کثرتگرایی در فلسفه دین و کلام جدید: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = کثرتگرایی | عنوان مدخل = کثرتگرایی | مداخل مرتبط = کثرتگرایی دینی - کثرتگرایی سیاسی - کثرتگرایی در فقه سیاسی - کثرتگرایی رفتاری - کثرتگرایی در فلسفه دین و کلام جدید | پرسش مرتبط = }} ==پلورالیسم (...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسبها: برگرداندهشده پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
نتیجه اینکه، در [[اسلام]] در بحث حقانیت ادیان [[انحصارگرایی]] وجود دارد و فقط یک [[دین حق]] دانسته میشود و از نظر اسلام در هر دوره از [[تاریخ]] [[بشر]] یک [[دین]] و [[شریعت الهی]] دین حق موجود بوده و با آمدن [[دین جدید]] [[الهی]] دینِ قبلی [[نسخ]] میشده و دین حق در عصر کنونی، [[دین اسلام]] است. | نتیجه اینکه، در [[اسلام]] در بحث حقانیت ادیان [[انحصارگرایی]] وجود دارد و فقط یک [[دین حق]] دانسته میشود و از نظر اسلام در هر دوره از [[تاریخ]] [[بشر]] یک [[دین]] و [[شریعت الهی]] دین حق موجود بوده و با آمدن [[دین جدید]] [[الهی]] دینِ قبلی [[نسخ]] میشده و دین حق در عصر کنونی، [[دین اسلام]] است. | ||
اما در اسلام درباره مسأله [[رستگاری]] و [[نجات]]، انحصارگرایی نیست. شرط رستگاری [[انسانها]] در هر دورهای [[ایمان به خدا]] و [[نبوت]] و عمل خالصانه بر اساس شریعتِ حقِ [[زمان]] خودشان است و الآن که آن دین حق، اسلام است، شرط رستگاری انسانها در عصر حاضر، [[تصدیق]] [[انبیای گذشته]] و قبول دین اسلام و عمل طبق دستورهای آن است. البته کسانی که [[پیام اسلام]] به آنها نرسیده باشد و در این مورد کوتاهی نکرده و یا اینکه از نظر توان [[عقلی]]، [[رشد]] کافی برای [[درک]] پیام اسلام را نداشته باشند، اگر [[دین الهی]] خاصی را پذیرفته و طبق دستورهای همان [[دین]] عمل کرده باشند، این افراد نیز به [[رستگاری]] و [[نجات]] دست مییابند. اگر [[پیام]] هیچ [[دین الهی]] هم به آنها نرسیده باشد، در این صورت، [[حساب اعمال]] آنها بر اساس [[عقل]] آنها خواهد بود، و باید طبق عقل خود عمل کنند.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۶.</ref> | اما در اسلام درباره مسأله [[رستگاری]] و [[نجات]]، انحصارگرایی نیست. شرط رستگاری [[انسانها]] در هر دورهای [[ایمان به خدا]] و [[نبوت]] و عمل خالصانه بر اساس شریعتِ حقِ [[زمان]] خودشان است و الآن که آن دین حق، اسلام است، شرط رستگاری انسانها در عصر حاضر، [[تصدیق]] [[انبیای گذشته]] و قبول دین اسلام و عمل طبق دستورهای آن است. البته کسانی که [[پیام اسلام]] به آنها نرسیده باشد و در این مورد کوتاهی نکرده و یا اینکه از نظر توان [[عقلی]]، [[رشد]] کافی برای [[درک]] پیام اسلام را نداشته باشند، اگر [[دین الهی]] خاصی را پذیرفته و طبق دستورهای همان [[دین]] عمل کرده باشند، این افراد نیز به [[رستگاری]] و [[نجات]] دست مییابند. اگر [[پیام]] هیچ [[دین الهی]] هم به آنها نرسیده باشد، در این صورت، [[حساب اعمال]] آنها بر اساس [[عقل]] آنها خواهد بود، و باید طبق عقل خود عمل کنند.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۶.</ref> | ||
==[[پلورالیسم سیاسی]]== | |||
واژه [[پلورالیسم]]<ref>Pluralism.</ref> در لغت به معنای تکثر و چندگانگی است این واژه در آغاز در عرصه سنتی [[کلیسا]] مطرح شد و شخص دارای [[مناصب]] گوناگون در کلیسا را پلورالیست مینامیدند<ref>باطنی، محمدرضا، فرهنگ معاصر انگلیسی به فارسی.</ref>. بعدها این واژه که در خود، مفهوم پذیرش و اصالتدهی به تعدد و کثرت را دارد، در عرصههای [[اجتماعی]]، [[سیاسی]]، [[فرهنگی]]، [[اخلاقی]] [[معرفتی]] و [[دینی]] معانی متفاوتی یافت.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۸.</ref> | |||
==تعاریف اصطلاحی پلورالیسم سیاسی== | |||
پلورالیسم اجتماعی سیاسی به معنای پذیرش کثرت و تنوع در حوزه [[نهادهای مدنی]]، [[احزاب]]، جمعیتها و [[عقاید]] ناظر به [[مصالح اجتماعی]] است. | |||
گاهی مقصود از [[نظام سیاسی]] پلورالیستی نظامی است که چند مرکز [[قدرت]] قانونی دارد و در آن همه امور [[مردم]] در دست [[دولت]] نیست<ref>رابرتسون، دیوید، فرهنگ سیاسی معاصر، ترجمه عزیزکیاوند، ص۲۴۲.</ref>. برخی دیگر [[حکومت]] پلورالیستی را چنین تعریف کردهاند: [[حکومتی]] که در [[امور سیاسی]] [[جامعه]] مشارکت همه ارگانهای موجود در یک [[کشور]] را ممکن کند. در چنین نظامی، [[قوانین اساسی]] باید به شکلی تنظیم شود که [[حق سیاسی]] برای همه گروهها، احزاب، انجمنها، [[تابعان]] کلیسا، و... محفوظ بماند<ref>فرهیخته، شمس الدین، فرهنگ فرهیخته (سیاسی-حقوقی)، ص۲۴۰.</ref>. | |||
گاهی پلورالیسم سیاسی به معنای اعتنای دولت به کثرت و [[استقلال]] [[گروههای سیاسی]]، فرهنگی، اجتماعی دانسته شده است که در آن بر [[همزیستی]] [[مسالمتآمیز]] نهادها و تقدیم [[حقوق]] بعضی گروهها بر دیگران تأکید میشود. بر این اساس، قدرت دولت نباید انحصاری باشد و همه نهادها باید در کنار [[نظارت]] کلی دولت، استقلال قدرت خود را [[حفظ]] کنند<ref>آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۵۹.</ref>. | |||
هر چند نمیتوان تعریف جامعی را که همه طرفداران [[کثرتگرایی]] سیاسی را [[خرسند]] کند، بیان کرد، میتوان گفت، گوهر پلورالیسم سیاسی تأکید بر تعدد مراکز قدرت اجتماعی و [[نفی]] قدرت واحد در جامعه است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۹.</ref> | |||
==عوامل [[تاریخی]] پلورالیسم سیاسی== | |||
عوامل مختلفی در پیریزی پلورالیسم اجتماعی سیاسی مؤثر بوده است. عواملی چون، زیانهای ناشی از [[وحدتگرایی]] و تمرکز در [[قدرت]] [[دینی]] و [[استبداد]] دینی و دولتی به ویژه در قرون وسطی، به ستوهآمدن [[جوامع]] [[غربی]] از [[جنگ]] و [[منازعات]] بیپایان درباره [[عقاید]] متفاوت، [[رشد]] ابزار و شبکههای ارتباطی و...؛ چنین عواملی سبب شد که جوامع [[گرایش]] زیادی به [[پلورالیسم]] و تکثر، [[توزیع]] قدرت، تحزب و [[تشکل]] جمعیتها و اتحادیهها پیدا کنند. موجی که در [[عصر روشنگری]] با پذیرش [[فردگرایی]] و [[حقوق]] طبیعی پدید آمد و نیز روبهرو شدن [[انسانها]] با تکثر از طریق [[رسانههای جمعی]] موجب بالندگی [[تفکر]] [[پلورالیسم سیاسی]] [[اجتماعی]] شد. | |||
با این تفکر، جوامع به تکثر و چندگانگی در قالب تشکیل [[احزاب]] و گروههای [[مدنی]] و مبازره [[دموکراتیک]] [[تشویق]] میشوند و مرام اجتماعی [[سیاسی]] [[حق]] شمرده میشود. از شرایط لازم برای چنین تفکری، [[تساهل و تسامح]] و [[تحمل]] [[رفتارهای اجتماعی]] سیاسی دیگران و [[رعایت حقوق]] [[نهادهای جامعه]] مدنی در برابر [[دولت]] است<ref>آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۱۴۳.</ref>. امروزه در بسیاری از فلسفههای سیاسی، تنوع و تکثر و پلورالیسم سیاسی، [[ارزش]] محسوب میشود.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۹.</ref> | |||
==مبانی نظری پلورالیسم سیاسی== | |||
[[ارسطو]] برخلاف [[افلاطون]] در [[فلسفه سیاسی]] خود وجود تکثر را لازمه [[سعادت انسان]] میداند. به [[اعتقاد]] وی وجود گزینههای مختلف در [[جامعه]] مجال [[گزینش]] و [[انتخاب]] را برای افراد آسانتر میکند<ref>آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۲۲۳.</ref>. | |||
یکی دیگر از مهمترین مبانی پلورالیسم سیاسی، پلورالیسم [[معرفتی]] است. در این مبنا تمام گزارههای معرفتی قابلیت اتصاف به [[صدق]] و حق را دارند. بنابراین، همه [[گروههای سیاسی]] و اجتماعی دارای دیدگاههای ضد و نقیض میتوانند بر حق باشند. این مبنای [[معرفتشناختی]] به [[نسبیگرایی]]، [[شکاکیت]] و [[نفی]] معیار [[معرفت]] میانجامد و آثار زیانباری به همراه دارد. نقد پلورالیسم معرفتی به مجال گستردهتری نیاز دارد، ولی تنها به بیان این نکته بسنده میکنیم که هر [[انسانی]] با هر [[فرهنگ]] و آیینی به برخی امور [[یقین]] دارد. مثلاً هرکس به وجود خود، حالات درونیاش مانند [[غم]] و [[شادی]] و [[ترس]] و [[خجالت]] و [[امید]]، [[افعال]] درونیاش همچون تصمیم و [[اراده]] و [[عزم]] و... [[یقین]] دارد. همچنین، برخی [[انسانها]] به برخی اصول پایه همچون اصل تناقض و هوهویت و یقین دارند و به کمک این گزارههای پایه میتوان صدها گزاره [[یقینی]] دیگر را [[استنتاج]] نمود و نظامی مبتنی بر یقین مطرح کرد. به هر ترتیب، [[پلورالیسم]] [[معرفتی]] که یکی از پایههای [[پلورالیسم سیاسی]] است، امری [[باطل]] است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۹.</ref> | |||
==نسبت پلورالیسم سیاسی با [[فرهنگ سیاسی اسلام]]== | |||
پیش از اشاره به نسبت میان پلورالیسم سیاسی و فرهنگ سیاسی اسلام باید به چند اصل از اصول [[سیاسی]] [[اسلام]] اشاره کنیم. | |||
'''[[مشارکت سیاسی]] [[مردم]]''': [[مشارکت مردم]] در تصمیمهای سیاسی از [[اصول نظام سیاسی اسلام]] است. [[امام علی]]{{ع}} نیز به [[مالک اشتر]] چنین توصیه میکند: «بدون [[مشورت]] با دیگران عاملان خود را به کاری نگمار»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه ۵۳.</ref>. | |||
'''ابعاد مشارکت سیاسی مردم''': مشارکت سیاسی مردم ابعاد مختلفی دارد: | |||
# حضور مردم در [[تعیین حاکم]] و [[مقبولیت مردمی]] [[نظام]]: اصلیترین [[رسالت]] [[حاکم اسلامی]] در [[فرهنگ شیعی]]، علاوه بر [[صلح]] و [[امنیت]]، تحقق [[قوانین]] و [[مقررات اسلامی]] است؛ بنابراین، [[مشروعیت حاکم]] و [[حکومت]] با [[نص الهی]] است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۳۹.</ref>؛ ولی با وجود مشروعیت حاکم [[الهی]] و [[امامت]] با [[اجازه]] [[خداوند]] و [[رسول الله]]{{صل}} مردم [[حق]] دارند در عرصه [[مقبولیت]] [[حاکم]] مشارکت کنند. دلبستگی مردم به حاکم در بنای حکومت و استمرار آن بسیار مؤثر است و نمونه این مسأله در [[بیعت مردم با حضرت علی]]{{ع}} به چشم میخورد که علاوه بر [[مهاجران]] و [[انصار]]، گروهی از [[مردم عراق]] و [[مصر]] نیز در [[بیعت]] با آن حضرت مشارکت داشتند. امام علی{{ع}} این صحنه را چنین توصیف میکند: همچون ماده شتر که به طفل خود روی آورد، به من روی آوردید و فریاد بیعت، بیعت آوردید. دست خود را بازپس بردم، آن را کشیدید، از دستتان کشیدم به خود برگرداندید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۷.</ref>. ناگهان دیدم مردم از هر سوی روی بر من نهادهاند و چون یال کفتار پس و پشت هم ایستادهاند؛ چندان که حسن و حسین فشرده گشته و دو پهلویم آزرده شد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۰.</ref>. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} برای [[حکومت]] بر [[مردم]] [[مشروعیت الهی]] داشتند، ولی به دلیل اقبال نکردن مردم تا پایان [[خلافت عثمان]]، [[حکومت ظاهری]] در دست ایشان نبود. | |||
# [[آزادیهای مشروع]] [[سیاسی]]: [[خداوند]] [[انسان]] را [[آزاد]] [[آفریده]]؛ از اینرو [[آزادی]] امتیازی [[الهی]] است و نه امتیازی که [[صاحبان قدرت]] در [[اختیار]] مردم نهاده باشند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۴۰.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} گذشته از تصریح بر آزادیهای مشروع سیاسی در [[رفتار]] خویش نیز آن را میپذیرفت و در [[رویارویی]] با [[مخالفت]] تند اطرافیانش با سیاستهای [[علوی]]، با پاسخ منطقی آنان را [[قانع]] میکرد. | |||
کسی که از روی [[اطاعت]] با من [[بیعت]] کرد، پذیرفتم و کسی که از بیعت با من امتناع کرد، او را به بیعت وادار نکرده، رهایش ساختم<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۴۱.</ref>. | |||
'''اقتدارگرایی''': [[نظام سیاسی اسلام]] با وجود تأکید بر [[مشارکت سیاسی]] مردم و نقش [[مقبولیت مردمی]] در استمرار حکومت، از اقتدارگرایی [[حاکم]] [[دفاع]] میکند. [[قاطعیت]] در رویارویی با [[منحرفان]] سیاسی و [[اقتصادی]] از یک سو و مدارای با مردم [[پاک]] از سوی دیگر، به [[زیبایی]] در نظام سیاسی اسلام، جمع و به خصوص در [[سیره امام علی]]{{ع}} متجلی شده است. آن [[امام]] [[بزرگوار]] ضمن توصیه به [[ملایمت]] با مردم عادی با مخالفانی که در صدد برچیدن [[نظام اسلامی]] بودند، به شدت مقابله میکرد: | |||
این گروه ([[پیمانشکنان]]) به خاطر [[نارضایتی]] از حکومت من به یکدیگر پیوستهاند و من تا هنگامی که بر [[اجتماع]] و [[وحدت]] شما [[احساس]] خطر نکنم، خوفناک نگردم، [[صبر]] خواهم نمود؛ چه اینکه آنان اگر بر این [[افکار]] [[سست]] و [[فاسد]] باقی بمانند و بخواهند اهداف خود را عملی کنند، [[جامعه اسلامی]] از هم گسیخته خواهد شد. آنها از روی [[حسد]] بر کسی که خداوند حکومت را بر او بخشیده، به [[طلب دنیا]] برخاستهاند و تصمیم گرفتهاند چرخ [[زمان]] را به عقب برگردانند و [[سنن]] [[جاهلی]] را زنده کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۰.</ref> | |||
==[[نظام سیاسی اسلام]] و [[پلورالیسم سیاسی]]== | |||
با معرفی برخی اصول [[نظام سیاسی اسلامی]] میتوانیم نسبت آن را با پلورالیسم سیاسی اجمالاً بررسی کنیم. در این مقایسه چند نکته مشترک و امتیاز [[اسلام]] روشن میشود: | |||
# [[نظام سیاسی اسلام]]؛ [[مشارکت سیاسی]] [[مردم]] در عرصه [[بیعت]] و [[مقبولیت]] [[حاکم اسلامی]]، [[آزادیهای سیاسی]]، تصمیمهای [[سیاسی]]، تضارب آرای سیاسی را میپذیرد؛ حتی اگر رهاورد این آزادیهای سیاسی نقد حاکم اسلامی باشد. | |||
#پذیرش مشارکت سیاسی در نظام سیاسی اسلامی در طول [[حفظ]] [[اقتدار]] و [[امنیت سیاسی]] [[حکومت مرکزی]] است و بنابراین تعدد مراکز [[قدرت]] [[اجتماعی]] و سیاسی که به [[نفی]] [[اقتدار ملی]] و حکومت مرکزی انجامیده، [[جامعه]] را به سمت نوعی [[آنارشیسم]] و [[هرج و مرج]] سیاسی [[سوق]] میدهد، پذیرفتنی نیست. | |||
بنابراین، صرفنظر از [[تغذیه]] پلورالیسم سیاسی از آبشخور [[شکاکیت]] و نسبیت [[معرفتی]] نتایج آن نیز اشکالات جدی دارد؛ زیرا گوهر پلورالیسم سیاسی بر تعدد مراکز قدرت و نفی وجود قدرت واحد است، در حالی که در نظام سیاسی اسلام حفظ اقتدار حکومت مرکزی امری ضروری است. علاوه بر آن، میتوان گفت، [[کثرتگرایی]] سیاسی سبب [[تضعیف]] اقتدار [[حاکمیت]] مرکزی، هرج و مرج است و این امر با [[فلسفه]] [[تشکیل حکومت]] سازگار نیست. | |||
[[تسامح]] و [[تساهل]] نیز از دیگر نتایج پلورالیسم سیاسی است که در جای خود [[باطل]] شده است. این امر با اصل [[عقلی]] و [[شرعی]] ([[ضرورت]] حفظ اقتدار حکومت مرکزی) مخالف است. | |||
بنابراین، دغدغه مشارکت سیاسی مردم و [[آزادیها]] و تضارب آرای سیاسی ایشان در نظام سیاسی اسلام به بهترین شکل برآورده شده است؛ پس، استفاده از نسخه غیربومی و غیردینی پلورالیسم سیاسی که چنین تبعاتی در پی دارد، ضرورتی ندارد.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ ۲۱ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۱۵
پلورالیسم (کثرتگرائی) دینی
واژه پلورالیسم برگرفته از دو کلمه «plural» به معنای جمع و «ism» به معنای گرایش است؛ بنابراین، این واژه در لغت به معنای جمعگرایی و کثرتگرایی و در اصطلاح به معنای گرایش به اصول متعدد و در مقابل «monism» است. مثلاً در صورت استفاده از اصول متعدد در تبیین پدیدهای، پلورالیست و در صورت استفاده از یک اصل مونیست خواهیم بود. پس، این واژه به ویژه حوزه دینشناسی نبوده، در حوزههای متعددی مانند سیاست، اخلاق، فرهنگ و... از آن استفاده میشود. یکی از مباحث جدی نیمه دوم قرن بیستم در حوزه فلسفه دین مسأله پلورالیسم دینی یا تنوع ادیان است که آن را برای نخستین بار «جان هیک» (متولد ۱۹۲۲) در جهان مسیحیت به صورت مستقل مطرح کرد.
دو عامل اساسی در پیدایش پلورالیسم دینی در غرب اثر داشت:
- لیبرالیسم سیاسی و دینی: لیبرالیسم سیاسی که نوعی ایدئولوژی سیاسی است بر پایههایی مانند تساهل و مدارا و حقوق و آزادیهای فردی مبتنی است. طبق این دیدگاه، دولت باید از دخالت در امور شخصی مردم بپرهیزد و حریم حقوق فردی و شخصی را حفظ کند. از جمله این حقوق فردی، آزادی بیان عقیده و از بارزترین موارد عقیده هم عقیده دینی است؛ یعنی هرکس در جامعه باید در بیان عقیده دینی خود آزاد باشد. معمار لیبرالیسم دینی، شلایر ماخر آلمانی (۱۷۶۸-۱۸۳۴) دانسته میشود.
- آموزه نجات: این عامل عمدهترین مسأله کلامی مؤثر در پیدایش پلورالیسم دینی است. بر اساس این آموزه، در کلام مسیحی فقط کسانی رستگار میشوند و از قهر و دوزخ الهی نجات مییابند که به ربوبیت و مرگ فدیهوار حضرت عیسی ایمان آورند و کسانی که به این آموزه اعتقاد نداشته یا غسل تعمید انجام نداده باشند نمیتوانند به بهشت راه یابند. «کارل ری نر» کاتولیک (۱۹۰۴-۱۹۸۴) در مقابل این دیدگاه تنگنظرانه دیدگاه شمولگرایی را مطرح کرد و معتقد بود که پیروان درستکار و صالح ادیان دیگر هم رستگار میشوند؛ چراکه آنها نیز در واقع مسیحی هستند. با این حال، شمولگرایی نیز مانند انحصارگرایی تنها راه نجات، را مسیحیت شمرده میشد.
جان هیک، متکلم پروتستان به این میزان هم راضی نشد و آن را نیز تنگنظرانه میدانست؛ بنابراین، از نظر او هرکس با هر عقیدهای میتواند به بهشت راه یابد، به این شرط که از راه یکی از ادیان به حق توجه کند و از توجه به خود منصرف شود. این دیدگاه، پلورالیسم دینی نام گرفت که در آن برای گشوده شدن درب بهشت بر روی پیروان دیگر ادیان، مرز میان حق و باطل، ثنویت و تثلیث، توحید و شرک برداشته میشود[۱]. هیک و پیروان او از دیدگاه پلورالیسم در نجات به حقانیت و صدق منتقل شده، معتقدند، آموزههای همه ادیان توحیدی و غیر توحیدی و اعتقاداتشان، درست و حق و مطابق با واقع است و نمیتوان ادعا کرد که یکی از ادیان، منحرف و باطل است[۲].
در واقع، پلورالیسم دینی پاسخ به پرسش درباره تنوع ادیان وحیانی و غیروحیانی با مذاهب گوناگون آنهاست؛ یعنی از یک طرف، تنوع و تکثر ادیان و مذاهب در جایگاه یک واقعیت خارجی انکارشدنی نیست و از طرف دیگر، یک اندیشمند دینی باید دیدگاه خود را درباره این واقعیت روشن و بیان کند که هر شخص دینداری باید درباره ادیان دیگر چه نگرشی داشته باشد. پلورالیسم دینی در مقابل انحصارگرائی، شمولگرایی و ابطالگرایی، پاسخی به این پرسشهاست. طبق ابطالگرایی تمام ادیان باطل است و همه آنها مخلوق ذهن بشر معرفی میشوند و هدایت و سعادت امری موهوم و خیالی است. در شمولگرایی هم به حقانیت مطلق یک دین و حقانیت نسبی سایر ادیان حکم میشود. انحصارگرایی هم فرد به حقانیت یک دین و بطلان دیگر ادیان قائل است؛ اما در پلورالیسم دینی همه ادیان صراطهایی مستقیم به سوی یک مقصد معرفی میشود[۳]. تفسیر دیگری هم درباره پلورالیسم دینی وجود دارد که به بعد اجتماعی و حیات دینی ناظر است؛ بدین معنا که پیروان ادیان مختلف میتوانند زندگی مسالمتآمیزی در یک جامعه با یکدیگر داشته باشند و حدود و حقوق همدیگر را مراعات کنند و این معنای پلورالیسم قطعاً پذیرفتنی است[۴].[۵]
نقد پلورالیسم دینی
دیدگاه پلورالیسم دینی هم در بحث حقانیت و هم در بحث نجات اشکالات متعددی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
- استلزام تناقض: ادیان موجود آموزههایی دارند که با آموزههای موجود در ادیان دیگر تضاد و تناقض دارند و اعتقاد به حقانیت همه ادیان موجود با اعتقاد به اجتماع نقیضین یا ضدین همراه خواهد بود که امری محال است؛ مثلاً، در دین اسلام بر یکتایی خداوند تأکید میشود در حالی که در مسیحیت موجود فرد به وجود خدای پدر و خدای پسر و خدای روح القدس معتقد است و آیین زرتشت هم به دوگانهپرستی گرایش دارد. پس، اگر هر سه دین بر حق باشد باید گفت، خدا، هم یکی است و هم دو تا و هم سه تا و این غیرممکن است.
- خودستیزی: هر دینی، یا آموزههای مخالف دین دیگر را نفی میکند و یا به طور کلی دین دیگر را باطل میداند. بنابراین، نتیجه از حقانیت هر دین بطلان ادیان دیگر است؛ پس پلورالیسم دینی، خود برانداز است و علیه خود حکم میکند.
- استلزام شکایت دینی: در پلورالیسم از یک سو به حقانیت همه ادیان حکم میشود و از سوی دیگر ادیان موجود یکدیگر را نفی میکنند و نتیجه این تعارض چیزی جز شکاکیت و سرگردانی درباره دین حق نیست.[۶]
پلورالیسم در قرآن
در برخی آیات قرآن به صراحت بر منحصربودن دین حق در اسلام و نفی مبانی پلورالیسم تأکید شده است و در برخی آیات به نفی شکاکیت پرداخته و ادله پیامبران، روشن و در نتیجه تردید شکاکان، بیوجه دانسته شده است[۷]. در برخی آیات هم پذیرش دینی غیر از اسلام نفی شده است[۸]. و برخی آیات الهی نیز همه انسانها و از جمله اهل کتاب به دین اسلام دعوت شدهاند[۹] که همه این آیات نشان میدهد، قرآن حقانیت ادیان موجود دیگر را قبول ندارد[۱۰].
نتیجه اینکه، در اسلام در بحث حقانیت ادیان انحصارگرایی وجود دارد و فقط یک دین حق دانسته میشود و از نظر اسلام در هر دوره از تاریخ بشر یک دین و شریعت الهی دین حق موجود بوده و با آمدن دین جدید الهی دینِ قبلی نسخ میشده و دین حق در عصر کنونی، دین اسلام است. اما در اسلام درباره مسأله رستگاری و نجات، انحصارگرایی نیست. شرط رستگاری انسانها در هر دورهای ایمان به خدا و نبوت و عمل خالصانه بر اساس شریعتِ حقِ زمان خودشان است و الآن که آن دین حق، اسلام است، شرط رستگاری انسانها در عصر حاضر، تصدیق انبیای گذشته و قبول دین اسلام و عمل طبق دستورهای آن است. البته کسانی که پیام اسلام به آنها نرسیده باشد و در این مورد کوتاهی نکرده و یا اینکه از نظر توان عقلی، رشد کافی برای درک پیام اسلام را نداشته باشند، اگر دین الهی خاصی را پذیرفته و طبق دستورهای همان دین عمل کرده باشند، این افراد نیز به رستگاری و نجات دست مییابند. اگر پیام هیچ دین الهی هم به آنها نرسیده باشد، در این صورت، حساب اعمال آنها بر اساس عقل آنها خواهد بود، و باید طبق عقل خود عمل کنند.[۱۱]
پلورالیسم سیاسی
واژه پلورالیسم[۱۲] در لغت به معنای تکثر و چندگانگی است این واژه در آغاز در عرصه سنتی کلیسا مطرح شد و شخص دارای مناصب گوناگون در کلیسا را پلورالیست مینامیدند[۱۳]. بعدها این واژه که در خود، مفهوم پذیرش و اصالتدهی به تعدد و کثرت را دارد، در عرصههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی معرفتی و دینی معانی متفاوتی یافت.[۱۴]
تعاریف اصطلاحی پلورالیسم سیاسی
پلورالیسم اجتماعی سیاسی به معنای پذیرش کثرت و تنوع در حوزه نهادهای مدنی، احزاب، جمعیتها و عقاید ناظر به مصالح اجتماعی است. گاهی مقصود از نظام سیاسی پلورالیستی نظامی است که چند مرکز قدرت قانونی دارد و در آن همه امور مردم در دست دولت نیست[۱۵]. برخی دیگر حکومت پلورالیستی را چنین تعریف کردهاند: حکومتی که در امور سیاسی جامعه مشارکت همه ارگانهای موجود در یک کشور را ممکن کند. در چنین نظامی، قوانین اساسی باید به شکلی تنظیم شود که حق سیاسی برای همه گروهها، احزاب، انجمنها، تابعان کلیسا، و... محفوظ بماند[۱۶].
گاهی پلورالیسم سیاسی به معنای اعتنای دولت به کثرت و استقلال گروههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی دانسته شده است که در آن بر همزیستی مسالمتآمیز نهادها و تقدیم حقوق بعضی گروهها بر دیگران تأکید میشود. بر این اساس، قدرت دولت نباید انحصاری باشد و همه نهادها باید در کنار نظارت کلی دولت، استقلال قدرت خود را حفظ کنند[۱۷]. هر چند نمیتوان تعریف جامعی را که همه طرفداران کثرتگرایی سیاسی را خرسند کند، بیان کرد، میتوان گفت، گوهر پلورالیسم سیاسی تأکید بر تعدد مراکز قدرت اجتماعی و نفی قدرت واحد در جامعه است.[۱۸]
عوامل تاریخی پلورالیسم سیاسی
عوامل مختلفی در پیریزی پلورالیسم اجتماعی سیاسی مؤثر بوده است. عواملی چون، زیانهای ناشی از وحدتگرایی و تمرکز در قدرت دینی و استبداد دینی و دولتی به ویژه در قرون وسطی، به ستوهآمدن جوامع غربی از جنگ و منازعات بیپایان درباره عقاید متفاوت، رشد ابزار و شبکههای ارتباطی و...؛ چنین عواملی سبب شد که جوامع گرایش زیادی به پلورالیسم و تکثر، توزیع قدرت، تحزب و تشکل جمعیتها و اتحادیهها پیدا کنند. موجی که در عصر روشنگری با پذیرش فردگرایی و حقوق طبیعی پدید آمد و نیز روبهرو شدن انسانها با تکثر از طریق رسانههای جمعی موجب بالندگی تفکر پلورالیسم سیاسی اجتماعی شد.
با این تفکر، جوامع به تکثر و چندگانگی در قالب تشکیل احزاب و گروههای مدنی و مبازره دموکراتیک تشویق میشوند و مرام اجتماعی سیاسی حق شمرده میشود. از شرایط لازم برای چنین تفکری، تساهل و تسامح و تحمل رفتارهای اجتماعی سیاسی دیگران و رعایت حقوق نهادهای جامعه مدنی در برابر دولت است[۱۹]. امروزه در بسیاری از فلسفههای سیاسی، تنوع و تکثر و پلورالیسم سیاسی، ارزش محسوب میشود.[۲۰]
مبانی نظری پلورالیسم سیاسی
ارسطو برخلاف افلاطون در فلسفه سیاسی خود وجود تکثر را لازمه سعادت انسان میداند. به اعتقاد وی وجود گزینههای مختلف در جامعه مجال گزینش و انتخاب را برای افراد آسانتر میکند[۲۱]. یکی دیگر از مهمترین مبانی پلورالیسم سیاسی، پلورالیسم معرفتی است. در این مبنا تمام گزارههای معرفتی قابلیت اتصاف به صدق و حق را دارند. بنابراین، همه گروههای سیاسی و اجتماعی دارای دیدگاههای ضد و نقیض میتوانند بر حق باشند. این مبنای معرفتشناختی به نسبیگرایی، شکاکیت و نفی معیار معرفت میانجامد و آثار زیانباری به همراه دارد. نقد پلورالیسم معرفتی به مجال گستردهتری نیاز دارد، ولی تنها به بیان این نکته بسنده میکنیم که هر انسانی با هر فرهنگ و آیینی به برخی امور یقین دارد. مثلاً هرکس به وجود خود، حالات درونیاش مانند غم و شادی و ترس و خجالت و امید، افعال درونیاش همچون تصمیم و اراده و عزم و... یقین دارد. همچنین، برخی انسانها به برخی اصول پایه همچون اصل تناقض و هوهویت و یقین دارند و به کمک این گزارههای پایه میتوان صدها گزاره یقینی دیگر را استنتاج نمود و نظامی مبتنی بر یقین مطرح کرد. به هر ترتیب، پلورالیسم معرفتی که یکی از پایههای پلورالیسم سیاسی است، امری باطل است.[۲۲]
نسبت پلورالیسم سیاسی با فرهنگ سیاسی اسلام
پیش از اشاره به نسبت میان پلورالیسم سیاسی و فرهنگ سیاسی اسلام باید به چند اصل از اصول سیاسی اسلام اشاره کنیم.
مشارکت سیاسی مردم: مشارکت مردم در تصمیمهای سیاسی از اصول نظام سیاسی اسلام است. امام علی(ع) نیز به مالک اشتر چنین توصیه میکند: «بدون مشورت با دیگران عاملان خود را به کاری نگمار»[۲۳].
ابعاد مشارکت سیاسی مردم: مشارکت سیاسی مردم ابعاد مختلفی دارد:
- حضور مردم در تعیین حاکم و مقبولیت مردمی نظام: اصلیترین رسالت حاکم اسلامی در فرهنگ شیعی، علاوه بر صلح و امنیت، تحقق قوانین و مقررات اسلامی است؛ بنابراین، مشروعیت حاکم و حکومت با نص الهی است[۲۴]؛ ولی با وجود مشروعیت حاکم الهی و امامت با اجازه خداوند و رسول الله(ص) مردم حق دارند در عرصه مقبولیت حاکم مشارکت کنند. دلبستگی مردم به حاکم در بنای حکومت و استمرار آن بسیار مؤثر است و نمونه این مسأله در بیعت مردم با حضرت علی(ع) به چشم میخورد که علاوه بر مهاجران و انصار، گروهی از مردم عراق و مصر نیز در بیعت با آن حضرت مشارکت داشتند. امام علی(ع) این صحنه را چنین توصیف میکند: همچون ماده شتر که به طفل خود روی آورد، به من روی آوردید و فریاد بیعت، بیعت آوردید. دست خود را بازپس بردم، آن را کشیدید، از دستتان کشیدم به خود برگرداندید[۲۵]. ناگهان دیدم مردم از هر سوی روی بر من نهادهاند و چون یال کفتار پس و پشت هم ایستادهاند؛ چندان که حسن و حسین فشرده گشته و دو پهلویم آزرده شد[۲۶]. امیر مؤمنان علی(ع) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) برای حکومت بر مردم مشروعیت الهی داشتند، ولی به دلیل اقبال نکردن مردم تا پایان خلافت عثمان، حکومت ظاهری در دست ایشان نبود.
- آزادیهای مشروع سیاسی: خداوند انسان را آزاد آفریده؛ از اینرو آزادی امتیازی الهی است و نه امتیازی که صاحبان قدرت در اختیار مردم نهاده باشند[۲۷]. امام علی(ع) گذشته از تصریح بر آزادیهای مشروع سیاسی در رفتار خویش نیز آن را میپذیرفت و در رویارویی با مخالفت تند اطرافیانش با سیاستهای علوی، با پاسخ منطقی آنان را قانع میکرد.
کسی که از روی اطاعت با من بیعت کرد، پذیرفتم و کسی که از بیعت با من امتناع کرد، او را به بیعت وادار نکرده، رهایش ساختم[۲۸].
اقتدارگرایی: نظام سیاسی اسلام با وجود تأکید بر مشارکت سیاسی مردم و نقش مقبولیت مردمی در استمرار حکومت، از اقتدارگرایی حاکم دفاع میکند. قاطعیت در رویارویی با منحرفان سیاسی و اقتصادی از یک سو و مدارای با مردم پاک از سوی دیگر، به زیبایی در نظام سیاسی اسلام، جمع و به خصوص در سیره امام علی(ع) متجلی شده است. آن امام بزرگوار ضمن توصیه به ملایمت با مردم عادی با مخالفانی که در صدد برچیدن نظام اسلامی بودند، به شدت مقابله میکرد: این گروه (پیمانشکنان) به خاطر نارضایتی از حکومت من به یکدیگر پیوستهاند و من تا هنگامی که بر اجتماع و وحدت شما احساس خطر نکنم، خوفناک نگردم، صبر خواهم نمود؛ چه اینکه آنان اگر بر این افکار سست و فاسد باقی بمانند و بخواهند اهداف خود را عملی کنند، جامعه اسلامی از هم گسیخته خواهد شد. آنها از روی حسد بر کسی که خداوند حکومت را بر او بخشیده، به طلب دنیا برخاستهاند و تصمیم گرفتهاند چرخ زمان را به عقب برگردانند و سنن جاهلی را زنده کنند[۲۹].[۳۰]
نظام سیاسی اسلام و پلورالیسم سیاسی
با معرفی برخی اصول نظام سیاسی اسلامی میتوانیم نسبت آن را با پلورالیسم سیاسی اجمالاً بررسی کنیم. در این مقایسه چند نکته مشترک و امتیاز اسلام روشن میشود:
- نظام سیاسی اسلام؛ مشارکت سیاسی مردم در عرصه بیعت و مقبولیت حاکم اسلامی، آزادیهای سیاسی، تصمیمهای سیاسی، تضارب آرای سیاسی را میپذیرد؛ حتی اگر رهاورد این آزادیهای سیاسی نقد حاکم اسلامی باشد.
- پذیرش مشارکت سیاسی در نظام سیاسی اسلامی در طول حفظ اقتدار و امنیت سیاسی حکومت مرکزی است و بنابراین تعدد مراکز قدرت اجتماعی و سیاسی که به نفی اقتدار ملی و حکومت مرکزی انجامیده، جامعه را به سمت نوعی آنارشیسم و هرج و مرج سیاسی سوق میدهد، پذیرفتنی نیست.
بنابراین، صرفنظر از تغذیه پلورالیسم سیاسی از آبشخور شکاکیت و نسبیت معرفتی نتایج آن نیز اشکالات جدی دارد؛ زیرا گوهر پلورالیسم سیاسی بر تعدد مراکز قدرت و نفی وجود قدرت واحد است، در حالی که در نظام سیاسی اسلام حفظ اقتدار حکومت مرکزی امری ضروری است. علاوه بر آن، میتوان گفت، کثرتگرایی سیاسی سبب تضعیف اقتدار حاکمیت مرکزی، هرج و مرج است و این امر با فلسفه تشکیل حکومت سازگار نیست. تسامح و تساهل نیز از دیگر نتایج پلورالیسم سیاسی است که در جای خود باطل شده است. این امر با اصل عقلی و شرعی (ضرورت حفظ اقتدار حکومت مرکزی) مخالف است. بنابراین، دغدغه مشارکت سیاسی مردم و آزادیها و تضارب آرای سیاسی ایشان در نظام سیاسی اسلام به بهترین شکل برآورده شده است؛ پس، استفاده از نسخه غیربومی و غیردینی پلورالیسم سیاسی که چنین تبعاتی در پی دارد، ضرورتی ندارد.[۳۱]
منابع
پانویس
- ↑ حسینزاده، محمد، مبانی معرفت دینی، ص۱۲۱-۱۲۷.
- ↑ نبویان، سید محمود، پلورالیزم، ص۱۵-۳۲.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۶۶.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، تحلیل و نقد پلورالیسم دینی، ص۲۲.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «پلورالیسم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۴.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «پلورالیسم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۶.
- ↑ ﴿أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ * قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ﴾ «آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمیشناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهانها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شدهاید انکار میکنیم و بیگمان به آنچه ما را بدان فرا میخوانید در دودلی گمانانگیزی هستیم * پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا میخواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که میخواهید ما را از آنچه پدرانمان میپرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید» سوره ابراهیم، آیه ۹-۱۰.
- ↑ ﴿وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾ «و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵؛ ﴿وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ﴾ «و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافتهای از خواستههای آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ یار و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰؛ ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾ «یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است؛ این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی میکند؛ خداوندشان بکشاد! چگونه (از حقّ) باز گردانیده میشوند؟» سوره توبه، آیه ۳۰.
- ↑ ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ﴾ «بگو: ای مردم! به راستی من فرستاده خداوند به سوی همه شمایم، همان که فرمانفرمایی آسمانها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده میدارد و میمیراند، پس به خداوند و فرستاده او پیامبر درس ناخواندهای که به خداوند و قرآن او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید باشد که راهیاب گردید» سوره اعراف، آیه ۱۵۸؛ ﴿مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا﴾ «(ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستادهایم و خداوند، (شما را) گواه بس» سوره نساء، آیه ۷۹؛ ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ﴾ «بگو: ای مردم! جز این نیست که من برای شما بیمدهندهای آشکارم» سوره حج، آیه ۴۹؛ ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾ «ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان میداشتید برای شما بیان میکند و بسیاری (از لغزشهای شما) را میبخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶؛ ﴿وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ﴾ «و به آنچه فرو فرستادهام، که کتاب نزد شما را راست میشمارد، ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۴۱ و...
- ↑ شاکرین، حمیدرضا، پرسشها و پاسخهای دانشجویی، ص۶۲-۶۹.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «پلورالیسم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۶.
- ↑ Pluralism.
- ↑ باطنی، محمدرضا، فرهنگ معاصر انگلیسی به فارسی.
- ↑ محمدی، عبدالله، مقاله «پلورالیسم سیاسی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۸.
- ↑ رابرتسون، دیوید، فرهنگ سیاسی معاصر، ترجمه عزیزکیاوند، ص۲۴۲.
- ↑ فرهیخته، شمس الدین، فرهنگ فرهیخته (سیاسی-حقوقی)، ص۲۴۰.
- ↑ آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۵۹.
- ↑ محمدی، عبدالله، مقاله «پلورالیسم سیاسی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۹.
- ↑ آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۱۴۳.
- ↑ محمدی، عبدالله، مقاله «پلورالیسم سیاسی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۹.
- ↑ آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۲۲۳.
- ↑ محمدی، عبدالله، مقاله «پلورالیسم سیاسی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۹.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه ۵۳.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۳۹.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۳۷.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۳۰.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۴۰.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۴۱.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۶۹.
- ↑ محمدی، عبدالله، مقاله «پلورالیسم سیاسی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۵۰.
- ↑ محمدی، عبدالله، مقاله «پلورالیسم سیاسی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۵۱.