آیه اشتری: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۸۱۳ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۲۲:۰۹
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۶: خط ۵۶:
==== [[شهرت]] بیتوتۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و صحّت [[احادیث]] آن ====
==== [[شهرت]] بیتوتۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و صحّت [[احادیث]] آن ====
[[خوابیدن]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در رختخواب [[رسول خدا]]{{صل}} در [[شب هجرت]] چنان مشهور است که از ضروریّات [[تاریخ اسلام]] به شمار می‌رود و هرگز نمی‌توان آن را [[انکار]] کرد و [[شیعه]] در این باره تنها به نقل [[ثعلبی]] استناد و [[احتجاج]] نمی‌کند، بلکه [[روایات]] این قضیّه را [[حافظان]] و [[حدیث]] پژوهان صاحب نام و با [[سند صحیح]] نقل کرده‌اند. در [[حدیثی]] که مشتمل بر ده منقبت و [[فضیلت]] اختصاصی برای [[امیرالمؤمنین]] است و سند آن بر اساس مبانی رجالی سنّیان به [[یقین]] صحیح و بدون اشکال است، از [[ابن‌عباس]] نقل شده است که گفت: «علی{{ع}} [[جان]] خود را فروخت، [[لباس پیامبر]]{{صل}} را پوشید و در جای او خوابید. [[ابن عباس]] گفت: [[مشرکان]] به [[رسول خدا]]{{صل}} [[سوء قصد]] داشتند؛ آن‌گاه [[ابوبکر]] آمد در حالی که علی{{ع}}[[ خواب]] بود. ابن عباس گفت: ابوبکر می‌پنداشت که او [[پیامبر]] خداست، از این‌رو گفت: ای [[پیامبر خدا]]! علی{{ع}} به وی گفت: همانا پیامبر خدا به سوی [[چاه]] میمون [[حرکت]] کرده است، پس او را دریاب. ابن عباس گفت: ابوبکر حرکت کرد و با او داخل [[غار]] شد. علی{{ع}} را رها ساخت در حالی که به او سنگ پرتاب می‌شد، چنان که به پیامبر خدا سنگ می‌زدند و علی{{ع}} به خود می‌پیچید و فریاد می‌زد و سرش را در پیراهن فرو برده بود و تا صبح بیرون نیاورد. سپس سرش را باز کرد، پس مشرکان او را [[سرزنش]] کردند و گفتند: [[دوست]] تو را با سنگ می‌زدیم، اما او ناله نمی‌کرد در حالی که تو فریاد می‌زدی و ما آن را خوش نمی‌داریم»<ref>مسند أحمد، ج۱، ص۳۳۱؛ کتاب السنّة (ابن أبی‌عاصم)، ص۵۸۹، ش۱۳۵۱؛ [[السنن الکبری ]]([[نسائی]])، ج۵، ص۱۱۲-۱۱۳، ش۸۴۰۹؛ [[خصائص أمیرالمؤمنین]] (نسائی)، ص۶۳؛ [[المعجم الکبیر]]، ج۱۲، ص۷۷-۷۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۳؛ [[البدایة والنهایة]]، ج۷، ص۳۷۴؛ [[مجمع الزوائد]]، ج۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ الإصابة، ج۴، ص۴۶۷؛ [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۱۰۰ و ۱۰۲؛ الریاض النضرة فی [[مناقب]] العشرة، ج۳، ص۱۷۵؛ [[المناقب]] (خوارزمی)، ص۱۲۶؛ [[تفسیر]] [[ابن أبی حاتم]]، ج۶، ص۱۷۹۹، ش۱۰۰۳۸؛ [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۱۲۵-۱۲۸؛ الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۸۰و منابع دیگر.</ref>
[[خوابیدن]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در رختخواب [[رسول خدا]]{{صل}} در [[شب هجرت]] چنان مشهور است که از ضروریّات [[تاریخ اسلام]] به شمار می‌رود و هرگز نمی‌توان آن را [[انکار]] کرد و [[شیعه]] در این باره تنها به نقل [[ثعلبی]] استناد و [[احتجاج]] نمی‌کند، بلکه [[روایات]] این قضیّه را [[حافظان]] و [[حدیث]] پژوهان صاحب نام و با [[سند صحیح]] نقل کرده‌اند. در [[حدیثی]] که مشتمل بر ده منقبت و [[فضیلت]] اختصاصی برای [[امیرالمؤمنین]] است و سند آن بر اساس مبانی رجالی سنّیان به [[یقین]] صحیح و بدون اشکال است، از [[ابن‌عباس]] نقل شده است که گفت: «علی{{ع}} [[جان]] خود را فروخت، [[لباس پیامبر]]{{صل}} را پوشید و در جای او خوابید. [[ابن عباس]] گفت: [[مشرکان]] به [[رسول خدا]]{{صل}} [[سوء قصد]] داشتند؛ آن‌گاه [[ابوبکر]] آمد در حالی که علی{{ع}}[[ خواب]] بود. ابن عباس گفت: ابوبکر می‌پنداشت که او [[پیامبر]] خداست، از این‌رو گفت: ای [[پیامبر خدا]]! علی{{ع}} به وی گفت: همانا پیامبر خدا به سوی [[چاه]] میمون [[حرکت]] کرده است، پس او را دریاب. ابن عباس گفت: ابوبکر حرکت کرد و با او داخل [[غار]] شد. علی{{ع}} را رها ساخت در حالی که به او سنگ پرتاب می‌شد، چنان که به پیامبر خدا سنگ می‌زدند و علی{{ع}} به خود می‌پیچید و فریاد می‌زد و سرش را در پیراهن فرو برده بود و تا صبح بیرون نیاورد. سپس سرش را باز کرد، پس مشرکان او را [[سرزنش]] کردند و گفتند: [[دوست]] تو را با سنگ می‌زدیم، اما او ناله نمی‌کرد در حالی که تو فریاد می‌زدی و ما آن را خوش نمی‌داریم»<ref>مسند أحمد، ج۱، ص۳۳۱؛ کتاب السنّة (ابن أبی‌عاصم)، ص۵۸۹، ش۱۳۵۱؛ [[السنن الکبری ]]([[نسائی]])، ج۵، ص۱۱۲-۱۱۳، ش۸۴۰۹؛ [[خصائص أمیرالمؤمنین]] (نسائی)، ص۶۳؛ [[المعجم الکبیر]]، ج۱۲، ص۷۷-۷۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۳؛ [[البدایة والنهایة]]، ج۷، ص۳۷۴؛ [[مجمع الزوائد]]، ج۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ الإصابة، ج۴، ص۴۶۷؛ [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۱۰۰ و ۱۰۲؛ الریاض النضرة فی [[مناقب]] العشرة، ج۳، ص۱۷۵؛ [[المناقب]] (خوارزمی)، ص۱۲۶؛ [[تفسیر]] [[ابن أبی حاتم]]، ج۶، ص۱۷۹۹، ش۱۰۰۳۸؛ [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۱۲۵-۱۲۸؛ الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۸۰و منابع دیگر.</ref>
این [[حدیث]] در منابعی آمده است که از نظر [[اهل سنت]] بسیار معتبرند که از آن جمله می‌توان به [[مسند]] أحمد و [[صحیح ترمذی]] اشاره کرد. هم‌چنین [[محدّثان]] بسیار بزرگ و مشهوری آن را [[روایت]] کرده‌اند و رجالیانی نامدار، به روشنی تمام به صحّت آن [[اذعان]] کرده‌اند. اندیشمندانی هم‌چون:
# [[حاکم]] نیشابوری<ref>المستدرک علی الصحیحین؛ ج۳، ص۴ و ۱۳۳.</ref>؛
# ابن عبدالبرّ قرطبی<ref>الإستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۱-۱۰۹۲، و ج۴، ص۱۸۲۰.</ref>؛
# [[جمال]] الدین مزّی<<ref>تهذیب الکمال، ج۲۰، ص۴۸۱.</ref>؛
# [[شمس]] الدین ذهبی<ref>المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع تعلیقات الذهبی فی ‌التلخیص، ج۳، ص۵، ش۴۲۶۳ و ج۳، ص۱۴۳، ش۴۶۵۲.<ref/>؛
# [[ابوبکر]] هیثمی<ref>مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۰.</ref>؛
# [[ابن حجر]] عسقلانی<ref>فتح [[الباری]]، ج۷، ص۷-۸.</ref>.
حاکم [[نیشابوری]][[ حدیث]] دیگری را نقل و تصحیح کرده است و [[ذهبی]] نیز در تصحیح آن با حاکم موافقت کرده است. حاکم در مستدرک می‌نویسد: «ابوبکر أحمد بن اسحاق، از زیاد بن [[خلیل]] [[شوشتری]]، از کثیر بن یحیی، از ابوعوانه، از [[ابوبلج]]، از [[عمرو بن میمون]]، از [[ابن عباس]] برای ما روایت کردند که گفت: علی{{ع}} [[جان]] خویش را فروخت و [[پیراهن پیامبر]]{{صل}} را پوشید و در جای ایشان خوابید، در حالی که [[مشرکان]] به [[رسول خدا]]{{صل}} [[سوء قصد]] داشتند رسول خدا{{صل}} عبای خود را به علی{{ع}} پوشاند در حالی که [[قریش]] می‌خواستند [[پیامبر]]{{صل}} را بکشند. پس به سوی علی{{ع}} سنگ پرتاب می‌کردند و می‌پنداشتند او پیامبر{{صل}} است که [[عبا]] پوشیده و علی{{ع}} ناله می‌کرد. چون دیدند او علی{{ع}} است، او را [[سرزنش]] کردند و گفتند تو ناله می‌کنی در حالی که [[دوست]] تو ناله نمی‌کرد و ما آن را از تو [[توقع]] نداریم.
این حدیث را هر چند مسلم و [[بخاری]] نیاورده‌اند، امّا صحیح الإسناد است و [[ابوداوود]] [[طیالسی]] و غیر او از ابوعوانه با اندکی اضافه روایت کرده‌اند و بکر بن محمّد صیرفی در [[مرو]] بر ما حدیث کرد که عبید بن [[قنفذ]] بزّار، از [[یحیی بن عبدالحمید حمانی]]، از [[قیس بن ربیع]]، از [[حکیم بن جبیر]]، از [[علی بن حسین]] برای ما [[حدیث]] نقل کردند که گفت: همانا نخستین کسی که جانش را برای [[طلب]] [[خشنودی خداوند]] فروخت علیّ بن أبی‌طالب{{ع}} بود<ref>المستدرک علی الصحیحین: ج۳، ص۴.</ref>.
در این [[احادیث]] تصریح شده که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[جان]] [[مبارک]] خویش را فدای [[رسول]] خدای{{صل}} و صَرف [[محافظت]] از ایشان کرده‌اند. در [[حدیث]] [[ابن عباس]] تعبیر {{عربی|شری علیٌّ نفسه...}}؛ یعنی علی{{ع}} جان خویش را فروخت، آمده است که به روشنی بیان‌گر این [[حقیقت]] است، حقیقتی که حضرت علیّ بن الحسین [[امام سجاد]]{{ع}} نیز به آن تصریح فرموده و [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} را نخستین کسی معرّفی کرده که جان خود را برای [[طلب]] [[خشنودی خداوند]] سبحان فروخت و بالأخره این حقیقت در [[شعر]] منسوب به خود امیرالمؤمنین{{ع}} نیز بیان شده و آن حضرت با تعابیرب به بیان آن پرداخته است: {{متن حدیث|وقیت بنفسی...}}؛ با جان خود محافظت کردم و تعبیر {{متن حدیث|وطنت نفسی علی القتل و الأسر}}؛ یعنی جانم را برای کشته شدن و [[اسارت]] مهیا ساختم.
[[مفسّران]] و [[محدّثان]] [[سنّی]] ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اَللّٰهُ وَ اَللّٰهُ خَیْرُ اَلْمٰاکِرِینَ‌}}<ref>سوره [[انفال]]، آیه ۳۰.</ref> به نقشه [[مشرکان]] برای [[قتل]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[داستان]] [[هجرت]] ایشان به [[مدینه]] احادیثی را مطرح کرده‌اند. در [[حدیثی]] که أحمد بن حنبل در [[مسند]] خود و در ذیل این آیه از ابن عباس نقل می‌کند، آمده است: «[[قریش]] شبی در [[مکّه]] با هم [[مشورت]] کردند و عدّه‌ای از آنها گفتند: چون صبح شد، او را با زنجیر ببندیم و زمین‌گیر کنیم ـ منظورشان [[پیامبر]]{{صل}} بود ـ و عدّه‌ای دیگر گفتند: بلکه او را بکشیم. و برخی هم گفتند: بلکه او را [از [[شهر مکّه]]] [[اخراج]] کنیم. آن‌گاه [[خدای عزّوجلّ]] پیامبرش را از این موضوع مطّلع ساخت.[[ علی ]][{{ع}}] آن شب در رختخواب پیامبر خوابید و پیامبر خارج شد تا به [[غار]] رسید.
[[گمان]] می‌کردند که وی پیامبر اکرم{{صل}} است. پس آن‌گاه که صبح شد، با [[کینه]] و [[انتقام جویی]] به سمت وی [[هجوم]] بردند و پس از دیدن علی{{ع}}، [[خداوند]] [[مکر]] و [[حیله]] آنان را رد نمود.
[[مشرکان]] [به علی{{ع}}] گفتند: این [[دوست]] تو کجاست‌؟ فرمود: نمی‌دانم. پس جای پای او را دنبال کردند و چون به [[کوه]] رسیدند، آن آثار برای آنان مشتبه شد. بالای کوه رفتند و بر [[غار]] گذر کردند و دیدند بر در غار عنکبوت تارتنیده است»<ref>مسند أحمد، ج۱، ص۳۴۸.</ref>
این [[حدیث]] را گروهی از [[پیشوایان]][[ حدیث]] [[سنّی]] نقل کرده‌اند، پیشوایانی هم‌چون:
# عبدالرزاق صنعانی<ref>المصنّف، ج۵، ص۲۸۹؛ [[تفسیر القرآن]]، ج۲، ص۲۵۸.</ref>،
# عبد بن حمید<ref>الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۷۹، به نقل از [[عبد بن حمید]].</ref>،
# ابن منذر<ref>الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۷۹، به نقل از عبد بن حمید.</ref>،
# ابن سعد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۸-۲۲۹.</ref>،
# ابن‌مردویه<ref>مناقب علیّ بن أبی طالب{{ع}} وما نزل من القرآن فی علیّ{{ع}}، ص۲۴۶-۲۴۷.<</ref>،
# طبرانی<ref>المعجم [[الکبیر]]، ج۱۱، ص۳۲۲؛ [[تفسیر]] الطبری، ج۹، ص۳۰۱، ش۱۲۳۹۵.</ref>،
# [[خطیب]] بغدادی<ref>تاریخ [[بغداد]]: ج۱۳، ص۱۹۳. </ref>،
# هیثمی<ref>مجمع الزوائد، ج۷، ص۲۷.</ref>،
# ابونعیم<ref>الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۳.</ref>،
# ابن‌اثیر<ref>النهایة فی [[غریب الحدیث]] والأثر، ج۱، ص۲۰۵.</ref>،
# سیوطی<ref>الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۷۹.<ref/> و [[مفسّران]] و [[محدّثان]] دیگر<ref>البدایة والنهایة، ج۳، ص۲۲۱؛ [[السیرة النبویة]] ([[ابن کثیر]])، ج۲، ص۲۳۹؛ [[الخصائص]] الکبری ([[سیوطی]])، ج۱، ص۱۸۶؛ [[فتح القدیر]]، ج۲، ص۳۰۴؛ فتح [[الباری]]، ج۷، ص۱۸۴؛ [[تخریج]] الأحادیث والآثار، ج۲، ص۷۷، ش۵۵۰؛ تفسیر [[ابن أبی‌حاتم]]، ج۱۲، ص۴۶۳، ش۸۹۹۹؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج۲، ص۳۱۶؛ المنتظم فی [[تاریخ]] الملوک والأمم، ج۳، ص۴۸؛ إمتاع الأسماع، ج۵، ص۲۶۸؛ الدرر ([[ابن عبدالبر]])، ص۷۸ ـ ۸۲؛ [[دلائل النبوة]] ([[اصفهانی]])، ج۲، ص۵۷۳ ـ ۵۷۴، ش۶۶؛ تفسیر البغوی، ج۲، ص۲۴۴؛ [[زاد المسیر]] فی [[علم]] التفسیر، ج۳، ص۲۳۶؛ تفسیر القرطبی، ج۸، ص۱۴۴ ـ ۱۴۵ و منابع دیگر.</ref>.
این حدیث نیز به روشنی بیان‌گر [[ایثار]] و از [[جان]] گذشتگی [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در راه [[حفاظت از جان]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[طلب]] رضای [[خداوند]] است. بنابر این [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اَللّٰهِ‌}} بیان‌گر فضیلتی بزرگ و اختصاصی برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و مثبِت [[افضلیّت]] و [[خلافت بلافصل]] ایشان است، به طوری که خود [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[شورا]]، به این قصّه [[احتجاج]] می‌کند و آن را شاهدی بر [[حقّانیت]] خویش معرّفی می‌کند. [[متّقی هندی]] در [[کنز العمال]]، از [[ابوالطفیل]] [[صحابی]] نقل می‌کند که گفت: «من در [[روز]] شورا در جلوی در بودم و صدای [[[مشاجره]]] میان [[اهل]] شورا بلند بود. آن‌گاه شنیدم که علی{{ع}} می‌گفت: [[مردم]] با [[ابوبکر]][[ بیعت]] کردند در حالی که به [[خدا]] [[سوگند]] من از وی بر این امر سزاوارتر و شایسته‌تر بودم... همانا عمر مرا در میان پنج نفری قرار داد که من ششمین آنها بودم. نه او نه آنها در صلاحیّت، هیچ فضیلتی نسبت به اعضای شورا برای من قائل نشدند و همه ما را در یک ردیف قرار دادند و به خدا سوگند اگر بخواهم می‌توانم در این باره به گونه‌ای سخن بگویم که نه عربشان، نه عجمشان، نه [[کافران]] [[عهد]] بسته و نه [[مشرکان]] از آنان نمی‌توانند یکی از ویژگی‌هایی که می‌گویم را رد کنند... آیا در میان شما کسی هست که بیشترین [[رضایت‌مندی]] را از [[رسول خدا]]{{صل}} داشته باشد هنگامی که در رختخواب ایشان خوابیدم و با جانم از ایشان [[محافظت]] کردم و از [[روح]] و خونم در راه ایشان گذشتم‌؟ [اعضای شورا] گفتند: به خدا سوگند نه..».<ref>کنزالعمّال، ج۵، ص۷۲۴-۷۲۵، ش۱۴۲۴۳. هم‌چنین ر.ک: [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۴۳۴؛ [[میزان]] الإعتدال، ج۴، ص۴۴۱-۴۴۲، ش۱۶۴۳؛ لسان [[المیزان]]، ج۲، ص۱۵۶-۱۵۷ و منابع دیگر.</ref>.
تا اینجا روشن شد که بسیاری از [[اندیشمندان]] صاحب نام [[سنّی]]، به [[نزول]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ‌}} درباره امیرالمؤمنین{{ع}} به صراحت [[اذعان]] کرده‌اند به گونه‌ای که هیچ شکّی در این باره باقی نمی‌ماند. برخی از این اندیشمندان خبر [[هبوط]] [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] برای محافظت از امیرالمؤمنین{{ع}} در [[لیلة المبیت]] را به صورت ارسال مسلّم و یا به نقل از [[ثعلبی]] [[روایت]] کرده‌اند<ref>برای نمونه: ر.ک: أسدالغابه، ج۴، ص۲۵.</ref>.
به عنوان مثال [[فخر رازی]] که از جمله اندیشمندان بسیار [[متعصّب]] سنّی است در ذیل این [[آیه]] می‌نویسد: «[[آیه]] درباره [[علی بن ابی طالب]] [{{ع}}] نازل شده است.[[ علی ]][{{ع}}] در شبی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}}به سوی [[غار]] از [[مکّه]] خارج شد، در رختخواب ایشان خوابید و [[روایت]] می‌کنند که وقتی او در رختخواب [[پیامبر]] خوابید،[[ جبرئیل]] بالای سر ایشان و [[میکائیل]] پائین پای ایشان ایستاده بود و [[جبرئیل]] ندا می‌کرد: «احسنت از مثل تویی ای پسر [[ابوطالب]]. [[خداوند]] به تو بر [[ملائکه]] [[مباهات]] می‌کند» و این [[آیه]] نازل شد»<ref>تفسیر الرازی، ج۵، ص۲۲۳-۲۲۴.</ref>.
هم‌چنین نویسنده [[تفسیر نیشابوری]] در [[تفسیر]] خود که در حاشیه [[تفسیر طبری]] چاپ شده است، همین مطلب را به صورتی که [[فخر رازی]] بیان کرده، آورده است<ref>تفسیر النیسابوری، ج۲، ص۸.<ref/>. ابوحیان نیز در تفسیر [[بحر]] [[المحیط]] می‌نویسد: «آیه درباره علی [{{ع}}] نازل شده هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} او را در [[مکّه]] به جای خود گذاشت تا دیون او را ادا کند و اماناتش را بازگرداند و به او دستور داد که در شبی که برای [[مهاجرت]] خارج می‌شود در رختخوابش بخوابد»<ref>تفسیر [[البحر]] المحیط، ج۲، ص۱۱۸.</ref>.
[[قرطبی]] در این باره می‌گوید: «این آیه درباره علی [{{ع}}] نازل شده است، هنگامی که پیامبر{{صل}} در شبی که به سوی [[غار]] از مکّه خارج شد، او را در رختخواب خویش گذاشت»<ref>تفسیر القرطبی، ج۳، ص۲۱.<ref/>.
[[آلوسی]] نیز می‌نویسد: «[[امامیه]] و برخی از ما سنّیان قائلند که این آیه درباره علی{{ع}} نازل شده است آن هنگامی که پیامبر{{صل}} او را در رختخواب خود در مکّه به جای خویش گذاشت، آن‌گاه که به سوی غار خارج شد»<ref>تفسیر الآلوسی، ج۲، ص۹۷.</ref>.
[[ابوحامد غزالی]] و هم‌چنین [[حلبی]] در کتاب [[سیره]] خود، این خبر را به مانند آنچه [[ثعلبی]] روایت کرده بود روایت کرده‌اند<ref>إحیاء [[علوم]] الدین، ج۱۰، ص۴۹؛ [[السیرة الحلبیة]]، ج۲، ص۱۹۲.<ref/> [[ابن اثیر]] نیز به صورت [[مسند]]،[[ حدیث]] را از ثعلبی روایت کرده<ref>أسدالغابة، ج۴، ص۲۵.<ref/> [[حافظ]] گنجی [[شافعی]] و [[ابن صباغ مالکی]] نیز چنین کرده‌اند<ref>کفایة الطالب فی [[مناقب]] علیّ بن أبی‌طالب{{ع}}، ۲۳۹؛ [[الفصول المهمة]]، ج۱، ص۲۹۴.<ref/> دیاربکری نیز [[کلام]] غزالی را در این زمینه نقل کرده است<ref>تاریخ الخمیس، ج۱، ص۳۲۵.<ref/> و بالأخره این [[حدیث]] در کتاب إتحاف السادة المتّقین بشرح إحیاء علوم الدین [[زبیدی]]، صاحب تاج العروس نیز آمده است<ref>إتحاف السادة المتقین، ج۹، ص۷۸۲.</ref>.
بنابراین صحّت قول به [[نزول]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَ مِنَ اَلنّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ‌}} درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بسیار روشن و غیر قابل [[انکار]] است وحدیثی که [[ثعلبی]] در ذیل [[آیه]] [[روایت]] کرده، نزد [[عالمان]] [[سنّی]] مشهور می‌باشد؛ از این رو سنّیان ناگزیر باید براساس متون معتبر خود به آن ملتزم شوند، در نتیجه نخستین وجه از مناقشات ابن تمییه [[باطل]] است و نزول آیه شریفه درباره امیرالمؤمنین{{ع}} نه از [[اسرائیلیات]] است و نه صرفا مستند به نقل ثعلبی است، هر چند که ثعلبی نیز از [[حفّاظ]] بزرگ و مورد [[اعتماد]] در [[حدیث]] و [[تفسیر]] به شمار می‌رود. هم‌چنین روشن شد که وجه دوم از مناقشات [[ابن تیمیه]] نیز باطل و [[دروغ]] است و هرگز از نظر همه حدیث شناسان و [[سیره]] پژوهان،[[ حدیث]] ثعلبی[[ دروغ]] نیست<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۹-۴۰۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۴٬۲۱۴

ویرایش