تشیع در کلام اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۹ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۵۷ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

تشیع: از ریشۀ شیعه است. شیعه به معنای گروه و جمعیت، گروه پیرو، هواداران و پیروان است. شیعه در اصطلاح دینی به گروهی از مسلمانان گفته می‌شود که هم به علی(ع) و اهل بیت پیامبر محبت و عشق می‌ورزند، هم آنان را با امر و نصّ الهی و نصب پیامبر، جانشینان بر حق و بلافصل رسول خدا(ص) می‌شناسند و هم به امامت و پیشوایی امامان معصوم در همۀ زمینه‌ها گردن می‌نهند. چنین اعتقادی تشیع نامیده می‌شود. امام خمینی، احیاگر شیعه در قرن حاضر می‌فرماید: ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا(ص) مؤسّس آن به امر خداوند تعالی بوده و امیر المؤمنین علی بن طالب(ع) این بندۀ رها شده از تمام قیود، مأمور رهاکردن بشر از تمام اغلال و بردگی‌هاست[۱].

مذهب تشیّع، مذهب فداکاری بوده است و در ماقبل تاریخ، مردم برای عدالت و برابری حقوق از دست‌رفتۀ خود همیشه قیام کرده‌اند، همیشه خون داده‌اند[۲]. برخلاف سخن آنان که شیعه را فرقه‌ای ساختۀ افکار عبداللّه بن سبأ می‌دانند، یا پیدایش آن را به زمان فوت پیامبر و ماجرای سقیفه یا دورۀ خلافت علی(ع) نسبت می‌دهند، یا حتی شیعه را پدیدۀ دورۀ آل بویه می‌شناسند، بذر تشیّع از زمان پیامبر خدا(ص) افشانده شد و در همان روزهای نخست بعثت که مأموریت یافت بستگان خویش را به دین خدا دعوت کند، صراحتاً فرمود: هرکس به اجابت دعوت من سبقت گیرد، وزیر و جانشین و وصیّ من است؛ علی(ع) پیش از همه مبادرت نمود و اسلام را پذیرفت و رسول خدا(ص) او را در همانجا به وصایت و جانشینی خویش معرفی کرد[۳].

زمینه‌های شکل‌گیری مذهب تشیع

تعبیر "شیعه علی" در زمان پیامبر از زبان آن حضرت بارها و بارها به‌کار برده شد[۴] و در طول ۲۳ سال، پیامبر در مواقع فراوانی حضرت علی(ع) را به جانشینی خویش با تعابیر گوناگونی معرفی فرمود و اطاعت او را بر همگان لازم دانست و در حادثۀ غدیر خم، روشن‌تر و صریح‌تر او را به ولایت و رهبری همۀ مسلمانان تعیین کرد. پس تشیع و اعتقاد به امامت علی(ع) و جانشینی او، از زمان پیامبر خدا مطرح بود و شیعه، علی(ع) و امامان بعدی را که برگزیدۀ خدا و تعیین‌شدۀ از سوی پیامبر اکرم(ص) بودند، به عنوان محور دینی، سیاسی و الگوی اخلاق و عمل و معلّم و مفسّر قرآن و مبیّن احکام می‌شناختند و تبعیّت از آنان و پذیرش ولایت ائمه(ع) را بر خود فرض می‌دانستند.

امّا زمینۀ شکل‌گیری خارجی این گروه و ظهور آن به صورت یک مجموعۀ مشخّص، از ماجرای سقیفه بود. وقتی بعضی از سران قبایل و مهاجرین و انصار در سقیفه برای انتخاب خلیفه گرد آمدند، نام علی(ع) هم به عنوان یکی از نامزدهای خلافت بر سر زبان‌ها بود، ولی نتیجۀ سقیفه برخلاف دستور پیامبر به انتخاب ابوبکر انجامید. آنان که به توصیۀ پیامبر وفادار ماندند و دستاورد سقیفه را قبول نداشتند، بر محور اعتقاد به امامت علی(ع) و شایستگی او برای خلافت گرد آمدند و محلّ تجمّع آنان، خانۀ حضرت فاطمه بود و از بیعت با خلیفه سرباز می‌زدند. نام کسانی چون عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، زبیر، خالد بن سعید، مقداد، سلمان، ابوذر، ابن مسعود، عمار یاسر، ابیّ بن کعب، در آن میان به چشم می‌خورد[۵]. همین مسأله از عوامل تهاجم به خانۀ فاطمه(ع) به عنوان مرکز تجمع مخالفان خلافت ابوبکر بود و آنان چون حاضر نبودند از خانه بیرون آیند، عمر تصمیم گرفت خانه را به آتش بکشد[۶].

تحزّب و شکل‌گیری اجتماعی سیاسی شیعه، عمدتا در زمان خلافت علی(ع) سامان یافت و پس از شهادت امام علی، بر گرد امام حسن(ع) جمع شده با او بیعت کردند. پس از امام مجتبی(ع) بر محور امامت حسین بن علی(ع) گرد آمدند و از او می‌خواستند که با معاویه بجنگد. این اعتقاد نسبت به امامان معصوم در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت[۷] و شیعه به عنوان گروهی که خلافت امویان و عباسیان را قبول نداشتند و به امامت ائمه پای‌بند بودند به رافضیان نامیده شدند. این لقب، گرچه به عنوان یک توهین به کار می‌رفت، ولی افتخار شیعه آن بود که حکومت خلفای جائر و غاصب را ردّ می‌کرد و قبول نداشت. اصطلاح شیعه به عنوان پیروان، نسبت به مخالفان هم (با توجّه به معنای لغوی شیعه) اطلاق می‌شد و در متون تاریخی و روایات، هم شیعۀ اهل بیت دیده می‌شود که رهبری آنان با امامان معصوم بوده است، هم شیعۀ آل ابو سفیان (در سخن امام حسین در روز عاشورا) و شیعۀ بنی امیّه که به پیروان معاویه و یزید و خلفای اموی گفته می‌شد و این نشانۀ تعارض فکری و اختلاف مبنایی این دو خاندان و دو جریان است. تشیع، غیر از مسألۀ امامت و خلافت امام علی(ع) و امامان، در مسائل دیگر اعتقادی، فکری، فقهی هم شاخص‌های دیگری دارد و فرقه‌های متعدّد شیعی ریشه در همین مسائل دارد، مسائلی همچون توحید، قرآن، غلو، تشبیه و تجسیم، بداء، عدل الهی، عصمت انبیا، تقیه، راه تعیین امام، راه استنباط احکام شرع، جایگاه عقل و اجماع، اجتهاد، تخطئه و تصویب، اصول عملی در فقه، در شناخت تشیّع باید مورد توجّه قرار گیرد و به کتاب‌های مبسوط‌تر مراجعه شود[۸]. علامه طباطبایی فشرده‌ای از اعتقادات اسلامی از نظر شیعۀ دوازده امامی را در مباحث خداشناسی، ذات و صفات خدا، قضا و قدر و جبر و اختیار، پیغمبرشناسی، هدایت عمومی و خصوصی، نبوت، عصمت، پیغمبر اسلام و قرآن، معادشناسی، روح و حقیقت مرگ، عالم برزخ و قیامت، امام‌شناسی، فرق امام و نبی و مهدویت آورده است[۹].[۱۰]

پیامبر(ص) و تشیع

دسته‌ای از محقّقان شخص پیامبر(ص) را پایه‌گذار شیعه می‌دانند. آن حضرت بود که نخستین بار واژۀ "شیعه" را در مورد دوستان و پیروان امام علی(ع) به کار برد و آنان را ستود. مفسّران اهل سنت در مورد شأن نزول آیه شریفه: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ[۱۱].

از جابر بن عبدالله روایت کرده‌اند که می‌گفت: روزی محضر رسول خدا(ص) شرفیاب شده بودم که علی(ع) وارد شد، پیامبر اکرم فرمود: برادرم آمد. آن‌گاه ادامه داد: "سوگند به خدا! همانا این مرد و شیعیانش در قیامت رستگار خواهند بود"[۱۲].

طبری - مفسّر و مورّخ معروف - نیز ذیل آیه یاد شده روایت می‌کند که لفظ شیعه را رسول اکرم به کار برده است. حسن بن موسی نوبختی و سعد بن عبدالله می‌نویسند: "فرقه علی بن ابی طالب نخستین فرقه‌ای بود که در زمان رسول خدا(ص) طلوع کرد و به نام شیعه علی نامیده شد و چنین شهرت یافت که آنها قایل به امامت علی بن ابی طالب‌اند و از یاران و علاقه‌مندان او محسوب می‌شوند. مقداد، سلمان، ابوذر و عمار، از جمله شیعیان او بودند. نخستین کسانی که به عنوان شیعه شناخته شدند، اینها بودند. نام شیعه هم تازگی نداشت. در گذشته‌ها نیز پیروان برخی از انبیای الهی به نام شیعه نوح، شیعه ابراهیم، شیعه موسی و عیسی، نامیده می‌شدند"[۱۳].

بنابراین شخص پیامبر اکرم(ص) گروهی از ارادتمندان خاصّ علی(ع) را - که آن حضرت را مقتدای خود می‌دانستند - به عنوان شیعه معرّفی کرده است[۱۴].

فِرَق تشیع

در تشیع نیز مثل مذاهب دیگر اسلام، فرقه‌های مختلفی وجود دارد که کامل‌ترین آنان "امامیه اثنی عشریه" است[۱۵]. در مقاطع مختلف تاریخ امامیه به فرقه‌های متعدد منشعب شده‌اند: فرقه‌ای امامت را پس از امام حسین(ع) به محمد حنفیه ختم می‌دانند و او را امام مهدی می‌خوانند و آنان کیسانیه‌اند. فرقه‌ای پس از امام سجاد(ع)، به امامت زید، فرزند آن حضرت قائلند، به آنها را زیدیه می‌‌گویند. گروهی امام پس از امام صادق(ع) را، اسماعیل فرزند آن حضرت می‌دانند و آنها را اسماعیلیه می‌شناسند. جمعی امام کاظم(ع) را آخرین امام می‌دانند و آنان واقفیه‌اند[۱۶]. جعفریه، فرقه‌ای بودند که به امامت جعفر بن علی الهادی(ع) اعتقاد داشته و با ندیدن فرزندی از امام یازدهم، جعفر را که از طرف امامیه، ملقّب به کذّاب بود، پذیرفتند. اینان خود نظرات متفاوتی داشتند[۱۷]. این فرقه در چگونگی انتقال امامت از امام هادی(ع) به جعفر، برادر امام حسن عسکری(ع)، دچار اختلاف شدند[۱۸].

امامیه اثنی عشریه، شیعه جعفری‌ که از علی بن ابی طالب(ع) تا حضرت مهدی فرزند امام حسن عسکری(ع) را امام واجب الطاعة می‌دانند، یکی از فرقه‌های امامیه است که اکثریت آن را تشکیل می‌دهند[۱۹].

عالمان سنی در تقسیم‌بندی فرقه‌های شیعه و نیز تعریف مذهب امامیه، یکسان عمل نکرده‌اند. برای نمونه، ابوالحسن اشعری گروه‌های اصلی شیعه را غالیه، رافضه و زیدیه می‌داند و یکی از فرقه‌های رافضه را که به امامت دوازده امام اعتقاد داشته‌اند، قطعیه می‌نامد[۲۰]. ابن حزم اندلسی پس از تقسیم‌بندی فرقه‌های شیعه، یکی از آنها را رافضه دانسته است. او یکی از فرقه‌های رافضیه را امامیه و یکی از فرقه‌های امامیه را قطعیه ـ کسانی که به امامت دوازده امام معتقدند ـ می‌داند[۲۱] و.... از آنچه گذشت، روشن می‌شود اصطلاح امامیه میان فرق‌نویسان اهل سنت، معنایی واحد ندارد، اما اعم از اثناعشریه بوده و باورمندان به امامت دوازده امام را اثناعشریه یا قطعیه می‌نامند. اما در فرهنگ شیعی، امامیه بر باورمندان به امامت دوازده امام ـ از حضرت علی تا حضرت مهدی(ع) ـ اطلاق می‌شود[۲۲] بنابراین، در اصطلاح ایشان، امامیه همان اثناعشریه هستند[۲۳].

از سوی دیگر، برای استنباط احکام شرعی نیز دو دیدگاه در امامیه پدید آمد: اخباری و اصولی. مؤسس دیدگاه اخباری، ملا محمد امین استرآبادی صاحب کتاب‌ فوائد المدنیة است. اخباریان، شیوه اصولی را برنمی‌تابیدند و معتقد بودند احکام شریعت را تنها از نصوص ائمه(ع) می‌توان گرفت. نفی تقلید نیز یکی از ارکان این دیدگاه است. در برابر اینان، بیش‌تر فقهای امامیه، پیرو دیدگاه اصولی بوده و هستند. بنابراین دیدگاه، منابع احکام شرعی اسلام، تنها نصوص معصومین(ع) نیست؛ بلکه عبارت است از: قرآن، سنت، عقل و اجماع. برای استنباط احکام شرعی می‌توان از قواعد اصول فقه بهره جست؛ از جمله برائت، استصحاب و عمل به ظن. اخبار را باید از یکدیگر تمیز داد و میزان اعتبار و اصالت آنها را سنجید. برجسته‌ترین شخصیت علمی اصولی، که سرانجام بساط اخباری‌گری را برچید، آقا سید محمد باقر وحید بهبهانی است[۲۴].

مذهب امامیه اثناعشریه، مهمترین و بیشترین گروهی بودند که بر صفحه تاریخ تشیع باقی ماند و این نشانگر آن است که اقدامات صورت گرفته و مقدماتی برای غیبت، به اندازه‌ای حساب شده بود که توانست شیعه را از گرفتاری‌های شک و تردید پس از رحلت امام عسکری(ع) نجات دهد. نمایندگان ویژه حضرت با حرکت‌های سنجیده و رهبریت مدبّرانه خود، اوضاع نابسامان اجتماع شیعه را سامان بخشیده و مردم را از سرگردانی نجات دادند و اختلافات و انشعابات را به تدریج از بین بردند[۲۵].

البته در عصر اخیر فرقه‌هایی که برخی از آنها را نمی‌توان شیعه شمرد، از میان شیعیان سربرآوردند. از جملۀ آن، فرقه شیخیه است که شیخ احمد احسائی آن را بنیان نهاد. اساس فکری این فرقه، آمیزه‌ای است از تعابیر و مفاهیم فلسفه قدیم، به ویژه آثار فکری سهروردی و اخبار و احادیث اهل بیت(ع) بود. بعد از آن فرقه‌های بابیه به سرکردگی علی محمد باب شیرازی و نیز فرقه بهائیه به سرکردگی حسین علی بهاء درست شدند. بنابر نظر مشهور شیعه، این فرقه‌ها اهل بدعت و از گمراهان به شمار می‌‌روند[۲۶].

نقش امامیه را در شکوفایی و بالندگی فرهنگ و تمدن اسلامی نمی‌توان انکار کرد. شیعیان در هر شاخه‌ای از علوم و فنون، نخبگانی به جهان اسلام تقدیم کرده‌اند. هم اینک مذهب امامیه یا شیعه اثنی عشریه، مذهب رسمی کشور ایران است و در کشورهایی همچون عراق، بحرین، جمهوری آذربایجان و لبنان نیز پیروان بسیاری دارد[۲۷].

منابع

پانویس

  1. صحیفۀ نور، ج ۲۱ ص۱۷۱.
  2. صحیفۀ نور، ج ۴ ص۲۲.
  3. شیعه در اسلام، علامه طباطبایی، ص۵.
  4. ر.ک: بحار الأنوار، ج ۶۸. از جمله: هذا و شیعته هم الفائزون (بحار الأنوار، ج ۷ ص۱۷۸).
  5. تاریخ یعقوبی، ج ۲ ص۱۲۴.
  6. الامامة و السّیاسة، ابن قتیبه دینوری، ج ۱ ص۱۹.
  7. به فرقه‌های دیگری چون زیدیّه و... هم که به امامت دوازده امام معتقد نیستند، شیعه گفته می‌شود، چون امام علی و امام حسن و امام حسین(ع) را قبول دارند.
  8. از جمله در شناخت تشیّع، ر.ک: این است آیین ما، دائرة المعارف تشیّع (واژۀ تشیّ، شیعه چه می‌گوید؟، لماذا انا شیعی؟، الشیعة بین الحقایق و الأوهام، التشیّع نشأته و معالمه، شیعه در اسلام، دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیّه، لماذا اخترت مذهب الشیعه، الشیعه (محمّد صادق صدر)، الشیعة فی موکب التاریخ جعفر سبحانی.
  9. شیعه در اسلام، ص۶۷ تا ۱۵۰.
  10. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۶۳ ـ ۱۶۶؛ محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص۱۲۹-۱۳۰.
  11. «بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند» سوره بینه، آیه ۷.
  12. صواعق محرقه، فصل اوّل، باب ۱۱.
  13. المقالات و الفرق، ص۱۵.
  14. محمدی، رضا، امام‌شناسی ۵، ص۱۳۰-۱۳۱.
  15. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۰۰.
  16. ر.ک: مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۱۱۹.
  17. زندگانی نواب خاص امام زمان(ع)، علی غفار زاده، ص۸۱.
  18. ر.ک: مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۲۴۸.
  19. ر.ک: مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۱۱۹.
  20. اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین، ص۱۶-۷۰؛ درباره قطعیه، ر.ک: همان، ص۱۷.
  21. علی بن احمد بن حزم اندلسی، الفصل فی الملل، ج۳، ص۱۱۴.
  22. عکبری بغدادی، محمد‌ بن محمد بن نعمان، اوائل المقالات، ص۴۱.
  23. ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت.
  24. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۱۳۲.
  25. ر.ک: مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۱۱۹.
  26. ر.ک: دائرة المعارف تشیع‌، ۴/ ۲۷۵؛ فرهنگ فرق اسلامی، ۹۴/ ۸۷.
  27. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۱۳۲.