←شهرت بیتوتۀ امیرالمؤمنین{{ع}} و صحّت احادیث آن
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۸۸: | خط ۸۸: | ||
# ابونعیم<ref>الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۳.</ref>، | # ابونعیم<ref>الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۳.</ref>، | ||
# ابناثیر<ref>النهایة فی [[غریب الحدیث]] والأثر، ج۱، ص۲۰۵.</ref>، | # ابناثیر<ref>النهایة فی [[غریب الحدیث]] والأثر، ج۱، ص۲۰۵.</ref>، | ||
# سیوطی<ref>الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۷۹.<ref | # سیوطی<ref>الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۷۹.</ref> و [[مفسّران]] و [[محدّثان]] دیگر<ref>البدایة والنهایة، ج۳، ص۲۲۱؛ [[السیرة النبویة]] ([[ابن کثیر]])، ج۲، ص۲۳۹؛ [[الخصائص]] الکبری ([[سیوطی]])، ج۱، ص۱۸۶؛ [[فتح القدیر]]، ج۲، ص۳۰۴؛ فتح [[الباری]]، ج۷، ص۱۸۴؛ [[تخریج]] الأحادیث والآثار، ج۲، ص۷۷، ش۵۵۰؛ تفسیر [[ابن أبیحاتم]]، ج۱۲، ص۴۶۳، ش۸۹۹۹؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج۲، ص۳۱۶؛ المنتظم فی [[تاریخ]] الملوک والأمم، ج۳، ص۴۸؛ إمتاع الأسماع، ج۵، ص۲۶۸؛ الدرر ([[ابن عبدالبر]])، ص۷۸ ـ ۸۲؛ [[دلائل النبوة]] ([[اصفهانی]])، ج۲، ص۵۷۳ ـ ۵۷۴، ش۶۶؛ تفسیر البغوی، ج۲، ص۲۴۴؛ [[زاد المسیر]] فی [[علم]] التفسیر، ج۳، ص۲۳۶؛ تفسیر القرطبی، ج۸، ص۱۴۴ ـ ۱۴۵ و منابع دیگر.</ref>. | ||
این حدیث نیز به روشنی بیانگر [[ایثار]] و از [[جان]] گذشتگی [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در راه [[حفاظت از جان]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[طلب]] رضای [[خداوند]] است. بنابر این [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اَللّٰهِ}} بیانگر فضیلتی بزرگ و اختصاصی برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و مثبِت [[افضلیّت]] و [[خلافت بلافصل]] ایشان است، به طوری که خود [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[شورا]]، به این قصّه [[احتجاج]] میکند و آن را شاهدی بر [[حقّانیت]] خویش معرّفی میکند. [[متّقی هندی]] در [[کنز العمال]]، از [[ابوالطفیل]] [[صحابی]] نقل میکند که گفت: «من در [[روز]] شورا در جلوی در بودم و صدای [[[مشاجره]]] میان [[اهل]] شورا بلند بود. آنگاه شنیدم که علی{{ع}} میگفت: [[مردم]] با [[ابوبکر]][[ بیعت]] کردند در حالی که به [[خدا]] [[سوگند]] من از وی بر این امر سزاوارتر و شایستهتر بودم... همانا عمر مرا در میان پنج نفری قرار داد که من ششمین آنها بودم. نه او نه آنها در صلاحیّت، هیچ فضیلتی نسبت به اعضای شورا برای من قائل نشدند و همه ما را در یک ردیف قرار دادند و به خدا سوگند اگر بخواهم میتوانم در این باره به گونهای سخن بگویم که نه عربشان، نه عجمشان، نه [[کافران]] [[عهد]] بسته و نه [[مشرکان]] از آنان نمیتوانند یکی از ویژگیهایی که میگویم را رد کنند... آیا در میان شما کسی هست که بیشترین [[رضایتمندی]] را از [[رسول خدا]]{{صل}} داشته باشد هنگامی که در رختخواب ایشان خوابیدم و با جانم از ایشان [[محافظت]] کردم و از [[روح]] و خونم در راه ایشان گذشتم؟ [اعضای شورا] گفتند: به خدا سوگند نه..».<ref>کنزالعمّال، ج۵، ص۷۲۴-۷۲۵، ش۱۴۲۴۳. همچنین ر.ک: [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۴۳۴؛ [[میزان]] الإعتدال، ج۴، ص۴۴۱-۴۴۲، ش۱۶۴۳؛ لسان [[المیزان]]، ج۲، ص۱۵۶-۱۵۷ و منابع دیگر.</ref>. | این حدیث نیز به روشنی بیانگر [[ایثار]] و از [[جان]] گذشتگی [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در راه [[حفاظت از جان]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[طلب]] رضای [[خداوند]] است. بنابر این [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اَللّٰهِ}} بیانگر فضیلتی بزرگ و اختصاصی برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و مثبِت [[افضلیّت]] و [[خلافت بلافصل]] ایشان است، به طوری که خود [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[شورا]]، به این قصّه [[احتجاج]] میکند و آن را شاهدی بر [[حقّانیت]] خویش معرّفی میکند. [[متّقی هندی]] در [[کنز العمال]]، از [[ابوالطفیل]] [[صحابی]] نقل میکند که گفت: «من در [[روز]] شورا در جلوی در بودم و صدای [[[مشاجره]]] میان [[اهل]] شورا بلند بود. آنگاه شنیدم که علی{{ع}} میگفت: [[مردم]] با [[ابوبکر]][[ بیعت]] کردند در حالی که به [[خدا]] [[سوگند]] من از وی بر این امر سزاوارتر و شایستهتر بودم... همانا عمر مرا در میان پنج نفری قرار داد که من ششمین آنها بودم. نه او نه آنها در صلاحیّت، هیچ فضیلتی نسبت به اعضای شورا برای من قائل نشدند و همه ما را در یک ردیف قرار دادند و به خدا سوگند اگر بخواهم میتوانم در این باره به گونهای سخن بگویم که نه عربشان، نه عجمشان، نه [[کافران]] [[عهد]] بسته و نه [[مشرکان]] از آنان نمیتوانند یکی از ویژگیهایی که میگویم را رد کنند... آیا در میان شما کسی هست که بیشترین [[رضایتمندی]] را از [[رسول خدا]]{{صل}} داشته باشد هنگامی که در رختخواب ایشان خوابیدم و با جانم از ایشان [[محافظت]] کردم و از [[روح]] و خونم در راه ایشان گذشتم؟ [اعضای شورا] گفتند: به خدا سوگند نه..».<ref>کنزالعمّال، ج۵، ص۷۲۴-۷۲۵، ش۱۴۲۴۳. همچنین ر.ک: [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۴۳۴؛ [[میزان]] الإعتدال، ج۴، ص۴۴۱-۴۴۲، ش۱۶۴۳؛ لسان [[المیزان]]، ج۲، ص۱۵۶-۱۵۷ و منابع دیگر.</ref>. | ||