آمادگی نظامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[آمادگی نظامی در قرآن]] - [[آمادگی نظامی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[آمادگی نظامی در قرآن]] - [[آمادگی نظامی در فقه سیاسی]] - [[آمادگی نظامی در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}


[[آیات]] و [[روایت]] بر اهمیت '''آمادگی نظامی''' تاکید دارند. رفع موانع برای [[ایمان آوردن]] انسان‌های مستعد، جلوگیری از هم‌دستی برخی از [[جوامع]] با [[دشمنان اسلام]]، زمینه‌سازی برای [[پیمان‌های نظامی]] [[اهل‌کتاب]] با [[مسلمانان]]، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت [[جزیه]] به [[حکومت اسلامی]] از آثار آمادگی نظامی است. [[وجوب]] آمادگی نظامی، اهتمام [[پیامبر]]{{صل}} و سایر [[پیامبران]]، و [[لزوم]] [[حفظ]] آمادگی نظامی دلیل بر اهمیت آمادگی نظامی است. از ابعاد نظامی می‌توان به تهیه و ساخت [[سلاح]]، [[آموزش]] [[فنون]] رزم آوری، گرداوری اطلاعات و... اشاره کرد.
[[آیات]] و [[روایت]] بر اهمیت '''آمادگی نظامی''' تاکید دارند. رفع موانع برای [[ایمان آوردن]] انسان‌های مستعد، جلوگیری از هم‌دستی برخی از [[جوامع]] با دشمنان [[اسلام]]، زمینه‌سازی برای پیمان‌های نظامی [[اهل‌کتاب]] با [[مسلمانان]]، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت [[جزیه]] به [[حکومت اسلامی]] از آثار آمادگی نظامی است. [[وجوب]] آمادگی نظامی، اهتمام [[پیامبر]]{{صل}} و سایر [[پیامبران]]، و [[لزوم]] [[حفظ]] آمادگی نظامی دلیل بر اهمیت آمادگی نظامی است. از ابعاد نظامی می‌توان به تهیه و ساخت [[سلاح]]، [[آموزش]] فنون رزم آوری، گرداوری اطلاعات و... اشاره کرد.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[قرآن کریم]]، در [[آیات]] مختلفی از [[قرآن کریم]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۶، سوره آل عمران، آیات ۱۲۱،  ۱۷۲، ۲۰۰، سوره نساء، آیات ۷۱، ۹۴، ۱۰۲،  ۱۰۴، سوره انفال، آیات ۱۶، ۶۰، سوره توبه، آیات ۴۱،  ۴۶، ۴۷، ۱۲۳، سوره انبیاء، آیه ۸۰،  سوره سبأ، آیه ۱۰.</ref> به صراحت یا اشاره، به موضوع آمادگی نظامی پرداخته و مباحث متنوعی را در میان [[مفسّران]] پدید آورده است که مهم‌ترین آنها عبارت است از: [[هدف]] و آثار آمادگی نظامی؛ اهمّیّت آمادگی نظامی و ابعاد آمادگی نظامی، شامل تهیّه و ساخت [[سلاح]] و ادوات [[جنگی]]، [[آموزش]] [[فنون]] رزم‌آوری، آماده‌سازی روحی و معنوی [[رزمندگان]]، تأمین و گردآوری اطلاعات، برگزاری رزمایش‌های نظامی، تخصیص بودجه‌های نظامی و [[مرزبانی]]<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۴.</ref>.
[[قرآن کریم]]، در [[آیات]] مختلفی از [[قرآن کریم]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۶، سوره آل عمران، آیات ۱۲۱،  ۱۷۲، ۲۰۰، سوره نساء، آیات ۷۱، ۹۴، ۱۰۲،  ۱۰۴، سوره انفال، آیات ۱۶، ۶۰، سوره توبه، آیات ۴۱،  ۴۶، ۴۷، ۱۲۳، سوره انبیاء، آیه ۸۰،  سوره سبأ، آیه ۱۰.</ref> به صراحت یا اشاره، به موضوع آمادگی نظامی پرداخته و مباحث متنوعی را در میان [[مفسّران]] پدید آورده است که مهم‌ترین آنها عبارت است از: [[هدف]] و آثار آمادگی نظامی؛ اهمّیّت آمادگی نظامی و ابعاد آمادگی نظامی، شامل تهیّه و ساخت [[سلاح]] و ادوات [[جنگی]]، [[آموزش]] فنون رزم‌آوری، آماده‌سازی روحی و معنوی [[رزمندگان]]، تأمین و گردآوری اطلاعات، برگزاری رزمایش‌های نظامی، تخصیص بودجه‌های نظامی و [[مرزبانی]]<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۴.</ref>.


== [[هدف]] و آثار آمادگی نظامی ==
== [[هدف]] و آثار آمادگی نظامی ==
[[جوامع انسانی]] براساس نیازهای مشترک پدید آمده‌اند و تضاد منافع، بروز [[جنگ]] میان آنان را ناگزیر ساخته است؛ از این رو، آمادگی نظامی از ضروریّات [[حیات اجتماعی]] به شمار رفته، پذیرفته‌ترین هدفِ آن، [[حفاظت]] از منافع [[مادّی]] و معنویِ فردی و [[اجتماعی]] است. این معنا مورد [[پذیرش]] [[قرآن]] است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> .
[[جوامع انسانی]] براساس نیازهای مشترک پدید آمده‌اند و تضاد منافع، بروز [[جنگ]] میان آنان را ناگزیر ساخته است؛ از این رو، آمادگی نظامی از ضروریّات حیات اجتماعی به شمار رفته، پذیرفته‌ترین هدفِ آن، حفاظت از منافع مادّی و معنویِ فردی و [[اجتماعی]] است. این معنا مورد پذیرش [[قرآن]] است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> .


هدف از آمادگی مستمر نظامی، جلوگیری از تجاوز دشمنان شناخته شده و ناشناس به [[حریم]] [[مادّی]] و [[معنوی]] [[اسلام]] و [[مسلمانان]] است. موارد ذیل را نیز از آثار آمادگی نظامی برشمرده‌اند: رفع موانع برای [[ایمان آوردن]] انسان‌های مستعد<ref>التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.</ref>، جلوگیری از هم‌دستی برخی از [[جوامع]] با [[دشمنان اسلام]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۵.</ref>، [[زمینه‌سازی]] برای [[پیمان‌های نظامی]] [[اهل‌کتاب]] با مسلمانان، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت [[جزیه]] به [[حکومت اسلامی]]<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ بیان المعانی، ج ۵، ص ۳۰۶.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
هدف از آمادگی مستمر نظامی، جلوگیری از تجاوز دشمنان شناخته شده و ناشناس به حریم مادّی و [[معنوی]] [[اسلام]] و [[مسلمانان]] است. موارد ذیل را نیز از آثار آمادگی نظامی برشمرده‌اند: رفع موانع برای [[ایمان آوردن]] انسان‌های مستعد<ref>التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.</ref>، جلوگیری از هم‌دستی برخی از [[جوامع]] با دشمنان اسلام<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۵.</ref>، زمینه‌سازی برای پیمان‌های نظامی [[اهل‌کتاب]] با مسلمانان، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت [[جزیه]] به [[حکومت اسلامی]]<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ بیان المعانی، ج ۵، ص ۳۰۶.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]].</ref>


== اهمیت آمادگی نظامی ==
== اهمیت آمادگی نظامی ==
شماری از [[آیات]] با تعابیر گوناگون به نقش برجسته این موضوع پرداخته‌اند:
شماری از [[آیات]] با تعابیر گوناگون به نقش برجسته این موضوع پرداخته‌اند:
# [[وجوب]] آمادگی نظامی: [[قرآن]] کریم<ref>سوره انفال، آیه ۶۰؛ سوره توبه، آیه ۴۱.</ref> به آمادگی نظامی [[فرمان]] داده است. گروهی از [[فقیهان]] و [[مفسّران]]، آمادگی نظامی را [[واجب]] [[عینی]]<ref>احکام‌القرآن، ج ۲، ص ۹۵۴ و ۹۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۸۵.</ref> و گروهی دیگر، [[واجب کفایی]] دانسته‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۷۲.</ref>؛ از این رو، آمادگی نظامی از نظر وجوب و اهمّیّت در [[حکم جهاد]] است<ref>فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.</ref>.
# [[وجوب]] آمادگی نظامی: [[قرآن]] کریم<ref>سوره انفال، آیه ۶۰؛ سوره توبه، آیه ۴۱.</ref> به آمادگی نظامی [[فرمان]] داده است. گروهی از [[فقیهان]] و [[مفسّران]]، آمادگی نظامی را [[واجب عینی]]<ref>احکام‌القرآن، ج ۲، ص ۹۵۴ و ۹۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۸۵.</ref> و گروهی دیگر، [[واجب کفایی]] دانسته‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۷۲.</ref>؛ از این رو، آمادگی نظامی از نظر وجوب و اهمّیّت در حکم جهاد است<ref>فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.</ref>.
# اهتمام [[پیامبر گرامی اسلام]]: عزیمت [[رسول خدا]] در آستانه [[جنگ اُحد]] برای استقرار [[مجاهدان]] در پایگاه‌های [[جنگی]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.</ref> نشانه اهتمام خاص [[پیامبر]] {{صل}} به آمادگی نظامی است<ref>راهنما، ج ۳، ص ۴۰.</ref>.
# اهتمام [[پیامبر گرامی اسلام]]: عزیمت [[رسول خدا]] در آستانه [[جنگ اُحد]] برای استقرار [[مجاهدان]] در پایگاه‌های [[جنگی]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.</ref> نشانه اهتمام خاص [[پیامبر]] {{صل}} به آمادگی نظامی است<ref>راهنما، ج ۳، ص ۴۰.</ref>.
# اهتمام سایر [[پیامبران]]: پاسخ مثبت [[پیامبری]] از [[بنی‌اسرائیل]] به درخواست [[مردم]] و تعیین فرمانده که از ضروریّات آمادگی نظامی است<ref>سوره بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷.</ref> نمونه‌ای از اهتمام سایر [[پیامبران]] است. از دیگر نمونه‌های آن، زره‌‌سازی [[حضرت داوود]] است<ref>سوره انبیاء، آیه ۸۰،  سوره سبأ، آیه ۱۰-۱۱.</ref>.
# اهتمام سایر [[پیامبران]]: پاسخ مثبت [[پیامبری]] از [[بنی‌اسرائیل]] به درخواست [[مردم]] و تعیین فرمانده که از ضروریّات آمادگی نظامی است<ref>سوره بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷.</ref> نمونه‌ای از اهتمام سایر [[پیامبران]] است. از دیگر نمونه‌های آن، زره‌‌سازی [[حضرت داوود]] است<ref>سوره انبیاء، آیه ۸۰،  سوره سبأ، آیه ۱۰-۱۱.</ref>.
# آمادگی نظامی نشانه [[ایمان]]: از دید [[مفسّران]]، [[نکوهش]] [[خداوند]] از [[منافقان]] که ساز و برگ [[جنگی]] را پیش از [[نبرد]] فراهم نیاورده‌اند<ref>سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> از نشانه‌های نفاق و باعث سلب [[توفیق]] [[جهاد]] از آنان است<ref> المنیر، ج ۱۰، ص ۲۳۷.</ref>.
# آمادگی نظامی نشانه [[ایمان]]: از دید [[مفسّران]]، نکوهش [[خداوند]] از [[منافقان]] که ساز و برگ [[جنگی]] را پیش از [[نبرد]] فراهم نیاورده‌اند<ref>سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> از نشانه‌های نفاق و باعث سلب [[توفیق]] [[جهاد]] از آنان است<ref> المنیر، ج ۱۰، ص ۲۳۷.</ref>.
# [[ستایش]] از مجروحان آماده رزم: [[قرآن]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref> به ستایش از مجروحانی پرداخته که پس از زخمی شدن در نبرد [[اُحد]]، با رساندن خود به [[جبهه]] [[جنگ]]، آمادگی‌شان را اعلام کرده‌اند<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۷۶؛ تفسیر راهنما، ج۳، ص ۱۷۸ و ۱۷۹.</ref>.
# [[ستایش]] از مجروحان آماده رزم: [[قرآن]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref> به ستایش از مجروحانی پرداخته که پس از زخمی شدن در نبرد [[اُحد]]، با رساندن خود به جبهه [[جنگ]]، آمادگی‌شان را اعلام کرده‌اند<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۷۶؛ تفسیر راهنما، ج۳، ص ۱۷۸ و ۱۷۹.</ref>.
# [[لزوم]] [[حفظ]] آمادگی نظامی در [[نماز]]:  
# [[لزوم]] [[حفظ]] آمادگی نظامی در [[نماز]]:  
نماز، بر سایر عبادت‌ها [[برتری]] دارد؛ امّا نمی‌تواند مانع از آمادگی نظامی شده، [[مسلمانان]] را از رویارویی با [[دشمن]] باز دارد؛ از این رو خداوند [[دستور]] داده است [[مجاهدان]]، جنگ افزارهای خود را در حال نماز در دست داشته باشند<ref>سوره نساء، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
نماز، بر سایر عبادت‌ها [[برتری]] دارد؛ امّا نمی‌تواند مانع از آمادگی نظامی شده، [[مسلمانان]] را از رویارویی با [[دشمن]] باز دارد؛ از این رو خداوند [[دستور]] داده است [[مجاهدان]]، جنگ افزارهای خود را در حال نماز در دست داشته باشند<ref>سوره نساء، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]].</ref>


== ابعاد آمادگی نظامی ==
== ابعاد آمادگی نظامی ==
# تهیه و ساخت [[سلاح]] و ادوات [[جنگی]]: برخی [[مفسّران]]<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> آمادگی نظامی را به ادوات جنگی رایج در [[صدر اسلام]] منحصر دانسته‌اند. آنان به ظاهرِ روایاتی از [[رسول‌خدا]] {{صل}} تمسّک جسته‌اند که فرموده: مقصود از قوّه در [[آیه]] مزبور، همان [[شمشیر]] یا [[تیراندازی]] یا سپر است<ref>جامع‌البیان، مج۶، ج۱۰، ص ۳۹ و ۴۰؛ الدرّالمنثور، ج ۴، ص ۸۳ ۸۶؛ البرهان، ج ۲، ص ۷۰۶ و ۷۰۷.</ref>؛ برخی از [[روایات]] نیز به عمومیّت هرگونه سلاحی تصریح می‌کنند<ref>قمی، ج ۱، ص ۲۷۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۴۰.</ref>.
# تهیه و ساخت [[سلاح]] و ادوات [[جنگی]]: برخی [[مفسّران]]<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> آمادگی نظامی را به ادوات جنگی رایج در صدر اسلام منحصر دانسته‌اند. آنان به ظاهرِ روایاتی از [[رسول‌خدا]] {{صل}} تمسّک جسته‌اند که فرموده: مقصود از قوّه در [[آیه]] مزبور، همان [[شمشیر]] یا [[تیراندازی]] یا سپر است<ref>جامع‌البیان، مج۶، ج۱۰، ص ۳۹ و ۴۰؛ الدرّالمنثور، ج ۴، ص ۸۳ ۸۶؛ البرهان، ج ۲، ص ۷۰۶ و ۷۰۷.</ref>؛ برخی از [[روایات]] نیز به عمومیّت هرگونه سلاحی تصریح می‌کنند<ref>قمی، ج ۱، ص ۲۷۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۴۰.</ref>.


[[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز به گردآوری و ساخت سلاح‌های پیشرفته [[روزگار]] خود اهتمام ویژه‌ای داشت؛ چنان‌که برای [[تأمین نیاز]] تسلیحاتی [[سپاه اسلام]] در ایام [[جنگ حنین]]، زره‌هایی را از [[صفوان بن امیّه]] [[قرض]] گرفت<ref> المغازی، ج ۳، ص ۸۹۰.</ref> و در [[غزوه خیبر]]، با بهره‌گیری از اطلاعات یک یهودیِ [[اسیر]]، به [[انبار]] سلاح [[دشمن]] دست یافت و [[مسلمانان]] برای نخستین بار، "منجنیق" (بزرگ‌ترین سلاح جنگی آن [[روزگار]] برای پرتاب سنگ) و "دبابه" (اتاقکی چوبی، پوشیده از چرم که در آن پنهان شده و برای رخنه در دیوار قلعه به آن نزدیک می‌شدند) را به کار گرفتند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۶۴۷ و ۶۴۸.</ref>. بنابراین، با توجّه [[آیات قرآن]] و [[سیره پیامبر]]، [[مسلمانان]] نه تنها باید پیشرفته‌ترین سلاح‌های هر عصر را به دست آورند، بلکه خود باید آنها را بسازند تا از [[وابستگی]] به [[بیگانگان]] [[رهایی]] یابند<ref>المنار، ج۱۰، ص۶۲؛ مراغی، مج۴، ج۱۰، ص ۲۴.</ref>.
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز به گردآوری و ساخت سلاح‌های پیشرفته [[روزگار]] خود اهتمام ویژه‌ای داشت؛ چنان‌که برای تأمین نیاز تسلیحاتی سپاه اسلام در ایام [[جنگ حنین]]، زره‌هایی را از [[صفوان بن امیّه]] [[قرض]] گرفت<ref> المغازی، ج ۳، ص ۸۹۰.</ref> و در [[غزوه خیبر]]، با بهره‌گیری از اطلاعات یک یهودیِ [[اسیر]]، به [[انبار]] سلاح [[دشمن]] دست یافت و [[مسلمانان]] برای نخستین بار، "منجنیق" (بزرگ‌ترین سلاح جنگی آن [[روزگار]] برای پرتاب سنگ) و "دبابه" (اتاقکی چوبی، پوشیده از چرم که در آن پنهان شده و برای رخنه در دیوار قلعه به آن نزدیک می‌شدند) را به کار گرفتند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۶۴۷ و ۶۴۸.</ref>. بنابراین، با توجّه [[آیات قرآن]] و [[سیره پیامبر]]، [[مسلمانان]] نه تنها باید پیشرفته‌ترین سلاح‌های هر عصر را به دست آورند، بلکه خود باید آنها را بسازند تا از [[وابستگی]] به [[بیگانگان]] [[رهایی]] یابند<ref>المنار، ج۱۰، ص۶۲؛ مراغی، مج۴، ج۱۰، ص ۲۴.</ref>.
# [[آموزش]] [[فنون]] رزم آوری: از مهم‌ترین نشانه‌های اهتمام [[رسول‌خدا]] به [[آماده‌سازی]] نیروهای رزمی، آن است که او خود مسابقه‌های اسب‌سواری و تیراندازی برگزار می‌کرد و برد و باخت [[مالی]] را در آن روا می‌شمرد. این [[حکم]]، همواره نزد [[فقیهان]] (در باب [[سبق و رمایه]]) مسلّم شمرده شده است<ref>جواهرالکلام، ج ۲۸، ص ۲۱۲.</ref>.
# [[آموزش]] فنون رزم آوری: از مهم‌ترین نشانه‌های اهتمام [[رسول‌خدا]] به آماده‌سازی نیروهای رزمی، آن است که او خود مسابقه‌های اسب‌سواری و تیراندازی برگزار می‌کرد و برد و باخت [[مالی]] را در آن روا می‌شمرد. این [[حکم]]، همواره نزد [[فقیهان]] (در باب [[سبق و رمایه]]) مسلّم شمرده شده است<ref>جواهرالکلام، ج ۲۸، ص ۲۱۲.</ref>. نمونه روشن بهره‌گیری مسلمانان از روش‌های نظامی، حفر [[خندق]] در نبرد [[احزاب]] است که برای جلوگیری از ورود [[دشمن]] به [[مدینه]]، با پیشنهاد [[سلمان فارسی]] و دستور پیامبر برای نخستین بار، انجام و دشمن با [[شکست]] رو به رو شد<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۱ و ۹۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۰.</ref>. [[استتار]] (استفاده از موانع طبیعی و غیر طبیعی برای پنهان ماندن از دید دشمن) یکی دیگر از تاکتیک‌های [[جنگی]] است که مواردی از [[سیره]]<ref>المغازی، ج۳، ص۸۹۷ و ج۱، ص ۱۱؛ سیره ابن‌کثیر، ج ۲، ص ۱۶۵؛ فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۴۹۶ ـ ۴۹۸.</ref> و نیز [[شأن نزول]] [[سوره عادیات]] به آن اشاره دارد<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۰۷و۱۰۸.</ref>.  
 
نمونه روشن بهره‌گیری مسلمانان از روش‌های نظامی، حفر [[خندق]] در نبرد [[احزاب]] است که برای جلوگیری از ورود [[دشمن]] به [[مدینه]]، با پیشنهاد [[سلمان فارسی]] و [[دستور پیامبر]] برای نخستین بار، انجام و دشمن با [[شکست]] رو به رو شد<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۱ و ۹۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۰.</ref>. [[استتار]] (استفاده از موانع طبیعی و [[غیر طبیعی]] برای پنهان ماندن از دید دشمن) یکی دیگر از تاکتیک‌های [[جنگی]] است که مواردی از [[سیره]]<ref>المغازی، ج۳، ص۸۹۷ و ج۱، ص ۱۱؛ سیره ابن‌کثیر، ج ۲، ص ۱۶۵؛ فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۴۹۶ ـ ۴۹۸.</ref> و نیز [[شأن نزول]] [[سوره عادیات]] به آن اشاره دارد<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۰۷و۱۰۸.</ref>.  
# آماده‌سازی روحی [[رزمندگان]]: از برخی آیات استفاده می‌شود که توان‌مندی [[روحی]] و [[معنوی]] رزمندگان [[اسلام]]، از ابعاد مهمّ آمادگی نظامی است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰، سوره آل عمران، آیه ۲۰۰، سوره توبه، آیه ۴۶.</ref>.<ref> تفسیر الجواهر، مج ۱، ج ۲، ص ۱۹۸؛ نمونه، ج ۷، ص ۴۳۴؛ راهنما، ج۳، ص۲۶۸.</ref>
# آماده‌سازی روحی [[رزمندگان]]: از برخی آیات استفاده می‌شود که توان‌مندی [[روحی]] و [[معنوی]] رزمندگان [[اسلام]]، از ابعاد مهمّ آمادگی نظامی است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰، سوره آل عمران، آیه ۲۰۰، سوره توبه، آیه ۴۶.</ref>.<ref> تفسیر الجواهر، مج ۱، ج ۲، ص ۱۹۸؛ نمونه، ج ۷، ص ۴۳۴؛ راهنما، ج۳، ص۲۶۸.</ref>
# تأمین و گردآوری اطلاعات: از آیاتی که [[ضرورت]] ایجاد تشکیلات اطّلاعاتی از آن برداشت می‌شود آیه ۷۱ و ۹۴ سوره نساء، است که [[مؤمنان]] را به برگرفتن "[[حذر]]" [[مأمور]] ساخته و از لوازم مصونیّت از آسیب [[دشمن]]، [[شناخت]] موقعیّت جغرافیایی استقرار دشمن و نیروی [[جنگی]] او و هم‌چنین [[آگاهی]] از نقاط [[اختلاف]] و اتّفاق [[دشمنان]] متعدّد است<ref>المنیر، ج ۵، ص ۱۵۱؛ المنار، ج ۵، ص ۲۵۰.</ref>. از [[سیره]] [[رسول]] {{صل}} استفاده می‌شود که، به یکی از شیوه‌های ذیل به گردآوری اطّلاعات و خنثی‌سازی فعّالیّت‌های [[جاسوسی]] دشمن [[اقدام]] می‌کرد:  
# تأمین و گردآوری اطلاعات: از آیاتی که [[ضرورت]] ایجاد تشکیلات اطّلاعاتی از آن برداشت می‌شود آیه ۷۱ و ۹۴ سوره نساء، است که [[مؤمنان]] را به برگرفتن "حذر" [[مأمور]] ساخته و از لوازم مصونیّت از آسیب [[دشمن]]، [[شناخت]] موقعیّت جغرافیایی استقرار دشمن و نیروی [[جنگی]] او و هم‌چنین [[آگاهی]] از نقاط [[اختلاف]] و اتّفاق [[دشمنان]] متعدّد است<ref>المنیر، ج ۵، ص ۱۵۱؛ المنار، ج ۵، ص ۲۵۰.</ref>. از [[سیره]] [[رسول]] {{صل}} استفاده می‌شود که، به یکی از شیوه‌های ذیل به گردآوری اطّلاعات و خنثی‌سازی فعّالیّت‌های [[جاسوسی]] دشمن [[اقدام]] می‌کرد:  
## اعزام جاسوس به درون اردوگاه‌های دشمن برای آگاهی از موقعیّت جغرافیایی، شمار نیروهای دشمن و توان رزمی آنها،  
## اعزام جاسوس به درون اردوگاه‌های دشمن برای آگاهی از موقعیّت جغرافیایی، شمار نیروهای دشمن و توان رزمی آنها،  
## خبریابی از نیروهای محلّی در نقاط گوناگون،  
## خبریابی از نیروهای محلّی در نقاط گوناگون،  
## تشکیل گروه‌های توان‌مند ضدّ اطلاعات<ref>مفاهیم‌القرآن، ج ۲، ص ۵۵۵.</ref>.
## تشکیل گروه‌های توان‌مند ضدّ اطلاعات<ref>مفاهیم‌القرآن، ج ۲، ص ۵۵۵.</ref>.
# رزمایش‌های نظامی: یکی از ضرورترین ابعاد آمادگی نظامی که در [[آمادگی روحی]] و رزمی نیروها مؤثّر است و [[قدرت]] [[مسلمانان]] را به دشمن نشان می‌دهد، رزمایش‌های نظامی و نمایش قدرت است. نیروهای نظامی نه تنها باید در کاربرد همه سلاح‌ها و [[فنون]] رزمی مهارت داشته باشند، بلکه باید این توان را به نمایش گذاشته، با ایجاد [[رعب]] و [[هراس]] در [[دل]] دشمن، [[فکر]] [[تجاوز]] را از [[ذهن]] او بیرون آورند. شاید بتوان رزمایش نظامی را از آنچه [[قرآن]] درباره سان دیدن [[سلیمان]] از اسب‌های [[جنگی]] بیان کرده، استفاده کرد<ref>سوره ص، آیه ۳۱.</ref>. در [[سیره]] [[رسول‌خدا]] نیز این مورد از جای‌گاهی ویژه برخوردار بوده است<ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۳۵ و ۷۳۶؛ سیره ابن‌هشام، ج ۴، ص ۳۷۱؛ سیره‌ ابن‌ کثیر، ج۳، ص ۱۴۷.</ref>. نمایش [[قدرت]]، موجب شد که در [[دل]] [[کفار]] [[هراس]] افتاده، [[فکر]] هرگونه مقاومتی از [[ذهن]] آنان رخت بربندد؛ در نتیجه، مرکز [[کفر]] و [[شرک]]، صبح‌گاهان، بدون [[خون‌ریزی]] به تصرّف [[سپاه اسلام]] درآمد.
# رزمایش‌های نظامی: یکی از ضرورترین ابعاد آمادگی نظامی که در [[آمادگی روحی]] و رزمی نیروها مؤثّر است و [[قدرت]] [[مسلمانان]] را به دشمن نشان می‌دهد، رزمایش‌های نظامی و نمایش قدرت است. نیروهای نظامی نه تنها باید در کاربرد همه سلاح‌ها و فنون رزمی مهارت داشته باشند، بلکه باید این توان را به نمایش گذاشته، با ایجاد [[رعب]] و [[هراس]] در [[دل]] دشمن، [[فکر]] [[تجاوز]] را از ذهن او بیرون آورند. شاید بتوان رزمایش نظامی را از آنچه [[قرآن]] درباره سان دیدن [[سلیمان]] از اسب‌های [[جنگی]] بیان کرده، استفاده کرد<ref>سوره ص، آیه ۳۱.</ref>. در [[سیره]] [[رسول‌خدا]] نیز این مورد از جای‌گاهی ویژه برخوردار بوده است<ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۳۵ و ۷۳۶؛ سیره ابن‌هشام، ج ۴، ص ۳۷۱؛ سیره‌ ابن‌ کثیر، ج۳، ص ۱۴۷.</ref>. نمایش [[قدرت]]، موجب شد که در [[دل]] [[کفار]] [[هراس]] افتاده، [[فکر]] هرگونه مقاومتی از ذهن آنان رخت بربندد؛ در نتیجه، مرکز [[کفر]] و [[شرک]]، صبح‌گاهان، بدون [[خون‌ریزی]] به تصرّف سپاه اسلام درآمد.
# تخصیص بودجه‌های نظامی: همه ابعاد آمادگی نظامی، [[نیازمند]] [[پشتیبانی]] [[مالی]] است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. پس از دستور آماده‌باش نظامی به [[انفاق در راه خدا]] پرداخته است. در بسیاری از [[آیات قرآن]]، [[سخن]] از [[انفاق]] آمده؛ امّا به طور مسلّم یکی از موارد اساسی انفاق، اختصاص بودجه‌های نظامی است<ref>نمونه، ج ۷، ص ۲۲۹.</ref>. تأمین بودجه نظامی، از [[وظایف]] [[حکومت اسلامی]] است؛ امّا هنگام نیاز، بر دوش یکایک [[مسلمانان]] نیز نهاده شده است<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۱۲۴.</ref>.
# تخصیص بودجه‌های نظامی: همه ابعاد آمادگی نظامی، [[نیازمند]] پشتیبانی [[مالی]] است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. پس از دستور آماده‌باش نظامی به [[انفاق در راه خدا]] پرداخته است. در بسیاری از [[آیات قرآن]]، [[سخن]] از [[انفاق]] آمده؛ امّا به طور مسلّم یکی از موارد اساسی انفاق، اختصاص بودجه‌های نظامی است<ref>نمونه، ج ۷، ص ۲۲۹.</ref>. تأمین بودجه نظامی، از [[وظایف]] [[حکومت اسلامی]] است؛ امّا هنگام نیاز، بر دوش یکایک [[مسلمانان]] نیز نهاده شده است<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۱۲۴.</ref>.
# مرزبانی: از برجسته‌ترین نشانه‌های آمادگی نظامی، [[هوشیاری]] در حراست از مرزهاست. گروهی درباره جایگاه مرزبانی معتقدند که [[هدف]] نهایی از آمادگی نظامی، جز با "مرزبانی" کامل نخواهد شد<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵.</ref> و مرزبانی را از نشانه‌های [[تقوا]] شمرده‌اند<ref>راهنما، ج ۳، ص ۲۶۸.</ref>. [[روایات]] [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز بر این مسأله تأکید دارد. مهم‌ترین فایده مرزبانی، رسیدن سریع [[اخبار]] و اطلاعات از تحرّکات [[دشمن]] به مرکز حکومت اسلامی است<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>.
# مرزبانی: از برجسته‌ترین نشانه‌های آمادگی نظامی، [[هوشیاری]] در حراست از مرزهاست. گروهی درباره جایگاه مرزبانی معتقدند که [[هدف]] نهایی از آمادگی نظامی، جز با "مرزبانی" کامل نخواهد شد<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵.</ref> و مرزبانی را از نشانه‌های [[تقوا]] شمرده‌اند<ref>راهنما، ج ۳، ص ۲۶۸.</ref>. [[روایات]] [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز بر این مسأله تأکید دارد. مهم‌ترین فایده مرزبانی، رسیدن سریع [[اخبار]] و اطلاعات از تحرّکات [[دشمن]] به مرکز حکومت اسلامی است<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]].</ref>.
 
== ارتقا و افزایش توان نظامی ==
[[پیامبر]]{{صل}}، سپاهی نیرومند تشکیل داد که تمام دستاوردهای نظامی دوران خود را در عرصه‌های طرح‌ریزی، [[آموزش]] و تجهیز تسلیحاتی در آن لحاظ فرموده بود. [[سیره نبوی]] چنین می‌نمایاند این [[سپاه]]، نیروی نظامی [[توانمندی]] بود که [[نظام سیاسی اسلام]] را [[استوار]] ساخت؛ پایه‌هایش آن را نیرومند گرداند و در برابر تجاوزهای روزافزون [[دشمنان]] که نیروهای نظامی‌شان پیوسته در شمار، تجهیزات و قابلیت‌های نظامی در حال نیرومندتر شدن بود، از این [[نظام سیاسی]] نوپا [[دفاع]] کرد.
 
پیامبر{{صل}}، با [[یاری]] [[پروردگار]]، تمام توانایی‌ها و امکاناتی را که در [[اختیار]] داشت برای ترویج اسلام و نیز از میان برداشتن [[نظام‌های سیاسی]] که در برابر [[دعوت]] او مانع‌تراشی می‌کردند، به کار بسته بود. [[صحابیان]] حضرت نیز با ارشادهای او در تحقق این [[هدف]] می‌کوشیدند. آنان در این راه، عمر، [[دارایی]] و قابلیت‌های [[فکری]]، [[سیاسی]] و [[تربیتی]] خود را به کار گرفتند.
 
این نکته را نیز [[سیره پیامبر]]{{صل}}، نشان می‌دهد که نیروی نظامی [[مسلمانان]]، از آغاز دعوت [[اسلام]]، [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] تا رحلت حضرت، با سرعت تمام از نظر توان، گستردگی حوزه عمل و ابعاد [[غلبه]] بر دشمنان در مسیر [[پیشرفت]] روزافزون بود. وضعیت تسلیحاتی و شمار نیروهای آن نیز چنین بود.
 
درباره پیشرفت شمارگانی نیروی اسلام باید گفت که پیامبر{{صل}}، در [[مکه]] فقط با یک نفر دعوت خود را آشکار ساخت و ثمره‌اش، ایمان‌آوردن صدها تن بود که غالب آنان [[فقیران]] و [[بردگان]] بودند. حضرت سپس بر اساس پیمانی با [[انصار]]، به مدینه [[هجرت]] کرد.
 
پس از استقرار در مدینه، پیامبر{{صل}}، سریه‌هایی را برای تعقیب [[قریشیان]] یعنی [[دشمن]] سرسخت اسلام و [[پیروان]] آن، اعزام می‌کرد. این [[سریه‌ها]] به مسلمانان [[مستضعف]] در رویارویی با دشمنان [[مستکبر]] خود، [[شهامت]] و [[شجاعت]] داد و آنان را از قابلیت‌های جبهه [[مستضعفان]]، [[آگاه]] ساخت. در ادامه، آنان همین [[بیداری]] و [[آگاهی]] را در دیگران نیز پدید آوردند. این سریه‌ها پیش از [[غزوه بدر]]، با نیروهای اندک‌شمار و سلاح‌هایی کمتر صورت می‌پذیرفت. در آن [[زمان]]، شمار نیروهای بزرگ‌ترین [[سریه‌ها]] از چند ده تن فراتر نمی‌رفت. پس از این برهه، [[غزوه بدر]] روی داد که شمار [[رزمندگان]] [[مسلمان]] در آن ۳۱۵ تن بود. سپس به ترتیب: غزوه‌های [[ذو امر]] با ۴۵٠ [[رزمنده]]، [[بدر]] دوم با هزار رزمنده، دومة‌الجندل با هزار رزمنده، [[احزاب]] و در پی آن [[بنی‌قریظه]] با ۳ هزار رزمنده، [[فتح مکه]] با ۱۰ هزار رزمنده، حنین با ۱۲ هزار رزمنده، و در نهایت [[غزوه تبوک]] با حضور ۳۰ هزار رزمنده صورت گرفت. البته رزمندگان حاضر در [[تبوک]] فقط گروهی از [[مسلمانان]] بودند که وسیله‌ای برای رفتن به تبوک در [[اختیار]] داشتند.
 
در [[حجةالوداع]] در واپسین سال حیات پیامبر{{صل}}، نیز ۱۰۰ هزار مسلمان از سراسر [[جزیرةالعرب]] با حضرت به [[حج]] مشرف شدند.
 
درباره وضعیت تسلیحاتی مسلمانان نیز باید اشاره کرد که با وجود اهمیت فراوان سلاح‌های متداول آن دوران، چون [[شمشیر]]، نیزه و تیر، [[پیامبر]]{{صل}}، تنها به استفاده از این سلاح‌های معمول بسنده نفرمود، بلکه طرح‌هایی را اجرا کرد تا نه‌تنها [[ضعف]] تسلیحاتی مسلمانان در [[قیاس]] با [[دشمنان]] را جبران کند بلکه [[برتری]] تسلیحاتی سپاه اسلام را سبب شود. به همین منظور، پیامبر{{صل}}، شماری از رزمندگان مسلمان را به [[سرزمین]] «[[جرش]]» در [[یمن]] فرستاد تا منجیق، دبابه<ref>دبابه: ابزاری جنگی بود که سربازان در داخل آن قرار می‌گرفتند و آن را به پایه دژ دشمن می‌کوبیدند و در پناه آن دیوار قلعه را می‌شکافتند؛ المنجد.</ref>؛ ضبورسازی<ref>ضبور: نوعی حفاظ چوبی با پوشش چرم که سربازان، زیر آن قرار گرفته به دژها هجوم می‌بردند؛ المنجد.</ref> و... را فراگیرند. آنان پس از آموزش‌دیدن مهارت‌های لازم بازگشتند و این ابزارها را برای سپاه اسلام ساختند و پاره‌ای از آنها را در ماجرای محاصره [[طایف]] استفاده کردند<ref>مؤلف محترم، مدرکی برای گفته‌اش ارائه نکرده است، گویا برداشت اشتباهی از کتاب‌های تاریخی کرده؛ زیرا دو تن که برای آموزش سلاح به جرش رفته بودند، از طرف پیامبر{{صل}} نبودند بلکه از سوی اهل طایف بر ضد مسلمانان بودند.</ref>.
 
اشاره به این نکته به‌جاست که یمن در آن دوران، تحت [[حکومت]] [[ایرانیان]] بود و در ساختن ابزارهای [[جنگی]] پیشرو بودند. [[ایران]] برای تعیین ابرقدرت [[برتر]] [[جهان]] آن [[روزگار]]، پیوسته با [[رومیان]] [[جنگ]] داشت؛ و از همین‌رو صنایع سلاح‌سازی‌اش نیرومند و پیشرو بود.
 
نکته دیگر آنکه: [[پیامبر]]{{صل}} به‌هیچ‌وجه نمی‌پذیرفت [[مسلمانان]] تسلیحات موردنیاز خود را، با خریدن یا انعقاد پیمان‌هایی، از دیگران تأمین کنند؛ زیرا خرید [[اسلحه]] از [[دشمنان]] یا غیر آنان، نه‌تنها مشکل تأمین تسلیحات را به شکل مطمئن و دائم برطرف نمی‌کند، بلکه بر پیچیدگی‌های آن می‌افزاید؛ چون [[وابستگی]] به دیگران در تأمین تسلیحات، این [[تهدید]] را در خود نهفته دارد که با بروز کوچک‌ترین اختلافی، طرفی که [[متعهد]] به تحویل تسلیحات است، از این کار امتناع ورزد، یا منافع بیشتر، او را جذب دیگران کند. همچنین شاید وقتی فروش اسلحه به کسی را بر خلاف [[مصالح]] خود ببیند، حتی در قبال دریافت [[پول]] آن، حاضر به فروش نشود. حال‌آنکه شاید طرفی که خواهان خرید اسلحه است، به‌شدت محتاج تسلیحات باشد. بنابراین، [[رهبر]] و [[فرماندهی]] که اندکی [[خرد]] داشته باشد، [[ملت]] خود و [[کرامت]] آن را به قدرت‌های دمدمی‌مزاج و منافع متغیر آنان وابسته نمی‌سازد.
 
تأکید و توجه ویژه پیامبر{{صل}}، بر [[ضرورت]] [[خودکفایی]] مسلمانان در تأمین تسلیحات موردنیازشان و قطع [[وابستگی‌ها]] و محدودیت‌ها در این زمینه، افزون بر آنکه [[دوراندیشی]] وی را می‌نمایاند، بیانگر پافشاری و کوشش او برای تأمین [[استقلال]]، [[آزادی]] و [[برتری]] [[امت]] خویش است. حضرت می‌خواست این [[آرمان‌ها]] را در وجود [[مؤمنان]] هر چه بیشتر [[استوار]] سازد و آنان را به‌گونه‌ای [[تربیت]] کند که در ملت‌های دیگر هضم و خُرد نشوند، از آنان تأثیر نپذیرند و دنباله‌رو [[خواسته‌ها]] و انحراف‌های آنها نباشند.
 
بُعد دیگر ارتقای توان نظامی مسلمانان، سواره‌نظام آنان بود. سواره‌نظام مسلمانان در آغاز بسیار کم‌شمار و [[ضعیف]] بود؛ اما چنان‌که در کتاب‌های سیره هم بیان شده است، این شرایط نامطلوب، با [[شتاب]] هرچه‌ تمام‌تر بهبود یافت و پیشرفت‌های شگفت‌آوری در این زمینه رقم زد. چنان که شمار نیروهای سواره‌نظام مسلمانان در [[غزوه بدر کبری]]، فقط ۲ تن بود که در [[غزوه اُحُد]] به ۵۰<ref>در تاریخ طبری، ج۲، ص۱۹۰ و سیره حلبی، ج۲، ص۲۲۱ تعداد اسب مسلمان‌ها در اُحُد را دو رأس نوشته‌اند.</ref> و در [[غزوه تبوک]] به ۱۰،۰۰۰<ref>صفوة الصحیح من سیرة النبی{{صل}}، علی رفیعی، ص٣۵١.</ref> تن رسید.
 
[[پیامبر]]{{صل}} در شیوه‌های متداول [[نبرد]] در میان [[عرب‌ها]] نیز [[دگرگونی]] و نوآوری‌هایی پدید آورد. روش شناخته شده نبرد عرب‌ها در آن [[روزگار]]، [[جنگ]] تن‌به‌تن بر مبنای حمله و گریز بود که در آن، نیروهای مختلف اعم از شمشیرزنان، نیزه‌داران و تیراندازان، با جنگجویان هیچ [[همکاری]] و تعاونی نداشتند. اما پیامبر{{صل}}، نبرد در قالب صف‌های به‌هم‌پیوسته را در عرصه فنون [[جنگی]] وارد ساخت. و صف‌هایی برای تیراندازان، نیزه‌داران و نیز برای شمشیرزنان تشکیل داد. هنگام نبرد، تیراندازان از دور، نیروهای [[دشمن]] را [[هدف]] می‌گرفتند. زمانی که سربازان دشمن نزدیک‌تر می‌شدند، نیزه‌داران با نیزه‌های خود به آنان هجوم می‌بردند و وقتی نیروهای دو [[لشکر]] با هم در می‌آمیختند، شمشیرزنان وارد نبرد می‌شدند. بدین‌ترتیب، میان قوای مختلف سپاه اسلام، هماهنگی کاملی شکل می‌گرفت. پیامبر{{صل}}، تیراندازان را پشت [[سپاه]] خود مستقر می‌فرمود و به آنان مأموریت می‌داد سواره‌نظام دشمن را هدف گرفته و سپاه اسلام را محافظت کنند تا [[دشمنان]] نتوانند با دور زدن [[مسلمانان]]، از پشت سر بر آنان هجوم آورند.
 
شیوه دیگر حضرت در جنگ‌های خود، محاصره کردن دشمن بود. با این [[تدبیر]]، سپاه اسلام، با کمترین [[هزینه]] جانی، دشمنان را به تسلیم‌شدن وامی‌داشت.
 
شیوه‌هایی که پیامبر{{صل}}، در نبردهای مهم خود با دشمنان، برای [[مدیریت]] جنگ به‌کار می‌گرفت، در گذر [[زمان]] و بر اساس شرایط حاکم بر سپاه اسلام، تهاجمی‌تر می‌شد. در آغاز، شیوه [[مبارزه]] سپاه اسلام، نبرد [[دفاعی]] بود. در این مرحله، مسلمانان در برابر هجوم دشمنان [[ایستادگی]] می‌کردند و حمله‌های آنان را ناکام می‌ساختند. این، شیوه‌ای بود که پیامبر{{صل}}، در غزوه‌های پیش از [[غزوه احزاب]]، یعنی [[بدر کبری]]، [[اُحُد]]، [[بدر]] دوم و [[حمراءالاسد]] به کار گرفت. غزوه احزاب را نیز باید آخرین عرصه بهره‌وری سپاه اسلام از این شیوه جنگی دانست. برهه زمانی استفاده از شیوه مزبور تا پایان [[سال پنجم هجری]] بود.
 
اما پس از آن، وقتی شمار پیروان اسلام و نیروهای سپاه آن رو به فزونی نهاد و [[اسلام]] در خارج از [[مدینه]]، میان بسیاری [[قبایل]] رواج یافت، [[پیامبر]]{{صل}} شیوه [[مبارزه]] سپاهش را از [[جنگ دفاعی]] به [[جنگ تهاجمی]] [[تغییر]] داد. در این روش، پیامبر{{صل}} سپاه خود را آماده و برای جنگ با دشمنان، راهی [[سرزمین]] آنان می‌ساخت و در [[خانه]] [[دشمنان]] بر آنان [[هجوم]] می‌برد. پس ویژگی جنگ‌های این مقطع برای سپاه اسلام، کشاندن [[جنگ]] به سرزمین [[دشمن]] بود. پیشاپیش دشمنانی که سپاه اسلام به آنان در سرزمین خود هجوم می‌برد، مشرکان مکه بودند.
 
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[غزوه احزاب]] به یارانش [[بشارت]] داد که این جنگ، آخرین مرحله از جنگ دفاعی [[مسلمانان]] است و از این ‌پس، سپاه اسلام وارد مرحله جنگ تهاجمی خواهد شد. [[محمد بن اسماعیل بخاری]] با سند خود از [[سلیمان بن صرد]] [[روایت]] کرده است: حضرت پس از شکست‌خوردن [[احزاب]] فرمود: «از این ‌پس ما به آنان حمله می‌کنیم نه آنان به ما؛ [از این ‌پس] ما برای جنگ به‌سوی آنان می‌رویم»<ref>صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۲، ص۴٠٩).</ref>.
 
بررسی [[غزوه‌های پیامبر]]{{صل}}، با [[مشرکان]] و [[یهودیان]]، پس از غزوه احزاب، این تغییر روند را آشکارا نشان می‌دهد. با پایان‌یافتن غزوه احزاب، حضرت، یارانش را برای حمله به [[بنی‌قریظه]] حرکت داد. در پایان این [[غزوه]]، [[حکم خدا]] درباره آنان که بر زبان [[سعد بن معاذ]] جاری شده بود، اجرا شد و جنگجویانشان کشته شدند؛ [[زنان]] و فرزندانشان به [[اسارت]] درآمدند و اموالشان که به [[غنیمت]] گرفته شده بود، میان مسلمانان تقسیم شد.
 
حضرت، پس از [[غزوه بنی‌قریظه]]، به‌طرف [[مکه]] حرکت کرد و [[غزوه حدیبیه]] را که با [[جنگ با مشرکان]] و [[اسیر]] کردن شماری از آنان همراه بود و به انعقاد پیمان [[صلح]] میان دو طرف انجامید، [[فرماندهی]] کرد. بر اساس این [[پیمان]]، دو طرف [[متعهد]] می‌شدند تا ده سال جنگ را متوقف سازند.
 
پیامبر{{صل}} در گام بعدی، در [[سال هفتم هجری]] به‌سوی یهودیان [[خیبر]]، [[لشکر]] کشید و با ویران‌سازی دژها و کشتن سران و جنگجویانشان، شکستی سخت را بر آنان [[تحمیل]] کرد که اثری از آنان باقی نگذاشت.
 
حضرت در اقدام بعد، به مشرکان [[پیمان‌شکن]] مکه و شماری از هم‌پیمان‌های او از [[قبیله خزاعه]] را کشته بودند هجوم آورد. با این [[غزوه]]، مکه فتح شد؛ [[کعبه]] از [[بت‌ها]] [[پاک]] گردید و [[پرچم]] [[توحید]] در بیت‌الله‌الحرام و جای‌جای مکه برافراشته شد. سران مشرکان مکه نیز که [[پیمان‌شکنی]] کرده بودند، ازآن‌رو که یارای [[نبرد]] با [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، را در خود نمی‌یافتند، متواری شدند اما حضرت، بسیاری از آنان را [[عفو]] کرد و در نتیجه برگشتند و [[تسلیم]] شدند.
 
[[پیامبر]]{{صل}}، سپس به [[جنگ هوازن]] رفت و با شکست‌دادن آنان، اموالشان را [[غنیمت]] گرفت و [[زنان]] و فرزندانشان را [[اسیر]] کرد. سپس با تعقیب آنها توانست آنان را در دژ [[طایف]] به محاصره درآورد. اهالی طایف نیز پس از اندک زمانی [[اسلام]] آوردند و به این شکل، اسلام تمام [[جزیرةالعرب]] را فراگرفت.
 
البته این پیروزی‌ها سبب نشد که حضرت از [[مسیحیان]] [[رومی]] و [[عرب]] که [[دشمنان]] نیرومند و [[کینه‌توزی]] بودند، [[غافل]] شود. او ابتدا [[سریه موته]] را به [[جنگ]] آنان فرستاد، سپس خود با سپاه اسلام در قالب [[غزوه تبوک]] به سویشان [[لشکر]] کشید<ref>[[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|مکتب نظامی پیامبر اعظم]]، ص ۲۴۱-۲۴۶.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۴۱: خط ۸۴:
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانی‌نژاد|خراسانی‌نژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
# [[پرونده:IM010889.jpg|22px]] [[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|'''مکتب نظامی پیامبر اعظم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۴۶: خط ۹۰:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:اصطلاحات سیاسی]]
[[رده:سیره نظامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۶

آیات و روایت بر اهمیت آمادگی نظامی تاکید دارند. رفع موانع برای ایمان آوردن انسان‌های مستعد، جلوگیری از هم‌دستی برخی از جوامع با دشمنان اسلام، زمینه‌سازی برای پیمان‌های نظامی اهل‌کتاب با مسلمانان، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت جزیه به حکومت اسلامی از آثار آمادگی نظامی است. وجوب آمادگی نظامی، اهتمام پیامبر(ص) و سایر پیامبران، و لزوم حفظ آمادگی نظامی دلیل بر اهمیت آمادگی نظامی است. از ابعاد نظامی می‌توان به تهیه و ساخت سلاح، آموزش فنون رزم آوری، گرداوری اطلاعات و... اشاره کرد.

مقدمه

قرآن کریم، در آیات مختلفی از قرآن کریم[۱] به صراحت یا اشاره، به موضوع آمادگی نظامی پرداخته و مباحث متنوعی را در میان مفسّران پدید آورده است که مهم‌ترین آنها عبارت است از: هدف و آثار آمادگی نظامی؛ اهمّیّت آمادگی نظامی و ابعاد آمادگی نظامی، شامل تهیّه و ساخت سلاح و ادوات جنگی، آموزش فنون رزم‌آوری، آماده‌سازی روحی و معنوی رزمندگان، تأمین و گردآوری اطلاعات، برگزاری رزمایش‌های نظامی، تخصیص بودجه‌های نظامی و مرزبانی[۲].

هدف و آثار آمادگی نظامی

جوامع انسانی براساس نیازهای مشترک پدید آمده‌اند و تضاد منافع، بروز جنگ میان آنان را ناگزیر ساخته است؛ از این رو، آمادگی نظامی از ضروریّات حیات اجتماعی به شمار رفته، پذیرفته‌ترین هدفِ آن، حفاظت از منافع مادّی و معنویِ فردی و اجتماعی است. این معنا مورد پذیرش قرآن است[۳] .

هدف از آمادگی مستمر نظامی، جلوگیری از تجاوز دشمنان شناخته شده و ناشناس به حریم مادّی و معنوی اسلام و مسلمانان است. موارد ذیل را نیز از آثار آمادگی نظامی برشمرده‌اند: رفع موانع برای ایمان آوردن انسان‌های مستعد[۴]، جلوگیری از هم‌دستی برخی از جوامع با دشمنان اسلام[۵]، زمینه‌سازی برای پیمان‌های نظامی اهل‌کتاب با مسلمانان، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت جزیه به حکومت اسلامی[۶].[۷]

اهمیت آمادگی نظامی

شماری از آیات با تعابیر گوناگون به نقش برجسته این موضوع پرداخته‌اند:

  1. وجوب آمادگی نظامی: قرآن کریم[۸] به آمادگی نظامی فرمان داده است. گروهی از فقیهان و مفسّران، آمادگی نظامی را واجب عینی[۹] و گروهی دیگر، واجب کفایی دانسته‌اند[۱۰]؛ از این رو، آمادگی نظامی از نظر وجوب و اهمّیّت در حکم جهاد است[۱۱].
  2. اهتمام پیامبر گرامی اسلام: عزیمت رسول خدا در آستانه جنگ اُحد برای استقرار مجاهدان در پایگاه‌های جنگی[۱۲] نشانه اهتمام خاص پیامبر (ص) به آمادگی نظامی است[۱۳].
  3. اهتمام سایر پیامبران: پاسخ مثبت پیامبری از بنی‌اسرائیل به درخواست مردم و تعیین فرمانده که از ضروریّات آمادگی نظامی است[۱۴] نمونه‌ای از اهتمام سایر پیامبران است. از دیگر نمونه‌های آن، زره‌‌سازی حضرت داوود است[۱۵].
  4. آمادگی نظامی نشانه ایمان: از دید مفسّران، نکوهش خداوند از منافقان که ساز و برگ جنگی را پیش از نبرد فراهم نیاورده‌اند[۱۶] از نشانه‌های نفاق و باعث سلب توفیق جهاد از آنان است[۱۷].
  5. ستایش از مجروحان آماده رزم: قرآن[۱۸] به ستایش از مجروحانی پرداخته که پس از زخمی شدن در نبرد اُحد، با رساندن خود به جبهه جنگ، آمادگی‌شان را اعلام کرده‌اند[۱۹].
  6. لزوم حفظ آمادگی نظامی در نماز:

نماز، بر سایر عبادت‌ها برتری دارد؛ امّا نمی‌تواند مانع از آمادگی نظامی شده، مسلمانان را از رویارویی با دشمن باز دارد؛ از این رو خداوند دستور داده است مجاهدان، جنگ افزارهای خود را در حال نماز در دست داشته باشند[۲۰].[۲۱]

ابعاد آمادگی نظامی

  1. تهیه و ساخت سلاح و ادوات جنگی: برخی مفسّران[۲۲] آمادگی نظامی را به ادوات جنگی رایج در صدر اسلام منحصر دانسته‌اند. آنان به ظاهرِ روایاتی از رسول‌خدا (ص) تمسّک جسته‌اند که فرموده: مقصود از قوّه در آیه مزبور، همان شمشیر یا تیراندازی یا سپر است[۲۳]؛ برخی از روایات نیز به عمومیّت هرگونه سلاحی تصریح می‌کنند[۲۴].

پیامبر اکرم (ص) نیز به گردآوری و ساخت سلاح‌های پیشرفته روزگار خود اهتمام ویژه‌ای داشت؛ چنان‌که برای تأمین نیاز تسلیحاتی سپاه اسلام در ایام جنگ حنین، زره‌هایی را از صفوان بن امیّه قرض گرفت[۲۵] و در غزوه خیبر، با بهره‌گیری از اطلاعات یک یهودیِ اسیر، به انبار سلاح دشمن دست یافت و مسلمانان برای نخستین بار، "منجنیق" (بزرگ‌ترین سلاح جنگی آن روزگار برای پرتاب سنگ) و "دبابه" (اتاقکی چوبی، پوشیده از چرم که در آن پنهان شده و برای رخنه در دیوار قلعه به آن نزدیک می‌شدند) را به کار گرفتند[۲۶]. بنابراین، با توجّه آیات قرآن و سیره پیامبر، مسلمانان نه تنها باید پیشرفته‌ترین سلاح‌های هر عصر را به دست آورند، بلکه خود باید آنها را بسازند تا از وابستگی به بیگانگان رهایی یابند[۲۷].

  1. آموزش فنون رزم آوری: از مهم‌ترین نشانه‌های اهتمام رسول‌خدا به آماده‌سازی نیروهای رزمی، آن است که او خود مسابقه‌های اسب‌سواری و تیراندازی برگزار می‌کرد و برد و باخت مالی را در آن روا می‌شمرد. این حکم، همواره نزد فقیهان (در باب سبق و رمایه) مسلّم شمرده شده است[۲۸]. نمونه روشن بهره‌گیری مسلمانان از روش‌های نظامی، حفر خندق در نبرد احزاب است که برای جلوگیری از ورود دشمن به مدینه، با پیشنهاد سلمان فارسی و دستور پیامبر برای نخستین بار، انجام و دشمن با شکست رو به رو شد[۲۹]. استتار (استفاده از موانع طبیعی و غیر طبیعی برای پنهان ماندن از دید دشمن) یکی دیگر از تاکتیک‌های جنگی است که مواردی از سیره[۳۰] و نیز شأن نزول سوره عادیات به آن اشاره دارد[۳۱].
  2. آماده‌سازی روحی رزمندگان: از برخی آیات استفاده می‌شود که توان‌مندی روحی و معنوی رزمندگان اسلام، از ابعاد مهمّ آمادگی نظامی است[۳۲].[۳۳]
  3. تأمین و گردآوری اطلاعات: از آیاتی که ضرورت ایجاد تشکیلات اطّلاعاتی از آن برداشت می‌شود آیه ۷۱ و ۹۴ سوره نساء، است که مؤمنان را به برگرفتن "حذر" مأمور ساخته و از لوازم مصونیّت از آسیب دشمن، شناخت موقعیّت جغرافیایی استقرار دشمن و نیروی جنگی او و هم‌چنین آگاهی از نقاط اختلاف و اتّفاق دشمنان متعدّد است[۳۴]. از سیره رسول (ص) استفاده می‌شود که، به یکی از شیوه‌های ذیل به گردآوری اطّلاعات و خنثی‌سازی فعّالیّت‌های جاسوسی دشمن اقدام می‌کرد:
    1. اعزام جاسوس به درون اردوگاه‌های دشمن برای آگاهی از موقعیّت جغرافیایی، شمار نیروهای دشمن و توان رزمی آنها،
    2. خبریابی از نیروهای محلّی در نقاط گوناگون،
    3. تشکیل گروه‌های توان‌مند ضدّ اطلاعات[۳۵].
  4. رزمایش‌های نظامی: یکی از ضرورترین ابعاد آمادگی نظامی که در آمادگی روحی و رزمی نیروها مؤثّر است و قدرت مسلمانان را به دشمن نشان می‌دهد، رزمایش‌های نظامی و نمایش قدرت است. نیروهای نظامی نه تنها باید در کاربرد همه سلاح‌ها و فنون رزمی مهارت داشته باشند، بلکه باید این توان را به نمایش گذاشته، با ایجاد رعب و هراس در دل دشمن، فکر تجاوز را از ذهن او بیرون آورند. شاید بتوان رزمایش نظامی را از آنچه قرآن درباره سان دیدن سلیمان از اسب‌های جنگی بیان کرده، استفاده کرد[۳۶]. در سیره رسول‌خدا نیز این مورد از جای‌گاهی ویژه برخوردار بوده است[۳۷]. نمایش قدرت، موجب شد که در دل کفار هراس افتاده، فکر هرگونه مقاومتی از ذهن آنان رخت بربندد؛ در نتیجه، مرکز کفر و شرک، صبح‌گاهان، بدون خون‌ریزی به تصرّف سپاه اسلام درآمد.
  5. تخصیص بودجه‌های نظامی: همه ابعاد آمادگی نظامی، نیازمند پشتیبانی مالی است[۳۸]. پس از دستور آماده‌باش نظامی به انفاق در راه خدا پرداخته است. در بسیاری از آیات قرآن، سخن از انفاق آمده؛ امّا به طور مسلّم یکی از موارد اساسی انفاق، اختصاص بودجه‌های نظامی است[۳۹]. تأمین بودجه نظامی، از وظایف حکومت اسلامی است؛ امّا هنگام نیاز، بر دوش یکایک مسلمانان نیز نهاده شده است[۴۰].
  6. مرزبانی: از برجسته‌ترین نشانه‌های آمادگی نظامی، هوشیاری در حراست از مرزهاست. گروهی درباره جایگاه مرزبانی معتقدند که هدف نهایی از آمادگی نظامی، جز با "مرزبانی" کامل نخواهد شد[۴۱] و مرزبانی را از نشانه‌های تقوا شمرده‌اند[۴۲]. روایات پیشوایان معصوم (ع) نیز بر این مسأله تأکید دارد. مهم‌ترین فایده مرزبانی، رسیدن سریع اخبار و اطلاعات از تحرّکات دشمن به مرکز حکومت اسلامی است[۴۳].

ارتقا و افزایش توان نظامی

پیامبر(ص)، سپاهی نیرومند تشکیل داد که تمام دستاوردهای نظامی دوران خود را در عرصه‌های طرح‌ریزی، آموزش و تجهیز تسلیحاتی در آن لحاظ فرموده بود. سیره نبوی چنین می‌نمایاند این سپاه، نیروی نظامی توانمندی بود که نظام سیاسی اسلام را استوار ساخت؛ پایه‌هایش آن را نیرومند گرداند و در برابر تجاوزهای روزافزون دشمنان که نیروهای نظامی‌شان پیوسته در شمار، تجهیزات و قابلیت‌های نظامی در حال نیرومندتر شدن بود، از این نظام سیاسی نوپا دفاع کرد.

پیامبر(ص)، با یاری پروردگار، تمام توانایی‌ها و امکاناتی را که در اختیار داشت برای ترویج اسلام و نیز از میان برداشتن نظام‌های سیاسی که در برابر دعوت او مانع‌تراشی می‌کردند، به کار بسته بود. صحابیان حضرت نیز با ارشادهای او در تحقق این هدف می‌کوشیدند. آنان در این راه، عمر، دارایی و قابلیت‌های فکری، سیاسی و تربیتی خود را به کار گرفتند.

این نکته را نیز سیره پیامبر(ص)، نشان می‌دهد که نیروی نظامی مسلمانان، از آغاز دعوت اسلام، هجرت پیامبر(ص) به مدینه تا رحلت حضرت، با سرعت تمام از نظر توان، گستردگی حوزه عمل و ابعاد غلبه بر دشمنان در مسیر پیشرفت روزافزون بود. وضعیت تسلیحاتی و شمار نیروهای آن نیز چنین بود.

درباره پیشرفت شمارگانی نیروی اسلام باید گفت که پیامبر(ص)، در مکه فقط با یک نفر دعوت خود را آشکار ساخت و ثمره‌اش، ایمان‌آوردن صدها تن بود که غالب آنان فقیران و بردگان بودند. حضرت سپس بر اساس پیمانی با انصار، به مدینه هجرت کرد.

پس از استقرار در مدینه، پیامبر(ص)، سریه‌هایی را برای تعقیب قریشیان یعنی دشمن سرسخت اسلام و پیروان آن، اعزام می‌کرد. این سریه‌ها به مسلمانان مستضعف در رویارویی با دشمنان مستکبر خود، شهامت و شجاعت داد و آنان را از قابلیت‌های جبهه مستضعفان، آگاه ساخت. در ادامه، آنان همین بیداری و آگاهی را در دیگران نیز پدید آوردند. این سریه‌ها پیش از غزوه بدر، با نیروهای اندک‌شمار و سلاح‌هایی کمتر صورت می‌پذیرفت. در آن زمان، شمار نیروهای بزرگ‌ترین سریه‌ها از چند ده تن فراتر نمی‌رفت. پس از این برهه، غزوه بدر روی داد که شمار رزمندگان مسلمان در آن ۳۱۵ تن بود. سپس به ترتیب: غزوه‌های ذو امر با ۴۵٠ رزمنده، بدر دوم با هزار رزمنده، دومة‌الجندل با هزار رزمنده، احزاب و در پی آن بنی‌قریظه با ۳ هزار رزمنده، فتح مکه با ۱۰ هزار رزمنده، حنین با ۱۲ هزار رزمنده، و در نهایت غزوه تبوک با حضور ۳۰ هزار رزمنده صورت گرفت. البته رزمندگان حاضر در تبوک فقط گروهی از مسلمانان بودند که وسیله‌ای برای رفتن به تبوک در اختیار داشتند.

در حجةالوداع در واپسین سال حیات پیامبر(ص)، نیز ۱۰۰ هزار مسلمان از سراسر جزیرةالعرب با حضرت به حج مشرف شدند.

درباره وضعیت تسلیحاتی مسلمانان نیز باید اشاره کرد که با وجود اهمیت فراوان سلاح‌های متداول آن دوران، چون شمشیر، نیزه و تیر، پیامبر(ص)، تنها به استفاده از این سلاح‌های معمول بسنده نفرمود، بلکه طرح‌هایی را اجرا کرد تا نه‌تنها ضعف تسلیحاتی مسلمانان در قیاس با دشمنان را جبران کند بلکه برتری تسلیحاتی سپاه اسلام را سبب شود. به همین منظور، پیامبر(ص)، شماری از رزمندگان مسلمان را به سرزمین «جرش» در یمن فرستاد تا منجیق، دبابه[۴۴]؛ ضبورسازی[۴۵] و... را فراگیرند. آنان پس از آموزش‌دیدن مهارت‌های لازم بازگشتند و این ابزارها را برای سپاه اسلام ساختند و پاره‌ای از آنها را در ماجرای محاصره طایف استفاده کردند[۴۶].

اشاره به این نکته به‌جاست که یمن در آن دوران، تحت حکومت ایرانیان بود و در ساختن ابزارهای جنگی پیشرو بودند. ایران برای تعیین ابرقدرت برتر جهان آن روزگار، پیوسته با رومیان جنگ داشت؛ و از همین‌رو صنایع سلاح‌سازی‌اش نیرومند و پیشرو بود.

نکته دیگر آنکه: پیامبر(ص) به‌هیچ‌وجه نمی‌پذیرفت مسلمانان تسلیحات موردنیاز خود را، با خریدن یا انعقاد پیمان‌هایی، از دیگران تأمین کنند؛ زیرا خرید اسلحه از دشمنان یا غیر آنان، نه‌تنها مشکل تأمین تسلیحات را به شکل مطمئن و دائم برطرف نمی‌کند، بلکه بر پیچیدگی‌های آن می‌افزاید؛ چون وابستگی به دیگران در تأمین تسلیحات، این تهدید را در خود نهفته دارد که با بروز کوچک‌ترین اختلافی، طرفی که متعهد به تحویل تسلیحات است، از این کار امتناع ورزد، یا منافع بیشتر، او را جذب دیگران کند. همچنین شاید وقتی فروش اسلحه به کسی را بر خلاف مصالح خود ببیند، حتی در قبال دریافت پول آن، حاضر به فروش نشود. حال‌آنکه شاید طرفی که خواهان خرید اسلحه است، به‌شدت محتاج تسلیحات باشد. بنابراین، رهبر و فرماندهی که اندکی خرد داشته باشد، ملت خود و کرامت آن را به قدرت‌های دمدمی‌مزاج و منافع متغیر آنان وابسته نمی‌سازد.

تأکید و توجه ویژه پیامبر(ص)، بر ضرورت خودکفایی مسلمانان در تأمین تسلیحات موردنیازشان و قطع وابستگی‌ها و محدودیت‌ها در این زمینه، افزون بر آنکه دوراندیشی وی را می‌نمایاند، بیانگر پافشاری و کوشش او برای تأمین استقلال، آزادی و برتری امت خویش است. حضرت می‌خواست این آرمان‌ها را در وجود مؤمنان هر چه بیشتر استوار سازد و آنان را به‌گونه‌ای تربیت کند که در ملت‌های دیگر هضم و خُرد نشوند، از آنان تأثیر نپذیرند و دنباله‌رو خواسته‌ها و انحراف‌های آنها نباشند.

بُعد دیگر ارتقای توان نظامی مسلمانان، سواره‌نظام آنان بود. سواره‌نظام مسلمانان در آغاز بسیار کم‌شمار و ضعیف بود؛ اما چنان‌که در کتاب‌های سیره هم بیان شده است، این شرایط نامطلوب، با شتاب هرچه‌ تمام‌تر بهبود یافت و پیشرفت‌های شگفت‌آوری در این زمینه رقم زد. چنان که شمار نیروهای سواره‌نظام مسلمانان در غزوه بدر کبری، فقط ۲ تن بود که در غزوه اُحُد به ۵۰[۴۷] و در غزوه تبوک به ۱۰،۰۰۰[۴۸] تن رسید.

پیامبر(ص) در شیوه‌های متداول نبرد در میان عرب‌ها نیز دگرگونی و نوآوری‌هایی پدید آورد. روش شناخته شده نبرد عرب‌ها در آن روزگار، جنگ تن‌به‌تن بر مبنای حمله و گریز بود که در آن، نیروهای مختلف اعم از شمشیرزنان، نیزه‌داران و تیراندازان، با جنگجویان هیچ همکاری و تعاونی نداشتند. اما پیامبر(ص)، نبرد در قالب صف‌های به‌هم‌پیوسته را در عرصه فنون جنگی وارد ساخت. و صف‌هایی برای تیراندازان، نیزه‌داران و نیز برای شمشیرزنان تشکیل داد. هنگام نبرد، تیراندازان از دور، نیروهای دشمن را هدف می‌گرفتند. زمانی که سربازان دشمن نزدیک‌تر می‌شدند، نیزه‌داران با نیزه‌های خود به آنان هجوم می‌بردند و وقتی نیروهای دو لشکر با هم در می‌آمیختند، شمشیرزنان وارد نبرد می‌شدند. بدین‌ترتیب، میان قوای مختلف سپاه اسلام، هماهنگی کاملی شکل می‌گرفت. پیامبر(ص)، تیراندازان را پشت سپاه خود مستقر می‌فرمود و به آنان مأموریت می‌داد سواره‌نظام دشمن را هدف گرفته و سپاه اسلام را محافظت کنند تا دشمنان نتوانند با دور زدن مسلمانان، از پشت سر بر آنان هجوم آورند.

شیوه دیگر حضرت در جنگ‌های خود، محاصره کردن دشمن بود. با این تدبیر، سپاه اسلام، با کمترین هزینه جانی، دشمنان را به تسلیم‌شدن وامی‌داشت.

شیوه‌هایی که پیامبر(ص)، در نبردهای مهم خود با دشمنان، برای مدیریت جنگ به‌کار می‌گرفت، در گذر زمان و بر اساس شرایط حاکم بر سپاه اسلام، تهاجمی‌تر می‌شد. در آغاز، شیوه مبارزه سپاه اسلام، نبرد دفاعی بود. در این مرحله، مسلمانان در برابر هجوم دشمنان ایستادگی می‌کردند و حمله‌های آنان را ناکام می‌ساختند. این، شیوه‌ای بود که پیامبر(ص)، در غزوه‌های پیش از غزوه احزاب، یعنی بدر کبری، اُحُد، بدر دوم و حمراءالاسد به کار گرفت. غزوه احزاب را نیز باید آخرین عرصه بهره‌وری سپاه اسلام از این شیوه جنگی دانست. برهه زمانی استفاده از شیوه مزبور تا پایان سال پنجم هجری بود.

اما پس از آن، وقتی شمار پیروان اسلام و نیروهای سپاه آن رو به فزونی نهاد و اسلام در خارج از مدینه، میان بسیاری قبایل رواج یافت، پیامبر(ص) شیوه مبارزه سپاهش را از جنگ دفاعی به جنگ تهاجمی تغییر داد. در این روش، پیامبر(ص) سپاه خود را آماده و برای جنگ با دشمنان، راهی سرزمین آنان می‌ساخت و در خانه دشمنان بر آنان هجوم می‌برد. پس ویژگی جنگ‌های این مقطع برای سپاه اسلام، کشاندن جنگ به سرزمین دشمن بود. پیشاپیش دشمنانی که سپاه اسلام به آنان در سرزمین خود هجوم می‌برد، مشرکان مکه بودند.

پیامبر اکرم(ص) در غزوه احزاب به یارانش بشارت داد که این جنگ، آخرین مرحله از جنگ دفاعی مسلمانان است و از این ‌پس، سپاه اسلام وارد مرحله جنگ تهاجمی خواهد شد. محمد بن اسماعیل بخاری با سند خود از سلیمان بن صرد روایت کرده است: حضرت پس از شکست‌خوردن احزاب فرمود: «از این ‌پس ما به آنان حمله می‌کنیم نه آنان به ما؛ [از این ‌پس] ما برای جنگ به‌سوی آنان می‌رویم»[۴۹].

بررسی غزوه‌های پیامبر(ص)، با مشرکان و یهودیان، پس از غزوه احزاب، این تغییر روند را آشکارا نشان می‌دهد. با پایان‌یافتن غزوه احزاب، حضرت، یارانش را برای حمله به بنی‌قریظه حرکت داد. در پایان این غزوه، حکم خدا درباره آنان که بر زبان سعد بن معاذ جاری شده بود، اجرا شد و جنگجویانشان کشته شدند؛ زنان و فرزندانشان به اسارت درآمدند و اموالشان که به غنیمت گرفته شده بود، میان مسلمانان تقسیم شد.

حضرت، پس از غزوه بنی‌قریظه، به‌طرف مکه حرکت کرد و غزوه حدیبیه را که با جنگ با مشرکان و اسیر کردن شماری از آنان همراه بود و به انعقاد پیمان صلح میان دو طرف انجامید، فرماندهی کرد. بر اساس این پیمان، دو طرف متعهد می‌شدند تا ده سال جنگ را متوقف سازند.

پیامبر(ص) در گام بعدی، در سال هفتم هجری به‌سوی یهودیان خیبر، لشکر کشید و با ویران‌سازی دژها و کشتن سران و جنگجویانشان، شکستی سخت را بر آنان تحمیل کرد که اثری از آنان باقی نگذاشت.

حضرت در اقدام بعد، به مشرکان پیمان‌شکن مکه و شماری از هم‌پیمان‌های او از قبیله خزاعه را کشته بودند هجوم آورد. با این غزوه، مکه فتح شد؛ کعبه از بت‌ها پاک گردید و پرچم توحید در بیت‌الله‌الحرام و جای‌جای مکه برافراشته شد. سران مشرکان مکه نیز که پیمان‌شکنی کرده بودند، ازآن‌رو که یارای نبرد با پیامبر اسلام(ص)، را در خود نمی‌یافتند، متواری شدند اما حضرت، بسیاری از آنان را عفو کرد و در نتیجه برگشتند و تسلیم شدند.

پیامبر(ص)، سپس به جنگ هوازن رفت و با شکست‌دادن آنان، اموالشان را غنیمت گرفت و زنان و فرزندانشان را اسیر کرد. سپس با تعقیب آنها توانست آنان را در دژ طایف به محاصره درآورد. اهالی طایف نیز پس از اندک زمانی اسلام آوردند و به این شکل، اسلام تمام جزیرةالعرب را فراگرفت.

البته این پیروزی‌ها سبب نشد که حضرت از مسیحیان رومی و عرب که دشمنان نیرومند و کینه‌توزی بودند، غافل شود. او ابتدا سریه موته را به جنگ آنان فرستاد، سپس خود با سپاه اسلام در قالب غزوه تبوک به سویشان لشکر کشید[۵۰].

منابع

پانویس

  1. سوره بقره، آیه ۲۴۶، سوره آل عمران، آیات ۱۲۱، ۱۷۲، ۲۰۰، سوره نساء، آیات ۷۱، ۹۴، ۱۰۲، ۱۰۴، سوره انفال، آیات ۱۶، ۶۰، سوره توبه، آیات ۴۱، ۴۶، ۴۷، ۱۲۳، سوره انبیاء، آیه ۸۰، سوره سبأ، آیه ۱۰.
  2. صادقی و خراسانی‌نژاد، مقاله «آمادگی نظامی»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱؛ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۴۴.
  3. سوره انفال، آیه ۶۰.
  4. التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.
  5. التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۵.
  6. التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ بیان المعانی، ج ۵، ص ۳۰۶.
  7. صادقی و خراسانی‌نژاد، مقاله «آمادگی نظامی»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱.
  8. سوره انفال، آیه ۶۰؛ سوره توبه، آیه ۴۱.
  9. احکام‌القرآن، ج ۲، ص ۹۵۴ و ۹۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۸۵.
  10. التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۷۲.
  11. فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.
  12. سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.
  13. راهنما، ج ۳، ص ۴۰.
  14. سوره بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷.
  15. سوره انبیاء، آیه ۸۰، سوره سبأ، آیه ۱۰-۱۱.
  16. سوره توبه، آیه ۴۶.
  17. المنیر، ج ۱۰، ص ۲۳۷.
  18. سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.
  19. تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۷۶؛ تفسیر راهنما، ج۳، ص ۱۷۸ و ۱۷۹.
  20. سوره نساء، آیه ۱۰۲.
  21. صادقی و خراسانی‌نژاد، مقاله «آمادگی نظامی»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱.
  22. سوره انفال، آیه ۶۰.
  23. جامع‌البیان، مج۶، ج۱۰، ص ۳۹ و ۴۰؛ الدرّالمنثور، ج ۴، ص ۸۳ ۸۶؛ البرهان، ج ۲، ص ۷۰۶ و ۷۰۷.
  24. قمی، ج ۱، ص ۲۷۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۴۰.
  25. المغازی، ج ۳، ص ۸۹۰.
  26. المغازی، ج ۲، ص ۶۴۷ و ۶۴۸.
  27. المنار، ج۱۰، ص۶۲؛ مراغی، مج۴، ج۱۰، ص ۲۴.
  28. جواهرالکلام، ج ۲۸، ص ۲۱۲.
  29. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۱ و ۹۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۰.
  30. المغازی، ج۳، ص۸۹۷ و ج۱، ص ۱۱؛ سیره ابن‌کثیر، ج ۲، ص ۱۶۵؛ فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۴۹۶ ـ ۴۹۸.
  31. قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۰۷و۱۰۸.
  32. سوره انفال، آیه ۶۰، سوره آل عمران، آیه ۲۰۰، سوره توبه، آیه ۴۶.
  33. تفسیر الجواهر، مج ۱، ج ۲، ص ۱۹۸؛ نمونه، ج ۷، ص ۴۳۴؛ راهنما، ج۳، ص۲۶۸.
  34. المنیر، ج ۵، ص ۱۵۱؛ المنار، ج ۵، ص ۲۵۰.
  35. مفاهیم‌القرآن، ج ۲، ص ۵۵۵.
  36. سوره ص، آیه ۳۱.
  37. المغازی، ج ۲، ص ۷۳۵ و ۷۳۶؛ سیره ابن‌هشام، ج ۴، ص ۳۷۱؛ سیره‌ ابن‌ کثیر، ج۳، ص ۱۴۷.
  38. سوره انفال، آیه ۶۰.
  39. نمونه، ج ۷، ص ۲۲۹.
  40. مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۱۲۴.
  41. مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵.
  42. راهنما، ج ۳، ص ۲۶۸.
  43. صادقی و خراسانی‌نژاد، مقاله «آمادگی نظامی»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱.
  44. دبابه: ابزاری جنگی بود که سربازان در داخل آن قرار می‌گرفتند و آن را به پایه دژ دشمن می‌کوبیدند و در پناه آن دیوار قلعه را می‌شکافتند؛ المنجد.
  45. ضبور: نوعی حفاظ چوبی با پوشش چرم که سربازان، زیر آن قرار گرفته به دژها هجوم می‌بردند؛ المنجد.
  46. مؤلف محترم، مدرکی برای گفته‌اش ارائه نکرده است، گویا برداشت اشتباهی از کتاب‌های تاریخی کرده؛ زیرا دو تن که برای آموزش سلاح به جرش رفته بودند، از طرف پیامبر(ص) نبودند بلکه از سوی اهل طایف بر ضد مسلمانان بودند.
  47. در تاریخ طبری، ج۲، ص۱۹۰ و سیره حلبی، ج۲، ص۲۲۱ تعداد اسب مسلمان‌ها در اُحُد را دو رأس نوشته‌اند.
  48. صفوة الصحیح من سیرة النبی(ص)، علی رفیعی، ص٣۵١.
  49. صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۲، ص۴٠٩).
  50. ابوفارس، محمد عبدالقادر، مکتب نظامی پیامبر اعظم، ص ۲۴۱-۲۴۶.