مکان آموزش
مقدمه
اهلبیت(ع) برای تعلیم مواد و مفاهیم مورد نظر خود مکان رسمی نداشتند. مراد از مکان رسمی مکان ثابتی است که از طرف حکومت به رسمیت شناخته شده باشد و رفتوآمدها، مواد درسی و سایر امور آن تحت مقررات و برنامه خاصی باشد. در دوره جاهلیت و در صدر اسلام به دلیل نبود نهادهای مدنی و عدم درک ضرورت توجه به علم، تعلیم و تعلم از سوی مردم مکان ثابت و رسمی وجود نداشت. با اینهمه، اهلبیت(ع) که تحول علمی در جامعه و تعلیم مردم را ضروری میدانستند، متناسب با زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در مکانهایی به تعلیم مخاطبان میپرداختند. مهمترین این اماکن به شرح زیر است:
خانهها
یکی از مهمترین اماکن تعلیمی اهلبیت(ع)، خانهها بودند. خانه پیامبر و ارقم بن ابی ارقم را میتوان به عنوان نخستین و مهمترین خانههایی بهشمار آورد که رسول خدا(ص) در مکه به تعلیم قرآن و احکام میپرداخت؛ اما اطلاعات دقیق و روشنی از چگونگی تعلیم در این خانهها موجود نیست. پس از هجرت به مدینه نیز، خانه پیامبر(ص) و یاران پیامبر(ص) یکی از اماکن مهم تعلیم بهشمار میرفت. امام علی(ع) روزانه دوبار بهطور خصوصی در خانه پیامبر(ص) حاضر میشد و تعالیم اسلامی اعم از تفسیر تأویل و سایر علوم قرآن را از آن حضرت فرا گرفته و مکتوب میکرد[۱]. پیامبر(ص) برای تعلیم مواد مورد نظر خود گاه به خانه صحابه رفته، مجالس درس خود را در آنجا برپا میکردند، چنانکه وقتی عدهای از زنان از اختصاص نداشتن مکانی برای تعلیم قرآن و احکام اسلامی به بانوان، به پیامبر(ص) گله کردند، آن حضرت از آنان خواست تا در خانه یکی از زنان گردهم آیند[۲].
امام علی(ع) و حسنین(ع) نیز در خانههای خود چه در مدینه و چه در کوفه به تعلیم مسلمانان میپرداختند. از اصبغ بن نباته نقل شده است که گفت: «خطبنا امیرالمؤمنین فی داره..»..[۳]. روایاتی از اصحاب امام حسن(ع) نیز وجود دارد که نشان میدهد آن حضرت در خانه به تعلیم آموزههای اسلامی میپرداختند؛ چنانکه از محمد بن حسن کرخی نقل شده است که: «از حسن بن علی(ع) شنیدم که به مردی در خانهاش میگفت: هر کس ده ماه رمضان را به صورت پیاپی روزه بگیرد به بهشت وارد خواهد شد»[۴]. روایتی از سفیان بن ابی لیلی نیز وجود دارد که نشان میدهد امام حسن(ع) در خانه خویش او را تعلیم داد[۵].
چنانکه از روایات مشخص است، خانهها از مهمترین اماکن تعلیمی اهلبیت(ع) بهشمار میرفتند. زمینه و شرایطی خاص موجب گردید که خانهها به یکی از اصلیترین اماکن تبدیل شوند. حاکمیت سیاسی اهلبیت(ع) ملاک اصلی در انتخاب نوع مکان تعلیمی از سوی اهلبیت(ع) بهشمار میرفت. هر زمان که حاکمیت سیاسی در دست اهلبیت(ع) بود آنان در انتخاب مکان تعلیم آزادانه عمل میکردند، اما هرگاه حکومت از دست آنان خارج میشد، خانههای شخصی برای فعالیت محدود و پنهانی اصلیترین مکان تعلیمی اهلبیت(ع) بهشمار میرفت. در سه سال نخست بعثت پیامبر(ص) که آن حضرت تحت کنترل و فشار شدید مشرکان قرار داشت، فعالیتهای پنهانی ایشان غالباً در خانه خود و ارقم بن ابی ارقم صورت میگرفت؛ چراکه کسی از مسلمان شدن او آگاهی نداشت و بنو مخزوم که ارقم وابسته آنان بود، از دشمنان سرسخت بنیهاشم محسوب میشدند؛ از اینرو، هیچ کس تصور نمیکرد که خانه یکی از بنیمخزوم پناهگاه مسلمانان باشد. از طرف دیگر خانه ارقم بر دامنه کوه صفا و مقابل دارالندوه بود و کسی گمان نمیکرد که مخفیگاه مسلمانان تا این اندازه به مشرکان نزدیک باشد[۶]. پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، آن حضرت در رأس قدرت قرار گرفت و از اینرو آزادانه در همه اماکن، اعم از خانه خود و اصحابش و دیگر اماکن به فعالیت تعلیمی پرداخت.
پس از وفات رسول خدا(ص) و غصب خلافت امام علی(ع)، دامنه فعالیتهای تعلیمی آن حضرت و فاطمه زهرا(س) در اماکن مختلف جز خانه خودشان، محدود گردید. حضرت زهرا(س) غالباً در خانه خود، پاسخگوی پرسشهای دینی بود و بانوان هرگاه که به مشکلی برمیخوردند به آن حضرت مراجعه میکردند[۷]. اما با به خلافت رسیدن امام علی(ع)، فعالیتهای گسترده تعلیمشان از سر گرفته شد. امام علی(ع) به عنوان خلیفه مسلمانان بدون هیچ محدودیتی از همه اماکن از جمله خانه خود و سایر مسلمانان به عنوان مکان تعلیم استفاده میکرد. امام حسن(ع) نیز در دوران کوتاه حکومت خود، شرایط کاملاً مشابهی با دوره خلافت پدر گرامیشان داشت و آزادانه به فعالیت تعلیمی میپرداخت.
با آغاز خلافت بنیامیه، فعالیتهای تعلیمی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و نیز مکانهای تعلیمی آنها کاملاً محدود شد. پس از به خلافت رسیدن امویان، سیاست تعقیب، آزار و اذیت، تبعید، شکنجه و قتل شیعیان و دوستداران اهلبیت(ع) بهطور گستردهای آغاز و دنبال گردید[۸]. طبیعی بود که در چنین شرایطی که ائمه نیز تحت کنترل شدید قرار داشتند، فعالیت تعلیمی مستمر آنان به خانههایشان محدود میشد. بنابراین شواهد نشان میدهد که با خارج شدن حکومت از دست اهلبیت(ع) فعالیتهای تعلیمی دائمی آنان نه از سر اختیار، بلکه از سر اجبار در خانهها صورت میگرفت[۹].
مکانهای عبادی
مساجد، عرفات، مشعر و منی مهمترین مکانهای عبادی بودند که اهلبیت(ع) در آنها به تعلیم مخاطبان خود میپرداختند. در این بخش، هر یک از اماکن مذکور به تفکیک بررسی شده و زمینههای مؤثر بر انتخاب این اماکن از سوی اهلبیت(ع) مورد بررسی قرار میگیرد.
مساجد
مسجدالحرام یکی از مهمترین مساجدی محسوب میشد که اهلبیت(ع) برای تعلیم مخاطبان خود از آن استفاده میکردند. مناظرات پیامبر(ص) با مشرکان قریش[۱۰]، بسیاری از دعوتهای رسول خدا(ص) به دین اسلام و اسلام آوردن تعدادی از مشرکان و اهل کتاب[۱۱]، در کنار کعبه صورت پذیرفت. بنابراین پیامبر(ص) بدون توجه به فشارهای سیاسی مشرکان، از حرمت و امن بودن خانه خدا استفاده کرده و مشرکان را به اسلام دعوت میکرد. پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه در تنها سفر خود به مکه نیز از فرصت استفاده کرده و در اماکن عبادی مکه به تعلیم آموزههای اسلام پرداخت. آن حضرت در حجةالوداع در مسجدالحرام مینشست و به سؤالات یا شکایات مسلمانان رسیدگی میکرد؛ چنانکه به شکایت و اختلاف اهل یمن رسیدگی کرد[۱۲].
مسجدالنبی نیز از مهمترین مساجدی بهشمار میرفت که عمد فعالیتهای تعلیمی اهلبیت(ع) در آن انجام میگرفت. پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه، مسجدالنبی به عنوان مرکز عبادی و نیز مرکز اصلی تعلیم مسلمانان ساخته شد و از آن پس، بیشتر تعلیمات عمومی پیامبر(ص) و اهلبیت آن حضرت در این مسجد صورت میگرفت. در روایتی درباره تعلیمات رسول خدا(ص) در مسجد مدینه آمده است: «پیامبر(ص) تشهد را بر منبر به مردم تعلیم میداد، همانگونه که یک معلم به نوجوانان تعلیم میدهد»[۱۳]. پیامبر(ص) هنگام حضور در مسجد پاسخگوی سؤالات اعتقادی و دینی مخاطبان خود بود چنانکه عبد الله بن عمر نقل کرده «مردی در مسجد برخاست و گفت: ای رسول خدا(ص)! از کجا ما را به اهلال امر میکنی؟»[۱۴]. پس از رحلت پیامبر(ص) مسجدالنبی همچنان به عنوان یکی از مهمترین مراکز تعلیمی بهشمار میرفت. خطبه مشهور حضرت زهرا(س) پس از وفات پیامبر(ص) که در مسجد ایراد شد، نمونه مهمی از فعالیت اهلبیت(ع) در مسجدالنبی میباشد. امام علی(ع) پیش از رسیدن به خلافت نیز بهطور محدود در مسجد مدینه، فعالیت میکرد؛ چنانکه بارها در حضور خلفا، خطاها و اشتباهات آنان در باب صدور احکام و مجازاتها را بازگو و روایات پیامبر(ص) در آن موارد خاص را برای حضار بیان کرد[۱۵].
با به خلافت رسیدن امام علی(ع) و انتقال مرکز خلافت از مدینه به کوفه مسجدالنبی تا پایان خلافت امام حسن(ع)، کمتر شاهد فعالیت تعلیمی اهلبیت(ع) بود. پس از صلح امام حسن(ع) با معاویه و بازگشت آن حضرت به مدینه، مسجدالنبی از مهمترین اماکن تعلیمی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بهشمار میرفت؛ بر اساس روایتی، آن حضرت در مسجد مدینه، حلقه درس تشکیل داد و در کنار سایر صحابه پیامبر(ص) به تعلیم مسلمانان میپرداخت[۱۶]. بر این اساس، با وجود تنگناهای سیاسی که پس از رحلت پیامبر(ص) برای اهلبیت آن حضرت پدید آمد، آنان از فعالیت در مساجد اصلی مسلمانان باز نایستادند.
مسجد قبا را نیز میتوان از اماکن تعلیمی اهلبیت(ع)، به ویژه پیامبر(ص) بهشمار آورد. مسجد قبا، اولین مکانی است که پیامبر(ص) پس از هجرت از مکه آن را مسجد بنا کرد و در مدت اقامت خود در قبا که بیش از بیست روز به طول انجامید، در آنجا نماز گزارد و به تعلیم مسلمانان پرداخت. رسول خدا(ص) در یکی از روزهای اقامت خود در آن مسجد فرمود: «... هر کس در برابر خدا تواضع کند خداوند او را بزرگ گرداند و هر کس تکبر ورزد خداوند او را خوار کند و هرکس به دنبال معیشت خود رود، خداوند او را روزی بخشد و.»..[۱۷]. رسول خدا(ص) در این مسجد، امام علی(ع) را نزد خود خواند و خطاب به مردم فرمود: «... ای صحابه من همانا علی از من و من از علی هستم، روح او از روح من و سرشتش از سرشت من است و او برادر وصی و خلیفه در امت من در زمان حیات و پس از مرگ من است، هر کس او را اطاعت کند مرا اطاعت کرده است.»..[۱۸].
مسجد خیف و مسجد ذوقبلتین را نیز میتوان از مساجدی بهشمار آورد که اهلبیت(ع) در آن به تعلیم مسلمانان میپرداختند. رسول خدا(ص) در حجةالوداع، در مسجد خیف نماز گزارد و با این عمل، سنت نماز خواندن در مسجد خیف را ایجاد کرد[۱۹]. روزی پیامبر(ص) نماز صبح را در مسجد خیف به جماعت خواند و پس از نماز متوجه شد که دو نفر همراه آن حضرت نماز نگزاردند. هنگامی که دلیل را جویا شد، گفتند: ما در سفر خود نماز را برپا داشتیم و نخواستیم مجدداً آن را اعاده کنیم، پیامبر(ص) خطاب به آنها فرمود: «هنگامی که کسی از شما، در سفر خود نماز گزارد و سپس مشاهده کرد که مردم نماز میخوانند، او نیز باید همراه آنان نماز را اقامه کند و در این حال نماز اول او فریضه و نماز جماعت او محسوب میشود»[۲۰].
مسجد ذوقبلتین که شمال غربی مدینه قرار داشت نیز مسجدی است که پیامبر(ص) در هنگام اقامه نماز خود، رکعت اول را رو به بیتالمقدس خواند و در رکوع رکعت دوم به امر الهی به سوی کعبه رو کرد و رکعت دوم را به سمت خانه خدا خواند و با عمل خود مسلمانان را از تغییر قبله آگاه ساخت.
مسجد کوفه را نیز باید از مهمترین مساجدی بهشمار آورد که اهل بیت پیامبر در آن به تعلیم میپرداختند. پس از به خلافت رسیدن امام علی(ع) و انتقال مرکز حکومت به کوفه، مسجد این شهر به اصلیترین و مهمترین مکان رسمی تعلیمی امام علی(ع) و امام حسن(ع) تبدیل شد. در مراجعه به منابع حدیثی انبوهی از روایات وجود دارد که با عباراتی چون:«رَأَيْتُ عَلِيّاً(ع) يَخْطُبُ عَلَى الْمِنْبَرِ»[۲۱]، «كَانَ يَقُولُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) عَلَى الْمِنْبَرِ»[۲۲]، «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ... وَ هُوَ يَخْطُبُ عَلَى الْمِنْبَرِ بِالْكُوفَةِ»[۲۳] و... آغاز میشود که نشانه فعالیت گسترده تعلیمی آن حضرت در مساجد است. آن حضرت در مسجد کوفه حلقه درس تشکیل[۲۴] و به سؤالات مسلمانان پاسخ میداد[۲۵]. امام حسن(ع) نیز در دوره کوتاه خلافت خویش از مسجد کوفه به عنوان مکان تعلیم استفاده میکرد، که خطبههای آن حضرت پس از شهادت امام علی(ع) و روزهای جمعه نمونههایی از فعالیتهای ایشان در این مسجد بهشمار میرود[۲۶].
با توجه به نمونههای فوق میتوان گفت که فعالیت آزاد و گسترده در مساجد به شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی داشت. پیامبر(ص) در طول دوره حضور در مکه برای تعلیم و دعوت مشرکان با مشکل مواجه بود؛ اما پس از هجرت به مدینه و قرار گرفتن در رأس حکومت اسلامی بدون هیچ محدودیتی در مساجد مختلف به فعالیت میپرداخت. پس از وفات پیامبر(ص)، مساجد، همچنان کارکرد تعلیمی خود را حفظ کردند و حضرت زهرا و امام علی(ع) به صورت محدود به فعالیت در این اماکن میپرداختند. نکته قابل توجه آنکه اهتمام اهلبیت(ع) به مساجد به این دلیل بود که از یک سو، این اماکن محل اجتماع مردم بودند و فعالیت در آنها ارتباط با قشر وسیعی از جامعه را فراهم میکرد و از سوی دیگر تأثیر سخنان اهلبیت(ع) در این اماکن که دلها آمادگی بیشتری پیدا میکرد، بسیار افزایش مییافت.
با به خلافت رسیدن امام علی(ع) و امام حسن(ع)، فعالیتهای تعلیمی اهلبیت(ع) در مساجد بهطور چشمگیری افزایش یافت. قرار گرفتن این دو امام در رأس حکومت اسلامی، افق جدیدی را پیشروی اهلبیت(ع) گشود و سبب شد همه امکانات حکومتی از جمله «منبر و خطابه» به عنوان یکی از مهمترین وسایل ارتباط جمعی آن روزگار در اختیار امام علی(ع) و امام حسن(ع) قرار گیرد. پس از صلح امام حسن(ع) با معاویه و آغاز حکومت امویان فعالیت تعلیمی اهلبیت(ع) به مساجد اصلی همچون مسجدالحرام و مسجدالنبی محدود شد. با وجود محدودیتهای حکومتی و فشارهای سیاسی، اهلبیت(ع) همچنان به فعالیت تعلیمی خود ادامه میدادند و از هر فرصتی برای روشنگری استفاده میکردند[۲۷].
عرفات
عرفات از اماکن عبادی بود که اهلبیت(ع) به ویژه پیامبر(ص) در آن به تعلیم مسلمانان میپرداختند. از آنجا که مراسم حج در عصر جاهلیت با حج ابراهیمی فاصله بسیار یافته بود، پیامبر(ص) در تنها حج تمتع خویش تمامی اعمال و مناسک حج را بهطور عملی به مسلمانان تعلیم و به پرسشهای مختلف آنها پاسخ داد: در جاهلیت، قریش در عرفات توقف نمیکرد؛ اما پیامبر(ص) در حجةالوداع، وقوف همه مسلمانان در عرفات را با نزول کلام وحی، واجب گرداند[۲۸]. پیامبر(ص) هنگام ورود به عرفات، در نزدیکی کوهی که کنار مسجدالحرام بود، خیمه زد[۲۹]، به گونهای که در جانب چپ کوه قرار گرفت[۳۰]. مشرکان در جاهلیت، پیش از غروب آفتاب عرفات را ترک میکردند؛ اما رسول خدا(ص) با ترک عرفات پس از غروب آفتاب در قالب رفتاری عملی سنت مشرکان را منسوخ کرد[۳۱]. بنابراین پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه، در تنها حج تمتع خود، برخی مناسک حج را اصلاح و تعدیل و برخی را ابقا یا ابطال کرد. پس از رحلت پیامبر(ص) نیز عرفات به عنوان یکی از اماکن تجمع مسلمانان برای اهلبیت(ع) مکانی تعلیمی محسوب میشد؛ چنانکه امام حسین(ع) دعای عرفه خویش را که حاوی مضامین اعتقادی و اخلاقی بسیار عمیقی بود برای دو تن از یارانش املاء کرد[۳۲].[۳۳]
مشعر الحرام
مشعر، از دیگر اماکن عبادی بود که اهلبیت(ع) به ویژه پیامبر(ص) در آن به تعلیم مخاطبان خود میپرداختند. رسول خدا(ص) در مشعر نیز آداب و مناسک وقوف در آن را به صورت عملی به مسلمانان تعلیم داد. آن حضرت پس از غروب آفتاب از صحرای عرفات خارج شد و به مشعرالحرام رفت و تا پیش از طلوع آفتاب در آنجا اقامت کرد. پیامبر هنگام وقوف در مشعر در مقابل مردم به حمد و ستایش پروردگار، تکبیر و تهلیل پرداخت و پیش از طلوع خورشید از آنجا خارج شد[۳۴]. رسول خدا(ص) در مشعر برای مسلمانان خطبه خواند و فرمود: «پس از این روز من شما را نمیبینم، جز آنکه خون، مال و آبروی شما را همچون حرمت این روز بر یکدیگر حرام اعلام میکنم...»[۳۵]. بر این اساس اهلبیت(ع) از وقوف همه حجاج در اماکنی چون عرفات و مشعرالحرام بهترین استفاده را کرده و علاوه بر تعلیم مناسک حج، اصول اخلاقی و سایر امور را به آنها تعلیم میدادند[۳۶].
منی
منی نیز از اماکن مهمی بود که اهلبیت(ع) در آن به تعلیم مسلمانان میپرداختند. رسول خدا(ص) در منی مناسک حج را به مسلمانان میآموخت. دیگر ائمه(ع) نیز به هنگام حضور در منی به تعلیم مخاطبان خود میپرداختند؛ امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در حضور مسلمانان و به صورت عملی به آنها تعلیم دادند که موهای تقصیر شده خود را در منی دفن کنند[۳۷]. امام حسین(ع) دو سال پیش از مرگ معاویه، خطبهای بسیار مهم را در منی ایراد کرد و در آن پس از تبیین جایگاه امام علی(ع)، از بیتفاوتی مسلمانان نسبت به جنایات و ظلمهای معاویه شکایت کرد[۳۸]. بر این اساس، اهلبیت(ع) از تجمع مسلمانان در منی نهایت استفاده را میکردند و در صورت خارج بودن حاکمیت سیاسی از دست آنان و وجود خفقان سیاسی نیز، همچنان به فعالیت تعلیمی خود ادامه میدادند[۳۹].
بازار
پیامبر(ص) و امام علی(ع) بازار را مکان مناسبی برای تعلیم افراد میدانستند. رسول خدا(ص) پس از علنی شدن دعوت در مکه از هر مکانی برای دعوت اعراب به اسلام استفاده میکرد؛ چنانکه با وجود کارشکنیها و عیبجوییهای ابولهب، به بازار عکاظ رفته و خطاب به اعراب چنین میفرمود: «ای مردم، لا اله الا الله را بر زبان جاری کنید تا رستگار شوید»[۴۰].
پیامبر(ص) پس از مهاجرت به مدینه، بهطور مستمر در بازار شهر حضور یافته و بر معاملات نظارت میکرد؛ روزی با مشاهده گرانفروشی یکی از فروشندگان او را سرزنش کرده و فرمود: «آیا در بازار ما (اجناس خود را) به قیمتی بالاتر از قیمتهای ما به فروش میرسانی؟... بشارت دهید که اگر کسی به سوی بازار ما بیاید، مانند مجاهد در راه خداست و احتکار کننده در بازار ما، همانند ملحد به کتاب خداوند است»[۴۱].
امام علی(ع) نیز در دوره خلافت خود به بازار کوفه سرکشی کرده و علاوه بر نظارت، احکام اقتصادی اسلام در باب معاملات را برای خریداران و فروشندگان بیان میکرد. بلاذری نقل کرده که امیرمؤمنان(ع) در بازار راه میرفت و مردم را به تقوای الهی و حسن معامله سفارش میکرد و میفرمود: «و حق پیمانه و وزن را ادا کنید و موقع ذبح چهارپایان در آنها ندمید»[۴۲]. بر اساس روایتی از امام باقر(ع)، امیرمؤمنان هر روز به بازارهای کوفه یک به یک سرکشی میکرد و میفرمود: «ای گروه تاجران تقوای الهی پیشه کنید... از خدا طلب خیر کنید و با تساهل بر مردم برکت را از خدا بخواهید و به خریداران نزدیک شوید و خود را به زینت حلم بیارایید و از قسم خوردن و دروغ و ظلم دوری کنید و در برابر مظلومان، انصاف را رعایت کنید و به ربا نزدیک نشوید و حق پیمانه و وزن را ادا کنید.»..[۴۳].
تعالیم اهلبیت(ع) در بازارها، از لحاظ اجتماعی حائز اهمیت بود. از آنجا که بازار یکی از پررفتوآمدترین اماکن هر شهر محسوب میشود و به نوعی، مهمترین محل اجتماع مردم است هرگونه تعلیم در این مکان علاوه بر آگاهسازی حاضران غایبان را نیز تا حدودی آگاه میساخت؛ چراکه حاضران معمولاً شنیدههای خود را به آشنایان غایب خود منتقل میکردند؛ به ویژه که اهلبیت(ع) نیز اغلب بر این انتقال تأکید و سفارش میکردند.
هرگونه سخنرانی و تعلیم علنی در بازارها به شرایط سیاسی جامعه بستگی داشت. هنگامی که قدرت سیاسی و حاکمیت به دست اهلبیت(ع) میافتاد، فعالیت تعلیمی علنی آنان در اماکن عمومی همچون بازارها، به سهولت و بدون هیچ مانعی انجام میگرفت؛ اما از سال ۴۱ تا ۶۱ هجری که حاکمیت سیاسی اهلبیت(ع) از دست رفت، تعلیمات آنان در سطح جامعه و در مکانهای عمومی چون بازار با محدودیتهای زیادی مواجه شد؛ تا جایی که در منابع هیچ نشانهای از فعالیت تعلیمی این دو امام در بازارهای مدینه وجود ندارد[۴۴].
معابر
اهلبیت(ع) حتی در راهها و کوچهها نیز به تعلیم میپرداختند. روزی رسول خدا با یکی از صحابه خود در راه بودند که به درختی برخورد کردند که برگهایش خشک شده و در حال ریزش بود. آن حضرت به صحابی خود رو کرد و فرمود: «... گناهان از فرزندان آدم میریزد همچنان که برگ از این درخت بر زمین میریزد...»[۴۵]. امام علی(ع) نیز گاه تعالیم خود را در راهها به مخاطبانشان منتقل میکردند؛ چنانکه روزی همراه جابر بن عبدالله انصاری در کوچهها راه میرفتند و به گورستان شهر رسیدند حضرت خطاب به جابر فرمود: «قسم به خدایی که آسمان را مرتفع گردانید و زمین را مسطح ساخت اگر به این مردم اجازه سخن گفتن داده میشد، بیتردید میگفتند که ما این را یافتهایم که بهترین توشهها تقواست»[۴۶].
از میان اخبار و روایات اندکی که از امام حسن(ع) و امام حسین(ع) باقی مانده، برخی به تعالیم امام حسن(ع) در معابر اشاره دارد. روزی آن حضرت در راه به گورستانی رسید و عدهای را مشاهده کرد که در آنجا مقیم شدهاند. امام به سوی آنها رفت و فرمود: «از پیامبر(ص) است که خانه مرا میعادگاه خود و گورستانها را خانه خود قرار ندهید و در هر جا که بودید بر من درود فرستید، که همانا درود و سلام شما به من میرسد».[۴۷] نکته قابل ذکر درباره این روایت آن است که در میان اعراب جاهلی، خانه و منزل قرار دادن گورستان شایع و مرسوم بود[۴۸]. این روایت نشان میدهد که با وجود تعلیمات پیامبر(ص) اعراب تا دوره امامت حسن بن علی(ع) نیز نتوانسته بودند برخی آداب جاهلی خود را فراموش کنند.
امام حسین(ع) نیز در راه مکه تا کربلا به هر شهر، قبیله یا فردی میرسید، به تعلیم و روشنگری میپرداخت؛ چنانکه در منزلگاهی پس از تعلیم و روشنگری زهیر بن قین، او را به همراهی با خود ترغیب کرد[۴۹].
تعلیمات اهلبیت(ع) در دوران حکومت خود در خانهها، مکانهای عبادی و بازارها آزادانه صورت میگرفت و آنان به تعلیم مخاطبان میپرداختند و در راهها نیز بدون هیچ مانع و محدودیتی فعالیت تعلیمی خود را انجام میدادند. با خروج حاکمیت سیاسی از اهلبیت(ع) تعلیمات آنها در راهها و معابر عمومی با محدودیت مواجه شد؛ هرچند اهلبیت(ع) در این دوره نیز دست از فعالیت برنمیداشتند و در صورت همراه شدن با افراد یا برخورد به اشخاصی که نیاز به تعلیم داشتند؛ تعالیم مورد نظر خود را به آنها انتقال میدادند؛ به ویژه امام حسین(ع) که در مقام اعتراض از هر مکان و فرصتی بهره میگرفت[۵۰].
میادین جنگ
میادین جنگ را نیز میتوان جزو مکانهای تعلیمی اهلبیت(ع) بهشمار آورد. هریک از اهلبیت(ع)، در میادین جنگ از فرصت استفاده کرده و اصول، آداب و اخلاق و هدف جنگ را تشریح کرده و راه حق را برای یاران و دشمنان خود بازگو میکردند.
مغازی، مکانی تعلیمی برای پیامبر(ص) و اصحاب آن حضرت بهشمار میرفت. رسول خدا(ص) در جنگهای خود رعایت اخلاق جنگی را به مسلمانان گوشزد کرده و میفرمود: «... خیانت نکنید و اجساد را مثله نکنید و حیله و نیرنگ نورزید و پیرمردان و کودکان و زنان را نکشید و هیچ درختی را جز در مواقع ضرورت قطع نکنید[۵۱].
امام علی(ع)نیز در جنگهای داخلی خود به روشنگری و تعلیم میپرداخت. جنگهای جمل، نهروان و صفین جنگهایی بودند که امام علی(ع) در اثنای آنها خطبههایی ایراد میکرد و به تعلیم مسلمانان میپرداخت.
در اثنای جنگ جمل، یک اعرابی نزد امام شتافت و درباره وحدانیت پروردگار از آن حضرت سؤال کرد و درحالیکه اصحاب امام، اعرابی را از پرسش نابهجایش در میدان جنگ ملامت میکردند آن حضرت در کمال آرامش به پرسش او پاسخ داد و فرمود: «سخن درباره وحدانیت خداوند بر چهار قسم است که نسبت دادن آنها بر خداوند جایز نیست و دو قسم آن درباره خداوند قابل اثبات میباشد...»[۵۲].
در جنگ صفین نیز، تعلیمات امام علی(ع) به طرق گوناگون ادامه داشت. خطبههای مکرر امام در بیان هدف جنگ و تأکید بر ادامه دادن سیره و سنت پیامبر حاوی نکات تعلیمی بسیاری بود؛ چنانکه در یکی از خطبههای خود فرمود: «رفتن پیامبر(ص) بزرگترین مصیبت بر همه اهل زمین از نیک و بد بود... و این پسرعم پیامبر شماست که با شما و در میان شماست، شما را به بهشت و اطاعت پروردگارتان دعوت میکند و به سنت پیامبرتان عمل میکند.»..[۵۳]. در این جنگ نیز امام علی(ع) به پرسشهای مسلمانان با دقت و آرامش پاسخ میداد؛ چنانکه به پرسش شخصی درباره دلیل جنگ با سپاهیان معاویه که هم مسلمان هستند و هم نماز خوانده و حج را بهجا میآورند با استناد به آیهای از قرآن کریم پاسخ داد[۵۴].
سراسر واقعه عاشورا نیز، صحنهای از تعلیمات گفتاری و عملی امام حسین(ع) بود. خطبه امام حسین(ع) در مقابل سپاه حر ریاحی نمونهای از تلاش امام برای روشنگری و تعلیم سپاه دشمن بود که به پیوستن حر به سپاه امام حسین(ع) انجامید[۵۵].[۵۶]
دیگر مکانها
مکانهای تعلیمی اهلبیت(ع) به موارد مذکور منحصر نبود. همانطور که پیشتر اشاره شد هر یک از اماکن مذکور بنا به دلایلی چون تجمع مردم، محدودیتهای حکومتی و یا آزادی سیاسی، به مهمترین مکانهای تعلیمی اهلبیت(ع)، بدل شده بودند؛ اما این بدین معنا نیست که اهلبیت(ع) فعالیتهای تعلیمی خود را با انحصار تعلیم در این اماکن خاص محدود کنند؛ بلکه هر مکانی برای آنان به منزله مکان تعلیمی بود؛ چنانکه گاه در گورستانه،ا زبالهدانها، محل اجتماعات اهل کتاب و... تعالیم مورد نظر خود را بازگو میکردند. روزی پیامبر(ص) شخصاً به بیت الدارس یهودیان رفته و حاضران در آن مکان را به اسلام فراخواند[۵۷]. امام علی(ع) نیز روزی با رسیدن به یک زبالهدان به همراهان خود فرمود این همان است که بخیلها نسبت به آن بخل میورزیدند»[۵۸]. بنابراین هر مکانی برای اهل بیت(ع) مکان تعلیمی محسوب میشد[۵۹].
منابع
پانویس
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۶۴.
- ↑ بخاری، صحیح، ج۱، ص۳۴.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۴۹.
- ↑ «سَمِعْتُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع) يَقُولُ لِرَجُلٍ فِي دَارِهِ:... مَنْ صَامَ عَشَرَةَ أَشْهُرِ رَمَضَانَ مُتَوَالِيَاتٍ دَخَلَ الْجَنَّةَ». صدوق، الخصال، ص۴۴۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۴.
- ↑ غضبان، المنهج الحرکی للسیره النبویه، ص۴۹ به نقل از: کرمی، الاداره فی عهد الرسول، ص۶۱.
- ↑ برای نمونه ر.ک: مجلسی، بحار الأنوار، ج۲، ص۳.
- ↑ ر.ک: پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت، ص۲۵۵-۲۵۶.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۶۶.
- ↑ ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۲۹۳ و ۲۹۵.
- ↑ ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۳۸۲ و ۳۹۱.
- ↑ ابن حیان، اخبار القضاه، ج۱، ص۹۵-۹۷.
- ↑ «كَانَ النَّبِيُّ يُعَلِّمُ النَّاسَ التَّشَهُّدَ عَلَى الْمِنْبَرِ كَمَا يُعَلِّمُ الْمُعَلِّمُ الْغِلْمَانَ». هیثمی، مجمع الزوائد، ج۲، ص۱۴۰؛ برای نمونههای دیگری از تعلیمات پیامبر(ص) در مسجد مدینه ر.ک: کلینی، اصول کافی، ج۳، ص۱۳۶؛ حلی، منتهی المطلب، ج۱، ص۳۲۵؛ همو، مختلف الشیعه، ج۵، ص۲۹۸؛ فاضل هندی، کشف اللئام، ج۱۰، ص۵۲.
- ↑ «أَنَّ رَجُلًا قَامَ فِي الْمَسْجِدِ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مِنْ أَيْنَ تَأْمُرُنَا أَنْ نُهِلَّ؟». بخاری، صحیح، ج۱، ص۴۲.
- ↑ برای نمونه: ر.ک: امینی، الغدیر، ج۸، ص۱۹۵.
- ↑ ر.ک: ابن عساکر، ترجمه الامام الحسن، ص۱۴۰.
- ↑ «... مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّهُ وَ مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ...». کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۱۲۲.
- ↑ «مَعَاشِرَ أَصْحَابِي! إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْ عَلِيٍّ، رُوحُهُ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُهُ مِنْ طِينَتِي، وَ هُوَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي مَنْ أَطَاعَهُ أَطَاعَنِي...». صدوق، امالی، ص۸۸.
- ↑ صدوق، المقنع، ص۲۸۵.
- ↑ «إِذَا صَلَّى أَحَدُكُمْ فِي رَحْلِهِ ثُمَّ أَدْرَكَ النَّاسَ يُصَلُّونَ فَلْيُصَلِّ مَعَهُمْ تَكُونُ صَلَاتُهُ الْأُولَى فَرْضاً وَ صَلَاتُهُ مَعَهُمْ تَطَوُّعًا». طوسی، الخلاف، ج۱، ص۴۱۶.
- ↑ حلی، منتهی المطلب، ج۱، ص۳۲۷؛ جزائری، سید عبدالله، التحفه السنیه، ص۱۲۴؛ محقق بحرانی، الحدائق الناظره، ج۲۵، ص۱۴۸.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۵۸ و ۳۳۸؛ حلی، تذکره الفقها، ج۱۲، ص۱۷۶.
- ↑ شیخ جواهری، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۲۹؛ محقق اردبیلی، مجمع الفائده، ج۱۲، ص۳۶۲.
- ↑ سید مرتضی، الانتصار، ص۵۶۵.
- ↑ برای نمونه ر.ک: کلینی، اصول کافی، ج۳، ص۱۳۶.
- ↑ برای نمونه ر.ک: ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۹۲۴؛ ابن عساکر، ترجمه الامام الحسن، ص۱۵۵؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۶۲.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۶۸.
- ↑ {{متن قرآن|بقره، ۱۹۹.
- ↑ صدوق، الهدایه، ص۲۳۶.
- ↑ مفید، المقنعه، ص۴۰۹.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۴، ص۴۶۷.
- ↑ قمی، مفاتیح الجنان، دعای امام حسین(ع) در روز عرفه.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۷۳.
- ↑ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۱۸۳.
- ↑ «لَا أَلْقَاكُمْ بَعْدَ يَوْمِي هَذَا، أَلَا وَ إِنَّ دِمَاءَكُمْ وَ أَمْوَالَكُمْ وَ أَعْرَاضَكُمْ حَرَامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا...». ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۶۴.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۷۴.
- ↑ حمیری قمی، قرب الاسناد، ص۱۴۰.
- ↑ ر.ک: مجلسی، بحار الأنوار، ج۳۳، ص۱۸۱.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۷۵.
- ↑ «أَيُّهَا النَّاسُ قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا وَ تَنْجَحُوا». ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۲.
- ↑ «تَبِيعُ فِي سُوقِنَا بِسِعْرٍ هُوَ أَرْخَصُ مِنْ سِعْرِنَا؟... أَبْشِرْ، فَإِنَّ الْجَالِبَ إِلَى سُوقِنَا كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللهِ، و الْمُحْتَكِرُ فِي سُوقِنَا كَالْمُلْحِدِ فِي كِتَابِ اللهِ». حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۲، ص۱۳.
- ↑ «أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْوَزْنَ وَ لَا تَنْفُخُوا فِي اللَّحْمِ». بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۲۹.
- ↑ «يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ! اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ... قَدِّمُوا الِاسْتِخَارَةَ وَ تَبَرَّكُوا بِالسُّهُولَةِ وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِينَ وَ تَزَيَّنُوا بِالْحِلْمِ وَ تَنَاهَوْا عَنِ الْيَمِينِ وَ جَانِبُوا الْكَذِبَ وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِينَ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ...». کلینی، اصول کافی، ج۵، ص۱۵۱.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۷۵.
- ↑ «... يُسَاقِطُ الذُّنُوبُ عَنْ وُلْدِ آدَمَ كَتَسَاقُطِ الْوَرَقِ عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ...». ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۸، ص۴۱۱. برای نمونههای دیگر از تعلیمات پیامبر در معابر، ر.ک: عینی، عمده القاری، ج۲۲، ص۱۰۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۴، ص۳۲.
- ↑ «وَ الَّذِي أَقَلَّ السَّمَاءَ فَعَلَتْ وَ سَطَحَ الْأَرْضَ فَدَحَتْ لَوْ أُذِنَ لِلْقَوْمِ فِي الْكَلَامِ لَقَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى...». ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۸۸. برای نمونههای دیگری از تعلیمات امام علی(ع) در معابر، ر.ک: صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۵۶؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۱۸۷؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰، ص۳.
- ↑ «إِنَّ النَّبِيَّ(ص) قَالَ: لَا تَتَّخِذُوا بَيْتِي عِيدًا، وَ لَا تَتَّخِذُوا بُيُوتَكُمْ قُبُورًا، وَ صَلُّوا عَلَيَّ حَيْثُمَا كُنْتُمْ فَإِنَّ صَلَاتَكُمْ تَبْلُغُنِي». ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۳، ص۶۲؛ برای نمونه دیگری از تعلیمات امام حسن(ع) در معابر، ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۲۶۲.
- ↑ جواد علی، المفصل، ج۶، ص۴۹.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۶، ص۳۷۱.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۷۷.
- ↑ «لَا تَغُلُّوا وَ لَا تُمَثِّلُوا وَ لَا تَغْدِرُوا وَ لَا تَقْتُلُوا شَيْخاً فَانِياً وَ لَا صَبِيّاً وَ لَا امْرَأَةً وَ لَا تَقْطَعُوا شَجَراً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَيْهَا...». کلینی، اصول کافی، ج۵، ص۲۷.
- ↑ «... إِنَّ الْقَوْلَ فِي أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ عَلَى أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ فَوَجْهَانِ مِنْهَا لَا يَجُوزَانِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهَانِ يَثْبُتَانِ فِيهِ...». صدوق، توحید، ص۸۳.
- ↑ «... فَكَانَ ذَهَابُهُ أَعْظَمَ الْمُصِيبَةِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ... وَ ابْنُ عَمِّ نَبِيِّكُمْ مَعَكُمْ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ يَدْعُوكُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِلَى طَاعَةِ رَبِّكُمْ وَ يَعْمَلُ بِسَنَةِ نَبِيِّكُمْ...». نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ج۵، ص۳۱۳؛ برای نمونههای دیگر، ر.ک: وقعة صفین، ج۶، ص۳۹۱-۳۹۳؛ ج۷، ص۴۷۶.
- ↑ ر.ک: نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ج۵، ص۳۲۲.
- ↑ ر.ک: طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۰۳.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۷۸.
- ↑ محمد بن عبد الوهاب، مسائل التی خالف فیها رسول الله...، ص۲۲۹.
- ↑ «هَذَا مَا بَخِلَ بِهِ الْبَاخِلُونَ» «هذا ما بخل به الباخلون». سید رضی، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۵.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۳۸۰.