اثبات مرجعیت دینی اهل بیت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{مدخل‌ وابسته}} +{{مدخل وابسته}}))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پایان مدخل‌ وابسته}} +{{پایان مدخل وابسته}}))
خط ۶۵: خط ۶۵:
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[مرجعیت دینی]]
* [[مرجعیت دینی]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۹:۱۲

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل مرجعیت دینی اهل بیت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مرجعیت دینی اهل بیت(ع) به معنای محل رجوع بودن ایشان در امور دینی است. از آنجا که دین اسلام آخرین و کامل‌ترین ادیان است و با توجه به اینکه در زمان حیات پیامبر(ص)، امکان بیان تمام احکام وجود نداشت، لذا بعد از ایشان باید مرجع و راهنمای معصوم وجود داشته باشد تا احکام اسلامی را برای مردم بیان کرده و آنان را هدایت کند. براساس ادلۀ عقلی و نقلی، این شأن برای اهل بیت(ع) ثابت شده است.

مقدمه

از جمله شئونی که برای اهل بیت(ع) مطرح شده است، مرجع دین بودن در احکام و معارف اسلامی و قرآنی است که با قطع شدن وحی و رحلت پیامبر به ایشان که جانشینان آن حضرتند، منتقل شده است[۱].

مفهوم‌شناسی مرجعیت دینی

مرجعیت در لغت به معنای محل رجوع بودن است. افراد هر جامعه با توجه به تخصص‌هایی که دارند محل رجوع دیگران بوده و گفته ایشان در آن امور مورد قبول همگان است. پیامبران نیز با توجه به ارتباطشان با عالم غیب از طریق وحی، محل رجوع دیگران در امور دینی هستند که از آن به مرجعیت دینی تعبیر می‌‌شود و گفته ایشان در ابلاغ و تبیین آموزه‌های دینی حجت بر دیگران است و بعد از ایشان به دلیل جلوگیری از انحراف در دین و آموزه‌های آن کسانی که همچون پیامبران، معصوم بوده و همچنان ارتباطشان با عالم غیب از طریق الهام و نه وحی، برقرار است می‌‌توانند عهده دار این مسوولیت باشند[۲].

دلایل مرجعیت دینی اهل بیت

دلیل عقلی (تبیین معارف)

از آنجایی که پیامبر اسلام خاتم پیامبران و شریعت وی خاتم شرایع هست، بنابراین باید دین وی تمام آنچه را که بشر تا دامنه قیامت برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت، نیاز دارد بیان کرده باشد. با توجه به عمر کوتاه حضرت نسبت به سایر پیامبران و فضای جامعه جاهلی که مملو از خرفات و عقاید باطل بود و عدم پذیرش دین الهی از جانب ایشان و عوامل متعدد دیگر، بیشتر عمر شریف ایشان صرف تبیین عقاید دینی و جنگ با قدرت طلبان شد و در نتیجه فرصت تبیین تمام آموزه‌های دین را پیدا نکردند. با توجه به اقتضائات خاتمیت که بیان شد، باید کسانی عهده دار تبیین آموزه ای دین در حوزه‌های مختلف می‌‌شدند تا این خلاء را جبران کنند و از آنجایی ایشان مثل پیامبر باید مصون از خطا می‌‌بودند تا باعث گمراهی مردم نشوند، علم خویش را از وی و یا از طریق ارتباط با غیب البته نه از طریق وحی بلکه از طریق الهام دریافت می‌‌کردند و ایشان جانشینان حضرت یعنی ائمه(ع) هستند[۳].

دلایل قرآنی

آیاتی از قرآن کریم دلالت بر مرجعیت دینی ائمه(ع) بعد از رسول اکرم(ص) دارند؛ برخی از این آیات عبارت‌اند از:

آیه تطهیر

از جمله آیاتی که دلالت بر عصمت و مرجعیت دینی اهل بیت(ع) می‌‌کند آیۀ تطهیر است: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۴]. باتوجه به چند نکته از آیه مرجعیت اهل بیت(ع) روشن خواهد شد:

  1. باتوجّه‌ به‌ قراین متصل و منفصل درونی و بیرونی و روایات شأن و سبب نزول آیۀ تطهیر، روشن می‌‌شود "أهل البیت" کسانی هستند که با‌ ارادۀ تکوینی خداوند[۵] و به دلیل زمینه‌ای که در خودشان وجود داشته، از هرگونه پلیدی در افکار، گفتار و رفتار منزّه و پاک هستند.
  2. میان ارادۀ خداوند بر منزّه بودن از پلیدی‌ها و طهارت أهل بیت با عصمت ایشان، ارتباط وجود دارد.
  3. باتوجّه به‌ حصری‌ کـه «إنّما» بر آن دلالت می‌کند و بـا عنایت به "التفات لفظی"[۶] در ضمیر جمع مؤنّث (کنّ) به ضمیر جمع مذکّر (کم) و "التفات معنوی" از مقام توبیخ به مقام تکریم و باتوجّه‌ به‌ حصری که در أحادیث وجود دارد مبنی بر اینکه آیه در شأن رسول خدا ((ص))، أمیرمؤمنان(ع)، حضرت فاطمه(علیها السّلام)، امام‌ حسن(ع) و امام حسین ((ع)) نازل شده و با عنایت به اینکه رسول خدا ((ص)) با ورود أمّ سلمه در آن جمع، موافقت نکرده است[۷]، انحصار‌ "أهل‌ البیت" روشن می‌شود.
  4. وقتی "أهل البیت" معنای عام نداشته باشد، اراده‌ در ﴿يُرِيدُ اللَّهُ نمی‌تواند به معنای ارادۀ تشریعی باشد، زیرا خداوند با ارادۀ تشریعی از‌ همۀ‌ بندگانش‌ خواسته تا پاک شوند و از گناهان به دور باشند، پس ارادۀ در آیه باید‌ ارادۀ‌ تکوینی[۸] باشد. همچنین با استناد به آیۀ ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[۹] ارادۀ تکوینی خداوند با تحقّق مراد همراه است؛ یعنی همزمان با تحقّق اراده‌، طهارت‌ از رجس نیز حاصل است.
  5. واژۀ «رجس»، اسم جنس است و همراه با‌ «ال‌» معنای‌ إطلاق می‌دهد و بر عموم و شمول دلالت می‌کند؛ یعنی «أهل البیت» از هر نوع پلیدی منزه‌اند و نه‌ فقط‌ از‌ نوعی خاص.

نتیجه اینکه به دلیل‌ دور‌ بودن أهل بیت از رجس و به دلیل طهارت ایشان معلوم می‌شود أهل بیت، معصوم هستند‌ و چون‌ معصوم هستند، سنتّشان حجّت است. از آنجا که میان مراتب بالای تطهیر‌ و عصمت‌ با مراتب بالای علم ملازمه وجود دارد‌ به دلیل آنکه هر چقدر علم بیشتر باشد شناخت گناهان و دوری از آنها هم بیشتر است، پس‌ أهل‌ بیت، بهترین و بالاترین مرجع علمی و دینی در میان مردم‌ هستند‌[۱۰].

آیه اولی الامر

آیۀ دیگری که می‌تواند شأن مرجعیت دینی را اثبات کند، آیۀ اولی‌الامر است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۱۱]. اینکه چگونه این آیه بر شأن مرجعیت دینی امامان دلالت دارد، با بیان چند نکته روشن می‌‌شود:

  1. آیه تصریح دارد که خداوند متعال، مردم را به اطاعت از اولی‌الامر فرمان داده؛ اما پرسش اینجاست که خداوند مردم را در چه حوزه‌ای به اطاعت از اولی‌الامر فراخوانده است؟ به عبارت دیگر، خداوند چه مسئولیت‌هایی به ایشان داده که مردم در آن حوزه به اطاعت از ایشان موظف‌اند؟
  2. "اولی‌الامر" به معنای صاحبان امر است[۱۲]؛ بدین معنا که آنها امر و مسئولیتی بر عهده دارند. چنین حقیقتی گویای آن است که از جانب خداوند، مسئولیت با مسئولیت‌هایی بر عهدۀ ایشان نهاده شده است؛ وگرنه فرمان به اطاعت از ایشان بیهوده بود. این استظهار با توجه به مقارنت امر به اطاعت از اولی‌الامر با اطاعت از حضرت رسول(ص) روشن‌تر می‌شود؛ چراکه ایشان نیز از سوی خداوند مسئولیت‌هایی بر عهده دارند که مردم در آن حوزه مأمور به اطاعت از آنها هستند. از همین جا می‌توان به این گمان نزدیک شد که چون امر به اطاعت از این دو در کنار هم و تنها با یک امر بوده، مسئولیت‌های آن دو نیز یک‌سان است؛ مگر آنکه از خارج، دلیلی بر استثنای برخی مسئولیت‌ها اقامه شود؛ زیرا معنا ندارد متکلم حکیم، از دو نفر که هیچ سنخیتی از جهت مسئولیت ندارند، امر به اطاعت از آنها را در کلامی واحد و با یک سیاق بیان کند. از‌این‌رو، مسئولیت‌های پیامبر متوجه اولی‌الامر نیز می‌شود. رسول اکرم(ص) مسئولیت‌های متعددی داشته که برخی از آنها عبارت‌اند از: دریافت و ابلاغ وحی[۱۳]، تبیین معارف دینی[۱۴]، داوری میان مردم[۱۵] و.... تبیین معارف دینی یا همان مرجعیت دینی شأنی است که با استفاده از آیه برای اولی‌الامر نیز ثابت می‌‌شود.
  3. در اینکه مقصود از اولی‌الامر چه کسانی هستند، میان عالمان شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. اما باید توجه داشت اولاً امر به اطاعت از اولی‌الامر به‌طور مطلق آمده است و ثانیاً، این امر در کنار امر به اطاعت از خداوند و رسول آمده است؛ در نتیجه اولی‌الامر باید انسان‌هایی معصوم باشند. بنابراین از آیه به دست می‌آید مصداق اولی‌الامر باید معصوم باشد. دانشمندان شیعی براساس روایات، اولی الامر را بر ائمه اطهار(ع) منطبق کرده‌اند[۱۶].[۱۷] مثلا در روایتی از امام باقر(ع) ذیل آیه آمده است: «خداوند تنها ما را اراده کرده و به تمام مؤمنان تا روز قیامت به اطاعت ما دستور داده است»[۱۸] و یا فرمودند: «اولی الامر پیشوایانند از فرزندان علی و فاطمه تا روز قیامت»[۱۹].[۲۰]

براساس این مقدمات روشن می‌شود اولاً اولی‌الامر بر امامان معصوم(ع) تطبیق شده و ثانیاً اولی‌الامر شأن مرجعیت دینی را نیز دارند[۲۱].

آیه اهل الذکر

از آیات دیگری که قابل تطبیق بر اهل بیت(ع) و مرجعیت دینی آنهاست آیۀ اهل الذکر است: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۲۲] . ذکر در لغت به معنای آگاهی و اطلاع است[۲۳]. در آیه به طور مطلق دستور داده شده در تمام اموری که نمی‌دانید موظف هستید از اهل ذکر که آگاهان به امور هستند کسب علم کنید و چون کسب علم برای به‌کارگیری آن در مقام عمل هست بنابراین باید اهل ذکر معصوم باشند تا دیگران با کسب علم از ایشان و به کار‌گیری آن در مقام عمل دچار گمراهی نشوند. روایات متعددی اهل ذکر را ائمه(ع) دانسته‌اند مانند: امام رضا(ع) در پاسخ این سؤال که اهل ذکر چه کسانی هستند فرمود: «ما اهل ذکر هستیم و از ما باید سؤال شود»[۲۴] و یا امام باقر(ع) فرمودند: «ذکر قرآن است و اهل‌بیت پیامبر(ص) اهل ذکرند و باید از آنها سؤال شود»[۲۵].[۲۶] با بررسی آیات و روایات روشن می‌‌شود اهل بیت(ع) حاملان واقعی قرآن کریم و حقایق آن هستند که دیگران باید برای پاسخ به سؤال‌های خود به ایشان رجوع کنند[۲۷].

آیه صادقین

یکی دیگر از آیاتی که می‌‌توان از آن امامت و مرجعیت دینی اهل بیت(ع) را استفاده کرد آیۀ صادقین است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ[۲۸]. از آنجا که «صادق» به صورت مطلق ذکر شده است و مقید به قیدی نیست، همۀ ابعاد و مراتب آن مقصود است، یعنی صدق در عقیده، گفتار و رفتار، و در هر یک از این زمینه‌ها به صورت کامل مراد است. بدیهی است کسی که در عقیده، گفتار و رفتارش در همۀ زمان‌ها، مکان‌ها و مراتب و حالات صادق باشد، از صفت عصمت برخوردار است[۲۹]. مستفاد از آیه نیازمندی جامعه به افرادی است که مرجع و رهبر علمی و سیاسی آنها باشند و مشکلات علمی و دینی آنها را حل نمایند و این افراد غیر از ائمه معصومین(ع) اشخاص دیگری نیستند. روایات بسیاری مؤید این ادعاست مانند: «هنگامی که آیه نازل شد، سلمان پرسید: ای رسول خدا! آیا این آیه عام است یا خاص؟ فرمود: اما مأموران که در این آیه به آنها فرمان داده شده است عامه مؤمنان هستند، اما صادقان آن در خصوص برادرم علی و اوصیای پس از او تا روز قیامت است»[۳۰]. همچنین از امام باقر(ع) روایت شده است که مراد از صادقین ما هستیم[۳۱].[۳۲]

آیه ثم اهتدی

از آیات دیگری که بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) دلالت دارد آیۀ ﴿وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى[۳۳] است. امام باقر(ع) ذیل آیه می‌‌فرماید: «منظور از "ثم اهتدی" هدایت به ولایت ما اهل بیت است»[۳۴]. در مورد مرجعیّت علمی و دینی امامان ذیل آیه گفته شده است: «مراد از ولایت در این حدیث، ولایت امور مردم در دین و دنیا است که معنایش همان مرجعیّت در دریافت معارف دین و شرایع آن و در اداره امور اجتماع است. همچنان که رسول خدا(ص) به تصریح قرآن دارای چنین ولایتی بود، این مقام بعد از ایشان برای عترت او نیز قرار داده شده است»[۳۵].[۳۶]

آیه مباهله

از آیات دیگری که می‌‌تواند دلالت بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) داشته باشد آیۀ مباهله است: ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ[۳۷]. این آیه دربارۀ‌ مجادلۀ‌ مسیحیان نجران با رسول خدا‌ (صلّی‌ اللّه علیه و آله) نازل شده است. براساس روایات روایات شیعه و اهل سنت[۳۸] مراد‌ از "أبناءنا" در آیه، امام حسن و امام حسین (علیها السلام) و مراد‌ از‌ "نساءنا"، فاطمۀ زهرا (علیها السـّلام) و مراد از‌ "أنفسنا‌"، امام علی(ع) ‌است. رسول خدا ((ص)‌) با به همراه‌ آوردن‌ این چهار نفر، بدون اینکه‌ دیگری‌ را به همراه داشته باشد، با سیره و سنّت خویش به روشنی برای مردم تفسیر‌ و تبیین‌ کرده است که برگزیده و سرور زنان‌ فاطمه (علیها السّلام)‌ است‌ و برگزیده و سرور فرزندان در‌ میان‌ مسلمانان، حسن و حسین(ع) هستند و جان، هم‌سنگ و هـم‌گوهر رسـول خدا ((ص)‌) علی(ع) است. قرآن نیز‌ آنان‌ را‌ به رسول خدا (صلّی‌ اللّه علیه و آله) م نسبت داده و به‌طور مطلق ستوده است که این امر نشان دهنده‌ تکریم‌ آنان نزد خدا و رسول است. بنابراین برترین‌ و بهترین‌ مرجع‌ پس‌ از‌ رسول خدا (صلّی‌ اللّه‌ علیه و آله) برای امّت، همراهان آن حضرت در ماجرای مباهله هستند[۳۹].[۴۰] و آیات دیگری مانند: آیۀ علم الکتاب[۴۱]؛ آیۀ اعتصام[۴۲]؛ آیۀ مس کتاب[۴۳]؛ آیۀ اوتوالعلم[۴۴] و آیۀ اصطفاء[۴۵].[۴۶]

دلایل روایی

  1. حدیث ثقلین: از جمله احادیثی که بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) و حجیت سنت آنان دلالت دارد، حدیث ثقلین است. حدیثی که مورد اتفاق همۀ مذاهب اسلامی ـ اعم از شیعی و سنی ـ با هر مذهب و گرایش فقهی و سیاسی است و هر یک به‌گونه‌ای به این حدیث تمسک می‌‌کنند[۴۷]. در این حدیث رسول اکرم(ص) فرمودند: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»[۴۸].[۴۹] با نگاهی گذرا به حدیث شریف‌ ثقلین‌، چند نکته را می‌توان دریافت:
    1. مراد از"عـترت"، ‌"أهل‌ بیت" است، زیرا رسول خدا‌ (ص) فـرمود: «عـترتی أهـل‌ بیتی‌» بی‌تردید از برجسته‌ترین مصادیقِ اهل بیت(ع)، أمیر‌مؤمنان‌ (علیه السـّلام) است و اگر حجیّت‌ سنّت یکی از آنان‌ ثابت‌ شود، حجیّت سایر اهل بیت‌ نیز ثابت می‌شود، زیرا تأیید هر یک از این بزرگواران، پشتوانه‌ای از تأییدات‌ قرآنی‌ و سیرۀ پیامبر اکرم (صلّی اللّه‌ علیه‌ و آله)‌ را به همراه‌ دارد‌.
    2. رسول خدا ((ص)) به دسـتور‌ خداوند‌ متعال، قرآن و سنّت را مرجع فکری‌ و تشریعی‌ برای‌ جامعۀ اسلامی قرار‌ داد و از آنجا‌ که‌ این مرجعیّت به ضمانت اجرایی نیاز داشت، اهل بیت خویش را حافظ و امین قرآن و سنّت خویش‌ و مرجع‌ برای‌ هدایت امّت قرار داد.
    3. از گفتار رسول‌ خدا‌ (ص) مبنی بر اینکه «قرآن و عترت، هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در حوض بر من وارد شوند»، دو نکتۀ اساسی را می‌توان فهمید:
      1. قرآن کریم تـا روز‌ قـیامت از دستبرد و تحریف مصون است؛
      2. بعد از رحلت پیـامبر خاتم (ص)، همواره یک نفر از اهل بیت ایشان مرجعیّت و هدایت امّت را تا روز قیامت‌ به‌ عهده دارد[۵۰].
  2. حدیث سفینه: حدیث دیگری که دال بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) است حدیث سفینه از رسول اکرم(ص) است که فرمودند: «مثل أهل بیتی‌ مثل‌ سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلّف عنها غرق»[۵۱]. چند نکته از این حدیث می‌‌توان برداشت کرد:
    1. رسول خدا(ص)، اهل بیت(ع) را‌ به‌ کشتی‌ نوح تشبیه کرده و با این تشبیه، امّت را متوجه کرده همان‌گونه که کشتی نوح، سوارانش را از غرق شدن نجات داده است‌، اهل بیت نیز پیروان خود را از گمراهی و هلاکت نجات می‌دهند بنابراین کسی که سوار کشتی اهل بیت نگردد، هلاک‌ خواهد‌ شد.
    2. اینکه رسول خدا ((ص)) همۀ امّت را به‌طور مطلق، به پیروی از اهل خویش فرمان داده است، نشان می‌دهد:
      1. أهل بیت ((ع)) از‌ خطا‌، مصون هستند وگرنه کسی که مصون از خطا نباشد نمی‌تواند مرجعیّت و هدایت دیگران را به عهده بگیرد؛
      2. سیره و سنّت أهل بیت(ع) برای‌ همگان‌ حجّت است. پس پیروی علمی‌ از‌ آنان، بر همگان واجب است[۵۲].[۵۳]
  3. حدیث منزلت: از احادیث دال بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) حدیث منزلت است. در این حدیث پیامبر اکرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی‏»[۵۴]. این حدیث به طور مطلق حضرت علی(ع) را مانند پیامبر توصیف می‌‌کند و اطلاق آن شامل تمام مواردی است که پیامبر دارا بود و از جملۀ آنها مرجعیت علمی و دینی است و تنها مسألۀ وحی و نبوت را استثنا کرده است. امیرالمؤمنین(ع) نیز نخستین کسی بود که بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) مرجعیّت علمی و دینی اهل‌بیت(ع) را مطرح کرد؛ آن حضرت با انتقاد شدید از خلفای ثلاثه، دربارۀ مرجعیّت علمی و دینی خود فرمود: «آگاه باشید! به خدا سوگند! ابوبکر جامۀ خلافت را بر تن کرد، در حالی که می‌‌دانست جایگاه من در حکومت اسلامی، چون محور سنگ‌های آسیاب است که بدون آن آسیاب حرکت نمی‌کند، او می‌‌دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است و مرغان دور پرواز اندیشه‌ها به بلندای ارزش من نتوانند پرواز کرد»[۵۵]. همچنین آن حضرت در وجوب پیروی از اهل‌بیت می‌‌فرماید: «مردم به اهل‌بیت پیامبرتان بنگرید، از آن سو که گام بر می‌‌دارند بروید، قدم جای قدمشان بگذارید، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی‌برند و به پستی و هلاکت باز نمی‌گردانند، اگر سکوت کردند سکوت کنید و اگر قیام کردند، قیام کنید، از آنها پیشی نگیرید که گمراه می‌‌شوید و از آنها عقب نمانید که نابود می‌‌گردید»[۵۶]. از کلمات امیرالمؤمنین(ع) روشن می‌‌شود امت اسلامی بعد از پیامبر اسلام(ص) نیازمند کارشناسانی هستند که با علم خدادادی خود، قدرت استنباط احکام الهی را داشته باشند و در تشخیص خود مصون از خطا و اشتباه باشند و مرجعیّت علمی و دینی مردم را بر عهده بگیرند[۵۷].
  4. حدیث امان: حدیث دیگر دال بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) حدیث امان است که در آن رسول اکرم(ص) فرمودند: «النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق و أهل بیتی أمان لأمتّی من الاختلاف»؛ [۵۸]. رسول خدا ((ص)) أهل بیت را به ستارگان تشبیه کرده است؛ یعنی همان‌گونه که ستارگان، باعث جلوگیری از غرق شدن زمینیان‌ و هدایت آنها در شب می‌شوند‌، اهل بیت‌ نیز از اختلاف در میان امّت جلوگیری می‌کنند. از آنجا که رسول اکرم ((ص)) برای امّت أمان است‌، سیره‌ و سنّت‌ وی نیز برای همگان حجّت و پیروی از او واجب خواهد بود. همچنین اهل بیت (ع) برای امّت أمان هستند؛ پس‌ سیره‌ و سنّت ایشان برای همگان حجّت و پیروی از آن واجب خواهد بود[۵۹].

واقعیات تاریخی

بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) همان کسانی که جانشین آن حضرت را از صحنه خلافت و سیاست کنار گذاشته بودند، در مشکلات علمی و اعتقادی و سیاسی به ایشان پناه آورده و پاسخ خود را دریافت می‌‌کردند، این ادعا چنان روشن است که جایی را برای انکار باقی نگذاشته است، تا آنجا که می‌‌گویند: عمر بن خطاب در بیست و سه مسأله به علی(ع) رجوع کرد[۶۰] و هر بار اظهار می‌داشت "لولا علی لهلک عمر" یعنی اگر علی(ع) نبود عمر هلاک میشد. همین روش در میان امامان ادامه داشت تا جایی که ابوحنیفه، یکی از امامان اهل سنت می‌‌گوید: «اگر آن دو سال شاگردی در خدمت امام صادق(ع) نبود من هلاک می‌‌شدم»[۶۱].[۶۲]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
  2. ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲؛ فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ ـ ۲۳۵؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۳.
  3. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ص۱۰۱ ـ ۱۰۴؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۶ ـ ۲۴.
  4. «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  5. ارادۀ خداوند بر ایجاد فعل و تحقق آن در خارج.
  6. "التفات" در‌ لغت‌ یعنی‌ توجّه به چپ و راست، ولی در اصطلاح عبارت است از «انتقال کلام از یک اسلوب به اسلوب دیگر» این انتقال می‌تواند از‌ حاضر‌ به‌ غایب، مذکّر به مؤنّث، مفرد به مثنّی یا‌ جمع‌ و بالعکس باشد.
  7. أحمد بن حنبل از أمّ سلمه نقل می‌‌کند که گفت: إنّ النبی صلّی اللّه‌ علیه‌ و اله‌ جلّلعلی عـلیّ و حـسن و حـسین و فاطمه کساء ثمّ قال: اللهمّ هؤلاء أهـل‌ بـیتی‌ و خـاصّتی؛اللهـمّ أذهـب عـنهم الرجس وطهّرهم تطهیرا.فقالت أمّ سلمۀ:یا رسول اللّه،أنا منهم؟قال:إنّک إلی‌ خیر‌؛ أحمد‌ بن حنبل،بی‌تا،ج ۶،ص ۳۰۴.نیز،ر.ک:أبو یعلی،بی‌تا،ج ۱۲، ص ۴۵۱؛طبرانی،لخمی‌،المعجم‌ الأوسط‌:ج ۴،ص ۱۳۴؛همو،المعجمالکبیر:ج ۲۳،ص ۳۳۳ و ۳۳۴ و ۳۳۷؛ابـن کثیر،کثیر دمشقی،۱۴۱۲ ق،ج ۳،ص ۴۹۲؛حاکم‌ حسکانی‌،۱۴۱۱‌ ق،ج ۲،ص ۱۰۷-۱۰۹(با اختلاف در لفظ).
  8. ارادۀ خداوند بر ایجاد فعل و تحقق آن در خارج.
  9. «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
  10. ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۰؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۴۱ ـ ۴۵.
  11. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  12. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۳۷۰. نیز ر.ک: فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۳۳.
  13. سورۀ جن، آیۀ ۲۶ ـ ۲۸.
  14. سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۶۴.
  15. سوره نساء، آیه ۶۵.
  16. برای نمونه، ر.ک: ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ص۹۳؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۳، ص۲۳۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۰، ص۱۱۳؛ عماد الدین حسن بن علی طبری، کامل البهائی فی السقیفة، ج۱، ص۱۳۱؛ سید عمیدالدین عبیدلی، اشراق اللاهوت فی شرح الیاقوت، ص۴۷۸؛ محمد بن علی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۱، ص۴۹۵؛ سید محمد حسین فضل الله، من وحی القرآن، ج۷، ص۳۲۴؛ ناصر مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص۱۱۱
  17. ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ ـ ۲۳۵؛ رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۳ ـ ۲۵.
  18. «إِیَّانَا عَنَی خَاصَّةً أَمَرَ جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ بِطَاعَتِنَا»؛ کافی، ج۱، ص۲۷۶.
  19. «الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ(ع)إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۲۲.
  20. ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۷۰ و ۷۱.
  21. ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ ـ ۲۳۵.
  22. «اگر نمی‌دانید از اهل کتاب (آسمانی) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.
  23. راغب اصفهانی، مفردات، ص ۱۷۹، ماده ذکر.
  24. «نحن أهل الذکر و نحن المسئولون»؛ ابن جمعة، الحویزی، تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۵، ح ۹۱.
  25. «الذکر، القرآن و آل الرسول اهل الذکر و هم مسئولون»؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۵، ح ۹۱.
  26. ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۷۹ و ۸۵.
  27. ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۷۹ و ۸۵.
  28. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
  29. مجله تخصصی کلام اسلامی، شماره ۵۰، ص ۴۴، سال سیزدهم، قم، مؤسسه امام صادق، علی ربانی، گلپایگانی.
  30. «فقال سلمان: یارسول الله عامة هذه أم خاصة؟ فقال: أما المأمورون فعامة المؤمنین امروا بذلک، وأما الصادقون فخاصة لاخی علی و أوصیائی من بعده إلی القیامة؟»؛ ابن بابویه، محمدبن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۵۲۱، باب ۲۴، ح ۲۵.
  31. «عن برید بن معاویة العجلی قال: سألت ابا جعفر(ع) عن قول الله عزوجل: (اتقوا الله و کونوا مع الصادقین)؟ قال ایانا عنی»؛ کافی، ج ۱، ص ۲۰۸، ح ۱ و ۲.
  32. ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۸۶ و ۹۳.
  33. «و به راستی من آمرزنده آن کسم که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته کند سپس به راه آید» سوره طه، آیه ۸۲.
  34. «ثُمَّ اهْتَدی‏ إِلَی وَلَایَتِنَا أَهْلَ الْبَیْت»؛ ‏بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۲۰۷.
  35. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۱۹۹.
  36. ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
  37. «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
  38. واحدی نیشابوری، الخطط الساسیّة لتوحید الأمّة الإسلامیّه، ص ۶۷ و ۶۸؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد‌ التفضیل‌ فـی‌ الآیـات النازلة فی أهل البیت، ج ۱، ص ۱۵۸ و ۱۵۹ و ص ۱۵۵ و ۱۵۶ و ۱۵۷ و ۱۶۲-۱۶۷؛ سـیوطی، الدرّ المـنثور فـی التـفسیر بالمأثور‌، ج ۲، ص ۳۸ و ۴۰ و....
  39. برای آگاهی بیشتر، ر.ک: حسینی میلانی،سیّد علی، آیة المباهله.
  40. ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۱ ـ ۲۲.
  41. سورۀ رعد، آیۀ ۴۳.
  42. سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۰۳.
  43. سورۀ واقعه، آیۀ ۷۷ ـ ۷۹.
  44. سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹
  45. سورۀ فاطر، آیۀ ۳۱ ت ۳۳.
  46. ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۹۴ و ۱۱۶.
  47. ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۱۸.
  48. "میان شما دو چیز سنگین و گران‏بها مى ‏گذارم، اگر بدان چنگ زنید هرگز پس از من گمراه نشوید: قرآن و عترت من أهل بیتم و این دو از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند"؛ کمال الدین، ج۱، ص ۲۳۴؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱، ص ۱۸۵ و ۱۸۶ و....
  49. ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۷.
  50. ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۸ و ۳۰؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۳۷ ـ ۱۳۹.
  51. " اهل‌بیت من همانند کشتی نوح‌اند که هر کس بر آن سوار شد از طوفان نجات یافت و هر کس از آن روی برگرداند غرق شد"؛ حاکم‌ نیشابوری‌، المستدرک علی الصحیحین، ج ۲،ص ۳۴۳‌؛ طبرانی‌، المعجم‌ الأوسط‌، ج ۵، ص ۳۰۶؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج ۱، ص ۳۷۳‌.
  52. برای آگاهی بیشتر از سند و دلالت حدیث سفینه، ر.ک: سبحانی، پرسش و پاسخ پیرامون عقاید شیعه، ص ۳۴۶-۳۴۸.
  53. ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۳۰ و ۳۱؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۲۱۶؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
  54. کافی، ج۸، ص۱۰۷.
  55. «أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ [ابْنُ أَبِی قُحَافَةَ] وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَی یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَ لَا یَرْقَی إِلَیَّ الطَّیْر»؛ نهج البلاغه، خطبه ۳.
  56. «انْظُرُوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ هُدًی وَ لَنْ یُعِیدُوکُمْ فِی رَدًی فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِکُوا»؛ نهج البلاغه، خ ۹۷.
  57. ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
  58. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴۹؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱۲‌، ص ۱۰۲.
  59. ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۳۱ و ۳۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۲۲۳ ـ ۲۲۵.
  60. ابن شهرآشوب، محمد، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۹؛ القندوزی الحنفی، سلیمان بن الشیخ ابراهیم الحسینی البلخی، ینابیع المودة، ج ۱، باب ۱۴، ح، ص ۲۲۷؛ امینی، شیخ عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۹۷.
  61. مختصر التحفه الاثنی عشریه، محمود الآلوسی، ص ۸؛ الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تلخیص الشافی، ج ۱، ص ۲۱۰؛ سبحانی، جعفر، الاعتصام بالکتاب والسنة، ص ۳۴۸.
  62. ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.