قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۷ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۰۷:۴۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قرآن (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

قرآن: کتاب مقدس و آسمانی مسلمانان است که در مدت ۲۳ سال، به تدریج از سوی خداوند بر حضرت محمد(ص) نازل شد. کیفیت نزول قرآن به صورت "وحی" بود، نوعی ارتباط کلامی میان خدا و پیامبر، که از طریق فرشته‌ای به نام "جبرئیل" صورت می‌‌گرفت و از آغاز بعثت پیامبر اسلام تا واپسین روزهای حیاتش، به تناسب حوادث و نیازها، قرآن به صورت بخش بخش فرود می‌‌آمد. حضرت محمد(ص) وحی را بر مردم بازخوانی می‌کرد و عده‌ای خاص به نام "کاتبان وحی" آن را می‌‌نوشتند. از جمله آنان امام علی بن ابی طالب(ع) و زید بن ثابت و عبدالله بن مسعود بود. تنظیم قرآن به صورتِ بخش‌های کوتاه و بلند است که هر کدام "سوره" نامیده می‌شود. هر سوره هم از بخش‌ها و جملاتی تشکیل شده که "آیه" نام دارد.قرآن دارای ۱۱۴ سوره و بیش از ۶ هزار آیه است. به سوره‌ها و آیاتی که در مکه نازل شده "مکی" می‌گویند و به سوره‌ها و آیه‌های نازل شده در مدینه، "مدنی". طولانی‌ترین سوره، "بقره" و کوتاه‌ترین سوره "کوثر" نام دارد. قرآن کریم، معجزه جاوید پیامبر اسلام است. کلام خداوند است و از نظر فصاحت و بلاغت و زیبایی متن و محتوای ارزشمند و برخی پیشگویی‌های تاریخی، در حدی است که از آن زمان تا کنون، کسی نتوانسته نظیر آن را بیاورد. برای قرآن تفسیرهای بسیاری نوشته شده و به اغلب زبان‌های زنده دنیا نیز ترجمه شده است. مضامین این کتاب، بحث‌های اعتقادی، اخلاقی، احکام و قوانین، سرگذشت پیشینیان و مسائل اجتماعی و سیاسی است و تاریخ تعدادی از انبیا در این کتاب آمده است. قرآن کتابی است که با دقت زیاد، از زمان پیامبر تا کنون، نوشته و حفظ شده و هیچ گونه تحریف و کاستن و افزودنی در متن آن پیش نیامده است[۱].

مقدمه

وصف قرآن

نزول قرآن

  • قرآن کریم کلام خداوند است که در طول بیست و سه سال بر حضرت محمد(ص) نازل شده است. در قرآن بارها آمده است که قرآن از جانب خدا نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "نزول"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد که قرآن کلام بشر و ساخته ذهن و زبان شخص پیامبر(ص) است[۶].

قرآن؛ معجزه الهی برای هدایت انسان‌ها

  1. برای امّت اسلام کتابی جاودانه است و تا قیامت راهنمای بشریّت محسوب می‌شود
  2. باطل از هیچ جهت بر آن وارد نمی‌گردد﴿وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ[۷]
  3. خود ناظر و قیّم بر سایر کتب آسمانی و سایر معارف بشری است و حق و باطل را از یکدیگر تفکیک می‌کند﴿ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ «این است آیین استوار» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>؛ ﴿رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ[۸].
  • از سوی دیگر، قرآن معجزه رسول خدا(ص) است که از همه جهات بی‌نظیر است و خداوند در آیات متعدّد، توصیه به تدبّر در آن نموده است﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا[۹].
  • رسول خدا(ص) نیز اهتمام فراوان به تدبّر در قرآن و تعلیم آن داشتند و به امّت اسلام دستور اکید بر یادگیری قرآن و تدبّر در آن می‌نمودند و از این رو می‌فرمودند: «خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ‌»[۱۰].
  • ایشان همچنین در ضمن سفارش خود به معاذ بن جبل، فرمودند: «إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ»[۱۱].
  • نکته دیگر آنکه، قرآن کلام الهی است که بهره‌های ظاهری و باطنی آن بی‌نهایت است و در هریک از این دو جهت، هر مقدار که در آن تحقیق و تدبّر شود، مطالب جدید و دُرهای ثمین به ارمغان می‌آورد.
  • قرآن بیانی است که مطالب آن با مرور زمان رنگ نمی‌پذیرد و کهنه نمی‌شود؛ چنان‌که امام رضا(ع) در پاسخ به پرسشی درباره قرآن فرمودند: «هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَى وَ طَرِيقَتُهُ الْمُثْلَى الْمُؤَدِّي إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمُنْجِي مِنَ النَّارِ لَا يَخْلُقُ عَلَى الْأَزْمِنَةِ وَ لَا يَغِثُ عَلَى الْأَلْسِنَةِ لِأَنَّهُ لَمْ يُجْعَلْ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ بَلْ جُعِلَ دَلِيلَ الْبُرْهَانِ وَ الْحُجَّةَ عَلَى كُلِّ إِنْسَانٍ ﴿لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ[۱۲]»[۱۳].
  • تعلیم کتاب و حکمت و تبیین آیات قرآن، از شؤون هدایت الهی است؛ که هرکس را به مقدار استعدادش دستگیری نموده و تا سرمنزل مقصود همراهی کند. در این مسیر، هر چند اصل آشنایی با روح قرآن، بهره‌مندی از مراتب عالی‌تر ایمان را به دنبال دارد، که نتیجه آموختن ظاهر قرآن است، ولی سیر در ادبیات و فهم ظاهر آیات الهی نیز میدان گسترده‌ای است که بدون معلّمی الهی، خطر انحرافات و شبهه افکنی‌های زیادی را به دنبال دارد[۱۴].

مراتب قرآن

تفسیر قرآن

ضرورت وجود مفسر قرآن

ویژگی مفسر قرآن

وظیفه تفسیر قرآن (وظایف پیامبر خاتم)

تفسیر قرآن پس از پیامبر خاتم

وظیفه تفسیر قرآن (وظایف امام)

وظیفه تفسیر قرآن (وظایف نایب امام)

ارتباط ناگسستنی قرآن و عترت

مبانی نقلی؛ امام مبین ظاهر قرآن

گفتار اوّل: قرآن؛ کتاب جاودانه

گفتار دوم: شرایط تفسیر قرآن در بیان حضرت علی(ع)

بند اول: بیان علامه مجلسی پیرامون ویژگی‌های مفسر قرآن

بند دوم: گزیده‌ای از بیان حضرت علی(ع) در تفسیر قرآن

گفتار سوم: ضرورت تبیین قرآن توسّط امام

گفتار چهارم: احتجاج امام باقر(ع) با قتاده در خصوص تفسیر قرآن

گفتار پنجم: حدیث ثقلین

رابطه فطرت با قرآن و دین

  1. جوهر انسانی و مقام فطرت الهی انسان، منطبق با دین و قرآن است.
  2. اگر قرآن و نیز نفس انسانی ذومراتب‌اند، پس عالی‌ترین مرتبه قرآن، با فطرت الهی انسان هماهنگ است. همچنین چون ظهور کامل فطرت، تنها در انسان‌های مطهّر و معصوم به عصمت الهی ظاهر می‌شود، تنها نفوس انسان‌های مطهّر می‌تواند حقیقت قرآن را درک کند: ﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ[۱۷]
  3. جوهر ایمان و قرآن، "کلمه توحید" است و آیات قرآن مَجلای تجلّی توحید برای خلایق‌اند؛ چنان‌که امام صادق(ع) فرمودند: «لَقَدْ تَجَلَّى اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنْ لَا يُبْصِرُونَ»[۱۸]. این چشم بصیرت، مقام ولایت است که این حقایق را از قرآن درک می‌کند و به آحاد امّت – در حدّ استعداد هرکس- انتقال می‌دهد.
  4. چون نفس انسانی ذومراتب است، هر مرتبه‌ای از نفس، به تناسب طهارتی که دارد، قابلیّت و استعداد درک همان مرتبه از قرآن را دارد.
  5. نفس انسان، در مرتبه عالم مادّه، تنها با ظاهر قرآن مرتبط است و بهره‌ای که از این کتاب الهی می‌برد، از طریق کلمات و عبارات آن است.
  6. اسلام و ایمان، امری قلبی و مجرّد است که جایگاه آن در قلوب انسان‌ها است. و چون ایمان ذومراتب است و نفوس انسانی نیز ذومراتب است، بنابراین، هر مرتبه از نفس، مستعدّ قبول مرتبه متناسب از ایمان است و هر چه ایمان قوی‌تر باشد، مرتبه عالی‌تری از نفس پذیرای آن است. رابطه نفس با ایمان، رابطه ظرف و مظروف است؛ که در کلمات اهل بیت(ع)، به مراتب روح در انسان تعبیر شده است؛ چنان‌که امام باقر(ع) درباره مراتب روح انسانی و تناسب آنها با مراتب ایمان، خطاب به جابر می‌فرمایند: «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ فَقَالَ يَا جَابِرُ إِنَّ فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ رُوحَ الْحَيَاةِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَلِمْنَا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ إِنَ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ يُصِيبُهُ الْحَدَثَانِ إِلَّا أَنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَلْعَبُ»[۱۹].
  7. چون در عوالم مجرّده، ظرف و مظروف با هم متّحدند، بنابراین ایمان و مؤمن با یکدیگر متّحدند و چون ایمان ذومراتب است، هر مرتبه ازایمان، با مرتبه‌ای متناسب از نفس انسانی متّحد است. به عبارت دقیق‌تر، نفوس انسانی در مراتب خود، جلوه‌های ایمان خود را -به میزان طهارتی که دارند - عرضه می‌دارند. لذا خداوند، گاه از صاحبان علوم توحیدی و قرآنی به صاحبان درجات تعبیر می‌فرماید﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ[۲۰] و گاه خود آنان را درجه می‌نامد و می‌فرماید: ﴿هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ[۲۱]. یا درباره تقوا و متّقین، گاه خود آنان را در مقامی بلند مرتبه می‌ستاید و می‌فرماید: ﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ[۲۲]. و گاه تقوای آنان را به سوی خود فرا می‌خواند و آن را در مقامی بلند مرتبه می‌ستاید: ﴿لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ[۲۳].
  8. قرآن مبیّن اسلام و ایمان است. در نتیجه، مراتب هر یک از این دو، تبیین یکدیگر است. از آنجا که جایگاه ایمان نیز در قلوب انسان‌ها است، بنابراین مراتب قرآن و نفوس انسانی بر یکدیگر منطبق است. به این ترتیب، هر مقدار که نفس در عوالم درونی خود به ملکوت عالم نزدیک‌تر باشد، از مراتب عالی‌تر قرآن بهره‌مندتر است و در نتیجه، معرفت بیشتری به روح و حقیقت قرآن دارد.
  1. ظاهر قرآن تبیان حقیقت آن است و همه امّت اسلام مأمور به فهم حقیقت دین در حدّ وسع خود- هستند. چنان‌که اوامر متعدّد قرآن در ارتقاء درجه ایمان و تقوی و متوقّف نشدن در ظاهر اسلام، اشاره به این مطلب دارد؛ مثل: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ[۲۴]. همچنین درباره مراتب حیات ایمانی، خطاب به مؤمنین می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ[۲۵]
  2. نفوس انسانی ذومراتب است و هر مرتبه، لایق بهره‌مندی از مرتبه‌ای از ایمان است.
  3. انسان‌های عادی برای سیر در مراتب ایمان، محتاج هدایت ایصالی امام هستند[۲۶].
  4. برای سیر در مراتب ایمان، باید با ظاهر دین و سنن الهی آشنا بود. برای تبیین ظاهر قرآن و دین نیز، امّت همواره محتاج امام است و وجود او برای هدایت امّت در این مقام ضروری است.
  5. با عنایت به همه آنچه توصیف و تحلیل شد، معلوم می‌شود که امّت برای فهم ظاهر و باطن دین و نیز سیر در مراتب نفس و کسب استعداد در فهم معارف دینی و قرآنی، از همه جهت میهمان سفره ولایت و امامت است[۲۷].

رابطه قرآن و نفوس انسانی در "حکمت متعالیه"

  • ملاصدرا، بنا بر اصول حکمت متعالیه، بعد از تبیین مراتب قرآن و نفوس انسان، در تبیین چگونگی رابطه مراتب این دو با یکدیگر می‌گوید: وبالجملة ان للقرآن درجات ومنازل كما للانسان وأدنى مراتب القرآن وهو ما في الجلد والغلاف كأدنى مراتب الانسان وهو ما في الإهاب والبشرة وللقرآن في كل مرتبه ومقام حمله يحفظونه ويكتبونه ولا يمسونه الا بشرط طهارتهم عن حدثهم أو عن حدوثهم ونزاهتهم وانسلاخهم عن مكانهم أو عن امكانهم والقشر من الانسان لا يدرك الا القشور من القرآن والانسان القشري من الظاهرية لا يدرك الا المفهومات القشرية والنكات البيانية والاحكام العملية والسياسات الشرعية.
  • توضیح: بیان صدرالمتألهین در بخش اوّل، اشاره به مقام ظاهری و تفصیلی و حرفی قرآن دارد که حامل معانی و حقیقت قرآن در مرتبه خود است. قرآن در این مرتبه، قابل دسترس همه افراد بشر در مرتبه جسمانی است. در این مقام، تنها واجب است که افراد، با طهارت از حدث اصغر و اکبر، قرآن را لمس کنند. آنها در این مرحله، تنها با احکام و نکات اخلاقی و اعتقادی و عبرت‌های تاریخی قرآن آشنا می‌شوند و هرکس، بنا بر تخصّصی که دارد، از زاویه‌ای خاص به قرآن می‌نگرد و البتّه تنها از همان منظر نیز از قرآن بهره می‌برد.
  • واما روح القرآن وسره ولبه فلا يدركه الا أولوا الألباب وذو البصائر إذ حقيقة الحكمة لا تنال الا بموهبة الله ولا يبلغ الانسان إلى مرتبه يسمى حكيما الا بان يفيض الله عليه من حكمته حكمه ومن لدنه علما لان العلم والحكمة من صفاته الكمالية والعليم الحكيم من أسماء الله الحسنى ولا بد في من له نصيب منهما ان يكون ذلك بمجرد موهبة الله إياه له ولذلك قال سبحانه بعد قوله ﴿وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ[۲۸]، ﴿ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ[۲۹] وسمى الحكمة خيرا كثيرا[۳۰].
  • در شرح این آیه، باید در این معنا دقت داشت که روح و حقیقت قرآن، بنا بر مرتبه‌ای که دارد، قابل درک برای مطهّرین و صاحبان عقل است. حقیقت حکمت در قرآن است و خداوند به عدّه کمی از بندگانش، بنا بر میزان درایت و طهارتی که دارند، حکمت عطا می‌نماید؛ این گروه بندگان ارجمند الهی، در قرآن "عباد حکیم" نامیده شده‌اند: ﴿يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ[۳۱].
  • هرچند اعطای این مقامات، مواهبی الهی است، ولی افعال خداوند حکیم از سر حکمت است و اگر به کسی عنایتی می‌نماید، به دلیل استعداد و ظرفیّتی است که خود کسب نموده است.
  • دراین راستا باید عنایت داشت که اگر قرآن در مقامی علیّ و کریم است و در سیر نزولی نیز به وسیله سفیرانی کریم و شریف حمل می‌گردد و در صحیفه‌هایی مطهّر و مکرَّم مضبوط است﴿كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ ذَكَرَهُ فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ[۳۲]، طبعاً می‌باید بر نفوسی شریف و مکرّم و مطهّر عرضه گردد و در قلوبی بلندمرتبه و کریم جای گیرد.
  • با توجّه به این مقدّمات، روشن می‌شود که عالی‌ترین مراتب قرآن، اختصاص به عالی‌ترین انسان‌ها، یعنی "انسان کامل" دارد؛ کسی که نفسش در اشرف مدارج انسانیّت مستقر است و فطرت الهی او در بهترین و روشن‌ترین مقام تجلّی نموده است. چنین مرتبه‌ای از نفوس انسانی، عین عقل و ایمان و اسلام است؛ کسی که از یک سو متعلّم به همه اسماء الهی است و در نتیجه، واجد علوم اوّلین و آخرین است و حاملی امین در حمل امانت ولایت الهی است و از سوی دیگر، بنا بر اتّحاد ظرف و مظروف، صاحب مقام ولایت و خلافت الهی بر خلایق و هادی آنان به سوی حقیقت توحید است[۳۳].

اعجاز قرآن

زبان قرآن

تحدی قرآن

مصونیت قرآن از تحریف

تحریف ناپذیری در قرآن

جستارهای وابسته

منابع

منبع‌شناسی جامع قرآن

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۸۱.
  2. ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص۱۸۴.
  3. ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۸۹.
  4. «وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ، زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶
  5. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص۲۲۹.
  6. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص ۷۵
  7. «و به راستی آن کتابی است ارجمند در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.
  8. «(یعنی) پیامبری از سوی خداوند که برگ‌هایی پاک را بخواند (که) در آنها نگاشته‌هایی استوار است» سوره بینه، آیه ۲-۳.
  9. «آیا در قرآن نیک نمی‌اندیشند یا بر دل‌ها، کلون زده‌اند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.
  10. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ط. مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۰۸ ه.ق.)، ج۴، ص۲۳۵: باب وجوب تعلم القرآن. همان، ص۲۳۲.
  11. باب اول، وجوب تعلم القرآن و تعلیمه کفایه و استحبابه عینا.
  12. «در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.
  13. عیون اخبار الرضا(ع) (ط. نشر جهان، ۱۳۷۸ ه.ق.)، ج۲، ص۱۳۰.
  14. فیاض‌بخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۱، ص:۳۱۸-۳۲۰.
  15. اشاره دارد به: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
  16. «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.
  17. «که این قرآنی ارجمند است در نوشته‌ای فرو پوشیده که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۷-۷۹.
  18. عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه (ط. دار سید الشهداء(ع) للنشر، ۱۴۰۵ ه.ق.)، ج۴، ص۱۱۶.
  19. بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(ص) (ط. مکتبه آیه‌الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ج۱، ص۴۴۷، باب ۱۴.
  20. «ای مؤمنان! چون در نشست‌ها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.
  21. «آنان نزد خداوند (در) پایه‌هایی (گوناگون)‌اند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۶۳.
  22. «بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۴-۵۵.
  23. «هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمی‌رسد اما پرهیزگاری شما (در قربانی کردن آنها) به او می‌رسد» سوره حج، آیه ۳۷.
  24. «ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید و جز در مسلمانی نمیرید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.
  25. «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.
  26. برای روشن شدن معنای هدایت ایصالی، مراجعه کنید به بخش براهین قرآنی، برهان «صراط مستقیم».
  27. فیاض‌بخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۱، ص:۳۵۹-۳۶۲.
  28. «و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد» سوره جمعه، آیه ۲.
  29. این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد می‌بخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره جمعه، آیه ۴.
  30. الحکمه المتعالیة فی الأسفار العقلیه الأربعه (ط. دار احیاء التراث، ۱۹۸۱ م.)، ج۷، ص۴۰. صدرالمتألهین همچنین در بیان دیگری پیرامون هماهنگی مراتب قرآن و نفس انسانی می‌گوید: «بصیره کشفیه: اعلم أن القرآن مجدد الإنزال علی قلوب التالین و نسبه القلب إلی نزوله نسبه العرش إلی استواء الرحمن و بحسب ما یکون القلب علیه من الحالات یکون ظهور القرآن و نزوله علیه و ذلک فی حق طائفه و أما فی حق طائفة أخری فیکون القرآن هو الأصل فی الصفه و عرش القلب یظهر بتلک الصفه عند نزوله و ذلک لغایه صفائه و انمحاء صفاته لما سئل الجنید عن المعرفه و العارف فقال لهما الماء لون إنانه. و اعلم أن الله نعت العرش بمانعت به القرآن فکل قرآن مستو لعرشه بالصفه الجامعه لهما فقرآن کریم لعرش کریم و قرآن مجید لعرش مجید و قرآن عظیم لعرش عظیم و الدرجات الرفیعه لذی العرش کالآیات و السور للقرآن و لهذا ورد فی الحدیث: اقرأ وارق کما کنت تقرأ فإذا نزل القرآن علی قلب عبد و ظهر فیه حکمه و استوی علیه بجمیع ما هو علیه مطلقا و کان خلقا لهذا القلب کان هذا القلب عرشا له کما قیل عند ما سئل عن خلق رسول الله(ص) کان خلقه القرآن فما من آیه إلا و لها حکم فی قلب هذا العبد». (مفاتیح الغیب (ط. مؤسسه تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ ه.ش.)، ص۶۶)
  31. «به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند؛ و جز خردمندان در یاد نمی‌گیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.
  32. «نه چنین است؛ آن (قرآن) به راستی یادکردی است که هر کس خواهد از آن پند می‌گیرد در اوراقی ارجمند است والا رتبه و پاک به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند» سوره عبس، آیه ۱۱-۱۶.
  33. فیاض‌بخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۱، ص:۳۶۲-۳۶۵.