حج در تاریخ اسلامی
مقدمه
از نظر آیات قرآن، کعبه خانهای کهن و منسوب به حضرت ابراهیم(ع) است. اما پرسش این است که آیا کعبه پیش از حضرت ابراهیم(ع) وجود داشته یا نه؟ همه مفسران شیعه و بیشتر مفسران اهل سنت بر آنند که کعبه پیش از ابراهیم(ع) بوده و پیشینه آن، به زمان حضرت آدم، بلکه قبل از آن بر میگردد؛ چون از سویی ظاهر اطلاق آیه: ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا﴾[۱] این است که کعبه کهنترین معبد است و از سوی دیگر همه انبیا بر اساس آیات ۳۱، ۵۸ و ۵۹ مریم و آیات دیگر نماز و سجده میگزاردند. پس اگر بگوییم قبلهگاه آنها غیر از کعبه بوده، با اطلاق آیه سازگاری نخواهد داشت[۲]. و همچنین، این آیه و آیه پس از آن، در مقام بیان مزایای خانه خدا است که نخستین مزیت آن، داشتن پیشینه طولانی و ممتد ذکر شده است؛ به این معنی که محلی پیش از کعبه پرستشگاه عمومی مردم نبوده وگرنه اولیت آن باطل خواهد شد.
دلیل دیگر این که این آیه در پاسخ به ایراد یهود در تغییر قبله به سوی کعبه است که اعتراض کردند بیت المقدس سزاوار به استقبال است، چون که قبل از کعبه ساخته شده و قبله گروهی از انبیا بوده است؛ و نیز نخستین خانه توحید و با سابقه معبد در زمین است.
هم چنان که تاریخ و سایر منابع اسلامی هم دلالت دارند که کعبه نه تنها پیش از بیت المقدس بوده، بلکه از زمان حضرت آدم(ع) وجود داشته و در تاریخ آمده است که از زمانهای قدیم، تمام ملل و اقوام هند و فارس و کلدانیان و بودائیان و اعراب، که معتقد به پرستش بودند، به کعبه احترام میگذاشتند؛ به طوری که نوشتهاند از زمانهای قدیم هفت معبد بزرگ و عمومی بوده که قدیمیتر از همه، کعبه است.
سؤال این است که آغاز مراسم حج آیا همزمان با وجود کعبه بوده یا از زمان حضرت ابراهیم؟ با توجه به این که در آیات قرآن، حج و کعبه به حضرت ابراهیم نسبت داده شده، بررسی تاریخی حج را در چهار فصل به طور جداگانه مرور میکنیم:
- پیش از حضرت ابراهیم(ع).
- دوران حضرت ابراهیم(ع).
- پس از حضرت ابراهیم(ع) تا ظهور اسلام.
- از زمان ظهور اسلام تا کنون[۳].
پیش از حضرت ابراهیم(ع)
با توجه به مطالب پیشین که در آن، موجودیت اجمالی کعبه پیش از زمان حضرت ابراهیم ثابت گردید و با ضمیمه این مطلب که کعبه اصولاً برای انجام مراسم حج به وجود آمده است، از این رو وجود اجمالی حج به کمک همان آیات و روایات، که توضیح آنها پیشتر گذشت، اثبات میشود.
شاهد این مطلب، تمسک امام صادق(ع) به همان آیات برای اثبات حج آدم و نوح و... میباشد: «قَالَ الْحَلَبِيُّ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الْبَيْتِ أَ كَانَ يُحَجُّ قَبْلَ أَنْ يُبْعَثَ النَّبِيُّ(ص) قَالَ نَعَمْ وَ تَصْدِيقُهُ فِي الْقُرْآنِ قَوْلُ شُعَيْبٍ حِينَ قَالَ لِمُوسَى حَيْثُ تَزَوَّجَ ﴿عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ﴾[۴] وَ لَمْ يَقُلْ ثَمَانِيَ سِنِينَ وَ إِنَّ آدَمَ وَ نُوحاً حَجَّا وَ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ قَدْ حَجَّ الْبَيْتَ بِالْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ وَ الرِّيحِ وَ حَجَّ مُوسَى عَلَى جَمَلٍ أَحْمَرَ يَقُولُ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ وَ إِنَّهُ كَمَا قَالَ اللَّهُ ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ﴾[۵] وَ قَالَ ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ﴾[۶] وَ قَالَ ﴿أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾[۷] وَ إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ الْحَجَرَ لآِدَمَ وَ كَانَ الْبَيْتَ»[۸]؛
شاید وجه استشهاد امام صادق(ع) بر سه، آیه این باشد که آیه نخست مربوط به حج انبیا، تا پیش از ابراهیم و آیه دوم زمان ابراهیم(ع) و آیه سوم مربوط به بعد از زمان ابراهیم، یعنی سلیمان و موسی باشد؛ چراکه در آیه سوم ابراهیم مأموریت یافت که خانه خدا را برای سه دسته ﴿لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾ پاکسازی کند و روشن است که مراد، فقط طواف کنندگان در زمان ابراهیم(ع) نیست، بلکه شامل آنهایی است که بعداً هم میآیند. پس با تمسک به آیات، میتوان وجود اجمالی حج را از زمان آدم(ع) تا ابراهیم(ع) اثبات کرد.
علاوه بر این آیات، روایات خاص دیگری هم نقل شده که دلالت، بر انجام حج در این برهه از تاریخ دارد. بعد از جبرئیل و فرشتگان، نخستین کسی که خانه خدا را زیارت کرد و اعمال حج را انجام داد، حضرت آدم است که روایات در این زمینه بسیار است و مرحوم کلینی در فروع کافی بابی با نام حج آدم[۹] آورده است. این روایات در بیشتر کتب تفسیری و جوامع روایی نقل شده است[۱۰].
دوران حضرت ابراهیم(ع)
آن چه که از نظر قرآن امر مسلم، قطعی و انکارناپذیر میباشد، وجود حج و احیای آن، در زمان حضرت ابراهیم(ع) است و این مطلب را میشود از آیات متعددی استفاده کرد که صریحترین آنها آیه ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ﴾[۱۱] میباشد که حضرت ابراهیم مأمور شد اعلان عمومی کند برای همه انسانها؛ چه آنهایی که در آن زمان بودند و چه بعداً میآیند. از این رو بعضی از مفسران گفتهاند که هر کس در هر زمان به حج مشرف میشود، در حقیقت لبیک به همان دعوت ابراهیم(ع) است.
پس، وجود حج در زمان ابراهیم، امری است مسلم و قطعی، اما این که چگونه انجام میگرفته و چه مناسکی وجود داشت، دقیقاً مشخص نیست. فی الجمله، از بعضی آیات و روایات میشود برداشت کرد که اعمال زیر در آن زمان وجود داشته و جزوه مناسک حج بوده است:
- طواف: از آیه: ﴿طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ﴾[۱۲].
- سعی: از ظاهر آیه ﴿إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا﴾[۱۳] برداشت میشود که سعی، پیش از اسلام وجود داشته و احتمالاً به زمان ابراهیم(ع) بر میگردد؛ چون یکی از حکمتهای وجود سعی را همان هفت مرتبه سعی هاجر در میان کوه صفا و مروه، برای یافتن آب جهت رفع تشنگی اسماعیل دانستهاند.
- قربانی: آیات: ۱۰۲ تا ۱۰۷ سوره مبارکه صافات، مربوط به ذبح حضرت اسماعیل(ع) است.
- رمی: از روایاتی که در ذیل آیات مربوط به ذبح اسماعیل نقل شده، استفاده میشود که رمی از آن زمان تشریع شده است.
- وقوف در عرفات: بعضی از روایاتی که در ذیل آیه فوق و آیه ﴿ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ﴾[۱۴] نقل شده، ظهور در این دارد که یکی از اعمال مناسک حج در زمان ابراهیم، وقوف در عرفات بوده است[۱۵].
بعد از ابراهیم تا ظهور اسلام
علاوه بر آیات و روایاتی که گذشت، آیات دیگری هم دلالت بر وجود حج و کیفیت بعضی از مناسک حج در این زمان خاص دارد که شرح آنها در ذیل میآید:
- ﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ﴾[۱۶]. آیه مبارکه، در مورد ازدواج حضرت موسی با یکی از دختران شعیب است که مهریه دخترش، هشت سال کار قرار داده شد. از این که به جای ثَمَانِيَ سِنِينَ ﴿ثَمَانِيَ حِجَجٍ﴾ ذکر شده، فهمیده میشود که در آن زمان، آن قدر معروف بوده که معیار شمارش سال قرار حج میگرفت. و از سوی دیگر بیانگر این مطلب است که در هر سال یک بار حج صورت میپذیرد.
- ﴿وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾[۱۷].
پیمان الهی از دو پیامبر بزرگوار این بود که: کعبه را برای زائران و طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجدهگزاران؛ چه آنهایی که الآن موجود هستند و چه آنان که بعداً میآیند، پاک و پاکیزه نگه بدارند؛ به خصوص با عنایت به این که این مأموریت در اواخر عمر حضرت ابراهیم(ع) به او ابلاغ شد و به یقین مربوط به زمان خاص نبوده است.
علاوه بر آیات، روایاتی هم راجع به حج موسی و سلیمان و داوود و عیسی و... در کتب روایی نقل شده که مرحوم کلینی آنها را در فروع کافی با عنوان حَجُّ الْأَنْبِيَاءِ(ع)[۱۸]، جمعآوری کرده است.
از بعض روایات استفاده میشود که برای مردم جای سؤال بود که آیا حج به وسیله اسلام تأسیس شد یا قبل از اسلام هم وجود داشت؛ از جمله روایاتی که زراره از امام باقر(ع) نقل کرده که از حضرت سؤال کردند: آیا قبل از بعثت پیامبر خدا(ص) حج انجام میگرفت یا نه؟ فرمود: بله. سپس تعبیری به کار برد که دلالت بر استمرار حج در زمانهای گذشته دارد: «أَنَّ النَّاسَ قَدْ كَانُوا يَحُجُّونَ». آنگاه فرمود: «نُخْبِرُكُمْ أَنَّ آدَمَ وَ نُوحاً وَ سُلَيْمَانَ قَدْ حَجُّوا الْبَيْتَ... وَ لَقَدْ حَجَّهُ مُوسَى»[۱۹]؛
و اما حج در دوران جاهلیت؛ دسته دیگر از آیات، نه تنها دلالت بر وجود حج در زمان جاهلیت دارد، بلکه چگونگی بعضی از مناسک حج را نیز بیان کرده است که آن آیات به شرح زیر است:
- ﴿وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً﴾[۲۰]. این آیه ظهور دارد که نماز و دعای آنها هنگام انجام حج، به صورت سوت کشیدن و کف زدن بوده است.
- ﴿ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۲۱]. این آیه ناظر به یکی از عادات مشرکین مکه در زمان جاهلیت است که وقوف در عرفات را مربوط به کسانی میدانستند که از خارج مکه برای حج میآمدند، اما قریش و طوایف اطراف حرم و وابستگان قریش، از این کار معاف بودند.
از مجموعه آیات و روایات استفاده شد که حج در این برهه از تاریخ، نه تنها وجود داشته، بلکه امری معروف و مشهور بوده؛ به طوری که معیار شمارش سال قرار گرفته بود و در هر سال این عمل عبادی انجام میگرفته است. منتهی به وسیله سودجویان و قدرتطلبان، حج از حقیقت اصلی و توحیدیاش منحرف گشت و هر کس برای منافع شخصی یا گروهی، چیزی را بر آن اضافه یا جایگزین نمود و عبادت مردم در پاکترین مرکز عبادت، تبدیل به سوت کشیدن و کف زدن و فحشا و تفاخرات موهوم و آلوده به انواع بدعتها و خرافات گردید و کانون توحیدی که به وسیله ابراهیم(ع) پاکسازی شده بود، تبدیل به بت خانه و بتکده شد؛ به طوری که هر گروهی که به مکه میآمد، برای خود بتی داشت و در مقابل آن تعظیم و کرنش میکرد[۲۲].
حج از زمان ظهور اسلام تاکنون
این برهه از زمان را به سه دوره تقسیم نموده، سپس هر دوره را به طور جداگانه بررسی میکنیم:
حج در زمان پیامبر خدا(ص)
حج در فاصله زمانی میان حضرت ابراهیم(ع) و بعثت پیامبر خدا، از معنای حقیقی خود خارج و دچار تحریف گردید و کانون توحید، که قهرمان توحید ایجاد کرده بود، مبدل به بتخانه و آلوده به مشتی خرافات و موهومات و بدعتها شد و این وضع با ظهور اسلام تا زمان فتح مکه؛ یعنی سال هشتم هجرت باقی ماند؛ چراکه مکه و کعبه تا آن زمان در دست مشرکان و سران قریش بود. از این رو، مراسم حج بر همان اساس جاهلیت انجام میگرفت. پیامبر خدا(ص) در سال ششم هجرت با نزول آیه ﴿أَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ﴾[۲۳] تقریباً با ۱۴۰۰ نفر از مدینه به قصد حج خارج شد و در مسجد شجره محرم گردید. اما از آنجا که مکه هنوز در سیطره و سلطه مشرکان بود، جلوی کاروان حج را گرفتند که رفتند که منجر به صلح حدیبیه گردید[۲۴] و آیه مبارکه: ﴿لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ﴾[۲۵] در آن زمان نازل شد. پیامبر(ص) با اصحاب خود به مدینه برگشتند، اما بر اساس یکی از بندهای صلح حدیبیه، پیامبر در سال بعد، تقریباً با ۲۰۰۰ نفر و هشتاد شتر قربانی، عمرة القضاء را انجام داد[۲۶] و مسلمانان، با شکوه و جلال خاصی لبیکگویان، در حالی که عبدالله بن رواحه شتر پیامبر را در دست داشت، وارد مکه شده و قریش برای این که این صحنه دشوار را نبینند، مسجدالحرام را خالی و بر فراز کوه ابوقبیس به تماشا ایستادند. پیامبر(ص) سواره وارد مسجدالحرام و سواره طواف نمود و بعد از پایان عمره، به مدینه برگشتند و این نخستین عمرهای بود که در اسلام رسماً انجام پذیرفت.
عمره رسمی دوم در سال هشتم هجرت، در فتح مکه انجام گرفت که پیامبر در این سال همچون ابراهیم خلیل، مشغول پاکسازی حریم قدس کعبه از بت و بتپرستی شد و با تلاوت آیه ﴿وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ﴾[۲۷] بتها را یکی پس از دیگری به زمین کشید.
اما نخستین حج واجب که بعد از بعثت پیامبر خدا(ص) به طور رسمی انجام گرفت، در سال نهم پس از هجرت بود که به دلایلی، خود پیامبر در آن شرکت نکرد و امیرالحاج در آن سال حضرت علی، امیر مؤمنان(ع) بود و در این سال بود که سوره برائت نازل شد و پیامبر(ص) به علی(ع) مأموریت داد که برای اعلام جدایی کامل مرز توحید از شرک و کفر و جدایی صفوف مسلمانان از صفوف کفار، چند آیه از اوایل سوره برائت را همراه با قطعنامهای در مجمع عمومی حج برای مردم قرائت کند و این سال از یک طرف آخرین سال شرکت مشرکین در مراسم حج بود و از سوی دیگر، نخستین سالی بود که مسلمانان و مشرکان، با هم مراسم حج برگزار کردند.
اما بزرگترین و شکوهمندترین حج در اسلام، در سال دهم هجرت واقع شد، که پیامبر خدا(ص) در آن شرکت کرد[۲۸] و مناسک و اعمال واقعی حج را در عمل به مسلمانان آموزش داد و فرمود: «خُذُوا عَنِّي مَنَاسِكَكُمْ»؛ «همانگونه که در مورد نماز فرمود: «صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي».
ابتدا و انتهای این مراسم، با مجموع خطبههای آن حضرت در جوامع روایی و تاریخی فریقین نقل شده است. تلاش پیامبر(ص) در این حج، این بود که مناسک حج را از آلودگیهای شرک جاهلی و بدعتها و خرافات پاک کند و این اولین حجی بود که هیچ مشرکی حق شرکت در آن را نداشت. از این رو، تمام ویژگیهای حج جاهلی نفی و محتوای توحیدی حج در قالب مناسک حج و به وسیله پیامبر مکرم اسلام در عمل و منطق بیان شد و هر گونه امتیازطلبی و تبعیض، لغو و حتی اختلافات ظاهری برکنار گردید و همه با یک شکل و یک لباس و یک نوع عمل، به انجام مناسک حج پرداختند. و بدین وسیله افزون بر تعلیم صحیح مناسک حج، عظمت اسلام و مسلمانان به نمایش گذاشته شد و این اولین و آخرین حجی بود که شخص پیامبر(ص) در جمع مسلمانان شرکت کرد، اما در این که پیامبر(ص) چند حج و عمره انجام داد، اختلاف نظریه وجود دارد و در بعضی روایات، تا ۲۰ حج برای پیامبر ذکر شده که حضرت مخفیانه انجام داده است؛ چنان که فرمود: «حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عِشْرِينَ حَجَّةً مُسْتَسِرَّةً»[۲۹].
همچنان که در سال وجوب حج در اسلام هم اختلاف وجود دارد که آیا در سال ششم هجرت با نزول آیه ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾[۳۰] واجب شد یا در سال نهم و یا در سال دهم با نزول آیه ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ﴾[۳۱] که پیامبر تصمیم به حج گرفت.
در زمان امامان معصوم(ع)
از آنجا امام معصوم(ع) وارثان صالح پیامبر و احیاگر سنت رسول الله(ص) هستند، در طول تاریخ با بذل جان و مال در حفظ و نگهداری آن کوشیدند و امامان معصوم، به تعبیر امام سجاد(ع) و فرزندان راستین مکه و منا و کعبه پاسدار روح کعبه هستند و با حضور فکری و تبلیغی و شخصی و عینی خود، در حفظ و حراست حج، از هیچگونه تحریفی مضایقه نداشتند؛ چراکه حج یکی از سنگرها و پایگاههای مهم برای ترویج و احیای فرهنگی غنی اسلام است. از این رو، ائمه(ع) در طول زندگی، اصرار بر حضور شخصی خود در حج داشتند که سفرهای متعدد امامان و خطبه و سخنرانیهای آنها در مواضع مختلف حج، گویای حساسیت امامان معصوم بر مسأله حج است که از هر فرصت مناسب در مسجدالحرام و عرفات و... استفاده نموده و به تشکیل جلسه و ایراد سخنرانی میپرداختند؛ چنان که امام حسین(ع) برای حفظ و قداست کعبه و حرم، حاضر شد حج را ناتمام گذارده، به بیابانها آواره گردد تا حریم امن الهی دچار خدشه نشود.
روایات و احادیثی که درباره اهمیت حج و بخشهای مختلف این نوشته و جوامع روایی، از امامان معصوم(ع) نقل شده، شاهدی گویا بر اهمیت و عظمت این فریضه الهی و از سوی دیگر نشانه اهتمام ائمه(ع) بر حفظ و حراست حج از هر گونه تحریف است و بنا به روایات مختلفی امام زمان(ع) در عصر غیبت، در هر سال، در مراسم با شکوه حج شرکت مینمایند، چنان که امام صادق(ع) در این زمینه فرمود: «يَفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ، يَشْهَدُ الْمَوْسِمَ، فَيَرَاهُمْ وَ لَايَرَوْنَهُ»[۳۲]؛ همچنان که از محمد بن عثمان، یکی از نواب خاص امام زمان(ع) نقل شده است که: «وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَيَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ يَرَى النَّاسَ وَ يَعْرِفُهُمْ وَ يَرَوْنَهُ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ»[۳۳].
حج در عصر کنونی
از آنجا که مراسم با شکوه حج، مهمترین سنگر و پایگاه برای ترویج اسلام ناب محمدی(ص) است و آثار و فواید مختلفی در تمام زمینههای فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به همراه دارد و از سوی دیگر، موجب اتحاد مسلمین جهان و شکوه و عزت اسلام و در مقابل، موجب ضعف و زبونی دشمنان اسلام و مسلمین میگردد، از این رو، همه کسانی که به نحوی منافعشان از طریق انجام حج به خطر میافتد، سعی بر آن داشته و دارند که حج را از مسیر واقعی آن منحرف و بیاثر و بیخاصیت گردانند که شیطانیترین راه برای تأمین این اهداف شوم، ابقای ظاهری حج و محتوا کردن آن است. اگر در آن روز، کفار قریش بت را میپرستیدند و اعمال حج را آلوده به انواع خرافات و بدعتها کرده بودند، امروز هم بتهای غرب مورد پرستش واقع میشوند و اعمال حج آلوده به انواع موهومات و بدعتها توسط وهابی گردیده است[۳۴].[۳۵]
تحریف در حج
مردم همچنان به پیروی از انبیاء، مناسک حج را به جا میآوردند تا آنکه: ﴿فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ﴾[۳۶] به تدریج، فساد در زندگی و سپس تحریف در مناسک حج پدید آمد و حج با شرک، آلوده گردید و قدرت طلبان و سودجویان سلطهگر از موقعیت کعبه برای تثبیت موضع خود سوء استفاده کردند و هر کدام در کعبه برای خود خدائی و آئینی ساختند و در حقیقت، پایگاهی بدلی برای حفظ قدرت و منافع خود ایجاد نمودند.
قبیله «جرهم» علیه قبیله «سعد بن عدنان» و سپس «عمروبن ربیعه بن حارثه» رئیس قبیله «خزاعه»، علیه «عمروبن حارث جرهمی» رئیس قبیله «جرهم» و آن گاه قبیله «قصی بن کلاب» برای نابودی قبیله «خزاعه» جنگها به راه انداختند و هر کدام با پیروزی بر کعبه، جای پای خود را با بت جدید و مراسم شرکآلود ویژهای تثبیت نمودند[۳۷].
کلبی در «الاصنام» میگوید: قبیله «ازد» هر ساله به عنوان حج به مکه میرفتند و قریش، به قصد زیارت بت عزی و قبیله «مدحج» برای زیارت بت «یغوث» و قبائل «لحم و قضاعه و جذام» در محل «اقیصر» حج مینمودند.
اما درباره انتقال حج به یمن؛ موقعیت کعبه و ریشهدار بودن مناسک حج، هر قبیله قدرتمند، جاه طلب و سلطه جوئی را به وسوسه تسخیر این مرکز دلها و مقصد آمال میانداخت و هر کدام پس از پیروزی، ضمن نصب بت ویژه و ایجاد بدعت جدید، سعی بر آن داشتند که مراسم حج هر چه باشکوهتر و جذابتر و با آرایشی چشمگیرتر برگزار گردد.
در تمامی درگیریها و کشمکشها که بر سر حراست کعبه و سیادت بر آن رخ میداد، قدرتهای سلطهجو علیرغم اختلاف و درگیری و تفاوت در بتهای ویژه و مراسم مخصوص به خود، در یک جهت متفق القول بودند و آن این که برگزاری مراسم توحیدی حج به زبان مقاصد و منافع تمامی آنها بوده و در نهایت موجب زوال قدرت و نابودی مطامع آنها میباشد. چنان که هر گونه صدمه و زیان به اصل کعبه و مراسم حج، آنان را از بهرهگیری سرشار از یک موقعیت رایگان که از گذشتگان به ایشان رسیده است محروم خواهد نمود. پر کردن چاه زمزم توسط قبیله «جرهم» نیز نه به خاطر آن بود که با ایجاد مشکل آب از ممانعت کنند، بلکه اقدامی برای نفی زمینه سیادت دیگران محسوب میشد.
علی رغم این تفکر سودجویانه برای اولین بار؛ حادثه جدیدی در تاریخ جاهلی رخ داد و فرمانروای یمن بر آن شد که این موقعیت تاریخی را از مکه به یمن انتقال دهد و با حفظ اصل حج و جاذبه آن، محل برگزاری مناسک را تغییر دهد تا بهرههای مادی و معنوی حاصل از مراسم حج نصیب دربار ابرهه گردد.
به منظور تحقق بخشیدن به این آرزو، ابرهه با سپاهی کلان برای ویران نمودن کعبه به سوی مکه حرکت کرد. او در این تهاجم، از فیلهای عظیم الجثه و سپاهیان دلیر استفاده کرد و همه وسائل و ابزار ظاهری پیروزی را فراهم آورد ولی علیرغم همه این تدارکات، به وسیله ابابیل و سجیل نابود شدند و این نقشه خطرناک عقیم ماند.
زمانی هم مسائلی از قبیل غارت رفتن اشیاء زرین کعبه قریش را بر آن داشت که به خاطر استحکام و امنیت و شکوه بیشتر کعبه آن را منهدم و سپس به نوسازی آن همت گمارند. گرچه این حادثه همزمان با سیادت مجدد حامیان دین حنیف و آئین توحیدی ابراهیمی است و اینک عبدالمطلب و فرزندانش پاسدار حرمت کعبه و اختیاردار زمزم و متولی تأمین آب آشامیدنی حجاجاند و پیامبر(ص) در دوران جوانی شخصاً قریش را در تجدید بنا هدایت و یاری میدهد، اما کعبه همچنان جولانگاه بت داران و هیاکل شرک است و هر قبیلهای در خانه خدا بتی دارد و از رهگذر آن منافعی را میطلبد[۳۸].[۳۹]
حج پیامبران
از روایات استفاده میشود که از زمان خلقت حضرت آدم(ع) این خانه خدا مطاف جهانیان بوده است و هیچ پیامبری نیامده مگر اینکه به زیارت این خانه مشرف شده است. «حلبی» میگوید: از امام ششم(ع) سؤال شد که خانه کعبه را قبل از بعثت پیامبر(ص) هم آیا به عنوان حج، زیارت میکردهاند؟ حضرت فرمود: آری گواه بر این مطلب در قرآن، گفتار شعیب میباشد آنگاه که خواست دختر خود را به موسی(ع) تزویج نماید، گفت: مهریه او، این است که اجاره دهی نفس خود را و مزدوری کنی مرا (هشت حج) و نگفت هشت سال: ﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ﴾[۴۰].
آنگاه حضرت، حج چند نفر از انبیاء را بیان میفرماید: به درستی که آدم و نوح حج گزاردهاند، و سلیمان حج به جا آورده در حالی که گروهی از آدمیان، پریان و پرندگان همراه او بودند. و هر آینه حج به جا آورد موسی(ع) در حالی که بر شتر سرخی سوار بود و فریادش را به شعار (لبیک، لبیک) بلند ساخته بود. همانا حج این خانه از اول بود، چنانچه خدای تعالی میفرماید: اول خانهای که برای مردم در روی زمین بنا شده، آن خانهای است که در مکه است[۴۱].
امام ششم(ع) میفرماید: هفتاد پیغمبر در اثر سختی و گرسنگی در مکه فوت کردند و بین رکن یمانی و حجر الاسود دفن شدند[۴۲].
حج حضرت آدم(ع): پس از آنکه حضرت آدم و حوا، ترک اولی کرده و به زمین هبوط نمودند، حضرت آدم در کوه صفا و حوا در مروه منزل گرفتند... جبرئیل نازل شد و به آدم گفت: خداوند عظیم مرا مأمور ساخته مناسک حج را به تو آموزش دهم تا از گناهان پاکیزه گردی، پس دست آدم را گرفت ـ در محل فعلی (بیت الله) ـ سپس لکه ابری به قدرت پروردگار روی سر او سایه انداخت که محاذی «بیت المعمور» بود. جبرئیل گفت: ای آدم! هر جا این ابر سایه انداخته قدم بردار؛ زیرا که به این زودی خانهای «مصفّی» تشکیل خواهد شد، طولی نکشید خانه کعبه تشکیل یافت و حجر الاسود که از بهشت نازل شده بود بر آن نصب گردید[۴۳].
سپس جبرئیل، آدم(ع) را به سوی مشعر برد و از آنجا ریگ برداشته، آنگاه شیطان جلو آمد به آدم گفت: کجا میروی؟ جبرئیل گفت: با او صحبت مکن و هفت ریگ به او بینداز و هر بار بگو الله اکبر. سپس به طواف خانه آمد، هفت بار طواف کرد، بعد از آن سعی صفا و مروه نمود، دوباره طواف کعبه انجام داد که آن را «طواف نساء» گویند، آنگاه جبرئیل گفت: ای آدم! تمام گناهانت آمرزیده شد و همسرت بر تو حلال گردید[۴۴].
حج حضرت نوح: امام چهارم میفرماید: هنگامی که نوح سوار کشتی بود، مأموریت به او داده شد که طواف «کعبه» نماید او پس از طواف به منا رفت و دوباره از آنجا به سمت مکه مراجعت کرد و «طواف نساء» را انجام داد[۴۵].
حج حضرت ابراهیم و اسماعیل: چون حضرت ابراهیم و اسماعیل از بنای کعبه بیاسودند، به تعلیم جبرئیل مانند حضرت آدم مناسک حج را به جا آوردند[۴۶].
حج حضرت موسی و یونس بن متی: از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: موسی(ع) با هفتاد پیامبر زمان خود به بین الحرمین که مکه و مدینه باشد، عبور نموده در حالی که پارچه (قطوانی) بر تن آنها بود و تلبیه میگفتند: «لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ يَا كَرِيمُ لَبَّيْكَ»[۴۷].
حج حضرت سلیمان: «زراره بن اعین» از امام صادق(ع) و ایشان نیز از امام پنجم(ع) نقل میفرمایند که فرمود: «سلیمان بن داود» حج بیت الله نمود در حالی که جن و انس همراه او بودند و از پارچه (قبطی) احرام بسته بود و چون خانه را زیارت کرد آن را با پارچه قبطی پوشانید و سپس سلیمان چند روزی در مکه توقف کرد و روزی پنج هزار شتر و گاو و گوسفند قربانی میکرد و مردم را خبر داد که پیغمبری از عرب، در این شهر مبعوث میشود که خاتم پیامبران باشد[۴۸].
حج خاتم الانبیاء: پیامبر اکرم(ص) قبل از بعثت هر ساله حج انجام میدادند، ولی نه همچون مردم مکه و بعد از بعثت تا هجرت، چون فرمان حج نرسیده بود، کیفیت حج آن حضرت بیان نشده است. اما بعد از هجرت در سال ششم حضرت با جمعی از مسلمین آهنگ حج نمودند و کفار مکه در حدیبیه مانع ورود آنها شده تا سال هفتم هجرت «عمرة القضاء» به جا آوردند، سپس حج آن حضرت با تشکیلاتی خاص در سال دهم هجرت انجام یافت که آن را «حجة الوداع» میگویند[۴۹].[۵۰]
حج جاهلی
در تاریخ، بارها کعبه و مناسک حج، توسط انبیای عظام از لوث شرک و بتپرستی تطهیر و این پایگاه توحید از حیطه قدرت و سودجوییها و سلطهگریهای طاغوت و استکبار خارج گردید و به شکل و محتوای توحیدی بازگردانده شد. ولی در دوران فترت بین حضرت عیسی و رسالت جهانی پیامبر اسلام(ص) که مردم شبهجزیره عرب با شرک و بتپرستی خو گرفته بودند، کعبه و حج دچار انحرافیترین بدعتها و زیانبارترین عادتهای شرکآلود شد و این پایگاه رهاییبخش و خلوص و توحید، به مرکز وابستگیهای استکباری و بت و بتپرستی تبدیل شد و عبادت مردم در پاکترین مرکز عبادت به صورت صفیر و سوت کشیدن و کف زدن در آمد: ﴿وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً﴾[۵۱].
هر گروهی که برای زیارت کعبه و انجام حج به مکه روی میآوردند به بتی تعلق داشتند و سر بر آستان آن میسائیدند و قریش که پاسداری از این بتها را بر عهده داشتند، منافع خود را در همین وابستگیها و توهمات و جهالتها میدیدند و سخت در حمایت آن میکوشیدند.
مراسم حج، برای اینان که خود را خادمان کعبه مینامیدند، روزگار سیادت و فرمانروایی بر انبوه مردم به استضعاف کشانده شده و جاهل و تحمیل خواستهها و تأمین مطامع و کسب ثروت و اعتبار بود.
در اینجا به برخی از ممیزات حج جاهلیت اشاره میکنیم:
- حج جاهلی بنا بر ماهیت شرکآلودش فاقد احرام بود و میقاتی نداشت و آغازش چون فرجام بیمحتوا و فاقد تحرک و سازندگی بود و حال آنکه احرام، نخستین گام توحیدی در حج ابراهیمی است که نشانه خلوص و جدا شدن از همه وابستگیها و پیوستن به خدای یگانه است. با احرام همه اعمال حج، رنگ توحیدی مییابد و جهتگیریها به سوی خدا و اجتناب از شرک و دشمنی با طاغوت و استکبار میگردد.
- در دوران جاهلیت جز اندکی، باقی حجگزاران به محرمات احرام ملتزم نبودند و در مدت انجام مناسک از فرصت آمادگی که پیدا کردهاند سودی نمیبردند و در جهت دوری از عادتهای زشت و آماده شدن برای زندگی پاک گامی برنمیداشتند.
- برهنگی در حال طواف، از عادتهای زشتی بود که به شکل ظاهری حج جاهلی نیز چهره نفرتانگیز میداد و آنان نیز که لباس احرام میپوشیدند، این عملشان حاکی از یکدلی و همسویی و کنار گزاردن اختلافات نژادی و اجتماعی و اقتصادی نبود، بلکه تأمین لباس احرام در اختیار قریش قرار داشت و اگر کسی جامه احرام تهیه نمیکرد، میبایست برهنه طواف نماید[۵۲].
- تبعیض و تفاخر نیز به نوبه خود حج جاهلی را از هر نوع خصیصه عبادی و معنوی تهی مینمود و این مراسم پاک را در خدمت اشرافیت و اختلافات نژادی و طبقاتی قرار میداد. در حج جاهلی، وقوف به عرفات اختصاص به کسانی داشت که از خارج مکه به زیارت کعبه میآمدند و رفتن از عرفات به مشعر الحرام (افاضه) عملی بود که آنان میبایست انجام میدادند، ولی قریش و طوائف مجاور حرم و وابستگانشان خود را از این عمل معاف میدانستند و خود را اهل الله میشمردند و این تبعیض ناروا در اسلام برداشته شد.
- در جاهلیت حجاج نمیتوانستند از غذای خارج حرم استفاده کنند. آنان میبایست از آن چه که در اختیار داشتند استفاده کنند و این امتیاز در عین اینکه یک بدعت بود، سود سرشاری را برای قریش که خود را متولیان حرم میدانستند دربر داشت؛ به علاوه این عمل، خود نوعی سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم در جهت مطامع مادی محسوب میگردد. قرآن با اشارهای لطیف به این نکته چنین بدعتی را ریشهکن نمود: ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ﴾[۵۳].
- حجاج میتوانستند در زیر چادرهای چرمی استراحت کنند و استراحت زیر چادرهای غیر چرمی روا نبود.
- اعمالی مانند سرخ کردن با روغن و سائیدن کشک را در مدت حج، بر خود حرام میدانستند.
- به جای طواف دور کعبه، در صفا و مروه دو بت نصب کرده بودند که بر دور آنها طواف به جا میآوردند و آنها را استلام (مسح کردن با دست) مینمودند و قربانی را نیز به پای این بتها انجام میدادند.
- قبائلی چون قریش در ایام حج، از در خانه وارد نمیشدند و از دیوار فرود میآمدند و آن را برای خود امتیازی میدانستند.
- بدعت «نسیء» که از سودجوئی و خلط مسائل عبادی با منافع تجاری و بازرگانی نشأت میگرفت؛ زیرا اختلافی که ماههای قمری و شمسی دارد، موجب شد که فصول ماههای حج تغییر کند و منافع تجاری و بازرگانی قبائل سودجو را به خطر افکند. از این رو با استفاده از تفاوت ایام سال قمری و شمسی (حدود ده یا یازده روز در سال) مقرر میداشتند که هر سه سال یک بار، ماه صفر را به جای محرم آغاز سال نو قرار دهند. و به این ترتیب میتوانستند موسم حج را همه سال در فصل معین انجام دهند. در زمینه بدعت نسیء، نظرات مختلفی وجود دارد، آنچه قابل توجه است تحلیلی است که قرآن در مورد این بدعت ارائه داده است. ﴿إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ﴾[۵۴]. آنچه قریش به عنوان حج انجام میدادند، خود، عملی کفرآمیز و شرکآلود بود و بازی با معتقدات مردم و محور قرار دادن منافع مادی در یک عمل عبادی، و بالاخره تابع هوا و هوس قرار دادن آنچه به عنوان عبادت انجام میگیرد خود، کفری افزون و گمراهی مضاعف و زیادهروی در کفر و دور نگهداشتن حقائق از مردم گمراه میباشد.
- کف زدن و سوت کشیدن و مراسم عبادی را به مراسم جشن و پایکوبی و عشرت درآوردن.
محور اصلی ویژگیهای حج جاهلی را میتوان در سه جهت خلاصه کرد:
- امتیازطلبی و روح تبعیض؛ ب) به خود اختصاص دادن خانه خدا و انحصارطلبی قریش به عنوان والیان حرم.
- وسیله قرار دادن حج برای تأمین منافع و مقاصد گروهی[۵۵].[۵۶]
منابع
پانویس
- ↑ «بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۵۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۲.
- ↑ «بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی» سوره قصص، آیه ۲۷.
- ↑ «بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.
- ↑ «و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه (کعبه) را فرا میبردند» سوره بقره، آیه ۱۲۷.
- ↑ «که خانه مرا برای طوافکنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوعکنندگان سجدهگزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.
- ↑ تفسیر برهان، ج۱، ص۱۵۵؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۶۰.
- ↑ فروع کافی، ج۴، ص۱۹۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۴.
- ↑ «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیدهای که از هر راه دوری میرسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.
- ↑ «و خانه مرا برای طوافکنندگان و قیامکنندگان و رکوعکنندگان سجدهگزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.
- ↑ «بیگمان صفا و مروه از نشانههای (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید» سوره بقره، آیه ۱۵۸.
- ↑ «سپس از همانجا که مردم رهسپار میشوند رهسپار شوید» سوره بقره، آیه ۱۹۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۴.
- ↑ «(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی» سوره قصص، آیه ۲۷.
- ↑ «و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طوافکنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوعکنندگان سجدهگزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.
- ↑ فروع کافی، ج۴، ص۲۱۲.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۹؛ تفسیر برهان، ج۱، ص۳۰۰.
- ↑ «و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که میورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.
- ↑ «سپس از همانجا که مردم رهسپار میشوند رهسپار شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، به راستی خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۹۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۵.
- ↑ «و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.
- ↑ بحارالانوار، مجلسی ج۲۰، ص۳۱۷؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۸.
- ↑ «به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند» سوره فتح، آیه ۱۸.
- ↑ سیره ابن هشام ج۲، ص۳۷۰.
- ↑ «و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت» سوره اسراء، آیه ۸۱.
- ↑ بحار الانوار، ج۲۱، ص۳۷۸؛ فروع کافی، ج۴، ص۲۴۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۱، ص۳۹۸.
- ↑ «و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.
- ↑ «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار» سوره حج، آیه ۲۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۱.
- ↑ بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۵۱، ص۹۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۶.
- ↑ «اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دلهاشان سخت شد» سوره حدید، آیه ۱۶.
- ↑ فروع کافی، ج۴، ص۲۱۱.
- ↑ در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، ص۸۸.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۴۵.
- ↑ «(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۴.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۴.
- ↑ کافی، ج۴، ص۱۹۰ - ۱۹۵.
- ↑ کافی، ج۴، ص۱۹۰ - ۱۹۵.
- ↑ کافی، ج۴، ص۲۱۲ - ۲۱۳.
- ↑ کافی، ج۴، ص۲۰۱ – ۲۰۶.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۶.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۷.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۷.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۷۳.
- ↑ «و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که میورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.
- ↑ در تاریخ العرب مینویسد: «در جاهلیت عرب سه گروه وجود داشت: گروه نخست، کسانی بودند که برهنه طواف میکردند و آنان را «راحله» مینامیدند. و گروهی با لباس شخصی خود که آنان را «حُمس» میگفتند، و سوم گروهی که در اعمال حج چون «راحله» عمل میکردند ولی طواف را با لباسی که از خود داشتند (از اهل حرم نمیگرفتند) به جا میآوردند».
- ↑ «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.
- ↑ «بیگمان واپس افکندن (ماههای حرام) افزایشی در کفر است؛ با آن، کافران به گمراهی کشیده میشوند، یک سال آن (ماه) را حلال و یک سال دیگر حرام میشمارند تا با شمار ماههایی که خداوند حرام کرده است هماهنگی کنند از این رو آنچه را خداوند حرام کرده است حلال میگ» سوره توبه، آیه ۳۷.
- ↑ در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و انتشارات اسلامی، ص۹۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۷۶.