ریا: تفاوت میان نسخهها
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[31]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}} | |||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعهشناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط =}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعهشناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط =}} | ||
نسخهٔ ۲۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۴۵
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 31 اردیبهشت ۱۴۰۴ توسط کاربر:Bahmani برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
معناشناسی
«رِئاء» یا «رِیاء» مصدر باب مفاعله از ماده «ر ـ أ ـ ی» به معنای دیدن و دانستن[۱] است. «کاری را از روی ریا انجام داد» یعنی آن کار را کرد تا دیگران ببینند[۲] و نسبت به او گمان نیکو یابند[۳] و «ریا کرد» یعنی خود را برخلاف آنچه هست نشان داد[۴]. برخی ریا را به معنای مبالغه در نمایاندن اعمال پسندیده دانستهاند[۵]. برخی نیز گفتهاند: چون ریاء مصدر باب مفاعله است، معنای اشتراک در آن هست؛ یعنی ریاکار عمل خود را به مردم مینمایاند، تا در مقابل، مردم هم سپاس و احترام خود را به وی نشان دهند[۶]. به ریاکار «مرائی» گفته میشود[۷]. ریا، گوناگون تعریف شده است؛ مانند نمایاندن عمل به دیگران برای برخورداری از گمان نیکو یا ستایش آنان[۸]، اظهار زیباییها و پنهان کردن زشتیها[۹]، ترک اخلاص در عمل با انگیزه غیر خدایی[۱۰] و طلب منزلت در قلب دیگران با کارهای نیک یا آثاری که بر خوبی شخص دلالت میکنند[۱۱]. هدف از ریا نشان دادن عمل به مخلوق با غفلت از خالق است[۱۲] و تقرب به خدا در آن کار لحاظ نشده است[۱۳].[۱۴]
مقدمه
ریا در لغت بهمعنای تظاهر به کار نیک، دورویی و ظاهرسازی است، بدون آنکه غرض اصلی انجام عمل صالح باشد. اما در اصطلاح فقه به عمل نیکی گفته میشود که اخلاص در آن نباشد و برای نشان دادن به دیگران انجام شود. ریا در عبادت با انجام عبادت برای غیر خدا و به قصد خودنمایی و تظاهر تحقق مییابد.
خداوند در قرآن کریم در مورد این رذیلت اخلاقی میفرماید: آنان که اموال خود را به ریا و خودنمایی میبخشند و به خدا و روز قیامت نمیگروند، یاران شیطاناند و هرکه را شیطان یار باشد، یار بسیار بدی خواهد داشت ﴿وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا﴾[۱۵]. فضیلت مقابل ریا، اخلاص است. اخلاص، شرط صحّت عبادت و ریا در عبادت حرام است و موجب بطلان عمل خواهد شد.
ریا به چندگونه متصور است: نخست، عمل نیک تنها به قصد خودنمایی؛ دوم، گاه در عمل صالح افزون بر امتثال امر الهی، خودنمایی هم وجود داشته باشد؛ سوم، ریا و فرمانبری خداوند، هر دو انگیزهای مستقل برای عبادت باشند بهگونهای که هر یک بدون ضمینه دیگری برای صدور عبادت از فرد کافی باشد، هر چند هر دو در عبادتی جمع شدهاند. چهارم، فرمانبر انگیزهای مستقل باشد بهگونهای که به تنهایی در صدور عبادت از فرد کافی باشد، ولی ریا انگیزهای تبعی باشد بهگونهای که به تنهایی محرّک شخص بر عبادت نشود. اکثر قریب به اتفاق فقهااین موارد را عامل بطلان عبادت دانسته و آن را نهی کرده و برخی فقها تنها دو مورد آخر را مبطل عبادت دانستهاند.
از اینرو، رذیلت ریا به هنگام سنجش اعمال و افعال آدمی در پیشگاه خداوند، عاملی مخرّب است و سعادت و ضلالت آدمی وابسته به اخلاص یا ریا در عمل است. امام علی(ع) نیز در فرازهایی چند بر معرفی این رذیلت و آثار آن سخن رانده است. از منظر امام: هرگونه ریایی شرک است[۱۶]؛ ریا آفت عبادات است و ثمره آن را میخشکاند[۱۷]؛ ریا پایههای دین را سست میکند[۱۸]؛ هرگز در گفتار و پندار و کردار خود راه رزق و ریا نپویید. هر کاری نیکی که خدای تعالی به آن اراده نشود، زشتی ریا بر آن بار است و میوهاش، بد جزا داده شدن است[۱۹]. همچنین در فرازهایی چند به نکوهش ریا و ریاکاران پرداخته است: بار خدایا، به تو پناه میبرم از این که ظاهرم در چشم مردم نیکو جلوه کند و درونم که پنهانش میدارم، زشت باشد؛ و در نزد من از روی ریا خودنمایی کنم در کارهایی که تو از من بدانها آگاهتری؛ و در نزد مردم از روی ریا خودنمایی کنم در کارهایی که تو از من بدانها آگاهتری؛ و خود را در برابر مردم نیکو جلوه دهم، ولی اعمال بدم را نزد تو آرم تا به بندگانت تقرب جویم و از خشنودی تو دور شوم[۲۰]. در فرازی دیگر فرمود: رحمت خداوند بهره کسی باد که سخنی حکمتآمیز بشنود و آن را نیک دریابد، یا اگر به راه هدایتش خوانند بدان روی آورد، دست در دامن رهبری زند تا رهایی یابد، امر خدا را پاس دارد، از گناهکاری بترسد، عملی عاری از شائبه ریا پیش فرستد و کاری نیکو کند و برای آخرت خود توشه فراهم آورد[۲۱].
در منظر امام علی(ع) رذیلت ریا گاه از دید شخص ریاکار نیز مغفول میماند و او متوجه ریایی که بر عملش سایه افکنده، نیست. از اینرو امام هشدار میدهد و میفرماید: به خدا سوگند که ریا در این امّت از صدای پای مورچه که روی سنگ سخت راه برود، پنهانتر است. در فرازی دیگر، امام(ع) علامتهای شخص ریاکار را بیان میکند: ریاکار سه علامت دارد: وقتی مردم را میبیند شاد، در تنهایی کسل است و دوست دارد در همه حال او را بستایند[۲۲].
با این معیار، تشخیص ریا در اعمال بر آدمی مشخص میشود و میتواند موضع خود را در عبادات را تشخیص دهد. فرد ریاکار ظاهری نیکو، اما دلی بیمارگونه دارد[۲۳]. او گرچه درونش نامیمون است، اما در ظاهر زبانی زیبا دارد[۲۴].
معناشناسی
«ریا» به معنای نشاندادن و نمایاندن است[۲۵]. در اصطلاح علم اخلاق، خودنمایی با انگیزه طلب جاه و منزلت در قلوب مردم با عبادت یا غیر عبادت است[۲۶]؛ مانند نیک جلوهدادن خود یا اظهار خصوصیاتی که بیانگر خصلتهای نیکو باشد[۲۷].
از واژههای مرتبط با ریا، «سُمعه» است که نوعی ریای شنیداری شمرده میشود؛ زیرا در ریا شخص اعمال نیک خود را در معرض دیدن دیگران قرار میدهد تا آنها به حسن فاعل اعتقاد پیدا کنند، ولی در «سمعه» هدف آن است که دیگران بشنوند و فاعل فعل را به نیکی بشناسند و ستایش کنند[۲۸]. ریا ضد اخلاص است[۲۹]و اخلاص به معنای پاک کردن نیت[۳۰] یا عمل، از هر گونه آمیختگی و شوائب[۳۱] است و اخلاص در عبادت به معنای پاک بودن آن از آمیختگیهای دنیا و بهرههای نفس است؛ مانند عبادت برای رسیدن به مال یا برای مدح دیگران (ریا)[۳۲].[۳۳]
پیشینه
ریا از صفات ناپسندی است که فطرت انسانی از آن گریزان است. در ادیان الهی ریاکاران، تنها[۳۴] و خوشی آنان لحظهای[۳۵] دانسته شده است و انسانها را در اعمال نیک چون عبادت، صدقه و روزه از ریاکردن برحذر داشتهاند[۳۶]. قرآن کریم نیز در موارد چندی به نکوهش ریا پرداخته ﴿فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ﴾[۳۷] مسلمانان را از این صفت ناپسند پرهیز داده، آن را صفت منافقان[۳۸] معرفی کرده است. در روایات نیز ریا از اقسام شرک دانسته شده، کسی که عملی را برای خوشایند مردم انجام دهد، فاقد شایستگی ثواب از ناحیه خداوند شمرده شده است[۳۹]. در این روایات تصریح شده است تنها اعمالی که با اخلاص همراه باشند مورد قبول خداوند واقع میشوند[۴۰].
علمای اخلاق، ریا را از صفات رذیلهای دانستهاند که از غلبه هوا و ضعف نفس نشئت میگیرد[۴۱]و آن را در قسم مهلکات اخلاق بحث کردهاند[۴۲]. در میان اندیشمندان، حارث بناسد محاسبی؛ عالم اخلاقی متأثر از اهل بیت(ع) از جمله نخستین کسانی است که این موضوع را در «الرعایة لحقوق الله»[۴۳] بحث کرده است. پس از او غزالی با بهرهگیری از کتاب محاسبی، باب مستقلی به ریا اختصاص داده، بهتفصیل به بیان آثار و اقسام آن پرداخته است[۴۴]. این بحث در کتابهای اخلاقی چون المحجة البیضاء[۴۵]، جامع السعادات[۴۶]و معراج السعاده[۴۷]تکمیل شد. فقها از ریا به عنوان شرک به خدا[۴۸]و گناه کبیره[۴۹] یاد کرده، در کتابهای خود به بررسی احکام آن پرداختهاند[۵۰].
اقسام
بعضی علمای اخلاق، ریا را به ریا در امور دین و دنیا تقسیم کرده، ریا در امور دینی را نیز به ریا در عبادات و غیر عبادات تقسیم میکنند[۵۱]. ریا در امور عبادی سبب بطلان عمل و حرام است و در امور دنیوی گرچه امری ناپسند است، اما حرام نیست؛ مانند پوشیدن لباس نیکو برای طلب جاه نزد مردم[۵۲]. آنان به اعتبار متعلق ریا، مصادیق پرشماری برای آن ذکر کرده، همه مصادیق آن را نکوهش کردهاند[۵۳]. ازجمله:
- ریا در عبادات واجب و مستحب؛
- ریا در خصلتهای پسندیده، مانند بخشندگی و شجاعت؛
- ریا در آثاری که بر اعمال نیکو دلالت میکنند؛ مانند پوشیدن لباس کهنه که دلالت بر زهد دارد یا طولدادن عبادت که نشانه تعبد است[۵۴].
علمای اخلاق ریا را به لحاظ مراتب، به ریای آشکار و پنهان تقسیم کردهاند. ریای آشکار آن است که تنها انگیزه ریاکار از انجام اعمال عبادی، ریا باشد؛ بر خلاف ریای پنهان که ریاکار قصد قربت دارد، ولی همان عمل را در خلوت، سبکتر به جای میآورد و هنگامی که مردم بر عمل او آگاهی پیدا میکنند، با نشاط بیشتری آن را انجام میدهد[۵۵].
برخی علمای اخلاق، در تقسیمی دیگر، ریا را به ریای پیش از عمل، ریای در حین عمل و ریای پس از عمل تقسیم میکنند. در ریای پیش از عمل، در صورتی که عمل با قصد ریا آغاز شود، سبب فساد عبادت میشود؛ اگرچه در اثنای عبادت از آن پشیمان شود و اگر ریا در اثنای عبادت باشد نیز سبب بطلان عبادت میشود. اگر ریا پس از فراغ از عمل باشد، اگر این مجرد شادمان شدن به عمل، بدون اظهار آن به غیر باشد، ضرری به عمل نمیزند، اما اگر آن را اظهار کند، بعید نیست ثواب عمل را باطل کند و ممکن است بر عملثواب یابد و بر ریای پس از عمل، عقاب گردد[۵۶].[۵۷]
ریشههای ریا
بر اساس روایت منسوب به امام صادق(ع) منشأ ریا نفاق میباشد؛ زیرا نفاق موافق نبودن ظاهر با باطن است و ریاکننده ظاهر کار را برای خدا انجام میدهد، ولی قصدش اظهار عمل است[۵۸]. علمای اخلاق، به علتهای مختلف ریاورزی اشاره کردهاند؛ از جمله رسیدن به جاه و مقام دنیایی، ترس از آشکارشدن فقر یا ترس از متهمشدن به سستی و تنبلی، ترس از دیگران و حقیر شمردهشدن توسط دیگران[۵۹].[۶۰]
نشانههای ریا
در روایتی از امیرمؤمنان علی(ع) برای ریاکار سه نشانه ذکر شدهاست:
- وقتی مردم را میبیند، در عبادت نشاط مییابد.
- هنگام خلوت کسل است.
- دوست دارد مردم در تمام امور او را بستایند[۶۱].
بعضی از علمای اخلاق معتقدند شاد شدن فرد در صورت آشکار شدن عملش نزد دیگران، از نشانههای ریای خفی است؛ اگرچه هر گونه شاد شدن انسان از آشکار گشتن کارهای نیک، حکم ریا ندارد؛ برای مثال شادی در جایی که بدون اراده شخص آشکار شود یا از ظهور عملی که سبب هدایت دیگران شدهاست، به دست آید[۶۲].[۶۳]
پیامدهای ریا
قرآن کریم، ریا را سبب از بین رفتن عمل دانسته[۶۴] آن را از جمله اعمالی میداند که شخص به واسطه آن، قرین و همراه شیطان میگردد[۶۵]. در روایات نیز بر پذیرفته نشدن عمل ریاکار توسط خداوند تأکید شده، ریاکار لعن شده، شایسته عذاب شدید دانسته شده است[۶۶]. در روایات دیگری، علمآموزی از روی ریا و سمعه ـ که در آن فرد طالب دنیا باشد ـ سبب سلب برکت از او، تنگشدن معیشت و واگذاری به خود شمرده شدهاست[۶۷]. علمای اخلاق، ریا را از آفات بزرگ دل شمردهاند[۶۸] که منجر به برخی گناهان بزرگ میشود[۶۹]؛ چنانکه گاهی نیز انسان به واسطه اجتناب از ریا، عمل را ترک میکند که این، امری ناپسند و ازجمله وسوسههای شیطان است[۷۰].
از دیدگاه فقهی نیز ریا آثاری دارد: فقها ریا را در اجزای واجب عبادت، موجب بطلان آن میدانند[۷۱]؛ اما در اجزای مستحب، میان فقها اختلاف وجود دارد[۷۲].[۷۳]
راههای رهایی
در بعضی روایات، راه رهایی از ریا و نفاق، اخلاص در باطن و خشوع قلبی دانسته شده است که اگر شخص خود را با بهکاربردن تمام تلاش، مقصر ببیند و از مسیر شکرگزاری تجاوز نکند و بر این حال استقامت ورزد، میتواند به رهایی از ریا و نفاق امید داشته باشد[۷۴]. علمای اخلاق برای درمان ریا، دو راه علمی و عملی ارائه دادهاند. درمان علمی ریا، در توجه به مفاسد ریا، از جمله از دست دادن توفیق الهی، صلاح قلب، مقام و منزلت نزد خداوند و نیز حصول عذاب و سخط خداوند است. اما درمان عملی، در پنهان کردن عبادات است تا قلب به اطلاع خداوند بر عبادات او قانع شود و طلب اطلاع غیر نداشته باشد[۷۵].[۷۶]
منابع
پانویس
- ↑ الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۹، «رأی».
- ↑ العین، ج ۱، ص۳۴۹؛ الصحاح، ج ۳، ص۱۲۳۲، «سمع»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۷۳، «رأی».
- ↑ المصباح، ص۲۴۷، «روی».
- ↑ لسانالعرب، ج ۱۴، ص۲۹۶؛ القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۳۱، «رای».
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۲، ص۵۱۹.
- ↑ روحالبیان، ج ۱، ص۴۲۲؛ اعرابالقرآن، ج ۱، ص۴۰۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.
- ↑ لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۰۲.
- ↑ التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۱۱۶.
- ↑ التبیان، ج ۵، ص۱۳۳.
- ↑ التعریفات، ص۱۲۵.
- ↑ جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸؛ الاخلاق، ص۱۵۷.
- ↑ التعاریف، ج ۱، ص۳۸۰.
- ↑ قاموس قرآن، ج ۳، ص۳۵ - ۳۶.
- ↑ حسینی، سید سعید، مقاله «ریا - حسینی»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴، ص ۱۹۵.
- ↑ «و آن کسان که داراییهای خود را برای نشان دادن به مردم، میبخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.
- ↑ غررالحکم / ۲: «اَلرِّيَاءِ شِرْكٌ»
- ↑ غررالحکم / ۱: «آفةُ الِعبادةِ الرِّياءُ»
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۸۴
- ↑ غررالحکم / ۲
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۶۸: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ [تَحْسُنَ] فِي لَامِعَةِ الْعُيُونِ عَلَانِيَتِي وَ تُقَبِّحَ [تَقْبُحَ] فِيمَا أُبْطِنُ لَكَ سَرِيرَتِي، مُحَافِظاً عَلَى رِثَاءِ [رِيَاءِ] النَّاسِ مِنْ نَفْسِي بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّي، فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِي وَ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلِي، تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِكَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِك»
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۷۵: «رَحِمَ اللّهُ عَبْدا سَمِعَ حُکْما فَوَعی وَ دُعِیَ إ لی رَشادٍ فَدَنا، وَ اءَخَ ذَ بِحُجْزَهِ هادٍ فَنَجا رَاقَبَ رَبَّهُ، وَ خَافَ ذَنْبَهُ، قَدَّمَ خَالِصا، وَ عَمِلَصَالِحا، اکْتَسَبَ مَذْخُورا»
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳: «ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِی: یَنْشِطُ إِذَا رَأَیَ النَّاسَ وَ یَکْسَلُ إِذَا کَانَ وَحْدَهُ وَ یُحِبُّ أَنْ یُحْمَدَ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ»
- ↑ غررالحکم / ۱: «ما أقبَحَ بِالإنسانِ باطِنا عَليلاً و ظاهِرا جَميلاً»
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص۴۳۳- ۴۳۵.
- ↑ جوهری، الصحاح، ۶/۲۳۴۸؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۲۴۷.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۵۲.
- ↑ غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۰۷ و ۴۷۳؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۸۴.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، ۵۸؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۹/۱۲۹، ۲۷۶ و ۱۰/۴۱۲.
- ↑ ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، ۱/۱۸۹.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۱۳.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۱۸۳–۱۸۴.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۱۱۷.
- ↑ طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
- ↑ کتاب مقدس، ایوب، ب۱۵، ۳۴.
- ↑ کتاب مقدس، ایوب، ب۲۰، ۵.
- ↑ کتاب مقدس، متی، ب۶، ۲–۱۶، کتاب مقدس، مرقس، ب۱۲، ۴۰، کتاب مقدس، لوقا، ب۱۲، ۱.
- ↑ «پس وای بر (آن) نمازگزاران» سوره ماعون، آیه ۴.
- ↑ سوره نساء، آیه ۱۴۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۲/۲۹۳.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۶۹/۲۶۵.
- ↑ مکی، قوت القلوب فی معاملة المحبوب، ۱/۱۱۵.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۰۶.
- ↑ محاسبی، الرعایة لحقوق الله، ۱۹۹.
- ↑ غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۰۷.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۳۸–۲۱۰.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۸۴.
- ↑ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۳.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲/۹۸؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره(ع)، ۲/۱۸۲.
- ↑ نایینی، کتاب الصلاة، ۲/۳۸.
- ↑ طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۱۶–۱۱۷.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۲۱.
- ↑ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۷–۶۲۲.
- ↑ غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۱۲–۲۱۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۹۰–۳۹۲.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۶۲؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۰۰–۴۰۱.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۳۳–۱۳۶؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۶۵–۱۷۰.
- ↑ طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ ـ ۲۴.
- ↑ منسوب به امام صادق(ع)، مصباح الشریعه، ۳۲.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۹۹–۴۰۰.
- ↑ طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ۲/۲۹۵.
- ↑ غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۲۲–۲۲۴.
- ↑ طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۶۴.
- ↑ سوره نساء، آیه ۳۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ۲/۲۹۵.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ۴۵۱.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱/۴۴.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۱/۱۰۶.
- ↑ ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، ۱/۱۹۳.
- ↑ عاملی، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامه، ۶/۶۳۲.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۹/۱۸۷.
- ↑ طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
- ↑ منسوب به امام صادق(ع)، مصباح الشریعه، ۳۳.
- ↑ غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۲۷–۲۳۰؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۷۰–۱۸۱؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۰۷–۴۱۳.
- ↑ طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ ـ ۲۴.