورند، خود تسلیم فساد شوند، چنان که بسیاری مبارزان و مصلحان به دلیل عدم خودسازی و تقوای لازم، خویش را به دشمن تسلیم کرده و یا در صورت پیروزی، به دلیل همین وابستگیهای نفسانی و رذایل اخلاقی، تشکیلات و نظام فاسدی را بنیان نهادند که در برخی مواقع به مرور از رژیمهای گذشته بدتر شدند. پیروزی عباسیان بر امویان و فسادی که بعدها در دستگاه حکومت آنان به وجود آمد، شاهدی روشن بر این مدعاست.
از سوی دیگر، اصلاح فردی نیز بدون توجه به اصلاح اجتماعی را به جایی نمیبرد؛ زیرا رشد و تکامل و پالایش انسان در گرو همین مبارزات اجتماعی است[۱].
از اینرو، اسلام بر اصلاح رهبری سیاسی جامعه تأکید میورزد و پیروان خویش را بر رهبران فاسد میشوراند تا نظامهای جور را مورد تهدید قرار داده، رهبری آنان را به صالحان و با تقوایان بر گردانند. چنان که امام حسین(ع) انگیزه قیام خود را چنین تبیین میفرماید: «مردم! پیامبر خدا(ص) فرمود: هر کس سلطان زورگویی را ببیند که حرام خدا را حلال کرده، پیمان الهی را در هم شکسته، با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت در آمده، در میان بندگان خدا، راه گناه و دشمنی در پیش میگیرد، اگر در برابر چنین زمامداری با عمل یا با گفتار خویش مخالفت نکند، بر خداوند است که، این فرد (بیتفاوت) را به جایگاه همان طغیانگر، که آتش جهنم است، داخل گرداند.
مردم! آگاه باشید، اینان (بنی امیه) اطاعت خدا را ترک کرده و پیروی از شیطان را پیشه خود ساختهاند. فساد را ترویج و حدود الهی را تعطیل کرده "فییء" را به خود اختصاص داده و حلال و حرام خداوند را تغییر دادهاند. در حالی که من به هدایت و اصلاح جامعه اسلامی از دیگران شایستهترم»[۲].[۳]
روششناسی قیام امام حسین
گزینش روش درست، منطقی، کارآمد و فراگیر در انجام حرکت و نهضت اصلاحی بسیار مهم میباشد. اگر شرایط اوضاع و احوال جامعه رو به پیچیدگی بیشتر باشد، انتخاب روش، دشوارتر خواهد بود. به راستی، روش چه روشی باید باشد؛ روش فرهنگی صرف، سیاسی و اجتماعی محض، روش نظامی و مسلحانه صرف، روش ترکیبی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و یا قیام مسلحانه؟ همچنین این که هر کدام از این روشها جوهره عقلانی و خردگرایانه محض داشته باشد یا عاشقانه، عارفانه و جهادی، بسیار مهم و سرنوشتساز میباشد.
حال، با رویکردی تاریخی - تحلیلی به قیام امام حسین(ع) و بررسی شواهد حدیثی و روایی در مجموعه سخنان حسین بن علی(ع) باید به درستی دریافت که امام(ع) چه روشی را با چه جوهرهای انتخاب کرد؟ چه تناسب و سنخیتی بین روش و جوهره وجود داشته است؟ چه همگونی بین روش و جوهره با علل فاعلی و غایی نهضت عاشورا وجود دارد؟
آیا جوهره قیام نیز عقلانی - عاشقانه بوده است یا نه؟ در پرتو پاسخی جامع به این پرسشهاست که میتوان تصور و تصویری کلان و جامع از قیام جاودانه کربلا به دست آورد.
روش پدیدارشناسی در تحلیل قیام تاریخی امام حسین(ع) ما را به این نتیجه رهنمون میکند که امام حسین(ع) در نهضت خود، اهداف روشن و روشهای شفاف و زلال را برگزید و در تمام سخنان و نامههای خود، در هر مناسبتی بر اهداف و روشهای خود تأکید داشت و حتی شعارهای وی متناسب با اهداف و روشهایش بود.
به طور مثال، امام(ع) در تبیین هدفها، هدف اصلاح جامعه نبوی را، أحیای ارزشها و معیارهای اصیل اسلامی نفی و محو بدعتها و از بین بردن آفات و آسیبهای فرهنگی و اجتماعی، که اسلام ناب محمدی(ص) را تهدید میکرد، زنده کردن شعایر دینی، اقامه حق و عدالت اجتماعی، نابودی استبداد، ظلم و فسق و فجور، اعتلای کلمه توحید احیای روش کار آمد و سعادتبخش پیامبر اکرم(ص) و علی(ع) در جامعه، خرافهزدایی از چهره اصیل دین، دیندار نمودن جامعه در عرصههای گوناگون و حوزههای مختلف فکری و عملی و در روشها، روش جهاد و مبارزه و احیای عنصر امر به معروف و نهی از منکر و در واقع، ترکیب فرهنگی (احیای اصول، حقایق دینی و اصلاح امت اسلامی)، سیاسی و اجتماعی (اصلاح مدیریت و حکومت، استبدادزدایی و اقامه عدل) و جهاد مسلحانه، خروج علیه خلافت غصبی و خلیفه فاقد صلاحیت برای اداره جامعه اسلامی و... میدانند.
جوهره و روح قیام فرهنگی، اجتماعی و مسلحانه امام حسین(ع) نیز عشق و درد بود؛ درد دین و غیرت دینی که از درک عمیق، روح بلند و ژرف الهی و اوج دینداری او سرچشمه میگرفت.
درک شرایط فرهنگی و اجتماعی اسلام و اقتضای زمان (زمانشناسی امام(ع)) نیز عامل مهم حرکت علیه خلافت و خلیفه حاکم بود. بنابراین، قیام خونین سرخ حسینی شکل گرفت و امام(ع) در وداع با قبر نورانی پیامبر(ص) از و أن يراك قتيلا سخن به میان آورده و هنگام حرکت از مکه به کربلا نیز ندای استرجاع ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾ سر دادند. و چهره قیام خود را از مدینه تا کربلا و از کربلا تا مدینه، یعنی حرکت دورانی که دایره عشق، شهادت، پیام و خون بود، ترسیم کردند تا حوزه وظایف و رسالتها مشخص باشد.
عدهای از سر عشق، خون خود را هدیه اسلام اصیل و ناب کردند و گروهی نیز از سر عشق از کربلا تا کوفه، شام و مدینه، کاروان آزادگان را در پیامرسانی به راه انداخته و با بصیرت انجام وظیفه نمودند که در اصل، وظیفهگرایی و تکلیف محوری روح جهاد، شهادت، اسارت ظاهری و حریت واقعی بود تا مسلمانان همه اعصار بدانند که اسلامشناسی، وظیفهشناسی، زمانشناسی، دشمنشناسی، ولایتشناسی، و ولایتمداری از اصول مهم حیات دینی و زندگی اسلامی آنان خواهد بود. البته، به تعبیر حسین بن علی(ع) در همیشه تاریخ «قَلَّ الدَّيَّانُونَ» نمودار خواهد شد.
در قیام اصلاحی و نهضت احیایی امام حسین(ع) هدفها، شعارها، مسیرهای قیام و حرکت روشن و روشها نیز بسیار روشن و شناخته شده و دست یافتنی است و هیچ نکته مبهم و نقطه متشابهی در قیام الهی آن حضرت وجود ندارد. عجیب است که نه تنها کلیات قیام امام، بلکه جزییات نهضت حضرت نیز روشن و مستند در تاریخ است و بسیار حیاتی مهم و دخیل در تحلیل قیام میباشند و این خود معجزهای در قیام معصومانه، أسمانی، توحیدی و عدالتخواهانه امام حسین(ع) است.
پس، انتخاب روش امام حسین(ع) نیز الگویی برای گزینش روشها و اصلاحگرایی و احیاگری است. بدیهی است که امام(ع) با درک صحیح و همه جانبه مسأله، روشن کردن هدفها، شعارها، آگاهسازی مردم، اتمام حجت، دینمحوری، عدالتگرایی، احیای امر به معروف و نهی از منکر، ظلم ستیزی، دلسوزی برای مردم و نسلهای مختلف جامعه، آینده نگری، حفظ حقوق و کرامت انسانی و آزادی خواهی، به وظیفه خویش عمل نمودهاند.[۴]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ محمد جواد صاحبی، احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی، ص۳۹.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۲.
- ↑ قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا، مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»، فرهنگ عاشورایی ج۱۰ ص ۲۳.
- ↑ قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا، مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»، فرهنگ عاشورایی ج۱۰ ص ۲۸.