|
|
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱۳: |
خط ۱۳: |
| [[عقاید]] [[مردم]] روم، ریشه در ادیان بَدَوی و ترکیبی از ادیان شرقی و عقاید صادراتی [[هند]]، اروپا و یونان داشت. آنها به نیروهایی [[باور]] داشتند که فرآوردههای دامی و کشاورزیشان را افزایش میدادند. رومیان برای هریک از [[شئون زندگی]]، خدایی مناسب با آن داشته و گاه به [[ضرورت]] از آنها کمک میخواستهاند. روی هم رفته، رومیان [[خدایان]] بیشماری داشتهاند؛ به گونهای که گاه عدد آنها به اندازه [[جمعیت]] روم یا بیشتر از آن یاد شده است. بعدها با گسترش قلمرو روم، خدایان یونان و شرقی نیز به فهرست خدایان رومی افزوده شدند و قرنها [[برتری]] خدایان شرقی در میان رومیان مشهود بود.<ref>تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۸ـ ۷۰؛ تاریخ رم، ص۲۶ ـ ۳۶.</ref> سرانجام، تمام این [[مذاهب]] و ادیان با ظهور [[مسیحیت]] محو و نابود گردیدند و مسیحیت در سراسر [[امپراتوری روم]] با [[تبلیغ]] [[رسولان]]، به ویژه [[پطرس]] و [[پولس]]، گسترش یافت <ref>نک: تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۷۸ ـ ۶۹۳؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۳۶ ـ ۱۳۸.</ref>. [[نامه]] پولس به مردم روم در [[عهد جدید]] آمده است.<ref>کتاب مقدس، رومیان.</ref> در اوایل قرن ۴ میلادی، کنستانتین، امپراتور وقت روم، مسیحیت را [[دین]] رسمی اعلام کرد<ref>تاریخ جامع ادیان، ص۹۴.</ref>.<ref>[[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref> | | [[عقاید]] [[مردم]] روم، ریشه در ادیان بَدَوی و ترکیبی از ادیان شرقی و عقاید صادراتی [[هند]]، اروپا و یونان داشت. آنها به نیروهایی [[باور]] داشتند که فرآوردههای دامی و کشاورزیشان را افزایش میدادند. رومیان برای هریک از [[شئون زندگی]]، خدایی مناسب با آن داشته و گاه به [[ضرورت]] از آنها کمک میخواستهاند. روی هم رفته، رومیان [[خدایان]] بیشماری داشتهاند؛ به گونهای که گاه عدد آنها به اندازه [[جمعیت]] روم یا بیشتر از آن یاد شده است. بعدها با گسترش قلمرو روم، خدایان یونان و شرقی نیز به فهرست خدایان رومی افزوده شدند و قرنها [[برتری]] خدایان شرقی در میان رومیان مشهود بود.<ref>تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۸ـ ۷۰؛ تاریخ رم، ص۲۶ ـ ۳۶.</ref> سرانجام، تمام این [[مذاهب]] و ادیان با ظهور [[مسیحیت]] محو و نابود گردیدند و مسیحیت در سراسر [[امپراتوری روم]] با [[تبلیغ]] [[رسولان]]، به ویژه [[پطرس]] و [[پولس]]، گسترش یافت <ref>نک: تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۷۸ ـ ۶۹۳؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۳۶ ـ ۱۳۸.</ref>. [[نامه]] پولس به مردم روم در [[عهد جدید]] آمده است.<ref>کتاب مقدس، رومیان.</ref> در اوایل قرن ۴ میلادی، کنستانتین، امپراتور وقت روم، مسیحیت را [[دین]] رسمی اعلام کرد<ref>تاریخ جامع ادیان، ص۹۴.</ref>.<ref>[[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref> |
|
| |
|
| == روم در قرآن کریم == | | ==[[بسیج عمومی]] در [[نبرد]] با روم<ref>پیامبر اکرم{{صل}} در ماه صفر سال ۱۱ هجری پرچم جنگ را برای اسامه بست.</ref>== |
| واژه روم به عنوان نام [[کشور]] و [[سرزمین]] رومیان تنها یک بار به [[صراحت]] در [[قرآن کریم]] آمده است. {{متن قرآن|غُلِبَتِ الرُّومُ}}<ref>«رومیان شکست خوردند» سوره روم، آیه ۲.</ref>
| | [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[حراست]] از مرزهای شمالی [[دولت اسلامی]] که [[دولت]] سازمانیافته [[روم]] با سپاهی نیرومند در آن سامان قرار داشت توجه زیادی مبذول مینمود و از آنجا که نشانههای [[سقوط]] دولت فارس هویدا بود نمیتوانست تأثیر نگرانکنندهای بر دولت اسلامی داشته باشد. از سویی دولت فارس مانند [[مسیحیان]] روم، برخوردار از آرمانهای [[معنوی]] نبود که به [[دفاع]] از آن برخیزد. بههمیندلیل تنها دولت روم میتوانست برای [[نظام]] نوپای [[اسلامی]] خطر بهشمار آید، بهویژه که برخی از عناصر [[نفاق]] و آشوبطلبی که از قلمرو دولت اسلامی [[رانده شده]] بودند، رو به [[شام]] آورده و افراد دیگری نیز به آنان پیوسته بودند و حضور [[نصارای نجران]] نیز برای وادار کردن روم به [[همکاری]] آنان، عاملی [[سیاسی]] تلقی میشد. |
| | با این همه، امور یاد شده عوامل تازه و جدیدی نبودند که [[رسول اکرم]]{{صل}} توجه نشان دهد و دست به [[تدارک]] سپاهی گران بزند که جز علی{{ع}} و برخی [[یاران مخلص]] او، سایر بزرگان [[صحابه]] در آن حضور داشته باشند. |
|
| |
|
| [[آیات]] {{متن قرآن|غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}<ref>«رومیان شکست خوردند در نزدیکترین سرزمین و آنان پس از شکستشان به زودی پیروز میگردند در چند سال؛ کار گذشته و آینده با خداوند است و در آن روز مؤمنان شاد میشوند به یاری خداوند که هر کس را بخواهد یاری میرساند و او پیروزمند بخشاینده است. بنابر وعده خداوند؛ خداوند در وعده خود خلاف نمیورزد امّا بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۲-۶.</ref> درباره [[جنگ ایران و روم]] هستند. شمار دیگری از [[آیات]] نیز در زمینه موضوعاتی مانند [[وعده]] [[پیروزی]] [[مسلمانان]] بر [[رومیان]] {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی میبخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز میستانی و هر کس را بخواهی گرامی میداری و هر کس را بخواهی خوار میگردانی؛ نیکی در کف توست بیگمان تو بر هر کاری توانایی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref>، [[ایمان]] و [[شرک]] گروهی از رومیان {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ}}<ref>«آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.</ref>، {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.</ref>، {{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«هان! این شمایید که آنان را دوست میدارید و (آنان) شما را دوست نمیدارند و شما به تمام کتاب ایمان دارید (و آنان ندارند) و چون با شما روبهرو شوند میگویند: ما ایمان آوردهایم و چون به خلوت روند سرانگشتان را از خشم بر شما (به دندان) میگزند؛ بگو به خشم خود بمیرید؛ خداوند به اندیشهها داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ}}<ref>«و از کسانی که میگفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم آنگاه آنان بخشی از آنچه را که به ایشان یادآوری شده بود به فراموشی سپردند ما هم میان آنها تا روز رستخیز دشمنی و کینهجویی افکندیم و زودا که خداوند آنان را از آنچه میکردند آگاه کند» سوره مائده، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و اگر از آنچه میگویند دست نکشند به یقین به کافران ایشان عذابی دردناک خواهد رسید» سوره مائده، آیه ۷۳.</ref>، [[نامه پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[پادشاه روم]] {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>، [[جنگ]] مسلمانان با رومیان {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چگونهاید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی میورزید ؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شدهاید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست» سوره توبه، آیه ۳۸.</ref>،{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«و از ایشان، کسی است که میگوید: به من اجازه (کناره گیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتادهاند و دوزخ فراگیرنده کافران است» سوره توبه، آیه ۴۹.</ref> و جز آن [[تفسیر]] شدهاند. | | در [[حقیقت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} با این کار خواست در فضای سیاسی، از عواملی که باعث تأخیر انتقال [[قدرت]] به [[علی بن ابی طالب]] میشد جلوگیری کند تا [[امام]] بتواند به [[وظایف]] و مسئولیتهای [[جانشینی]] پس از [[پیامبر]] به خوبی عمل نماید. |
| | [[رسول خدا]]{{صل}} با وجود تأکید مداوم بر [[رهبری امام علی]]{{ع}} به ویژه پس از [[بیعت غدیر]] و بیان [[شایستگی]] آن حضرت جهت بهپایان رساندن راهش، از سوی برخی افراد [[احساس]] [[نگرانی]] نمود. ازاینرو، هدفش این بود که [[مدینه]] عاری از اوضاع آشفته سیاسی باشد تا [[امام علی]]{{ع}} پس از او بتواند بدون درگیری و [[مشاجره]]، زمام امور دولت را به دست گیرد. بههمیندلیل، حضرت خود [[پرچم]] رزم را بست و به [[اسامة بن زید]] سپرد و با اشارهای رسا، به شایستگی و [[لیاقت]] این [[فرمانده]] [[جوان]] تصریح کرد و بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] را تحت [[فرماندهی]] او قرار داد و بدو فرمود: |
| | {{متن حدیث|سِرْ إِلَى مَوْضِعِ مَقْتَلِ أَبِيكَ فَأَوْطِئْهُمُ الْخَيْلَ فَقَدْ وَلَّيْتُكَ هَذَا الْجَيْشَ فَأَغِرْ صَبَاحاً عَلَى أَهْلِ أُبْنَى}}؛ به محل [[شهادت]] پدرت رهسپار شو و بر [[دشمن]] بتاز. تو را به فرماندهی این [[سپاه]] [[منصوب]] نمودم، [[سحرگاهان]] بر اهالی «ابنا» [[یورش]] ببر. |
|
| |
|
| دسته دیگری از آیات نیز بر اساس برخی دیدگاههای [[تفسیری]]، درباره [[روم]] تفسیر شدهاند. {{متن قرآن|وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا}}<ref>«و زمین و خانهها و داراییهایشان را و سرزمینی را که بر آن گام ننهاده بودید به شما وانهاد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره احزاب، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«به جهادگریزان از تازیهای بادیهنشین بگو: به زودی به سوی قومی سخت جنگجو فرا خوانده خواهید شد که با آنان کارزار کنید (تا کشته شوند) یا اسلام آورند آنگاه، اگر فرمان برید خداوند پاداشی نیکو به شما خواهد داد و اگر روی برتابید چنان که پیشتر روی برتافتید شما» سوره فتح، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا}}<ref>«و خداوند به (غنیمتهای) دیگری که هنوز به آنها دست نیافتهاید چیرگی دارد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره فتح، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}}<ref>«خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بیگمان خداوند توانایی پیروزمند است» سوره مجادله، آیه ۲۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۱۴۷ - ۱۴۸؛ ج ۹، ص۱۹۳، ۲۰۶، ۴۲۱ - ۴۲۲.</ref>.<ref>[[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref>
| | ولی وجود [[روح]] [[گستاخی]] و [[طمع]] دستیابی به [[پست]] و [[قدرت]] و فقدان [[انضباط]] لازم، برخی از افراد را وادار به [[مخالفت]] کامل با [[فرمان]] [[نبی اکرم]]{{صل}} ساخت و بعید به نظر نمیرسید این افراد از اهدافی که [[رسول خدا]]{{صل}} دنبال میکرد اطلاع داشتند، به همین سبب کوشیدند حرکت [[سپاه اسامه]] را که در منطقه «[[جرف]]» [[اردو]] زده بود، به تأخیر اندازند. این خبر به [[گوش]] [[مبارک]] رسول خدا{{صل}} رسید، حضرت به [[خشم]] آمد- و درحالیکه حولهای بر دوش کشیده و به جهت سردرد ناشی از تب، دستمالی به سر بسته بود- رهسپار [[مسجد]] گشت و بر فراز [[منبر]] قرار گرفت و پس از [[حمد]] و [[ستایش خداوند]] چنین فرمود: |
| | [[مردم]]! شنیدهام برخی از شما در مورد [[نصب]] [[اسامه]] به [[فرماندهی سپاه]] از طرف من، [[انتقاد]] داشتهاید. اگر امروز در مورد [[انتصاب]] وی به فرماندهی [[اعتراض]] میکنید، پیش از آن نیز همین سخن را در مورد پدرش بر زبان راندید. به [[خدا]] [[سوگند]]! پدرش [[شایسته]] آن [[منصب]] بود و پسرش نیز از چنین [[شایستگی]] برخوردار است. من بیش از همه به او علاقهمندم، همه [[خوبیها]] در این پدر و پسر جمع است. در [[حق]] او به [[نیکی]] سفارش کنید؛ زیرا او از نیکمردان شماست.<ref>طبقات کبری، ج۲، ص۱۹۰ چاپ دار الفکر.</ref> |
| | با اینکه تب رسول خدا{{صل}} شدت یافت ولی [[سختی]] [[بیماری]]، وی را از توجه فراوان به حرکت سپاه بازنداشت. به همین سبب، به هریک از یارانش که به [[عیادت]] وی میآمدند میفرمود: «سپاه اسامه را حرکت دهید.<ref>طبقات کبری، ج۲، ص۱۹۰ چاپ دار الفکر.</ref>» و بر اعزام این سپاه پافشاری داشت و میفرمود: {{متن حدیث|جَهِّزُوا جَيْشَ أُسَامَةَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ}}؛<ref>ملل و نحل، ج۱، ص۲۳.</ref> |
|
| |
|
| == جنگ روم و [[ایران]] ==
| | [[سپاه اسامه]] را برای حرکت مهیا سازید، [[خداوند]] کسانی را که از حضور در این [[سپاه]] خودداری کنند مورد [[لعن]] خویش قرار دهد. |
| آیات {{متن قرآن|غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}<ref>«رومیان شکست خوردند در نزدیکترین سرزمین و آنان پس از شکستشان به زودی پیروز میگردند در چند سال؛ کار گذشته و آینده با خداوند است و در آن روز مؤمنان شاد میشوند به یاری خداوند که هر کس را بخواهد یاری میرساند و او پیروزمند بخشاینده است. بنابر وعده خداوند؛ خداوند در وعده خود خلاف نمیورزد امّا بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۲-۶.</ref> پس از گزارش [[شکست]] روم در برابر ایران، از پیروزی حتمی رومیان در چند سال [[آینده]] و شاد شدن [[مؤمنان]] در آن [[روز]] خبر میدهند. مشهور [[مفسران]] گفتهاند که این آیات آنگاه فرود آمدند که مسلمانان از شنیدن خبر پیروزی ایران بر روم شگفت زده و [[غمگین]] شدند؛ زیرا پیروزی ایرانیانِ [[مجوس]] ([[زرتشتیان]]) بر رومیان [[اهل کتاب]] ([[مسیحیان]]) آنها را ناخشنود میکرد. در مقابل، [[مشرکان]] خوشحال از این رخداد، به [[شماتت]] مسلمانان پرداخته و از آن برای کاستن از [[روحیه]] آنها بهره جستند.<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۲ـ ۲۳؛ التبیان، ج ۸، ص۲۲۸؛ کشف الاسرار، ج ۷، ص۴۲۶.</ref>
| | برخی [[مسلمانان]] خبر وخامت وضعیت جسمی [[رسول خدا]]{{صل}} را به اردوگاه سپاه در منطقه «[[جرف]]» رساندند. بههمیندلیل، [[اسامه]] برای [[وداع]] با [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] بازگشت و به حضور رسول خدا{{صل}} شرفیاب شد و حضرت او را جهت پیگیری هدفی که برایش ترسیم نموده بود، [[تشویق]] کرد و به او فرمود: |
| | «با [[اعتماد]] بر [[خیرخواهی]] خداوند، صبحگاهان حرکت نما». |
| | اسامه بهسرعت خود را به سپاه خویش رساند و آنها را برای حرکت و توجه به انجام وظایفی که بدانها محوّل شده بود، تشویق کرد. جمعی که از حضور در سپاه [[امتناع]] ورزیده و سودای [[خلافت]] در سر داشتند، با اینکه رسول خدا{{صل}} بر سرعت بخشیدن حرکت سپاه و عدم [[شک و تردید]] در وظیفهای که آن را به سپاه اسامه محوّل نموده بود، تأکید داشت، توانستند به این بهانه که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در حال [[احتضار]] است، در حرکت سپاه اسامه، مانعتراشی کنند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱]] ص ۲۷۳.</ref> |
|
| |
|
| برخی مفسران، ذیل این آیات به تفصیل درباره جنگهای دو [[ابر]] [[قدرت]] آن روز (ایران و روم) [[سخن]] گفته و [[نزول]] آنها را برای [[دلداری]] مسلمانان دانسته؛<ref>التبیان، ج ۸، ص۲۲۸؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۴ ـ ۴۵.</ref> نیز این [[خبر غیبی]] را از روشنترین [[ادله]] [[اعجاز]] و [[حقانیت قرآن]] و [[صداقت]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[ادعای نبوت]] به شمار آوردهاند.<ref> مجمع البیان، ج ۸، ص۴۳ ـ ۴۴؛ کشف الاسرار، ج ۷، ص۴۲۹.</ref>
| | == روم در قرآن کریم == |
|
| |
|
| [[مفسران]] در [[تفسیر]] {{متن قرآن|بِضْعَ سِنِينَ}} فاصله زمانی میان [[شکست]] [[رومیان]] تا [[پیروزی]] آنان را کمتر از ۱۰ سال گفتهاند <ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۵ـ ۲۶؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۳؛ Encyclopedia of the quran، V۱، P۲۶۵</ref>. {{متن قرآن|فِي أَدْنَى الْأَرْضِ}} نیز بر جایی به نام «أذرعات [[شام]]» تطبیق شده که [[سپاه]] [[روم]] در آنجا از [[ایرانیان]] [[شکست]] خوردند.<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۲، ۲۷؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۳؛ الدر المنثور، ج ۵، ص۱۵۲.</ref>
| | == جنگ روم و [[ایران]] == |
| | |
| برپایه گزارش [[قتاده]]، با [[نزول آیات]] یاد شده، [[مسلمانان]] گفته [[پروردگار]] را [[تصدیق]] کردند، تا اینکه خبر شکست [[ایران]] در [[سال ۶ هجری]] در جریان [[صلح حدیبیه]] به [[مؤمنان]] رسید و آنان شادمان شدند <ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۴ـ ۲۵؛ التبیان، ج ۸، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹.</ref>. بر اساس گزارشهای دیگری، مسلمانان در آغاز [[هجرت]] <ref>مؤلفات جرجی زیدان، ج ۱، ص۵۶، «تاریخ التمدن الاسلامی».</ref> یا در [[سال دوم هجرت]] و [[روز]] [[بدر]] از این حادثه [[آگاه]] شدند.<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۱ـ ۲۶؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۴۳۶.</ref> گویند: پیامبر{{صل}} [[پیروزی]] [[رومیها]] بر ایرانیان را در [[مکه]] به مسلمانان نوید داد. <ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۵ـ ۲۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۵.</ref> آغاز جنگهای ایران و روم در [[روزگار]] [[ظهور اسلام]] را، بر اثر [[قتل]] [[امپراتوری روم]] (به دست [[ارتش]] روم و فوکاس) دانستهاند که حامی [[خسرو پرویز]] در دستیابی وی به [[سلطنت]] بود. او به این بهانه به روم [[حمله]] کرد.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص۴۶۶؛ ایران در زمان ساسانیان، ص۵۸۲.</ref> در این [[نبردها]] دو سردار [[ایرانی]] ([[شهر]] بُراز و فرّخان) با [[فتوحات]] <ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۳ـ ۲۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۴۳۳ـ ۴۳۴.</ref> بسیاری تقریباً همه متصرفات [[آسیا]]، بیزانس و [[مصر]] را فتح کردند؛ حتی [[قسطنطنیه]] پایتخت بیزانس در آستانه [[فروپاشی]] بود که دراز شدن [[جنگ]] و [[لجاجت]] [[خسرو پرویز]] بر ادامه آن، [[سپاه]] بیزانس را برای [[تلافی]] آماده کرد. آنان از سال ۶۲۲ میلادی حملههای خود را بر [[ضد]] [[ایرانیان]] آغاز کردند. در این حملهها، [[آذربایجان]] و ارمنستان [[غارت]] شدند و [[سپاهیان]] [[روم]] بر [[بین النهرین]] [[سلطه]] یافتند<ref> ایران باستانی، ص۳۴۵ ـ ۳۵۹.</ref>.<ref>[[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref>
| |
|
| |
|
| == [[اسلام]] و روم == | | == [[اسلام]] و روم == |
| بر اساس گزارشهای [[تفسیری]]، با [[ظهور اسلام]]، گروهی از [[مسیحیان]] روم به آن گرویدند که برخی از [[آیات قرآن]] به آن اشاره دارند. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«و بیگمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستادهاند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی میورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمیفروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بیگمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.</ref>، گروهی از [[اهل کتاب]] یاد میشوند که به [[خدا]] و آنچه که بر آنان و [[مسلمانان]] نازل شده است، [[ایمان]] دارند. در [[شأن نزول]] این آیه، گروه یاد شده را اشاره به شماری از [[مسیحیان نجران]] و [[حبشه]] و [[رومی]] دانستهاند که [[مسلمان]] شدند.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۴۸۰.</ref> در [[شأن نزول آیات]] {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ}}<ref>«آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.</ref>، {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.</ref> نیز گروهی از مسیحیان روم را مشمول آن دانستهاند. بر اساس این [[آیات]]، [[اهل]] کتاب یکسان نیستند و گروهی از آنان با ویژگیهایی مانند [[تلاوت آیات]] [[الهی]] در [[سجده]] و شبانگاهان، [[ایمان به خدا]] و [[روز واپسین]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] و [[پیشی گرفتن]] در کارهای خیر ستوده شدهاند: {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ}}<ref>«آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.</ref>، {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۳۶۶؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص۲۴۸.</ref>
| |
|
| |
| [[قرآن کریم]] با تأکید بر [[یگانگی خدا]] [[معتقدان]] به [[تثلیث]] را [[کافر]] میخواند: {{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و اگر از آنچه میگویند دست نکشند به یقین به کافران ایشان عذابی دردناک خواهد رسید» سوره مائده، آیه ۷۳.</ref> [[مفسّران]]، [[آیه]] را اشاره به [[اعتقاد]] گروهی از [[مسیحیان]] به نام ملکائیه یا ملکانیه دانستهاند که [[معتقد]] به [[تثلیث]] در الوهیتاند و [[خدا]] را یکی از اقانیم سهگانه میدانند.<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۴۲۲؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص۲۹۹؛ الملل و النحل، ج ۱، ص۲۲۲.</ref> برپایه برخی گزارشها همه [[مردم]] [[روم]]، مسیحیان ملکانیه بودهاند.<ref>الملل والنحل، ج ۱، ص۲۲۲؛ مختصر کتاب البلدان، ص۱۲۹.</ref> در آیه {{متن قرآن|وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ}}<ref>«و از کسانی که میگفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم آنگاه آنان بخشی از آنچه را که به ایشان یادآوری شده بود به فراموشی سپردند ما هم میان آنها تا روز رستخیز دشمنی و کینهجویی افکندیم و زودا که خداوند آنان را از آنچه میکردند آگاه کند» سوره مائده، آیه ۱۴.</ref> از مسیحیانی یاد میشود که با وجود ادعای [[مسیحیت]]، در آن صادق نبوده و [[پیمانهای الهی]] را فراموش کردند، بنابراین خدا سزای اعمالشان را [[دشمنی]] [[ابدی]] با یکدیگر نهاد. [[مفسران]]، مسیحیان یاد شده را سه [[فرقه]] [[یعقوبیه]]، نسطوریه و ملکائیه و فرقه اخیر را همان [[رومیان]] دانستهاند که تثلیث را [[باور]] داشتند.<ref> التبیان، ج ۳، ص۴۷۱؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.</ref> در مقابل، بعضی احتمال دادهاند که مراد، [[دشمنی]] میان [[یهود]] و [[نصارا]] باشد؛ <ref>جامع البیان، ج ۶، ص۲۱۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۱۸.</ref> ولی این احتمال با ظاهر آیه سازگار نیست.<ref>[[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref>
| |
|
| |
|
| == [[نامه]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[پادشاه روم]] == | | == [[نامه]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[پادشاه روم]] == |
| گرچه [[اسلام]] در [[شبه جزیره عرب]] ظهور کرد، [[دینی]] جهانی است {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و تو را جز مژدهبخش و بیمدهنده برای همه مردم نفرستادهایم اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره سبأ، آیه ۲۸.</ref>، از این رو پیامبر{{صل}} پس از [[صلح حدیبیه]] و [[آرامش]] خاطر نسبی از خطر [[حمله]] [[قریش]]، در سال ۷ هجری، نامههایی را به سران کشورهای مختلف، مانند هِرَقْل و پادشاه روم فرستاد. برخی مفسّران و مورّخان [[مسلمان]]، آیه {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref> را مضمون نامه پیامبر{{صل}} به پادشاه روم دانستهاند؛ در این آیه [[اهل کتاب]] به اصول مشترک [[ادیان الهی]] فراخوانده شدهاند که بر [[پرهیز]] از [[پرستش]] غیر خدا و [[شرک]] به وی، نیز اجتناب از اعتقاد به [[ربوبیت]] افراد بشری استوارند.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۵۲؛ مسند احمد، ج ۱، ص۲۶۲ ـ ۲۶۳؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۷۷.</ref> بر اساس برخی [[روایات]]، [[قیصر]] هنگام دریافت [[نامه]] [[پیامبر]]{{صل}} خصوصی در برابر فرستاده آن [[حضرت]] [[ایمان]] آورد؛ حتی [[گرایش]] داشت که [[رومیان]] را به [[آیین]] [[توحید]] بخواند.<ref>مکاتیب الرسول، ج ۲، ص۴۰۴؛ المغازی النبویه، ص۶ ـ ۶۱؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۷۷ ـ ۷۸.</ref> از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده که [[پادشاه روم]] برخلاف [[پادشاه ایران]]، نامه و فرستاده [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را [[احترام]] و [[اکرام]] کرد<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۵۲؛ بحار الانوار، ج ۴، ص۱۰۰؛ نورالثقلین، ج ۴، ص۱۶۹.</ref>.<ref>[[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[جنگ]] [[روم]] و [[مسلمانان]] == | | ==[[جنگ]] [[روم]] و [[مسلمانان]] == |
| برخی از گزارشهای [[تفسیری]] <ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۴۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۴۰.</ref> و [[تاریخی]] <ref> المغازی، ج ۳، ص۹۹۰؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۱۰۰؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۲۵.</ref> در [[شأن نزول]] آیاتی از [[قرآن]] نشان میدهند که رومیان درگیریهایی با پیامبر{{صل}} و مسلمانان داشتهاند. [[قرآن کریم]] از مسلمانان میخواهد با [[اهل کتاب]] که به رغم داشتن [[کتاب آسمانی]] به [[خدا]] و [[روز جزا]]، آنگونه که باید، [[ایمان]] ندارند و آنچه را خدا و پیامبرش [[حرام]] کرده، حرام ندانسته و [[آیین حق]] را نمیپذیرند، بجنگند تا با [[خضوع]] در برابر [[حکومت اسلامی]] به [[قانون]] [[جزیه]] تن دهند: {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref> بر اساس [[تفسیر]] [[مجاهد]]، این [[آیه]] زمانی نازل شد که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبرد با رومیان]] دستور داد و در پی آن به [[جنگ تبوک]] رفتند.
| |
|
| |
| شماری از [[آیات]] [[سوره توبه]] را نیز درباره [[پیکار]] [[تبوک]] دانستهاند. در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چگونهاید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی میورزید ؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شدهاید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست» سوره توبه، آیه ۳۸.</ref> خدا به [[سرزنش]] مؤمنانی میپردازد که در [[جهاد در راه خدا]] [[سستی]] ورزیده و [[زندگی دنیا]] را بر [[آخرت]] برمیگزینند. در [[شأن نزول آیه]] گفتهاند: وقتی که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[جنگ]] با [[رومیان]] ([[جنگ تبوک]]) دستور داد، فصل برداشت زراعت و میوه بود، از این رو [[مسلمانان]] از شرکت در [[جهاد]] ناخشنود و مایل بودند که در [[شهر]] مانده و محصولات خود را برداشت کنند. رسول خدا{{صل}} برای [[حفظ]] [[اسرار جنگی]]، بیشتر، مقصد حرکت را به [[صراحت]] اعلام نمیکرد؛ اما در جنگ تبوک به جهت دوری راه و فراوانی [[دشمن]]، مقصد خود را آشکارا گفت، تا [[مردم]] [[آمادگی]] بهتری یابند.<ref>السیرة النبویه، ج ۴، ص۹۴۳؛ التبیان، ج ۵، ص۲۱۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۵۵.</ref> هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} مسلمانان را برای جنگ تبوک آماده میکرد، گروهی از [[منافقان]] [[تخلف]] ورزیدند. مطابق نقل برخی [[مفسران]] <ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۶۶ ـ ۶۷.</ref> و مورّخان،<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۹۲؛ السیرة النبویه، ج ۴، ص۹۴۴.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«و از ایشان، کسی است که میگوید: به من اجازه (کناره گیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتادهاند و دوزخ فراگیرنده کافران است» سوره توبه، آیه ۴۹.</ref>. زمانی نازل شد که یکی از منافقان به نام «[[جد بن قیس]]» نزد پیامبر{{صل}} آمد و از وی اجازه خواست در [[نبرد]] شرکت نکند؛ زیرا به [[زنان]] شدیدا علاقه دارد و اگر نگاهش به [[دختران]] [[رومی]] بیفتد، ممکن است فریفته آنها شده و از [[کارزار]] [[دست]] بکشد؛ آنگاه آیه نازل شد و عمل آن شخص را محکوم ساخت.
| |
|
| |
| آیه {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی میبخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز میستانی و هر کس را بخواهی گرامی میداری و هر کس را بخواهی خوار میگردانی؛ نیکی در کف توست بیگمان تو بر هر کاری توانایی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref> [[خدا]] را مالک [[پادشاهی]] میخواند و اینکه وی آن را به هرکه بخواهد میدهد و از هر که [[اراده]] کند، بازمیستاند. به گزارش برخی مفسران، رسول خدا{{صل}} [[پیروزی]] مسلمانان بر [[ایرانیان]] و [[روم]] را در [[غزوه خندق]] <ref>اسباب النزول، ص۸۷ ـ ۸۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۴؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص۷۱.</ref> یا هنگام [[فتح مکه]]<ref>اسباب النزول، ص۸۶؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص۷۰ـ ۷۱.</ref> نوید داد. هنگامی که [[منافقان]] آن را بعید دانسته و گفتند: آیا [[مکه]] و [[مدینه]] برای محمد کافی نیست که در [[ملک]] [[فارس]] و [[روم]] [[طمع]] کرده است؟ [[آیه]] یاد شده نازل شد.<ref>اسباب النزول، ص۸۶؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص۷۱؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۲۶۹.</ref> مطابق روایتی دیگر، این آیه پس از آن نازل گشت که [[پیامبر]]{{صل}} از [[خدا]] خواست تا [[مُلک]] فارس و روم را برای امتش قرار دهد <ref>اسباب النزول، ص۸۶ ـ ۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۴.</ref>.
| |
|
| |
| مطابق [[نقلی]] از [[مفسران]] در ذیل آیه {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«به جهادگریزان از تازیهای بادیهنشین بگو: به زودی به سوی قومی سخت جنگجو فرا خوانده خواهید شد که با آنان کارزار کنید (تا کشته شوند) یا اسلام آورند آنگاه، اگر فرمان برید خداوند پاداشی نیکو به شما خواهد داد و اگر روی برتابید چنان که پیشتر روی برتافتید شما» سوره فتح، آیه ۱۶.</ref>، مراد از قومی نیرومند و [[جنگجو]] که بازماندگان از [[اعراب]] به [[پیکار]] با آنها فراخوانده شدهاند تا [[اسلام]] بیاورند، [[رومیان]] هستند <ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۰۷ـ ۱۰۸؛ مجمع البیان، ج، ص۱۹۳؛ روض الجنان، ج ۱۷، ص۳۳۵.</ref>. اقوال دیگری نیز در این باره ذکر شدهاند. [[طبرسی]]، [[تفسیر]] مناسب آیه را همه اقوامی میداند که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[زمان]] حیاتشان با آنان جنگید.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۳.</ref> آیاتی، به برخی اماکن و افراد اشاره دارند که مفسران آنها را درباره روم دانستهاند؛ مثلاً در داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[خضر]] از «مجمعالبحرین» (محل تلاقی دو دریا) یاد شده است که برخی از مفسران، آن را دو دریای روم (دریای مدیترانه) و فارس دانستهاند: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که موسی به شاگرد خود گفت: پا از رفتن باز نکشم تا به جای به هم پیوستن دو دریا برسم یا آنکه روزگاری دراز راه بپیمایم» سوره کهف، آیه ۶۰.</ref>.<ref>کشف الاسرار، ج ۵، ص۷۱۵؛ ج ۹، ص۴۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۱، ص۱۴۵؛ مجمعالبیان، ج ۶، ص۳۶.</ref> دو دریای یاد شده در آیه {{متن قرآن|مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ}}<ref>«دو دریای به هم رسیده را در هم آمیخت» سوره الرحمن، آیه ۱۹.</ref> و {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا}}<ref>«و اوست که دو دریا را در هم آمیخت، این خوش و گواراست و آن شور و تلخ و میان آن دو حائلی و پردهای جداساز نهاد» سوره فرقان، آیه ۵۳.</ref>. نیز که با وجود [[شوری]] یکی و شیرینی دیگری، کنار هم با یکدیگر تماس دارند، بر دریای [[فارس]] و [[روم]] تطبیق شدهاند.<ref> مجمع البیان، ج ۹، ص۳۳۶.</ref>
| |
|
| |
| برخی از [[مفسران]] و مورّخان، ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا}}<ref>«آیا پنداشتهای که اصحاب کهف و رقیم از نشانههای ما (چیزی) شگرف بودهاند؟» سوره کهف، آیه ۹.</ref> محل [[پناهنده]] شدن ([[غار]]) [[اصحاب کهف]] را در [[شهر]] [[افسوس]] روم دانستهاند که نام کنونی آن طرسوس است.<ref>مروج الذهب، ج ۱، ص۳۲۶ـ ۳۲۷؛ التنبیه و الاشراف، ص۱۲۲؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص۶۴۶.</ref> [[علامه طباطبایی]]، هرچند مشخصات غار یاد شده را با مفاد [[قرآن]] تطبیقپذیر نمیداند،<ref>المیزان، ج ۱۳، ص۲۹۵.</ref> [[معتقد]] است که غار اصحاب کهف هرجا که باشد، خارج از [[سیطره]] [[رومیان]] نبوده است؛<ref>المیزان، ج ۱۳، ص۲۹۹.</ref>همچنین شماری از مفسران و [[مورخان]]، [[ذوالقرنین]] یاد شده در قرآن را بر [[اسکندر]] [[رومی]] تطبیق کردهاند: {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا}}<ref>«و از تو درباره ذو القرنین میپرسند بگو: برایتان از او خبری را خواهم خواند» سوره کهف، آیه ۸۳.</ref>.<ref> مروج الذهب، ج ۱، ص۲۹۹؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص۷۳۵.</ref> این دیدگاه با چالشهای جدی روبه روست. ([[ذوالقرنین]]) به گفته برخی مفسران، آیه {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و ستمکارتر از کسی که نمیگذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها میکوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.</ref> به طیطوس رومی و [[پیروان]] [[مسیحی]] او اشاره دارد که در [[جنگ]] با [[بنیاسرائیل]]، [[تورات]] را [[آتش]] زدند و [[فرزندان]] آنها را به اسیری گرفته و [[بیتالمقدس]] را ویران و [[آلوده]] کردند<ref>روح المعانی، ج ۱، ص۳۶۳.</ref>.<ref>[[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref>
| |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |
| خط ۵۴: |
خط ۴۶: |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴''']] | | # [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[علی قانعی اردکانی|قانعی اردکانی، علی]]، [[روم (مقاله)|مقاله «روم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴''']] |
| | # [[پرونده:151911.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
مقدمه
«روم» را از واژگان دخیل دانستهاند.[۱] آرتور جفری، ریشه اصلی آن را لاتینی و به صورت و در زبان یونانی دانسته و احتمال میدهد که این واژه، مستقیم از راه ارتباط عربها با امپراتوری روم شرقی از زبان یونانی یا از طریق زبان سریانی وارد زبان عربی شده باشد.[۲] بر این اساس، روم را به معنای گرگ دانستهاند که از افسانه شیردهی یک گرگ ماده به «رومولوس» و «رموس»، فرزندان «مارس»، خدای جنگ در زمان کودکیشان گرفته شده است. برپایه افسانههای رومیان، آن دو بنیانگذار روم بودند.[۳] برخی، رومیها را از اولاد روم بن سماحیق و از نسل عیص بن اسحاق بن ابراهیم(ع) و عدهای هم از نسل روم بن یونان از نوادگان یافث بن نوح(ع) دانستهاند.[۴]
روم به سرزمینهایی در آسیای صغیر (تقریباً ترکیه کنونی) و اروپا اطلاق میشود. محدوده جغرافیایی روم در دورههای مختلف تاریخی متفاوت بوده است.[۵] نخست (نزدیک ۱۰۰۰ ق. م.) به شکل چکمهای در نقشه بوده که نوک آن در جزیره سیسیل و پاشنه آن، مرز دریای آدریاتیک و دریای ایونی قرار داشت.[۶] از قرن سوم پیش از میلاد، رومیها به تشکیل امپراتوری پرداختند.
حکومت امپراتوری روم که در سال ۲۷۰ پیش از میلاد آغاز شد تا پایان قرن دوم میلادی که با ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان همراه بود، بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، شمال آفریقا، دولتهای آناتولی، سوریه و حمص، یهودیان اورشلیم و نبطیها در حجاز را تحت کنترل خود درآورد.[۷] امپراتوری یاد شده به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل میشد. شبکهای از راهها سرزمینهای امپراتوری را به پایتخت آن، رُم پیوند میداد. لژیونرها (نظامیان تعلیم دیده و بسیار ورزیده) از همه سرزمینهای بحرانی در سراسر مرزهای روم دفاع میکردند. شهروندان رومی از یک قانون، فرهنگ و زبان مشترک (لاتین) بهرهمند بودند.[۸] امپراتوری روم از سال ۳۰۵ میلادی همراه با رشد مسیحیت رو به ضعف نهاد. در سال ۳۹۵ میلادی به دو امپراتوری شرقی و غربی تجزیه شد.[۹] سرزمینهای ایتالیا، اسپانیا، گال، بریتانیا، پانوینا و بخشی از آفریقا در قلمرو امپراتوری روم غربی قرار گرفتند. امپراتوری روم غربی در قرن ۵ میلادی، مورد تاخت و تاز بربرهای ژرمن قرار گرفت و در سال ۴۷۶ میلادی از هم فرو پاشید و بربرها حکومتهای پادشاهی جدیدی در مستملکات آن بنیان نهادند.
دولت روم شرقی نیز که نماینده فرهنگ یونانی و کلیسای اورتودوکس بود، با مرکزیت بیزانس (قسطنطنیه یا استامبول کنونی) مناطق بالکان، آسیای صغیر و سرزمینهای عربی سوریه، لبنان، فلسطین تا لیبی را فرا میگرفت. این امپراتوری در سال ۱۴۵۳ میلادی به دست سلطان محمد فاتح عثمانی نابود گردید.[۱۰] معمولاً در منابع عربی و اسلامی کهن، روم به سرزمینهای روم شرقی و بیزانس گفته میشود. رومی نیز در سدههای نخست اسلامی به مسیحیان، اعم از یونانی یا لاتینی گفته میشد.[۱۱] از نامهای عربی دریای مدیترانه نیز که در جنوب آسیای صغیر قرار دارد، «بحرالروم» به معنای «دریای روم» است.[۱۲] روم شرقی در آغاز ظهور اسلام (سده ششم میلادی) شامل ترکیه کنونی، بیشتر سرزمینهای سوریه، اردن، مصر و سرزمینهای اروپای شرقی بوده است [۱۳].
دین روم باستان در آغاز نمودی از تُوتَم پرستی (اعتقاد به گیاهان و حیوانات مقدّس) و جانپرستی (اعتقاد به ارواح) بدوی بوده است، آنگاه ارواح به صورت خدا درآمدند و تثلیث رومی (ژوپیتر، مارس، کوایری نوس) در میان آنها رواج یافت. در ادامه، رومیان برای جلوگیری از نفوذ ادیان خارجی و با هدف انسجام دینی به تکریم امپراتور پرداخته و پرستش پادشاه را رواج دادند.[۱۴]
عقاید مردم روم، ریشه در ادیان بَدَوی و ترکیبی از ادیان شرقی و عقاید صادراتی هند، اروپا و یونان داشت. آنها به نیروهایی باور داشتند که فرآوردههای دامی و کشاورزیشان را افزایش میدادند. رومیان برای هریک از شئون زندگی، خدایی مناسب با آن داشته و گاه به ضرورت از آنها کمک میخواستهاند. روی هم رفته، رومیان خدایان بیشماری داشتهاند؛ به گونهای که گاه عدد آنها به اندازه جمعیت روم یا بیشتر از آن یاد شده است. بعدها با گسترش قلمرو روم، خدایان یونان و شرقی نیز به فهرست خدایان رومی افزوده شدند و قرنها برتری خدایان شرقی در میان رومیان مشهود بود.[۱۵] سرانجام، تمام این مذاهب و ادیان با ظهور مسیحیت محو و نابود گردیدند و مسیحیت در سراسر امپراتوری روم با تبلیغ رسولان، به ویژه پطرس و پولس، گسترش یافت [۱۶]. نامه پولس به مردم روم در عهد جدید آمده است.[۱۷] در اوایل قرن ۴ میلادی، کنستانتین، امپراتور وقت روم، مسیحیت را دین رسمی اعلام کرد[۱۸].[۱۹]
پیامبر اکرم(ص) به حراست از مرزهای شمالی دولت اسلامی که دولت سازمانیافته روم با سپاهی نیرومند در آن سامان قرار داشت توجه زیادی مبذول مینمود و از آنجا که نشانههای سقوط دولت فارس هویدا بود نمیتوانست تأثیر نگرانکنندهای بر دولت اسلامی داشته باشد. از سویی دولت فارس مانند مسیحیان روم، برخوردار از آرمانهای معنوی نبود که به دفاع از آن برخیزد. بههمیندلیل تنها دولت روم میتوانست برای نظام نوپای اسلامی خطر بهشمار آید، بهویژه که برخی از عناصر نفاق و آشوبطلبی که از قلمرو دولت اسلامی رانده شده بودند، رو به شام آورده و افراد دیگری نیز به آنان پیوسته بودند و حضور نصارای نجران نیز برای وادار کردن روم به همکاری آنان، عاملی سیاسی تلقی میشد.
با این همه، امور یاد شده عوامل تازه و جدیدی نبودند که رسول اکرم(ص) توجه نشان دهد و دست به تدارک سپاهی گران بزند که جز علی(ع) و برخی یاران مخلص او، سایر بزرگان صحابه در آن حضور داشته باشند.
در حقیقت پیامبر اسلام(ص) با این کار خواست در فضای سیاسی، از عواملی که باعث تأخیر انتقال قدرت به علی بن ابی طالب میشد جلوگیری کند تا امام بتواند به وظایف و مسئولیتهای جانشینی پس از پیامبر به خوبی عمل نماید.
رسول خدا(ص) با وجود تأکید مداوم بر رهبری امام علی(ع) به ویژه پس از بیعت غدیر و بیان شایستگی آن حضرت جهت بهپایان رساندن راهش، از سوی برخی افراد احساس نگرانی نمود. ازاینرو، هدفش این بود که مدینه عاری از اوضاع آشفته سیاسی باشد تا امام علی(ع) پس از او بتواند بدون درگیری و مشاجره، زمام امور دولت را به دست گیرد. بههمیندلیل، حضرت خود پرچم رزم را بست و به اسامة بن زید سپرد و با اشارهای رسا، به شایستگی و لیاقت این فرمانده جوان تصریح کرد و بزرگان مهاجر و انصار را تحت فرماندهی او قرار داد و بدو فرمود:
«سِرْ إِلَى مَوْضِعِ مَقْتَلِ أَبِيكَ فَأَوْطِئْهُمُ الْخَيْلَ فَقَدْ وَلَّيْتُكَ هَذَا الْجَيْشَ فَأَغِرْ صَبَاحاً عَلَى أَهْلِ أُبْنَى»؛ به محل شهادت پدرت رهسپار شو و بر دشمن بتاز. تو را به فرماندهی این سپاه منصوب نمودم، سحرگاهان بر اهالی «ابنا» یورش ببر.
ولی وجود روح گستاخی و طمع دستیابی به پست و قدرت و فقدان انضباط لازم، برخی از افراد را وادار به مخالفت کامل با فرمان نبی اکرم(ص) ساخت و بعید به نظر نمیرسید این افراد از اهدافی که رسول خدا(ص) دنبال میکرد اطلاع داشتند، به همین سبب کوشیدند حرکت سپاه اسامه را که در منطقه «جرف» اردو زده بود، به تأخیر اندازند. این خبر به گوش مبارک رسول خدا(ص) رسید، حضرت به خشم آمد- و درحالیکه حولهای بر دوش کشیده و به جهت سردرد ناشی از تب، دستمالی به سر بسته بود- رهسپار مسجد گشت و بر فراز منبر قرار گرفت و پس از حمد و ستایش خداوند چنین فرمود:
مردم! شنیدهام برخی از شما در مورد نصب اسامه به فرماندهی سپاه از طرف من، انتقاد داشتهاید. اگر امروز در مورد انتصاب وی به فرماندهی اعتراض میکنید، پیش از آن نیز همین سخن را در مورد پدرش بر زبان راندید. به خدا سوگند! پدرش شایسته آن منصب بود و پسرش نیز از چنین شایستگی برخوردار است. من بیش از همه به او علاقهمندم، همه خوبیها در این پدر و پسر جمع است. در حق او به نیکی سفارش کنید؛ زیرا او از نیکمردان شماست.[۲۱]
با اینکه تب رسول خدا(ص) شدت یافت ولی سختی بیماری، وی را از توجه فراوان به حرکت سپاه بازنداشت. به همین سبب، به هریک از یارانش که به عیادت وی میآمدند میفرمود: «سپاه اسامه را حرکت دهید.[۲۲]» و بر اعزام این سپاه پافشاری داشت و میفرمود: «جَهِّزُوا جَيْشَ أُسَامَةَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ»؛[۲۳]
سپاه اسامه را برای حرکت مهیا سازید، خداوند کسانی را که از حضور در این سپاه خودداری کنند مورد لعن خویش قرار دهد.
برخی مسلمانان خبر وخامت وضعیت جسمی رسول خدا(ص) را به اردوگاه سپاه در منطقه «جرف» رساندند. بههمیندلیل، اسامه برای وداع با پیامبر(ص) به مدینه بازگشت و به حضور رسول خدا(ص) شرفیاب شد و حضرت او را جهت پیگیری هدفی که برایش ترسیم نموده بود، تشویق کرد و به او فرمود:
«با اعتماد بر خیرخواهی خداوند، صبحگاهان حرکت نما».
اسامه بهسرعت خود را به سپاه خویش رساند و آنها را برای حرکت و توجه به انجام وظایفی که بدانها محوّل شده بود، تشویق کرد. جمعی که از حضور در سپاه امتناع ورزیده و سودای خلافت در سر داشتند، با اینکه رسول خدا(ص) بر سرعت بخشیدن حرکت سپاه و عدم شک و تردید در وظیفهای که آن را به سپاه اسامه محوّل نموده بود، تأکید داشت، توانستند به این بهانه که پیامبر اکرم(ص) در حال احتضار است، در حرکت سپاه اسامه، مانعتراشی کنند.[۲۴]
روم در قرآن کریم
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ المعرب، ص۸۴؛ الاتقان، ج ۱، ص۴۰۰.
- ↑ واژههای دخیل، ص۲۲۷ ـ ۲۲۸، «روم».
- ↑ تاریخ تمدن، ج ۳، ص۱۳ ـ ۱۴؛ جمهوری روم، ص۱ ـ ۱۷.
- ↑ معجم البلدان، ج ۳، ص۹۷؛ دائرة المعارف بستانی، ج ۹، ص۵۰.
- ↑ نک: حدود العالم، ص۱۸۳؛ معجم البلدان، ج ۳، ص۹؛ لغت نامه، ج ۸، ص۱۲۴۰۱، «روم».
- ↑ اطلس تاریخی جهان، ص۷۰.
- ↑ معجم البلدان، ج ۳، ص۹۸ ـ ۹۹؛ نیز نک: تاریخ تمدن، ج ۳، ص۵۳۴ ـ ۵۶۷.
- ↑ نک: تاریخ روم باستان، ص۸۰ ـ ۸۱؛ تاریخ تمدن، ج ۳، ص۸۴.
- ↑ تاریخ روم باستان، ص۱۴۲؛ دائرهالمعارف الکتابیه، ج ۴، ص۱۵۹؛ تاریخ رم، ص۳۵۰ ـ ۳۵۹.
- ↑ تاریخ رم، ص۳۵۰ ـ ۳۵۹؛ دائرهالمعارف بستانی، ج، ص۴۹ ـ ۵۷.
- ↑ جغرافیایی تاریخی، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷.
- ↑ جغرافیایی تاریخی، ص۱۳۶.
- ↑ التحقیق، ج ۴، ص۲۴۶، «روم».
- ↑ تاریخ مختصر ادیان بزرگ، ص۳۸۸ ـ ۳۹۹؛ تاریخ جامع ادیان، ص۹۸ ـ ۱۱۰.
- ↑ تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۸ـ ۷۰؛ تاریخ رم، ص۲۶ ـ ۳۶.
- ↑ نک: تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۷۸ ـ ۶۹۳؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۳۶ ـ ۱۳۸.
- ↑ کتاب مقدس، رومیان.
- ↑ تاریخ جامع ادیان، ص۹۴.
- ↑ قانعی اردکانی، علی، مقاله «روم»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۴.
- ↑ پیامبر اکرم(ص) در ماه صفر سال ۱۱ هجری پرچم جنگ را برای اسامه بست.
- ↑ طبقات کبری، ج۲، ص۱۹۰ چاپ دار الفکر.
- ↑ طبقات کبری، ج۲، ص۱۹۰ چاپ دار الفکر.
- ↑ ملل و نحل، ج۱، ص۲۳.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱ ص ۲۷۳.