|
|
| (۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[تیر]]|روز=[[29]]|سال=[[۱۴۰۳]]|کاربر=Bahmani}}
| | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = آیات امامت| عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[آیه ابتلا در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه ابتلا در کلام اسلامی]] - [[آیه ابتلا از دیدگاه اهل سنت]]| پرسش مرتبط = }} |
| {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = آیات امامت| عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[آیه ابتلا در قرآن]] - [[آیه ابتلا در کلام اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | |
| {{جعبه اطلاعات آیات نامدار | | {{جعبه اطلاعات آیات نامدار |
| | نام آیه = آیه ابتلا | | | نام آیه = آیه ابتلا |
| خط ۱۶: |
خط ۱۵: |
| | نتایج آیه = امام باید معصوم باشد و امامت مقامی بالاتر از نبوت است. | | | نتایج آیه = امام باید معصوم باشد و امامت مقامی بالاتر از نبوت است. |
| }} | | }} |
| | |
| | '''آیه ابتلا''' یکی از مهمترین [[آیات]] در زمینه [[اثبات امامت]] و ویژگیهای آن از جمله [[عصمت]] است. بر اساس این [[آیه]] [[امامت]] آخرین مرحله [[سیر]] تکاملی [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بوده است؛ زیرا او پس از [[نبوت]] به امامت رسیده است. مقام مزبور که بعد از مراحل سخت و آزمایشهای گوناگون دوران نبوت به ابراهیم{{ع}} اعطا گردید، بالاتر از [[مقام نبوت]] است و امامت همانند نبوت یک [[عهد]] و مقام الهی است، و [[امام]] فقط توسط [[خداوند]] تعیین و [[نصب]] میگردد. باید توجه داشت یکی از مهمترین کارکردهای آیه ابتلا، [[اثبات عصمت امام]] و دلالت بر نصب الهی امام است. |
|
| |
|
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| خط ۵۸: |
خط ۵۹: |
| از این احتمالات چهارگانه، احتمال دوّم و سوّم قطعاً در درخواست [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} از [[خداوند]] برای [[فرزندان]] نبوده؛ زیرا آن بزرگوار شریفتر از آن است که برای این دو گروه درخواست [[امامت]] کند؛ از اینرو، واژه: {{متن قرآن|قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي}} احتمال نخست و چهارم را در برمی گیرد. از سویی، [[خدا]] از این دو احتمال، [[ظالمان]] را استثنا نموده است، پس احتمال چهارم نیز، درخواست حضرت جایگاهی ندارد. بدینسان، فقط احتمال نخست در [[آیه]] باقی میماند و با آن، [[عصمت امام]] ثابت میشود. | | از این احتمالات چهارگانه، احتمال دوّم و سوّم قطعاً در درخواست [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} از [[خداوند]] برای [[فرزندان]] نبوده؛ زیرا آن بزرگوار شریفتر از آن است که برای این دو گروه درخواست [[امامت]] کند؛ از اینرو، واژه: {{متن قرآن|قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي}} احتمال نخست و چهارم را در برمی گیرد. از سویی، [[خدا]] از این دو احتمال، [[ظالمان]] را استثنا نموده است، پس احتمال چهارم نیز، درخواست حضرت جایگاهی ندارد. بدینسان، فقط احتمال نخست در [[آیه]] باقی میماند و با آن، [[عصمت امام]] ثابت میشود. |
|
| |
|
| اگر این آیه را در کنار [[آیات]] دیگری قرار دهیم، [[استدلال]] روشنتر میشود، آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ * كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ * وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ * وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ}}<ref>«درود بر ابراهیم * و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم * بیگمان او از بندگان مؤمن ما بود * و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود * و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم میورزند» سوره صافات، آیه ۱۰۹-۱۱۳.</ref>. بر پایه این [[آیات]]، ذرّیه [[حضرت ابراهیم]] دو گونهاند: [[محسن]] و [[ظالم]] و [[خدای متعال]] در [[آیه]] ۱۲۴ [[سوره بقره]]، [[امامت]] را از [[ظالمان]] [[نفی]] کرد، پس فقط [[امامت]] به محسنان میرسد<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۳۹-۱۴۱؛ [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۴۰-۴۷؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۱۱۱.</ref>. | | اگر این آیه را در کنار [[آیات]] دیگری قرار دهیم، [[استدلال]] روشنتر میشود، آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ * كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ * وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ * وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ}}<ref>«درود بر ابراهیم * و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم * بیگمان او از بندگان مؤمن ما بود * و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود * و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم میورزند» سوره صافات، آیه ۱۰۹-۱۱۳.</ref>. بر پایه این [[آیات]]، ذرّیه [[حضرت ابراهیم]] دو گونهاند: [[محسن]] و [[ظالم]] و [[خدای متعال]] در [[آیه]] ۱۲۴ [[سوره بقره]]، [[امامت]] را از [[ظالمان]] [[نفی]] کرد، پس فقط [[امامت]] به محسنان میرسد<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۳۹-۱۴۱؛ [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۴۰-۴۷؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۱۱۱ و ص۲۴۴.</ref>. |
|
| |
|
| ==== معنای [[عهد]] ==== | | ==== معنای [[عهد]] ==== |
| به نظر برخی، این [[آیه]]، در صورتی دلالت بر [[عصمت]] دارد که [[ثابت]] شود [[امامت]]، عهد خداست و چون [[شیعه]]، [[نصب امام]] را از جانب [[خدا]] با [[نص]]، [[واجب]] میداند، لذا امامت، عهد خداست و عصمت، با این آیه ثابت میشود. [[زمخشری]] از علمای معتزله نیز میگوید: طبق این آیه، امامت به کسی میرسد که [[عادل]] و از [[ظلم]]، مبرّا باشد<ref>[[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامتپژوهی (کتاب)|امامتپژوهی]]، ص۱۵۸ - ۱۵۹.</ref>. | | به نظر برخی، این [[آیه]]، در صورتی دلالت بر [[عصمت]] دارد که [[ثابت]] شود [[امامت]]، عهد خداست و چون [[شیعه]]، [[نصب امام]] را از جانب [[خدا]] با [[نص]]، [[واجب]] میداند، لذا امامت، عهد خداست و عصمت، با این آیه ثابت میشود. [[زمخشری]] از علمای معتزله نیز میگوید: طبق این آیه، امامت به کسی میرسد که [[عادل]] و از [[ظلم]]، مبرّا باشد<ref>[[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامتپژوهی (کتاب)|امامتپژوهی]]، ص۱۵۸ - ۱۵۹.</ref>. |
|
| |
|
| اما برخی میگویند، در آیۀ قرائتی است که به ما میفهماند منظور از "عهد" در آیه، همان امامت است نه [[نبوت]] و... . مثلاً، از جملۀ {{متن قرآن|وَمِن ذُرِّيَّتِي}} به دست میآید که [[ابراهیم]] دارای فرزند بوده و یا لااقل از داشتن فرزند [[مأیوس]] نبوده در حالی که ابراهیم تا دوران کهنسالی فرزند نداشت و [[گواه]] دیگر اینکه قطعا یکی از مهمترین امتحانات ابراهیم همان [[امتحان]] او به [[ذبح]] فرزندش [[اسماعیل]] بود<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)| کلام تطبیقی ج۲]]، ص۲۳۸.</ref>. همچنین از ظاهر آیه به دست میآید که این اولین [[وحی الهی]] به ابراهیم نبوده و او قبلاً به مقام [[پیامبری]] رسیده زیرا چنین درخواست بزرگی در اولین وحی الهی، از [[مقام ابراهیم]]، بسیار به دور است<ref>ر.ک: [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)| معارف اسلامی ج۲]]، ص ۱۴۶.</ref>. | | اما برخی میگویند، در آیۀ قرائتی است که به ما میفهماند منظور از "عهد" در آیه، همان امامت است نه [[نبوت]] و... . مثلاً، از جملۀ {{متن قرآن|وَمِن ذُرِّيَّتِي}} به دست میآید که [[ابراهیم]] دارای فرزند بوده و یا لااقل از داشتن فرزند [[مأیوس]] نبوده در حالی که ابراهیم تا دوران کهنسالی فرزند نداشت و [[گواه]] دیگر اینکه قطعا یکی از مهمترین امتحانات ابراهیم همان [[امتحان]] او به [[ذبح]] فرزندش [[اسماعیل]] بود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)| کلام تطبیقی ج۲]]، ص۲۳۸.</ref>. همچنین از ظاهر آیه به دست میآید که این اولین [[وحی الهی]] به ابراهیم نبوده و او قبلاً به مقام [[پیامبری]] رسیده زیرا چنین درخواست بزرگی در اولین وحی الهی، از [[مقام ابراهیم]]، بسیار به دور است<ref>[[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)| معارف اسلامی ج۲]]، ص ۱۴۶.</ref>. |
|
| |
|
| === دوم: دلالت بر نصب الهی امام === | | === دوم: دلالت بر نصب الهی امام === |
| {{اصلی|نصب الهی امام}} | | {{همچنین|نصب الهی امام}} |
| [[مقام امامت]]، یعنی همان [[پیشوایی]] بر [[مردم]]، تنها با جعل الهی به کسی داده میشود: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>؛ چنانکه وقتی [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} خواستار اعطای این مقام به [[فرزندان]] خود شدند، [[خداوند متعال]] درخواست ایشان را به طور مشروط پذیرفت<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۱۱۰.</ref> | | [[مقام امامت]]، یعنی همان [[پیشوایی]] بر [[مردم]]، تنها با جعل الهی به کسی داده میشود: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>؛ چنانکه وقتی [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} خواستار اعطای این مقام به [[فرزندان]] خود شدند، [[خداوند متعال]] درخواست ایشان را به طور مشروط پذیرفت<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۱۱۰.</ref>. |
| | |
| === سوم: دلالت بر عصمت امام ===
| |
| {{همچنین|عصمت امام}}
| |
| [[تدبر]] بیشتر در [[آیه ابتلا]]، ما را به این نکته [[ارزشمند]] رهنمون میسا زد که [[مقام امامت]] تنها به انسانهای [[معصوم]] از [[گناه]] اعطا میشود و کسی که ظلمی از او سرزده باشد، [[شایستگی]] دریافت این [[مقام]] را از دست میدهد: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. البته این سخن، بدین معنا نیست که هر کس [[معصوم]] باشد، حتماً به این [[مقام]] دست مییابد، بلکه [[عصمت]] یکی از شرایط رسیدن به این [[مقام]] است. با توجه به این مطلب، [[سخن]] کسانی که از سویی، با تفکیک [[مقام نبوت]] و [[امامت]]، بر [[نظریه]] [[هدایت باطنی]] [[امام]] [[اصرار]] دارند و از سوی دیگر، بر این باورند که [[مقام امامت]]، هر چند به گونهای ضعیفتر، به تمام [[فرزندان حضرت ابراهیم]] {{ع}} که [[معصوم]] بودهاند، میرسد<ref>عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج۶، ص۴۵۴.</ref>، [[نادرست]] و خودمتناقض است؛ زیرا اگر کسی به صرف [[معصوم]] بودن، [[شایستگی]] رسیدن به این [[مقام]] را داشته باشد، پس تمام [[پیامبران]]، که همه نیز [[معصوم]] هستند، باید [[امام]] هم باشند و در این صورت تفکیک میان [[نبوت]] و [[امامت]]، امری لغوی خواهد بود؛ مگر آنکه ایشان نیز بر این [[باور]] باشند که [[عصمت]] تنها یکی از شرایط رسیدن به [[مقام امامت]] است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۱۱.</ref>.
| |
| | |
| [[پیامبری]] که [[هدایت کننده]] [[مردم]] است، خود باید به وسیله [[خداوند]] [[هدایت]] شده باشد؛ چنانکه [[خداوند متعال]] پس از ذکر نام برخی از [[پیامبران]]، خطاب به [[پیامبر اعظم]] {{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ... * أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ...}}<ref>«آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم... * آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن!.».. سوره انعام، آیه ۸۹-۹۰.</ref>.
| |
| | |
| آنچه که از مجموع [[آیات]] میتوان به دست آورد، این است که [[پیامبران]]، به [[دلیل]] داشتن [[شأن]] [[هدایتگری]]، انسانهایی معصوماند. بدین بیان که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} براساس [[آیات قرآن کریم]]، الگوی مطلق [[مردم]] است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}} «بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref> و سخنی از روی [[هوا و هوس]] نمیگوید، بلکه آنچه بر زبان میآورده [[وحی]] است<ref>{{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}} «که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۲-۴.</ref>. همچنین، [[مردم]] به [[اطاعت]] از [[اوامر و نواهی]] او مأمورند<ref>{{متن قرآن|...وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا...}} «...و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید.».. سوره حشر، آیه ۷.</ref>؛ [[اطاعت]] از او، به منزله [[اطاعت از خداوند]] به شمار میرود<ref>{{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}} «هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>؛ [[فرمانبرداری]] او، موجب [[همراهی]] با [[پیامبران]]، صدیقان، [[شهدا]] و [[صالحان]]<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}} «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref> و نیز ورود به [[بهشت]] خواهد شد<ref>{{متن قرآن|تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «اینها حدود خداوند است و آنان که از خداوند و رسول او فرمانبرداری کنند، (خداوند) آنها را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در آنها جاودانند و این است رستگاری سترگ» سوره نساء، آیه ۱۳.</ref>.
| |
| | |
| تمام مطالب یاد شده، نشان از [[عصمت پیامبر]] {{صل}} دارد. اینک [[خداوند متعال]] [[رسول اکرم]] {{صل}} را به [[پیروی]] از [[هدایتهای پیامبران]] [[هدایتگر]] پیشین و اقتدای به آنها [[فرمان]] میدهد؛ پیامبرانی که [[خداوند متعال]] آنها را [[هدایت]] کرده است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ... * أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ...}}<ref>«آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم... * آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن!.».. سوره انعام، آیه ۸۹-۹۰.</ref>.
| |
| | |
| به نظر میرسد، مجموع [[آیات]]، بر [[عصمت]] [[هادیان]] ([[پیامبران]]) دلالت دارد؛ در غیر این صورت، [[پیروی]] [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} که خود معصوماند، از ایشان، چندان موجه به نظر نمیآید.
| |
| | |
| افزون بر آن، چنانکه [[گذشت]]، یکی از شاخههای [[هدایت]] [[هادیان]] ([[پیامبران]])، [[تزکیه]] انسانهاست. پیشتر بیان شد که [[تزکیه]] مربوط به بخش [[اعمال انسان]] است. در [[حقیقت]]، [[پیامبر]] میآید تا [[انسانها]] را از طریق پاکسازی اعمالشان، از پلیدیها برهاند و به [[تکامل]] برساند. کسی که برای [[تزکیه]] و [[تکامل]] [[انسانها]] و رساندن ایشان به [[هدف آفرینش]]، برانگیخته شده است، چگونه میشود که خود دارای اعمالی [[ناپاک]] و [[انسانی]] [[تزکیه]] نشده باشد؟
| |
| | |
| [[آیه]] دیگری نیز که میتواند مؤید این مدعا باشد، [[آیات]] ۸۰ تا ۸۳ [[سوره انعام]] است که در [[شأن]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} نازل شده است. پس از آنکه ایشان به [[هدایت]] [[قوم]] خود پرداخت، با [[مخالفت]] آن [[قوم]] مواجه شد: {{متن قرآن|وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ}}<ref>«و قوم او با وی به چالش برخاستند؛ او گفت: آیا با من درباره خداوند چالش میورزید در حالی که مرا راهنمایی کرده است؟» سوره انعام، آیه ۸۰.</ref>.
| |
| | |
| در این [[آیه]]، [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} خود را [[هدایت]] شده به وسیله [[خداوند متعال]] معرفی میکند. در [[آیه]] ۸۱ قسمتی از [[احتجاجات]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} با آن [[قوم]] بیان شده است و در [[آیه]] ۸۲ و ۸۳ چنین میآید: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ * وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند * و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر کس را بخواهیم به پایههایی فرا میبریم؛ بیگمان پروردگار تو، فرزانهای داناست» سوره انعام، آیه ۸۲-۸۳.</ref>.
| |
| | |
| بلافاصله، پس از این دو [[آیه]]، [[خداوند متعال]] از پیامبرانی همچون [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، [[داوود]]، [[سلمان]] و ایوب {{عم}} یاد کرده است و آنها را [[هدایت]] شده به وسیله خود معرفی میکند و در پایان میفرماید: {{متن قرآن|وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ * ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ}}<ref>«و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم * این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون میشود» سوره انعام، آیه ۸۷-۸۸.</ref>.
| |
| | |
| براساس این [[آیات]]، {{متن قرآن|مُهْتَدُونَ}}، البته آنگاه که این واژه برای [[پیامبران]] به کار رود<ref>گفتنی است، مفهوم {{متن قرآن|مُهْتَدُونَ}} یا {{متن قرآن|مُهْتَدِي}} برای دیگر مؤمنان نیز به کار رفته است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} («بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۷). از اینرو، ممکن است گفته شود مفهوم مهتدون دلالتی بر عصمت ندارد. پاسخ این اشکال با توجه به آنچه در متن آمده است، روشن میشود؛ بدین بیان که مفهوم مهتدون، به خودیِ خود، بر عصمت دلالتی ندارد و میتواند دارای مراتبی باشد؛ چنانکه میتوان به کسی که از کفر وارد حوزه ایمان به خدا میشود نیز مهتدی گفت. با وجود این، چنین کسی به صرف ایمان به خدا، از آتش جهنم ایمن نیست. بالاترین مرتبه مهتدون، چنانکه در آیه ۸۱ سوره انعام بیان شد، از آنِ کسانی است که در حاشیه امن قرار دارند؛ چنین مفهومی از مهتدون است که مساوق با معصوم است و خداوند متعال چنین مفهومی را بر پیامبران خود اطلاق کرده است.</ref>، کسانیاند که [[ایمان]] آنها هرگز با [[ظلم]] همراه نشده است و در جایگاهی [[امن]] و در مسیر [[هدایت]] قرار دارند.
| |
| | |
| روشن است که [[گناهکار]] نمیتواند خود را در [[امنیت]] ببیند؛ ضمن آنکه در این [[آیه]]، واژه نکره و در [[سیاق]] فعل [[نفی]] آمده است و به لحاظ ادبی، بر [[نفی]] مطلق [[ظلم]] دلالت میکند؛ از اینرو، باید گفت: [[ایمان]] {{متن قرآن|مُهْتَدُونَ}} به هیچ [[ظلم]] و گناهی [[آلوده]] نشده است. بنابراین، ویژگی دیگر پیامبرِ [[هادی]] [[معصوم]] بودن اوست<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۲۴۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| == پرسشهای وابسته == | | == پرسشهای وابسته == |
| خط ۱۰۳: |
خط ۸۰: |
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:4670311.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|'''امامشناسی ۵''']]
| |
| # [[پرونده:1379713.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|'''عصمت در قرآن''']] | | # [[پرونده:1379713.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|'''عصمت در قرآن''']] |
| # [[پرونده:136871.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|'''ولایت و امامت در قرآن''']] | | # [[پرونده:136871.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|'''ولایت و امامت در قرآن''']] |