بنی ناعط: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
===بنی ناعط و سکونت در [[کوفه]]=== | ===بنی ناعط و سکونت در [[کوفه]]=== | ||
به دنبال تأسیس کوفه در [[سال ۱۷ هجری]] و [[شهرنشین]] شدن [[لشکریان]]، [[سعد بن وقاص]] به دستور [[عمر بن خطاب]]، [[نظام]] [[اسباع]] را به جای نظام اعشار در کوفه تأسیس کرد. به این ترتیب که از [[نسبشناسان]] [[عرب]] - از جمله [[سعید بن نمران همدانی]] - [[دعوت]] کرد [[قبایل]] و تیرههایی را که به هم نزدیک بودند در یک گروه قرار دهند. او کل [[جمعیت]] [[عرب]] [[کوفه]] را به هفت قسمت تقسیم کرد. هر قسمت به نام«سبع» خوانده میشد و برای هر سبع، [[فرماندهی]] تعیین شد.<ref>این نظام در زمان امارت زیاد بن ابیه به نظام ارباع تغییر یافت به گونهای که کل قبایل کوفه به چهار قسمت اهل مدینه، تمیم و همدان، ربیعة و کنده و مذحج و اسد تقسیم شدند و فرماندهانی برای ارباع گردید. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، مردمشناسی کوفه، ص۲۹ - ۳۰.</ref> در این تقسیمبندی، [[همدانیها]] به همراه [[قبایل یمنی]] [[مذحج]]، همدان و کنده به سبب [[سیادت]] و ریاستی که داشتند<ref>باقر شریف قرشی، حیات الامام حسین{{ع}}، ج۲، ص۴۳۲ - ۴۳۷.</ref> در بخش شرقی [[مسجد کوفه]] مستقر شدند.<ref>منتظرالقائم، نقش قبیله همدان در تاریخ اسلام و تشیع، ص۱۱. نیز ر.ک. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۲.</ref> شاخههای بسیاری از همدان که مؤلف «[[تاریخ]] [[الکوفه]]» تعداد آنان را بیست و چهار شاخه برشمرده است،<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> - همچون [[حاشد]]، [[بکیل]]، حجور، قدم، أدران، أهنوم، [[راهب]]، شاور، [[خیوان]]، [[غدر]]، وادعة، [[یام]]، [[شبام]]، جشم، [[تغلب]]، نهم و... - از جمله [[همدانیان]] ساکن در کوفه بودند.<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> در برخی منابع به سکونت برخی از [[بیوت]] ناعطی در کوفه از جمله [[بیت]] مجالد بن سعید بن عمیرذی مران<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و نیز بعضی شخصیتهای بزرگ ناعطی در این [[شهر]] تصریح شده است.<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۴۰۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | به دنبال تأسیس کوفه در [[سال ۱۷ هجری]] و [[شهرنشین]] شدن [[لشکریان]]، [[سعد بن وقاص]] به دستور [[عمر بن خطاب]]، [[نظام]] [[اسباع]] را به جای نظام اعشار در کوفه تأسیس کرد. به این ترتیب که از [[نسبشناسان]] [[عرب]] - از جمله [[سعید بن نمران همدانی]] - [[دعوت]] کرد [[قبایل]] و تیرههایی را که به هم نزدیک بودند در یک گروه قرار دهند. او کل [[جمعیت]] [[عرب]] [[کوفه]] را به هفت قسمت تقسیم کرد. هر قسمت به نام«سبع» خوانده میشد و برای هر سبع، [[فرماندهی]] تعیین شد.<ref>این نظام در زمان امارت زیاد بن ابیه به نظام ارباع تغییر یافت به گونهای که کل قبایل کوفه به چهار قسمت اهل مدینه، تمیم و همدان، ربیعة و کنده و مذحج و اسد تقسیم شدند و فرماندهانی برای ارباع گردید. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، مردمشناسی کوفه، ص۲۹ - ۳۰.</ref> در این تقسیمبندی، [[همدانیها]] به همراه [[قبایل یمنی]] [[مذحج]]، همدان و کنده به سبب [[سیادت]] و ریاستی که داشتند<ref>باقر شریف قرشی، حیات الامام حسین{{ع}}، ج۲، ص۴۳۲ - ۴۳۷.</ref> در بخش شرقی [[مسجد کوفه]] مستقر شدند.<ref>منتظرالقائم، نقش قبیله همدان در تاریخ اسلام و تشیع، ص۱۱. نیز ر.ک. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۲.</ref> شاخههای بسیاری از همدان که مؤلف «[[تاریخ]] [[الکوفه]]» تعداد آنان را بیست و چهار شاخه برشمرده است،<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> - همچون [[حاشد]]، [[بکیل]]، حجور، قدم، أدران، أهنوم، [[راهب]]، شاور، [[خیوان]]، [[غدر]]، وادعة، [[یام]]، [[شبام]]، جشم، [[تغلب]]، نهم و... - از جمله [[همدانیان]] ساکن در کوفه بودند.<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> در برخی منابع به سکونت برخی از [[بیوت]] ناعطی در کوفه از جمله [[بیت]] مجالد بن سعید بن عمیرذی مران<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و نیز بعضی شخصیتهای بزرگ ناعطی در این [[شهر]] تصریح شده است.<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۴۰۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==بنی ناعط و [[دولت علوی]]{{ع}}== | |||
حضور [[حضرت علی]]{{ع}} در میان [[همدانیان]] و [[مسلمان]] شدن دسته جمعی آنها در [[سال دهم هجری]]، سنگ بنای [[گرایش]] این [[قبیله]] به سوی [[اهل بیت]]{{ع}} و [[تشیع]] بود. چندان که شاخههای [[بنیهمدان]] جز شاخه بنیناعط که به جهت [[دشمنی]] با بنیسبیع - شاخه دیگر همدان که [[شیعه]] بودند - برای مدتی [[عثمانی]] گردیدند، همه شیعه بودند.<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۳، ص۴۹۹.</ref> با این وجود، بودند افرادی از این [[طایفه]] که بواسطه سکونت در [[کوفه]] در سلک [[دوستداران]] اهل بیت{{ع}} در آمده بودند و حتی برخی از ایشان هم در [[صفین]] حضور یافته بودند که از جمله آن میتوان به حضور [[منقذ]] و [[حمیر]] پسران قیس ناعطی در صفین در [[همراهی]] با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره کرد.<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۵۵.</ref> موضعگیری [[مجالد بن عمیر ذی مران]] در برابر [[معاویه]] را هم میتوان، دیگر خبر مربوط به این طایفه در [[زمان]] [[حکومت امام علی]]{{ع}} دانست. نقل است که مجالد - از فقهای بزرگ کوفه - چون دید معاویه و [[عمرو بن عاص]] [[مردم]] را به بهانه [[خونخواهی عثمان]] [[گمراه]] کردند و بدین کار به علی{{ع}} صدمه وارد کردند، گفت: {{عربی|يا ابن هند جشمت نفسك أمراً جرت فيه وقال صحبك هجرا}} | |||
ای پسر هند، تو مرتکب کاری شدی که رفیقت (علی{{ع}}) گفت آن را رها کرده است».<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> | |||
در میادین [[کارگزاری]] هم، برخی از ایشان نظیر [[سعید بن نمران ناعطی]] [[همدانی]] ردای کارگزاری حضرت علی{{ع}} را پوشیدند و به [[خدمت]] پرداختند. [[سعید بن نمران]]، کاتب [[امام]]{{ع}} بود.<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.</ref> نقل است که [[امام علی]]{{ع}} به هنگام [[انتصاب]] [[عبیدالله بن عباس]] به [[استانداری یمن]]، وی را نیز با عبیدالله همراه کرد و به [[یمن]] فرستاد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۴۵.</ref> سعید بن نمران ناعطی همدانی در دوران [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[حاکم]] [[شهر]] [[جَنَد]] یمن بود.<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۵۹۲ - ۵۹۴؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۸۴.</ref> او در [[حمله]] [[بسر بن ارطاة]] به [[یمن]] اندکی [[مقاومت]] کرد اما چون در برابر آنان موفقیتی کسب نکرد، همراه با [[عبیدالله بن عباس]] به [[کوفه]] گریخت. از این روی، در کوفه به علت [[سستی]] و [[کندی]] در کنترل [[شورشیان]]، مورد [[سرزنش]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} قرار گرفت.<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۵۹۲ - ۵۹۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی ناعط و نقشآفرینی در [[قیام حجر بن عدی]]== | |||
با آغاز قیام حجر بن عدی و یارانش در کوفه در [[سال ۵۲ هجری]]، [[زیاد بن ابیه]] - [[فرماندار]] [[معاویه]] در کوفه - جهت وادار نمودن [[قبایل یمنی]] به [[اطاعت]]، با بهرهگیری از [[تهدید]] و [[ارعاب]] و تحریک رؤسای [[قبایل]] به [[سرکوب]] [[قیام]] [[حجر]] پرداخت. زیاد، افراد [[قبیله همدان]] و [[مذحج]] را به میدان کنده و دیگر قبایل یمنی را به محله صائدیان فرستاد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۷۵.</ref> در پی درگیریهای به وجود آمده، حجر، از محلهای به محله دیگر [[پناهنده]] گردید.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۰ - ۲۶۲.</ref> طولی نکشید که حجر، با واسطهگری بزرگان [[یمنی]] از زیاد، [[امان]] گرفت و با این شرط که او را نزد معاویه بفرستد خود را [[تسلیم]] وی کرد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۳ - ۲۶۴.</ref> اما زیاد، بر خلاف امان خود، او را [[زندانی]] کرد و با تعقیب [[یاران]] حجر، سیزده تن از سران آنان را که [[سعید بن نمران ناعطی همدانی]] نیز در شمارشان بود، دستگیر کرد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴ - ۹۶.</ref> پس از آن، زیاد [[شهادت]] نامهای علیه حجر تنظیم نمود و از سران چهار ناحیه کوفه و نیز هفتاد تن از سران کوفه خواست تا بدان [[گواهی]] دهند.<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۴، ص۲۵۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵ ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> زیاد، [[حجر]] و یارانش را همراه با این [[شهادت]] [[نامه]] به سوی [[معاویه]] فرستاد. در پی دستور معاویه به نگه داشتن حجر و یارانش در [[مرج]] [[عذراء]]،<ref>یعقوبی، تاریخ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۱۶۳.</ref> [[یاران]] معاویه بر اساس گرایشات و [[احساسات]] قبیلهای، خواستار [[عفو]] افراد هم قبیلهای خود از میان یاران حجر شدند. بدین ترتیب، به درخواست [[حمزة بن مالک همدانی]]، معاویه، [[سعید بن نمران ناعطی]] را به او بخشید.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۱۰۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.</ref> سعید بن ناعط پس از این واقعه، به [[گرگان]] رفت و در آنجا برای خود [[خانه]] و [[باغی]] [[تدارک]] دید.<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰.</ref> گویا وی همزمان یا اندکی بعد از [[قیام مختار]]، در [[زمان]] برپایی [[دولت]] زبیریان به [[کوفه]] بازگشت و [[منصب قضاوت]] کوفه را از سوی [[مصعب بن زبیر]] پذیرا شد.<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰. نیز ر.ک: محمد بن خلف بن حیان، اخبار القضاة، ج۲، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی ناعط و قیام مختار== | |||
در پی ورود مختار به کوفه و فعالیتهای وی در این [[شهر]]، [[ابن مطیع]] - [[حاکم زبیری کوفه]] - با فشار اشراف [[اموی]] مسلک کوفه، او را به [[زندان]] انداخت.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۸.</ref> اما طولی نکشید که وی با وساطت [[عبدالله بن عمر]] و ضمانت بزرگانی نظیر [[زائدة بن قدامه ثقفی]]، [[سائب بن مالک اشعری]]، [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] و... [[آزاد]] شد.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۹.</ref> با آغاز قیام مختار در [[محرم]] [[سال ۶۶ هجری]]، بسیاری از [[همدانیان]] کوفه - با طیفهای گوناگون - به یاریاش شتافتند.<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۸.</ref> آنان، در ادامه [[قیام]] و با [[شورش]] اشراف علیه مختار، به دو گروه شده، رودرروی هم قرار گرفتند. جمعی از همدانیان به [[رهبری]] [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]] و دیگر بزرگان این [[قوم]]، در این سوی میدان، ندای «{{عربی|یا لثارات الحسين}}» سر دادند و افرادی چون [[شرحبیل بن ذی بقلان ناعطی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۶</ref> و بسیاری دیگر از [[همدانیان]] به [[ستیز]] با مختار برخاستند. [[یزید بن عمیر ذی مران]] هم از دیگر ناعطیهایی بود که در جمع مخالفان مختار حاضر شد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون ادب، ج۵، ص۲۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۴.</ref> وی که بر مسلک عثمانی بود، در «یوم سبیع» همراه با بسیاری دیگر از بزرگان و اشراف [[کوفی]] در [[نبرد]] با مختار و یارانش کشته شد.<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۵.</ref> | |||
پس از [[شکست]] [[سپاه مختار]] در نبرد [[مذار]] و [[شهادت]] [[عبدالله بن کامل شاکری]] و بسیاری دیگر،<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۵ - ۹۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۳ - ۲۵۴.</ref>مختار در «[[حروراء]]» [[اردو]] زد و سپاهش را [[آرایش]] داد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۶.</ref> مختار برای مقابله با هر یک از پنج [[قبیله]] [[بصری]] [[لشکر]] [[مصعب]]، یک تن از افراد زبده خود را [[فرماندهی]] داد. از جمله این [[فرماندهان]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] بود که مختار وی را جهت مقابله با [[ازدیان]] [[سپاه]] مصعب اعزام کرد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۹ - ۱۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref> پس از شکست سپاه مختار در [[جنگ]] «حروراء»، مسافر بن سعید همراه با باقی ماندگان [[یاران مختار]] به [[دار الاماره کوفه]] [[پناه]] برد. او سرانجام پس از [[تسلیم]] در برابر سپاه [[زبیری]]، همراه با جمع زیادی از [[کوفیان]] دست بسته کشته شد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۵۸
مقدمه
نسب بنی ناعط
این طایفه از اعراب قحطانی[۱] و از شاخههای قبیله بزرگ همداناند که نسب از ربیعة (ناعط) بن مرثد بن جشم بن حاشد بن جشم بن خیوان (خیران) بن نوف بن همدان میبرند.[۲] از افراد این طایفه با نسبت «الناعطی» یاد میشود.[۳] ناعِط را نام مخلافی گفتهاند در یمن، مشتمل بر قلعهها و روستاهها و استحکامات. همچنین ناعط را کوهی گفتهاند در یمن در ناحیه صنعا.[۴] در علت نامگذاری بنی ربیعه به «ناعط»، گفته شده که چون آنان بر کوه ناعط منزل گرفتند، بدین جهت به نام آن کوه، «ناعط» خوانده شدهاند.[۵] این نام، رفته رفته بر نام «بنی ربیعه» غلبه یافت و به مرور زمان، مردم این قوم بنی ناعط شناخته شدند.[۶] از ناعط، پسرانی به نامهای مرثد، شراحیل، عامر و شُرحبیل متولد گردیدند.[۷] از شراحیل بن ربیعة بن مرثد، أفلح و از افلح، عمیر معروف به «ذو مَرّات»[۸] – یکی از قیل ها - به دنیا آمدند.[۹] ضمن این که از شرحبیل بن جشم هم، مرثد بن شرحبیل مشهور به «الدُّومی» تولد یافت.[۱۰] بدین ترتیب نسل ربیعه (ناعط) انتشار یافت و طایفه بزرگ بنی ناعط بن مرثد شکل گرفت. این طایفه از طوایف و بیوت متعددی تشکیل یافته که از مهمترین آنها میتوان به بنی رحیب بن مالک بن حمرة ذی المشعار الأکبر،[۱۱] بنی مجالد بن ذی مران،[۱۲]آل ذی المشعار،[۱۳]آل ابی الدنیا بن محمد بن عبد الرحمن،[۱۴]آل ذو العثرب بن مرثد بن عامر بن مرثد إلّ بن حجر ذی ینوف بن عمرو بن ناعط، آل ذو خلاط بن الحارث بن مرثد إل بن حجر ذو ینوف بن عمرو بن ناعط، آل ذی بقلان، آل ذو حلابه و آل ذو نجر بن ذو براکة بن حجر ذو ینوف بن عمرو بن ناعط،[۱۵]آل ابی المغلس و آل أبی أرنبه[۱۶] اشاره کرد.[۱۷]
مساکن و منازل بنی ناعط
بنی ناعط بن مرثد بن جشم به عنوان یکی از شاخههای بزرگ بنی حاشد در مناطق مختلفی از یمن زندگی میکردند که از جمله آنان میتوان به «بیناعه» منزلگاه آل ابی الدنیا بن محمد بن عبد الرحمن از بقایای آل ذی المشعار اشاره کرد.[۱۸] طایفه رحیب بن مالک بن حمرة ذی المشعار الأکبر هم با ذی المران الاصغر در سرزمین «بَون» و مخلاف «خارف» مشترکا منزل داشتند.[۱۹]آل ابی المغلس پادشاهان «الجوّه» از اراضی المعافر بودند و آل أبی أرنبه در ناحیه «صنعاء» و «بخدار» از بخشهای مخلاف ذی جره سکونت داشتند.[۲۰] کوه و مخلاف «ناعط» هم از دیگر سکونت گاههای این قوم برشمرده شده است.[۲۱] ضمن این که بعد از فتوحات اسلامی نیز جمعی از آنان علاوه بر یمن[۲۲] به سرزمینهای تازه فتح شده کوچیدند که از جمله این سرزمینها میتوان از شام[۲۳] و عراق[۲۴] و بهویژه کوفه[۲۵] یاد کرد.[۲۶]
تاریخ جاهلی بنی ناعط
از معدود اخبار جاهلی این قوم میتوان به حضور عقیل بن ذی مران اوسط]] - از اشراف بنی ناعط بن مرثد - در «یوم العرحیین» و همراهی با دویله شبامی در گرفتن انتقام خون پدرش ابودویله از ربیعه غیله اشاره کرد.[۲۷] همچنین جدال حمره ذو المشعار بن أیفع بن ربیب بن شراحیل از اقیال یمن با قیل دیگر یمن به نام ختیعة ذی شناتر بن مصحا بن أخنس بن حارث بن أصبح و کشتن او، از دیگر اخبار دوران جاهلی این قوم گزارش شده است.[۲۸] شمردن نام برخی از مُرّانیها (فرزندان عمیر بن افلح مشهور به ذومران) در شمار اقیال یمن هم از دیگر اخبار دوران جاهلی بنی ناعط بن مرثد بن جشم گزارش شده است.[۲۹].[۳۰]
اسلام بنی ناعط
در پی درخشش طلیعه اسلام، بنی ناعط نیز چونان دیگر قبایل و طوایف همدان اسلام آوردند و در ضمن هیأتی، جهت اظهار اسلام خود متشکل از جمعی از بزرگان قوم از جمله مالک بن حمرة بن ایفع بن کرب ناعطی و عموهایش عمر و مالک، به مدینه اعزام شدند.[۳۱] بر پایه پارهای از گزارشات، پیش از بازگشت رسول خدا(ص) از غزوه تبوک، عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل - از ملوک و فرمانروایان قبیله همدان - و دیگر ملوک حِمیَر که به اسلام گرویده بودند، موضوع را به زرعة بن سیف بن ذی یزن خبر داده، فردی به نام مالک بن مراره رهاوی را همراه با نامهای نزد پیامبر(ص) فرستادند. پیامبر اکرم(ص) نیز پس از بازگشت از تبوک، در پاسخ، نامهای به خط علی بن ابی طالب(ع)، خطاب به عمیر و سایر مسلمانان قبیله همدان و طوایف آن نوشت و ضمن ابراز خرسندی از اسلام آنان، ایشان را در امان خدا و رسول(ص) دانست.[۳۲] سپس در عامالوفود (سال نهم هجرت) جمعی از سران قبیله همدان از جمله مالک بن نمط، ابوثَور، مالک بن أیفع، ضمام بن مالک سلمانی و عمیرة بن مالک خارفی، در حالی که عمامههای عدنی بر سر بسته و لباسهای فاخر پوشیده، بر مرکب و اسبهای بسیار عالی سوار بودند و شخصی در پیشاپیش آنان رجز میخواند و رؤسای قبیله همدان را مدح، و اوضاع اقتصادی و جغرافیایی و قهرمانان آن را میستود، بر رسول خدا(ص) وارد شدند[۳۳] و از اسلام خود و قبیله خبر دادند.[۳۴] پیامبر(ص) نیز، ضمن ستایش از قبیله همدان در این دیدار،[۳۵] فرمانی برای همدانیان از جمله عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل نوشت و سرزمینشان را به آنان واگذار نمود.[۳۶] اما در برخی دیگر از گزارشات، مسلمان شدن همه مردم یمن - به ویژه همدانیان - پس از سریه علی(ع) به یمن در سال دهم هجری بیان شده است. بر اساس این گزارشات، رسول خدا(ص) در سال نهم هجری نخست خالد بن ولید را به یمن نزد بنیهمدان گسیل داشت تا مردم را به دین اسلام دعوت کند. خالد با جمعی از مسلمانان سوی یمن رهسپار شد و شش ماه در آنجا توقف کرد ولی یک نفر هم مسلمان نشد. پیامبر اکرم(ص)، علی بن ابی طالب(ع) را در پی خالد به این سرزمین فرستاد و فرمان داد که خالد بن ولید به مدینه برگردد و از اصحاب و یاران خالد خواست چنانچه مایل باشند میتوانند در ملازمت امیرالمؤمنین(ع) بمانند و اگر تمایل نداشتند، میتواند به مدینه مراجعت کنند. ایشان همچنین، نامهای خطاب به قبیله همدان نوشت و با امیرالمؤمنین(ع) همراه کرده، ایشان را در اواخر سال دهم هجری به یمن اعزام فرمود. علی(ع) به سوی یمن حرکت کرد و چون نزدیک قبیله رسید، طایفه همدان در برابر حضرت صف کشیده، مصمم به جنگ با ایشان شدند. علی(ع) نیز سپاه خود را منظم کرد و شمشیر به دست گرفته، نزد مردم آنان رفت و با شجاعت تمام در مقابل ایشان ایستاد و نامۀ پیامبر(ص) را برای آنان با صدای رسا قرائت فرمود و همه را از دعوت پیامبر اکرم(ص) آگاه نمود.[۳۷] گفتار و کلمات کوتاه حضرت در شنوندگان بسیار مؤثر واقع شد چندان که مردم همدان و طوایف آن چون از منظور و دعوت پیامبر(ص) مطلع شدند، همگی در یک روز به دست امیرالمؤمنین(ع) مسلمان شدند و حضرت، پیامبر(ص) را به توسط نامه از این واقعه باخبر کرد.[۳۸] پس از پذیرش اسلام، برخی از همدانیها به عنوان عمّال پیامبر(ص) در یمن برگزیده شدند که عامر بن شهر ناعطی همدانی از جمله آنها بود.[۳۹].[۴۰]
بنی ناعط و دوران خلافت خلفای ثلاث
سرکوب اسود عنسی
با خروج اسود عنسی در یمن و سیطره او بر صنعاء، عامر بن شهر همدانی - عامل رسول خدا(ص) بر همدان - نخستین کس بود که بر او اعتراض کرد[۴۱] و مردم را برای مقابله و مخالفت با او دعوت نمود.[۴۲] پیامبر(ص) پیوسته با نامه نگاری و فرستادن افراد مختلف به سوی قبایل یمنی آنان را به مقابله با اسود عنسی فرا میخواند.[۴۳] با رسیدن نامه رسول خدا(ص) بهدست کارگزاران یمن و رؤسای قبایل مبنی بر دفع شورش اسود عنسی، مخالفت با اسود وارد مرحله جدیدی شد و عامر بن شهر همدانی همراه با رؤسای حمیر «ذی زود» و «ذی مرّان» و «ذی الکلاع» و «ذی ظُلَیم» که بواسطه نامه نگاریهای پیامبر(ص) به جمع مخالفان اسود عنسی پیوسته بودند، به مخالفت با این پیامبر دروغین برخاستند.[۴۴].[۴۵]
واقعه رده
بر اساس برخی اخبار به دست آمده، همدانیان در جریان فتنه پیامبران دروغین و نیز وقایع ارتداد برخی اقوام پس از رحلت رسول خدا(ص)، مصمم به بازگشت از اسلام بودند ولی با راهنماییهای بزرگان خود همچون«عمیر بن افلح ذی مران» و «عبدالله بن مالک ارحبی» بر اسلام استوار ماندند.[۴۶] آنان سپس هیأتی را روانه مدینه نمودند و ابوبکر را از ثبات خود و استمرار اسلام خود با خبر کردند. عدم شرکت همدانیان و طوایف ایشان در واقعه رده، از اندوه آنان از رحلت نبی اکرم(ص) نشأت گرفته بود و این امر در شعری که «مرّان» در رثای پیامبر اعظم(ص) سروده بود[۴۷] و نیز سخنان بزرگان این قوم در اطاعت از دستورات خدا و رسول او روشن است. نقل است که در پی جریان ارتداد قیس بن عبدیغوث بن مکشوح، ابوبکر، نامهای به عمیر ذی مران و دیگران نوشت و دستور به پایمردی در کار خویش داد و وعده داد که برای آنها سپاه میفرستد.[۴۸].[۴۹]
بنی ناعط و فتوحات اسلامی
از نقش این طایفه در فتوحات اسلامی، اخبار چندانی در دست نیست. از معدود اخباری که از حضور افراد این طایفه در فتوحات خبر داده است، روایات مربوط به نبرد یرموک (۱۳ هجری) و سپس قادسیه است. بر پایه این اخبار، سعید بن نَمران ناعطی همدانی از شرکت کنندگان در جنگ یرموک برشمرده شده[۵۰] و آمده است که وی همراه با جمعی دیگر از نیروهای یمنی، پس از پایان جنگ یرموک، خود را از شام به عراق رساندند و در جنگ قادسیه شرکت کردند.[۵۱].[۵۲]
بنی ناعط و سکونت در کوفه
به دنبال تأسیس کوفه در سال ۱۷ هجری و شهرنشین شدن لشکریان، سعد بن وقاص به دستور عمر بن خطاب، نظام اسباع را به جای نظام اعشار در کوفه تأسیس کرد. به این ترتیب که از نسبشناسان عرب - از جمله سعید بن نمران همدانی - دعوت کرد قبایل و تیرههایی را که به هم نزدیک بودند در یک گروه قرار دهند. او کل جمعیت عرب کوفه را به هفت قسمت تقسیم کرد. هر قسمت به نام«سبع» خوانده میشد و برای هر سبع، فرماندهی تعیین شد.[۵۳] در این تقسیمبندی، همدانیها به همراه قبایل یمنی مذحج، همدان و کنده به سبب سیادت و ریاستی که داشتند[۵۴] در بخش شرقی مسجد کوفه مستقر شدند.[۵۵] شاخههای بسیاری از همدان که مؤلف «تاریخ الکوفه» تعداد آنان را بیست و چهار شاخه برشمرده است،[۵۶] - همچون حاشد، بکیل، حجور، قدم، أدران، أهنوم، راهب، شاور، خیوان، غدر، وادعة، یام، شبام، جشم، تغلب، نهم و... - از جمله همدانیان ساکن در کوفه بودند.[۵۷] در برخی منابع به سکونت برخی از بیوت ناعطی در کوفه از جمله بیت مجالد بن سعید بن عمیرذی مران[۵۸] و نیز بعضی شخصیتهای بزرگ ناعطی در این شهر تصریح شده است.[۵۹].[۶۰]
بنی ناعط و دولت علوی(ع)
حضور حضرت علی(ع) در میان همدانیان و مسلمان شدن دسته جمعی آنها در سال دهم هجری، سنگ بنای گرایش این قبیله به سوی اهل بیت(ع) و تشیع بود. چندان که شاخههای بنیهمدان جز شاخه بنیناعط که به جهت دشمنی با بنیسبیع - شاخه دیگر همدان که شیعه بودند - برای مدتی عثمانی گردیدند، همه شیعه بودند.[۶۱] با این وجود، بودند افرادی از این طایفه که بواسطه سکونت در کوفه در سلک دوستداران اهل بیت(ع) در آمده بودند و حتی برخی از ایشان هم در صفین حضور یافته بودند که از جمله آن میتوان به حضور منقذ و حمیر پسران قیس ناعطی در صفین در همراهی با امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد.[۶۲] موضعگیری مجالد بن عمیر ذی مران در برابر معاویه را هم میتوان، دیگر خبر مربوط به این طایفه در زمان حکومت امام علی(ع) دانست. نقل است که مجالد - از فقهای بزرگ کوفه - چون دید معاویه و عمرو بن عاص مردم را به بهانه خونخواهی عثمان گمراه کردند و بدین کار به علی(ع) صدمه وارد کردند، گفت: يا ابن هند جشمت نفسك أمراً جرت فيه وقال صحبك هجرا ای پسر هند، تو مرتکب کاری شدی که رفیقت (علی(ع)) گفت آن را رها کرده است».[۶۳] در میادین کارگزاری هم، برخی از ایشان نظیر سعید بن نمران ناعطی همدانی ردای کارگزاری حضرت علی(ع) را پوشیدند و به خدمت پرداختند. سعید بن نمران، کاتب امام(ع) بود.[۶۴] نقل است که امام علی(ع) به هنگام انتصاب عبیدالله بن عباس به استانداری یمن، وی را نیز با عبیدالله همراه کرد و به یمن فرستاد.[۶۵] سعید بن نمران ناعطی همدانی در دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) حاکم شهر جَنَد یمن بود.[۶۶] او در حمله بسر بن ارطاة به یمن اندکی مقاومت کرد اما چون در برابر آنان موفقیتی کسب نکرد، همراه با عبیدالله بن عباس به کوفه گریخت. از این روی، در کوفه به علت سستی و کندی در کنترل شورشیان، مورد سرزنش امیرالمؤمنین(ع) قرار گرفت.[۶۷].[۶۸]
بنی ناعط و نقشآفرینی در قیام حجر بن عدی
با آغاز قیام حجر بن عدی و یارانش در کوفه در سال ۵۲ هجری، زیاد بن ابیه - فرماندار معاویه در کوفه - جهت وادار نمودن قبایل یمنی به اطاعت، با بهرهگیری از تهدید و ارعاب و تحریک رؤسای قبایل به سرکوب قیام حجر پرداخت. زیاد، افراد قبیله همدان و مذحج را به میدان کنده و دیگر قبایل یمنی را به محله صائدیان فرستاد.[۶۹] در پی درگیریهای به وجود آمده، حجر، از محلهای به محله دیگر پناهنده گردید.[۷۰] طولی نکشید که حجر، با واسطهگری بزرگان یمنی از زیاد، امان گرفت و با این شرط که او را نزد معاویه بفرستد خود را تسلیم وی کرد.[۷۱] اما زیاد، بر خلاف امان خود، او را زندانی کرد و با تعقیب یاران حجر، سیزده تن از سران آنان را که سعید بن نمران ناعطی همدانی نیز در شمارشان بود، دستگیر کرد.[۷۲] پس از آن، زیاد شهادت نامهای علیه حجر تنظیم نمود و از سران چهار ناحیه کوفه و نیز هفتاد تن از سران کوفه خواست تا بدان گواهی دهند.[۷۳] زیاد، حجر و یارانش را همراه با این شهادت نامه به سوی معاویه فرستاد. در پی دستور معاویه به نگه داشتن حجر و یارانش در مرج عذراء،[۷۴] یاران معاویه بر اساس گرایشات و احساسات قبیلهای، خواستار عفو افراد هم قبیلهای خود از میان یاران حجر شدند. بدین ترتیب، به درخواست حمزة بن مالک همدانی، معاویه، سعید بن نمران ناعطی را به او بخشید.[۷۵] سعید بن ناعط پس از این واقعه، به گرگان رفت و در آنجا برای خود خانه و باغی تدارک دید.[۷۶] گویا وی همزمان یا اندکی بعد از قیام مختار، در زمان برپایی دولت زبیریان به کوفه بازگشت و منصب قضاوت کوفه را از سوی مصعب بن زبیر پذیرا شد.[۷۷].[۷۸]
بنی ناعط و قیام مختار
در پی ورود مختار به کوفه و فعالیتهای وی در این شهر، ابن مطیع - حاکم زبیری کوفه - با فشار اشراف اموی مسلک کوفه، او را به زندان انداخت.[۷۹] اما طولی نکشید که وی با وساطت عبدالله بن عمر و ضمانت بزرگانی نظیر زائدة بن قدامه ثقفی، سائب بن مالک اشعری، عبدالله بن کامل شاکری همدانی، مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی و... آزاد شد.[۸۰] با آغاز قیام مختار در محرم سال ۶۶ هجری، بسیاری از همدانیان کوفه - با طیفهای گوناگون - به یاریاش شتافتند.[۸۱] آنان، در ادامه قیام و با شورش اشراف علیه مختار، به دو گروه شده، رودرروی هم قرار گرفتند. جمعی از همدانیان به رهبری عبدالله بن کامل شاکری همدانی و دیگر بزرگان این قوم، در این سوی میدان، ندای «یا لثارات الحسين» سر دادند و افرادی چون شرحبیل بن ذی بقلان ناعطی[۸۲] و بسیاری دیگر از همدانیان به ستیز با مختار برخاستند. یزید بن عمیر ذی مران هم از دیگر ناعطیهایی بود که در جمع مخالفان مختار حاضر شد.[۸۳] وی که بر مسلک عثمانی بود، در «یوم سبیع» همراه با بسیاری دیگر از بزرگان و اشراف کوفی در نبرد با مختار و یارانش کشته شد.[۸۴]
پس از شکست سپاه مختار در نبرد مذار و شهادت عبدالله بن کامل شاکری و بسیاری دیگر،[۸۵]مختار در «حروراء» اردو زد و سپاهش را آرایش داد.[۸۶] مختار برای مقابله با هر یک از پنج قبیله بصری لشکر مصعب، یک تن از افراد زبده خود را فرماندهی داد. از جمله این فرماندهان، مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی بود که مختار وی را جهت مقابله با ازدیان سپاه مصعب اعزام کرد.[۸۷] پس از شکست سپاه مختار در جنگ «حروراء»، مسافر بن سعید همراه با باقی ماندگان یاران مختار به دار الاماره کوفه پناه برد. او سرانجام پس از تسلیم در برابر سپاه زبیری، همراه با جمع زیادی از کوفیان دست بسته کشته شد.[۸۸].[۸۹]
منابع
حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۱۶۸. ر.ک: ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۰۹ و ۵۱۲؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۹۰. نیز ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۳.
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۳.؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۹۰
- ↑ زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲. یاقوت حموی از ناعط به عنوان قلعه ای بالای کوهی در یمن قدیم متعلق به بعضی اذواء نزدیک عدن یاد کرده است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۵۳)
- ↑ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۹؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲. نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۴۲۱.
- ↑ زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۲؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
- ↑ به نظر میرسد صحیح این کلمه «ذو مرّان» باشد که احتمالاً به جهت تصحیف یا اشتباه در نسخه برداری «ذو مرّات» استعمال شده است. همدانی هم این کلمه را«ذو مرّان» ذکر کرده و آورده او همان قیلی است که رسول خدا(ص) به او نامه نوشت. (حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.)
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۳؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۲۱.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۹۲؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن حبیب بغددی، المحبر، ص۳۱۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۶.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
- ↑ زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
- ↑ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
- ↑ ر.ک: حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶، ۷؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۶، ص۲۴۳؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۵۴.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.
- ↑ حمرة ذو المشعار بن أیفع بن ربیب بن شراحیل بن عامر بن ربیعة بن مرثد از جمله این اقیال است. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۹۴.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۴.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۸۱؛ ابناثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۹۴.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۶۸.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۷.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۱.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۱؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۱؛ احمد بن عبدالله رازی، تاریخ مدینة صنعا، ص۴۹۵.
- ↑ ابنکثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۱۰۵.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۳۲
- ↑ ابنحجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۷۳.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ ابناثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۸۳.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۲۹.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۸۷؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۸.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۳۲؛
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ ابنحجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۲۲ - ۲۲۳. نیز ر.ک: حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الاکلیل، ج۱۰، ص۳۲ - ۳۴
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۲۳؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۷۶؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۵۲ - ۵۵۳.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ این نظام در زمان امارت زیاد بن ابیه به نظام ارباع تغییر یافت به گونهای که کل قبایل کوفه به چهار قسمت اهل مدینه، تمیم و همدان، ربیعة و کنده و مذحج و اسد تقسیم شدند و فرماندهانی برای ارباع گردید. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، مردمشناسی کوفه، ص۲۹ - ۳۰.
- ↑ باقر شریف قرشی، حیات الامام حسین(ع)، ج۲، ص۴۳۲ - ۴۳۷.
- ↑ منتظرالقائم، نقش قبیله همدان در تاریخ اسلام و تشیع، ص۱۱. نیز ر.ک. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۲.
- ↑ النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.
- ↑ النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۴۰۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ دائرة المعارف تشیع، ج۳، ص۴۹۹.
- ↑ نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۵۵.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۴۵.
- ↑ ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۵۹۲ - ۵۹۴؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۸۴.
- ↑ ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۵۹۲ - ۵۹۳.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۷۵.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۰ - ۲۶۲.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۳ - ۲۶۴.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴ - ۹۶.
- ↑ بلاذری، انساب الأشراف، ج۴، ص۲۵۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵ ص۲۷۰ - ۲۷۱.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۱۶۳.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۱۰۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.
- ↑ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰.
- ↑ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰. نیز ر.ک: محمد بن خلف بن حیان، اخبار القضاة، ج۲، ص۳۹۷.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۸.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۹.
- ↑ دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۸.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۶
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون ادب، ج۵، ص۲۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۴.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۵.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۵ - ۹۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۳ - ۲۵۴.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۶.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۹ - ۱۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت