شخصیت امام باقر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== برداشت‌هایی از [[شخصیت]] [[حضرت امام باقر]]{{ع}} ‌==
== مناقب و فضائل امام ==
# ابرش کلبی به [[امام باقر]]{{ع}} عرضه داشت: تو به [[حقّ]]، فرزند [[رسول خدا]] هستی. سپس به سمت [[هشام بن عبدالملک]] رفت و به او گفت: ای [[بنی امیه]] دست از سر ما بردارید که این [[مرد]] داناترین [[مردم]] روی [[زمین]] به آنچه در زمین و [[آسمان]] است می‌باشد،؛ چراکه فرزند رسول خداست‌<ref>المناقب، ج۲، ص۲۸۶.</ref>.
{{اصلی|فضائل امام باقر}}
# [[ابو اسحاق]] گوید: من هیچگاه مانند او را ندیدم‌<ref>ائمّتنا، ج۱، ص۳۹۶، به نقل از اعیان الشّیعه، ج۲، ص۲۰.</ref>.
# [[عبدالله بن عطاء مکی]] گوید: من ندیدم که دانشمندان هیچگاه در نزد کسی به اندازه‌ای که در برابر ابو جعفر محمّد بن علی بن الحسین{{عم}} [[خضوع]] و کرنش می‌کنند، خضوع و کرنش کرده باشند. من [[حکم بن عتیبه]] را ـ با همه [[بزرگواری]] که در میان [[قوم]] خود داشت ـ دیدم که در پیش روی [[امام]] محمّد [[باقر]]{{ع}} آن‌چنان نشسته بود که گویا پسربچّه‌ای در برابر معلّم خود نشسته است‌<ref>بحار الانوار، ج۱۱، ص۸۲.</ref>.
# حکم بن عتیبه در [[تفسیر آیه]] [[شریف]] [[قرآن]] که می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ}}<ref>«همانا در این (داستان) برای نشانه‌شناسان نشانه‌هاست» سوره حجر، آیه ۷۵.</ref>، می‌گوید: به [[خدا]] [[سوگند]] که محمّد بن علی یکی از کسانی بود که مصداق این [[آیه]] شریف بوده است‌<ref>کشف الغمّه، ص۲۱۲.</ref>.
# [[عبد الملک بن مروان]] به [[حاکم مدینه]] نوشت: محمّد بن علی را دست و پا بسته و در غل‌وزنجیر به نزد من بفرست. حاکم مدینه در جواب نامه عبدالملک نوشت: ای [[امیر مؤمنان]] این نامه‌ای که برایت می‌نویسم به منزله [[مخالفت]] با تو یا ردّ کردن دستور تو نیست. بلکه [[خیرخواهی]] است که از روی [[دلسوزی]] انجام می‌دهم. امروزه در روی زمین فردی باعفّت‌تر، زاهدتر و باورع‌تر از مردی که شما او را از من طلب کرده‌اید وجود ندارد. او از داناترین مردم، ملایم‌ترین مردم و در [[عبادت]] [[خداوند]] و [[فرمانبرداری]] از او سخت‌کوشترین [[مردمان]] است و من ناپسند می‌دارم که [[امیر المؤمنین]] عبدالملک متعرّض چنین شخصی گردد،؛ چراکه {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ}}<ref>«بی‌گمان خداوند آنچه را که گروهی دارند دگرگون نمی‌کند (و از آنان نمی‌ستاند) مگر آنها آنچه را که در خویش دارند دگرگون سازند» سوره رعد، آیه ۱۱.</ref>. عبدالملک از دیدن نامه والی خوشحال شد و فهمید که او از روی [[خیرخواهی]] و [[دلسوزی]] این نامه را برایش نوشته است‌<ref>ائمّتنا، ج۱، ص۳۹۶، به نقل از اعیان الشّیعه، ج۲، ص۸۵.</ref>.
# [[هشام بن عبدالملک]] به [[امام باقر]]{{ع}} عرض کرد: به [[خدا]] [[سوگند]] که من هرگز دروغی از تو نشنیده‌ام‌<ref>مناقب، ج۲، ص۲۷۸.</ref>. همچنین به آن حضرت عرض کرد: تا زمانی که امثال تو در میان [[قریش]] وجود داشته باشند، همواره قریش [[سرور]] و صاحب اختیار [[عرب]] و [[عجم]] باقی خواهد ماند<ref>بحار الانوار، ج۱۱، ص۸۸.</ref>.
# [[قتادة بن دعامه]] [[بصری]] به امام باقر{{ع}} عرض کرد: من در برابر [[فقیهان]] و دانشمندان بسیاری نشسته‌ام. من حتّی در برابر [[ابن عبّاس]] که از بزرگان [[اصحاب پیامبر اکرم]]{{صل}} بوده است نیز حضور پیدا کرده‌ام. امّا در پیش هیچ‌کدام از این بزرگان به‌گونه‌ای که در برابر تو مضطرب می‌شوم دلم به تپش و [[اضطراب]] نیفتاده است‌<ref>فى رحاب ائمّة اهل البیت، ج۴، ص۱۰.</ref>.
# [[عبدالله بن معمر لیثی]] به امام باقر{{ع}} عرض کرده است: من سینه‌های شما [[خاندان]] را خاستگاه رویش درخت [[دانش]] می‌دانم، میوه درخت دانش از آن شما و شاخ‌وبرگ آن برای دیگر [[مردمان]] است‌<ref>کشف الغمّة، ص۲۲۱.</ref>.
# [[شمس الدین محمد بن طولون]] گفته است: ابو جعفر محمّد بن زین العابدین ابن حسین بن علی بن ابی طالب ملقّب به [[باقر]] پدر [[جعفر صادق]] (رضی الله عنهما) دانشمند و سیدی جلیل القدر بوده است. وی بدین جهت باقر [[لقب]] گرفته است که [[علم]] و دانش را گسترش بسیار داده است.؛ چراکه «تبقیر» در لغت عرب به‌معنای [[توسعه]] دادن است. [[شاعر]] در [[مدح]] او گفته است: ای که سفره دانش را برای [[پرهیزگاران]] گسترده‌ای و ای بهترین کسی که براساس [[فطرت]]، لبّیک گفته‌ای<ref>الائمّة الاثنا عشر، ص۸۱. {{عربی|يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ لِأَهْلِ التُّقَى *** وَ خَيْرَ مَنْ لَبَّى عَلَى الْأَجْبُلِ}}.</ref>.
# [[محمد بن طلحه شافعی]] گوید: او شکافنده و جمع‌آوری کننده دانش‌هاست. کسی است که [[دانش]] خود را آشکار کرده و در میان [[مردم]] برافراشته است. کسی است که درخت [[نیکی]] نشاند و شاخ‌وبرگش داد. [[قلب]] او صاف و دانشش [[پاکیزه]]، جانش [[پاک]] و اخلاقش [[شریف]] بود. او همه اوقات [[زندگی]] خود را به [[فرمانبرداری از خدا]] آباد ساخته و در [[مقام تقوا]] و پرهیزگاری‌ [[ثابت‌قدم]] بود. نشانه‌های [[تقرّب به خداوند]] در چهره او و رفتارش ظهور پیدا کرده، [[پاکی]] [[برگزیدگی]] از جانب [[خداوند]] در همه شئون زندگی او آشکار بود<ref>مطالب السّؤول ۸۰؛ کشف الغمّه، ج۲، ص۳۲۹؛ صواعق محرقه، ص۳۰۴ با اندکى اختلاف.</ref>.
# [[ابن ابی الحدید]] در [[شرح نهج البلاغه]] می‌نویسد: محمّد بن علی بن الحسین، [[سرور]] [[فقیهان]] منطقه [[حجاز]] بوده است، [[مردمان]] از او و پسرش جعفر [[فقه]] را آموخته‌اند<ref>المدخل إلى موسوعة العتبات المقدّسة، ص۲۰۱؛ حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۸۰.</ref>.
# [[ابو نعیم اصفهانی]] درباره [[امام باقر]]{{ع}} گوید: او کسی است که همواره به [[یاد خدا]] و دارای [[حضور قلب]]، در برابر [[خداوند متعال]] [[خاشع]] و در برابر سختی‌های [[روزگار]] بسیار [[صابر]] بوده است. او ابو جعفر محمد بن علی باقر از سلاله [[دودمان]] [[نبوّت]] می‌باشد. وی کسی است که هم از جهت [[دینی]] دارای [[شرافت]] و هم از نظر حسب و [[نسب]]، والا و بلندمرتبه است. سخنانش همه در [[پند]] و [[اندرز]] و هشدار از عوارض و خطرات راه‌های زندگی بوده، [[اشک]] چشمش همیشه جاری و همیشه دیگران را از [[دشمنی]] و [[جدال]] [[نهی]] می‌نموده است.
# [[احمد بن یوسف دمشقی قرمانی]] درباره [[امام]] محمّد باقر{{ع}} چنین آورده است: منبع [[فضایل]] و افتخارات امام محمّد بن علی باقر بدین‌جهت باقر نامیده شده است که [[علم]] را می‌شکافته. درباره اختصاص [[لقب]] باقر به آن حضرت این‌گونه هم گفته شده است که: او به‌خاطر روایتی که [[جابر بن عبدالله انصاری]] از [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} نقل نموده به این [[لقب]] اختصاص یافته است. [[جابر بن عبدالله]] گوید: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرموده است: ای جابر، نزدیک است که تو با [[فرزندی]] از [[فرزندان حسین]] [[ملاقات]] کنی که‌ نامش مانند نام من است. او [[علم]] را می‌شکافد. یعنی [[دانش]] و [[معرفت]] از سینه او فوران می‌کند. پس هنگامی که او را دیدی [[سلام]] مرا به او برسان. [[محمّد]] [[باقر]] در میان [[برادران]] خود [[جانشین]] پدر بزرگوارش [[حضرت زین العابدین]] گردید. وی [[وصی]] [[زین العابدین]] بوده و زمام امور [[امامت]] را پس از پدر بزرگوارش در دست م می‌گیرد<ref>اخبار الدول، ص۱۱۱.</ref>.
# [[علی بن محمد بن احمد مالکی]] - معروف به ابن صبّاغ- چنین می‌گوید: [[محمّد بن علی بن الحسین]]{{عم}} گذشته از آنچه را که از دانش، آقایی، [[فضیلت]]، [[ریاست]] و امامت در او جمع آمده بوده، دارای ویژگی [[جود]] و [[کرم]] آشکار در میان [[عوام]] و [[خواص]] بوده است. کرم آن حضرت در میان تمام [[مردم]] زبانزد بوده و آن حضرت علیرغم بسیاری عیال و وضع [[مالی]] متوسّط معروف به فضیلت و [[احسان]] بوده است‌<ref>الفصول المهمّة، ص۲۰۱.</ref>.
# [[ابن خلکان]] گوید: ابو جعفر محمّد بن علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابی طالب ملقّب به باقر یکی از [[امامان دوازده‌گانه]] است... آن حضرت دانشمندی بوده که [[سیادت]] و بزرگی داشته است‌<ref>وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۱۴.</ref>.
# [[احمد بن حجر]] گفته است: [[وارث]] [[امام زین العابدین]]{{ع}} از میان فرزندانش که [[عبادت]]، دانش و [[پارسایی]] او را به [[میراث]] برده باشد ابو جعفر محمّد باقر است. لقبش یعنی باقر از ریشه بقر الارض یعنی شکافتن [[زمین]] و شیار کردن آن گرفته شده است و همچنان که گنج‌های پنهان از [[دل]] زمین با کندن و شکافتن خارج می‌شود آن حضرت نیز سینه [[دانش‌ها]] را شکافته و گنج‌های‌ پنهان معرفت را از زمین دانش استخراج نموده است؛ لذاست که می‌بینیم [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} گنج‌های پنهان [[معارف]] و [[حقیقت]] [[احکام]] و [[حکم]] و لطایف را آنچنان استخراج کرده و به [[جامعه]] نمایانده است به‌گونه‌ای که تنها آنان که چشم حقیقت‌بین‌شان [[نابینا]] است و نیز کسانی که [[باطن]] و نهانخانه دلشان آکنده از [[امراض قلبی]] باشد از دیدن آن [[امتناع]] می‌ورزند. از اینجا است که درباره او گفته شده است: او شکافنده [[دانش]]، جمع‌کننده دانش، انتشاردهنده دانش، برافرازنده دانش بوده، قلبش [[پاک]] و [[علم]] و عملش [[مطهّر]]، جانش مبرّای از هر [[پلیدی]] و اخلاقش آکنده از [[شرافت]] بوده، همه اوقات زندگی‌اش با [[فرمانبرداری]] [[خدا]] [[آبادان]] گشته و در [[مقامات]] [[عارفان]] دارای رسومی تا بدان‌پایه است که زبان توصیف‌کنندگان از وصف آن عاجز گردیده است. وی در رابطه با سیروسلوک و معارف و [[شناخت]] کلماتی دارد که در این مختصر نمی‌گنجد. در شرافت و [[جلالت قدر]] این [[بزرگوار]] همین بس‌که [[ابن مدینی]] [[روایت]] کرده که [[جابر بن عبدالله انصاری]] در [[زمان]] [[کودکی امام]] محمّد باقر{{ع}} به نزد آن حضرت رفته و به آن حضرت عرض کرده است: [[پیامبر خدا]]{{صل}} بر تو [[سلام]] رسانده است. به جابر گفته شد: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ جابر گفت: من در نزد پیامبر خدا{{صل}} نشسته بودم، [[امام حسین]]{{ع}} نیز در دامن [[پیامبر]] نشسته و پیامبر با او [[بازی]] می‌کردند، آنگاه [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} به من فرمودند: ای جابر، از این حسین [[فرزندی]] متولّد خواهد شد که نام او علی است. پس هنگامی که [[روز قیامت]] برپا گردید، منادی از جانب [[حق]] ندا می‌کند که [[سید]] [[عابدان]] یا [[سرور]] [[عبادت‌کنندگان]] برخیزد و [[فرزند حسین]]، علی برخواهد خواست. سپس از آن فرزند، فرزندی متولّد خواهد شد که نام او محمّد است. پس ای جابر، اگر آن فرزند را دیدی سلام مرا به او برسان‌<ref>الصواعق المحرقه، ص۳۰۵.</ref>.
# [[محمد امین بغدادی سویدی]] گوید: از هیچ‌یک از [[فرزندان حسین]] کسی مانند [[ابو جعفر]] [[رضی]] [[الله]] عنه علم دین، [[سنّت]]، [[سیر]] و رشته‌های مختلف ادبی را به منصه ظهور نگذاشته است‌<ref>سبائک الذهب، ص۷۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۲۳.</ref>


== جلوه‌هایی از [[شخصیت]] [[حضرت امام باقر]]{{ع}} ‌==
== جنبه‌ها و ابعاد سیره امام ==
تمام صفت‌های پسندیده‌ای که برای [[امامت]] و [[رهبری]] [[امّت]] لازم است، همگی در شخصیت امام [[ابو جعفر]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} جمع گردیده بود. این پیشوای عظیم‌الشّأن به‌واسطه برخورداری از استعدادهای عظیم [[روحی]] و [[عقلی]]، فضائل نفسانی و [[اخلاقیات]] والا توانسته بود در میان همه بزرگان و مصلحان جامعه به برجستگی بی‌نظیری دست پیدا کند. این خصوصیات در کنار حسب و نسب [[شریف]] و روشن آن حضرت که به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ختم می‌شود تشکیل ساختاری شخصیتی دادند که [[امام باقر]]{{ع}} را در عالیترین درجه [[انسانیت]] قرار می‌دهد.
{{اصلی|سیره امام باقر}}
=== [[سبک زندگی امام باقر]] ===


پیامبر اکرم{{صل}} نسبت به امّت خود که [[امّت اسلام]] باشد بیشترین دل‌مشغولی و شدیدترین [[احتیاط]] را داشتند. پیامبر اکرم{{صل}} هیچ‌گاه [[راضی]] نبودند که [[امّت اسلامی]] در طبقات پایین قافله [[امّت‌ها]] و [[ملّت‌ها]] قرار بگیرد. بلکه آن حضرت بسیار علاقمند بودند که امّت اسلامی دارای [[عزّت]] و [[کرامت]] و [[بزرگواری]] بوده و چنان‌که [[قرآن شریف]] نیز تصریح فرموده است، این امّت بهترین امّتی باشد که برای [[مردم]] پدیدار گشته است. بنابراین پیامبر اکرم{{صل}} برای مسأله [[خلافت]] و امامت اهمیت بسیار زیادی قائل شده، بیشتر از هر مسأله و قضیه دیگری از مسائل [[دینی]] به مسأله خلافت و امامت پرداختند و [[مسلمانان]] را در رابطه با آن راهنمائی و [[ارشاد]] فرمودند.؛ چراکه امامت و رهبری مهمترین پایه و بنیان [[استوار]] برای [[پیشرفت]] هر امّتی در عرصه‌های [[فکر]]، [[اجتماع]] و [[سیاست]] می‌باشد. پیامبر اکرم{{صل}} برای تصدّی این امر مهمّ [[ائمّه]] [[طاهرین]] را که از [[اهل بیت]] خود آن حضرت و [[معصوم]] بودند، [[انتخاب]] کرد و این امر را به آنان اختصاص داد. همانان که هیچگاه و در هیچ شرایطی با انگیزه‌های [[مادّی]] عمل نکرده و همواره در همه [[رفتار]] و [[کردار]] خود [[اطاعت خداوند]] و [[مصالح]] امّت اسلام را بر هر انگیزه و [[هدف]] دیگری ترجیح می‌دادند.
=== سیره اخلاقی امام باقر ===
{{اصلی|سیره اخلاقی امام باقر}}
[[امام باقر]]{{ع}} عنایت زیادی به [[اصلاح]] [[اخلاق]] و [[تغییر]] اوضاع [[اجتماعی]] [[جامعه]] از طریق ایجاد [[قوانین]]، معیارها و ارزش‌های والای [[شریعت اسلام]] داشتند. [[هدف]] آن حضرت جمع کردن همه قوا برای اصلاح همه آنچه در عالم موجود است بوده، امّا این اصلاح را از [[نزدیکان]] خود آغاز نموده سپس به اقشار مختلف جامعه آن را سرایت داده، پس از آن‌رو به اصلاح مؤسسات [[حکومتی]] و [[پیروان]] [[حکومت]] پرداخته است. حضرت از همه فرصت‌هایی که برای اصلاح و تغییر و ساختن واقعیت جدیدی برای جامعه دست می‌داده است نهایت استفاده را می‌برده‌اند. از همین‌ روست که می‌بینیم روش‌های [[اصلاحی]] و تغییری آن حضرت در عرصه‌های [[اخلاقی]] و اجتماعی متعدّد و مختلفی بوده است. برخی از فعالیت‌های آن حضرت در این عرصه عبارت است از:
# '''[[دعوت]] به پیاده کردن [[سنّت]] [[شریف]] نبوی‌:''' امام باقر{{ع}} به انتشار [[احادیث شریف]] [[نبوی]] که با جنبه‌های اخلاقی و اجتماعی ارتباط داشتند [[همّت]] گماشت و در این راه کمر همّت بست تا اینکه چنین [[موازین]] و ارزش‌هایی بر فعالیت‌های [[رفتاری]] و [[روابط اجتماعی]] جامعه [[حاکم]] شود و در مسیر [[انسانیت]] مشعلی فراراه افراد جامعه در همه طبقات آن باشد که آنان را به سمت [[رشد]] و [[تکامل]] و [[پیشرفت]] برای رسیدن به مقامات عالیه‌ای که [[اولیا]] و [[صالحان]] به آن رسیده‌اند [[یاری]] نماید.
# '''[[دعوت]] به مکارم اخلاق‌:''' امام باقر{{ع}} دعوت خود را در جنبه [[اصلاح]] [[مکارم اخلاقی]] [[مردم]] گسترش و افزایش دادند تا بتوانند [[مکارم اخلاق]] را علامت مشخّصه رفتار مسلمانان در جامعه قرار دهند، آن حضرت همواره به مسأله افشای [[سلام]] یعنی با صدای بلند به یکدیگر [[سلام کردن]] که یکی از مظاهر [[روح]] [[محبّت]]، [[مودّت]]، [[برادری]] و صفا در [[روابط اجتماعی]] است تأکید داشتند تا جایی که فرمودند: همانا [[خداوند]] افشای [[سلام]] را [[دوست]] می‌دارد<ref>تحف العقول، ص۲۲۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص۱۸۸ ـ ۱۹۱.</ref>


[[امام]] محمّد باقر{{ع}} در [[اخلاق]]، [[منش]] و رفتار خود جامع تمام [[کمالات انسانی]] بوده است. آن حضرت پس از پدر بزرگوارش حضرت [[امام سجّاد]] [[امام زین العابدین]]{{ع}} حقیقتا شایستگی امامت کبرای [[امّت اسلام]] را داشت.
=== سیره عبادی امام باقر ===
 
{{اصلی|سیره عبادی امام باقر}}
همه آنچه را که کتابهای [[تاریخ]] درباره [[فضایل]] بی‌شمار آن حضرت ذکر کرده‌اند به مثابه قطره‌ای در برابر اقیانوس بی‌کران [[فضیلت]] و بزرگی آن امام همام است، اکنون ما نیز به اندکی از آنچه را که کتابهای تاریخ در رابطه با [[خلق]] و خو و [[رفتار]] و [[منش]] حمیده آن حضرت ذکر نموده‌اند اشاره‌ای گذرا می‌کنیم:
[[امام باقر]]{{ع}} در [[عبادت]] و [[فرمانبرداری]] [[خداوند متعال]] نهایت [[اخلاص]] را به‌کار می‌آورده است. از جلوه‌های عبادت آن حضرت می‌توان به این نکته‌ها اشاره نمود:
 
# '''[[خشوع]] هنگام [[نماز]]''': درباره آن حضرت گفته‌اند که چون به نماز می‌ایستاد از [[ترس]] خداوند رنگ رخسار مبارکش زرد می‌گردید<ref>ر.ک: تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۴.</ref>. و این مطلب هیچ تعجّبی ندارد؛ چراکه آن حضرت عظمت خداوند متعال را [[درک]] کرده بود.
=== [[صبر]] و بردباری ‌===
# '''نماز بسیار''': امام باقر{{ع}} بسیار به نماز می‌پرداختند. حتّی گفته شده است که آن حضرت در شبانه‌روز یکصد و پنجاه رکعت نماز می‌خواندند<ref>تذکرة الحفّاظ، ج۱، ص۱۲۵؛ تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۴؛ حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۸۲.</ref> و کارهای مربوط به [[مرجعیت]] [[امّت]] و مسائل [[علمی]] آن حضرت را از بسیاری نماز بازنمی‌داشت.
صبر و [[بردباری]] از بارزترین صفات حضرت [[امام]] [[ابو جعفر]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} است. همه تاریخ‌نویسان بر این نکته اتّفاق‌نظر دارند که آن حضرت هیچگاه در برابر کسانی که به آن حضرت [[ستم]] و تعدّی روا داشته بودند مقابله به‌مثل و برخورد [[سوء]] انجام نمی‌دادند. بلکه همیشه مقابله آن حضرت با [[احسان]] و نیکویی بوده است. آن حضرت همیشه در مقابل کسانی که به آن حضرت ستم روا می‌داشتند با گذشت و [[نیکی]] برخورد می‌کرده‌اند. تاریخ‌نویسان موارد بسیاری از صبر و بردباری عظیم آن امام همام ذکر کرده‌اند.
#'''دعای امام باقر{{ع}} در حال [[سجده]]''': مسلّم است که نزدیکترین حالت یک [[بنده]] به خداوند متعال حالت سجده است. از همین‌جاست که می‌بینیم امام باقر{{ع}} همواره در حال [[سجود]]، [[قلب]] و [[احساسات]] خود را به سوی خداوند متعال منعطف کرده و خداوند را با [[دل]] بریدن کامل از همه‌چیز و در طبق اخلاص نهادن دل و [[روح]]، به [[مناجات]] می‌نشسته است<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۴۲.</ref>.
 
از آن جمله است:
 
۱. مردی از [[اهل کتاب]] ([[مسیحی]] یا [[یهودی]]) به [[امام باقر]]{{ع}} حمله آورده، آن حضرت را مورد [[توهین]] قرار داده، با [[کلامی]] تلخ به آن حضرت گفت: {{عربی|أَنْتَ بَقَرٌ!}}؛ «تو بقر هستی!» (کلمه «بقر» که از نظر لفظی به کلمه «باقر» شبیه است به‌معنای گاو می‌باشد). امام{{ع}} با ملاطفت و چهره‌ای خندان با [[جوانمردی]] کامل رو به او کرده فرمود: «نه، من باقر هستم». [[مرد]] کتابی، [[حیا]] نکرده و باز به آن حضرت خطاب کرد و گفت: «تو فرزند [[زن]] آشپز هستی!»
 
امام{{ع}} با تبسّمی ملیح نه‌تنها از حرف او ناراحت نشده بلکه به او فرمودند: «این [[شغل]] و [[حرفه]] او بوده است».
امّا مرد کتابی باز دست از [[گمراهی]] و [[لجاجت]] برنداشته و آن حضرت را این‌گونه مورد خطاب قرار داد که: «تو فرزند زنی سیاه و زنگی و هرزه بوده‌ای!»
 
امام باقر{{ع}} از سخن او در [[غضب]] نشدند. بلکه با ملاطفت تمام به او پاسخ دادند: اگر تو راست می‌گویی [[خدا]] آن [[زن]] را ببخشد، و اگر تو [[دروغ]] می‌گویی خدا تو را ببخشد. [[مرد]] کتابی از اخلاق امام [[باقر]]{{ع}} مبهوت شد. وی با دیدن چنین [[اخلاقی]] که شبیه [[اخلاق]] [[پیامبران]] است شیفته و فریفته [[امام باقر]]{{ع}} گردید و در همان‌ مجلس [[اسلام]] خود را آشکار کرده و طریق [[حق]] را که طریق [[اهل بیت]] باشد در پیش گرفت‌<ref>مناقب آل أبى طالب، ج۳، ص۳۳۷؛ بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۸۹؛ الانوار البهیه، ص۱۴۲؛ مستدرک البحار، ج۲، ص۳۸۳.</ref>.
 
۲. از دیگر مظاهر باشکوه و شگفت‌انگیز [[صبر]] و [[بردباری]] امام باقر{{ع}} می‌توان به داستان زیر اشاره کرد: آورده‌اند که مردی شامی به مجلس درس [[امام]] [[محمّد]] باقر{{ع}} می‌آمد و به درس آن حضرت گوش فرامی‌داد. او بسیار شیفته مباحث [[علمی]] امام باقر{{ع}} گردیده بود. امّا روزی با تندی رو به امام باقر{{ع}} کرده، به آن حضرت گفت: محمّد! [[گمان]] نکنی که من از روی [[دوستی]] و [[محبّت]] به تو به مجلس درست حاضر می‌شوم. چنین نیست. بلکه من نسبت به کسی در روی [[زمین]] بیشتر از تو و اهل بیت تو [[کینه]] ندارم. و به این مطلب [[اعتقاد قلبی]] دارم که [[اطاعت]] و [[پیروی]] از [[فرامین خداوند]] و [[فرامین]] [[امیر المؤمنین]] که [[خلیفه]] [[مسلمانان]] است در [[بغض]] و [[ناپسند]] داشتن شما [[خاندان]] است. امّا از آنجا که می‌بینم مرد فصیحی هستی و الفاظ و کلمات تو از نظر ادبی زیباست به سوی تو می‌آیم!!.
 
امام باقر{{ع}} نگاهی از روی [[لطف]] و دلسوزی به او انداختند. از آن پس آن حضرت او را بیش از پیش غرق در [[احسان]] و نیکویی کردند تا حدّی که آن مرد متنبّه شده و راه [[حقّ]] و [[حقیقت]] بر او آشکار گردید. او از حالت کینه و [[دشمنی]] به دوستی و ولایت امام باقر{{ع}} منتقل گردید، تا آنجا که تا هنگام [[مرگ]] ملازم محضر امام باقر{{ع}} بود و در هنگام مرگ [[وصیت]] کرد تا امام باقر{{ع}} بر او [[نماز]] بگذارد<ref>بحار الانوار، ج۱۱، ص۶۶.</ref>. این سجایای اخلاقی بلند [[امام باقر]]{{ع}} جلوه‌هایی از خلق عظیم جدّ گرامی‌اش [[حضرت پیامبر]] اکرم{{صل}} بود که توانست با [[اخلاق]] والای خود میان قلب‌های [[مردم]] انس و [[الفت]] ایجاد نموده و به [[احساسات]] و [[عواطف]] مردم [[وحدت]] بخشیده و همگان را پس از سال‌ها [[فرقه‌گرایی]] و تحزّب و تشتّت و جدایی بر کلمه [[توحید]] جمع نماید<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۳۲.</ref>.
 
=== [[صبر]] امام باقر{{ع}} ‌===
صبر یکی از صفات ذاتی [[ائمّه]] [[پاکیزه]] از [[اهل بیت پیامبر]] اکرم{{صل}} بوده است. آنان بر تمام سختی‌های [[روزگار]] و مرارت‌های زمانه صبر کردند. آنان مصیبت‌هایی را به [[جان]] خریدند که [[کوه‌ها]] نیز از کشیدن بار آنها [[ناتوان]] بوده است. حضرت [[سید]] الشّهداء [[امام حسین]]{{ع}} بر روی [[خاک کربلا]] با موج‌هایی از [[محنت]] و [[رنج]] و [[مشقّت]] روبرو گردید که [[هوش]] از سر هر [[انسان]] زنده‌ای می‌رباید. در حالی‌که این [[کلام]] [[زیبا]] را در زیر لب ترنّم می‌فرمود که: خداوندا بر [[قضاء]] تو صبر می‌کنم؛ چراکه معبودی جز تو وجود ندارد. امام باقر{{ع}} نیز مانند پدران پاکش در راه تحمّل [[سختی]] و محنت و [[مصیبت]] راه صبر را پیشه کرده است. اکنون به نمونه‌هائی از این صبر عظیم توجّه می‌کنیم:


۱. یکی از سخت‌ترین [[مصائب]] و ناراحتی‌هایی که بر [[ائمّه اطهار]] خصوصا امام باقر{{ع}} وارد شده بود ربودن [[مقام خلافت]] بوده که [[حقّ]] مسلّم و [[قطعی]] [[اهل بیت]]{{عم}} بوده و دیگر اعلام [[سبّ]] و [[لعن]] پدران گرامی آن حضرت بر منبر پیامبر اکرم{{صل}} و گلدسته [[مساجد]] بود. امام باقر{{ع}} این اهانت‌ها را همواره می‌شنیدند. امّا در برابر آنها صبر پیشه کرده و امکان اینکه حتّی کلمه‌ای بر زبان جاری کنند نداشتند. آن حضرت راه صبر پیشه کرده و [[خشم]] خود را فرو می‌خوردند و امر این [[ستمگران]] را به خداوندی واگذار می‌کردند که در [[روز قیامت]] به حقّ در میان [[بندگان]] خود [[قضاوت]] خواهد کرد.
=== [[سیره خانوادگی امام باقر]] ===


۲. از دیگر مصیبت‌هایی که امام باقر{{ع}} با آن روبرو بوده و بر آن صبر می‌کردند، فشار شدیدی بود که به شیعیان اهل بیت{{عم}} وارد می‌گردید. مزدوران [[سلطنت]] [[اموی]] [[شیعیان]] را حتّی در زیر سنگ هم تعقیب و جست‌وجو می‌کرده و آنان را به دست جلّادان [[حکومت اموی]] می‌سپردند. در همین حال [[حضرت امام باقر]]{{ع}} [[قدرت]] هیچ‌گونه فعّالیت و حرکتی نداشت.؛ چراکه حکومت اموی بر آن حضرت مراقبت‌های شدیدی روا داشته، هرگونه خواسته‌ای که آن حضرت در ارتباط با شیعیان خود داشته است به کلّی ردّ می‌نموده است.
=== [[سیره تربیتی امام باقر]] ===


۳. تاریخ‌نویسان به‌عنوان نمونه‌ای از [[صبر]] و [[بردباری]] عظیم [[امام باقر]]{{ع}} این داستان را نقل کرده‌اند: آن حضرت روزی با [[اصحاب]] خود در جلسه درس نشسته بود. ناگهان از [[خانه]] آن حضرت صدای فریاد بلندی شنیده شد. یکی از [[غلامان]] امام باقر{{ع}} نزد آن حضرت آمد و مطلبی را خصوصی به آن حضرت عرض کرد. امام باقر{{ع}} در پاسخ او فرمودند: [[شکر]] [[خداوند]] را بر آنچه به ما داد. و هرآنچه از ما گرفت در [[حقیقت]] از آن خود او بود.
=== سیره اجتماعی امام باقر ===
{{اصلی|سیره اجتماعی امام باقر}}
امام باقر{{ع}} برای هر واحدی از واحدهای [[اجتماعی]] نظام و برنامه مخصوص به آن را وضع کرده و روابط آن با سایر واحدهای اجتماعی را بیان فرموده است که اوّلین پایه واحدهای اجتماعی [[خانواده]] و آخرین آن واحدها [[جامعه]] بزرگ است.
# '''[[خانواده]]:''' در میان واحدهای متعدّد اجتماعی، خانواده اوّلین و بنیانی‌ترین واحد و مؤسّسه‌ای است که پدید آمده است، این خانواده است که [[مسئولیت]] خطیر پشتیبانی کردن جامعه بزرگ را با ارائه افراد و عناصر صالح به عهده دارد و این مسأله نقطه آغازی است که ایجاد و [[تربیت]] نیروی انسانی سالم جامعه را در پی خواهد داشت. امام باقر{{ع}} برای تنظیم خانواده و سامان‌بخشی به آن، قواعدی اساسی وضع نموده‌اند. این قواعد از [[انتخاب همسر مناسب]] به‌عنوان [[شریک]] [[زندگی]] براساس تدین و حسن خلق، همچنین ریشه داشتن در خانواده‌ای صالح و ریشه‌دار آغاز می‌شود. آن حضرت همچنین برنامه‌ای برای [[حقوق]] افراد [[خانواده]] نسبت به یکدیگر و آنچه را که بر هریک از زوجین نسبت به دیگری [[واجب]] می‌شود و مراعات آنها از ناحیه [[زن]] و شوهر ضامن [[ثبات]] و برقراری [[آرامش]] در جوّ خانواده می‌گردد، وضع فرموده‌اند.
# '''[[خویشاوندان]]:''' [[خویشاوند]] به کسانی گفته می‌شود که با اعضای [[خانواده]] رابطه نسبی داشته باشند، مانند [[برادران]]، خواهران، عموها، دایی‌ها، اجداد و سایر افراد [[فامیل]] که از نظر نسب با این خانواده ارتباط دور یا نزدیک داشته باشند. [[امام باقر]]{{ع}} [[تشویق]] فراوانی بر ایجاد ارتباط با افراد فامیل و دیدوبازدید با آنان داشته و [[حقوقی]] که بر این روابط مترتّب می‌شود را بیان فرموده‌اند. آن حضرت بر این نکته نیز تأکید داشتند که [[خویشاوندان]] در [[احسان]] و [[نیکوکاری]]، شاد کردن و کمک در حلّ [[مشکلات]] بر سایر افراد تقدّم دارند.
# '''[[همسایگان]]:''' امام باقر{{ع}} همچنین بر [[رفتار]] و تعامل [[نیکو]] با [[همسایگان]] تأکید داشته، فرموده‌اند: در [[کتاب علی]]{{ع}} خوانده‌ام که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در میان [[مهاجر]] و [[انصار]] و کسانی که از [[اهل یثرب]] به آنها پیوسته بودند نوشت که: [[همسایه]] تا وقتی که دست به ضرر رساندن به همسایه‌اش نگشوده و در این راه [[مرتکب گناه]] نگردیده است، مانند خود [[انسان]] است و [[حرمت]] او بر همسایه مانند حرمت مادر انسان بر اوست‌<ref>وسائل الشّیعه، ج۱۲، ص۱۲۶.</ref>.
# '''[[افراد گروه صالح]]:''' [[سیستم اجتماعی]] درونی [[حاکم]] بر گروه [[صالحان]] سیستمی هماهنگ و مبتنی بر [[وحدت]] در [[موازین]]، [[ارزش‌ها]]، [[شریعت]]، [[قانون]]، و آداب و رسوم بوده است؛ چراکه همه افراد این گروه، راه و رسم [[زندگی]] را از یک سرچشمه که همان اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} باشند دریافت می‌نمودند، و این وحدت روش دریافت که موجب تفاهم و [[درک]] متقابل از [[افکار]] و [[عواطف]] و کارهای یکدیگر می‌شد، عامل پیوند آنان بوده است. [[نظام اجتماعی]] داخلی گروه صالحان براساس یک قاعده و قانون ثابت [[استوار]] بوده است و آن چیزی جز قول [[امام باقر]]{{ع}} نبوده است که فرمود: [[مؤمن]] نسبت به مؤمن مانند [[برادر]] تنی می‌باشد<ref>کافى، ج۲، ص۱۶۶.</ref>. امام باقر{{ع}} در این [[روایت]] رابطه میان افراد گروه [[صالح]] را مانند رابطه‌ای نسبی دانسته است که بر آن [[حقوقی]] چون [[وجوب]] تلاش در رفع [[حاجت]] [[مؤمنان]]، برطرف کردن گرفتاری آنان، [[خیرخواهی]] برای آنها، [[دعا]] برای توفیق‌شان و پوشاندن عیب‌های آنان مترتّب می‌شود<ref>کافى، ج۲، ص۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۵، ۲۰۷، ۲۰۸.</ref>.
# '''[[جامعه اسلامی]]:''' [[اسلام]] افق گسترده‌ای است که همه کسانی که شهادتین را بر زبان جاری کنند دربر می‌گیرد، عرصه‌ای گسترده که همه نیروها و امکانات را در خود جمع کرده و آنها را برای رسیدن به یک [[هدف]] در یک راه به‌کار می‌گیرد، به همین سبب است که محوریت اسلام و حدود عمل آن همه جامعه اسلامی را شامل می‌شود. [[امام باقر]]{{ع}} قاعده‌ای کلّی در [[رفتار]] افراد [[جامعه]] وضع نمود که همان عمق بخشیدن به مفهوم [[ولایت]] در میان مسلمانان است. از [[زراره]] روایت‌شده که گفت: من و حمران بر امام باقر{{ع}} داخل شدیم، من به آن حضرت عرض کردم: ما همه افراد جامعه را با این ملاک و معیار که [[معتقد]] به [[اعتقادات]] ما هستند یا نه، می‌سنجیم، پس هرکس از [[علوی]] یا غیرعلوی با ما بر سر این [[اعتقاد]] موافق بود، با او علقه ولایت می‌بندیم، و اگر اعتقادش مخالف با اعتقاد ما بود، چه علوی باشد یا غیرعلوی، از او [[بیزاری]] می‌جوییم. امام باقر{{ع}} به من فرمودند: ای زراره، [[کلام خداوند]] راست‌تر از [[کلام]] توست، پس کجا هستند آنانی که [[خداوند عزّ و جلّ]] درباره آنان فرموده است: (مگر آن مردان و [[زنان]] و کودکان فرودستی که چاره‌جویی نتوانند و راهی نیابند؟) کجا هستند آنانی که در [[قرآن]] تعبیر {{متن قرآن|مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ}}<ref>«و دیگرانی هستند که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.</ref> (کسانی که کارشان در [[قیامت]] متوقف به [[فرمان خدا]] است) درباره آنان آمده است؟ کجا هستند آنانی که به تعبیر [[خداوند]] در [[قرآن]] [[اعمال]] صالحی را با اعمال ناپسند درهم آمیخته‌اند؟ «[[اصحاب اعراف]]» کجا هستند؟ و همچنین جایگاه کسانی که به تعبیر خداوند در قرآن باید میان دل‌های آنان [[الفت]] برقرار شود در طرز [[تفکر]] تو کجا خواهد بود؟<ref>کافى، ج۲، ص۳۸۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۷]] ص۲۸۲ ـ ۲۹۵.</ref>


[[زنان]] را از [[گریه]] بازدار و او را [[تجهیز]] و [[کفن]] نمایید. از خداوند برای خود طلب [[آرامش]] کنید. به مادر طفل نیز بگویید که تو در این ماجرا هیچ گناهی نداری و به‌خاطر [[ترس]] و [[وحشت]] و [[درد]] و [[ناراحتی]] که از این واقعه بر تو وارد آمد تو را در [[راه خدا]] [[آزاد]] کردم. پس از این موضوع امام باقر{{ع}} به دنباله سخنان خود پرداخت.
=== سیره علمی امام باقر ===
{{اصلی|سیره علمی امام باقر}}
در گرداب حوادث و موضع‌گیری‌های متباین و متناقضی که در اثر تعدّد جریانات [[فکری]] و [[عقیدتی]] به‌وجود آمده و [[اندیشه]] بسیاری از [[مسلمانان]] را دچار [[اضطراب]] کرده، آنان را از [[درک]] [[اصول عقاید]] سالم دور نموده بود امام باقر{{ع}} نقش بزرگی در بیان [[اعتقادات]] سالم برای افراد گروه صالحی که خود پایه‌گذار آن بود ایفا نمود. تا آنان هم به نوبه خود بتوانند نقش خود را در [[اصلاح]] مفاهیم و [[افکار]] و انتشار عقیده [[اهل بیت]]{{عم}} در میان اقشار مختلف [[جامعه]] با سطوح فکری مختلف ایفا نمایند.


حاضران از هیبت آن حضرت [[جرأت]] سؤال کردن از چگونگی جریان را پیدا نکردند. سپس باردیگر آن [[غلام]] برگشت و به امام باقر{{ع}} عرض کرد که: ما کار تکفین او را به پایان رسانده‌ایم. در این هنگام امام باقر{{ع}} دستور فرمود تا به همراه آن حضرت برای [[نماز]] بر جنازه فرزند آن حضرت و [[دفن]] او به پاخیزند و به [[یاران]] خود خبر داد و به آنها فرمود: «این [[کودک]] از کنیزی که به او حامله بود سقط شد و از [[دنیا]] رفت»<ref>عیون الاخبار و فنون الآثار، ص۲۱۸.</ref>.
[[امام]]{{ع}} پایه‌های فکری [[توحید]] را برای همگان بیان نموده است. حضرت به‌عنوان وجه افتراق عقیده اهل بیت{{عم}} از [[عقاید]] دیگر، [[حقیقت توحید]] را برای همگان آشکار کرده است<ref>مختصر تاریخ دمشق، ج۲۳، ص۸۱.</ref>. همچنین در ضمن [[نهی]] از [[تفکر]] و بحث درباره ذات خداوندی و نظریات و مفاهیمی که در این زمینه ارائه می‌شود، حدود توصیف [[خداوند]] را مشخّص نموده است.


۴. همچنین [[روایت]] کرده‌اند که [[امام باقر]]{{ع}} پسری داشت که بسیار در نزد آن حضرت [[محبوب]] بود و آن حضرت وی را بسیار [[دوست]] می‌داشت. از [[قضا]] آن فرزند به [[بیماری]] [[مبتلا]] گردید و [[یاران امام باقر]]{{ع}} چون می‌دانستند که آن حضرت چه اندازه به این فرزند علاقه‌مند است، بر [[جان]] آن حضرت و سلامتی‌اش بیمناک گردیدند. امّا دیدند هنگامی که آن طفل از [[دنیا]] رفت [[امام]] آرام گرفته و [[صبر]] پیشه کردند، [[یاران]] به آن حضرت عرضه داشتند: ای [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} علاقه شما به این طفل و [[بی‌تابی]] شما در بیماری او به حدّی بود که ما بر [[سلامتی]] شما بیمناک شدیم. امّا اکنون که او از دنیا رفته است می‌بینیم که شما [[آرامش]] یافته و صبر پیشه نموده‌اید، امام باقر{{ع}} با دلی مالامال از آرامش، [[طمأنینه]] و رضایت به قضای الهی در پاسخ آنان فرمودند: «ما برای دست یافتن به آنچه می‌پسندیم خدا را می‌خوانیم، امّا اگر آنچه ما نمی‌پسندیم واقع گردید [[یقین]] می‌کنیم که این امر مورد پسند [[خداوند]] بوده؛ لذا با کاری که مورد پسند و [[رضایت خداوند]] است مخالفتی روا نمی‌داریم»<ref>تاریخ دمشق، ج۵۱، ص۵۲؛ عیون الاخبار، ص۵۷.</ref>.
آن حضرت پس از بیان اصل اساسی [[توحید]]، اصل اساسی دیگری از اصول عقاید اسلامی را که بعد از اصل توحید از مهمترین اصول به‌شمار می‌رود برای [[امّت]] بیان داشته‌اند که همان اصل [[ولایت]] و امامتی که از جانب خداوند برای امّت قرار داده شده است باشد؛ چراکه ولی و [[امام]] به [[نیابت]] از خداوند نقش [[حجّت]] بر [[مردمان]] را [[بازی]] می‌نماید.


امام باقر{{ع}} در برابر گزش حوادث سوزناک دنیا خود را با [[سلاح]] صبر و [[بردباری]] مسلّح کرده بود. آن حضرت با فجایع و مصیبت‌های زمانه با اراده‌ای پولادین و [[ایمانی]] [[راسخ]] روبه‌رو می‌گردید. امام باقر{{ع}} بدون هیچ‌گونه [[ناراحتی]] و دل‌زدگی، مصیبت‌های [[روزگار]] را تحمّل می‌نموده و در این راه جز دست‌یابی به [[اجر]] و [[پاداش]] در نزد [[خداوند متعال]] [[هدف]] و غرض دیگری نداشتند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۳۵.</ref>.
آن حضرت [[اتباع]] و [[پیروان]] خود را از تأثیر گرفتن از [[افکار]] و [[اعتقادات]] [[غالیان]] (کسانی که درباره [[اهل بیت]]{{عم}} [[غلو]] و [[زیاده‌روی]] می‌کنند) بسیار بر حذر می‌داشته است؛ چراکه این افکار و اعتقادات با [[روح]] [[اعتقاد]] [[توحیدی]] و روش [[عقیدتی]] اهل بیت{{عم}} مخالف بوده است<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۲۰۷.</ref>.


=== کرم و سخاوت امام باقر{{ع}} ‌===
=== [[سیره تبلیغی امام باقر]] ===
کرم و [[بخشندگی]] از آشکارترین [[فضایل]] و مکارمی بود که همه [[ائمّه]] از [[اهل بیت پیامبر]] اکرم{{صل}} بدان ممتاز بودند. آنان همواره دستانی گشاده داشته و سخاوت‌شان به [[فقرا]] و [[نیازمندان]] بسیار بی‌مانند بود. درباره فضل و [[کرامت]] و [[جود]] [[اهل بیت]]{{عم}} [[شاعر]] چنین گفته است: «اگر پیش از ایشان (اهل بیت پیامبر) رویه و [[سنّت]] [[بزرگواری]] و عزّتی یافت شود، هر آینه که با رتبه [[بزرگواری]] آنان فرسنگ‌ها فاصله خواهد داشت. اگر به سوی آنان بروی در میان خانه‌هایشان [[بخشندگی]] و کرمی، خواهی دید که باوجود آن هرگز محتاج درخواست و خواهش نخواهی بود [چون پیش از خواهش حاجتت را برآورده می‌کنند].


چرا که پرتوهای [[نور]] [[نبوّت]] و [[مکارم اخلاق]] در [[خرد]] و کلانشان زبانه می‌کشد<ref>الفصول المهمّه، ص۲۲۷. {{عربی|لو كان يوجد عرف مجد قبلهم *** لوجدته منهم على أميال /// إن جئتهم أبصرت بين بيوتهم *** كرما يقيك مواقف التسآل /// نور النبوة و المكارم فيهم *** متوقد في الشيب و الاطفال}}.</ref>.
=== سیره سیاسی امام باقر ===
{{اصلی|سیره سیاسی امام باقر}}
عصر امام باقر{{ع}} هم‌زمان با استمرار [[حکومت اموی]] در شاخه [[مروانی]] و فتوحات گسترده آنان بود. این دوره گرچه [[تجربه]] [[شکست]] چندین [[قیام]] بر ضد [[امویان]] را داشت، اما کسانی همچنان بر [[تفکر]] براندازی حکومت [[اموی]] اصرار داشتند و آن را در اولویت کاری قرار داده بودند.


[[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} فطرتاً [[دوستدار]] خیر، [[نیکوکاری]]، عطا و [[دهش]] به [[مردم]] و [[شاد کردن]] [[دل]] آنان بود.
امام{{ع}} در مدت امامت خود به [[تبیین معارف]]، [[احکام]] و [[تفسیر آیات]] پرداخت و در گفتاری به تحلیل رویکرد امویان به اهل بیت{{عم}} و [[پیروان]] آنان از آغاز عصر امامت تا [[زمان]] خود پرداخت.
#'''[[بزرگداشت]] نیازمندان‌''': از [[اخلاق]] والای آن حضرت این بوده است که آن حضرت [[فقرا]] و [[نیازمندان]] را بسیار [[احترام]] می‌نموده، [[شأن]] آنها را بالا می‌برده تا [[ذلّت]] احتیاج بر آنها [[غلبه]] نکند و اثری از آن در آنها دیده نگردد، [[تاریخ‌نویسان]] این‌گونه نگاشته‌اند که به [[خانواده]] و [[اهل بیت]] خود سفارش کرده بود، اگر [[سائل]] و [[نیازمندی]] به نزد آنها آمد، هنگامی که به او چیزی می‌دهند نگویند: ای سائل این را بگیر، بلکه به او بگویند: ای [[بنده خدا]] بگیر که مبارکت باشد<ref>عیون الاخبار، ج۳، ص۲۰۸.</ref>. آن حضرت همچنین فرموده‌اند: آنها را با بهترین نام‌هایشان صدا بزنید<ref>البیان و التبیین، ص۱۵۸.</ref>.
#'''[[آزاد]] کردن بندگان‌''': [[امام باقر]]{{ع}} بسیار به [[آزاد کردن بندگان]] و [[رهایی]] دادنشان از زنجیر [[بندگی]] علاقه وافری داشت. آن حضرت یک خانواده برده را که تعدادشان به یازده نفر می‌رسید یکجا آزاد فرمود<ref>به نقل از شرح شافیه ابى فراس، ج۲، ص۱۷۶.</ref>. همچنین آورده‌اند که آن حضرت شصت [[بنده]] داشت که در هنگام [[وفات]] یک سوّم از آنها را آزاد فرمود<ref>شرح شافیه ابى فراس، ج۲، ص۱۷۶.</ref>.
#'''[[نیکی]] به [[اصحاب]] و یاران‌''': امام باقر{{ع}} هیچ‌چیز را در [[دنیا]] بیشتر از نیکوکاری نسبت به برادران‌ [[ایمانی]] [[دوست]] نمی‌داشت. آن حضرت هیچگاه از [[نیکوکاری]] به [[دوستان]] و [[اصحاب]] خود خسته نمی‌شد و همواره درصدد [[نیکی]] به کسانی بود که به سمت آن حضرت آمده و به [[کرم]] آن حضرت [[امیدوار]] بودند. [[امام باقر]]{{ع}} به فرزند خود [[امام صادق]]{{ع}} این‌گونه [[وصیت]] کرد که پس از [[وفات]] او به اصحاب و یارانش مستمرّی بدهد تا آنان برای انتشار [[دانش]] و پخش آن در میان [[مردم]] [[فراغت]] بال داشته و [[غم]] روزی نداشته باشند<ref>حیاة الامام محمّد الباقر{{ع}}، ج۱، ص۱۲۴.</ref>.
#'''[[صدقه دادن]] آن حضرت به فقرای مدینه‌''': امام باقر{{ع}} به گدایان و [[فقیران]] یثرب بسیار نیکویی می‌کرد. هنگامی که [[صدقات]] آن حضرت را بر [[نیازمندان]] [[مدینه]] شماره کردند به هشت هزار دینار بالغ گردید<ref>شرح شافیه ابو فراس، ج۲، ص۱۷۶.</ref>. امام باقر{{ع}} هرروز [[جمعه]] یک دینار [[صدقه]] می‌داد و می‌فرمود: صدقه دادن در [[روز جمعه]] چند برابر صدقه دادن در روزهای دیگر [[ثواب]] دارد<ref>فى رحاب ائمّة اهل البیت{{عم}}، ج۴، ص۱۲.</ref>.


تاریخ‌نویسان ذکر کرده‌اند که امام باقر{{ع}} در میان [[اهل بیت]] از کم‌درآمدترین و پرهزینه‌ترین آنان بوده است‌<ref>فى رحاب ائمّة اهل البیت{{عم}}، ج۴، ص۱۲.</ref>. در عین‌حال آن حضرت آنچه که در دست داشته برای [[خوشی]] و راحتی [[فقرا]] و [[محرومان]] به آنها می‌بخشیده است. راویان موارد بسیاری از این [[جود]] و [[بخشش]] بی‌نظیر ذکر کرده‌اند که در اینجا نمونه‌هایی از آن را می‌بینیم:
[[امام باقر]]{{ع}} با توجه به فضای [[سیاسی]]، تأکید داشت قیامی صورت نگیرد و [[مردم]] در خانه‌های خود بمانند<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۰۷.</ref>، حتی برای فرار از دست [[حکومت ظالم]]، به [[مسافرت]] [[حج]] بروند<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ج۸، ص۱۱.</ref>. با این حال، به اقتضای شرائط با [[حاکمان جور]] مقابله می‌کرد و بیان می‌داشت که ما [[خاندان رسالت]] و شجره [[نور]] و [[مبارک]] هستیم<ref>ابن شهرآشوب، مناقب، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. امام{{ع}} نه تنها [[حکومت اموی]] را به رسمیت نشناخت که دیگران را حتی از کمک به [[دستگاه خلافت]] [[نهی]] کرد. چنان‌که وقتی مردم برای تبریک گویی نزد والی جدید [[مدینه]] می‌رفتند، امام فرمود: اینان با تبریک خود، دری از درهای جنهم را به روی خود می‌گشایند<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲؛ ج۵، ص۱۰۷.</ref>.
# [[سلیمان بن قرم]] [[روایت]] کند که: امام باقر{{ع}} گاه پانصد درهم، ششصد درهم تا هزار درهم به ما بخشش می‌نمود و هیچ‌گاه از نیکوکاری نسبت به‌ [[برادران]] و همچنین کسانی که به [[امید]] کرم و [[بزرگواری]] به نزد آن حضرت می‌آمدند خسته و دلگیر نمی‌گردید<ref>الارشاد، ص۲۹۹.</ref>.
# [[حسن بن کثیر]] گوید: به نزد [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} رفته و [[شکایت]] [[نیازمندی]] خود و عدم رسیدگی و کمک [[یاران]] و اصحاب را به آن حضرت گفتم، امام باقر{{ع}} از شنیدن این سخن متأثّر شده و فرمودند: بدترین برادران کسی است که در حال [[بی‌نیازی]] و [[دارایی]] دائم به تو سر بزند و با تو رابطه داشته باشد. امّا چون [[فقیر]] و نیازمند گردیدی با تو [[قطع رابطه]] کند. سپس به [[غلام]] خود امر کردند کیسه‌ای که در آن هفتصد درهم بود بیاورد و آن را به آن مرد داده فرمودند: این پول‌ها را به [[مصرف]] خود و خانواده‌ات برسان و چون تمام شد به من خبر بده‌<ref>صفة الصّفوه، ج۲، ص۶۳.</ref>.
# [[امام باقر]]{{ع}} همواره به کسانی که به مجلس درس ایشان رفت‌وآمد می‌نمودند [[بذل و بخشش]] داشته و به آنان از صد تا هزار درهم [[پول]] می‌دادند. آن حضرت [[مجالست]] و [[همنشینی]] با آنان را [[دوست]] می‌داشتند. از جمله آنان می‌توان به [[عمرو بن دینار]] و [[عبدالله بن عبید]] اشاره کرد. امام باقر{{ع}} پول و [[لباس]] را به [[خانه]] آنان می‌فرستاد و می‌فرمود: ما از اوّل سال اینها را برای شما آماده کرده بودیم‌<ref>عیون الاخبار و فنون الآثار، ج۳، ص۲۱۷؛ ارشاد، ص۲۲۹.</ref>.
# سلمی [[کنیز امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که: وقتی [[برادران دینی]] به نزد امام باقر{{ع}} می‌آمدند، آن حضرت پیش از آنکه به آنها از غذاهای گوارا بخوراند، لباس‌های خوب به آنها بپوشاند و به آنها درهم و دینار عطا کند نمی‌گذاشت تا از نزدش خارج شوند، سلمی امام باقر{{ع}} را از این کار [[نهی]] کرد. امام باقر{{ع}} به او فرمودند: ای سلمی، در [[دنیا]] بعد از [[شناخت خداوند]] و [[معرفت دینی]] جز برادران دینی به چه چیزی می‌توان [[امید]] داشت؟<ref>صفة الصّفوه، ج۲، ص۶۳.</ref> و آن حضرت همواره می‌فرمودند: دنیا را فقط نیکویی به [[برادران]]، کسب [[معارف]] و شناخت خداوند [[زیبا]] کرده است‌<ref>صفة الصّفوه، ج۲، ص۶۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۳۸.</ref>
 
===عبادت امام باقر{{ع}}‌===
{{اصلی|سیره عبادی امام باقر}}
[[امام]] [[ابو جعفر]] [[محمّد]] باقر{{ع}} از [[پیشوایان]] [[اهل تقوا]] در تاریخ اسلام بوده است. آن حضرت چنان [[خدا]] را شناخته بود که [[شناخت خداوند]] همه جوهره ذات آن حضرت را پر نموده و با [[قلبی]] پر از [[انابه]] به درگاه [[خداوند]] حاضر می‌شده است. [[امام باقر]]{{ع}} در [[عبادت]] و [[فرمانبرداری]] [[خداوند متعال]] نهایت [[اخلاص]] را به‌کار می‌آورده است. از جلوه‌های عبادت آن حضرت می‌توان به این نکته‌ها اشاره نمود:
# '''[[خشوع]] در هنگام [[نماز]]''': درباره آن حضرت گفته‌اند که چون به نماز می‌ایستاد از [[ترس]] خداوند رنگ رخسار مبارکش زرد می‌گردید<ref>ر.ک: تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۴.</ref>. و این مطلب هیچ تعجّبی ندارد.؛ چراکه آن حضرت عظمت خداوند متعال را [[درک]] کرده بود. خداوندی که [[جهان هستی]] را به‌وجود آورده و به آن [[حیات]] بخشیده بود. پس آن حضرت نیز همچون [[پرهیزگاران]] انابه‌کننده خدا را عبادت می‌نمود.
# '''نماز بسیار''': امام باقر{{ع}} بسیار به نماز می‌پرداختند. حتّی گفته شده است که آن حضرت در شبانه‌روز یکصد و پنجاه رکعت نماز می‌خواندند<ref>تذکرة الحفّاظ، ج۱، ص۱۲۵؛ تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۴؛ حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۸۲.</ref> و کارهای مربوط به [[مرجعیت]] [[امّت]] و مسائل [[علمی]] آن حضرت را از بسیاری نماز بازنمی‌داشت،؛ چراکه نماز به جهت ارتباط و رشته محکمی که بین [[نمازگزار]] و خداوند متعال ایجاد می‌نماید محبوبترین و عزیزترین کار [[جهان]] در نزد امام باقر{{ع}} بود.
#'''دعای امام باقر{{ع}} در حال [[سجده]]''': مسلّم است که نزدیکترین حالت یک [[بنده]] به خداوند متعال حالت سجده است. از همین‌جا است که می‌بینیم امام باقر{{ع}} همواره در حال [[سجود]]، [[قلب]] و [[احساسات]] خود را به سوی خداوند متعال منعطف کرده و خداوند را با [[دل]] بریدن کامل از همه‌چیز و در طبق اخلاص نهادن دل و [[روح]]، به [[مناجات]] می‌نشسته است. به همین جهت است که می‌بینیم در کتب [[ادعیه]]، دعاهای بسیاری برای حالت سجده از امام باقر{{ع}} نقل گردیده است. از آن جمله:
## [[اسحاق بن عمّار]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که آن حضرت فرمودند: من همیشه رختخواب پدرم را آماده می‌کردم و به [[انتظار]] آمدن آن حضرت می‌نشستم. هنگامی که آن حضرت به رختخواب می‌آمدند و به [[خواب]] می‌رفتند من برخاسته و به رختخواب خود می‌رفتم و می‌خوابیدم. در شبی از شبها آمدن آن حضرت به رختخواب به طول انجامید. من به جستجوی آن حضرت به [[مسجد]] رفتم. در آن وقت شب [[مردم]] به خواب رفته بودند و کسی در مسجد نبود. دیدم که آن حضرت در مسجد و در حال [[سجود]] است و کسی در مسجد غیر از آن حضرت نیست. من صدای ناله آن حضرت را شنیدم که در حال [[سجده]] می‌فرمود: {{متن حدیث|سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ، أَنْتَ رَبِّي حَقّاً حَقّاً، سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً؛ اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ، فَضَاعِفْهُ لِي؛ اللَّهُمَّ قِنِي عَذَابَكَ يَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَكَ، وَ تُبْ عَلَيَّ؛ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}؛ خداوندا تو [[پاک]] و منزّهی، خداوندا تو به [[حقیقت]] و باز هم به حقیقت [[پروردگار]] [[منی]]، خداوندا سجده من بر تو از روی تعبّد و [[بندگی]] است، خدای من، کارهایم در برابر ذات [[مقدّس]] تو [[ضعیف]] و کم است. تو کارهای مرا به [[لطف]] و کرمت زیاد کن... خداوندا مرا از [[عذاب]] [[روز قیامت]] همان روزی که بندگانت را در پیشگاه خود به پا می‌داری [[حفظ]] کن. خداوندا [[توبه]] مرا بپذیر؛ چراکه تو توبه‌پذیر مهربانی‌<ref>فروع کافى، ج۳، ص۳۲۲.</ref>.
## [[ابو عبیده حذاء]] روایت می‌کند که: از [[امام باقر]]{{ع}} در حال سجود شنیدم که می‌فرمود: {{متن حدیث|أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ{{صل}} إِلَّا بَدَّلْتَ سَيِّئَاتِي حَسَنَاتٍ وَ حَاسَبْتَنِي حِسَاباً يَسِيراً}}؛ خدایا تو را به [[حقّ]] حبیبت [[محمّد]]{{صل}} [[سوگند]] می‌دهم که [[گناهان]] مرا تبدیل به [[حسنات]] نمایی و در هنگام حساب بر من [[آسان‌گیری]]. سپس شنیدم که آن حضرت در دوّمین سجده خود فرمودند: {{متن حدیث|أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ{{صل}} إِلَّا كَفَيْتَنِي مَئُونَةَ الدُّنْيَا وَ كُلَّ هَوْلٍ دُونَ الْجَنَّةِ}}؛ خدایا تو را به [[حقّ]] حبیبت [[محمّد]]{{صل}} [[سوگند]] می‌دهم که مرا از طلب زاد و توشه دنیایم کفایت کنی و هر [[بلا]] و اندوهی که فرجامی جز [[بهشت]] داشته باشد. سپس آن حضرت برای سوّمین‌بار به [[سجده]] رفته و در [[سجود]] خود فرمودند: {{متن حدیث|أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ{{صل}} لَمَّا غَفَرْتَ لِيَ الْكَثِيرَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْقَلِيلَ وَ قَبِلْتَ مِنِّي عَمَلِيَ الْيَسِيرَ}}؛ خداوندا تو را به حقّ حبیبت محمّد{{صل}} سوگند می‌دهم که گناهانم را کم یا زیاد بیامرزی و عملم را اگرچه کم و ناچیز است از من بپذیری. سپس [[امام باقر]]{{ع}} برای چهارمین بار به سجده رفته و به محضر [[خداوند متعال]] عرضه داشتند که: {{متن حدیث|أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ{{صل}} لَمَّا أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ وَ جَعَلْتَنِي مِنْ سُكَّانِهَا وَ لَمَّا نَجَّيْتَنِي مِنْ سَفَعَاتِ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ}}؛ خداوندا تو را به حقّ حبیبت محمّد{{صل}} سوگند می‌دهم که مرا وارد بهشت گردانده و از ساکنان آن قرار دهی و به [[لطف]] و [[رحمت]] خود مرا از زبانه‌های داغ [[آتش]] [[جهنّم]] برهانی و [[خداوند]] بر محمّد و آلش [[درود]] فرستد<ref>فروع کافى، ج۳، ص۳۲۲.</ref>.


این [[دعاها]] شدّت رابطه امام باقر{{ع}} و [[انابه]] آن حضرت به درگاه [[حی]] متعال را نشان می‌دهد<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۴۲.</ref>.
امام باقر{{ع}} مردم را از مکاتبه با حاکمان نهی می‌کرد و می‌فرمود: آنچه به او می‌دهند، به همان اندازه دینش را از او می‌گیرند<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۰۶.</ref>. همچنین برخی را که برای [[مشورت]] آمده بودند، تا [[ریاست]] [[قبیله]] را بر عهده گیرند، به این دلیل نهی کرد که مجبور به پذیرش [[حاکمیت]] [[اموی]] می‌شدند. یکی از [[شیعیان]] در این خصوص از [[امام باقر]]{{ع}} نظر خواست و [[امام]]{{ع}} فرمود: اگر رئیس قبیله شـوی و [[حاکم]] [[خون]] [[مسلمانی]] را بریزد، تو در خون او [[شریک]] هستی و از دنیای آنان چیزی به تو نمی‌رسد<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۴۵۹.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۲۷ ـ ۲۳۱؛ [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص۱۷۲ ـ ۱۸۵.</ref>


===[[حجّ]] [[امام باقر]]{{ع}}‌===
=== سیره اقتصادی امام باقر ===
[[امام]] [[ابو جعفر]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} هنگامی که به حجّ [[خانه خدا]] مشرّف می‌شدند از همه علایق [[دنیوی]] به‌طور کامل بریده، به سمت [[خدا]] [[گرایش]] پیدا کرده و آثار [[خضوع]] و [[خشوع]] و [[بندگی خدا]] در چهره آن حضرت ظاهر می‌گردید. [[غلام]] آن حضرت، [[افلح]] می‌گوید: من با امام باقر{{ع}} به [[سفر]] حجّ رفتم. هنگامی که امام باقر{{ع}} قدم به درون [[مسجد الحرام]] نهادند، صدای آن حضرت به [[گریه]] بلند شد. به آن حضرت عرض کردم: پدر و مادرم فدای شما باد، [[مردم]] همه [[منتظر]] شما هستند. اگر کمی صدای خود را در حال گریه پایین بیاوری بهتر است. امام{{ع}} به این [[کلام]] من اعتنا نکرد و فرمودند: وای بر تو ای افلح، من صدای خود را به گریه بلند می‌کنم، باشد تا [[خداوند]] نظر رحمتی به من بیاندازد و من به‌وسیله این نظر [[رحمت]] در [[روز قیامت]] [[رستگار]] گردم.
{{اصلی|سیره اقتصادی امام باقر}}
از آنجا که [[امام باقر]]{{ع}} هیچگاه در رأس [[حکومت]] واقع نشد تا اینکه بتواند اوضاع [[اقتصادی]] [[جامعه]] را به صورت عملی و ریشه‌ای [[اصلاح]] نماید، به نشر مفاهیم [[اسلامی]] که با زندگانی اقتصادی سالم از نظر [[اسلام]] که در [[نظام اقتصادی اسلام]] نمود پیدا می‌کند اکتفا نمود. قواعد و قوانینی که مراعات آن [[انسان]] و جامعه را از [[انحرافات]] اقتصادی بازمی‌دارد. انحرافاتی که به‌سبب [[زیاده‌روی]] در اشباع [[شهوات]] [[انسانی]] که در توازن اقتصادی خلل ایجاد می‌کند به وجود می‌آید. امام باقر{{ع}} اهداف مشروعی که طلب مال برای آنها خوب است را توضیح داده‌اند. آن حضرت فرموده‌اند: «هرکس که با هدف بی‌نیاز شدن از [[مردم]]، [[توسعه]] زندگی برای [[خانواده]] و دستگیری از [[همسایگان]] [[رزق‌وروزی]] را در [[دنیا]] طلب نماید، در [[روز قیامت]] به‌گونه‌ای خداوند متعال را [[ملاقات]] می‌کند که صورتش مانند ماه تمام می‌درخشد»<ref>کافى، ج۵، ص۷۸.</ref>.


سپس امام باقر{{ع}} [[خانه کعبه]] را [[طواف]] نمودند و به پشت [[مقام ابراهیم]] آمده و [[نماز]] خواندند. هنگامی که امام باقر{{ع}} نماز را به پایان بردند دیدم که سجده‌گاه آن حضرت از [[اشک]] چشمانش خیس شده است‌<ref>صفة الصّفوه، ج۲، ص۶۳؛ نور الابصار، ص۱۳۰.</ref>.
امام باقر{{ع}} برای ایجاد توازن اقتصادی و بالا آوردن سطح زندگی عموم [[مردم]] همگان را به پرداخت [[حقوق]] [[واجب]] مالی فرا خوانده‌اند که: [[خداوند متعال]] زکات را با [[نماز]] همراه کرده است... پس کسی که نماز بخواند اما زکات مال خود را نپردازد گویا [[نماز]] را به‌پا نداشته است<ref>کافى، ج۳، ص۵۰۶.</ref>. آن حضرت همچنین از [[پیامبر خدا]]{{صل}} این [[روایت]] را نقل فرمودند که: هر [[مالی]] که [[زکات]] آن پرداخت نشود به [[لعنت خدا]] گرفتار آمده است‌<ref>وسائل الشّیعه، ج۹، ص۲۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۱۹۴.</ref>


در یکی از سفرهای حجّ [[حاجیان]] دور آن حضرت را گرفتند. آنان به دور امام باقر{{ع}} ازدحام کرده و درباره [[مناسک حج]] و دیگر مسائل [[دینی]] از آن حضرت سؤال می‌کردند. امام باقر{{ع}} نیز به همه آنها کاملا جواب می‌دادند. مردم از وسعت [[دانش]] امام باقر{{ع}} در شگفت شدند. در این میانه کسی سؤال کرد این شخص کیست؟ در این هنگام بود که یکی از [[اصحاب امام باقر]]{{ع}} به پا خواست و با صدای بلند گفت: [[آگاه]] باشید که این شکافنده دانش [[پیامبران]] و آشکارکننده راه‌ها است، این بهترین کسی است که از پشت سرنشینان [[کشتی نوح]] به‌جا مانده است، این [[فرزند فاطمه]] [[عذراء]] و زهرای ارجمند است، این باقی مانده خدا در روی [[زمین]] است، وی رازدار [[جهان آفرینش]] پسر [[محمّد]] و [[خدیجه]]، علی و [[فاطمه]] است. این برافراشته چراغ هدایت [[دین]] خداست‌<ref>مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۸۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۴۵.</ref>
امام باقر{{ع}} همواره بر کار و کسب روزی و بی‌نیاز کردن خود از [[مردم]] [[تشویق]] و ترغیب فراوانی نسبت به افراد [[جامعه]] داشته‌اند. آن حضرت همواره همگان را بر اعمالی چون [[تجارت]]، [[زراعت]]، صنعتگری و [[آموختن]] حرفه‌ها و صنعت‌ها تشویق و ترغیب می‌فرموده‌اند. خود آن حضرت نیز همواره به کار مشغول بوده و کار کردن و [[کسب درآمد]] را [[طاعت]] و [[بندگی خدا]] می‌دانسته‌اند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۲۶۹.</ref>.


=== مناجات امام باقر{{ع}} با خداوند متعال‌ ===
=== سیره فرهنگی امام باقر ===
[[امام باقر]]{{ع}} در [[دل]] تاریک و ظلمانی شب با خدای خود [[نجوا]] می‌کرد. آن حضرت در [[مناجات]] خود چنین می‌فرمود: خدای من، مرا دستور دادی و من [[فرمان]] تو را [[اجابت]] نکردم، و مرا از انجام دادن بعضی کارها [[نهی]] کردی، امّا من آن کارها را انجام دادم. حال، این [[بنده]] توست که در برابرت ایستاده است‌<ref>حلیة الاولیا، ج۳، ص۱۸۶؛ ترجمة محمّد بن على الباقر{{ع}}، شماره ۲۳۵؛ صفة الصّفوه، ج۲، ص۶۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۴۷.</ref>
{{اصلی|سیره فرهنگی امام باقر}}
فضای [[سیاسی]] در عصر [[امویان]] سبب [[تغییر]] فضای علمی ـ فرهنگی [[جامعه]] شد. عالمانی مانند ابن شهاب زُهری به دربار وابسته شدند و به نشر [[احادیث جعلی]] پرداختند. در نتیجه [[فرهنگ]] [[جامعه اسلامی]] از [[آموزه‌های وحیانی]] و [[دینی]] دور شد و با تقویت و [[تأیید]] فرقه‌های ساخته‌شده، پایه‌های [[قدرت]] امویان استحکام یافت. در چنین فضایی، جریان منع نقل حدیث هم وجود داشت، گروه‌های [[خوارج]]، [[مرجئه]] و [[معتزله]] ظهور و بروز یافتند و نشر [[اسرائیلیات]] فراوان شد. [[غالیان]] نیز از درون [[شیعه]] به تخریب پرداختند تا جایی که [[شیعیان]] چندان با [[مناسک حج]] و [[احکام]] [[حلال و حرام]] [[الهی]] آشنا نبودند.


=== یاد خداوند متعال ‌===
[[امام باقر]]{{ع}} در چنین فضایی بود، [[مبارزه]] علمی و فرهنگی را به اقدامات سیاسی ترجیح داد و به تبیین مسائل دینی و مذهبی پرداخت تا دست‌کم شیعه را به [[احکام الهی]] آشنا کند<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۰.</ref>. [[امام]]{{ع}} [[ثابت]] کرد که در برخی شرایط، قلم از [[سلاح]] مؤثرتر و تحول‌آفرین‌تر است<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۳۵.</ref>.
امام باقر{{ع}} همیشه در حال ذکر و یاد [[خداوند متعال]] بوده‌اند. زبان آن حضرت در اکثر اوقات در حال ذکر و [[تسبیح]] و [[تقدیس]] خداوند متعال بوده در هنگام راه رفتن نیز ذکر می‌گفت، آن حضرت حتّی در هنگامی که با [[مردم]] سخن می‌گفت نیز از [[یاد خدا]] [[غافل]] نمی‌گردید. امام باقر{{ع}} [[فرزندان]] خود را جمع می‌کرد و آنان را وامی‌داشت که تا هنگام طلوع [[خورشید]] به ذکر و یاد خداوند متعال مشغول شوند. آن حضرت همچنین فرزندان و [[اهل بیت]] خود را به [[خواندن قرآن]] امر می‌فرمود و آن دسته از بچّه‌ها را که [[قدرت]] بر خواندن قرآن نداشتند به [[ذکر خداوند]] فرمان می‌داد<ref>فى رحاب ائمّة اهل البیت{{عم}}، ج۴، ص۶.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۴۷.</ref>


=== [[زهد]] و [[پارسایی]] در [[زندگی دنیا]] ===
امام{{ع}} برای تحول فکری در جامعه اقدماتی را به شرح ذیل در دستور کار قرار داد.
امام باقر{{ع}} در برابر همه زرق‌وبرق و شکوه و جلال ظاهری زندگی دنیا زهد و پارسایی پیشه کرده و از زروزیور و [[زینت]] [[دنیا]] رویگردان بود. آن‌ حضرت هرگز در [[خانه]] خود اثاثیه تجمّلاتی قرار نداد. بلکه همواره فرش مجلس آن حضرت [[حصیر]] بود<ref>دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۵۸.</ref>.
# '''[[تبیین معارف]] و [[احکام]]:''' [[امام باقر]]{{ع}} [[اسلام]] را بر پنج رکن [[نماز]]، [[زکات]]، [[حج]]، [[روزه]] و ولایت [[استوار]] دانست و ولایت را کلید قبولی دیگر ارکان شمرد<ref>برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۸۷؛ کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۸.</ref> و [[امام]] را [[حجت خداوند]] و [[هدایتگر]] [[مردم]] اعلام کرد<ref>کلینی، المحاسن، ج۱، ص۱۷۹.</ref> که بدون آن، [[احکام دین]] دچار افزایش و کاهش می‌شود<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۳۶.</ref>.
# '''زمینه‌سازی برای تدوین فقه جعفری:''' [[امام باقر]]{{ع}} با روایات فقهی بسیاری در گستره همه ابواب فقهی، زمینه‌ساز تدوین فقه جعفری و دستیابی به [[قواعد فقهی]] شد. به گونه‌ای که برخی ۴۸ قاعده فقهی از آنها استخراج کرده‌اند<ref>محمدحسین علی الصغیر، الامام محمد الباقر{{ع}} مجدد الحضارة الاسلامیه، ص۲۵۰ - ۲۵۳.</ref>. امام{{ع}} در مواردی نیز به تصحیح برخی آرای [[انحرافی]] در [[فقه]] پرداخت<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۳۷.</ref>.
# '''اصلاح در عرصه [[فکر]] و عقیده:''' از بحران‌های [[سختی]] که ماحصل روش [[حاکمان]] سابق بود [[بحران]] درهم آمیختگی مفاهیم، [[تقلید کورکورانه]] و سطحی‌نگری در عرصه فکر و [[اندیشه]] بود تا آنجا که در اثر فراوانی جریان‌های مخرّب و فعالیت آنها در رابطه با [[تحریف]] مفاهیم ناب [[اسلامی]] و دیگرگونه جلوه دادن [[حقایق]]، [[حقیقت]] اندیشه و مبانی نظری [[اسلام]] در نزد بسیاری از [[مسلمانان]] آشکار نبود. اینجا بود که امام باقر{{ع}} [[وظیفه]] وادار کردن مسلمانان به اصلاح اندیشه‌های خود برای تشخیص [[عقاید]] اصیل و درست از عقاید [[دروغین]] و ساختگی را به عهده گرفتند.  
# '''تأسیس دانشگاه نمونه فقه‌:''' [[حضرت امام باقر]]{{ع}} و فرزند بزرگوارشان [[حضرت امام صادق]]{{عم}} تلاش بسیاری در راه نشر [[فقه اسلامی]] انجام دادند. در زمانه‌ای که [[جامعه اسلامی]] در رویدادها و اضطراب‌های [[سیاسی]] غرق‌شده و [[حکومت‌ها]] نیز هیچ اهمیتی به مسائل [[دینی]] نداده وخامت اوضاع تا بدان پایه رسید که [[امّت اسلام]] از مسائل [[دین]] خود حتی اندکی هم نمی‌دانستند، این دو [[بزرگوار]] به فعالیتی مثبت در جهت انتشار [[فقه]] [[اسلام]] در میان [[جامعه]] داشتند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۱۶۷.</ref>.


دیدگاه امام باقر{{ع}} نسبت به زندگی دنیا دیدگاهی عمیق و از روی [[بصیرت]] بود. آن حضرت به تمام جنبه‌های [[زندگی دنیوی]] با [[روشن‌بینی]] کامل نگاه می‌کرد و از همین جهت بود که از همه لذّت‌های [[دنیوی]] پارسایی پیشه کرده و دل [[خاشع]] خود را به سوی [[خداوند متعال]] متوجّه ساخته بود.
=== [[سیره مدیریتی امام باقر]] ===


از [[جابر بن یزید جعفی]] [[روایت]] شده است که گفت: [[امام]] [[محمّد]] [[باقر]]{{ع}} روزی به من فرمودند: «ای جابر، من بسیار [[اندوهگین]] و نگران هستم». جابر رو به آن حضرت کرده عرضه داشت: نگرانی و [[اندوه]] شما از چه سبب ایجاد شده است؟
=== [[سیره نظامی امام باقر]] ===


[[امام باقر]]{{ع}} در پاسخ جابر این‌گونه فرمودند: ای جابر، هرکس که دلش در چشمه زلال [[دین]] [[خداوند عزّ و جلّ]] وارد شده باشد، ورود در این چشمه جوشان او را از آنچه غیر اوست مشغول می‌کند. ای جابر، [[دنیا]] چیست و چه ارزشی دارد و نهایت آن به کجا خواهد رسید؟ آیا جز این است که نهایت دنیا و رسیدن آن مرکبی است که بر آن سوار شوی و یا لباسی که بپوشی و یا زنی که به دست آوری؟!<ref>البدایه و النّهایه، ج۹، ص۳۱۰؛ حیاة الامام محمّد الباقر، ج۱، ص۱۱۵- ۱۳۴ با اندکى تصرّف.</ref>.
=== [[سیره قضایی امام باقر]] ===


درباره موضوع ترغیب [[مردم]] به [[زهد]] و [[پارسایی]] در دنیا و رو آوردن به خداوند متعال و بر حذر بودن از فریفتگی به زرق و برق دنیا و مرتکب شدن [[گناه]] در آن، کلمات درربار فراوانی از امام باقر{{ع}} نقل گردیده است<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۴۷.</ref>.
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[سبک زندگی امام باقر]]
* [[سیره اخلاقی امام باقر]]
* [[سیره عبادی امام باقر]]
* [[سیره خانوادگی امام باقر]]
* [[سیره تربیتی امام باقر]]
* [[سیره اجتماعی امام باقر]]
* [[سیره علمی امام باقر]]
* [[سیره تبلیغی امام باقر]]
* [[سیره سیاسی امام باقر]]
* [[سیره اقتصادی امام باقر]]
* [[سیره فرهنگی امام باقر]]
* [[سیره مدیریتی امام باقر]]
* [[سیره نظامی امام باقر]]
* [[سیره قضایی امام باقر]]
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:151921.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۷''']]
# [[پرونده:151921.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۷''']]
# [[پرونده:IM010522.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|'''تاریخ اسلام بخش اول ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۴۸

مناقب و فضائل امام

جنبه‌ها و ابعاد سیره امام

سبک زندگی امام باقر

سیره اخلاقی امام باقر

امام باقر(ع) عنایت زیادی به اصلاح اخلاق و تغییر اوضاع اجتماعی جامعه از طریق ایجاد قوانین، معیارها و ارزش‌های والای شریعت اسلام داشتند. هدف آن حضرت جمع کردن همه قوا برای اصلاح همه آنچه در عالم موجود است بوده، امّا این اصلاح را از نزدیکان خود آغاز نموده سپس به اقشار مختلف جامعه آن را سرایت داده، پس از آن‌رو به اصلاح مؤسسات حکومتی و پیروان حکومت پرداخته است. حضرت از همه فرصت‌هایی که برای اصلاح و تغییر و ساختن واقعیت جدیدی برای جامعه دست می‌داده است نهایت استفاده را می‌برده‌اند. از همین‌ روست که می‌بینیم روش‌های اصلاحی و تغییری آن حضرت در عرصه‌های اخلاقی و اجتماعی متعدّد و مختلفی بوده است. برخی از فعالیت‌های آن حضرت در این عرصه عبارت است از:

  1. دعوت به پیاده کردن سنّت شریف نبوی‌: امام باقر(ع) به انتشار احادیث شریف نبوی که با جنبه‌های اخلاقی و اجتماعی ارتباط داشتند همّت گماشت و در این راه کمر همّت بست تا اینکه چنین موازین و ارزش‌هایی بر فعالیت‌های رفتاری و روابط اجتماعی جامعه حاکم شود و در مسیر انسانیت مشعلی فراراه افراد جامعه در همه طبقات آن باشد که آنان را به سمت رشد و تکامل و پیشرفت برای رسیدن به مقامات عالیه‌ای که اولیا و صالحان به آن رسیده‌اند یاری نماید.
  2. دعوت به مکارم اخلاق‌: امام باقر(ع) دعوت خود را در جنبه اصلاح مکارم اخلاقی مردم گسترش و افزایش دادند تا بتوانند مکارم اخلاق را علامت مشخّصه رفتار مسلمانان در جامعه قرار دهند، آن حضرت همواره به مسأله افشای سلام یعنی با صدای بلند به یکدیگر سلام کردن که یکی از مظاهر روح محبّت، مودّت، برادری و صفا در روابط اجتماعی است تأکید داشتند تا جایی که فرمودند: همانا خداوند افشای سلام را دوست می‌دارد[۱].[۲]

سیره عبادی امام باقر

امام باقر(ع) در عبادت و فرمانبرداری خداوند متعال نهایت اخلاص را به‌کار می‌آورده است. از جلوه‌های عبادت آن حضرت می‌توان به این نکته‌ها اشاره نمود:

  1. خشوع هنگام نماز: درباره آن حضرت گفته‌اند که چون به نماز می‌ایستاد از ترس خداوند رنگ رخسار مبارکش زرد می‌گردید[۳]. و این مطلب هیچ تعجّبی ندارد؛ چراکه آن حضرت عظمت خداوند متعال را درک کرده بود.
  2. نماز بسیار: امام باقر(ع) بسیار به نماز می‌پرداختند. حتّی گفته شده است که آن حضرت در شبانه‌روز یکصد و پنجاه رکعت نماز می‌خواندند[۴] و کارهای مربوط به مرجعیت امّت و مسائل علمی آن حضرت را از بسیاری نماز بازنمی‌داشت.
  3. دعای امام باقر(ع) در حال سجده: مسلّم است که نزدیکترین حالت یک بنده به خداوند متعال حالت سجده است. از همین‌جاست که می‌بینیم امام باقر(ع) همواره در حال سجود، قلب و احساسات خود را به سوی خداوند متعال منعطف کرده و خداوند را با دل بریدن کامل از همه‌چیز و در طبق اخلاص نهادن دل و روح، به مناجات می‌نشسته است[۵].

سیره خانوادگی امام باقر

سیره تربیتی امام باقر

سیره اجتماعی امام باقر

امام باقر(ع) برای هر واحدی از واحدهای اجتماعی نظام و برنامه مخصوص به آن را وضع کرده و روابط آن با سایر واحدهای اجتماعی را بیان فرموده است که اوّلین پایه واحدهای اجتماعی خانواده و آخرین آن واحدها جامعه بزرگ است.

  1. خانواده: در میان واحدهای متعدّد اجتماعی، خانواده اوّلین و بنیانی‌ترین واحد و مؤسّسه‌ای است که پدید آمده است، این خانواده است که مسئولیت خطیر پشتیبانی کردن جامعه بزرگ را با ارائه افراد و عناصر صالح به عهده دارد و این مسأله نقطه آغازی است که ایجاد و تربیت نیروی انسانی سالم جامعه را در پی خواهد داشت. امام باقر(ع) برای تنظیم خانواده و سامان‌بخشی به آن، قواعدی اساسی وضع نموده‌اند. این قواعد از انتخاب همسر مناسب به‌عنوان شریک زندگی براساس تدین و حسن خلق، همچنین ریشه داشتن در خانواده‌ای صالح و ریشه‌دار آغاز می‌شود. آن حضرت همچنین برنامه‌ای برای حقوق افراد خانواده نسبت به یکدیگر و آنچه را که بر هریک از زوجین نسبت به دیگری واجب می‌شود و مراعات آنها از ناحیه زن و شوهر ضامن ثبات و برقراری آرامش در جوّ خانواده می‌گردد، وضع فرموده‌اند.
  2. خویشاوندان: خویشاوند به کسانی گفته می‌شود که با اعضای خانواده رابطه نسبی داشته باشند، مانند برادران، خواهران، عموها، دایی‌ها، اجداد و سایر افراد فامیل که از نظر نسب با این خانواده ارتباط دور یا نزدیک داشته باشند. امام باقر(ع) تشویق فراوانی بر ایجاد ارتباط با افراد فامیل و دیدوبازدید با آنان داشته و حقوقی که بر این روابط مترتّب می‌شود را بیان فرموده‌اند. آن حضرت بر این نکته نیز تأکید داشتند که خویشاوندان در احسان و نیکوکاری، شاد کردن و کمک در حلّ مشکلات بر سایر افراد تقدّم دارند.
  3. همسایگان: امام باقر(ع) همچنین بر رفتار و تعامل نیکو با همسایگان تأکید داشته، فرموده‌اند: در کتاب علی(ع) خوانده‌ام که پیامبر اکرم(ص) در میان مهاجر و انصار و کسانی که از اهل یثرب به آنها پیوسته بودند نوشت که: همسایه تا وقتی که دست به ضرر رساندن به همسایه‌اش نگشوده و در این راه مرتکب گناه نگردیده است، مانند خود انسان است و حرمت او بر همسایه مانند حرمت مادر انسان بر اوست‌[۶].
  4. افراد گروه صالح: سیستم اجتماعی درونی حاکم بر گروه صالحان سیستمی هماهنگ و مبتنی بر وحدت در موازین، ارزش‌ها، شریعت، قانون، و آداب و رسوم بوده است؛ چراکه همه افراد این گروه، راه و رسم زندگی را از یک سرچشمه که همان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) باشند دریافت می‌نمودند، و این وحدت روش دریافت که موجب تفاهم و درک متقابل از افکار و عواطف و کارهای یکدیگر می‌شد، عامل پیوند آنان بوده است. نظام اجتماعی داخلی گروه صالحان براساس یک قاعده و قانون ثابت استوار بوده است و آن چیزی جز قول امام باقر(ع) نبوده است که فرمود: مؤمن نسبت به مؤمن مانند برادر تنی می‌باشد[۷]. امام باقر(ع) در این روایت رابطه میان افراد گروه صالح را مانند رابطه‌ای نسبی دانسته است که بر آن حقوقی چون وجوب تلاش در رفع حاجت مؤمنان، برطرف کردن گرفتاری آنان، خیرخواهی برای آنها، دعا برای توفیق‌شان و پوشاندن عیب‌های آنان مترتّب می‌شود[۸].
  5. جامعه اسلامی: اسلام افق گسترده‌ای است که همه کسانی که شهادتین را بر زبان جاری کنند دربر می‌گیرد، عرصه‌ای گسترده که همه نیروها و امکانات را در خود جمع کرده و آنها را برای رسیدن به یک هدف در یک راه به‌کار می‌گیرد، به همین سبب است که محوریت اسلام و حدود عمل آن همه جامعه اسلامی را شامل می‌شود. امام باقر(ع) قاعده‌ای کلّی در رفتار افراد جامعه وضع نمود که همان عمق بخشیدن به مفهوم ولایت در میان مسلمانان است. از زراره روایت‌شده که گفت: من و حمران بر امام باقر(ع) داخل شدیم، من به آن حضرت عرض کردم: ما همه افراد جامعه را با این ملاک و معیار که معتقد به اعتقادات ما هستند یا نه، می‌سنجیم، پس هرکس از علوی یا غیرعلوی با ما بر سر این اعتقاد موافق بود، با او علقه ولایت می‌بندیم، و اگر اعتقادش مخالف با اعتقاد ما بود، چه علوی باشد یا غیرعلوی، از او بیزاری می‌جوییم. امام باقر(ع) به من فرمودند: ای زراره، کلام خداوند راست‌تر از کلام توست، پس کجا هستند آنانی که خداوند عزّ و جلّ درباره آنان فرموده است: (مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره‌جویی نتوانند و راهی نیابند؟) کجا هستند آنانی که در قرآن تعبیر ﴿مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ[۹] (کسانی که کارشان در قیامت متوقف به فرمان خدا است) درباره آنان آمده است؟ کجا هستند آنانی که به تعبیر خداوند در قرآن اعمال صالحی را با اعمال ناپسند درهم آمیخته‌اند؟ «اصحاب اعراف» کجا هستند؟ و همچنین جایگاه کسانی که به تعبیر خداوند در قرآن باید میان دل‌های آنان الفت برقرار شود در طرز تفکر تو کجا خواهد بود؟[۱۰].[۱۱]

سیره علمی امام باقر

در گرداب حوادث و موضع‌گیری‌های متباین و متناقضی که در اثر تعدّد جریانات فکری و عقیدتی به‌وجود آمده و اندیشه بسیاری از مسلمانان را دچار اضطراب کرده، آنان را از درک اصول عقاید سالم دور نموده بود امام باقر(ع) نقش بزرگی در بیان اعتقادات سالم برای افراد گروه صالحی که خود پایه‌گذار آن بود ایفا نمود. تا آنان هم به نوبه خود بتوانند نقش خود را در اصلاح مفاهیم و افکار و انتشار عقیده اهل بیت(ع) در میان اقشار مختلف جامعه با سطوح فکری مختلف ایفا نمایند.

امام(ع) پایه‌های فکری توحید را برای همگان بیان نموده است. حضرت به‌عنوان وجه افتراق عقیده اهل بیت(ع) از عقاید دیگر، حقیقت توحید را برای همگان آشکار کرده است[۱۲]. همچنین در ضمن نهی از تفکر و بحث درباره ذات خداوندی و نظریات و مفاهیمی که در این زمینه ارائه می‌شود، حدود توصیف خداوند را مشخّص نموده است.

آن حضرت پس از بیان اصل اساسی توحید، اصل اساسی دیگری از اصول عقاید اسلامی را که بعد از اصل توحید از مهمترین اصول به‌شمار می‌رود برای امّت بیان داشته‌اند که همان اصل ولایت و امامتی که از جانب خداوند برای امّت قرار داده شده است باشد؛ چراکه ولی و امام به نیابت از خداوند نقش حجّت بر مردمان را بازی می‌نماید.

آن حضرت اتباع و پیروان خود را از تأثیر گرفتن از افکار و اعتقادات غالیان (کسانی که درباره اهل بیت(ع) غلو و زیاده‌روی می‌کنند) بسیار بر حذر می‌داشته است؛ چراکه این افکار و اعتقادات با روح اعتقاد توحیدی و روش عقیدتی اهل بیت(ع) مخالف بوده است[۱۳].

سیره تبلیغی امام باقر

سیره سیاسی امام باقر

عصر امام باقر(ع) هم‌زمان با استمرار حکومت اموی در شاخه مروانی و فتوحات گسترده آنان بود. این دوره گرچه تجربه شکست چندین قیام بر ضد امویان را داشت، اما کسانی همچنان بر تفکر براندازی حکومت اموی اصرار داشتند و آن را در اولویت کاری قرار داده بودند.

امام(ع) در مدت امامت خود به تبیین معارف، احکام و تفسیر آیات پرداخت و در گفتاری به تحلیل رویکرد امویان به اهل بیت(ع) و پیروان آنان از آغاز عصر امامت تا زمان خود پرداخت.

امام باقر(ع) با توجه به فضای سیاسی، تأکید داشت قیامی صورت نگیرد و مردم در خانه‌های خود بمانند[۱۴]، حتی برای فرار از دست حکومت ظالم، به مسافرت حج بروند[۱۵]. با این حال، به اقتضای شرائط با حاکمان جور مقابله می‌کرد و بیان می‌داشت که ما خاندان رسالت و شجره نور و مبارک هستیم[۱۶]. امام(ع) نه تنها حکومت اموی را به رسمیت نشناخت که دیگران را حتی از کمک به دستگاه خلافت نهی کرد. چنان‌که وقتی مردم برای تبریک گویی نزد والی جدید مدینه می‌رفتند، امام فرمود: اینان با تبریک خود، دری از درهای جنهم را به روی خود می‌گشایند[۱۷].

امام باقر(ع) مردم را از مکاتبه با حاکمان نهی می‌کرد و می‌فرمود: آنچه به او می‌دهند، به همان اندازه دینش را از او می‌گیرند[۱۸]. همچنین برخی را که برای مشورت آمده بودند، تا ریاست قبیله را بر عهده گیرند، به این دلیل نهی کرد که مجبور به پذیرش حاکمیت اموی می‌شدند. یکی از شیعیان در این خصوص از امام باقر(ع) نظر خواست و امام(ع) فرمود: اگر رئیس قبیله شـوی و حاکم خون مسلمانی را بریزد، تو در خون او شریک هستی و از دنیای آنان چیزی به تو نمی‌رسد[۱۹].[۲۰]

سیره اقتصادی امام باقر

از آنجا که امام باقر(ع) هیچگاه در رأس حکومت واقع نشد تا اینکه بتواند اوضاع اقتصادی جامعه را به صورت عملی و ریشه‌ای اصلاح نماید، به نشر مفاهیم اسلامی که با زندگانی اقتصادی سالم از نظر اسلام که در نظام اقتصادی اسلام نمود پیدا می‌کند اکتفا نمود. قواعد و قوانینی که مراعات آن انسان و جامعه را از انحرافات اقتصادی بازمی‌دارد. انحرافاتی که به‌سبب زیاده‌روی در اشباع شهوات انسانی که در توازن اقتصادی خلل ایجاد می‌کند به وجود می‌آید. امام باقر(ع) اهداف مشروعی که طلب مال برای آنها خوب است را توضیح داده‌اند. آن حضرت فرموده‌اند: «هرکس که با هدف بی‌نیاز شدن از مردم، توسعه زندگی برای خانواده و دستگیری از همسایگان رزق‌وروزی را در دنیا طلب نماید، در روز قیامت به‌گونه‌ای خداوند متعال را ملاقات می‌کند که صورتش مانند ماه تمام می‌درخشد»[۲۱].

امام باقر(ع) برای ایجاد توازن اقتصادی و بالا آوردن سطح زندگی عموم مردم همگان را به پرداخت حقوق واجب مالی فرا خوانده‌اند که: خداوند متعال زکات را با نماز همراه کرده است... پس کسی که نماز بخواند اما زکات مال خود را نپردازد گویا نماز را به‌پا نداشته است[۲۲]. آن حضرت همچنین از پیامبر خدا(ص) این روایت را نقل فرمودند که: هر مالی که زکات آن پرداخت نشود به لعنت خدا گرفتار آمده است‌[۲۳].[۲۴]

امام باقر(ع) همواره بر کار و کسب روزی و بی‌نیاز کردن خود از مردم تشویق و ترغیب فراوانی نسبت به افراد جامعه داشته‌اند. آن حضرت همواره همگان را بر اعمالی چون تجارت، زراعت، صنعتگری و آموختن حرفه‌ها و صنعت‌ها تشویق و ترغیب می‌فرموده‌اند. خود آن حضرت نیز همواره به کار مشغول بوده و کار کردن و کسب درآمد را طاعت و بندگی خدا می‌دانسته‌اند[۲۵].

سیره فرهنگی امام باقر

فضای سیاسی در عصر امویان سبب تغییر فضای علمی ـ فرهنگی جامعه شد. عالمانی مانند ابن شهاب زُهری به دربار وابسته شدند و به نشر احادیث جعلی پرداختند. در نتیجه فرهنگ جامعه اسلامی از آموزه‌های وحیانی و دینی دور شد و با تقویت و تأیید فرقه‌های ساخته‌شده، پایه‌های قدرت امویان استحکام یافت. در چنین فضایی، جریان منع نقل حدیث هم وجود داشت، گروه‌های خوارج، مرجئه و معتزله ظهور و بروز یافتند و نشر اسرائیلیات فراوان شد. غالیان نیز از درون شیعه به تخریب پرداختند تا جایی که شیعیان چندان با مناسک حج و احکام حلال و حرام الهی آشنا نبودند.

امام باقر(ع) در چنین فضایی بود، مبارزه علمی و فرهنگی را به اقدامات سیاسی ترجیح داد و به تبیین مسائل دینی و مذهبی پرداخت تا دست‌کم شیعه را به احکام الهی آشنا کند[۲۶]. امام(ع) ثابت کرد که در برخی شرایط، قلم از سلاح مؤثرتر و تحول‌آفرین‌تر است[۲۷].

امام(ع) برای تحول فکری در جامعه اقدماتی را به شرح ذیل در دستور کار قرار داد.

  1. تبیین معارف و احکام: امام باقر(ع) اسلام را بر پنج رکن نماز، زکات، حج، روزه و ولایت استوار دانست و ولایت را کلید قبولی دیگر ارکان شمرد[۲۸] و امام را حجت خداوند و هدایتگر مردم اعلام کرد[۲۹] که بدون آن، احکام دین دچار افزایش و کاهش می‌شود[۳۰].
  2. زمینه‌سازی برای تدوین فقه جعفری: امام باقر(ع) با روایات فقهی بسیاری در گستره همه ابواب فقهی، زمینه‌ساز تدوین فقه جعفری و دستیابی به قواعد فقهی شد. به گونه‌ای که برخی ۴۸ قاعده فقهی از آنها استخراج کرده‌اند[۳۱]. امام(ع) در مواردی نیز به تصحیح برخی آرای انحرافی در فقه پرداخت[۳۲].
  3. اصلاح در عرصه فکر و عقیده: از بحران‌های سختی که ماحصل روش حاکمان سابق بود بحران درهم آمیختگی مفاهیم، تقلید کورکورانه و سطحی‌نگری در عرصه فکر و اندیشه بود تا آنجا که در اثر فراوانی جریان‌های مخرّب و فعالیت آنها در رابطه با تحریف مفاهیم ناب اسلامی و دیگرگونه جلوه دادن حقایق، حقیقت اندیشه و مبانی نظری اسلام در نزد بسیاری از مسلمانان آشکار نبود. اینجا بود که امام باقر(ع) وظیفه وادار کردن مسلمانان به اصلاح اندیشه‌های خود برای تشخیص عقاید اصیل و درست از عقاید دروغین و ساختگی را به عهده گرفتند.
  4. تأسیس دانشگاه نمونه فقه‌: حضرت امام باقر(ع) و فرزند بزرگوارشان حضرت امام صادق(ع) تلاش بسیاری در راه نشر فقه اسلامی انجام دادند. در زمانه‌ای که جامعه اسلامی در رویدادها و اضطراب‌های سیاسی غرق‌شده و حکومت‌ها نیز هیچ اهمیتی به مسائل دینی نداده وخامت اوضاع تا بدان پایه رسید که امّت اسلام از مسائل دین خود حتی اندکی هم نمی‌دانستند، این دو بزرگوار به فعالیتی مثبت در جهت انتشار فقه اسلام در میان جامعه داشتند[۳۳].

سیره مدیریتی امام باقر

سیره نظامی امام باقر

سیره قضایی امام باقر

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. تحف العقول، ص۲۲۰.
  2. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص۱۸۸ ـ ۱۹۱.
  3. ر.ک: تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۴.
  4. تذکرة الحفّاظ، ج۱، ص۱۲۵؛ تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۴؛ حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۸۲.
  5. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۴۲.
  6. وسائل الشّیعه، ج۱۲، ص۱۲۶.
  7. کافى، ج۲، ص۱۶۶.
  8. کافى، ج۲، ص۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۵، ۲۰۷، ۲۰۸.
  9. «و دیگرانی هستند که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.
  10. کافى، ج۲، ص۳۸۲.
  11. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷ ص۲۸۲ ـ ۲۹۵.
  12. مختصر تاریخ دمشق، ج۲۳، ص۸۱.
  13. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۲۰۷.
  14. کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۰۷.
  15. نوری، مستدرک الوسائل، ج۸، ص۱۱.
  16. ابن شهرآشوب، مناقب، ج۱، ص۲۴۱.
  17. کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲؛ ج۵، ص۱۰۷.
  18. کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۰۶.
  19. طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۴۵۹.
  20. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲، ص۲۲۷ ـ ۲۳۱؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص۱۷۲ ـ ۱۸۵.
  21. کافى، ج۵، ص۷۸.
  22. کافى، ج۳، ص۵۰۶.
  23. وسائل الشّیعه، ج۹، ص۲۹.
  24. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۱۹۴.
  25. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۲۶۹.
  26. کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۰.
  27. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲، ص۲۳۵.
  28. برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۸۷؛ کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۸.
  29. کلینی، المحاسن، ج۱، ص۱۷۹.
  30. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲، ص۲۳۶.
  31. محمدحسین علی الصغیر، الامام محمد الباقر(ع) مجدد الحضارة الاسلامیه، ص۲۵۰ - ۲۵۳.
  32. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲، ص۲۳۷.
  33. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۱۶۷.