وفاداری: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*نکته دوم: [[ارزش]] آن نزد [[خداوند متعال]]؛ | *نکته دوم: [[ارزش]] آن نزد [[خداوند متعال]]؛ | ||
*نکته سوم: مبغوض بودن سویة مقابل آن - یعنی [[بیوفایی]] - بهنزد [[حضرت حق]]، تا آنجا که گویا [[خداوند]] بر بیوفایان [[غضب]] کرده فرموده است: {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref>. | *نکته سوم: مبغوض بودن سویة مقابل آن - یعنی [[بیوفایی]] - بهنزد [[حضرت حق]]، تا آنجا که گویا [[خداوند]] بر بیوفایان [[غضب]] کرده فرموده است: {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref>. | ||
*[[انسان]] چون وفاداریِ کسی را ببیند و یا از آن اطّلاع یابد، خواه ناخواه در [[قلب]] خود [[شادمانی]] و شعفی خاص مییابد، که به [[وصف]] در نمیآید؛ گویا وفاداران را نوری ویژه احاطه کرده، که گذشته از آنان، به خود کلمه "وفاء" نیز سرایت نموده، ازاینرو است که [[انسان]] از شنیدن این کلمه احساس لذّت میکند، و حتّی از شنیدن حکایات مربوط به حیوانات وفاداری همچون سگ و هُدهُد، شادمان شده نسبت به آن حیوانات محبّتی در [[دل]] خود پیدا مینماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۱۶.</ref>. | * [[انسان]] چون وفاداریِ کسی را ببیند و یا از آن اطّلاع یابد، خواه ناخواه در [[قلب]] خود [[شادمانی]] و شعفی خاص مییابد، که به [[وصف]] در نمیآید؛ گویا وفاداران را نوری ویژه احاطه کرده، که گذشته از آنان، به خود کلمه "وفاء" نیز سرایت نموده، ازاینرو است که [[انسان]] از شنیدن این کلمه احساس لذّت میکند، و حتّی از شنیدن حکایات مربوط به حیوانات وفاداری همچون سگ و هُدهُد، شادمان شده نسبت به آن حیوانات محبّتی در [[دل]] خود پیدا مینماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۱۶.</ref>. | ||
*[[علامه مجلسی]] و به [[نقل]] از [[جاحظ]] - در "کتاب الحیوان" -، [[نقل]] مینماید که هُدهُد [[وفادار]] و [[محبت]] ورز است؛ بدینگونه که چون هُدهُدی مذکّر [[همسر]] خود را گم کند، نه میخورد و نه میآشامد و نه ناله خود بر او را قطع میکند، تا سرانجام آن هدهد ماده به سوی او بازگردد؛ امّا اگر همسرش بازنگشت، هرگز با هدهد ماده دیگری بهسر نخواهد برد، و تا پایان زندگیش بر او ناله خواهد کرد، و تنها چون مشرف بر [[مرگ]] شود اندکی [[غذا]] خواهد خورد، امّا تا به حالت [[مرگ]] درنیاید، به [[اختیار]] خود غذایی نخواهد خورد<ref>بحار الأنوار، ج۶۱، ص۲۸۸.</ref>. | * [[علامه مجلسی]] و به [[نقل]] از [[جاحظ]] - در "کتاب الحیوان" -، [[نقل]] مینماید که هُدهُد [[وفادار]] و [[محبت]] ورز است؛ بدینگونه که چون هُدهُدی مذکّر [[همسر]] خود را گم کند، نه میخورد و نه میآشامد و نه ناله خود بر او را قطع میکند، تا سرانجام آن هدهد ماده به سوی او بازگردد؛ امّا اگر همسرش بازنگشت، هرگز با هدهد ماده دیگری بهسر نخواهد برد، و تا پایان زندگیش بر او ناله خواهد کرد، و تنها چون مشرف بر [[مرگ]] شود اندکی [[غذا]] خواهد خورد، امّا تا به حالت [[مرگ]] درنیاید، به [[اختیار]] خود غذایی نخواهد خورد<ref>بحار الأنوار، ج۶۱، ص۲۸۸.</ref>. | ||
*وفای سگ نیز در میان [[مردمان]]، سخت مشهور است. مشهور چنان است که سگ خود را در معرض [[هلاکت]] قرار میدهد، تا [[صاحب]] خود، [[مال]] و [[خانواده]] او را حفظ نماید، هرچند [[صاحب]] او وفاداری ننماید و سگی دیگر را نیز به [[خدمت]] گیرد، و یا او را از [[خدمت]] خود براند. از اینرو، [[گرسنگی]] نزد [[صاحب]] خود را بر سیری نزد دیگران ترجیح مینهد، و پرداختن به کار خویش نزد صاحبش را بیشتر از استراحت نزد دیگر کسان [[دوست]] میدارد. این مطلب، در میان روستاییان و چوپانان بارها به اثبات رسیده؛ و آنان حکایاتی بسیار در زمینه وفاداری این حیوان [[نقل]] کردهاند. | *وفای سگ نیز در میان [[مردمان]]، سخت مشهور است. مشهور چنان است که سگ خود را در معرض [[هلاکت]] قرار میدهد، تا [[صاحب]] خود، [[مال]] و [[خانواده]] او را حفظ نماید، هرچند [[صاحب]] او وفاداری ننماید و سگی دیگر را نیز به [[خدمت]] گیرد، و یا او را از [[خدمت]] خود براند. از اینرو، [[گرسنگی]] نزد [[صاحب]] خود را بر سیری نزد دیگران ترجیح مینهد، و پرداختن به کار خویش نزد صاحبش را بیشتر از استراحت نزد دیگر کسان [[دوست]] میدارد. این مطلب، در میان روستاییان و چوپانان بارها به اثبات رسیده؛ و آنان حکایاتی بسیار در زمینه وفاداری این حیوان [[نقل]] کردهاند. | ||
*در این صورت، وای بر [[انسان]] که [[خداوند]] او را گرامی داشت، و تمامی نعمتهای [[آشکار]] و پوشیده خود را در [[اختیار]] او نهاد، امّا او چون به مصیبتی -که خود با دست خویش، برای خود فراهم کرده است- [[مبتلا]] شود، به [[حضرت حق]] [[کافر]] میگردد؛ کفری زبانی، عملی، و حتّی [[عقیدتی]]. ازاینرو نمیباید از سخن [[حضرت حق]] که فرمود: {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref>، به تعجّب شد، چه وفای [[انسان]] از وفای سگ نیز گه گاه کمتر است!. | *در این صورت، وای بر [[انسان]] که [[خداوند]] او را گرامی داشت، و تمامی نعمتهای [[آشکار]] و پوشیده خود را در [[اختیار]] او نهاد، امّا او چون به مصیبتی -که خود با دست خویش، برای خود فراهم کرده است- [[مبتلا]] شود، به [[حضرت حق]] [[کافر]] میگردد؛ کفری زبانی، عملی، و حتّی [[عقیدتی]]. ازاینرو نمیباید از سخن [[حضرت حق]] که فرمود: {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref>، به تعجّب شد، چه وفای [[انسان]] از وفای سگ نیز گه گاه کمتر است!. | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
*نیز [[حضرت حق]] میفرماید: {{متن قرآن|لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«مبادا خود را از اینکه (مشرکان) ایمان نمیآورند به هلاکت افکنی» سوره شعراء، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref> | *نیز [[حضرت حق]] میفرماید: {{متن قرآن|لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«مبادا خود را از اینکه (مشرکان) ایمان نمیآورند به هلاکت افکنی» سوره شعراء، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref> | ||
*طُرفه آنکه این صفت، در [[حضرت حق]] بسیار شدیدتر از آن در وجود [[مبارک]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است؛ و تفاوت این صفت در آندو، به اندازه تفاوت میان دو وجود [[واجب]] و ممکن است!. | *طُرفه آنکه این صفت، در [[حضرت حق]] بسیار شدیدتر از آن در وجود [[مبارک]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است؛ و تفاوت این صفت در آندو، به اندازه تفاوت میان دو وجود [[واجب]] و ممکن است!. | ||
*[[اخلاص]] و ووفاداری [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نسبت به [[خداوند متعال]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[مردمان]] تحت [[حکومت]] ایشان، وحتی دشمنانشان نیز سخت مشهور است، و در کتب تواریخ و سیر مذکور؛ تا آنجا که [[معاویه]] نیز با تمامی دشمنیاش که نسبت به ایشان داشت، وفاداری ایشان را یاد و به آن [[اقرار]] میکرد!. | * [[اخلاص]] و ووفاداری [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نسبت به [[خداوند متعال]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[مردمان]] تحت [[حکومت]] ایشان، وحتی دشمنانشان نیز سخت مشهور است، و در کتب تواریخ و سیر مذکور؛ تا آنجا که [[معاویه]] نیز با تمامی دشمنیاش که نسبت به ایشان داشت، وفاداری ایشان را یاد و به آن [[اقرار]] میکرد!. | ||
*قرار گرفتن ایشان در بستر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در هنگامه شب [[هجرت]] - که چکاچک شمشیرها، قلبهای بغضآلود و خطر بیپایان، آن بستر را محاصره کرده بود-، از نشانههای همین وفاداری ایشان نسبت به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۱۹.</ref>. | *قرار گرفتن ایشان در بستر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در هنگامه شب [[هجرت]] - که چکاچک شمشیرها، قلبهای بغضآلود و خطر بیپایان، آن بستر را محاصره کرده بود-، از نشانههای همین وفاداری ایشان نسبت به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۱۹.</ref>. | ||
*و [[نزول]] این [[آیه]] [[مبارک]]، که [[ارزش]] عمل ایشان را به نمایش درآورد: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ }}<ref> و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد و خداوند به بندگان مهربان است؛ سوره بقره، آیه:۲۰۷.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} در این رابطه میفرمایند: "این [[آیه]] به هنگامی که [[کفار]] [[قریش]] در طلب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بودند و [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} برجایگاه [[خواب]] [[پیامبر]] خُفت، درباره ایشان نازل شد"<ref>{{متن حدیث|فَإِنَّهَا نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} حِينَ بَذَلَ نَفْسَهُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ص لَيْلَةَ اضْطَجَعَ عَلَى فِرَاشِ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} لَمَّا طَلَبَتْهُ كُفَّارُ قُرَيْش}}؛ تفسیر برهان، ج۱، ص۲۰۶.</ref>. | *و [[نزول]] این [[آیه]] [[مبارک]]، که [[ارزش]] عمل ایشان را به نمایش درآورد: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ }}<ref> و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد و خداوند به بندگان مهربان است؛ سوره بقره، آیه:۲۰۷.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} در این رابطه میفرمایند: "این [[آیه]] به هنگامی که [[کفار]] [[قریش]] در طلب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بودند و [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} برجایگاه [[خواب]] [[پیامبر]] خُفت، درباره ایشان نازل شد"<ref>{{متن حدیث|فَإِنَّهَا نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} حِينَ بَذَلَ نَفْسَهُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ص لَيْلَةَ اضْطَجَعَ عَلَى فِرَاشِ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} لَمَّا طَلَبَتْهُ كُفَّارُ قُرَيْش}}؛ تفسیر برهان، ج۱، ص۲۰۶.</ref>. | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
*مرتبه ضعیف و پایین این صفت - که همه [[مسلمانان]]، بلکه همه [[انسانها]] به ناگزیر باید بدان متّصف شوند-، همان وفای معمول در میان [[مردم]] است؛ که اگر در کسی نباشد، میتوان او را بیوفا خواند؛ و پر واضح است که بیوفایان از [[اسلام]] - و بلکه انسانیّت! - سخت بهدورند. | *مرتبه ضعیف و پایین این صفت - که همه [[مسلمانان]]، بلکه همه [[انسانها]] به ناگزیر باید بدان متّصف شوند-، همان وفای معمول در میان [[مردم]] است؛ که اگر در کسی نباشد، میتوان او را بیوفا خواند؛ و پر واضح است که بیوفایان از [[اسلام]] - و بلکه انسانیّت! - سخت بهدورند. | ||
*کوتاه سخن آنکه وفاء، [[شناخت]] [[نعمت]] و سپاسگزاری از [[صاحب]] آن است. این سپاسگزاری میتواند شامل زبان، [[قلب]]، و یا دیگر اندامها شود؛ و در این زمینه تفاوتی میان [[خداوند متعال]]، و یا [[بندگان]] او نیست. نیز فراموش نکردن [[نعمت]]، و [[عصیان]] ننمودن در برابر نعمتهای [[حضرت حق]]، در شمار دیگر اجزاء وفاداری است؛ صد افسوس که این [[رذیلت]] در [[جان]] بسیاری از [[مردم]] ریشه دوانیده آنان را از دیدن [[نعمتهای الهی]] باز میدارد، ازاینرو آنان بیوفایانی هستند که [[نعمت]] [[صاحب]] [[نعمت]] را [[انکار]]، و به [[معاصی]] او روی میکنند. از اینرو، این [[آیه شریفه]] در [[حقّ]] آنان [[صادق]] میآید: {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۲.</ref>. | *کوتاه سخن آنکه وفاء، [[شناخت]] [[نعمت]] و سپاسگزاری از [[صاحب]] آن است. این سپاسگزاری میتواند شامل زبان، [[قلب]]، و یا دیگر اندامها شود؛ و در این زمینه تفاوتی میان [[خداوند متعال]]، و یا [[بندگان]] او نیست. نیز فراموش نکردن [[نعمت]]، و [[عصیان]] ننمودن در برابر نعمتهای [[حضرت حق]]، در شمار دیگر اجزاء وفاداری است؛ صد افسوس که این [[رذیلت]] در [[جان]] بسیاری از [[مردم]] ریشه دوانیده آنان را از دیدن [[نعمتهای الهی]] باز میدارد، ازاینرو آنان بیوفایانی هستند که [[نعمت]] [[صاحب]] [[نعمت]] را [[انکار]]، و به [[معاصی]] او روی میکنند. از اینرو، این [[آیه شریفه]] در [[حقّ]] آنان [[صادق]] میآید: {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۲.</ref>. | ||
*[[امام رضا]]{{ع}} میفرمایند: "هرکس که [[بنده]] [[صاحب]] [[نعمت]] را [[سپاس]] نگوید، [[خداوند متعال]] را نیز [[شکر]] نخواهد کرد" <ref>{{متن حدیث|مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۴۲.</ref>. | * [[امام رضا]]{{ع}} میفرمایند: "هرکس که [[بنده]] [[صاحب]] [[نعمت]] را [[سپاس]] نگوید، [[خداوند متعال]] را نیز [[شکر]] نخواهد کرد" <ref>{{متن حدیث|مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۴۲.</ref>. | ||
*منظور این [[حدیث شریف]]، آن است که هر کس نسبت به [[حقوقی]] که [[مردم]] بر او دارند وفاداری ننماید، نسبت به [[حقوق]] [[حضرت حق]] نیز وفاداری نخواهد کرد؛ چه نعمتهای [[مردم]] سخت کوچک است، و [[نعمت]] [[حضرت حق]] غیر قابل توصیف؛ ازاینرو کسی که از عهده [[سپاس]] چنان [[نعمت]] کوچکی برنیاید، چگونه میتواند [[سپاس]] [[نعمت]] [[حق]] را بهجای آورد؟<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۳.</ref>. | *منظور این [[حدیث شریف]]، آن است که هر کس نسبت به [[حقوقی]] که [[مردم]] بر او دارند وفاداری ننماید، نسبت به [[حقوق]] [[حضرت حق]] نیز وفاداری نخواهد کرد؛ چه نعمتهای [[مردم]] سخت کوچک است، و [[نعمت]] [[حضرت حق]] غیر قابل توصیف؛ ازاینرو کسی که از عهده [[سپاس]] چنان [[نعمت]] کوچکی برنیاید، چگونه میتواند [[سپاس]] [[نعمت]] [[حق]] را بهجای آورد؟<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۳.</ref>. | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
*یکی از مصداقهای وفا، آن است که [[آدمی]] نعمتهای پیشین را به یاد آورَد، و [[حضرت حق]] را بر آن [[نعمتها]] [[سپاس]] گوید؛ و چنانچه آن [[نعمتها]] از جانب کسی جز از [[حضرت حق]] است، در حدّ [[توان]] خود به [[سپاس]] او بپردازد. این مطلب شامل خود فرد [[صاحب]] [[نعمت]] حتّی پس از [[مرگ]] او، [[فرزندان]] او و خانوادهاش نیز میشود. | *یکی از مصداقهای وفا، آن است که [[آدمی]] نعمتهای پیشین را به یاد آورَد، و [[حضرت حق]] را بر آن [[نعمتها]] [[سپاس]] گوید؛ و چنانچه آن [[نعمتها]] از جانب کسی جز از [[حضرت حق]] است، در حدّ [[توان]] خود به [[سپاس]] او بپردازد. این مطلب شامل خود فرد [[صاحب]] [[نعمت]] حتّی پس از [[مرگ]] او، [[فرزندان]] او و خانوادهاش نیز میشود. | ||
*این مرتبه، مصداق مشهور [[وفاداری]] است که در مقابل آن، [[بیوفایی]] قرار دارد. [[بیوفایی]] عبارت از آن است که [[انسان]] [[نعمت]] کسی را فراموش کند، و از این رو نه او را [[سپاس]] گوید و نه در حدّ [[توان]] خود حتّی در زمان حیات او [[نعمت]] او را مقابله به مثل نماید. [[رذیلت]] [[بیوفایی]]، بسیاری از اوقات در بسیاری از [[مردمان]] دیده میشود؛ به ویژه در آنان که ریاستی، ثروتی، [[علمی]] و یا چیزی دیگر که موجب فخر و [[مباهات]] آنان است، به دست آوردهاند. [[حضرت حق]] خود در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد * چون خود را بینیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۱.</ref>. | *این مرتبه، مصداق مشهور [[وفاداری]] است که در مقابل آن، [[بیوفایی]] قرار دارد. [[بیوفایی]] عبارت از آن است که [[انسان]] [[نعمت]] کسی را فراموش کند، و از این رو نه او را [[سپاس]] گوید و نه در حدّ [[توان]] خود حتّی در زمان حیات او [[نعمت]] او را مقابله به مثل نماید. [[رذیلت]] [[بیوفایی]]، بسیاری از اوقات در بسیاری از [[مردمان]] دیده میشود؛ به ویژه در آنان که ریاستی، ثروتی، [[علمی]] و یا چیزی دیگر که موجب فخر و [[مباهات]] آنان است، به دست آوردهاند. [[حضرت حق]] خود در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد * چون خود را بینیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۱.</ref>. | ||
*[[شاهد]] بر درستی این سخن، روش عموم [[مردم]] – جز از اندکی انگشت شمار از آنان – است، که حتّی نسبت به [[نزدیکان]] و [[خویشان]] خود- همچون [[پدر]] و [[مادر]] و [[زن]] و شوهر – نیز [[وفاداری]] ندارند. | * [[شاهد]] بر درستی این سخن، روش عموم [[مردم]] – جز از اندکی انگشت شمار از آنان – است، که حتّی نسبت به [[نزدیکان]] و [[خویشان]] خود- همچون [[پدر]] و [[مادر]] و [[زن]] و شوهر – نیز [[وفاداری]] ندارند. | ||
*این مطلب، در برخی از [[خانوادهها]] دیده میشود، که مرد و همسرش آن چنان نسبت به هم بیوفا میگردند، که [[زن]] [[مرگ]] شوهر را از [[خدا]] میطلبد، و شوهر [[مرگ]] [[زن]] را!؛ همانگونه که این [[بیوفایی]] را در [[حقّ]] او - جلَّ وعلا! - نیز روا میدارند: {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند» سوره انعام، آیه ۹۱ و نیز سوره زمر، آیه ۶۷. </ref>؛ {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۲.</ref>. | *این مطلب، در برخی از [[خانوادهها]] دیده میشود، که مرد و همسرش آن چنان نسبت به هم بیوفا میگردند، که [[زن]] [[مرگ]] شوهر را از [[خدا]] میطلبد، و شوهر [[مرگ]] [[زن]] را!؛ همانگونه که این [[بیوفایی]] را در [[حقّ]] او - جلَّ وعلا! - نیز روا میدارند: {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند» سوره انعام، آیه ۹۱ و نیز سوره زمر، آیه ۶۷. </ref>؛ {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۲.</ref>. | ||
===مرتبه دوّم=== | ===مرتبه دوّم=== | ||
*مرتبه دیگر [[وفاداری]]، آن است که [[آدمی]] نه تنها [[نعمت]] صاحبان [[نعمت]] را فراموش نکند، که هم در مقابل [[خالق]] و هم در مقابل مخلوق به سپاسگذاری از این [[نعمتها]] برخیزد؛ و تا آنجا که در [[توان]] دارد بکوشد تا صاحبان [[نعمت]] را از خود [[راضی]] سازد. این چنین کس هم به [[شکرگذاری]] پرداخته، و هم [[وفاداری]] کرده؛ از این رو دو [[فضیلت]] بزرگ را در خود جمع آورده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۲.</ref>. | *مرتبه دیگر [[وفاداری]]، آن است که [[آدمی]] نه تنها [[نعمت]] صاحبان [[نعمت]] را فراموش نکند، که هم در مقابل [[خالق]] و هم در مقابل مخلوق به سپاسگذاری از این [[نعمتها]] برخیزد؛ و تا آنجا که در [[توان]] دارد بکوشد تا صاحبان [[نعمت]] را از خود [[راضی]] سازد. این چنین کس هم به [[شکرگذاری]] پرداخته، و هم [[وفاداری]] کرده؛ از این رو دو [[فضیلت]] بزرگ را در خود جمع آورده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۲.</ref>. | ||
*در مقابل این مرتبه امّا، [[ناسپاسی]] قرار دارد، که بر اساس آن [[انسان]] نه تنها به [[شکرگذاری]] از [[صاحب]] [[نعمت]] برنخواهد خواست، که در [[حقّ]] او [[فریب]] نیز به کار میبرد، و در نظر دیگران آن [[نعمت]] را پوچ و بیارزش مینماید. پس از این به تفصیل در این رابطه سخن خواهیم داشت. | *در مقابل این مرتبه امّا، [[ناسپاسی]] قرار دارد، که بر اساس آن [[انسان]] نه تنها به [[شکرگذاری]] از [[صاحب]] [[نعمت]] برنخواهد خواست، که در [[حقّ]] او [[فریب]] نیز به کار میبرد، و در نظر دیگران آن [[نعمت]] را پوچ و بیارزش مینماید. پس از این به تفصیل در این رابطه سخن خواهیم داشت. | ||
*[[وفاداری]] در این معنا نیز بسیار اندک است، هرچند بیشتر از مورد نخست به چشم میآید؛ چه [[انسان]] نه تنها اهل [[کفران نعمت]]، است که کفران را با [[ظلم]] و [[فریب]] همراه مینماید: {{متن قرآن|فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}}<ref>«امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref>«و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد ؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>. | * [[وفاداری]] در این معنا نیز بسیار اندک است، هرچند بیشتر از مورد نخست به چشم میآید؛ چه [[انسان]] نه تنها اهل [[کفران نعمت]]، است که کفران را با [[ظلم]] و [[فریب]] همراه مینماید: {{متن قرآن|فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}}<ref>«امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref>«و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد ؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>. | ||
*بسیار دیده میشود که [[مردم]] از نعمتهایی استفاده میکنند، امّا [[صاحب]] آن [[نعمتها]] را بر اعطاء آن گذشته از آنکه مقابله به مثل نمینمایند، که حتّی در زبان نیز [[سپاس]] نمیگویند؛ بدتر آنکه به صاحبان [[نعمت]] [[بدی]] نیز روا میدارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۳.</ref>. | *بسیار دیده میشود که [[مردم]] از نعمتهایی استفاده میکنند، امّا [[صاحب]] آن [[نعمتها]] را بر اعطاء آن گذشته از آنکه مقابله به مثل نمینمایند، که حتّی در زبان نیز [[سپاس]] نمیگویند؛ بدتر آنکه به صاحبان [[نعمت]] [[بدی]] نیز روا میدارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۳.</ref>. | ||
===مرتبه سوّم=== | ===مرتبه سوّم=== | ||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
*پُر واضح است که این نوع از وفاداری، [[برتر]] و لازمتر از دیگر انواع این [[فضیلت]] [[اخلاقی]] است؛ چه اوست که نعمتهای [[آشکار]] و غیر [[آشکار]] خود را به [[بنده]] بخشیده، او را از [[عقل]]، [[ایمان]]، [[قلب]]، [[شعور]] و دیگر [[نعمتها]] بهرهمند ساخته است؛ نعمتهایی که بر کوچکترین آنها نمیتوان قیمتی نهاد. آیا [[نعمت]] تنفُّس - که از پی آن، [[نعمت]] حیات پدید میآید را میتوان ارزشگذاری کرد؟؛ {{متن قرآن|اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ}}<ref>«ای خاندان داوود! سپاس گزارید! و اندکی از بندگان من سپاسگزارند» سوره سبأ، آیه ۱۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۵.</ref>. | *پُر واضح است که این نوع از وفاداری، [[برتر]] و لازمتر از دیگر انواع این [[فضیلت]] [[اخلاقی]] است؛ چه اوست که نعمتهای [[آشکار]] و غیر [[آشکار]] خود را به [[بنده]] بخشیده، او را از [[عقل]]، [[ایمان]]، [[قلب]]، [[شعور]] و دیگر [[نعمتها]] بهرهمند ساخته است؛ نعمتهایی که بر کوچکترین آنها نمیتوان قیمتی نهاد. آیا [[نعمت]] تنفُّس - که از پی آن، [[نعمت]] حیات پدید میآید را میتوان ارزشگذاری کرد؟؛ {{متن قرآن|اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ}}<ref>«ای خاندان داوود! سپاس گزارید! و اندکی از بندگان من سپاسگزارند» سوره سبأ، آیه ۱۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۵.</ref>. | ||
===وفاداری نسبت به [[پیامبران]]{{عم}}=== | ===وفاداری نسبت به [[پیامبران]]{{عم}}=== | ||
*[[نعمت]] [[رسالت]] هرچند بالاترین و [[برترین]] [[نعمت الهی]] است، امّا [[مردمان]] نه [[حقّ]] آن را بهجای میآورند، و نه [[حقّ]] [[پیامبران]]{{عم}} را؛ و افسوس که کشتن آنان و دستکم استهزائشان، سپاسی بوده است که [[آدمیان]] نسبت به این [[نعمت]] و [[صاحب]] آن روا میداشتهاند!: {{متن قرآن|يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«دریغا بر آن بندگان! هیچ فرستادهای نزدشان نمیآمد مگر که او را ریشخند میکردند» سوره یس، آیه ۳۰.</ref> | * [[نعمت]] [[رسالت]] هرچند بالاترین و [[برترین]] [[نعمت الهی]] است، امّا [[مردمان]] نه [[حقّ]] آن را بهجای میآورند، و نه [[حقّ]] [[پیامبران]]{{عم}} را؛ و افسوس که کشتن آنان و دستکم استهزائشان، سپاسی بوده است که [[آدمیان]] نسبت به این [[نعمت]] و [[صاحب]] آن روا میداشتهاند!: {{متن قرآن|يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«دریغا بر آن بندگان! هیچ فرستادهای نزدشان نمیآمد مگر که او را ریشخند میکردند» سوره یس، آیه ۳۰.</ref> | ||
*این در حالی است که [[پیامبران]] برای [[سعادت]] دو جهانیِ [[انسانها]] برانگیخته شدند؛ و بالاتر از آن، [[وظیفه]] اصلی آنان، [[تهذیب]] [[نفوس]] بوده، تا [[زندگی]] این [[جهان]] و زآن پس آن [[جهان]] [[مردم]]، همچون عسل شیرین و گوارا گردد: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> | *این در حالی است که [[پیامبران]] برای [[سعادت]] دو جهانیِ [[انسانها]] برانگیخته شدند؛ و بالاتر از آن، [[وظیفه]] اصلی آنان، [[تهذیب]] [[نفوس]] بوده، تا [[زندگی]] این [[جهان]] و زآن پس آن [[جهان]] [[مردم]]، همچون عسل شیرین و گوارا گردد: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> | ||
*و در این میان، [[نعمت]] ارسال خاتم رُسُل بالاترین [[نعمت الهی]] است؛ و عجیب آن که آدمیان چنان به شُکر این [[نعمت]] و وفای نسبت به آن پرداختند، که آن [[حضرت]]{{عم}} خود فرمودند: "هیچ [[پیامبری]] آنگونه که من اذیّت شدم، [[آزار]] نشده است" <ref>{{متن حدیث|مَا أُوذِيَ نَبِيٌ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ}}</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۵-۱۲۶.</ref>. | *و در این میان، [[نعمت]] ارسال خاتم رُسُل بالاترین [[نعمت الهی]] است؛ و عجیب آن که آدمیان چنان به شُکر این [[نعمت]] و وفای نسبت به آن پرداختند، که آن [[حضرت]]{{عم}} خود فرمودند: "هیچ [[پیامبری]] آنگونه که من اذیّت شدم، [[آزار]] نشده است" <ref>{{متن حدیث|مَا أُوذِيَ نَبِيٌ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ}}</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۵-۱۲۶.</ref>. | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
*فراتر از این، وفاء نسبت به تمامی جانداران را نیز میتوان در اینجا مورد نظر داشت. این مطلب بهگونهای است که [[صاحب]] "وسائل الشّیعه" در [[تبیین]] [[حقوق]] حیوانات، روایاتی چند آورده، که در تمامی آنها در مورد حیوانات سفارش به [[نیکی]] شده است. در شمار این [[روایات]] است: "[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: چهارپا را بر [[صاحب]] خود چند [[حق]] است: آنکه چون برای استراحت از حیوان پیاده شد نخست علف او را آماده سازد، و چون بر آبی گذشت او را [[آب]] دهد، و بر چهره او نزند چرا که حیوان [[خداوند]] را [[تسبیح]] میگوید، و جز در [[راه خدا]] بر گرده او نایستد، و بیش از طاقتش بر او بار ننهد، و بیش از توانائیش او را به راه رفتن مجبور ننماید" <ref>{{متن حدیث|عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِلدَّابَّةِ عَلَى صَاحِبِهَا خِصَالٌ يَبْدَأُ بِعَلْفِهَا إِذَا نَزَلَ وَ يَعْرِضُ عَلَيْهَا الْمَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ وَ لَا يَضْرِبُ وَجْهَهَا فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ بِحَمْدِ رَبِّهَا وَ لَا يَقِفُ عَلَى ظَهْرِهَا إِلَّا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَا يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَ لَا يُكَلِّفُهَا مِنَ الْمَشْيِ إِلَّا مَا تُطِيقُ}}؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۳۵۰.</ref>. | *فراتر از این، وفاء نسبت به تمامی جانداران را نیز میتوان در اینجا مورد نظر داشت. این مطلب بهگونهای است که [[صاحب]] "وسائل الشّیعه" در [[تبیین]] [[حقوق]] حیوانات، روایاتی چند آورده، که در تمامی آنها در مورد حیوانات سفارش به [[نیکی]] شده است. در شمار این [[روایات]] است: "[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: چهارپا را بر [[صاحب]] خود چند [[حق]] است: آنکه چون برای استراحت از حیوان پیاده شد نخست علف او را آماده سازد، و چون بر آبی گذشت او را [[آب]] دهد، و بر چهره او نزند چرا که حیوان [[خداوند]] را [[تسبیح]] میگوید، و جز در [[راه خدا]] بر گرده او نایستد، و بیش از طاقتش بر او بار ننهد، و بیش از توانائیش او را به راه رفتن مجبور ننماید" <ref>{{متن حدیث|عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِلدَّابَّةِ عَلَى صَاحِبِهَا خِصَالٌ يَبْدَأُ بِعَلْفِهَا إِذَا نَزَلَ وَ يَعْرِضُ عَلَيْهَا الْمَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ وَ لَا يَضْرِبُ وَجْهَهَا فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ بِحَمْدِ رَبِّهَا وَ لَا يَقِفُ عَلَى ظَهْرِهَا إِلَّا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَا يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَ لَا يُكَلِّفُهَا مِنَ الْمَشْيِ إِلَّا مَا تُطِيقُ}}؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۳۵۰.</ref>. | ||
*بر این اساس، میتوان دریافت که [[حقوق]] [[برادران]] [[مسلمان]] سخت زیاد است و رعایت کردنی؛ در این شمار است آن که در [[غیبت]] ایشان آنچه مایه بیآبروییشان است را از آنان بازگردانده دفع نماید، ازاینرو نه خود به [[غیبت]] آنان بپردازد و نه اجازه دهد که دیگری از آنان [[غیبت]] کند. [[غیبت]] علامت [[بیوفایی]] است، و [[تهمت]] و [[سخنچینی]] از آن نیز بیشتر نشانگر [[بیوفایی]] [[انسان]] نسبت به برادرش میباشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۳۴.</ref>. | *بر این اساس، میتوان دریافت که [[حقوق]] [[برادران]] [[مسلمان]] سخت زیاد است و رعایت کردنی؛ در این شمار است آن که در [[غیبت]] ایشان آنچه مایه بیآبروییشان است را از آنان بازگردانده دفع نماید، ازاینرو نه خود به [[غیبت]] آنان بپردازد و نه اجازه دهد که دیگری از آنان [[غیبت]] کند. [[غیبت]] علامت [[بیوفایی]] است، و [[تهمت]] و [[سخنچینی]] از آن نیز بیشتر نشانگر [[بیوفایی]] [[انسان]] نسبت به برادرش میباشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۳۴.</ref>. | ||
*[[اجرای قانون]] [[مواسات]] و پایبندی به آن نیز در شمار [[علائم]] وفاداری است؛ امّا دریغ و افسوس که [[غیبت]] و [[تهمت]] و [[سخنچینی]] و [[دروغ]] و [[خلف]] [[وعده]] و [[خلف]] [[پیمان]] بین آن که [[نعمت]] میدهد و آن که [[نعمت]] میبرد، سخت شایع است و پر رواج، تا آنجا که گاه [[پدر]] و [[مادر]] و [[فرزند]] و [[همسران]] نیز از این مسائل بهدور نیستند!. | * [[اجرای قانون]] [[مواسات]] و پایبندی به آن نیز در شمار [[علائم]] وفاداری است؛ امّا دریغ و افسوس که [[غیبت]] و [[تهمت]] و [[سخنچینی]] و [[دروغ]] و [[خلف]] [[وعده]] و [[خلف]] [[پیمان]] بین آن که [[نعمت]] میدهد و آن که [[نعمت]] میبرد، سخت شایع است و پر رواج، تا آنجا که گاه [[پدر]] و [[مادر]] و [[فرزند]] و [[همسران]] نیز از این مسائل بهدور نیستند!. | ||
*از [[خداوند]] درخواست مینماییم که ما را به مراتب والای وفا ارتقا بخشد؛ چه این صفت [[برگزیده]] [[اخلاقی]] تمامی خبرهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] را در خود دارد، و [[صاحب]] خود را از تمامی [[شرور]] و [[بدیها]] باز مینماید؛ همانگونه که بسیاری از [[فضائل اخلاقی]] را بههمراه خود آورده از بسیاری از [[رذائل اخلاقی]] جلوگیری میکند. | *از [[خداوند]] درخواست مینماییم که ما را به مراتب والای وفا ارتقا بخشد؛ چه این صفت [[برگزیده]] [[اخلاقی]] تمامی خبرهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] را در خود دارد، و [[صاحب]] خود را از تمامی [[شرور]] و [[بدیها]] باز مینماید؛ همانگونه که بسیاری از [[فضائل اخلاقی]] را بههمراه خود آورده از بسیاری از [[رذائل اخلاقی]] جلوگیری میکند. | ||
*در پایان نیز [[ثروتمندان]]، قدرتمندان و رؤسای [[جامعه]] را به تحصیل این [[فضیلت]] [[اخلاقی]] توصیه میکنیم، چرا که [[خداوند متعال]] چون نعمتی به انسانی [[وفادار]] ببخشد، او [[بیوفایی]] خواهد نمود؛ تا [[تکلیف]] بیوفایان در این میانه چه باشد!؛ [[حضرت حق]] خود [[گواهی]] فرموده است که: {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا * وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا * إِلَّا الْمُصَلِّينَ}}<ref>«بیگمان انسان را آزمندی بیشکیب آفریدهاند * چون شرّی بدو رسد بیتاب است * و چون خیری بدو رسد بازدارنده است * جز نمازگزاران..». سوره معارج، آیه ۱۹-۲۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۳۵.</ref>. | *در پایان نیز [[ثروتمندان]]، قدرتمندان و رؤسای [[جامعه]] را به تحصیل این [[فضیلت]] [[اخلاقی]] توصیه میکنیم، چرا که [[خداوند متعال]] چون نعمتی به انسانی [[وفادار]] ببخشد، او [[بیوفایی]] خواهد نمود؛ تا [[تکلیف]] بیوفایان در این میانه چه باشد!؛ [[حضرت حق]] خود [[گواهی]] فرموده است که: {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا * وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا * إِلَّا الْمُصَلِّينَ}}<ref>«بیگمان انسان را آزمندی بیشکیب آفریدهاند * چون شرّی بدو رسد بیتاب است * و چون خیری بدو رسد بازدارنده است * جز نمازگزاران..». سوره معارج، آیه ۱۹-۲۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۳۵.</ref>. | ||
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۳: | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[وفای به عهد]] | * [[وفای به عهد]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
{{فضیلت}} | {{فضیلت}} | ||
[[رده: مدخل]] | [[رده: مدخل]] | ||
[[رده: وفاداری]] | [[رده: وفاداری]] | ||
[[رده:مقالههای اولویت یک]] | [[رده:مقالههای اولویت یک]] | ||