محل سکونت امام مهدی کجاست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
خط ۲۳: خط ۲۳:
::::::اما در [[غیبت کبری]]، [[حضرت مهدی]] {{ع}} به [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]] فرموده است: "ای فرزند مهزیار، پدرم ابا [[محمد]] ([[امام]] [[عسکری]] {{ع}}) با من‏ [[پیمان]] بسته، که با مردمی که مورد [[غضب]] [[خداوند]] قرار گرفته‌‏اند و نفرینشان کرده و در [[دنیا]] و [[آخرت]] خوار و ذلیلشان نموده است، و [[عذاب]] دردناک بر ایشان مقرر ساخته، همسایه نشوم. و به من [[دستور]] داده که جز در دامنه‏‌های صعب العبور کوه‌ها و خرابه‏‌های شهرها، جایی سکنا نگزینم ..."  
::::::اما در [[غیبت کبری]]، [[حضرت مهدی]] {{ع}} به [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]] فرموده است: "ای فرزند مهزیار، پدرم ابا [[محمد]] ([[امام]] [[عسکری]] {{ع}}) با من‏ [[پیمان]] بسته، که با مردمی که مورد [[غضب]] [[خداوند]] قرار گرفته‌‏اند و نفرینشان کرده و در [[دنیا]] و [[آخرت]] خوار و ذلیلشان نموده است، و [[عذاب]] دردناک بر ایشان مقرر ساخته، همسایه نشوم. و به من [[دستور]] داده که جز در دامنه‏‌های صعب العبور کوه‌ها و خرابه‏‌های شهرها، جایی سکنا نگزینم ..."  
::::::این [[روایت]] دلالت دارد بر اینکه [[جایگاه]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} در بیابان‌ها و صحراهای دور دست است و این مطلب، هم در دوران [[غیبت صغری]]، و هم در [[غیبت کبری]] بوده است، و با هر دو نظریه درباره [[غیبت]] سازگار می‌باشد. و اما قبلا یادآور شدیم که این مطلب اگر چه به خودی خود محتمل است ولی با بسیاری از [[روایات]] دیگر که دلالت بر وجود و [[حضور]] آن حضرت در مکان‌های دیگر دارد، مخالف است، که مهمترین آنها [[روایات]] مشاهده است در دوران [[غیبت صغری]] و کبری، مگر اینکه فرض کنیم که آن حضرت {{ع}} توسط [[اعجاز]] بدان جاها رفته است، که نیازی به چنین فرضی نداریم، زیرا [[معجزه]] به هنگام [[اتمام حجت]] اقامه می‌‏شود و در اینجا نیازی بدان نیست.
::::::این [[روایت]] دلالت دارد بر اینکه [[جایگاه]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} در بیابان‌ها و صحراهای دور دست است و این مطلب، هم در دوران [[غیبت صغری]]، و هم در [[غیبت کبری]] بوده است، و با هر دو نظریه درباره [[غیبت]] سازگار می‌باشد. و اما قبلا یادآور شدیم که این مطلب اگر چه به خودی خود محتمل است ولی با بسیاری از [[روایات]] دیگر که دلالت بر وجود و [[حضور]] آن حضرت در مکان‌های دیگر دارد، مخالف است، که مهمترین آنها [[روایات]] مشاهده است در دوران [[غیبت صغری]] و کبری، مگر اینکه فرض کنیم که آن حضرت {{ع}} توسط [[اعجاز]] بدان جاها رفته است، که نیازی به چنین فرضی نداریم، زیرا [[معجزه]] به هنگام [[اتمام حجت]] اقامه می‌‏شود و در اینجا نیازی بدان نیست.
:::::*'''از دیدگاه قواعد عمومی‌:''' از این [[روایت]] که بگذریم، آنچه باقی می‌ماند، بحث در مورد مکان حضرت [[بقیة الله]] {{ع}} یک [[بار]] بر حسب قواعد عمومی - به مقتضای دو نظریه اصلی در زمینه [[غیبت]] - و [[بار]] دیگر بر اساس [[روایات]] خاصی که می‌توان در این مورد بدانها [[استدلال]] نمود، می‌باشد. اما نظریه اول، یعنی پنهان شدن جسم حضرت، مقتضی آن است که مکان [[امام]] {{ع}} به‌طور کلی ناشناخته باشد، مگر به هنگام مشاهده در جایی که [[مصلحت]] اقتضاء کند. و اما طبق نظریه دوم، یعنی پنهان بودن شخصیت و عنوان [[امام]] {{ع}} چنانکه قبلا روشن ساخته‏ایم، امکان دارد آن حضرت در هر مکانی که [[اراده]] کند، زندگی نماید و به هر جا که می‌خواهد برود، چه در شهر و چه در بیابان و صحرا، و یا در دریا و فضا، بدون اینکه کسی را متوجه خویش گرداند و [[رازی]] را [[آشکار]] سازد. و گفتیم که [[شایسته]] نیست برای آن حضرت {{ع}} فقط یک جا را برای همیشه و یا در اغلب اوقات در نظر بگیریم، زیرا لازمه آن، عادتا جلب شدن توجه [[مردم]] به شخصیت حقیقی آن حضرت و برطرف شدن [[غیبت]] وی می‌باشد. پس برای رفع شک و تردید [[مردم]] نسبت به خود، بایستی خود را جابجا سازد و هر مدتی را در یک شهر سکنا گزیند.
:::::*'''از دیدگاه قواعد عمومی‌:''' از این [[روایت]] که بگذریم، آنچه باقی می‌ماند، بحث در مورد مکان حضرت [[بقیة الله]] {{ع}} یک [[بار]] بر حسب قواعد عمومی - به مقتضای دو نظریه اصلی در زمینه [[غیبت]] - و [[بار]] دیگر بر اساس [[روایات]] خاصی که می‌توان در این مورد بدانها [[استدلال]] نمود، می‌باشد. اما نظریه اول، یعنی پنهان شدن جسم حضرت، مقتضی آن است که مکان [[امام]] {{ع}} به‌طور کلی ناشناخته باشد، مگر به هنگام مشاهده در جایی که [[مصلحت]] اقتضاء کند. و اما طبق نظریه دوم، یعنی پنهان بودن شخصیت و عنوان [[امام]] {{ع}} چنانکه قبلا روشن ساخته‏ایم، امکان دارد آن حضرت در هر مکانی که [[اراده]] کند، زندگی نماید و به هر جا که می‌خواهد برود، چه در شهر و چه در بیابان و صحرا، و یا در دریا و فضا، بدون اینکه کسی را متوجه خویش گرداند و [[رازی]] را آشکار سازد. و گفتیم که [[شایسته]] نیست برای آن حضرت {{ع}} فقط یک جا را برای همیشه و یا در اغلب اوقات در نظر بگیریم، زیرا لازمه آن، عادتا جلب شدن توجه [[مردم]] به شخصیت حقیقی آن حضرت و برطرف شدن [[غیبت]] وی می‌باشد. پس برای رفع شک و تردید [[مردم]] نسبت به خود، بایستی خود را جابجا سازد و هر مدتی را در یک شهر سکنا گزیند.
:::::*'''از دیدگاه روایات‏:'''
:::::*'''از دیدگاه روایات‏:'''
:::::#[[روایت]] [[مفضل]] بن [[عمر]]: "بر جای حضرت، هیچ یک از فرزندان و نه دیگران، جز آن کس که کارهای شخصی ایشان را انجام می‌دهد، کسی [[آگاه]] نیست."  
:::::#[[روایت]] [[مفضل]] بن [[عمر]]: "بر جای حضرت، هیچ یک از فرزندان و نه دیگران، جز آن کس که کارهای شخصی ایشان را انجام می‌دهد، کسی [[آگاه]] نیست."  
خط ۳۴: خط ۳۴:
:::::#مطلبی است که هر دو [[روایت]] در آن صراحت دارند، و آن اینکه آن حضرت از [[مردم]] کناره‌‏گیری می‌کنند. این مطلب را به یکی از دو [[وجه]] ذیل می‌‏توان حمل نمود:  
:::::#مطلبی است که هر دو [[روایت]] در آن صراحت دارند، و آن اینکه آن حضرت از [[مردم]] کناره‌‏گیری می‌کنند. این مطلب را به یکی از دو [[وجه]] ذیل می‌‏توان حمل نمود:  
:::::*'''[[وجه]] اول''' اینکه به اعتزال و کناره‏‌گیری نسبی [[تفسیر]] شود. بدین معنی که [[حضرت مهدی]] {{ع}} به صفت حقیقی خود، میان [[مردم]] نیست، گرچه به صورت یک فرد معمولی، در بین آنان به سر می‌برد. و این مطلب با نظریه دوم - پنهانی عنوان - سازگار است، اگر چه با ظاهر دو [[روایت]] [[مخالفت]] دارد، و هر کس آن دو را بخواند، این [[مخالفت]] برایش روشن خواهد شد.  
:::::*'''[[وجه]] اول''' اینکه به اعتزال و کناره‏‌گیری نسبی [[تفسیر]] شود. بدین معنی که [[حضرت مهدی]] {{ع}} به صفت حقیقی خود، میان [[مردم]] نیست، گرچه به صورت یک فرد معمولی، در بین آنان به سر می‌برد. و این مطلب با نظریه دوم - پنهانی عنوان - سازگار است، اگر چه با ظاهر دو [[روایت]] [[مخالفت]] دارد، و هر کس آن دو را بخواند، این [[مخالفت]] برایش روشن خواهد شد.  
:::::*'''[[وجه]] دوم''' کناره‌‏گیری آن حضرت از [[مردم]] به طور مطلق می‌باشد. این [[وجه]]، با نظریه اول نزدیکتر است، زیرا آن مستلزم کناره‏‌گیری مطلق است. و با نظریه دوم منافاتی ندارد، زیرا امکان دارد که [[امام]] {{ع}} در حال دوری و کناره‏‌گیری از [[مردم]] دیده شود، و لکن شناخته نشود. اما نیازی به این فرض نیست، زیرا در صورت شناخته نشدن، دیگر کناره‏‌گیری لازم نیست، مگر در مواردی که بودن در میان [[مردم]]، موجب [[آشکار]] شدن [[موقعیت]] آن حضرت {{ع}} گردد»<ref>[[سید محمد صدر|صدر، سید محمد]]، [[تاریخ غیبت کبری (کتاب)|تاریخ غیبت کبری]]، ص۳۰، ۸۶-۹۱.</ref>.
:::::*'''[[وجه]] دوم''' کناره‌‏گیری آن حضرت از [[مردم]] به طور مطلق می‌باشد. این [[وجه]]، با نظریه اول نزدیکتر است، زیرا آن مستلزم کناره‏‌گیری مطلق است. و با نظریه دوم منافاتی ندارد، زیرا امکان دارد که [[امام]] {{ع}} در حال دوری و کناره‏‌گیری از [[مردم]] دیده شود، و لکن شناخته نشود. اما نیازی به این فرض نیست، زیرا در صورت شناخته نشدن، دیگر کناره‏‌گیری لازم نیست، مگر در مواردی که بودن در میان [[مردم]]، موجب آشکار شدن [[موقعیت]] آن حضرت {{ع}} گردد»<ref>[[سید محمد صدر|صدر، سید محمد]]، [[تاریخ غیبت کبری (کتاب)|تاریخ غیبت کبری]]، ص۳۰، ۸۶-۹۱.</ref>.


==پاسخ‌های دیگر==
==پاسخ‌های دیگر==

نسخهٔ ‏۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۱۱

الگو:پرسش غیرنهایی

محل سکونت امام مهدی کجاست؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت
مدخل بالاترمهدویت / آشنایی با امام مهدی / معرفت امام مهدی (شناخت امام مهدی) / محل زندگی امام مهدی
مدخل اصلیاقامتگاه امام مهدی

محل سکونت امام مهدی(ع) کجاست؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث مهدویت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. در ذیل، پاسخ به این پرسش را بیابید. تلاش بر این است که پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه این پرسش، در یک پاسخ جامع اجمالی تدوین گردد. پرسش‌های وابسته به این سؤال در انتهای صفحه قرار دارند..

عبارت‌های دیگری از این پرسش

  • حضرت مهدی در کجا زندگی می‌کنند؟
  • محل زندگی حضرت و زندگی امام عصر کجاست؟

پاسخ نخست

سید محمد صدر
آیت‌ الله شهید سید محمد صدر در کتاب «تاریخ غیبت کبری» در این‌باره گفته‌ است:
«حضرت مهدی (ع) در دوران غیبت صغری در شهر سامرا، در خانه پدر خویش سکونت داشته و طبیعتا - همان‌گونه که در این خبر آمده است - همانجا منزل خانواده و اهل بیت آن حضرت محسوب می‌‏شد. و احتمال دارد که مقصود این باشد که غیبت حضرت از حیث کیفیت، در ضمن غیبت صغری شدید نبوده است، بلکه مانند خروج از منزل و بازگشت به آن بوده است. و از اینجا است که در مقایسه با غیبت کبری، در متن روایت چنین آمده است که: و در غیبت دیگر گفته می‌شود: هلاک شده است، معلوم نیست در کدام دره راه می‌‌پیماید.
اما در غیبت کبری، حضرت مهدی (ع) به محمد بن ابراهیم بن مهزیار فرموده است: "ای فرزند مهزیار، پدرم ابا محمد (امام عسکری (ع)) با من‏ پیمان بسته، که با مردمی که مورد غضب خداوند قرار گرفته‌‏اند و نفرینشان کرده و در دنیا و آخرت خوار و ذلیلشان نموده است، و عذاب دردناک بر ایشان مقرر ساخته، همسایه نشوم. و به من دستور داده که جز در دامنه‏‌های صعب العبور کوه‌ها و خرابه‏‌های شهرها، جایی سکنا نگزینم ..."
این روایت دلالت دارد بر اینکه جایگاه حضرت مهدی (ع) در بیابان‌ها و صحراهای دور دست است و این مطلب، هم در دوران غیبت صغری، و هم در غیبت کبری بوده است، و با هر دو نظریه درباره غیبت سازگار می‌باشد. و اما قبلا یادآور شدیم که این مطلب اگر چه به خودی خود محتمل است ولی با بسیاری از روایات دیگر که دلالت بر وجود و حضور آن حضرت در مکان‌های دیگر دارد، مخالف است، که مهمترین آنها روایات مشاهده است در دوران غیبت صغری و کبری، مگر اینکه فرض کنیم که آن حضرت (ع) توسط اعجاز بدان جاها رفته است، که نیازی به چنین فرضی نداریم، زیرا معجزه به هنگام اتمام حجت اقامه می‌‏شود و در اینجا نیازی بدان نیست.
  • از دیدگاه قواعد عمومی‌: از این روایت که بگذریم، آنچه باقی می‌ماند، بحث در مورد مکان حضرت بقیة الله (ع) یک بار بر حسب قواعد عمومی - به مقتضای دو نظریه اصلی در زمینه غیبت - و بار دیگر بر اساس روایات خاصی که می‌توان در این مورد بدانها استدلال نمود، می‌باشد. اما نظریه اول، یعنی پنهان شدن جسم حضرت، مقتضی آن است که مکان امام (ع) به‌طور کلی ناشناخته باشد، مگر به هنگام مشاهده در جایی که مصلحت اقتضاء کند. و اما طبق نظریه دوم، یعنی پنهان بودن شخصیت و عنوان امام (ع) چنانکه قبلا روشن ساخته‏ایم، امکان دارد آن حضرت در هر مکانی که اراده کند، زندگی نماید و به هر جا که می‌خواهد برود، چه در شهر و چه در بیابان و صحرا، و یا در دریا و فضا، بدون اینکه کسی را متوجه خویش گرداند و رازی را آشکار سازد. و گفتیم که شایسته نیست برای آن حضرت (ع) فقط یک جا را برای همیشه و یا در اغلب اوقات در نظر بگیریم، زیرا لازمه آن، عادتا جلب شدن توجه مردم به شخصیت حقیقی آن حضرت و برطرف شدن غیبت وی می‌باشد. پس برای رفع شک و تردید مردم نسبت به خود، بایستی خود را جابجا سازد و هر مدتی را در یک شهر سکنا گزیند.
  • از دیدگاه روایات‏:
  1. روایت مفضل بن عمر: "بر جای حضرت، هیچ یک از فرزندان و نه دیگران، جز آن کس که کارهای شخصی ایشان را انجام می‌دهد، کسی آگاه نیست."
  2. روایت ابو بصیر از امام باقر (ع) است که می‌‏فرماید: "برای صاحب این امر چاره‏ای از کناره‏‌گیری نیست. و در کناره‏‌گیری‏اش بایستی از نیرویی برخوردار باشد. و با داشتن سی نفر همراه، دیگر تنهایی و دلتنگی نخواهد داشت. و طیبه جایگاه خوبی است.»[۱]
بررسی احادیث
حدیث اخیر با روایت اول در دلالت بر کناره‌‏گیری حضرت بقیة الله و دوری وی از مردم مشترک است و از این جهت با آن متفاوت است که روایت اخیر چنین می‌رساند که گروهی از مردم در هر زمانی حضرت را شناخته و به او پیوسته و تنهایی را از او برطرف می‌‏سازند، ولی روایت اول این مطلب را نفی کرده و می‌‌گفت که هیچ کس جز خدمتکار ویژه امام از مکان وی آگاه نیست. و نیز روایت اخیر مکان حضرت را در "طیبه" می‌داند که همان مدینه حضرت رسول (ص) می‌‏باشد.
بنابراین در اینجا سه نکته است که باید به بررسی آنها بپردازیم و بهتر آن است که از نکته آخری آغاز کنیم:
  1. در پیرامون مطلبی است که در روایت ابو بصیر است، که حضرت در مدینه سکنا گزیده و در آنجا به سر می‌برد. این مطلب را روایت ابن مهزیار - که طبق آن جای حضرت فقط بیابان‌ها و صحراها می‌باشد - نفی می‌کند. و نیز با روایاتی که دیدار امام (ع) را در دوران غیبت صغری و کبری، در جاهای دیگری غیر از مدینه نقل کرده‌‏اند، منافات دارد. با در نظر گرفتن این مطالب روایت ابو بصیر قابل استدلال نخواهد بود. با صرف نظر از این منافات و تناقض، به سر بردن در مدینه، با قواعد عمومی که دانسته شد - چه نظریه اول را قبول داشته باشیم و چه نظریه دوم را - منافاتی ندارد. و اما بنابر نظریه پنهانی بدن آن حضرت، پس امکان این هست که محل سکونت آن حضرت را در مدینه فرض کنیم و هیچ‏‌گونه اشکال و یا دشواری پیش نخواهد آمد. و اما بنابر نظریه پنهانی عنوان و شخصیت، باید سکونت در مدینه را طوری در نظر بگیریم که کسی از وضع آن حضرت آگاه نگردد. زیرا زندگی کردن برای مدتی طولانی در یک مکان، عادتا سبب جلب توجه مردم و شناخته شدن امام (ع) می‌شود. پس به ناچار باید فرض کنیم که در هر دوره در یک جا زندگی می‌کند، به طوری که اگر معدل‌‏گیری کنیم، بیش از هر جای دیگر در مدینه سکونت داشته باشد. و اینگونه سکونت در یک شهر موجب پیدایش ظن و گمانی نسبت به شخصیت آن حضرت نمی‌گردد. و شاید این برای امام (ع) مناسب‏تر باشد؛ زیرا که آن حضرت مجاورت مدفن و روضه مبارکه جد بزرگوار خویش حضرت رسول اکرم (ص) را، و نیز نزدیک بودن به مکان حج را - برای اینکه هر ساله این سنت را بجا آورد - دوست دارد. به‌خصوص آنکه اغلب ساکنان مدینه در اکثر قرن‌های تاریخ اسلام - اگر نگوییم در تمامی آنها - از ریشه منکر وجود آن حضرت بوده‏‌ا‌ند و کسی در فکر وی نبوده تا بخواهد از جا و مکان حضرت اطلاعی به دست آورد و او را بشناسد.
  2. درباره اختلاف مضمون دو روایت، پیرامون معاشرت و عدم معاشرت بعضی از مردم با آن بزرگوار می‌باشد. برای سنجش این دو موضوع باید مضمون آن دو را بر قواعد عمومی عرضه کنیم و ببینیم کدامیک مطابقت بیشتری دارد. نتیجه موازنه و سنجش، بر حسب اینکه کدامیک از دو نظریه اساسی در مورد نحوه غیبت درست باشد، اختلاف پیدا می‌کند. اگر نظریه اول را بپذیریم، ترجیح با روایت مفضل بن عمر است، گرچه از تمام جهات با آن نظریه تطبیق نمی‌کند، زیرا در این روایت آمده است که خدمتکار مخصوص حضرت، آن بزرگوار را می‌شناسد و خدمت ایشان می‌رسد. اما اگر نظریه دوم را بپذیریم، بهتر آن است که روایت ابو بصیر را قبول کنیم. اگر چه این هم از تمام جهات مطابقت نخواهد داشت، زیرا معاشرین و آشنایان حضرت مهدی (ع) را در هر زمان، در سی نفر منحصر می‌سازد، به طوری که اگر آنها نباشند، آن حضرت (ع) در تنهایی و دلتنگی به سر می‌برد، ولی طبق نظریه دوم نیازی به سی نفر نخواهد داشت، زیرا می‌تواند به صورت ناشناس در اجتماعات شرکت کند و با هر کس که می‌خواهد تماس بگیرد. آری می‌شود گفت که فقط سی نفر هستند که می‌توانند از موقعیت و واقعیت آن حضرت آگاهی داشته باشند. اما البته این توجیه - اگر چه باریک و دقیق است - ولی طبق آن، دیگر نبود آن سی نفر موجب تنهایی دلتنگ سازنده نخواهد بود.
  3. مطلبی است که هر دو روایت در آن صراحت دارند، و آن اینکه آن حضرت از مردم کناره‌‏گیری می‌کنند. این مطلب را به یکی از دو وجه ذیل می‌‏توان حمل نمود:
  • وجه اول اینکه به اعتزال و کناره‏‌گیری نسبی تفسیر شود. بدین معنی که حضرت مهدی (ع) به صفت حقیقی خود، میان مردم نیست، گرچه به صورت یک فرد معمولی، در بین آنان به سر می‌برد. و این مطلب با نظریه دوم - پنهانی عنوان - سازگار است، اگر چه با ظاهر دو روایت مخالفت دارد، و هر کس آن دو را بخواند، این مخالفت برایش روشن خواهد شد.
  • وجه دوم کناره‌‏گیری آن حضرت از مردم به طور مطلق می‌باشد. این وجه، با نظریه اول نزدیکتر است، زیرا آن مستلزم کناره‏‌گیری مطلق است. و با نظریه دوم منافاتی ندارد، زیرا امکان دارد که امام (ع) در حال دوری و کناره‏‌گیری از مردم دیده شود، و لکن شناخته نشود. اما نیازی به این فرض نیست، زیرا در صورت شناخته نشدن، دیگر کناره‏‌گیری لازم نیست، مگر در مواردی که بودن در میان مردم، موجب آشکار شدن موقعیت آن حضرت (ع) گردد»[۲].

پاسخ‌های دیگر

 با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته می‌شود:  

منبع‌شناسی جامع مهدویت

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. قال الباقر (ع): لاَ بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ مِنْ غَيْبَةٍ وَ لاَ بُدَّ لَهُ فِي غَيْبَتِهِ مِنْ عُزْلَةٍ وَ نِعْمَ اَلْمَنْزِلُ طَيْبَةُ وَ مَا بِثَلاَثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ
  2. صدر، سید محمد، تاریخ غیبت کبری، ص۳۰، ۸۶-۹۱.
  3. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۲.
  4. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۴.
  5. امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص ۲۰۵.
  6. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۱؛ ۱۵۶.
  7. کرعه نام قریه‌ای است در یمن؛ المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۰۸.
  8. اثبات الهداة، ج ۷، ص ۵۸.
  9. محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، ص ۴۵-۴۶.
  10. بشارت الاسلام، ص ۱۶۷.
  11. بحار، ج ۵۲، ص ۱۵۴.
  12. دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص۳۷۹، ۳۸۰.
  13. بشارة الاسلام، ص ۱۶۷.
  14. کتاب الغیبه، ص ۱۶۵.
  15. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۵.
  16. همان، ص ۱۵۳.
  17. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۸.
  18. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۵۶.
  19. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳.
  20. همان.
  21. با خورشید سامرا، ص ۸۲.
  22. جزیره خضراء افسانه یا واقعیت، ص ۴۷ (به نقل از ناجی نجار).
  23. جهت کسب اطلاعات بیش‌تر می‌توانید به کتاب "جزیره خضرا افسانه یا واقعیت؟" تحقیق و ترجمه ابوالفضل طریقه دار مراجعه نمایید.
  24. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۴.
  25. کافی، ج ۱، ص ۳۳۷، و ص ۳۳۹؛ غیبت نعمانی، ص ۲۰۴.
  26. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۷.
  27. مروجی طبسی، محمد جواد، بامداد بشریت، ص ۱۱۱-۱۱۵.
  28. طبق نقل مجمع البحرین، قاموس اللغه، معجم البلدان، «ذی طوی» موضعی است در داخل حرم، در یک فرسخی مکه از آنجا خانه‌های مکه دیده می‌شود. امروزه ممکن است داخل شهر مکه شده باشد. طبق «اخبار المکة المشرفة» ذی طوی نمازگاه پیامبر(ص) است که حضرت هر زمان به مکه تشریف می‌آوردند در ذی طوری فرود می‌آمدند و شب در آنجا توقف فرموده و نماز صبح را در آنجا می‌خواندند (ج ۱، ص ۴۳۶). «رضوی» کوهی است مقدس و مبارک که از کوه‌های مدینه طیبه و در نزدیکی ینبع قرار دارد و دارای دره‌ها، زمین‌ها، مسیل‌ها، آب‌ها و درخت‌ها است و آن ابتدای کوه تهامه و تا مدینه چهار شب راه است و در مدح و فضل آن روایاتی وارد شده است. (وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، فصل ۷، باب ۵، طبق نقل فروغ ولایت در دعای ندبه از آیت الله صافی).
  29. طاهری، حبیب‌الله، سیمای آفتاب، ص ۳۵۲-۳۵۳.
  30. احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج ۳، ص ۴۳۰
  31. طریحی، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۲۷۹
  32. نعمانی، الغیبة، ص ۲۶۴، ح ۳۰
  33. نعمانی، الغیبة، ص ۴۴۸
  34. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۵
  35. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۰۳، لطف اللّه صافی گلپایگانی، فروغ ولایت در دعای ندبه، ص ۴۰
  36. سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۳۷ - ۲۳۸.
  37. لسان العرب، ج ۱، ص ۵۶۷؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۵۳
  38. " لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هذَا الْأَمْرِ مِنْ‏ غَيْبَةٍ، و لَابُدَّ لَهُ‏ فِي‏ غَيْبَتِهِ‏ مِنْ عُزْلَةٍ، و نِعْمَ الْمَنْزِلُ طَيْبَةُ، و مَا بِثَلَاثِينَ مِنْ و حْشَة‏‏‏‏‏‏"، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰؛ الغیبة، ص ۱۸۸، ح ۴۱؛ کتاب الغیبة، ص ۱۶۲، ح ۱۲۱
  39. کتاب الغیبة، ص ۲۳۲، ح ۱۹۹، الکافی، ج ۱، ص ۳۲۸، ح ۲
  40. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۹۷ - ۲۹۸.
  41. "يَا ابْنَ الْمَازِيَارِ أَبِي أَبُو مُحَمَّدٍ عَهِدَ إِلَيَّ ... وَ أَمَرَنِي أَنْ لَا أَسْكُنَ مِنَ الْجِبَالِ إِلَّا وَعْرَهَا وَ مِنَ الْبِلَادِ إِلَّا عَفْرَهَا..."؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۲۶۶.
  42. "لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ عُزْلَةٍ وَ لَا بُدَّ فِي عُزْلَتِهِ مِنْ قُوَّةٍ وَ مَا بِثَلَاثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ وَ نِعْمَ الْمَنْزِلُ طَيْبَةُ"؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۱۶۲؛ بحار الأنوار، ج ۵۲، ۱۵۳؛ اصول کافی، ج ۱، ۳۴۰.
  43. کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۱۶۲.
  44. مجموعه مقالات و گفتارها پیرامون حضرت مهدی، ۶۴، واحد برگزاری مراسم نیمه شعبان مسجد آیت الله انگجی، تبریز.
  45. " يَكُونُ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَةٌ فِي بَعْضِ هَذِهِ الشِّعَابِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى نَاحِيَةِ ذِي طُوًى‏..."؛ کتاب الغیبة، نعمانی، ۱۸۲.
  46. کتاب الغیبة، نعمانی، ۳۱۵.
  47. "إِنَّ فِي صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ لَشَبَهاً مِنْ يُوسُفَ ... فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ يَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِيُوسُفَ وَ أَنْ يَكُونَ صَاحِبُكُمُ الْمَظْلُومُ الْمَجْحُودُ حَقَّهُ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ يَتَرَدَّدُ بَيْنَهُمْ وَ يَمْشِي فِي أَسْوَاقِهِمْ وَ يَطَأُ فُرُشَهُمْ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَهُ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ كَمَا أَذِنَ لِيُوسُفَ حِينَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُف‏"؛ کتاب الغیبة، نعمانی، ۱۶۴.
  48. یعقوبی، ابوالقاسم، نگاهی به تولد و زندگی امام زمان، چشم به راه مهدی، ص ۳۴۷ - ۳۵۱.
  49. رحیمی، عباس، امید فردا، ص۳۲.
  50. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۲۸۵.
  51. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۲۴.
  52. بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸
  53. لِلْقائِمِ غَيْبَتانِ: إِحْداهُما قَصِيرَةٌ وَ الْأُخْري طَوِِيلَةٌ الْغَيْبَةُ الْأُولي لَا يَعْلَمُ بِمَكانِهِ فِيها إِلاّ خاصَّةٌ شِيعَتِهِ وَ الْاُخْري لا يَعْلَمُ بِمَكانِهِ فِيها إِلّا خاصَّةُ مَوالِيهِ؛ کافی، ج ۱، ص ۳۴۰، ح ۱۹
  54. رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۴۲۷.
  55. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: معرفت امام زمان (ع) و تکلیف منتظران، صص ۷۲-۷۸.
  56. کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۶۱.
  57. احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، تحقیق: ابراهیم البهادری، محقا، مادی به، اشراف: جعفر سبحانی، چاپ اول، قم، اسوه، ۱۴۱۳ ه . ق، ج ۲، صص ۵۹۷ و ۵۹۸؛ بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶.
  58. کتاب الغیبة (نعمانی)، ص ۱۷۲، ح ۵.
  59. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ چهاردهم: تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵، ج ص ۳۴۰؛ کتاب الغیبه (طوسی)، ص ۱۰۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳، ح ۶.
  60. بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳
  61. الکافی، ج ۱، ص ۳۲۸، ح ۲؛ کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۳۹؛ بحارالأنوار، ج ۵۱، ص۱۶۱، ح۱۱.
  62. کتاب الغیبه (طوسی)، ص ۱۰۳؛ بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳، ح ۷.
  63. ر.ک: بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸
  64. "کیسانیه" پیروان مختار بن ابوعبیده ثقفی بودند. او نخست برای پیشرفت کار خود دعوت به علی ابن الحسین (ع) سپس دعوت به محمد حنفیه می‌کرد. البته کار او مبتنی بر اعتقاد وی به اهل بیت نبود، بلکه می‌خواست از آن بهره‌برداری سیاسی کرده باشد و چون کارش بالا گرفت، خود دعوی دریافت وحی از خداوند کرد و عباراتی مسجع و مقفی دارای سجع و قافیه به تقلید قرآن به زبان می‌راند. (فرهنگ فرق اسلامی، ص ۳۷۳).
  65. یاقوت حموی، مراصد الإطلاع علی أسماء الأمکنة و البقاع، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ ه.ق، ج ۲، ص ۶۲۰.
  66. ر.ک: بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۰۶؛ ج ۵۳، ص ۹۷.
  67. کتاب الغیبه (نعمانی)، ص ۱۸۲
  68. ر.ک: کتاب الغیبة (نعمانی)، ص ۳۱۵؛ بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۰۶، ح ۸۰ ص ۳۰۷، ح ۸۱.
  69. ر.ک: بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸.
  70. کتاب الغیبه (نعمانی)، ص ۱۶۴، الکافی، ج ۱، صص ۳۳۶ و ۳۳۷، ح ۴
  71. شفیعی سروستانی؛ ابراهیم، پرسش از موعود، ص ۳۶-۴۲.
  72. غیبة طوسى، ص ۲۶۶
  73. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳؛ اصول کافى، ج ۱، ص ۳۴۰.
  74. غیبة طوسى، ص ۱۶۲.
  75. غیبة نعمانى، ص ۱۸۲.
  76. همان، ص ۳۱۵.
  77. همان، ص ۱۶۴.
  78. چشم‌به‌راه مهدى، ص ۳۵۱.
  79. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۱۳.
  80. معجم مقاییس اللغة، ج ۳، ص ۴۳۰.
  81. مجمع البحرین، ج ۱، ص ۲۷۹.
  82. غیبة نعمانی، ص ۱۸۲.
  83. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۴.
  84. مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
  85. با دعای ندبه در پگاه جمعه، مهدی‌پور، ص ۱۰۰.
  86. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۵.
  87. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۳۴۳.
  88. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۲۵؛ الزام الناصب، ص ۱۷۶.
  89. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۳۶۲.
  90. مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ص ۴۸.
  91. «"إِنَّ حُجَّتَهَا عَلَيْهَا قَائِمَةٌ مَاشِيَةٌ فِي طُرُقِهَا دَاخِلَةٌ فِي دُورِهَا وَ قُصُورِهَا جَوَّالَةٌ فِي شَرْقِ هَذِهِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا تَسْمَعُ الْكَلَامَ وَ تُسَلِّمَ عَلَى الْجَمَاعَةِ تَرَى وَ لَا تُرَى إِلَى الْوَقْتِ وَ الْوَعْدِ"»؛ غیبت نعمانی، ج ۱۴۴ – ۱۴۵.
  92. پرسمان نوجوان، ص 43.