حیا: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[حیا در قرآن]] - [[حیا در فقه اسلامی]] - [[حیا در حدیث]] - [[حیا در نهج البلاغه]] - [[حیا در معارف دعا و زیارات]] - [[حیا در معارف و سیره فاطمی]] - [[حیا در معارف و سیره سجادی]] - [[حیا در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}


{{امامت}}
== مقدمه ==
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
حیا یعنی شرم و خجالت. یکی از صفات درونی [[انسان]] و حالتی است که اگر وجود داشته باشد، [[انسان]] از انجام کارهای [[زشت]] بیزار می‌شود و به خاطر [[ترس]] از مذّمت [[مردم]] و رسوایی خود، از بدیها پرهیز می‌کند. حیا یکی از ریشه‌ها و اصول [[اخلاقی]] به شمار آمده و در [[فضیلت]] آن [[روایات]] بسیاری [[نقل]] شده است. حیا عامل بازدارنده از [[گناه]] است، چه حیا و شرم از [[خدا]] باشد، یا از [[پیامبر]] و [[امام]]، یا حیا از [[مردم]] و یا حیا از خویش، یا از فرشتگانی که همراه انسان‌اند و کارهای او را ثبت می‌کند. اگر شرم و حیا وجود نداشته باشد، راه برای هر [[گناه]] و فسادی باز است. از این رو تربیت کودکان بر مبنای حیات و شرم از بدیها آثار سازنده خوبی دارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۹۴.</ref>.
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخل‌های وابسته به این بحث:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حیا در قرآن]] - [[حیا در حدیث]] - [[حیا در نهج البلاغه]] - [[حیا در سیره پیامبر خاتم]] - [[حیا در معارف دعا و زیارات]] - [[حیا در معارف و سیره سجادی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">


'''حیا:''' شرم و خجالت. یکی از صفات درونی [[انسان]] و حالتی است که اگر وجود داشته باشد، [[انسان]] از انجام کارهای [[زشت]] بیزار می‌شود و به خاطر [[ترس]] از مذّمت [[مردم]] و [[رسوایی]] خود، از بدیها پرهیز می‌کند. حیا یکی از ریشه‌ها و اصول [[اخلاقی]] به شمار آمده و در [[فضیلت]] آن [[روایات]] بسیاری [[نقل]] شده است. حیا عامل بازدارنده از [[گناه]] است، چه حیا و شرم از [[خدا]] باشد، یا از [[پیامبر]] و [[امام]]، یا حیا از [[مردم]] و یا حیا از خویش، یا از فرشتگانی که همراه انسان‌اند و کارهای او را ثبت می‌کند. اگر شرم و حیا وجود نداشته باشد، راه برای هر [[گناه]] و فسادی باز است. از این رو [[تربیت]] [[کودکان]] بر مبنای حیات و شرم از بدیها آثار سازنده خوبی دارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۹۴.</ref>.
حیا در لغت به‌معنای دگرگونی و انکساری است که به‌دلیل [[ترس]] از [[عیب]] بودن چیزی و نکوهش به‌خاطر آن، در [[انسان]] پدید می‌آید. مفهوم حیا نیز [[خودنگه‌داری]] از فعل [[ناپسند]] به‌خاطر حضور ناظر محترم است.


==مقدمه==
حیا از موضوعات کلیدی [[اخلاق]] [[اسلامی]] به‌شمار می‌رود و در [[نهج البلاغه]] [[شریف]] نیز به‌قدری به آن اهمیت داده شده است که [[امام علی]] {{ع}} ایمانی مانند حیا و [[صبر]] نمی‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳.</ref>.
حیا در لغت به‌معنای دگرگونی و انکساری است که به‌دلیل [[ترس]] از [[عیب]] بودن چیزی و [[نکوهش]] به‌خاطر آن، در [[انسان]] پدید می‌آید. مفهوم حیا نیز [[خودنگه‌داری]] از فعل [[ناپسند]] به‌خاطر حضور ناظر محترم است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.


حیا از موضوعات کلیدی [[اخلاق]] [[اسلامی]] به‌شمار می‌رود و در [[نهج البلاغه]] [[شریف]] نیز به‌قدری به آن اهمیت داده شده است که [[امام علی]]{{ع}} ایمانی مانند حیا و [[صبر]] نمی‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.
بر اساس [[سخنان امام]] [[علی]] {{ع}} یکی از زمینه‌های کم شدن حیا، زیاد شدن اشتباهات [[انسان]] است، از جمله زیاد سخن گفتن که اشتباهات [[آدمی]] را زیاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۳۱۲.</ref>


بر اساس [[سخنان امام]] [[علی]]{{ع}} یکی از زمینه‌های کم شدن حیا، زیاد شدن [[اشتباهات]] [[انسان]] است، از جمله زیاد سخن گفتن که [[اشتباهات]] [[آدمی]] را زیاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۴۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.
== آثار حیا ==
حیا مانند لباسی است که اگر بر تن [[آدمی]] [[رود]] کسی [[عیب]] او را نبیند. آن‌که [[لباس]] شرم درپوشد [[مردم]] [[عیب]] او را نبینند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۳</ref>. از دیگر سو، کمی حیا موجب کم شدن [[پارسایی]] و [[ورع]] می‌شود و کمی [[ورع]] به مردن [[دل]] می‌انجامد و دل‌مرده جایگاهش در [[آتش]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹.</ref>. [[امام]] {{ع}} ضمن [[بیان]] صفت حیا به‌عنوان عاملی برای [[رستگاری]] [[آدمی]]، مواردی را مطرح می‌کنند که وجود این صفت دارای [[ضرورت]] و [[وجوب]] بیشتری است. از جمله:
# '''در میدان [[نبرد]]:''' شرم کنید از آن‌که بگریزید، که [[گریز]] برای بازماندگان مایه ننگ است و ملامت و آتشی است برای [[روز قیامت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۶: {{متن حدیث|وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ}}.</ref>.
# '''در خلوت:''' آنچه در عیان انجام نمی‌دهی در [[نهان]] نیز ترک کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۶۹: {{متن حدیث|احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلَانِيَةِ}}.</ref>.
# '''در هنگام [[مسئولیت]]:''' [[حضرت علی]] {{ع}} در نامه‌ای به [[مالک اشتر]] برای تشخیص عاملان [[حکومتی]] به او توصیه می‌کنند که آنان را در اهل تجربه و حیا جست‌وجو کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳: {{متن حدیث|وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ}}.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۳۱۲.</ref>


==آثار حیا==
== اقسام حیا ==
حیا مانند لباسی است که اگر بر تن [[آدمی]] [[رود]] کسی [[عیب]] او را نبیند. آن‌که [[لباس]] شرم درپوشد [[مردم]] [[عیب]] او را نبینند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۳</ref>. از دیگر سو، کمی حیا موجب کم شدن [[پارسایی]] و [[ورع]] می‌شود و کمی [[ورع]] به مردن [[دل]] می‌انجامد و دل‌مرده جایگاهش در [[آتش]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۴۹</ref>. [[امام]]{{ع}} ضمن [[بیان]] صفت حیا به‌عنوان عاملی برای [[رستگاری]] [[آدمی]]، مواردی را مطرح می‌کنند که وجود این صفت دارای [[ضرورت]] و [[وجوب]] بیشتری است. از جمله:
حیا اگر در جای خود به‌کار [[رود]] حیای مثبت و اگر در جایی که موضع حیا نیست به‌کار [[رود]] حیای منفی است و [[کم‌رویی]] نامیده می‌شود. از این‌رو میدان معنایی حیا به این صورت تعریف می‌شود: حیا خودداری از [[فعل قبیح]] و [[شرمساری]] (حیای منفی) خودداری از فعل غیرقبیح است<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۳۱۲-۳۱۳.</ref>.
#'''در میدان [[نبرد]]:''' شرم کنید از آن‌که بگریزید، که [[گریز]] برای بازماندگان مایه ننگ است و ملامت و آتشی است برای [[روز قیامت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۶: {{متن حدیث|وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.
#'''در خلوت:''' آنچه در عیان انجام نمی‌دهی در [[نهان]] نیز ترک کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۶۹: {{متن حدیث|احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلَانِيَةِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.
#'''در هنگام [[مسئولیت]]:''' [[حضرت علی]]{{ع}} در نامه‌ای به [[مالک اشتر]] برای تشخیص عاملان [[حکومتی]] به او توصیه می‌کنند که آنان را در اهل تجربه و حیا جست‌وجو کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳: {{متن حدیث|وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲.</ref>.


==اقسام حیا==
== موارد حیای منفی و آثار آن ==
حیا اگر در جای خود به‌کار [[رود]] حیای مثبت و اگر در جایی که موضع حیا نیست به‌کار [[رود]] حیای منفی است و [[کم‌رویی]] نامیده می‌شود. از این‌رو میدان معنایی حیا به این صورت تعریف می‌شود: حیا خودداری از [[فعل قبیح]] و [[شرمساری]] (حیای منفی) خودداری از فعل غیرقبیح است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۲-۳۱۳.</ref>.
[[امام]] {{ع}} ضمن [[تبیین]] میدان معنایی حیا و یادکرد دو نوع مثبت و منفی به ذر مواردی چند درباره وجه منفی حیا که از آن تعبیر به [[شرمساری]] می‌شود، پرداخته‌اند. از جمله: کم‌رویی از پرسشی که پاسخش را نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ}}</ref>؛ کم‌رویی از [[دانش‌آموزی]] در آنچه نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ}}</ref>؛ کم‌رویی از [[بخشش]] [[مال]] اندک و نیز [[محروم]] کردن از [[بخشش]] کم، بدتر است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۶۷: {{متن حدیث|لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ}}.</ref>؛ اثر حیای منفی و خجالت، [[محروم]] شدن است؛ شرمندگی همراه بی‌بهرگی است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۱: {{متن حدیث|قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ}}.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۳۱۳.</ref>
 
==موارد حیای منفی و آثار آن==
[[امام]]{{ع}} ضمن [[تبیین]] میدان معنایی حیا و یادکرد دو نوع مثبت و منفی به ذر مواردی چند درباره وجه منفی حیا که از آن تعبیر به [[شرمساری]] می‌شود، پرداخته‌اند. از جمله: [[کم‌رویی]] از پرسشی که پاسخش را نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[دانش‌آموزی]] در آنچه نمی‌دانیم<ref>نهج البلاغه، حکمت ۸۲: {{متن حدیث|وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ}}</ref>؛ [[کم‌رویی]] از [[بخشش]] [[مال]] اندک و نیز [[محروم]] کردن از [[بخشش]] کم، بدتر است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۶۷: {{متن حدیث|لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ}}</ref>؛ اثر حیای منفی و خجالت، [[محروم]] شدن است؛ [[شرمندگی]] همراه بی‌بهرگی است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۱: {{متن حدیث|قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ}}</ref>»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۳۱۳.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{فهرست اثر}}
{{مدخل وابسته}}
{{ستون-شروع|7}}
* [[حیا از جهل]]
* [[حیا از جهل]]
* [[حیای حماقت]]
* [[حیای حماقت]]
خط ۵۸: خط ۵۱:
* [[نرم خویی]]
* [[نرم خویی]]
* [[وقاحت]]
* [[وقاحت]]
{{پایان}}
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
{{پایان}}


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{فضایل اخلاقی}}
{{فضایل اخلاقی}}
{{فضیلت}}
{{فضیلت}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:حیا]]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]]
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]]
[[رده:آداب اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۴۴

مقدمه

حیا یعنی شرم و خجالت. یکی از صفات درونی انسان و حالتی است که اگر وجود داشته باشد، انسان از انجام کارهای زشت بیزار می‌شود و به خاطر ترس از مذّمت مردم و رسوایی خود، از بدیها پرهیز می‌کند. حیا یکی از ریشه‌ها و اصول اخلاقی به شمار آمده و در فضیلت آن روایات بسیاری نقل شده است. حیا عامل بازدارنده از گناه است، چه حیا و شرم از خدا باشد، یا از پیامبر و امام، یا حیا از مردم و یا حیا از خویش، یا از فرشتگانی که همراه انسان‌اند و کارهای او را ثبت می‌کند. اگر شرم و حیا وجود نداشته باشد، راه برای هر گناه و فسادی باز است. از این رو تربیت کودکان بر مبنای حیات و شرم از بدیها آثار سازنده خوبی دارد[۱].

حیا در لغت به‌معنای دگرگونی و انکساری است که به‌دلیل ترس از عیب بودن چیزی و نکوهش به‌خاطر آن، در انسان پدید می‌آید. مفهوم حیا نیز خودنگه‌داری از فعل ناپسند به‌خاطر حضور ناظر محترم است.

حیا از موضوعات کلیدی اخلاق اسلامی به‌شمار می‌رود و در نهج البلاغه شریف نیز به‌قدری به آن اهمیت داده شده است که امام علی (ع) ایمانی مانند حیا و صبر نمی‌داند[۲].

بر اساس سخنان امام علی (ع) یکی از زمینه‌های کم شدن حیا، زیاد شدن اشتباهات انسان است، از جمله زیاد سخن گفتن که اشتباهات آدمی را زیاد می‌کند[۳].[۴]

آثار حیا

حیا مانند لباسی است که اگر بر تن آدمی رود کسی عیب او را نبیند. آن‌که لباس شرم درپوشد مردم عیب او را نبینند[۵]. از دیگر سو، کمی حیا موجب کم شدن پارسایی و ورع می‌شود و کمی ورع به مردن دل می‌انجامد و دل‌مرده جایگاهش در آتش است[۶]. امام (ع) ضمن بیان صفت حیا به‌عنوان عاملی برای رستگاری آدمی، مواردی را مطرح می‌کنند که وجود این صفت دارای ضرورت و وجوب بیشتری است. از جمله:

  1. در میدان نبرد: شرم کنید از آن‌که بگریزید، که گریز برای بازماندگان مایه ننگ است و ملامت و آتشی است برای روز قیامت[۷].
  2. در خلوت: آنچه در عیان انجام نمی‌دهی در نهان نیز ترک کن[۸].
  3. در هنگام مسئولیت: حضرت علی (ع) در نامه‌ای به مالک اشتر برای تشخیص عاملان حکومتی به او توصیه می‌کنند که آنان را در اهل تجربه و حیا جست‌وجو کن[۹].[۱۰]

اقسام حیا

حیا اگر در جای خود به‌کار رود حیای مثبت و اگر در جایی که موضع حیا نیست به‌کار رود حیای منفی است و کم‌رویی نامیده می‌شود. از این‌رو میدان معنایی حیا به این صورت تعریف می‌شود: حیا خودداری از فعل قبیح و شرمساری (حیای منفی) خودداری از فعل غیرقبیح است[۱۱].

موارد حیای منفی و آثار آن

امام (ع) ضمن تبیین میدان معنایی حیا و یادکرد دو نوع مثبت و منفی به ذر مواردی چند درباره وجه منفی حیا که از آن تعبیر به شرمساری می‌شود، پرداخته‌اند. از جمله: کم‌رویی از پرسشی که پاسخش را نمی‌دانیم[۱۲]؛ کم‌رویی از دانش‌آموزی در آنچه نمی‌دانیم[۱۳]؛ کم‌رویی از بخشش مال اندک و نیز محروم کردن از بخشش کم، بدتر است[۱۴]؛ اثر حیای منفی و خجالت، محروم شدن است؛ شرمندگی همراه بی‌بهرگی است[۱۵].[۱۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۹۴.
  2. نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳.
  3. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹.
  4. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۳۱۲.
  5. نهج البلاغه، حکمت ۲۳۳
  6. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹.
  7. نهج البلاغه، خطبه ۶۶: «وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ».
  8. نهج البلاغه، نامه ۶۹: «احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلَانِيَةِ».
  9. نهج البلاغه، نامه ۵۳: «وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ».
  10. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۳۱۲.
  11. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۳۱۲-۳۱۳.
  12. نهج البلاغه، حکمت ۸۲: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ»
  13. نهج البلاغه، حکمت ۸۲: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ»
  14. نهج البلاغه، حکمت ۶۷: «لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ».
  15. نهج البلاغه، حکمت ۲۱: «قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ».
  16. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۳۱۳.