تواضع در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابن‌شهرآشوب')
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-')
خط ۱۰: خط ۱۰:
# به [[نقل]] از [[حمزه بن عبد الله بن عتبه]]: [[پیامبر]] {{صل}} صفاتی داشت که در [[زورگویان]] نبود. سرخ و سیاهی، او را [[دعوت]] نمی‌کرد، جز آن که می‌پذیرفت و گاه که خرمای به کنار افتاده‌ای می‌یافت، آن را در دهان می‌نهاد و تنها از این می‌ترسید که [[صدقه]] باشد. او بر الاغ برهنه و بی‌پالان، سوار می‌شد<ref>{{عربی|عن حمزة بن عبد الله بن عتبة قال كانت في النبي {{صل}} خصال ليست في الجبارين كان لا يدعوه أحمر ولا أسود من الناس إلا أجابه وكان ربما وجد تمرة ملقاة فيأخذها فيهوي بها إلى فيه وانه ليخشى أن تكون من الصدقة وكان يركب الحمار عريا ليس عليه شئ}}؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۷۰؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۸۰، عن أبی هریره، نحوه؛ کنزالعمال، ج۷، ص۹۸، ح۱۸۱۴۴.</ref>.
# به [[نقل]] از [[حمزه بن عبد الله بن عتبه]]: [[پیامبر]] {{صل}} صفاتی داشت که در [[زورگویان]] نبود. سرخ و سیاهی، او را [[دعوت]] نمی‌کرد، جز آن که می‌پذیرفت و گاه که خرمای به کنار افتاده‌ای می‌یافت، آن را در دهان می‌نهاد و تنها از این می‌ترسید که [[صدقه]] باشد. او بر الاغ برهنه و بی‌پالان، سوار می‌شد<ref>{{عربی|عن حمزة بن عبد الله بن عتبة قال كانت في النبي {{صل}} خصال ليست في الجبارين كان لا يدعوه أحمر ولا أسود من الناس إلا أجابه وكان ربما وجد تمرة ملقاة فيأخذها فيهوي بها إلى فيه وانه ليخشى أن تكون من الصدقة وكان يركب الحمار عريا ليس عليه شئ}}؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۷۰؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۸۰، عن أبی هریره، نحوه؛ کنزالعمال، ج۷، ص۹۸، ح۱۸۱۴۴.</ref>.
# به [[نقل]] از [[عباد بن حبیش]]، از [[عدی بن حاتم]]: نزد [[پیامبر خدا]] {{صل}} رفتم. زنی و بچّه‌هایی (یا بچّه‌ای) نزد [[پیامبر]] {{صل}} بودند - عدی، ارتباط [[خویشاوندی]] آنها با [[پیامبر]] {{صل}} را یاد کرد. و از طرز [[رفتار پیامبر]] {{صل}} با آنها<ref>در روایتی دیگر آمده است که این زن و فرزندانش از پیامبر {{صل}} تقاضایی می‌کنند و پیامبر {{صل}} بر می‌خیزد و در پی انجام کار آنها می‌رود (ر. ک: سبل الهدی و الرشاد، ج۷، ص۳۴).</ref> فهمیدم که کارش [[پادشاهی]]، و به سان کسرا و [[قیصر]] نیست<ref>{{عربی|عن عباد بن حبیش عن عدّی بن حاتم: فَأَتَيْتُهُ أِّي رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} فَإِذَا عِنْدَهُ امْرَأَةٌ وَصِبْيَانٌ، أَوْ صَبِيٌّ، فَذَكَرَ قُرْبَهُمْ مِنَ النَّبِيِّ {{صل}}، فَعَرَفْتُ أَنَّهُ لَيْسَ مُلْكُ كِسْرَى وَلَا قَيْصَرَ}}؛ مسند ابن حنبل، ج۷، ص۹۸،ح ۱۹۳۹۸؛ صحیح ابن حبّان، ج۱۶، ص۱۸۴، ح۷۲۰۶، المعجم الکبیر، ج، ۱۷ ص، ۱۰۰، ح۲۳۷؛ تاریخ الإسلام للذهبي، ج، ۲ ص۶۸۷؛ السیرة النّبویّة لابن کثیر، ج۴، ص۱۲۷.</ref>.
# به [[نقل]] از [[عباد بن حبیش]]، از [[عدی بن حاتم]]: نزد [[پیامبر خدا]] {{صل}} رفتم. زنی و بچّه‌هایی (یا بچّه‌ای) نزد [[پیامبر]] {{صل}} بودند - عدی، ارتباط [[خویشاوندی]] آنها با [[پیامبر]] {{صل}} را یاد کرد. و از طرز [[رفتار پیامبر]] {{صل}} با آنها<ref>در روایتی دیگر آمده است که این زن و فرزندانش از پیامبر {{صل}} تقاضایی می‌کنند و پیامبر {{صل}} بر می‌خیزد و در پی انجام کار آنها می‌رود (ر. ک: سبل الهدی و الرشاد، ج۷، ص۳۴).</ref> فهمیدم که کارش [[پادشاهی]]، و به سان کسرا و [[قیصر]] نیست<ref>{{عربی|عن عباد بن حبیش عن عدّی بن حاتم: فَأَتَيْتُهُ أِّي رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} فَإِذَا عِنْدَهُ امْرَأَةٌ وَصِبْيَانٌ، أَوْ صَبِيٌّ، فَذَكَرَ قُرْبَهُمْ مِنَ النَّبِيِّ {{صل}}، فَعَرَفْتُ أَنَّهُ لَيْسَ مُلْكُ كِسْرَى وَلَا قَيْصَرَ}}؛ مسند ابن حنبل، ج۷، ص۹۸،ح ۱۹۳۹۸؛ صحیح ابن حبّان، ج۱۶، ص۱۸۴، ح۷۲۰۶، المعجم الکبیر، ج، ۱۷ ص، ۱۰۰، ح۲۳۷؛ تاریخ الإسلام للذهبي، ج، ۲ ص۶۸۷؛ السیرة النّبویّة لابن کثیر، ج۴، ص۱۲۷.</ref>.
# به [[نقل]] از [[عطاء بن یسار]]: [[جبرئیل]]، نزد [[پیامبر]] {{صل}}- که در منطقه بالای [[شهر]] [[مکّه]]، تکیه داده [[غذا]] می‌خورد-، آمد و گفت: "ای [[محمّد]]! [[غذا خوردن]] شاهانه؟!". پس [[پیامبر خدا]] {{صل}} راست نشست<ref>{{عربی|عن عطاء بن يسار إن جبريل أتى النبي {{صل}} وهو بأعلى مكة يأكل متكئا فقال له يا محمد أكل الملوك فجلس رسول الله {{صل}}}}؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۰.</ref>.
# به [[نقل]] از [[عطاء بن یسار]]: [[جبرئیل]]، نزد [[پیامبر]] {{صل}}- که در منطقه بالای [[شهر]] [[مکّه]]، تکیه داده [[غذا]] می‌خورد- آمد و گفت: "ای [[محمّد]]! [[غذا خوردن]] شاهانه؟!". پس [[پیامبر خدا]] {{صل}} راست نشست<ref>{{عربی|عن عطاء بن يسار إن جبريل أتى النبي {{صل}} وهو بأعلى مكة يأكل متكئا فقال له يا محمد أكل الملوك فجلس رسول الله {{صل}}}}؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۰.</ref>.
# به [[نقل]] از [[عبد الله بن بسر]]: [[پیامبر]] {{صل}} دیگی به نام غرّاء داشت که چهار مرد، آن را حمل می‌کردند. هنگامی که ظهر می‌شد و [[نماز ظهر]] را می‌خواندند، نان را در آن دیگ، ترید کرده، آن را می‌آوردند و به گردش جمع می‌شدند و چون جمعیت فراوان می‌شد، [[پیامبر]] {{صل}} بر زانوانش می‌نشست. [[عربی]] صحرانشین به ایشان گفت: این، چگونه نشستنی است؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[خداوند]]، مرا بنده‌ای بزرگوار قرار داده است، نه زورگویی خودکامه و لجوج"<ref>{{عربی| عَنْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بُسْرٍ: كَانَ لِلنَّبِيِّ {{صل}} قَصْعَةٌ يُقَالُ لَهَا الْغَرَّاءُ يَحْمِلُهَا أَرْبَعَةُ رِجَالٍ، فَلَمَّا أَضْحَوْا وَسَجَدُوا الضُّحَى أُتِيَ بِتِلْكَ الْقَصْعَةِ - يَعْنِي وَقَدْ ثُرِدَ فِيهَا - فَالْتَفُّوا عَلَيْهَا، فَلَمَّا كَثَرُوا جَثَا رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ أَعْرَابِيٌّ: مَا هَذِهِ الْجِلْسَةُ؟ قَالَ النَّبِيُّ {{صل}}: إِنَّ اللَّهَ جَعَلَنِي عَبْدًا كَرِيمًا، وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا عَنِيدًا}}؛ سنن أبي داوود، ج۳، ص۳۴۸، ح۳۷۷۳؛ السنن الکبری، ج۷، ص۴۶۲، ح۱۴۶۵۳؛ تاریخ دمشق، ج۱، ص۳۹۴، ح۴۰۲ و ج۲۷، ص۱۴۱، ح۵۷۵۸؛ کنز العمال، ج۱۵، ص۴۳۱، ح۴۱۷۰۷ و راجع؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۱۰۸۶، ح۳۲۶۳.</ref>.
# به [[نقل]] از [[عبد الله بن بسر]]: [[پیامبر]] {{صل}} دیگی به نام غرّاء داشت که چهار مرد، آن را حمل می‌کردند. هنگامی که ظهر می‌شد و [[نماز ظهر]] را می‌خواندند، نان را در آن دیگ، ترید کرده، آن را می‌آوردند و به گردش جمع می‌شدند و چون جمعیت فراوان می‌شد، [[پیامبر]] {{صل}} بر زانوانش می‌نشست. [[عربی]] صحرانشین به ایشان گفت: این، چگونه نشستنی است؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[خداوند]]، مرا بنده‌ای بزرگوار قرار داده است، نه زورگویی خودکامه و لجوج"<ref>{{عربی| عَنْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بُسْرٍ: كَانَ لِلنَّبِيِّ {{صل}} قَصْعَةٌ يُقَالُ لَهَا الْغَرَّاءُ يَحْمِلُهَا أَرْبَعَةُ رِجَالٍ، فَلَمَّا أَضْحَوْا وَسَجَدُوا الضُّحَى أُتِيَ بِتِلْكَ الْقَصْعَةِ - يَعْنِي وَقَدْ ثُرِدَ فِيهَا - فَالْتَفُّوا عَلَيْهَا، فَلَمَّا كَثَرُوا جَثَا رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ أَعْرَابِيٌّ: مَا هَذِهِ الْجِلْسَةُ؟ قَالَ النَّبِيُّ {{صل}}: إِنَّ اللَّهَ جَعَلَنِي عَبْدًا كَرِيمًا، وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا عَنِيدًا}}؛ سنن أبي داوود، ج۳، ص۳۴۸، ح۳۷۷۳؛ السنن الکبری، ج۷، ص۴۶۲، ح۱۴۶۵۳؛ تاریخ دمشق، ج۱، ص۳۹۴، ح۴۰۲ و ج۲۷، ص۱۴۱، ح۵۷۵۸؛ کنز العمال، ج۱۵، ص۴۳۱، ح۴۱۷۰۷ و راجع؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۱۰۸۶، ح۳۲۶۳.</ref>.
# [[پیامبر خدا]] {{صل}} هنگامی که [[زن]] مستمندی هدیه‌ای برای [[عایشه]] آورد، امّا [[عایشه]] از روی [[دلسوزی]]، آن را قبول نکرد. چرا آن را قبول نکردی و در عوض، هدیه‌ای به او ندادی تا [[فکر]] نکند او را [[تحقیر]] کرده‌ای؟! ای [[عایشه]]! [[فروتن]] باش؛ زیرا [[خداوند]]، فروتنان را [[دوست]] می‌دارد و از افراد [[متکبّر]]، نفرت دارد<ref>{{عربی|رسول الله {{صل}} – لعائشه لما أهدت امرأة مسکینة هدیة فلم تقبلها رحمة لها-: ألا قبلتیها منها و کافیتیها منها، فلا تری أنّک حقّر تیها؟! يا عائشة تواضعي، فإن الله يحب المتواضعين، ويبغض المستكبرين}}؛ کنز العمّال، ج۵، ص۸۲۱، ح۱۴۴۸۲؛ نقلا عن أبي الشیخ في الثواب عن عائشة.</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۲۸-۴۳۱.</ref>.
# [[پیامبر خدا]] {{صل}} هنگامی که [[زن]] مستمندی هدیه‌ای برای [[عایشه]] آورد، امّا [[عایشه]] از روی [[دلسوزی]]، آن را قبول نکرد. چرا آن را قبول نکردی و در عوض، هدیه‌ای به او ندادی تا [[فکر]] نکند او را [[تحقیر]] کرده‌ای؟! ای [[عایشه]]! [[فروتن]] باش؛ زیرا [[خداوند]]، فروتنان را [[دوست]] می‌دارد و از افراد [[متکبّر]]، نفرت دارد<ref>{{عربی|رسول الله {{صل}} – لعائشه لما أهدت امرأة مسکینة هدیة فلم تقبلها رحمة لها-: ألا قبلتیها منها و کافیتیها منها، فلا تری أنّک حقّر تیها؟! يا عائشة تواضعي، فإن الله يحب المتواضعين، ويبغض المستكبرين}}؛ کنز العمّال، ج۵، ص۸۲۱، ح۱۴۴۸۲؛ نقلا عن أبي الشیخ في الثواب عن عائشة.</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۲۸-۴۳۱.</ref>.
خط ۴۱: خط ۴۱:


== [[فروتنی]] در [[سلام]] دادن ==
== [[فروتنی]] در [[سلام]] دادن ==
# [[امام حسن]] {{ع}} می‌فرماید: از دایی‌ام [[هند بن ابی هاله]] - که توصیف‌گر بود-، درباره [[شمایل پیامبر]] [[خدا]] {{صل}} پرسیدم. گفت: [[پیامبر خدا]].... با هر کس که رو به رو می‌شد، [[سلام]] می‌کرد<ref>{{متن حدیث|الإمام الحسن {{ع}}: سَأَلْتُ خَالِي هِنْدَ بْنَ أَبِي هَالَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ كَانَ وَصَّافاً: فَقَالَ:... كَانَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}... يَبْدُرُ مَنْ لَقِيَهُ بِالسَّلَامِ}}؛ عیون أخبارالرضا {{ع}}، ج۱، ص۳۱۷، ح۱؛ معاني الأخبار، ص۸۱، ح۱، کلاهما عن أسماعیل بن محمّد بن إسحاق عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام زین العابدین {{ع}}؛ المناقب لابن‌شهرآشوب، ج۱، ص۱۴۷ من دون إسناد إلیه {{ع}} و فیه "یبدأ" بدل "یبدر"؛ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۲۲۸،ح ۳۴؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۲۵، تاریخ دمشق، ج۳، ص۳۳۹؛ کنزالعمّال، ج۷، ص۳۲، ح۱۷۸۰۷.</ref>.
# [[امام حسن]] {{ع}} می‌فرماید: از دایی‌ام [[هند بن ابی هاله]] - که توصیف‌گر بود- درباره [[شمایل پیامبر]] [[خدا]] {{صل}} پرسیدم. گفت: [[پیامبر خدا]].... با هر کس که رو به رو می‌شد، [[سلام]] می‌کرد<ref>{{متن حدیث|الإمام الحسن {{ع}}: سَأَلْتُ خَالِي هِنْدَ بْنَ أَبِي هَالَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ كَانَ وَصَّافاً: فَقَالَ:... كَانَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}... يَبْدُرُ مَنْ لَقِيَهُ بِالسَّلَامِ}}؛ عیون أخبارالرضا {{ع}}، ج۱، ص۳۱۷، ح۱؛ معاني الأخبار، ص۸۱، ح۱، کلاهما عن أسماعیل بن محمّد بن إسحاق عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام زین العابدین {{ع}}؛ المناقب لابن‌شهرآشوب، ج۱، ص۱۴۷ من دون إسناد إلیه {{ع}} و فیه "یبدأ" بدل "یبدر"؛ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۲۲۸،ح ۳۴؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۲۵، تاریخ دمشق، ج۳، ص۳۳۹؛ کنزالعمّال، ج۷، ص۳۲، ح۱۷۸۰۷.</ref>.
# به [[نقل]] انس: [[پیامبر خدا]] {{صل}} از کنار گروهی از [[کودکان]] [[گذشت]] و با آن که [[عجله]] داشت، به آنان [[سلام]] کرد<ref>{{عربی|عَنْ أَنَسِ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}}: مَرَّ عَلَى صِبْيَانٍ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَ هُوَ مُغِذٌّ}}؛ مکارم الأخلاق، ج۱، ص۴۷،ح ۵؛ بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۹،ح ۳۵؛ صحیح البخاري، ج۵، ص۲۲۰۶، ح۵۸۹۳؛ سنن الترمذي، ج۵، ص۵۷، ح۲۶۹۶؛ الأدب المفرد، ص۳۰۶، ح۱۰۴۳؛ المعجم الأوسط، ج ۴، ص۲۰۴،ح ۳۹۸۳، و لیس فی الجمیع "و هو مغذّ".</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۴۲-۴۴۳.</ref>.
# به [[نقل]] انس: [[پیامبر خدا]] {{صل}} از کنار گروهی از [[کودکان]] [[گذشت]] و با آن که [[عجله]] داشت، به آنان [[سلام]] کرد<ref>{{عربی|عَنْ أَنَسِ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}}: مَرَّ عَلَى صِبْيَانٍ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَ هُوَ مُغِذٌّ}}؛ مکارم الأخلاق، ج۱، ص۴۷،ح ۵؛ بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۹،ح ۳۵؛ صحیح البخاري، ج۵، ص۲۲۰۶، ح۵۸۹۳؛ سنن الترمذي، ج۵، ص۵۷، ح۲۶۹۶؛ الأدب المفرد، ص۳۰۶، ح۱۰۴۳؛ المعجم الأوسط، ج ۴، ص۲۰۴،ح ۳۹۸۳، و لیس فی الجمیع "و هو مغذّ".</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۴۲-۴۴۳.</ref>.


۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش