حلیت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
==[[حلیت]] در [[اسلام]]== | ==[[حلیت]] در [[اسلام]]== | ||
با [[ظهور | با [[ظهور]] اسلام و [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[خدا]] بسیاری از [[عقاید]] و اعمالی را که برای [[پیروان]] [[شرایع]] گذشته [[حلال]] بود، برای [[مسلمانان]] نیز حلال کرد: {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> این مطلب را از آیاتی که قرآن کریم را [[تصدیق]] کننده کتابهای پیشین شمرده نیز میتوان دریافت: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم و اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچهتان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف میورزیدید آگاه میگرداند» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>؛ همچنین آیاتی که پس از ذکر برخی حرامها یا [[حلالها]] در اسلام، آنها را همان [[احکام]] و سنتهای شرایع گذشته دانسته، مؤید این برداشتاند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ الَّلاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ الَّلاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ الَّلاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ }}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است. و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهرهمند شدهاید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، همداستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است. و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابینهایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوستهای پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است. خداوند میخواهد (احکام خود را) برای شما روشن گرداند و شما را به روشهای (نیکوی) پیشینیانتان، رهنمون گردد و توبه شما را بپذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۳-۲۶.</ref>؛ ولی در موارد خاصی برخی حرامهای شرایع پیشین برای پیروان [[شریعت اسلام]]، [[حلال]] یا بعضی از حلالهای آنان برای مسلمانان [[حرام]] گردیدند. | ||
در بخش تحلیل حرام میتوان به حلال شدن آمیزش با [[همسر]] در شبهای [[ماه رمضان]] اشاره کرد: | در بخش تحلیل حرام میتوان به حلال شدن آمیزش با [[همسر]] در شبهای [[ماه رمضان]] اشاره کرد: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزهداری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی میورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (میتوانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید، و تا سپیدی سپیدهدم از سیاهی (شب) برای شما آشکار شود (میتوانید) بخورید و بیاشامید؛ سپس روزه را تا شب به پایان رسانید و در حالی که در مسجدها اعتکاف کردهاید از آنان کام مجویید، اینها حدود خداوند است، به آنها نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیاتش را برای مردم روشن میگرداند باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> که به نظر بسیاری در شرایع گذشته حرام بوده <ref> التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۱۱۲؛ المیزان، ج ۲، ص ۴۵.</ref> و در برخی [[روایات اهل بیت]]{{عم}} نیز آمده است؛<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۱۱۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۹، ص ۱۵۶ - ۱۵۷.</ref> نیز میتوان [[غنائم جنگی]] را یاد کرد که [[تصرف]] و بهرهوری از آنها بر مسلمانان حلال گردید: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«از آنچه غنیمت گرفتهاید حلال و پاک بخورید و از خداوند پروا کنید، به راستی خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۶۹.</ref> که براساس [[روایات شیعه]] و [[سنّی]] بر پیروان شرایع پیشین حلال نبوده است.<ref>جامع احادیث الشیعه، ج ۱۳، ص ۱۸۶ - ۱۸۷.</ref> در بخش [[تحریم]] [[حلال]] میتوان از جمع میان دو [[خواهر]] در [[ازدواج]] یاد کرد که به دیده برخی در [[شرایع]] گذشته از جمله [[شریعت]] [[حضرت یعقوب]]{{ع}} [[حلال]] بوده است؛<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۷؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۲۶۱.</ref> ولی [[اسلام]] آن را [[حرام]] کرد: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> اعمالی که اسلام آنها را حلال شمرده است، گستردهاند و بسیاری از [[عقاید]] و [[اعمال]] را شامل میشوند که در ادامه به آنها اشاره میشود.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | ||
==گستره و مصادیق حلال== | ==گستره و مصادیق حلال== | ||
نسخهٔ ۱۷ آوریل ۲۰۲۱، ساعت ۰۹:۴۸
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل حلیت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
"حلّیت" از ریشه "ح ـ ل ـ ل" و در لغت به معانی گشودن، رها کردن،[۱] وارد شدن و فرود آمدن [۲] و رفع ممنوعیت [۳] است.
در اصطلاح فقه، چیزی است که شرع آن را جایز شمرده [۴] یا از نظر شرع و عقل رواست؛ عمل قلبی و از اعتقادات باشد؛ یا کار بدنی و جوارحی یا گفتار.[۵]
از این اصطلاح، گاه معنای عام آن اراده میشود که مقابل حرام [۶] و شامل رفتارها و افکار غیر حرام، واجب، مستحب، مکروه و مباح میشود[۷] و گاه به معنای خاص حلال است که تنها به اعمالی گفته میشود که انجام دادن و ترک آنها مساوی است.[۸] حلیت به معنای دوم، به حلال غیر اقتضایی (عملی که هیچگونه مصلحت و مفسده ندارد) و حلال اقتضایی (عملی که در آن مصلحت ملزم با مفسده ملزم، یا مصلحت غیر ملزم با مفسده غیرملزم یکجا باشد، بهگونهای که هیچکدام بر دیگری ترجیح نداشته باشد) قسمت شده است.[۹] برپایه تقسیمی دیگر، حلیت دو گونه تکلیفی و وضعی دارد:[۱۰] حلیت تکلیفی، یعنی عمل از دید شرع جایز است و ارتکاب آن حرام نیست. حلیت وضعی یعنی عمل یا عقد مورد نظر صحیح است و میتوان آثار صحت را بر آن استوار کرد.[۱۱] به کردار روا و جایز "حلال" گفته میشود.[۱۲]
واژه "مباح" نیز در لغت و اصطلاح به معنای کار روا و جایز است،[۱۳] از اینرو بسیاری آن را مرادف با حلال دانسته؛[۱۴] حتی برخی با ذکر حلال همراه مباح، آن را یکی از احکام پنجگانه تکلیفی شمردهاند؛[۱۵] ولی عدهای معتقدند هرچند مفهوم کلی این دو اصطلاح یکسان است، تفاوتهایی با یکدیگر دارند؛ مثلاً حلال چیزی است که شرع به حلیت آن تصریح کرده؛ ولی مباح عملی است که از حرمت آن به شکلی خاص یا عام سخنی نگفته است،[۱۶] از اینرو به "راه رفتن در بازار" مباح گفته میشود نه حلال. به دیده برخی، حلال عام است و شامل همه اعمال غیر حرام؛ اعم از واجب، مستحب، مکروه و مباح؛ اما مباح خاص است و تنها شامل رفتارهایی که انجام دادن یا ترک آنها مساوی است.[۱۷].
حلیت در قرآن
قرآن کریم از حلیت با واژه و تعبیرات مختلفی یاد کرده است؛ نظیر:
- واژه "حل" و مشتقات آن، که در قرآن فراوان به کار رفتهاند و در برخی آیات به معنای مباح و روا است؛ مانند ﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ﴾[۱۸] و ﴿هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ﴾[۱۹].
- واژه "طیب": ﴿قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ ﴾[۲۰] که به نظر بسیاری به معنای حلال است.[۲۱] برخی میان این دو واژه تفاوت گذاشته و گفتهاند "طیب" به آنچه در ظاهر شرع پاک است گفته میشود؛ چه در واقع پاک باشد یا پلید؛ ولی "حلال" به چیزی اطلاق میشود که هم در ظاهر و هم در واقع پاک باشد.[۲۲]
- لام انتفاع و ملکیت؛ نظیر ﴿خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ ﴾[۲۳] و ﴿لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا﴾[۲۴]
- اجازه الهی به انجام دادن عمل: ﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ﴾[۲۵].[۲۶]
- امر به بهرهوری از برخی چیزها: ﴿كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ ﴾[۲۷].[۲۸]
- فرمان به انجام دادن عملی پس از نهی از آن: ﴿ لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا ﴾[۲۹].[۳۰]
- نفی گناه از ارتکاب برخی اعمال؛ مانند ﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۳۱] و ﴿لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾[۳۲].
- انکار حرمت کاری از سوی خدا: ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾[۳۳]
- استثنا شدن عملی از محرّمات الهی: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا﴾[۳۴]، ﴿وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا﴾[۳۵]
- نفی نهی الهی از انجام دادن عملی: ﴿لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴾[۳۶]
- نفی مؤاخذه الهی درباره ارتکاب عملی: ﴿لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ﴾[۳۷]؛
- اعلان غایت برای حرمت کاری: ﴿وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ ﴾[۳۸] در این آیات و مانند آنها قرآن کریم از مباحث مختلفی درباره موضوع حلیت، از جمله حلیت در شرایع گذشته و اسلام، انواع و مصادیق حلال و برخی احکام فقهی این موضوع سخن به میان آورده است.[۳۹]
خاستگاه و حکمت حلیت
خاستگاه اصلی تشریع احکام شرعی، همچون اباحه و حلّیت، خدای متعالی است: ﴿ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ﴾[۴۰] این مطلب را از آیاتی نیز میتوان دریافت که پیامبران الهی را ابلاغ کننده احکام الهی میشناسانند: ﴿وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ﴾[۴۱] یا انسانها را از تحلیل و تحریم امور بی اجازه الهی باز میدارند: ﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلَالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ﴾[۴۲] دیدگاههای مختلفی هست که آیا افزون بر خدا، پیامبران، امامان و عقل بشر نیز مستقلاً میتوانند منشأ تشریع احکام، مانند حلال و حرام، باشند که به شکل مستقل، عقاید و اعمالی را برای بشر حلال یا حرام کنند. (تکلیف، حکم).
همچنین حکمت اصلی تشریع حلال، پاک بودن آنهاست: ﴿ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ ﴾[۴۳] این حکمت در آیات دیگری نیز آمده است. ﴿وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ﴾[۴۴]، ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾[۴۵]، ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۴۶] به دیده برخی، ﴿الطَّيِّبَاتُ ﴾ اشیا و اموریاند که بهرهوری از آنها ضرر دنیایی یا آخرتی در پی نداشته [۴۷] و برای بشر منفعت دارند [۴۸]. امام صادق(ع) نیز فرموده که خدا بر اثر رغبت یا تنفر خود چیزی را حلال یا حرام نکرده، بلکه در این تحلیل و تحریم، مصالح و مفاسد آفریدههای خود را در نظر گرفته و چیزهای سودمند را حلال و چیزهای زیانبخش را حرام کرده است.[۴۹] امام رضا(ع) نیز وجود مصلحت و نفع را علت تحلیل خوردنیها و ضرر و فساد را سبب تحریم الهی آنها دانسته است.[۵۰] حکمت دیگر تحلیل برخی اعمال و اشیا، آسانسازی کار برای بندگان و برداشتن مشقت از آنهاست که این امر، گاه به شکل عام بوده است؛ همچون تحلیل برخی محرّمات در زمان اضطرار برای مضطر: ﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۵۱] و اباحه تیمم برای مسلمانان در موارد یافت نشدن یا ضرر داشتن آب: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[۵۲] و گاه تسهیل یادشده برای افراد خاصی است؛ همچون حلال شدن ازدواج با بیش از ۴ همسر [۵۳] و ازدواج با زنان، بیمهر بر پیامبر(ص)[۵۴] برای برداشتن سختی از آن حضرت: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا﴾[۵۵] گاه نیز تحلیل برخی اعمال با هدف گرفتار نشدن مؤمنان به گناه بوده است؛ مانند حلیت آمیزش با همسر در شبهای ماه رمضان: ﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۵۶] بسیاری از مفسران گفتهاند آمیزش با همسر در شبهای ماه رمضان پیش از نزول این آیه حرام بوده است[۵۷].[۵۸]
پیشینه حلیت
حلیت برخی عقاید و کارها از اموری است که از آغاز آفرینش در میان همه پیروان شرایع الهی و ملل دیگر بوده است و آنان با پیروی از تعالیم وحی یا عقل خود یا ادله دیگر، بسیاری از امور را به حق یا باطل، حلال شمرده و آنها را انجام میدادند. آیاتی مؤید این امرند؛ برای نمونه در آیه ﴿وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ﴾[۵۹] سخن از اسکان آدم و حوا(ع) در بهشت پس از خلقت و جواز خوردن از همه خوراکیهای آن جز یک درخت است: ﴿وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ﴾[۶۰]؛ همچنین در پی هبوط آن دو از بهشت، بهرهوری از نعمتهای آن تا زمان معین برای آنان مباح شد: ﴿قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ﴾[۶۱] در آیاتی نیز از حلیت خوردن و بهرهوری از روزیها و دیگر امکانات روی زمین برای آدم(ع) و ذریه او به شکل عام یاد شده است: ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾[۶۲]،﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾[۶۳]، ﴿وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ﴾[۶۴] افزون بر اینها، خدا با تشریع شرایع الهی و نزول کتابهای آسمانی به گونهای خاص برخی کارها را بر انسانها حلال کرده است؛ مانند همبستری با همسر ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ﴾[۶۵]، ازدواج زنان با مردان ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾[۶۶]، خوردن گوشت گوساله ﴿وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ﴾[۶۷]، اجیر شدن انسانها در برابر دریافت مزد ﴿قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ﴾[۶۸]، ﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ﴾[۶۹]، قصاص ﴿وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾[۷۰] و خوردن خوراکیهای پاک. ﴿كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى﴾[۷۱] اعمال حلال شده برای پیروان شرایع در بیشتر موارد یکسان و آنچه برای پیروان شریعت پیشین حلال بوده، برای پیروان شریعت پسین نیز مباح گردیده است. این مطلب را از آیاتی میتوان برداشت کرد؛ مانند آیه ﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ﴾[۷۲] که محتوای شرایع الهی را یکسان دانسته و از آیه ﴿وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾[۷۳] که در آن از پیامبران الهی درباره تصدیق پیامبران پس از خود پیمان گرفته و از آیات ۴۶ و ۴۸ که تورات و قرآن را تصدیق کننده کتابهای آسمانی پیش از خود دانستهاند.
در مواردی، امور حلال میان پیروان شرایع تفاوت داشته که خاستگاه آن خدا بوده که برای مصالحی خاص، برخی اعمال را برای پیروان بعضی شرایع حلال و برای پیروان شریعتی دیگر حرام کرده است. گاه نیز پیروان شرایع الهی به باطل شماری حلالهای الهی را بر خود حرام کردهاند و به عکس؛ از موارد نخست میتوان حلیت ازدواج با خواهر را یاد کرد که بر اساس پارهای روایات [۷۴] و نظر علمای شیعه [۷۵] و اهلتسنن [۷۶] در شریعت حضرت آدم(ع) حلال بوده؛ ولی در شرایع دیگر حرام شده است و در مقابل، خدا شماری خوردنیها و کارهای حلال را براثر ظلم و ارتکاب گناه، بر پیروان حضرت موسی(ع) حرام کرد: ﴿فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا﴾[۷۷]؛ مانند تحریم حیوانات ناخندار، چربیهای گاو و گوسفند: ﴿وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ﴾[۷۸] و ماهیگیری یا مطلق کار در روز شنبه: ﴿وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا﴾[۷۹].[۸۰] اما با آمدن شریعت عیسی(ع) و نزول انجیل این حرامها دوباره بر بنیاسراییل حلال گردیدند: ﴿وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ﴾[۸۱].[۸۲] از موارد قسم دوم میتوان اموری را برشمرد؛ مانند تصرف در اموال دیگران که یهود از پیش خودشان آن را بر خویش حلال کرده بودند: ﴿ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ ﴾[۸۳].[۸۴] و جواز برنگرداندن امانت غیر یهود که برخی از اهل کتاب آن را حکمی الهی دانسته و به خدا نسبت میدادهاند: ﴿وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾[۸۵] گاه برعکس، آنان حلالهای الهی را حرام میشمردند؛ مانند حرام شمردن خوردن شیر و گوشت شتر که یهود به پیروی از حضرت یعقوب(ع) آن دو را بر خود حرام کردند: ﴿كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾[۸۶].[۸۷] آن حضرت نذر کرده بود که اگر از مریضی شفا یابد، محبوبترین خوراکی و نوشیدنی را که گوشت شتر و شیر آن بود بر خود حرام کند که پس از بهبودی به نذر خود وفا کرد؛ ولی یهود این تحریم را حکمی الهی شمرده و آن را به خدا نسبت میدادند.[۸۸] قرآن این انتساب را افترا بر خدا شمرد: ﴿فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾[۸۹]، از این رو برای رد این ادعا و افترا از یهودیان خواست[۹۰] که اگر راست میگویند، از تورات برای صدق ادعای خود شاهد آورند: ﴿ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾[۹۱]. در آیه ﴿قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ﴾[۹۲] نیز قرآن حلال شمردن حرامهای الهی را از ویژگیهای یهود دوران پیامبر(ص) شمرده است. در میان اعراب جاهلی نیز که خود را پیرو شریعت ابراهیم(ع) میدانستند [۹۳] موضوع حلال و حرام مطرح بود. سیره آنان در این زمینه، هرچند در مواردی مطابق با آیین آن حضرت بود، در بسیاری از موارد برخلاف تعالیم آن پیامبر، حرامهای الهی را حلال و حلالهای الهی را حرام میکردند؛ برای نمونه در بخش تحلیل، هرچند زنا را عملی حرام، در نهان حلال میدانستند [۹۴] که آیه ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾[۹۵] نازل شد و زنا را در هر دو حالت حرام شمرد. به حرمت ماههای حرام نیز باور داشتند؛ ولی هرگاه منافع آنان اقتضا میکرد ماه حرام را حلال میشمردند، تا بتوانند به جنگ و غارتگری خود ادامه دهند: ﴿إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾[۹۶].[۹۷]؛ مثلاً گاهی حرمت محرّم را به ماه صفر میدادند و جنگ در این ماه را حلال میشمردند؛[۹۸] همچنین آنان مردار، حیوانی که به نام غیر خدا ذبح شده است، حیوان خفه شده یا حیواناتی را که با زدن یا پرت شدن از بلندی یا شاخ حیوانی دیگر یا به دست درندگان مرده باشد، حلال میشمردند [۹۹] که قرآن همه این حیوانات را حرام شمرد: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۱۰۰] در مقابل، بسیاری از حلالهای الهی و شریعت ابراهیم(ع) را حرام میدانستند و گاه این حرمت را به خدا نسبت میدادند؛ مانند حرام کردن خوردن گوشت و شیر یا سوار شدن بر برخی حیوانات، که قرآن تحریم این حلالها را افترا بر خدا شمرد: ﴿مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ﴾[۱۰۱].[۱۰۲]؛ همچنین آنان بخشی از محصولات کشاورزی و برخی چارپایان را به خدا و بتهایشان اختصاص داده و این حلالهای الهی را بر خود حرام میشمردند: ﴿وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ﴾[۱۰۳].[۱۰۴] و گاه شماری حلالها را همچون جنین حیوانات، تنها بر مردان مباح دانسته و بر زنان حرام میخواندند: ﴿وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ﴾[۱۰۵].[۱۰۶] و در ایام حج نیز خوردن گوشت، روغن، استفاده از گیاه حرم و پوشیدن لباس پشمین و نو را بر خود حرام میشمردند.[۱۰۷] قرآن تحریم این حلالها را باطل خواند و آنان را به سبب این اعمال نکوهید: ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾[۱۰۸].[۱۰۹]
حلیت در اسلام
با ظهور اسلام و نزول قرآن کریم، خدا بسیاری از عقاید و اعمالی را که برای پیروان شرایع گذشته حلال بود، برای مسلمانان نیز حلال کرد: ﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ﴾[۱۱۰] این مطلب را از آیاتی که قرآن کریم را تصدیق کننده کتابهای پیشین شمرده نیز میتوان دریافت: ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ﴾[۱۱۱]؛ همچنین آیاتی که پس از ذکر برخی حرامها یا حلالها در اسلام، آنها را همان احکام و سنتهای شرایع گذشته دانسته، مؤید این برداشتاند: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ الَّلاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ الَّلاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ الَّلاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴾[۱۱۲]؛ ولی در موارد خاصی برخی حرامهای شرایع پیشین برای پیروان شریعت اسلام، حلال یا بعضی از حلالهای آنان برای مسلمانان حرام گردیدند.
در بخش تحلیل حرام میتوان به حلال شدن آمیزش با همسر در شبهای ماه رمضان اشاره کرد: ﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۱۱۳] که به نظر بسیاری در شرایع گذشته حرام بوده [۱۱۴] و در برخی روایات اهل بیت(ع) نیز آمده است؛[۱۱۵] نیز میتوان غنائم جنگی را یاد کرد که تصرف و بهرهوری از آنها بر مسلمانان حلال گردید: ﴿فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۱۱۶] که براساس روایات شیعه و سنّی بر پیروان شرایع پیشین حلال نبوده است.[۱۱۷] در بخش تحریم حلال میتوان از جمع میان دو خواهر در ازدواج یاد کرد که به دیده برخی در شرایع گذشته از جمله شریعت حضرت یعقوب(ع) حلال بوده است؛[۱۱۸] ولی اسلام آن را حرام کرد: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا﴾[۱۱۹] اعمالی که اسلام آنها را حلال شمرده است، گستردهاند و بسیاری از عقاید و اعمال را شامل میشوند که در ادامه به آنها اشاره میشود.[۱۲۰]
گستره و مصادیق حلال
حلال در اسلام گستره بسیار وسیعی دارد و بسیاری از شئون فردی و اجتماعی مکلفان را دربر میگیرد و بسیاری از آیات و احکام قرآن به این بخش اختصاص دارند. پیامبر اکرم(ص) فرمود یک پنجم قرآن در باره حلالهاست؛ به آنها عمل کنید [۱۲۱] و امام صادق(ع) نیز یک چهارم قرآن را درباره امور حلال دانست.[۱۲۲] درباره این روایات دو احتمال هست:
۱. حجم کمّی حلالها در قرآن مراد باشد.
۲. مقصود تقسیم آیات قرآن از جهت نوع احکام و موضوعات آنها باشد.
امور حلال و مباح در قرآن، گاه در حوزه عقاید و رفتارهای قلبیاند؛ مانند ایمان به خدا و روز جزا: "یؤمِنونَ بِاللّهِ والیومِ الأخِرِ" (آل عمران / ۳، ۱۱۴) و گاه در حوزه رفتارهای جوارحیاند؛ نظیر خوردن وآشامیدن: "کُلوا واشرَبوا مِن رِزقِ اللّهِ" (بقره / ۲، ۶۰)؛ همچنین متعلق حلال، گاهی اعیان و اشیای خارجی است؛ همچون حلیت غذاهای پاک و زنان عفیف: "اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیبـتُ... والمُحصَنـتُ مِنَ المُؤمِنـتِ" (مائده / ۵، ۵) که مراد از حلیت غذاهای پاک در آیه، حلال بودن خوردن آنها و مقصود از حلیت زنان مسلمان، حلال بودن ازدواج با آنان است؛[۱۲۳] زمانی نیز افعال خارجی است؛ مانند حلالیت صید دریا: "اُحِلَّ لَکُم صَیدُ البَحرِ" (مائده / ۵، ۹۶) و هنگامی همه امور اعتباری و قراردادی است؛ نظیر حلال بودن بیع: "واَحَلَّ اللّهُ البَیعَ". (بقره / ۲، ۲۷۵)[۱۲۴] از سویی، حلیت اشیا و افعال، گاه اصلی و ذاتی است؛ مانند حلال بودن غذاهای پاک (مائده / ۵، ۵) و گاه غیر ذاتی و براثر رخ نمودن برخی حالات ثانوی است؛ همچون حلال شدن برخی محرّمات؛ مانند مردار، خون و گوشت خوک در حالت اضطرار: "حَرَّمَ عَلَیکُمُ المَیتَةَ والدَّمَ ولَحمَ الخِنزِیرِ... فَمَنِ اضطُرَّ غَیرَ باغٍ ولا عادٍ فَلاَ اِثمَ عَلَیهِ" (بقره / ۲، ۱۷۳) از این دستاند.
باورها و اعمال حلال در اسلام فراواناند که برخی از مهمترین آنها در قرآن کریم یاد شدهاند:
- عقاید جایز و حلال: ایمان به خدا، ملائکه، کتابهای آسمانی و پیامبران الهی: "والمُؤمِنونَ کُلٌّ ءامَنَ بِاللّهِ ومَلکَتِهِ وکُتُبِهِ ورُسُلِهِ" (بقره / ۲، ۲۸۵) از این قبیلاند. حلیت در این موارد، معنای عام دارد که شامل استحباب و وجوب نیز میشود. (استحباب، وجوب)
- رفتارهای حلال اقسامی دارند:
- رفتارهای اخلاقی و تربیتی: همکاری با دیگران در کارهای نیک (مائده / ۵، ۲)، آزادسازی بردگان (نور / ۲۴، ۳۳)، آشتی پس از طلاق (بقره / ۲، ۲۲۸)، بخشش مهریه(بقره / ۲، ۲۳۷)، اصلاح وصیتهای ناعادلانه (بقره / ۲، ۱۸۲)، غیبت ستمکار از سوی مظلوم (نساء / ۴، ۱۴۸)، اکراه زنان برای گذشت از مهریه در صورت ارتکاب فحشاء (نساء / ۴، ۱۹)، انفاق به نامسلمان (بقره / ۲، ۲۷۲)، انفاق آشکار (بقره / ۲، ۲۷۴)، انفاق پنهانی (ابراهیم / ۱۴، ۳۱)، تصرف در اموال یتیم در جهت مصالح او (انعام / ۶، ۱۵۲)، گذشت از حقوق جهت آشتی با شوهر (نساء / ۴، ۱۲۸)، عفو از حق قصاص (بقره / ۲، ۱۷۸) و ورود به اماکن عمومی بی اجازه (نور / ۲۴، ۲۹) از این مواردند.[۱۲۵]
- رفتارهای اجتماعی: تعبیر خواب (یوسف / ۱۲، ۳۶ - ۳۷)، طلاق دادن زنان (بقره / ۲، ۲۲۹)، آموختن سحر جهت منافع مردم (بقره / ۲، ۱۰۲)، تکدی فقیر بی تأکید و اصرار (بقره / ۲، ۲۷۳)، طعام خوردن از خانه دوستان و خویشاوندان بی حضور آنان (نور / ۲۴، ۶۱)، رجوع شوهر به همسر مطلقه در عِدّه (بقره / ۲، ۲۲۸)، قرارداد با بردگان برای آزادسازی آنان (نور / ۲۴، ۳۳)، قرعه زدن برای رفع اختلاف (آل عمران / ۳، ۴۴)، سوگند خوردن (انبیاء / ۲۱، ۵۷) و شکستن سوگند در ایلاء (بقره / ۲، ۲۲۶) از رفتارهای اجتماعی حلالاند.
- رفتارهای امنیتی ـ سیاسی: جنگ با ظالمان از سوی ستمدیدگان (حجّ / ۲۲، ۳۹)، جنگ دفاعی در ماههای حرام (توبه / ۹، ۳۶)، تعقیب دشمن (نساء / ۴، ۹۱)، عقبنشینی در نبرد به هدف اتخاذ تاکتیکهای جدید (انفال / ۸، ۱۶)، اسیر گرفتن از دشمن (احزاب / ۳۳، ۲۶)، اظهار کفر در صورت در خطر بودن جان (نحل / ۱۶، ۱۰۶)، اعدام یا تبعید آزاردهندگان زنان مسلمان و شایعهسازان در صورت توبه نکردن (احزاب / ۳۳، ۵۸ - ۶۱)، پیمان صلح با کافران (توبه / ۹، ۱۲) و تعیین جایزه برای کشف جرم (یوسف / ۱۲، ۷۲) از این قبیلاند. [۱۲۶]
- رفتارهای مالی ـ اقتصادی: خرید و فروش (بقره / ۲، ۲۷۵)، اجاره (قصص / ۲۸، ۲۷)، جعاله (یوسف / ۱۲، ۷۲)، اجیر کردن و اجیر شدن در برابر مزد (بقره / ۲، ۲۳۳؛ قصص / ۲۸، ۲۷)، گرفتن اجرت از سوی قیم اموال یتیم در صورت فقر او (نساء / ۴، ۶)، معامله با کافران (مائده / ۵، ۵)، تجارت در حج (بقره / ۲، ۱۹۸)، وثیقه گرفتن در معاملات به جای نوشتن بدهی (بقره / ۲، ۲۸۲ - ۲۸۳)، صید حیوانات (مائده / ۵، ۴)، غوّاصی در دریا جهت بهرهگیری از اشیای زینتی و قیمتی (نحل / ۱۶، ۱۴)، هدیه گرفتن در برابر آزادی اسیران (محمد / ۴۷، ۴) و گرفتن غنیمت از دشمن در جنگها (انفال / ۸، ۴۱) از این مواردند.
- رفتارهای جنسی: خواستگاری از زنان (بقره / ۲، ۲۳۵)، ازدواج با دخترخاله، دختردایی، دخترعمو و دختر عمّه (احزاب / ۳۳، ۵۰)، ازدواج با خواهر همسر در صورت جدایی همسر (نساء / ۴، ۲۳)، ازدواج با زنان شوهرمرده (بقره / ۲، ۲۴۰)، ازدواج با برده و کنیز (بقره / ۲، ۲۲۱)، ازدواج شوهر با همسر مطلقه خود پس از پایان عِدّه (بقره / ۲، ۲۳۲)، ازدواج با مطلقه پسرخوانده (احزاب / ۳۳، ۳۷)، ازدواج موقت (نساء / ۴، ۲۴)، ازدواج با بیش از یک همسر (نساء / ۴، ۳)، ازدواج با زنان اهل کتاب: "الیومَ اُحِلَّ لَکُمُ... والمُحصَنـتُ مِنَ المُؤمِنـتِ والمُحصَنـتُ مِنَ الَّذینَ اوتوا الکِتـبَ مِن قَبلِکُم" (مائده / ۵، ۵) ـ که به فتوای فقهای اهل تسنن[۱۲۷] و برخی از فقهای شیعه [۱۲۸] مراد ازدواج دائمی با این زنان است؛[۱۲۹] ولی بیشتر فقهای امامیه آیه را درباره ازدواج موقت دانستهاند ـ،[۱۳۰] ازدواج با ربیبه در صورت عدم همبستری با مادر وی (نساء / ۴، ۲۳)، آمیزش با همسر (بقره / ۲، ۲۲۳)، آمیزش با همسر در شبهای ماه رمضان (بقره / ۲، ۱۸۷)، استمتاع از کنیز خود (مؤمنون / ۲۳، ۵ - ۶)، کشف عورت زوجین و مالک و کنیز در برابر یکدیگر (مؤمنون / ۲۳، ۵ - ۶)، آشکار کردن زینت زنان در برابر شوهر و دیگر محارم (نور / ۲۴، ۳۱)، کشف حجاب پیرزنان در برابر مردان نامحرم (نور / ۲۴، ۶۰) و ترک آمیزش مرد با همسر خود تا ۴ماه (بقره / ۲، ۲۲۶) نمونههایی از این دستاند.
- خوردنیها و آشامیدنی ها: همه خوردنیها و آشامیدنیهای پاک برای انسانها حلالاند: "اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیبـتُ" (مائده / ۵، ۴ - ۵)[۱۳۱]؛ مانند آنچه از زمین میروید (نحل / ۱۶، ۱۱) از قبیل گندم (یوسف / ۱۲، ۴۷)، سبزیها (انعام / ۶، ۹۹)، خیار، سیر، عدس و پیاز (بقره / ۲، ۶۱)، میوههای گوناگون (فاطر / ۳۵، ۲۷ - ۲۸) نظیر خرما، انگور، زیتون، انار (انعام / ۶، ۹۹)، انجیر (تین / ۹۵، ۱) و گوشت چارپایان: "اُحِلَّت لَکُم بَهیمَةُ الاَنعـمِ". (مائده / ۵، ۱)[۱۳۲] برخی بهیمه را جنین چارپایان، پس از پشم یا مو درآوردن دانستهاند،[۱۳۳] چنان که در روایات اهل بیت(ع)نیز به همین معنا تفسیر شده است [۱۳۴] و بعضی آن را حیوانات وحشی همانند آهو، گاو و گورخر وحشی دانستهاند.[۱۳۵] قرآن به شماری از چارپایانحلال در آیات دیگر اشاره کرده است؛ مانند میش و بز (انعام / ۶، ۱۴۲ - ۱۴۳)، شتر و گاو (انعام / ۶، ۱۴۴)، طعامهای دریایی مانند ماهیها: "اُحِلَّ لَکُم صَیدُ البَحرِ وطَعامُهُ" (مائده / ۵، ۹۶) ـ که فقهای امامیه براساس روایات اهل بیت(ع) تنها ماهیان پولکدار را حلال شمردهاند؛[۱۳۶] اما برخی از فقهای اهل تسنن همه ماهیها ـ را [۱۳۷] (ماهی) ـ طعام اهل کتاب برای مسلمانان: "وطَعامُ الَّذینَ اوتوا الکِتـبَ حِلٌّ لَکُم" (مائده / ۵، ۵) ـ که طعام در آیه به فتوای فقهای اهل تسنن[۱۳۸] و برخی فقهای شیعه [۱۳۹] ذبایح اهل کتاب است؛ ولی بیشتر فقهای شیعه به استناد آیات دیگر و روایات اهل بیت(ع) ذبیحه اهل کتاب را حرام و طعام در آیه را حبوبات و غلاّت آنان دانستهاند [۱۴۰]ـ، خوردنیهای حرام در حال اضطرار (بقره / ۲، ۱۷۳؛ مائده / ۵، ۳)، آشامیدنیهای حلال، مانند آب، اعم از آب باران، چشمهها و نهرها (بقره / ۲، ۶۰، اعراف / ۷، ۳۱)، آب میوه (نحل / ۱۶، ۶۷)، عسل (نحل / ۱۶، ۶۹) و شیر. (مؤمنون / ۲۳، ۲۱)
اسباب حلیت
اسباب و عواملی سبب حلال شدن برخی کارهای ممنوع به شکل عام یا خاص میشوند که مهمترین آنها بدین شرحاند.[۱۴۲]
اذن الهی
جواز جنگ با کافران در صورت ستمدیدن: "اُذِنَ لِلَّذینَ یقـتَلونَ بِاَنَّهُم ظُـلِموا" (حجّ / ۲۲، ۳۹) و خوردن طعام از خانه خویشاوندان و دوستان بی اجازه و هنگام نبودن آنان: "لَیسَ عَلَی الاَعمی حَرَجٌ... ولا عَلی اَنفُسِکُم اَن تَأکُلوا مِن بُیوتِکُم اَو بُیوتِ ءاباکُم اَو بُیوتِ اُمَّهـتِکُم... اَو صَدیقِکُم لَیسَ عَلَیکُم جُناحٌ اَن تَأکُلوا جَمیعـًا اَو اَشتاتـًا" از این دستاند. (نور / ۲۴، ۶۱) برخی مفسران اهل تسنن جواز عمل اخیر را مشروط به آگاهی شخص به رضایت صاحب خانه به تصریح وی یا از راه قرائنی دیگر کردهاند؛[۱۴۳] ولی فقیهان امامیه معتقدند در هر صورت خوردن از خانه این افراد جایز است، مگر علم یا ظن قوی به عدم رضایت آنان پیدا شود.[۱۴۴][۱۴۵]
ملکیت
ملکیت عین باشد یا منفعت یا انتفاع [۱۴۶] هر سه اثر دارند، از اینرو انسان برای تصرف در آنچه ملک او شده حق دارد؛ مانند حلیت استفاده شخص از طعام خانه خودش: "لَیسَ... حَرَجٌ... عَلی اَنفُسِکُم اَن تَأکُلوا مِن بُیوتِکُم" (نور / ۲۴، ۶۱) که مراد از "بیوتکم" در آیه خانه خود یا فرزندان یا همسر خویش است [۱۴۷] و نظیر حلال بودن آمیزش با کنیزانی که در ملک وی هستند: "حُرِّمَت عَلَیکُم اُمَّهـتُکُم... *... اِلاّ مامَلَکَت اَیمـنُکُم". (نساء / ۴، ۲۳ - ۲۴)[۱۴۸]
اجازه و رضایت مالک یا صاحب حق
از این قبیلاند حلیت ازدواج با کنیزان در صورت اجازه مالک: "فانکِحوهُنَّ بِاِذنِ اَهلِهِنَّ" (نساء / ۴، ۲۵)، حلیت تصرف در مهر زنان اجازه و رضایت آنان: "فَاِن طِبنَ لَکُم عَن شَیءٍ مِنهُ نَفسـًا فَکُلوهُ هَنیــ ٔ ًا مَریـ ٔ" (نساء / ۴، ۴) و اباحه ورود به منازل در صورت اجازه مالک یا ساکنان منزل: "فَلا تَدخُلوها حَتّی یؤذَنَ لَکُم واِن قیلَ لَکُمُ ارجِعوا فَارجِعوا". (نور / ۲۴، ۲۸)[۱۴۹]
اضطرار
"وقَد فَصَّلَ لَکُم ما حَرَّمَ عَلَیکُم اِلاّ مَا اضطُرِرتُم اِلَیهِ" (انعام / ۶، ۱۱۹)؛ میته، خون، گوشت خوک و آنچه نام خدا بر آن برده نشده است، در حالت اضطرارحلال هستند: "حُرِّمَت عَلَیکُمُ المَیتَةُ والدَّمُ ولَحمُ الخِنزیرِ وما اُهِلَّ لِغَیرِ اللّهِ بِهِ... فَمَنِ اضطُرَّ فی مَخمَصَةٍ غَیرَ مُتَجانِفٍ لاِِثمٍ فَاِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم" (مائده / ۵، ۳)، اگر مکلّف باغی و تجاوزگر نباشد: "فَمَنِ اضطُرَّ غَیرَ باغٍ ولا عادٍ فَلاَ اِثمَ عَلَیهِ". (بقره / ۲، ۱۷۳؛ نیز انعام / ۶، ۱۴۵؛ نحل / ۱۶، ۱۱۵) تفاسیر، "غَیرَ باغٍ ولا عادٍ" را نداشتن قصد لذتجویی و خوردن به اندازه رفع گرسنگی؛[۱۵۰] یا عدم افراط و تفریط دانستهاند.[۱۵۱] امام صادق(ع) نیز ارتکاب همه محرّمات را هنگام اضطرار حلال شمرده است.[۱۵۲] فقیهان اسلامی با استناد به روایات و ادلهای دیگر، ارتکاب برخی محرّمات از جمله کشتن انسان بیگناه را در حالت اضطرار نیز جایز نشمردهاند.[۱۵۳][۱۵۴]
اکراه
حلیت گفتن سخنان کفرآمیز برای مکره: "مَن کَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعدِ ایمـنِهِ اِلاّ مَن اُکرِهَ وقَلبُهُ مُطمـَنٌّ بِالایمـنِ ولـکِن مَن شَرَحَ بِالکُفرِ صَدرًا فَعَلَیهِم غَضَبٌ مِنَ اللّهِ" (نحل / ۱۶، ۱۰۶) حلال است. این آیه در باره عمار یاسر نازل شد که بر اثر اجبار مشرکان به سخنان کفرآمیز وادار گردید.[۱۵۵] پیامبر(ص) ضمن تأیید عمل عمار، تکرار چنین سخنانی را در صورت اکراه مجدد جایز شمرد.[۱۵۶][۱۵۷]
تقیه
از این مواردند حلیت پذیرش دوستی و ولایت کافر بر مسلمان در حالت تقیه: "لایتَّخِذِ المُؤمِنونَ الکـفِرینَ اَولِیاءَ مِن دونِ المُؤمِنِینَ... اِلاّ اَن تَتَّقوا مِنهُم تُقةً" (آل عمران / ۳، ۲۸) و حلیت کتمان ایمان و اظهار کفر در صورت ترس بر جان: "وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن ءالِ فِرعَونَ یکتُمُ ایمـنَهُ". (غافر / ۴۰، ۲۸)[۱۵۸] برخی روایات نیز تقیه را در همه موارد ضرورت لازم شمرده [۱۵۹] و ارتکاب محرّمات را در این موارد حلال دانسته؛[۱۶۰] اما احادیثی حلیت برخی محرّمات را در حالت تقیه نیز ناروا دانستهاند؛ مانند کشتن انسانهای بیگناه،[۱۶۱] نوشیدن شراب و مسح بر کفش.[۱۶۲][۱۶۳]
جرایم و گناهان
کشتن افراد بیگناه که سبب حلال شدن کشتن قاتل به دست اولیای مقتول میگردد: "ولا تَقتُلُوا النَّفسَ الَّتی حَرَّمَ اللّهُ اِلاّ بِالحَقِّ ومَن قُتِلَ مَظلومـًا فَقَد جَعَلنا لِوَلیهِ سُلطـنـًا" (اسراء / ۱۷، ۳۳) (قصاص)؛ یا اباحه بدی و مقابله به مثل با کسانی که به انسان بدی و ظلم میکنند: "وجَزؤُا سَیئَةٍ سَیئَةٌ مِثلُها فَمَن عَفا واَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَی اللّهِ" (شوری / ۴۲، ۴۰؛ نیز بقره / ۲، ۱۹۴) از این دستاند.[۱۶۴]
اصل حلیت
آیا اصل در اشیا و افعال با نادیده گرفتن ادله آنها حلیت است یا حرمت؟ در میان علمای اسلامی سه دیدگاه است: منع و حرمت؛ توقف؛ حلیت که نظر بیشتر علمای اسلامی است،[۱۶۵] از این رو هنگام شک در حرمت یا حلیت شیء یا عملی میتوان به حلیتحکم کرد.[۱۶۶] برخی ادله این اصل بدین شرحاند[۱۶۷]:
آیات قرآن
از جمله:
- آیه ۲۹ بقره / ۲ که از آفرینش همه آنچه در زمین است برای انسانها سخن گفته است: "خَلَقَ لَکُم ما فِی الاَرضِ جَمیعـًا"[۱۶۸]؛ با این توضیح که اضافه "لام" ملکیت به ضمیر "کم" بر حلیت دلالت داشته، بلکه این تعبیر صریحتر از واژه اباحه در این موضوع است [۱۶۹] که حلیت همه اشیا، اعم از حیوانات و غیر حیوانات،[۱۷۰] خوردنیها، آشامیدنیها و برخی کارها و امور دیگر [۱۷۱] مانند ثروتهای عمومی و خدادادی [۱۷۲] نظیر آب دریا و مانند آن[۱۷۳] را دربرمیگیرد.
به گفته برخی "لام" در آیه، لام اضافه و بیان یا لام غایت است نه تملیک، از این رو معنای آیه آن است که خلقت جهان و آنچه در آن است برای سود رساندن به انسانهاست که برخی برای بهرهوری و بعضی برای عبرت [۱۷۴] آفریده شدهاند، پس آیه به تشریع و اباحه ربطی ندارد.
- آیه ۱۶۸ بقره / ۲ که همه آنچه را در زمین است حلال شمرده و انسانها را به خوردن از آنها فرمان داده: "یـاَیهَا النّاسُ کُلوامِمّا فِی الاَرضِ حَلـلاً طَیبـًا"[۱۷۵]؛ نیز آیهای که روزیهای الهی را حلال شمرده و انسانها را به استفاده از آنها دستور داده است: "وکُلوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلـلاً طَیبـًا"[۱۷۶]. این آیات بر حلیت همه تصرفات جز آنچه به دلیل خاص خارج شده است، دلالت دارند.[۱۷۷] به دیده برخی، اولاً این آیات به خوردنیها اختصاص دارند و دیگر اشیا و افعال را شامل نمیشوند [۱۷۸] و ثانیا در مقام بیان امر به خوردن و بهره گرفتن از چیز حلال و طیباند؛ در مقابل چیز حرام و خبیث؛ ضمن اینکه "من" در "آیه" برای تبعیض است، از این رو همه کارها و اشیا را دربرنمیگیرد.[۱۷۹]
- آیاتی که محرّمات الهی را برشمردهاند؛ مانند "قُل لا اَجِدُ فی ما اوحِیَ اِلَیَّ مُحَرَّمـًا عَلی طاعِمٍ یطعَمُهُ اِلاّ اَن یکونَ مَیتَةً اَو دَمـًامَسفوحـًا اَو لَحمَ خِنزیرٍ.".. (انعام / ۶، ۱۴۵)، "قُل اِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الفَوحِشَ ماظَهَرَ مِنها ومابَطَنَ" (اعراف / ۷، ۳۳) و "قُل تَعالَوا اَتلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُم عَلَیکُم اَلاّ تُشرِکوا بِهِ شیـ ٔ ًا.".. (انعام / ۶، ۱۵۱)؛ با این توضیح که در این آیات، امور حرام منحصر در موارد یاد شدهاند، از این رو هر شیء یا عملی دیگر حلال است.[۱۸۰] امام باقر(ع) نیز با استناد به آیه ۱۴۵ انعام / ۶ گوشت الاغ را حلال شمرد و سپس علت نهی پیامبر(ص) از خوردن گوشت آن را استفاده از سواری این حیوان در آن زمان دانست؛[۱۸۱] نیز در حدیثی با اشاره به علت یادشده درباره الاغ، گوشت آن حلال شمرده و سپس حرام، تنها اموری دانسته شده که در قرآن بیان گردیده است.[۱۸۲] در احادیثی دیگر نیز با استناد به آیه مذکور، برخی از آبزیان دریا حلال شمرده شدهاند.[۱۸۳]
- آیاتی که در آنها کیفر انسانها به فرستادن رسولان وابسته شده است؛[۱۸۴] مانند "وما کُنّا مُعَذِّبینَ حَتّی نَبعَثَ رَسولا" (اسراء / ۱۷، ۱۵؛ نیز نساء / ۴، ۱۵۳؛ قصص / ۲۸، ۵۹)؛ با این توضیح که فرستادن رسولان، کنایه از ابلاغ و بیان احکام الهی است، از این رو آنجا که بیان و حکمی از خدا نرسیده است، ارتکاب آن کیفر ندارد، در نتیجه هرچه به حرمت آن تصریح نشده است، جایز و حلال است،[۱۸۵] بنابراین اصل در هر چیز پس از تفحص و نیافتن دلیل بر حرمت، حلیت است.[۱۸۶] برخی گفتهاند: امور بسیاری هست که وجوب و حرمت آنها با عقل درکپذیر است، از اینرو آیات یاد شده بر ادعای مذکور دلالت ندارند و نمیتوان بر اساس آنها حلیت همه اشیا و امور را ثابت کرد.[۱۸۷] بعضی نیز معتقدند مراد آیه ۱۵ اسراء / ۱۷ عذاب دنیایی استیصال است؛ نه کیفر و عقاب آخرتی،[۱۸۸] از اینرو به بحث حلیت همه امور و عدم کیفر آخرتی در صورت ارتکاب امور مشکوک، ربط ندارد.
- آیه ۳۲ اعراف / ۷ که در آن کسانی نکوهش شدهاند که خودسرانه حلالهای الهی را حرام میکنند: "قُل مَن حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی اَخرَجَ لِعِبادِهِ والطَّیبـتِ مِنَ الرِّزقِ"[۱۸۹]؛ با این بیان که براساس آیه مذکور همه اشیا و امور حلالاند، مگر دلیلی بر حرمت آنها دلالت کند.[۱۹۰] به سخن دیگر، آیه تحریم خودسرانه اشیا را انکار میکند و با نفی حرمت، حلیت آنها ثابت میشود.[۱۹۱] استدلال به این آیه نادرست است، زیرا آیه حداکثر بر اصل حلیت در خصوص رزق طیب و زینتها دلالت دارد و همه امور را دربرنمیگیرد.
- آیه ۱۰۱ مائده / ۵ که مؤمنان را از پرسش درباره اموری که برای آنان بیان نشدهاند نهی کرده و از عفو این امور از سوی خدا سخن گفته است: "یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَسـ ٔ لوا عَن اَشیاءَ اِن تُبدَ لَکُم تَسُؤکُم... عَفَا اللّهُ عَنها واللّهُ غَفورٌ حَلیم"؛ با این بیان که هرچیزی که حکمش در قرآن و سنت نیامده است، حلال است.[۱۹۲] در شأن نزول آیه گفته شده است که پس از نزول آیه حج، برخی مسلمانان چند بار از پیامبر(ص) پرسیدند که آیا این تکلیف را باید هر ساله انجام دهند که آیه مذکور نازل شد و ضمن نهی آنان از سؤال، آنچه را خدا بیان نکرده است، بخشیده شده شمرد.[۱۹۳] روایات دیگری نیز به همین مضمون از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) هست؛ مثلاً رسول خدا(ص) فرمود که خدا اموری را واجب و حرام و اموری را نیز رها کرده است و بیان نکردن حکم این امور، نه به جهت فراموشی، رحمتی از خدا بر انسانها بوده است، پس در این موارد نپرسید.[۱۹۴]علی(ع) نیز فرمود در مواردی که خدا سکوت کرده است، خود را به زحمت نیندازید.[۱۹۵][۱۹۶]
روایات و اجماع
برای اثبات اصل حلیت به روایاتی استناد شده است؛[۱۹۷] مانند روایتی که انسانها را در ارتکاب هرچیز تا زمانی که نهیای نرسیده آزاد دانسته؛[۱۹۸] نیز حدیثی که همه اشیاء را حلال شمرده است، مگر به گونه معین حرام شناخته شود.[۱۹۹] برخی اجماع را دلیل دیگری بر تأیید این دیدگاه دانسته و گفتهاند که پیروان همه شرایع، کسی را که بیعلم و رسیدن نهی شارع مرتکب عملی شود ـ هرچند در واقع حرام باشد ـ خطاکار نمیدانند و در صورت حرمت واقعی آن امر، وی را معذور میشمارند.[۲۰۰].[۲۰۱]
حلیت در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم
- ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۲۰۲]
- ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ﴾[۲۰۳]
- ﴿یٰا أَیهَا النبِی لِمَ تُحَرمُ مٰا أَحَل اللٰهُ لَک تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِک وَ اللٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾[۲۰۴]
نکات: در آیات فوق این موضوعات مطرح شده است:
- حکم به حلال بودن چیزهای پاکیزه و سالم و سازگار با طبع انسان - طیبات - از وظائف رسول اکرم: ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ﴾[۲۰۵]... ﴿يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ﴾[۲۰۶]
- جواز ازدواج با زنان هبه کننده خویش، از اختصاصات پیامبر اکرم: ﴿وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ﴾[۲۰۷]
- توصیه خداوند به پیامبر برای شکستن سوگند در باره محروم شدن از عملی مباح و حلال، برای جلب رضایت همسران خود: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ﴾[۲۰۸][۲۰۹].
جستارهای وابسته
منابع
سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم
رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱
پانویس
- ↑ الصحاح، ج ۴، ص ۱۶۷۲؛ مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۲۰، "حلل".
- ↑ مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۲۰؛ لسان العرب، ج ۱۱، ص ۱۶۳، "حلل".
- ↑ التحقیق، ج ۲، ص ۲۷۲، "حلّ".
- ↑ معجم لغة الفقهاء، ص ۱۸۴؛ القاموس الفقهی، ص ۹۹، "حلّ".
- ↑ مصطلحات الفقه، ص ۲۱۶؛ فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۳۶۶.
- ↑ معجم لغة الفقهاء، ص ۱۸۴؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص ۵۶۲ - ۵۶۴، "حلل".
- ↑ القاموس الفقهی، ص ۹۹، "حلّ"؛ کشاف القناع، ج ۱، ص ۱۴؛ البحر الرائق، ج ۳، ص ۴۱۲.
- ↑ القاموس الفقهی، ص ۹۹، "حلّ".
- ↑ مصطلحات الفقه، ص ۲۱۶؛ فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۳۶۶.
- ↑ مصباح الفقاهه، ج ۲، ص ۱۱۲.
- ↑ کتاب النکاح، ج ۱، ص ۲۸۶؛ ر. ک: حاشیة المکاسب، ج ۱، ص ۶۹؛ کتاب الصلاة، ص ۳۲۲.
- ↑ معجم لغة الفقهاء، ص ۱۸۴، "حلّ"؛ سلسلة الینابیع، ج ۲۱، ص ۱۲۱.
- ↑ مجمع البحرین، ج ۱، ص ۲۶۴، "بوح"؛ معجم الفاظ فقه الجعفری، ص ۳۶۴؛ معجم لغة الفقهاء، ص ۳۹۸، "مباح".
- ↑ معجم الفاظ فقه الجعفری، ص ۱۶۸؛ معجم لغة الفقهاء، ص ۱۸۴، "حل".
- ↑ مبادی الوصول، ص ۸۴.
- ↑ الفروق اللغویه، ص ۱۹۷؛ روح المعانی، ج ۲، ص ۳۸.
- ↑ المکاسب، ج ۱، ص ۱۹۵؛ منتهی الدرایه، ج ۵، ص ۲۴۳.
- ↑ «خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است » سوره بقره، آیه ۲۷۵.
- ↑ «این حلال است و آن حرام» سوره نحل، آیه ۱۱۶.
- ↑ «بگو ناپاک و پاک برابر نیستند » سوره مائده، آیه ۱۰۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۲۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص ۱۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۳۲۷.
- ↑ الفروق اللغویه، ص ۱۹۵ - ۱۹۶.
- ↑ «اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید» سوره بقره، آیه ۲۹.
- ↑ «مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.
- ↑ «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.
- ↑ احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص ۶۸.
- ↑ « از روزی خداوند بخورید و بنوشید » سوره بقره، آیه ۶۰.
- ↑ فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۰۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۹۷.
- ↑ « (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانیهای بینشان و قربانیهای دارای گردنبند و (حرمت) زیارتکنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را میجویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید میتوانید شکار کنید» سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ ذکری، ج ۴، ص ۲۱۴؛ سلسلة الینابیع، ج ۲۱، ص ۱۰۹.
- ↑ «جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.
- ↑ «بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانههای خویش بخورید یا از خانههای پدرانتان یا خانههای مادرانتان یا خانههای برادرانتان یا خانههای خواهرانتان یا خانههای عموهایتان یا خانههای عمّههایتان یا خانههای داییهایتان یا خانههای خالههایتان یا آن خانهای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن میدارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.
- ↑ «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.
- ↑ «بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.
- ↑ «و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهرهمند شدهاید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، همداستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.
- ↑ «خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.
- ↑ «خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمیکند امّا از آنچه با دل آگاهی است ، بازخواست میکند و خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۲۵.
- ↑ «با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند » سوره بقره، آیه ۲۲۱.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ «داوری جز با خداوند نیست» سوره انعام، آیه ۵۷.
- ↑ «و چیزی جز پیامرسانی روشن، بر عهده ما نیست» سوره یس، آیه ۱۷.
- ↑ «بگو: مرا خبر دهید: آنچه را که خداوند از روزی برایتان فرو فرستاده است حلال و (برخی را) حرام گردانیدهاید، آیا خداوند به شما اجازه داده است یا بر خداوند دروغ میبندید؟» سوره یونس، آیه ۵۹.
- ↑ «چیزهای پاکیزه بر شما حلال است » سوره مائده، آیه ۵.
- ↑ «و ابر را سایهبان شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم (و گفتیم) از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا میداشتند» سوره بقره، آیه ۵۷.
- ↑ «ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.
- ↑ «همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رساندهاند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردهاند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۶۵؛ مع الطب فی القرآن الکریم، ص ۱۵۴.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۱۷۶.
- ↑ الکافی، ج ۶، ص ۲۴۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۴۵؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۸۴.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۱۶، ص ۱۶۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۲۳، ص ۱۲۰ - ۱۲۱.
- ↑ «جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.
- ↑ «ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.
- ↑ مسالک الافهام، ج ۷، ص ۷۳؛ کشاف القناع، ج ۵، ص ۲۶ - ۲۷.
- ↑ المبسوط، طوسی، ج ۴، ص ۱۵۵؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۳۳۵.
- ↑ «ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک میدانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشتهایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.
- ↑ «آمیزش با زنانتان در شب روزهداری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی میورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (میتوانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید، و تا سپیدی سپیدهدم از سیاهی (شب) برای شما آشکار شود (میتوانید) بخورید و بیاشامید؛ سپس روزه را تا شب به پایان رسانید و در حالی که در مسجدها اعتکاف کردهاید از آنان کام مجویید، اینها حدود خداوند است، به آنها نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیاتش را برای مردم روشن میگرداند باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
- ↑ التبیان، ج ۲، ص ۱۳۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۱۱۲؛ جامع البیان، ج ۲، ص ۲۲۴.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ «و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.
- ↑ «و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد» سوره اعراف، آیه ۱۹.
- ↑ «فرمود: فرود آیید! برخی دشمن برخی دیگر و در زمین تا روزگاری آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت» سوره اعراف، آیه ۲۴.
- ↑ «اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.
- ↑ «ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.
- ↑ «و بیگمان شما را در زمین توانمند گرداندیم و در آن برایتان توشهها نهادیم؛ اندک سپاس میگزارید» سوره اعراف، آیه ۱۰.
- ↑ «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایستهای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.
- ↑ «ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرتکنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کردهاند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز میتوانند کابینی که (به زنانشان) دادهاند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری میکند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.
- ↑ «و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.
- ↑ «یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر ! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.
- ↑ «(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.
- ↑ «و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخمها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۵.
- ↑ «از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.
- ↑ «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد» سوره شوری، آیه ۱۳.
- ↑ «و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.
- ↑ احتجاج، ج ۲، ص ۴۴؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۲۲۶.
- ↑ المیزان، ج ۴، ص ۱۴۴ - ۱۴۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۲۸۱ - ۲۸۲؛ الفرقان، ج ۶، ص ۱۴۹ - ۱۵۰.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۲۶؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۲۵۲.
- ↑ «آری، به سزای ستمی از (سوی) یهودیان و اینکه (مردم را) بسیار از راه خداوند باز میداشتند چیزهای پاکیزهای را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم» سوره نساء، آیه ۱۶۰.
- ↑ «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوانهاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.
- ↑ «و «طور» را بر فراز سرشان برای (گرفتن) پیمانشان برافراشتیم و به آنان گفتیم که از این در، با فروتنی در آیید و به آنها گفتیم در روز (های) شنبه (از حکم تحریم صید ماهی) تجاوز نکنید و از آنان پیمانی استوار گرفتیم» سوره نساء، آیه ۱۵۴.
- ↑ تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۲۶۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۹۶.
- ↑ «و تورات پیش از خود را راست میشمارم، و (آمدهام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانهای از پروردگارتان برای شما آوردهام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.
- ↑ جامع البیان، ج ۳، ص ۳۸۲ - ۳۸۴؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۰۱.
- ↑ « ناروا خوردن داراییهای مردم» سوره نساء، آیه ۱۶۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص ۱۸۵.
- ↑ «و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند» سوره آل عمران، آیه ۷۵.
- ↑ «همه خوردنیها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (- یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه 93.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۲، ص ۳۴۴؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۶۱ - ۶۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص ۱۴۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۴۴ - ۳۴۵؛ جامعالبیان، ج ۴، ص ۳.
- ↑ «پس کسانی که بعد از آن بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.
- ↑ التبیان، ج ۲، ص ۵۳۲ - ۵۳۳؛ جامع البیان، ج ۴، ص ۳ - ۴.
- ↑ « بگو: اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه ۹۳.
- ↑ «با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.
- ↑ المیزان، ج ۳، ص ۲۵۳؛ الامثل، ج ۲، ص ۵۴۷.
- ↑ جامعالبیان، ج ۵، ص ۲۸؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۶۴؛ المیزان، ج ۴، ص ۲۸۹.
- ↑ «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی میرسانیم؛ و زشتکاریهای آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.
- ↑ «بیگمان واپس افکندن (ماههای حرام) افزایشی در کفر است؛ با آن، کافران به گمراهی کشیده میشوند، یک سال آن (ماه) را حلال و یک سال دیگر حرام میشمارند تا با شمار ماههایی که خداوند حرام کرده است هماهنگی کنند از این رو آنچه را خداوند حرام کرده است حلال میگردانند؛ زشتی کارهایشان برای آنان آرایش داده شده است و خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۳۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۵، ص ۵۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۵۷.
- ↑ التبیان، ج ۵، ص ۲۱۷؛ تفسیر مقاتل، ج ۲، ص ۴۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۱۳۷.
- ↑ الکشاف، ج ۱، ص ۵۹۲ - ۵۹۳؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۷۰ - ۲۷۱؛ المحررالوجیز، ج ۲، ص ۱۵۰ - ۱۵۲.
- ↑ «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیمخور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کردهاید- و آنچه بر روی سنگهای مقدّس (برای بتها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بختآزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.
- ↑ «خداوند هیچ (چیز ممنوعی چون) بحیره (- شتر ماده گوش بریده چند شکم زاده) و سائبه (- ماده شتر نذر بت شده) و وصیله (- میش دوگانیک نر و مادهزاده) و حامی (- شتر نر با ده نتاج) قرار نداده است اما کافران بر خداوند دروغ میبافند و بیشتر آنان خرد نمیورزند» سوره مائده، آیه ۱۰۳.
- ↑ زبدة البیان، ص ۳۴۲ - ۳۴۳؛ جامع البیان، ج ۲، ص ۱۰۶.
- ↑ «و برای خداوند از آنچه از کشت و چهارپایان پدید آورده است بهرهای نهادند و به پندار خویش گفتند: این از آن خداوند است و این برای بتان ما؛ اما آنچه از آن بتان آنهاست به خداوند نمیرسد و اما آنچه برای خداوند است به بتان میرسد؛ زشت است این داوری که میکنند!» سوره انعام، آیه ۱۳۶.
- ↑ تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۱۷؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۴، ص ۱۳۹۰.
- ↑ «و گفتند: آنچه در شکم این چارپایان است ویژه مردان ماست و بر زنان ما حرام است و اگر مرده (به دنیا آمده) باشد همه در آن شریکند؛ به زودی (خداوند) کیفر (این) وصف آنان را میدهد که او فرزانهای داناست» سوره انعام، آیه ۱۳۹.
- ↑ التبیان، ج ۴، ص ۲۹۱؛ احکامالقرآن، ج ۳، ص ۱۱.
- ↑ فقه القرآن، ج ۱، ص ۹۶ - ۹۷؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص ۱۵۷.
- ↑ «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد» سوره شوری، آیه ۱۳.
- ↑ «و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم و اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچهتان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف میورزیدید آگاه میگرداند» سوره مائده، آیه ۴۸.
- ↑ «بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است. و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهرهمند شدهاید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، همداستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است. و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابینهایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوستهای پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است. خداوند میخواهد (احکام خود را) برای شما روشن گرداند و شما را به روشهای (نیکوی) پیشینیانتان، رهنمون گردد و توبه شما را بپذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۳-۲۶.
- ↑ «آمیزش با زنانتان در شب روزهداری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی میورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (میتوانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید، و تا سپیدی سپیدهدم از سیاهی (شب) برای شما آشکار شود (میتوانید) بخورید و بیاشامید؛ سپس روزه را تا شب به پایان رسانید و در حالی که در مسجدها اعتکاف کردهاید از آنان کام مجویید، اینها حدود خداوند است، به آنها نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیاتش را برای مردم روشن میگرداند باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۱۱۲؛ المیزان، ج ۲، ص ۴۵.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۱۱۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۹، ص ۱۵۶ - ۱۵۷.
- ↑ «از آنچه غنیمت گرفتهاید حلال و پاک بخورید و از خداوند پروا کنید، به راستی خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۶۹.
- ↑ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۳، ص ۱۸۶ - ۱۸۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۷؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۲۶۱.
- ↑ «بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۲۳۴؛ کنزالعمال، ج ۱، ص ۶۰۷.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص ۶۲۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۱۱۳.
- ↑ مصباح الفقاهه، ج ۲، ص ۱۱۳.
- ↑ مصباح الفقاهه، ج ۲، ص ۱۱۳.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص ۱۹۹؛ جامع البیان، ج ۳، ص ۱۳۰.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص ۱۸۸؛ تفسیر مقاتل، ج ۲، ص ۴۶.
- ↑ المجموع، ج ۱۶، ص ۲۳۲؛ المغنی، ج ۷، ص ۵۰۰.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۲، ص ۶۴۵؛ کشف الرموز، ج ۲، ص ۱۴۷.
- ↑ المجموع، ج ۱۶، ص ۲۳۲؛ المغنی، ج ۷، ص ۵۰۰.
- ↑ کشف الرموز، ج ۲، ص ۱۴۷؛ کشف اللثام، ج ۷، ص ۸۴.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۳، ص ۲۷۹؛ احکام القرآن، ج ۲، ص ۳۹۳.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۶۰؛ جامع البیان، ج ۶، ص ۶۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۶۰.
- ↑ الکافی، ج ۶، ص ۲۳۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۲۸.
- ↑ فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۵۴؛ جامع البیان، ج ۶، ص ۷۰.
- ↑ المقنعه، ص ۵۷۶.
- ↑ المجموع، ج ۹، ص ۳۰ - ۳۱.
- ↑ الثمر الدانی، ص ۴۰۵؛ المبسوط، سرخسی، ج ۱۱، ص ۲۴۶؛ بدائع الصنائع، ج ۵، ص ۴۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۷۹.
- ↑ زبدة البیان، ص ۶۳۳ - ۶۳۴؛ الحدائق، ج ۵، ص ۱۷۱؛ جواهرالکلام، ج ۶، ص ۴۳.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۸؛ ص ۲۲۰؛ المنیر، ج ۱۸، ص ۳۰۷.
- ↑ الروضة البهیه، ج ۷، ص ۳۴۱.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۴۳۴.
- ↑ التحفة السنیه، ص ۳۰۸؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص ۲۷۳.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ جامعالبیان، ج ۲، ص ۱۲۰؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص ۴۷۶.
- ↑ التبیان، ج ۲، ص ۸۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.
- ↑ تهذیب، ج ۳، ص ۱۷۷؛ وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۲۱۰.
- ↑ قواعد الاحکام، ج ۳، ص ۳۳۵؛ کشف اللثام، ج ۹، ص ۳۲۴؛ المغنی، ج ۱۱، ص ۷۹.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۴، ص ۲۳۷؛ نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۹.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۵۷.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ القواعد الفقهیه، ج ۱، ص ۳۹۴؛ مجمعالبیان، ج ۸، ص ۴۳۷.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ وسائلالشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص ۲۲۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.
- ↑ تهذیب، ج ۶، ص ۱۷۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۳۵.
- ↑ الکافی، ج ۳، ص ۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷ - ۴۸.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ الاحکام، ج ۱، ص ۴۷؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۴۳۹ - ۴۴۰؛ ج ۳، ص ۴۸۵؛ الفوائد المدنیه، ص ۴۵۴ - ۴۵۵.
- ↑ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۵.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ زبدة البیان، ص ۶۱۶؛ معارج الاصول، ص ۲۰۵.
- ↑ اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.
- ↑ فتح القدیر، ج ۱، ص ۶۰.
- ↑ المنار، ج ۱، ص ۲۴۷.
- ↑ ملکیة الارض، ص ۲۹۱.
- ↑ فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۶۱.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۱، ص ۱۲۵؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج ۵، ص ۱۵۴.
- ↑ الوافیه، ص ۱۸۶؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۵.
- ↑ زبدة البیان، ص ۶۲۱؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۴۶.
- ↑ المیزان، ج ۱، ص ۴۱۸؛ زبدة البیان، ص ۳۶۴ - ۳۶۵.
- ↑ زبدة الاصول، ج ۳، ص ۱۹۱.
- ↑ الکشاف، ج ۱، ص ۳۲۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۷۲.
- ↑ اضواء البیان، ج ۷، ص ۴۹۵؛ اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.
- ↑ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹.
- ↑ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹ - ۱۲۰.
- ↑ الاستبصار، ج ۴، ص ۶۰؛ تهذیب، ج ۹، ص ۶.
- ↑ عدهالاصول، ج ۲، ص ۷۴۵ - ۷۴۶؛ البدعة مفهومها، ص ۸۴.
- ↑ البدعة، مفهومها، ص ۸۴.
- ↑ البدعة مفهومها، ص ۸۴ - ۸۵.
- ↑ عدة الاصول، ج ۲، ص ۷۴۶.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۳، ص ۵۷.
- ↑ زبدة البیان، ص ۷۲؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۲۵.
- ↑ احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۳۳.
- ↑ المحصول، ج ۶، ص ۱۰۲ - ۱۰۳.
- ↑ الاحکام، ج ۵، ص ۶۳۲.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۲۸ - ۴۲۹؛ فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۷۰؛ جامع البیان، ج ۷، ص ۱۱۱.
- ↑ المستدرک، ج ۴، ص ۱۱۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۳۳۰.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۱۶.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ الفصول فی الاصول، ج ۳، ص ۲۵۳؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۶.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۹.
- ↑ الکافی، ج ۶، ص ۳۳۹؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۴۱.
- ↑ معارج الاصول، ص ۲۰۵ - ۲۰۶.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله "حلیت"، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۱.
- ↑ "همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
- ↑ "ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.
- ↑ "خداوند، برای شما گشودن سوگندهایتان را (با دادن کفّاره) اجازه داده است و خداوند سرور شماست و او دانای فرزانه است" سوره تحریم، آیه ۱-۲.
- ↑ "همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
- ↑ "همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
- ↑ "ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.
- ↑ "ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام میداری؟ و خداوند آمرزندهای بخشاینده است" سوره تحریم، آیه ۱.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۴۶۶.