|
|
| (۳۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}} | | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[آمادگی نظامی در قرآن]] - [[آمادگی نظامی در فقه سیاسی]] - [[آمادگی نظامی در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط = }} |
| {{امامت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[آمادگی نظامی در قرآن]] | [[آمادگی نظامی در حدیث]] | [[آمادگی نظامی در نهج البلاغه]] | [[آمادگی نظامی در سیره پیامبر خاتم]]| [[آمادگی نظامی در فقه سیاسی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[آمادگی نظامی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| ==مقدمه==
| | [[آیات]] و [[روایت]] بر اهمیت '''آمادگی نظامی''' تاکید دارند. رفع موانع برای [[ایمان آوردن]] انسانهای مستعد، جلوگیری از همدستی برخی از [[جوامع]] با دشمنان [[اسلام]]، زمینهسازی برای پیمانهای نظامی [[اهلکتاب]] با [[مسلمانان]]، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت [[جزیه]] به [[حکومت اسلامی]] از آثار آمادگی نظامی است. [[وجوب]] آمادگی نظامی، اهتمام [[پیامبر]]{{صل}} و سایر [[پیامبران]]، و [[لزوم]] [[حفظ]] آمادگی نظامی دلیل بر اهمیت آمادگی نظامی است. از ابعاد نظامی میتوان به تهیه و ساخت [[سلاح]]، [[آموزش]] فنون رزم آوری، گرداوری اطلاعات و... اشاره کرد. |
| [[قرآن کریم]]، در [[آیات]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و به یادآور که پگاهان از خانوادهات جدا شدی در حالی که مؤمنان را در سنگرها برای پیکار (احد) جای میدادی و خداوند شنوای داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند ، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیدهاند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا}}<ref>«ای مؤمنان! آمادگیتان را حفظ کنید و دسته دسته یا همگان با هم (برای جهاد) به راه افتید» سوره نساء، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان، چون (برای جهاد) در راه خداوند به سفر میروید خوب بررسی کنید و به کسی که به شما ابراز اسلام میکند نگویید: تو مؤمن نیستی، که بخواهید کالای ناپایدار این جهان را بجویید زیرا غنیمتهای بسیار نزد خداوند است؛ خود نیز در گذشته چنین بودید و خداوند» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«و (به هنگام خطر) چون در میان ایشان بودی و برای آنان نماز برپا داشتی باید گروهی از ایشان با تو (به نماز) ایستند و جنگافزارهایشان را (نیز) با خود بردارند و چون به سجده روند (و رکعت دیگر را فرادی تمام کنند) باید پس شما بایستند و پس از آن دسته دیگری که نماز نخواندهاند با تو نماز بگزارند و (اینان نیز) باید آمادگی (خود را حفظ کنند) و جنگافزارهای خودشان را با خود بردارند؛ کافران دوست میدارند که شما از جنگافزارها و بار و بنه خویش غفلت ورزید و آنان با یک تاخت بر شما بتازند؛ و اگر از باران در سختی باشید با بیمار شوید، گناهی بر شما نیست که جنگافزارها را با خود برندارید و (به هر روی) آمادگیتان را حفظ کنید؛ خداوند برای کافران عذابی خواریآفرین آماده کرده است» سوره نساء، آیه ۱۰۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتادهاید آنان نیز چون شما به رنج افتادهاند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید!» سوره انفال، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}<ref>«و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد - مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره انفال، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>، {{متن قرآن|انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«سبکبار و گرانبار رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خداوند جهاد کنید؛ این، اگر بدانید برای شما بهتر است» سوره توبه، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ}}<ref>«اگر (به راستی) میخواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم میآوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید!» سوره توبه، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«اگر در میان شما روانه میشدند جز شرّ به شما نمیافزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه میکردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! با کافرانی که نزدیک شمایند جنگ کنید و باید در شما صلابت بیابند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۱۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاكِرُونَ}}<ref>«و برای شما ساختن زرهی را به او آموختیم تا از (گزند) جنگتان نگه دارد پس آیا شما سپاسگزار هستید؟» سوره انبیاء، آیه ۸۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}<ref>«و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوهها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم» سوره سبأ، آیه ۱۰.</ref> به صراحت یا اشاره، به موضوع [[آمادگی نظامی]] پرداخته و مباحث متنوعی را در میان [[مفسّران]] پدید آورده است که مهمترین آنها عبارت است از: | |
| # [[هدف]] و آثار آمادگی نظامی؛
| |
| #اهمّیّت آمادگی نظامی؛
| |
| #ابعاد آمادگی نظامی، شامل تهیّه و ساخت [[سلاح]] و ادوات [[جنگی]]، [[آموزش]] [[فنون]] رزمآوری، [[آمادهسازی روحی]] و [[معنوی]] [[رزمندگان]]، تأمین و گردآوری اطلاعات، برگزاری رزمایشهای نظامی، تخصیص بودجههای نظامی و [[مرزبانی]].
| |
|
| |
|
| برجستهترین واژگان شناسای این مدخل در [[قرآن]]، عبارت است از:
| | == مقدمه == |
| #'''اعداد:''' فراهم آوردن تفصیلی و دقیق هر چیز.<ref> التحقیق، ج ۸، ص ۵۱، «عدّ».</ref> این واژه، در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> آمده و [[مؤمنان]] را به گردآوری همه امکانات [[نبرد]] فراخوانده است.
| | [[قرآن کریم]]، در [[آیات]] مختلفی از [[قرآن کریم]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۶، سوره آل عمران، آیات ۱۲۱، ۱۷۲، ۲۰۰، سوره نساء، آیات ۷۱، ۹۴، ۱۰۲، ۱۰۴، سوره انفال، آیات ۱۶، ۶۰، سوره توبه، آیات ۴۱، ۴۶، ۴۷، ۱۲۳، سوره انبیاء، آیه ۸۰، سوره سبأ، آیه ۱۰.</ref> به صراحت یا اشاره، به موضوع آمادگی نظامی پرداخته و مباحث متنوعی را در میان [[مفسّران]] پدید آورده است که مهمترین آنها عبارت است از: [[هدف]] و آثار آمادگی نظامی؛ اهمّیّت آمادگی نظامی و ابعاد آمادگی نظامی، شامل تهیّه و ساخت [[سلاح]] و ادوات [[جنگی]]، [[آموزش]] فنون رزمآوری، آمادهسازی روحی و معنوی [[رزمندگان]]، تأمین و گردآوری اطلاعات، برگزاری رزمایشهای نظامی، تخصیص بودجههای نظامی و [[مرزبانی]]<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۴.</ref>. |
| # '''[[حذر]]:''' [[پرهیز]] همراه با [[خوف]] و [[اضطراب]].<ref> التحقیق، ج ۲، ص ۱۸۲، «حذر».</ref> این واژه در آیات {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا}}<ref>«ای مؤمنان! آمادگیتان را حفظ کنید و دسته دسته یا همگان با هم (برای جهاد) به راه افتید» سوره نساء، آیه ۷۱.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«و (به هنگام خطر) چون در میان ایشان بودی و برای آنان نماز برپا داشتی باید گروهی از ایشان با تو (به نماز) ایستند و جنگافزارهایشان را (نیز) با خود بردارند و چون به سجده روند (و رکعت دیگر را فرادی تمام کنند) باید پس شما بایستند و پس از آن دسته دیگری که نماز نخواندهاند با تو نماز بگزارند و (اینان نیز) باید آمادگی (خود را حفظ کنند) و جنگافزارهای خودشان را با خود بردارند؛ کافران دوست میدارند که شما از جنگافزارها و بار و بنه خویش غفلت ورزید و آنان با یک تاخت بر شما بتازند؛ و اگر از باران در سختی باشید با بیمار شوید، گناهی بر شما نیست که جنگافزارها را با خود برندارید و (به هر روی) آمادگیتان را حفظ کنید؛ خداوند برای کافران عذابی خواریآفرین آماده کرده است» سوره نساء، آیه ۱۰۲.</ref> آمده و مؤمنان، [[مأمور]] برگرفتن {{متن قرآن|حِذْرَ}} ( [[جنگافزار]]) شدهاند.
| |
| #'''ربط:''' محکم بستن و پیوند دادن چیزی برای [[ثابت]] ماندن بر حالت نخستین.<ref>التحقیق، ج ۴، ص ۲۸، «ربط».</ref> مشتقّات این واژه، در آیه {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref> به مفهوم مرزبانی آمده است. مفسّران، در دلالت واژههای حذر و اعداد و نیز واژه رباط در آیه {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> بر آمادگی نظامی اتّفاق نظر دارند؛ امّا درباره دلالت واژه رباط بر [[آمادگی نظامی]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref> دو گونه سخن گفتهاند که یکی از آنها دربرگیرنده همین مفهوم است.<ref>جامعالبیان، مج۳، ج۴، ص۲۹۲ و ۲۹۳؛ مجمعالبیان، ج۲، ص ۹۱۸.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[هدف]] و آثار آمادگی نظامی== | | == [[هدف]] و آثار آمادگی نظامی == |
| [[جوامع انسانی]] براساس نیازهای مشترک پدید آمدهاند و تضاد [[منافع]]، بروز [[جنگ]] میان آنان را ناگزیر ساخته است؛ از این رو، آمادگی نظامی از ضروریّات [[حیات اجتماعی]] به شمار رفته، پذیرفتهترین هدفِ آن، [[حفاظت]] از منافع [[مادّی]] و معنویِ فردی و [[اجتماعی]] است. این معنا مورد [[پذیرش]] [[قرآن]] است: {{متن قرآن| تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ }}<ref>« دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> از آنجا که " رُهب " یا "رَهبَة" [[ترس]] همراه با دوری از خطر است ،<ref>مفردات، ص ۳۶۶، «رهب».</ref> این ترس، نقش بازدارنده داشته، از [[تجاوز]] [[دشمنان]] به مرزهای مادّی و معنویِ [[مسلمانان]] جلوگیری میکند و روشن است که [[متجاوز]] را جز با نمایاندن سرانجام تجاوز، نمیتوان هشدار داد. برخی گفتهاند: کاربرد حرف "[[لام]]" در عبارت {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ}} به جای "علی" بیانگر آن است که آمادگی نظامی مسلمانان برای [[دفاع]] است و رویارو نشدن دشمنان با مسلمانان یقیناً به نفع خودشان خواهد بود ؛<ref> الفرقان، ج ۹ و ۱۰، ص ۲۷۵.</ref> همچنین عبارت {{متن قرآن|وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ}} در آیه یاد شده، بر [[ضرورت]] [[آمادگی]] برای رویارو شدن با دشمنان ناشناخته تأکید دارد که موجب [[پیشگیری]] از غافلگیری نیروهای [[مسلمان]] شده، [[طمع]] ایشان [[بریده]] خواهد شد.<ref>نمونه، ج ۷، ص ۲۲۸.</ref> | | [[جوامع انسانی]] براساس نیازهای مشترک پدید آمدهاند و تضاد منافع، بروز [[جنگ]] میان آنان را ناگزیر ساخته است؛ از این رو، آمادگی نظامی از ضروریّات حیات اجتماعی به شمار رفته، پذیرفتهترین هدفِ آن، حفاظت از منافع مادّی و معنویِ فردی و [[اجتماعی]] است. این معنا مورد پذیرش [[قرآن]] است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> . |
|
| |
|
| برخی [[مفسّران]]، دشمنان ناشناس را منافقانی که دشمنیشان را [[پنهان]] ساختهاند، دانسته و گروهی دیگر، آنها را دشمنانی خارجی که خصومتشان را آشکار نکردهاند، میدانند ؛<ref>جامعالبیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۴۱؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص ۸۵۳.</ref> ولی آیه میتواند همه آنها را در بربگیرد؛ بنابراین، هدف از آمادگی مستمر نظامی، جلوگیری از تجاوز دشمنان شناخته شده و ناشناس به [[حریم]] [[مادّی]] و [[معنوی]] [[اسلام]] و [[مسلمانان]] است. موارد ذیل را نیز از آثار [[آمادگی نظامی]] برشمردهاند: رفع موانع برای [[ایمان آوردن]] انسانهای مستعد،<ref>التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.</ref> جلوگیری از همدستی برخی از [[جوامع]] با [[دشمنان اسلام]] ،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۵.</ref> [[زمینهسازی]] برای [[پیمانهای نظامی]] [[اهلکتاب]] با مسلمانان، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت [[جزیه]] به [[حکومت اسلامی]].<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ بیان المعانی، ج ۵، ص ۳۰۶.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| | هدف از آمادگی مستمر نظامی، جلوگیری از تجاوز دشمنان شناخته شده و ناشناس به حریم مادّی و [[معنوی]] [[اسلام]] و [[مسلمانان]] است. موارد ذیل را نیز از آثار آمادگی نظامی برشمردهاند: رفع موانع برای [[ایمان آوردن]] انسانهای مستعد<ref>التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.</ref>، جلوگیری از همدستی برخی از [[جوامع]] با دشمنان اسلام<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۵.</ref>، زمینهسازی برای پیمانهای نظامی [[اهلکتاب]] با مسلمانان، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت [[جزیه]] به [[حکومت اسلامی]]<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ بیان المعانی، ج ۵، ص ۳۰۶.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]].</ref> |
|
| |
|
| ==اهمیت آمادگی نظامی== | | == اهمیت آمادگی نظامی == |
| شماری از [[آیات]] با تعابیر گوناگون به نقش برجسته این موضوع پرداختهاند: | | شماری از [[آیات]] با تعابیر گوناگون به نقش برجسته این موضوع پرداختهاند: |
| ===[[وجوب]] آمادگی نظامی===
| | # [[وجوب]] آمادگی نظامی: [[قرآن]] کریم<ref>سوره انفال، آیه ۶۰؛ سوره توبه، آیه ۴۱.</ref> به آمادگی نظامی [[فرمان]] داده است. گروهی از [[فقیهان]] و [[مفسّران]]، آمادگی نظامی را [[واجب عینی]]<ref>احکامالقرآن، ج ۲، ص ۹۵۴ و ۹۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۸۵.</ref> و گروهی دیگر، [[واجب کفایی]] دانستهاند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۷۲.</ref>؛ از این رو، آمادگی نظامی از نظر وجوب و اهمّیّت در حکم جهاد است<ref>فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.</ref>. |
| [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> به آمادگی نظامی و در آیه {{متن قرآن|انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَ جـهِدوُا بأمولِکُم و أنفُسِکُم فِی سَبیلِ اللّهِ ذلِکُم خیرٌ لَکُم إن کُنتُم تَعلَمُون}}<ref>«سبکبار و گرانبار رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خداوند جهاد کنید؛ این، اگر بدانید برای شما بهتر است» سوره توبه، آیه ۴۱.</ref> به بیرون رفتن از [[وطن]] که از مصادیق [[آمادگی]] است، [[فرمان]] داده است. گروهی از [[فقیهان]] و [[مفسّران]]، آمادگی نظامی را [[واجب]] [[عینی]] <ref>احکامالقرآن، ج ۲، ص ۹۵۴ و ۹۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۸۵.</ref> و گروهی دیگر، [[واجب کفایی]] دانستهاند؛<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۷۲.</ref> از این رو، آمادگی نظامی از نظر وجوب و اهمّیّت در [[حکم جهاد]] است.<ref>فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | | # اهتمام [[پیامبر گرامی اسلام]]: عزیمت [[رسول خدا]] در آستانه [[جنگ اُحد]] برای استقرار [[مجاهدان]] در پایگاههای [[جنگی]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.</ref> نشانه اهتمام خاص [[پیامبر]] {{صل}} به آمادگی نظامی است<ref>راهنما، ج ۳، ص ۴۰.</ref>. |
| | # اهتمام سایر [[پیامبران]]: پاسخ مثبت [[پیامبری]] از [[بنیاسرائیل]] به درخواست [[مردم]] و تعیین فرمانده که از ضروریّات آمادگی نظامی است<ref>سوره بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷.</ref> نمونهای از اهتمام سایر [[پیامبران]] است. از دیگر نمونههای آن، زرهسازی [[حضرت داوود]] است<ref>سوره انبیاء، آیه ۸۰، سوره سبأ، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. |
| | # آمادگی نظامی نشانه [[ایمان]]: از دید [[مفسّران]]، نکوهش [[خداوند]] از [[منافقان]] که ساز و برگ [[جنگی]] را پیش از [[نبرد]] فراهم نیاوردهاند<ref>سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> از نشانههای نفاق و باعث سلب [[توفیق]] [[جهاد]] از آنان است<ref> المنیر، ج ۱۰، ص ۲۳۷.</ref>. |
| | # [[ستایش]] از مجروحان آماده رزم: [[قرآن]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref> به ستایش از مجروحانی پرداخته که پس از زخمی شدن در نبرد [[اُحد]]، با رساندن خود به جبهه [[جنگ]]، آمادگیشان را اعلام کردهاند<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۷۶؛ تفسیر راهنما، ج۳، ص ۱۷۸ و ۱۷۹.</ref>. |
| | # [[لزوم]] [[حفظ]] آمادگی نظامی در [[نماز]]: |
| | نماز، بر سایر عبادتها [[برتری]] دارد؛ امّا نمیتواند مانع از آمادگی نظامی شده، [[مسلمانان]] را از رویارویی با [[دشمن]] باز دارد؛ از این رو خداوند [[دستور]] داده است [[مجاهدان]]، جنگ افزارهای خود را در حال نماز در دست داشته باشند<ref>سوره نساء، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]].</ref> |
|
| |
|
| ===اهتمام [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}}=== | | == ابعاد آمادگی نظامی == |
| عزیمت [[رسول خدا]] در آستانه [[جنگ اُحد]] برای استقرار [[مجاهدان]] در پایگاههای [[جنگی]]: {{متن قرآن|وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و به یادآور که پگاهان از خانوادهات جدا شدی در حالی که مؤمنان را در سنگرها برای پیکار (احد) جای میدادی و خداوند شنوای داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.</ref> نشانه اهتمام خاص [[پیامبر]]{{صل}} به آمادگی نظامی است که برخی، آن را از این آیه برداشت کردهاند.<ref>راهنما، ج ۳، ص ۴۰.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| | # تهیه و ساخت [[سلاح]] و ادوات [[جنگی]]: برخی [[مفسّران]]<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> آمادگی نظامی را به ادوات جنگی رایج در صدر اسلام منحصر دانستهاند. آنان به ظاهرِ روایاتی از [[رسولخدا]] {{صل}} تمسّک جستهاند که فرموده: مقصود از قوّه در [[آیه]] مزبور، همان [[شمشیر]] یا [[تیراندازی]] یا سپر است<ref>جامعالبیان، مج۶، ج۱۰، ص ۳۹ و ۴۰؛ الدرّالمنثور، ج ۴، ص ۸۳ ۸۶؛ البرهان، ج ۲، ص ۷۰۶ و ۷۰۷.</ref>؛ برخی از [[روایات]] نیز به عمومیّت هرگونه سلاحی تصریح میکنند<ref>قمی، ج ۱، ص ۲۷۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۴۰.</ref>. |
| ===اهتمام سایر [[پیامبران]]===
| |
| پاسخ مثبت [[پیامبری]] از [[بنیاسرائیل]] به درخواست [[مردم]] و [[تعیین]] [[فرمانده]] که از ضروریّات آمادگی نظامی است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref> نمونهای از اهتمام سایر [[پیامبران]] است. از دیگر نمونههای آن، زرهسازی [[حضرت داوود]] است که در [[آیات]] {{متن قرآن|وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاكِرُونَ}}<ref>«و برای شما ساختن زرهی را به او آموختیم تا از (گزند) جنگتان نگه دارد پس آیا شما سپاسگزار هستید؟» سوره انبیاء، آیه ۸۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ }}<ref>«و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوهها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم (به او گفتیم) که زرههایی بباف و در زرهبافی اندازه بدار؛ و کاری شایسته انجام دهید که من به آنچه انجام میدهید بینایم» سوره سبأ، آیه ۱۰-۱۱.</ref> به این موضوع و کاربرد [[دفاعی]] زره پرداخته است.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| |
| ===[[آمادگی نظامی]] نشانه [[ایمان]]===
| |
| از دید [[مفسّران]]، [[نکوهش]] [[خداوند]] از [[منافقان]] که ساز و برگ [[جنگی]] را پیش از [[نبرد]] فراهم نیاوردهاند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ}}<ref>«اگر (به راستی) میخواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم میآوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید!» سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> از [[نشانههای نفاق]] و باعث [[سلب]] [[توفیق]] [[جهاد]] از آنان است.<ref> المنیر، ج ۱۰، ص ۲۳۷.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| |
| ===[[ستایش]] از مجروحان آماده رزم===
| |
| [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند ، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیدهاند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref> به ستایش از مجروحانی پرداخته که پس از زخمی شدن در نبرد [[اُحد]]، با رساندن خود به [[جبهه]] [[جنگ]]، آمادگیشان را اعلام کردهاند.<ref>نمونه، ج۳، ص۱۷۶؛ راهنما، ج۳، ص ۱۷۸ و ۱۷۹.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | |
| ===[[لزوم]] [[حفظ]] آمادگی نظامی در [[نماز]]===
| |
| نماز، بر سایر عبادتها [[برتری]] دارد؛ امّا نمیتواند مانع از آمادگی نظامی شده، [[مسلمانان]] را از رویارویی با [[دشمن]] باز دارد؛ از این رو خداوند [[دستور]] داده است که [[مجاهدان]]، جنگ افزارهای خود را در حال نماز برگیرند: {{متن قرآن|وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«و (به هنگام خطر) چون در میان ایشان بودی و برای آنان نماز برپا داشتی باید گروهی از ایشان با تو (به نماز) ایستند و جنگافزارهایشان را (نیز) با خود بردارند و چون به سجده روند (و رکعت دیگر را فرادی تمام کنند) باید باید پس شما بایستند و پس از آن دسته دیگری که نماز نخواندهاند با تو نماز بگزارند و (اینان نیز) باید آمادگی (خود را حفظ کنند) و جنگافزارهای خودشان را با خود بردارند؛ کافران دوست میدارند که شما از جنگافزارها و بار و بنه خویش غفلت ورزید و آنان با یک تاخت بر شما بتازند؛ و اگر از باران در سختی باشید با بیمار شوید، گناهی بر شما نیست که جنگافزارها را با خود برندارید و (به هر روی) آمادگیتان را حفظ کنید؛ خداوند برای کافران عذابی خواریآفرین آماده کرده است.» سوره نساء، آیه ۱۰۲.</ref> در این آیه، نمازِ [[خوف]] [[تشریع]] شده است. در نماز خوف، [[رزمندگان]] دو گروه میشوند و با حفظ آمادگی نظامی به نوبت نماز میگزارند. مفسّران و [[فقیهان]] در چگونگی این نماز [[اختلاف]] دارند؛ امّا همگی بر [[لزوم]] [[حفظ]] [[آمادگی نظامی]] در [[نماز]] [[خوف]] متّفقند.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ==ابعاد آمادگی نظامی==
| | [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز به گردآوری و ساخت سلاحهای پیشرفته [[روزگار]] خود اهتمام ویژهای داشت؛ چنانکه برای تأمین نیاز تسلیحاتی سپاه اسلام در ایام [[جنگ حنین]]، زرههایی را از [[صفوان بن امیّه]] [[قرض]] گرفت<ref> المغازی، ج ۳، ص ۸۹۰.</ref> و در [[غزوه خیبر]]، با بهرهگیری از اطلاعات یک یهودیِ [[اسیر]]، به [[انبار]] سلاح [[دشمن]] دست یافت و [[مسلمانان]] برای نخستین بار، "منجنیق" (بزرگترین سلاح جنگی آن [[روزگار]] برای پرتاب سنگ) و "دبابه" (اتاقکی چوبی، پوشیده از چرم که در آن پنهان شده و برای رخنه در دیوار قلعه به آن نزدیک میشدند) را به کار گرفتند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۶۴۷ و ۶۴۸.</ref>. بنابراین، با توجّه [[آیات قرآن]] و [[سیره پیامبر]]، [[مسلمانان]] نه تنها باید پیشرفتهترین سلاحهای هر عصر را به دست آورند، بلکه خود باید آنها را بسازند تا از [[وابستگی]] به [[بیگانگان]] [[رهایی]] یابند<ref>المنار، ج۱۰، ص۶۲؛ مراغی، مج۴، ج۱۰، ص ۲۴.</ref>. |
| ===تهیه و ساخت [[سلاح]] و ادوات [[جنگی]]===
| | # [[آموزش]] فنون رزم آوری: از مهمترین نشانههای اهتمام [[رسولخدا]] به آمادهسازی نیروهای رزمی، آن است که او خود مسابقههای اسبسواری و تیراندازی برگزار میکرد و برد و باخت [[مالی]] را در آن روا میشمرد. این [[حکم]]، همواره نزد [[فقیهان]] (در باب [[سبق و رمایه]]) مسلّم شمرده شده است<ref>جواهرالکلام، ج ۲۸، ص ۲۱۲.</ref>. نمونه روشن بهرهگیری مسلمانان از روشهای نظامی، حفر [[خندق]] در نبرد [[احزاب]] است که برای جلوگیری از ورود [[دشمن]] به [[مدینه]]، با پیشنهاد [[سلمان فارسی]] و دستور پیامبر برای نخستین بار، انجام و دشمن با [[شکست]] رو به رو شد<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۱ و ۹۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۰.</ref>. [[استتار]] (استفاده از موانع طبیعی و غیر طبیعی برای پنهان ماندن از دید دشمن) یکی دیگر از تاکتیکهای [[جنگی]] است که مواردی از [[سیره]]<ref>المغازی، ج۳، ص۸۹۷ و ج۱، ص ۱۱؛ سیره ابنکثیر، ج ۲، ص ۱۶۵؛ فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۴۹۶ ـ ۴۹۸.</ref> و نیز [[شأن نزول]] [[سوره عادیات]] به آن اشاره دارد<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۰۷و۱۰۸.</ref>. |
| برخی [[مفسّران]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> آمادگی نظامی را به ادوات جنگی رایج در [[صدر اسلام]] منحصر دانستهاند. آنان به ظاهر روایاتی از [[رسولخدا]]{{صل}} تمسّک جستهاند که فرموده: مقصود از قوّه در [[آیه]] مزبور، همان [[شمشیر]] یا [[تیراندازی]] یا سپر است؛<ref>جامعالبیان، مج۶، ج۱۰، ص ۳۹ و ۴۰؛ الدرّالمنثور، ج ۴، ص ۸۳ ۸۶ ؛ البرهان، ج ۲، ص ۷۰۶ و ۷۰۷.</ref> امّا مفسّران متأخر، با توجّه به ادلّهای، بر این باورند که [[حکم]] این آیه، کلّی و عمومی است و به تناسب [[مقتضیات زمان]] و مکان، همه سلاحهای [[روز]] را شامل میشود.<ref> المنار، ج۱۰، ص ۶۱ ـ ۶۳ ؛ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵؛ بیانالمعانی، ج ۵، ص ۳۰۴ ـ ۳۰۶.</ref> عبارتِ {{متن قرآن|مَا اسْتَطَعْتُمْ}} = "هرچه در توان دارید" و نکره آمدن کلمه {{متن قرآن|قُوَّةٍ}}، در عمومیّت آیه صراحت دارند و [[جاودانگی]] [[احکام]] [[قرآن]]، مقتضی چنین برداشتی است. برخی از [[روایات]] نیز به عمومیّت هرگونه سلاحی تصریح میکنند؛<ref> قمی، ج ۱، ص ۲۷۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۴۰.</ref> بنابراین، روایات پیش گفته، فقط به ادوات جنگی [[زمان]] [[نزول]] [[آیات]] نظر داشته، در هر عصری، [[سلاحهای پیشرفته]] زمینی، هوایی و دریایی متناسب با زمان، از مصادیق « قوّة » به شمار میرود.<ref>فقهالقرآن، ج ۱، ص ۲۵۴.</ref>
| | # آمادهسازی روحی [[رزمندگان]]: از برخی آیات استفاده میشود که توانمندی [[روحی]] و [[معنوی]] رزمندگان [[اسلام]]، از ابعاد مهمّ آمادگی نظامی است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰، سوره آل عمران، آیه ۲۰۰، سوره توبه، آیه ۴۶.</ref>.<ref> تفسیر الجواهر، مج ۱، ج ۲، ص ۱۹۸؛ نمونه، ج ۷، ص ۴۳۴؛ راهنما، ج۳، ص۲۶۸.</ref> |
| | # تأمین و گردآوری اطلاعات: از آیاتی که [[ضرورت]] ایجاد تشکیلات اطّلاعاتی از آن برداشت میشود آیه ۷۱ و ۹۴ سوره نساء، است که [[مؤمنان]] را به برگرفتن "حذر" [[مأمور]] ساخته و از لوازم مصونیّت از آسیب [[دشمن]]، [[شناخت]] موقعیّت جغرافیایی استقرار دشمن و نیروی [[جنگی]] او و همچنین [[آگاهی]] از نقاط [[اختلاف]] و اتّفاق [[دشمنان]] متعدّد است<ref>المنیر، ج ۵، ص ۱۵۱؛ المنار، ج ۵، ص ۲۵۰.</ref>. از [[سیره]] [[رسول]] {{صل}} استفاده میشود که، به یکی از شیوههای ذیل به گردآوری اطّلاعات و خنثیسازی فعّالیّتهای [[جاسوسی]] دشمن [[اقدام]] میکرد: |
| | ## اعزام جاسوس به درون اردوگاههای دشمن برای آگاهی از موقعیّت جغرافیایی، شمار نیروهای دشمن و توان رزمی آنها، |
| | ## خبریابی از نیروهای محلّی در نقاط گوناگون، |
| | ## تشکیل گروههای توانمند ضدّ اطلاعات<ref>مفاهیمالقرآن، ج ۲، ص ۵۵۵.</ref>. |
| | # رزمایشهای نظامی: یکی از ضرورترین ابعاد آمادگی نظامی که در [[آمادگی روحی]] و رزمی نیروها مؤثّر است و [[قدرت]] [[مسلمانان]] را به دشمن نشان میدهد، رزمایشهای نظامی و نمایش قدرت است. نیروهای نظامی نه تنها باید در کاربرد همه سلاحها و فنون رزمی مهارت داشته باشند، بلکه باید این توان را به نمایش گذاشته، با ایجاد [[رعب]] و [[هراس]] در [[دل]] دشمن، [[فکر]] [[تجاوز]] را از ذهن او بیرون آورند. شاید بتوان رزمایش نظامی را از آنچه [[قرآن]] درباره سان دیدن [[سلیمان]] از اسبهای [[جنگی]] بیان کرده، استفاده کرد<ref>سوره ص، آیه ۳۱.</ref>. در [[سیره]] [[رسولخدا]] نیز این مورد از جایگاهی ویژه برخوردار بوده است<ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۳۵ و ۷۳۶؛ سیره ابنهشام، ج ۴، ص ۳۷۱؛ سیره ابن کثیر، ج۳، ص ۱۴۷.</ref>. نمایش [[قدرت]]، موجب شد که در [[دل]] [[کفار]] [[هراس]] افتاده، [[فکر]] هرگونه مقاومتی از ذهن آنان رخت بربندد؛ در نتیجه، مرکز [[کفر]] و [[شرک]]، صبحگاهان، بدون [[خونریزی]] به تصرّف سپاه اسلام درآمد. |
| | # تخصیص بودجههای نظامی: همه ابعاد آمادگی نظامی، [[نیازمند]] پشتیبانی [[مالی]] است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. پس از دستور آمادهباش نظامی به [[انفاق در راه خدا]] پرداخته است. در بسیاری از [[آیات قرآن]]، [[سخن]] از [[انفاق]] آمده؛ امّا به طور مسلّم یکی از موارد اساسی انفاق، اختصاص بودجههای نظامی است<ref>نمونه، ج ۷، ص ۲۲۹.</ref>. تأمین بودجه نظامی، از [[وظایف]] [[حکومت اسلامی]] است؛ امّا هنگام نیاز، بر دوش یکایک [[مسلمانان]] نیز نهاده شده است<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۱۲۴.</ref>. |
| | # مرزبانی: از برجستهترین نشانههای آمادگی نظامی، [[هوشیاری]] در حراست از مرزهاست. گروهی درباره جایگاه مرزبانی معتقدند که [[هدف]] نهایی از آمادگی نظامی، جز با "مرزبانی" کامل نخواهد شد<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵.</ref> و مرزبانی را از نشانههای [[تقوا]] شمردهاند<ref>راهنما، ج ۳، ص ۲۶۸.</ref>. [[روایات]] [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز بر این مسأله تأکید دارد. مهمترین فایده مرزبانی، رسیدن سریع [[اخبار]] و اطلاعات از تحرّکات [[دشمن]] به مرکز حکومت اسلامی است<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]].</ref>. |
|
| |
|
| [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به گردآوری و ساخت سلاحهای پیشرفته [[روزگار]] خود اهتمام ویژهای داشت؛ چنانکه برای [[تأمین نیاز]] تسلیحاتی [[سپاه اسلام]] در ایام [[جنگ حنین]]، زرههایی را از [[صفوان]] بن [[امیّه]] [[قرض]] گرفت <ref> المغازی، ج ۳، ص ۸۹۰.</ref> و در [[غزوه خیبر]]، با بهرهگیری از اطلاعات یک یهودیِ [[اسیر]]، به [[انبار]] سلاح [[دشمن]] دست یافت و [[مسلمانان]] برای نخستین بار، "منجنیق" ( بزرگترین سلاح جنگی آن [[روزگار]] برای پرتاب سنگ) و "دبابه" ( اتاقکی چوبی، پوشیده از چرم که در آن [[پنهان]] شده و برای رخنه در دیوار قلعه به آن نزدیک میشدند) را به کار گرفتند.<ref>المغازی، ج ۲، ص ۶۴۷ و ۶۴۸.</ref> [[پیامبر]]، "[[عروه بن مسعود]] و " [[غیلان بن سلمه]]" را به جُرَش ( واقع در [[یمن]]) فرستاد تا ساخت منجنیق و "عراده" ( وسیلهای کوچکتر از منجنیق) را بیاموزند؛<ref>المغازی، ج ۳، ص ۹۲۴؛ سیره ابنهشام، ج ۴، ص ۴۷۸؛ ادبالحرب، ص ۱۸۴.</ref>بنابراین، با توجّه به [[دستور]] عامّ [[آیه]] و [[سیره پیامبر]]، [[مسلمانان]] نه تنها باید پیشرفتهترین سلاحهای هر عصر را به دست آورند، بلکه خود باید آنها را بسازند تا از [[وابستگی]] به [[بیگانگان]] [[رهایی]] یابند؛<ref> المنار، ج۱۰، ص۶۲ ؛ مراغی، مج۴، ج۱۰، ص ۲۴.</ref> چنانکه [[قرآن]] در این باره به [[حضرت داوود]] [[فرمان]] میدهد که زرههای فراخ بسازد و حلقهها را اندازهگیری کند: {{متن قرآن|أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«(به او گفتیم) که زرههایی بباف و در زرهبافی اندازه بدار؛ و کاری شایسته انجام دهید که من به آنچه انجام میدهید بینایم» سوره سبأ، آیه ۱۱.</ref> و چون نیروهای فراهم آمده باید [[دشمنان]] را بترساند، [[ضرورت]] دارد که جنبه هراسانگیزی سلاحها نیز رعایت شود.<ref>المنیر، ج ۱۰، ص ۵۱.</ref> گروهی از [[مفسّران]]، "[[حِذر]]" را در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا}}<ref>«ای مؤمنان! آمادگیتان را حفظ کنید و دسته دسته یا همگان با هم (برای جهاد) به راه افتید» سوره نساء، آیه ۷۱.</ref>[[سلاح]] و ادوات [[جنگی]] دانستهاند؛ زیرا [[انسان]] در [[پرهیز]] همراه با [[هراس]]، برای [[دفاع]] از خویش سلاح برمیگیرد؛<ref>جامعالبیان، مج ۴، ج ۵، ص ۲۲۷؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص ۱۱۲.</ref> امّا بسیاری دیگر از مفسّرانِ متأخر، حِذر را عامتر از سلاح دانسته و آن را به هر چیزی که انسان در پرهیز از خطر به کار میبندد، [[تفسیر]] کردهاند <ref>المنار، ج ۶، ص ۲۵۰و۲۵۱؛ مراغی، مج ۲، ج ۵، ص ۸۷و۸۸.</ref> که در این صورت، افزون بر تهیه سلاح، شامل [[آگاهی]] از نقاط [[ضعف]] و [[قوّت]] [[دشمن]] یا امور [[دفاعی]] دیگر نیز میشود.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | | == ارتقا و افزایش توان نظامی == |
| | [[پیامبر]]{{صل}}، سپاهی نیرومند تشکیل داد که تمام دستاوردهای نظامی دوران خود را در عرصههای طرحریزی، [[آموزش]] و تجهیز تسلیحاتی در آن لحاظ فرموده بود. [[سیره نبوی]] چنین مینمایاند این [[سپاه]]، نیروی نظامی [[توانمندی]] بود که [[نظام سیاسی اسلام]] را [[استوار]] ساخت؛ پایههایش آن را نیرومند گرداند و در برابر تجاوزهای روزافزون [[دشمنان]] که نیروهای نظامیشان پیوسته در شمار، تجهیزات و قابلیتهای نظامی در حال نیرومندتر شدن بود، از این [[نظام سیاسی]] نوپا [[دفاع]] کرد. |
|
| |
|
| ===[[آموزش]] [[فنون]] رزم آوری===
| | پیامبر{{صل}}، با [[یاری]] [[پروردگار]]، تمام تواناییها و امکاناتی را که در [[اختیار]] داشت برای ترویج اسلام و نیز از میان برداشتن [[نظامهای سیاسی]] که در برابر [[دعوت]] او مانعتراشی میکردند، به کار بسته بود. [[صحابیان]] حضرت نیز با ارشادهای او در تحقق این [[هدف]] میکوشیدند. آنان در این راه، عمر، [[دارایی]] و قابلیتهای [[فکری]]، [[سیاسی]] و [[تربیتی]] خود را به کار گرفتند. |
| برخی، با استفاده از عمومِ [[حکم]] آیه {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> و [[روایات]] و [[سیره پیامبر]]، مباحث مهمّی را به [[آموزش]] جهادگران اختصاص دادهاند. روایاتی از حضرت رسول{{صل}} در [[تفسیر]] این [[آیه]] آمده که {{متن قرآن|قُوَّةٍ}} را به [[تیراندازی]] تفسیر کرده و به [[مسلمانان]] [[دستور]] داده است تا به فرزندانشان [[فنون]] رزمآوری، چون تیراندازی و اسبسواری را بیاموزند؛ چنانکه خود [[حضرت]] نیز اهتمام خاصّی به آموزشهای نظامی داشته، ضمن شرکت در مسابقههای تیراندازی، میفرمود: ای [[فرزندان]] [[اسماعیل]] ! تیراندازی کنید که پدرتان هم تیرانداز بوده است.<ref>الدرّالمنثور، ج ۴، ص ۸۷.</ref> از [[پیامبر]]{{صل}} درباره تداوم آموزشهای نظامی نیز چنین [[روایت]] شده است: هرکس تیراندازی بیاموزد، سپس آن را رها و فراموش کند، از امر من [[سرپیچی]] یا نعمتی را [[ناسپاسی]] کرده است.<ref> الدرّالمنثور، ج ۴، ص ۸۶.</ref>
| |
|
| |
|
| از مهمترین نشانههای اهتمام [[رسولخدا]] به [[آمادهسازی]] نیروهای رزمی، آن است که او خود مسابقههای اسبسواری و تیراندازی برگزار میکرد و برد و باخت [[مالی]] را در آن روا میشمرد. این [[حکم]]، همواره نزد [[فقیهان]] ( در باب [[سبق و رمایه]]) مسلّم شمرده شده است.جواهرالکلام، ج ۲۸، ص ۲۱۲.</ref> [[مفسّران]]، از آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا}}<ref>«ای مؤمنان! آمادگیتان را حفظ کنید و دسته دسته یا همگان با هم (برای جهاد) به راه افتید» سوره نساء، آیه ۷۱.</ref> چگونگی حرکت نیروها را برداشت کردهاند؛ به این صورت که نیروها به تناسب شرایط محیطی و موقعیّت [[دشمن]]، به شکل دستههای پراکنده یا به صورت گروهی به سوی دشمن رهسپار شوند.<ref>مراغی، مج ۲، ج ۵، ص ۸۸.</ref>
| | این نکته را نیز [[سیره پیامبر]]{{صل}}، نشان میدهد که نیروی نظامی [[مسلمانان]]، از آغاز دعوت [[اسلام]]، [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] تا رحلت حضرت، با سرعت تمام از نظر توان، گستردگی حوزه عمل و ابعاد [[غلبه]] بر دشمنان در مسیر [[پیشرفت]] روزافزون بود. وضعیت تسلیحاتی و شمار نیروهای آن نیز چنین بود. |
|
| |
|
| [[خداوند]]، در [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}<ref>«ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید! و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد - مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره انفال، آیه ۱۵-۱۶.</ref> شیوه عقبنشینی تاکتیکی را به مسلمانان میآموزد؛ بدینسان که آنان فقط برای غافلگیری دشمن، با حرکت به اطراف میدان [[نبرد]] یا [[یاری]] بخشهای دیگر [[سپاه]]، اجازه عقبنشینی دارند. اداره ۶۵ [[غزوه]] و [[سریّه]] به وسیله [[پیغمبر]] در [[حکومت]] ده ساله،<ref>رسالة الاسلامی، ص ۵۳۶.</ref> برخی را بر آن داشته تا بگویند: حضرت، [[کوشش]] خویش را در تمام سال، مصروف تمرین سپاه برای نبرد میکرد.<ref>رسالة الاسلامی، ص ۵۴۱.</ref> نمونه روشن بهرهگیری مسلمانان از روشهای نظامی، حفر [[خندق]] در نبرد [[احزاب]] است که برای جلوگیری از ورود [[دشمن]] به [[مدینه]]، با پیشنهاد [[سلمان فارسی]] و [[دستور پیامبر]] برای نخستین بار، انجام و دشمن با [[شکست]] رو به رو شد.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۱ و ۹۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۰.</ref> [[استتار]] ( استفاده از موانع طبیعی و [[غیر طبیعی]] برای [[پنهان]] ماندن از دید دشمن) یکی دیگر از تاکتیکهای [[جنگی]] است که مواردی از [[سیره]] <ref>المغازی، ج۳، ص۸۹۷ و ج۱، ص ۱۱؛ سیرهابنکثیر، ج ۲، ص ۱۶۵؛ فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۴۹۶ ـ ۴۹۸.</ref> و نیز [[شأن نزول]] [[سوره عادیات]] به آن اشاره دارد.<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۰۷و۱۰۸.</ref> [[رسولخدا]] این شیوه را به [[امام علی]] [[فرمانده]] گروه اعزامی آموخت که روزها پنهان، و شبانگاهان با بهرهگیری از [[تاریکی]] [[شب]] به دشمن نزدیک شوند؛ در نتیجه، [[پیروزی]] چشمگیری نصیب [[مسلمانان]] شد.<ref>الامالی، ص ۴۰۷؛ نمونه، ج ۲۷، ص ۲۴۴.</ref> موارد دیگری که از [[آیات]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا}}<ref>«ای مؤمنان! آمادگیتان را حفظ کنید و دسته دسته یا همگان با هم (برای جهاد) به راه افتید» سوره نساء، آیه ۷۱.</ref> و روایاتِ [[آموزش]] [[فنون]] رزمآوری و نظامی برداشت شده، عبارت است از: تأسیس آموزشکدهها و پادگانهای نظامی برای [[تربیت]] نیروی [[رزمنده]] [[قوی]] و کارآزموده ،<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۴۰؛ الکشّاف، ج ۲، ص ۲۳۲؛ مراغی، مج ۲، ج ۵، ص ۸۸.</ref> تأسیس آموزشگاههای ساخت سلاحهای جنگی پیشرفته و صنایع وابسته ،<ref>المنار، ج ۱۰، ص ۶۲؛ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴.</ref> آموزش [[علوم]] مرتبط با دانشهای نظامی مانند: ریاضیات، جغرافیا، شیمی، الکترونیک و...،<ref>المنار، ج ۵، ص ۲۵۱.</ref>آموزشِ بهکارگیری سلاحها و ادوات پیشرفته نظامی.<ref>المنار، ج ۵، ص ۲۵۱.</ref> از برخی آیات، [[لزوم]] آموزشهای همگانی نظامی نیز استفاده میشود. {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>.<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| | درباره پیشرفت شمارگانی نیروی اسلام باید گفت که پیامبر{{صل}}، در [[مکه]] فقط با یک نفر دعوت خود را آشکار ساخت و ثمرهاش، ایمانآوردن صدها تن بود که غالب آنان [[فقیران]] و [[بردگان]] بودند. حضرت سپس بر اساس پیمانی با [[انصار]]، به مدینه [[هجرت]] کرد. |
|
| |
|
| === [[آمادهسازی روحی]] [[رزمندگان]]===
| | پس از استقرار در مدینه، پیامبر{{صل}}، سریههایی را برای تعقیب [[قریشیان]] یعنی [[دشمن]] سرسخت اسلام و [[پیروان]] آن، اعزام میکرد. این [[سریهها]] به مسلمانان [[مستضعف]] در رویارویی با دشمنان [[مستکبر]] خود، [[شهامت]] و [[شجاعت]] داد و آنان را از قابلیتهای جبهه [[مستضعفان]]، [[آگاه]] ساخت. در ادامه، آنان همین [[بیداری]] و [[آگاهی]] را در دیگران نیز پدید آوردند. این سریهها پیش از [[غزوه بدر]]، با نیروهای اندکشمار و سلاحهایی کمتر صورت میپذیرفت. در آن [[زمان]]، شمار نیروهای بزرگترین [[سریهها]] از چند ده تن فراتر نمیرفت. پس از این برهه، [[غزوه بدر]] روی داد که شمار [[رزمندگان]] [[مسلمان]] در آن ۳۱۵ تن بود. سپس به ترتیب: غزوههای [[ذو امر]] با ۴۵٠ [[رزمنده]]، [[بدر]] دوم با هزار رزمنده، دومةالجندل با هزار رزمنده، [[احزاب]] و در پی آن [[بنیقریظه]] با ۳ هزار رزمنده، [[فتح مکه]] با ۱۰ هزار رزمنده، حنین با ۱۲ هزار رزمنده، و در نهایت [[غزوه تبوک]] با حضور ۳۰ هزار رزمنده صورت گرفت. البته رزمندگان حاضر در [[تبوک]] فقط گروهی از [[مسلمانان]] بودند که وسیلهای برای رفتن به تبوک در [[اختیار]] داشتند. |
| از آیات برمیآید که توانمندی [[روحی]] و [[معنوی]] رزمندگان [[اسلام]]، از ابعاد مهمّ [[آمادگی نظامی]] است. [[مفسّران]]، در ذیل آیات {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref> و {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ}}<ref>«اگر (به راستی) میخواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم میآوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید!» سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> به این موضوع پرداختهاند.<ref> تفسیر الجواهر، مج ۱، ج ۲، ص ۱۹۸؛ نمونه، ج ۷، ص ۴۳۴؛ راهنما، ج۳، ص۲۶۸.</ref> عمومیّت [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> که به فراهم آوردن همه توانمندیها [[فرمان]] داده است، [[آمادگی روحی]] و [[معنوی]] نیروهای [[رزمنده]] را نیز دربرمیگیرد. در [[تفسیر]] آن آیه، روایتی آمده که یکی از مصادیق {{متن قرآن|قُوَّةٍ}} را مشکینفام کردن [[محاسن]] [[رزمندگان]] دانسته<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۲۳.</ref> و این [[تغییر]] چهره، در تقویت روحیّه نیروهای خودی و [[تضعیف]] روحیّه [[دشمن]] کارساز بوده است. از آیه {{متن قرآن| لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَكِن كَرِهَ اللَّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمیگیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) میخواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپردهاند و در تردید خود سرگردانند اگر (به راستی) میخواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم میآوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید!» سوره توبه، آیه ۴۴-۴۶.</ref> برمیآید که عدم آمادگی روحی و معنوی [[منافقان]] در اثر عدم [[تقوا]] و [[ایمان]]، آنها را از شرکت در [[جهاد]] بازداشته است ؛<ref> المنیر، ج ۱۰، ص ۲۳۷ ـ ۲۳۹.</ref> از این رو، در بهرهگیری از رزمندگان، باید به [[اخلاص]]، تقوا و کارآیی آنها توجّه داشت ؛<ref>نمونه، ج ۷، ص ۴۳۴.</ref> چنانکه در [[نبرد]] [[بدر]]، شمار اندک [[مسلمانان]]، بر شمار بسیار [[کافران]] [[غلبه]] یافت و به تصریح [[قرآن]]، شرکت نیروهای ناکار آمد و سستبنیاد، نه تنها سودی برای مسلمانان نخواهد داشت، بلکه سرچشمه [[فساد]] و [[فتنه]] در [[سپاه حق]] نیز خواهد بود: {{متن قرآن|لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«اگر در میان شما روانه میشدند جز شرّ به شما نمیافزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه میکردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۷.</ref> از مهمترین نکاتی که [[مفسّران]]، از آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref> استفاده کردهاند، موضوع [[پایداری]] و [[مقاومت]] رزمندگان [[اسلام]] در برابر [[سختیها]] و [[گرفتاریها]] است.<ref>روحالمعانی، مج ۳، ج ۴، ص ۲۷۳.</ref> در [[آمادهسازی]] نیروها، باید به این درس مهمّ [[قرآنی]] توجّه داشت که [[جنگ]]، همزاد و همراه [[دشواریها]] بوده، [[مؤمنان]] در سختیها و [[ناملایمات]]، [[نصرت الهی]] را در خواهند یافت. مفسّران، با استفاده از فعل {{متن قرآن|صَابِرُوا}} که از باب "مفاعله" و برای [[افعال]] طرفینی است، گفتهاند: رزمندگان، [[دست]] کم باید به اندازه پایداری [[دشمنان]]، در جنگ [[شکیبا]] بوده، پایداری کنند <ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص ۹۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۱۵۵.</ref> و این خود، [[نیازمند]] [[آمادگی روحی]] قبلی است؛ چنانکه [[خداوند]]، در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتادهاید آنان نیز چون شما به رنج افتادهاند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref> با [[یادآوری]] همانندی [[رنج]] و [[اندوه]] [[کافران]] و [[مسلمانان]] در [[نبرد]]، و [[امیدواری]] مسلمانان به خداوند ( به صورت عامل [[برتری]] آنان) به افزایش توان [[روحی]] [[رزمندگان]] پرداخته است.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ===تأمین و گردآوری اطلاعات===
| | در [[حجةالوداع]] در واپسین سال حیات پیامبر{{صل}}، نیز ۱۰۰ هزار مسلمان از سراسر [[جزیرةالعرب]] با حضرت به [[حج]] مشرف شدند. |
| از آیاتی که [[ضرورت]] [[ایجاد تشکیلات]] اطّلاعاتی از آن برداشت میشود، آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان، چون (برای جهاد) در راه خداوند به سفر میروید خوب بررسی کنید و به کسی که به شما ابراز اسلام میکند نگویید: تو مؤمن نیستی، که بخواهید کالای ناپایدار این جهان را بجویید زیرا غنیمتهای بسیار نزد خداوند است؛ خود نیز در گذشته چنین بودید و خداوند بر شما منّت نهاد (و به اسلام راه نمود) بنابراین بررسی کنید، بیگمان خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>. اگرچه [[شأن نزول]] آیه، دقّت در تشخیص [[مؤمن]] از [[کافر]] در [[سفر]] [[جهاد]] است، برخی با توجّه به اطلاق امر {{متن قرآن|فَتَبَيَّنُوا}} آن را متعلّق به همه امور وابسته به [[جنگ]] میدانند.<ref>راهنما، ج ۳، ص ۵۲۳ ؛ الفرقان، ج ۵ و ۶، ص ۲۵۷.</ref> آیه دیگر، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا}}<ref>«ای مؤمنان! آمادگیتان را حفظ کنید و دسته دسته یا همگان با هم (برای جهاد) به راه افتید» سوره نساء، آیه ۷۱.</ref> است که [[مؤمنان]] را به برگرفتن "[[حذر]]" [[مأمور]] ساخته و از لوازم مصونیّت از آسیب [[دشمن]]، [[شناخت]] موقعیّت جغرافیایی استقرار دشمن و نیروی [[جنگی]] او و همچنین [[آگاهی]] از نقاط [[اختلاف]] و اتّفاق [[دشمنان]] متعدّد است.<ref>المنیر، ج ۵، ص ۱۵۱؛ المنار، ج ۵، ص ۲۵۰.</ref>
| |
|
| |
|
| از [[سیره]] [[رسول]]{{صل}} استفاده میشود که، به یکی از شیوههای ذیل به گردآوری اطّلاعات و خنثاسازی فعّالیّتهای [[جاسوسی]] دشمن [[اقدام]] میکرد:
| | درباره وضعیت تسلیحاتی مسلمانان نیز باید اشاره کرد که با وجود اهمیت فراوان سلاحهای متداول آن دوران، چون [[شمشیر]]، نیزه و تیر، [[پیامبر]]{{صل}}، تنها به استفاده از این سلاحهای معمول بسنده نفرمود، بلکه طرحهایی را اجرا کرد تا نهتنها [[ضعف]] تسلیحاتی مسلمانان در [[قیاس]] با [[دشمنان]] را جبران کند بلکه [[برتری]] تسلیحاتی سپاه اسلام را سبب شود. به همین منظور، پیامبر{{صل}}، شماری از رزمندگان مسلمان را به [[سرزمین]] «[[جرش]]» در [[یمن]] فرستاد تا منجیق، دبابه<ref>دبابه: ابزاری جنگی بود که سربازان در داخل آن قرار میگرفتند و آن را به پایه دژ دشمن میکوبیدند و در پناه آن دیوار قلعه را میشکافتند؛ المنجد.</ref>؛ ضبورسازی<ref>ضبور: نوعی حفاظ چوبی با پوشش چرم که سربازان، زیر آن قرار گرفته به دژها هجوم میبردند؛ المنجد.</ref> و... را فراگیرند. آنان پس از آموزشدیدن مهارتهای لازم بازگشتند و این ابزارها را برای سپاه اسلام ساختند و پارهای از آنها را در ماجرای محاصره [[طایف]] استفاده کردند<ref>مؤلف محترم، مدرکی برای گفتهاش ارائه نکرده است، گویا برداشت اشتباهی از کتابهای تاریخی کرده؛ زیرا دو تن که برای آموزش سلاح به جرش رفته بودند، از طرف پیامبر{{صل}} نبودند بلکه از سوی اهل طایف بر ضد مسلمانان بودند.</ref>. |
| #اعزام جاسوس به درون اردوگاههای دشمن برای آگاهی از موقعیّت جغرافیایی، شمار نیروهای دشمن و توان رزمی آنها، چنانکه در نبرد [[خندق]]، برای آگاهی از واپسین تحوّلات اردوی نظامی دشمن، "[[حذیفه بن یمان]]" را به سوی آنان گسیل داشت و او نیز با [[زیرکی]] ویژهای، در جمع بزرگان [[قریش]] و در نشست سرّی [[خیمه]] [[فرماندهی]] آنان حضور یافته، اطلاعات [[ارزشمندی]] را به [[حضرت]] رساند.<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۸۸ و ۴۸۹؛ مفاهیمالقرآن، ج۲، ص ۵۵۰.</ref>
| |
| #خبریابی از نیروهای محلّی در نقاط گوناگون، چنانکه خبر [[توطئه]] [[منافقان]] در [[خانه]] سویلم [[یهودی]] را جاسوسان به [[حضرت]] اطلاع دادند و [[پیامبر]] [[دستور]] [[آتش]] زدن خانه او را صادر کرد.<ref>سیره ابنهشام، ج ۴، ص ۵۱۷.</ref>
| |
| #تشکیل گروههای توانمند ضدّ اطلاعات، به طور مثال پیش از [[فتح مکّه]]، یکی از جاسوسان [[قریش]]، نامهای را حاوی اطلاعاتی از نیروهای [[اسلام]] برای [[دشمن]] میبُرد که به [[دستور پیامبر]]{{صل}} و به دست [[علی]]{{ع}}، دستگیر و عوامل توطئه [[شناسایی]] شدند.<ref>مفاهیمالقرآن، ج ۲، ص ۵۵۵.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ===رزمایشهای نظامی===
| | اشاره به این نکته بهجاست که یمن در آن دوران، تحت [[حکومت]] [[ایرانیان]] بود و در ساختن ابزارهای [[جنگی]] پیشرو بودند. [[ایران]] برای تعیین ابرقدرت [[برتر]] [[جهان]] آن [[روزگار]]، پیوسته با [[رومیان]] [[جنگ]] داشت؛ و از همینرو صنایع سلاحسازیاش نیرومند و پیشرو بود. |
| یکی از ضرورترین ابعاد [[آمادگی نظامی]] که در [[آمادگی روحی]] و رزمی نیروها مؤثّر است و [[قدرت]] [[مسلمانان]] را به دشمن نشان میدهد، رزمایشهای نظامی و نمایش قدرت است. نیروهای نظامی نه تنها باید در کاربرد همه سلاحها و [[فنون]] رزمی مهارت داشته باشند، بلکه باید این توان را به نمایش گذاشته، با ایجاد [[رعب]] و [[هراس]] در [[دل]] دشمن، [[فکر]] [[تجاوز]] را از [[ذهن]] او بیرون آورند. این نکتهای است که برخی [[مفسّران]]، از [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! با کافرانی که نزدیک شمایند جنگ کنید و باید در شما صلابت بیابند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۱۲۳.</ref> که به [[خشونت]] در برابر [[کافران]] دستور داده، استفاده کردهاند. به نظر برخی، عبارت {{متن قرآن|وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً}} به ضرورتِ نمایش قدرت و روحیّه [[جنگاوری]] [[سپاهیان]] اسلام و رزمایش اشاره دارد <ref>نمونه، ج ۸، ص ۱۹۷.</ref> و شاید بتوان رزمایش نظامی را از آنچه [[قرآن]] درباره سان دیدن [[سلیمان]] از اسبهای [[جنگی]] بیان کرده، استفاده کرد: {{متن قرآن|إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که در پایان روز بر او اسبانی استوار ایستاده تیز تک را عرضه کردند» سوره ص، آیه ۳۱.</ref> در [[سیره]] [[رسولخدا]] نیز این مورد از جایگاهی ویژه برخوردار بوده است. پس از [[صلح حدیبیه]] که مسلمانان [[فرصت]] یافتند [[کعبه]] را [[زیارت]] کنند، پیامبر{{صل}} به مسلمانانی که در اطراف کعبه [[طواف]] میکردند، فرمود: با سرعت و شدّت گرداگرد کعبه بگردند تا بدین وسیله، آمادگی روحی و رزمی خود را به کافران نشان دهند.<ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۳۵ و ۷۳۶؛ سیرهابنهشام، ج ۴، ص ۳۷۱؛ سیره ابن کثیر، ج۳، ص ۱۴۷.</ref> [[پیامبر]] در ماجرای [[فتح مکّه]]، نیز [[دستور]] داد که [[مسلمانان]]، شبانگاه در بیابان [[آتش]] بیفروزند تا [[مردم]] [[مکّه]] با [[عظمت]] [[ارتش]] [[اسلام]] آشنا شوند <ref>المغازی، ج ۲، ص ۸۱۴.</ref> و [[فرمان]] داد تا [[ابوسفیان]]، بزرگ مکّه را در گوشهای نگه دارند و ارتش نیرومند اسلام در برابر او رژه برود.<ref>سیره ابنهشام، ج۴، ص۴۰۴.</ref> همین نمایش [[قدرت]]، موجب شد که در [[دل]] [[کفار]] [[هراس]] افتاده، [[فکر]] هرگونه مقاومتی از [[ذهن]] آنان رخت بربندد؛ در نتیجه، مرکز [[کفر]] و [[شرک]]، صبحگاهان، بدون [[خونریزی]] به تصرّف [[سپاه اسلام]] درآمد.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ==تخصیص بودجههای نظامی==
| | نکته دیگر آنکه: [[پیامبر]]{{صل}} بههیچوجه نمیپذیرفت [[مسلمانان]] تسلیحات موردنیاز خود را، با خریدن یا انعقاد پیمانهایی، از دیگران تأمین کنند؛ زیرا خرید [[اسلحه]] از [[دشمنان]] یا غیر آنان، نهتنها مشکل تأمین تسلیحات را به شکل مطمئن و دائم برطرف نمیکند، بلکه بر پیچیدگیهای آن میافزاید؛ چون [[وابستگی]] به دیگران در تأمین تسلیحات، این [[تهدید]] را در خود نهفته دارد که با بروز کوچکترین اختلافی، طرفی که [[متعهد]] به تحویل تسلیحات است، از این کار امتناع ورزد، یا منافع بیشتر، او را جذب دیگران کند. همچنین شاید وقتی فروش اسلحه به کسی را بر خلاف [[مصالح]] خود ببیند، حتی در قبال دریافت [[پول]] آن، حاضر به فروش نشود. حالآنکه شاید طرفی که خواهان خرید اسلحه است، بهشدت محتاج تسلیحات باشد. بنابراین، [[رهبر]] و [[فرماندهی]] که اندکی [[خرد]] داشته باشد، [[ملت]] خود و [[کرامت]] آن را به قدرتهای دمدمیمزاج و منافع متغیر آنان وابسته نمیسازد. |
| به [[یقین]]، همه ابعاد [[آمادگی نظامی]]، [[نیازمند]] [[پشتیبانی]] [[مالی]] است. آیه {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> پس از دستور [[آمادهباش]] نظامی به [[انفاق در راه خدا]] پرداخته است. در بسیاری از [[آیات قرآن]]، [[سخن]] از [[انفاق]] آمده؛ امّا به طور مسلّم یکی از موارد اساسی انفاق، اختصاص بودجههای نظامی است؛ به ویژه که در [[آیه]] پیشین، پس از امر "آماده باش نظامی" دستور انفاق داده شده است. از جمله « و أَنتُم لاتُظلَمونَ » نیز برداشت کردهاند که با [[تجهیز]] نیروهای مسلّح، در دل [[دشمنان]] [[رعب]] ایجاد شده، در نتیجه، [[توانایی]] [[ستم]] به مسلمانان را نخواهند داشت.<ref>نمونه، ج ۷، ص ۲۲۹.</ref> برخی از [[مفسّران]]، با توجّه به تقدیم "[[اموال]]" بر "أنفس" در آیه {{متن قرآن|انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«سبکبار و گرانبار رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خداوند جهاد کنید؛ این، اگر بدانید برای شما بهتر است» سوره توبه، آیه ۴۱.</ref> آن را نشان از [[برتری]] این نوع [[جهاد]] دانسته <ref> مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۶.</ref> و در اهمّیّت آن گفتهاند: بدون [[جهاد مالی]]، اصل جهاد صورت نمیپذیرد.<ref>قرطبی، ج ۸، ص ۱۴۳.</ref> با توجّه به همین [[آیات]]، برخی از [[عالمان]] [[مذاهب اسلامی]] ( مالکیها) به جواز [[وقف]] اسبان و ادوات [[جنگی]] تصریح کردهاند.<ref>المنیر، ج ۱۰، ص ۵۱ و ۵۲.</ref> تأمین بودجه نظامی، از [[وظایف]] [[حکومت اسلامی]] است؛ امّا هنگام نیاز، بر دوش یکایک [[مسلمانان]] نیز نهاده شده است. برخی، این مطلب را از [[آیه]] {{متن قرآن|جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ}} برداشت کردهاند.<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۱۲۴.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ===[[مرزبانی]]===
| | تأکید و توجه ویژه پیامبر{{صل}}، بر [[ضرورت]] [[خودکفایی]] مسلمانان در تأمین تسلیحات موردنیازشان و قطع [[وابستگیها]] و محدودیتها در این زمینه، افزون بر آنکه [[دوراندیشی]] وی را مینمایاند، بیانگر پافشاری و کوشش او برای تأمین [[استقلال]]، [[آزادی]] و [[برتری]] [[امت]] خویش است. حضرت میخواست این [[آرمانها]] را در وجود [[مؤمنان]] هر چه بیشتر [[استوار]] سازد و آنان را بهگونهای [[تربیت]] کند که در ملتهای دیگر هضم و خُرد نشوند، از آنان تأثیر نپذیرند و دنبالهرو [[خواستهها]] و انحرافهای آنها نباشند. |
| از برجستهترین نشانههای [[آمادگی نظامی]]، [[هوشیاری]] در حراست از مرزها است. بیشتر [[مفسّران]]، در [[تفسیر]] جمله {{متن قرآن|وَرَابِطُوا}} در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref> و عبارت {{متن قرآن|مِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ}} در آیه {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند د» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>، [[مرابطه]] را همان مرزبانی دانسته و به مباحث گستردهای از جمله اهمّیّت مرزبانی و [[فضیلت]] آن پرداختهاند.
| |
|
| |
|
| به [[پایداری]] در [[راه خدا]] "رباط "، و به پاس داران مرزهای [[اسلامی]]، از آن رو که همواره در مرزها برای [[حفاظت]] از [[سرزمین]] اسلامی آماده بودند، "مرابط" گفته میشود.<ref>المحرّر الوجیز، ج ۱، ص ۵۶۰.</ref> گروهی درباره جایگاه مرزبانی معتقدند که [[هدف]] نهایی از آمادگی نظامی، جز با "مرزبانی" کامل نخواهد شد<ref> مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵.</ref> و مرزبانی را از نشانههای [[تقوا]] شمردهاند.<ref>راهنما، ج ۳، ص ۲۶۸.</ref> [[روایات]] [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} نیز بر این مسأله تأکید دارد؛ چنانکه [[رسولخدا]] [[ثواب]] یک شبانه [[روز]] مرزبانی در راه خدا را از [[عبادت]] هزار سال افزونتر دانسته است.<ref>قرطبی، ج ۴، ص ۳۳۴.</ref> مرزبانی، از "[[باقیات الصالحات]]" شمرده شده که ثواب آن پس از [[مرگ]] نیز به مرزبان خواهد رسید.<ref>احکام القرآن، ج ۲، ص ۸۷۳.</ref> مفسّران، در توضیح این روایات گفتهاند: اگر مرزهای سرزمین اسلامی حفاظت نشود، هیچ کار [[نیکی]] در [[جامعه]] صورت نمیپذیرد.<ref> قرطبی، ج ۴، ص ۳۳۴.</ref>
| | بُعد دیگر ارتقای توان نظامی مسلمانان، سوارهنظام آنان بود. سوارهنظام مسلمانان در آغاز بسیار کمشمار و [[ضعیف]] بود؛ اما چنانکه در کتابهای سیره هم بیان شده است، این شرایط نامطلوب، با [[شتاب]] هرچه تمامتر بهبود یافت و پیشرفتهای شگفتآوری در این زمینه رقم زد. چنان که شمار نیروهای سوارهنظام مسلمانان در [[غزوه بدر کبری]]، فقط ۲ تن بود که در [[غزوه اُحُد]] به ۵۰<ref>در تاریخ طبری، ج۲، ص۱۹۰ و سیره حلبی، ج۲، ص۲۲۱ تعداد اسب مسلمانها در اُحُد را دو رأس نوشتهاند.</ref> و در [[غزوه تبوک]] به ۱۰،۰۰۰<ref>صفوة الصحیح من سیرة النبی{{صل}}، علی رفیعی، ص٣۵١.</ref> تن رسید. |
|
| |
|
| مهمترین فایده مرزبانی، رسیدن سریع [[اخبار]] و اطلاعات از تحرّکات [[دشمن]] به مرکز حکومت اسلامی است و عبارت {{متن قرآن|مِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ}} بیانگر نقش این حیوان در انتقال سریع اطلاعات است.<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۵.</ref>.<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
| | [[پیامبر]]{{صل}} در شیوههای متداول [[نبرد]] در میان [[عربها]] نیز [[دگرگونی]] و نوآوریهایی پدید آورد. روش شناخته شده نبرد عربها در آن [[روزگار]]، [[جنگ]] تنبهتن بر مبنای حمله و گریز بود که در آن، نیروهای مختلف اعم از شمشیرزنان، نیزهداران و تیراندازان، با جنگجویان هیچ [[همکاری]] و تعاونی نداشتند. اما پیامبر{{صل}}، نبرد در قالب صفهای بههمپیوسته را در عرصه فنون [[جنگی]] وارد ساخت. و صفهایی برای تیراندازان، نیزهداران و نیز برای شمشیرزنان تشکیل داد. هنگام نبرد، تیراندازان از دور، نیروهای [[دشمن]] را [[هدف]] میگرفتند. زمانی که سربازان دشمن نزدیکتر میشدند، نیزهداران با نیزههای خود به آنان هجوم میبردند و وقتی نیروهای دو [[لشکر]] با هم در میآمیختند، شمشیرزنان وارد نبرد میشدند. بدینترتیب، میان قوای مختلف سپاه اسلام، هماهنگی کاملی شکل میگرفت. پیامبر{{صل}}، تیراندازان را پشت [[سپاه]] خود مستقر میفرمود و به آنان مأموریت میداد سوارهنظام دشمن را هدف گرفته و سپاه اسلام را محافظت کنند تا [[دشمنان]] نتوانند با دور زدن [[مسلمانان]]، از پشت سر بر آنان هجوم آورند. |
|
| |
|
| ==جستارهای وابسته==
| | شیوه دیگر حضرت در جنگهای خود، محاصره کردن دشمن بود. با این [[تدبیر]]، سپاه اسلام، با کمترین [[هزینه]] جانی، دشمنان را به تسلیمشدن وامیداشت. |
|
| |
|
| ==منابع==
| | شیوههایی که پیامبر{{صل}}، در نبردهای مهم خود با دشمنان، برای [[مدیریت]] جنگ بهکار میگرفت، در گذر [[زمان]] و بر اساس شرایط حاکم بر سپاه اسلام، تهاجمیتر میشد. در آغاز، شیوه [[مبارزه]] سپاه اسلام، نبرد [[دفاعی]] بود. در این مرحله، مسلمانان در برابر هجوم دشمنان [[ایستادگی]] میکردند و حملههای آنان را ناکام میساختند. این، شیوهای بود که پیامبر{{صل}}، در غزوههای پیش از [[غزوه احزاب]]، یعنی [[بدر کبری]]، [[اُحُد]]، [[بدر]] دوم و [[حمراءالاسد]] به کار گرفت. غزوه احزاب را نیز باید آخرین عرصه بهرهوری سپاه اسلام از این شیوه جنگی دانست. برهه زمانی استفاده از شیوه مزبور تا پایان [[سال پنجم هجری]] بود. |
| * [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱''']]
| |
|
| |
|
| ==پانویس==
| | اما پس از آن، وقتی شمار پیروان اسلام و نیروهای سپاه آن رو به فزونی نهاد و [[اسلام]] در خارج از [[مدینه]]، میان بسیاری [[قبایل]] رواج یافت، [[پیامبر]]{{صل}} شیوه [[مبارزه]] سپاهش را از [[جنگ دفاعی]] به [[جنگ تهاجمی]] [[تغییر]] داد. در این روش، پیامبر{{صل}} سپاه خود را آماده و برای جنگ با دشمنان، راهی [[سرزمین]] آنان میساخت و در [[خانه]] [[دشمنان]] بر آنان [[هجوم]] میبرد. پس ویژگی جنگهای این مقطع برای سپاه اسلام، کشاندن [[جنگ]] به سرزمین [[دشمن]] بود. پیشاپیش دشمنانی که سپاه اسلام به آنان در سرزمین خود هجوم میبرد، مشرکان مکه بودند. |
| {{پانویس2}} | |
|
| |
|
| [[رده:مدخل]] | | [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[غزوه احزاب]] به یارانش [[بشارت]] داد که این جنگ، آخرین مرحله از جنگ دفاعی [[مسلمانان]] است و از این پس، سپاه اسلام وارد مرحله جنگ تهاجمی خواهد شد. [[محمد بن اسماعیل بخاری]] با سند خود از [[سلیمان بن صرد]] [[روایت]] کرده است: حضرت پس از شکستخوردن [[احزاب]] فرمود: «از این پس ما به آنان حمله میکنیم نه آنان به ما؛ [از این پس] ما برای جنگ بهسوی آنان میرویم»<ref>صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۲، ص۴٠٩).</ref>. |
| [[رده:آمادگی نظامی]] | | |
| | بررسی [[غزوههای پیامبر]]{{صل}}، با [[مشرکان]] و [[یهودیان]]، پس از غزوه احزاب، این تغییر روند را آشکارا نشان میدهد. با پایانیافتن غزوه احزاب، حضرت، یارانش را برای حمله به [[بنیقریظه]] حرکت داد. در پایان این [[غزوه]]، [[حکم خدا]] درباره آنان که بر زبان [[سعد بن معاذ]] جاری شده بود، اجرا شد و جنگجویانشان کشته شدند؛ [[زنان]] و فرزندانشان به [[اسارت]] درآمدند و اموالشان که به [[غنیمت]] گرفته شده بود، میان مسلمانان تقسیم شد. |
| | |
| | حضرت، پس از [[غزوه بنیقریظه]]، بهطرف [[مکه]] حرکت کرد و [[غزوه حدیبیه]] را که با [[جنگ با مشرکان]] و [[اسیر]] کردن شماری از آنان همراه بود و به انعقاد پیمان [[صلح]] میان دو طرف انجامید، [[فرماندهی]] کرد. بر اساس این [[پیمان]]، دو طرف [[متعهد]] میشدند تا ده سال جنگ را متوقف سازند. |
| | |
| | پیامبر{{صل}} در گام بعدی، در [[سال هفتم هجری]] بهسوی یهودیان [[خیبر]]، [[لشکر]] کشید و با ویرانسازی دژها و کشتن سران و جنگجویانشان، شکستی سخت را بر آنان [[تحمیل]] کرد که اثری از آنان باقی نگذاشت. |
| | |
| | حضرت در اقدام بعد، به مشرکان [[پیمانشکن]] مکه و شماری از همپیمانهای او از [[قبیله خزاعه]] را کشته بودند هجوم آورد. با این [[غزوه]]، مکه فتح شد؛ [[کعبه]] از [[بتها]] [[پاک]] گردید و [[پرچم]] [[توحید]] در بیتاللهالحرام و جایجای مکه برافراشته شد. سران مشرکان مکه نیز که [[پیمانشکنی]] کرده بودند، ازآنرو که یارای [[نبرد]] با [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، را در خود نمییافتند، متواری شدند اما حضرت، بسیاری از آنان را [[عفو]] کرد و در نتیجه برگشتند و [[تسلیم]] شدند. |
| | |
| | [[پیامبر]]{{صل}}، سپس به [[جنگ هوازن]] رفت و با شکستدادن آنان، اموالشان را [[غنیمت]] گرفت و [[زنان]] و فرزندانشان را [[اسیر]] کرد. سپس با تعقیب آنها توانست آنان را در دژ [[طایف]] به محاصره درآورد. اهالی طایف نیز پس از اندک زمانی [[اسلام]] آوردند و به این شکل، اسلام تمام [[جزیرةالعرب]] را فراگرفت. |
| | |
| | البته این پیروزیها سبب نشد که حضرت از [[مسیحیان]] [[رومی]] و [[عرب]] که [[دشمنان]] نیرومند و [[کینهتوزی]] بودند، [[غافل]] شود. او ابتدا [[سریه موته]] را به [[جنگ]] آنان فرستاد، سپس خود با سپاه اسلام در قالب [[غزوه تبوک]] به سویشان [[لشکر]] کشید<ref>[[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|مکتب نظامی پیامبر اعظم]]، ص ۲۴۱-۲۴۶.</ref>. |
| | |
| | == منابع == |
| | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱''']] |
| | # [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']] |
| | # [[پرونده:IM010889.jpg|22px]] [[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|'''مکتب نظامی پیامبر اعظم''']] |
| | {{پایان منابع}} |
| | |
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
| | |
| | [[رده:سیره نظامی]] |
آیات و روایت بر اهمیت آمادگی نظامی تاکید دارند. رفع موانع برای ایمان آوردن انسانهای مستعد، جلوگیری از همدستی برخی از جوامع با دشمنان اسلام، زمینهسازی برای پیمانهای نظامی اهلکتاب با مسلمانان، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت جزیه به حکومت اسلامی از آثار آمادگی نظامی است. وجوب آمادگی نظامی، اهتمام پیامبر(ص) و سایر پیامبران، و لزوم حفظ آمادگی نظامی دلیل بر اهمیت آمادگی نظامی است. از ابعاد نظامی میتوان به تهیه و ساخت سلاح، آموزش فنون رزم آوری، گرداوری اطلاعات و... اشاره کرد.
مقدمه
قرآن کریم، در آیات مختلفی از قرآن کریم[۱] به صراحت یا اشاره، به موضوع آمادگی نظامی پرداخته و مباحث متنوعی را در میان مفسّران پدید آورده است که مهمترین آنها عبارت است از: هدف و آثار آمادگی نظامی؛ اهمّیّت آمادگی نظامی و ابعاد آمادگی نظامی، شامل تهیّه و ساخت سلاح و ادوات جنگی، آموزش فنون رزمآوری، آمادهسازی روحی و معنوی رزمندگان، تأمین و گردآوری اطلاعات، برگزاری رزمایشهای نظامی، تخصیص بودجههای نظامی و مرزبانی[۲].
هدف و آثار آمادگی نظامی
جوامع انسانی براساس نیازهای مشترک پدید آمدهاند و تضاد منافع، بروز جنگ میان آنان را ناگزیر ساخته است؛ از این رو، آمادگی نظامی از ضروریّات حیات اجتماعی به شمار رفته، پذیرفتهترین هدفِ آن، حفاظت از منافع مادّی و معنویِ فردی و اجتماعی است. این معنا مورد پذیرش قرآن است[۳] .
هدف از آمادگی مستمر نظامی، جلوگیری از تجاوز دشمنان شناخته شده و ناشناس به حریم مادّی و معنوی اسلام و مسلمانان است. موارد ذیل را نیز از آثار آمادگی نظامی برشمردهاند: رفع موانع برای ایمان آوردن انسانهای مستعد[۴]، جلوگیری از همدستی برخی از جوامع با دشمنان اسلام[۵]، زمینهسازی برای پیمانهای نظامی اهلکتاب با مسلمانان، ایجاد ضمانت اجرایی آن و پرداخت جزیه به حکومت اسلامی[۶].[۷]
اهمیت آمادگی نظامی
شماری از آیات با تعابیر گوناگون به نقش برجسته این موضوع پرداختهاند:
- وجوب آمادگی نظامی: قرآن کریم[۸] به آمادگی نظامی فرمان داده است. گروهی از فقیهان و مفسّران، آمادگی نظامی را واجب عینی[۹] و گروهی دیگر، واجب کفایی دانستهاند[۱۰]؛ از این رو، آمادگی نظامی از نظر وجوب و اهمّیّت در حکم جهاد است[۱۱].
- اهتمام پیامبر گرامی اسلام: عزیمت رسول خدا در آستانه جنگ اُحد برای استقرار مجاهدان در پایگاههای جنگی[۱۲] نشانه اهتمام خاص پیامبر (ص) به آمادگی نظامی است[۱۳].
- اهتمام سایر پیامبران: پاسخ مثبت پیامبری از بنیاسرائیل به درخواست مردم و تعیین فرمانده که از ضروریّات آمادگی نظامی است[۱۴] نمونهای از اهتمام سایر پیامبران است. از دیگر نمونههای آن، زرهسازی حضرت داوود است[۱۵].
- آمادگی نظامی نشانه ایمان: از دید مفسّران، نکوهش خداوند از منافقان که ساز و برگ جنگی را پیش از نبرد فراهم نیاوردهاند[۱۶] از نشانههای نفاق و باعث سلب توفیق جهاد از آنان است[۱۷].
- ستایش از مجروحان آماده رزم: قرآن[۱۸] به ستایش از مجروحانی پرداخته که پس از زخمی شدن در نبرد اُحد، با رساندن خود به جبهه جنگ، آمادگیشان را اعلام کردهاند[۱۹].
- لزوم حفظ آمادگی نظامی در نماز:
نماز، بر سایر عبادتها برتری دارد؛ امّا نمیتواند مانع از آمادگی نظامی شده، مسلمانان را از رویارویی با دشمن باز دارد؛ از این رو خداوند دستور داده است مجاهدان، جنگ افزارهای خود را در حال نماز در دست داشته باشند[۲۰].[۲۱]
ابعاد آمادگی نظامی
- تهیه و ساخت سلاح و ادوات جنگی: برخی مفسّران[۲۲] آمادگی نظامی را به ادوات جنگی رایج در صدر اسلام منحصر دانستهاند. آنان به ظاهرِ روایاتی از رسولخدا (ص) تمسّک جستهاند که فرموده: مقصود از قوّه در آیه مزبور، همان شمشیر یا تیراندازی یا سپر است[۲۳]؛ برخی از روایات نیز به عمومیّت هرگونه سلاحی تصریح میکنند[۲۴].
پیامبر اکرم (ص) نیز به گردآوری و ساخت سلاحهای پیشرفته روزگار خود اهتمام ویژهای داشت؛ چنانکه برای تأمین نیاز تسلیحاتی سپاه اسلام در ایام جنگ حنین، زرههایی را از صفوان بن امیّه قرض گرفت[۲۵] و در غزوه خیبر، با بهرهگیری از اطلاعات یک یهودیِ اسیر، به انبار سلاح دشمن دست یافت و مسلمانان برای نخستین بار، "منجنیق" (بزرگترین سلاح جنگی آن روزگار برای پرتاب سنگ) و "دبابه" (اتاقکی چوبی، پوشیده از چرم که در آن پنهان شده و برای رخنه در دیوار قلعه به آن نزدیک میشدند) را به کار گرفتند[۲۶]. بنابراین، با توجّه آیات قرآن و سیره پیامبر، مسلمانان نه تنها باید پیشرفتهترین سلاحهای هر عصر را به دست آورند، بلکه خود باید آنها را بسازند تا از وابستگی به بیگانگان رهایی یابند[۲۷].
- آموزش فنون رزم آوری: از مهمترین نشانههای اهتمام رسولخدا به آمادهسازی نیروهای رزمی، آن است که او خود مسابقههای اسبسواری و تیراندازی برگزار میکرد و برد و باخت مالی را در آن روا میشمرد. این حکم، همواره نزد فقیهان (در باب سبق و رمایه) مسلّم شمرده شده است[۲۸]. نمونه روشن بهرهگیری مسلمانان از روشهای نظامی، حفر خندق در نبرد احزاب است که برای جلوگیری از ورود دشمن به مدینه، با پیشنهاد سلمان فارسی و دستور پیامبر برای نخستین بار، انجام و دشمن با شکست رو به رو شد[۲۹]. استتار (استفاده از موانع طبیعی و غیر طبیعی برای پنهان ماندن از دید دشمن) یکی دیگر از تاکتیکهای جنگی است که مواردی از سیره[۳۰] و نیز شأن نزول سوره عادیات به آن اشاره دارد[۳۱].
- آمادهسازی روحی رزمندگان: از برخی آیات استفاده میشود که توانمندی روحی و معنوی رزمندگان اسلام، از ابعاد مهمّ آمادگی نظامی است[۳۲].[۳۳]
- تأمین و گردآوری اطلاعات: از آیاتی که ضرورت ایجاد تشکیلات اطّلاعاتی از آن برداشت میشود آیه ۷۱ و ۹۴ سوره نساء، است که مؤمنان را به برگرفتن "حذر" مأمور ساخته و از لوازم مصونیّت از آسیب دشمن، شناخت موقعیّت جغرافیایی استقرار دشمن و نیروی جنگی او و همچنین آگاهی از نقاط اختلاف و اتّفاق دشمنان متعدّد است[۳۴]. از سیره رسول (ص) استفاده میشود که، به یکی از شیوههای ذیل به گردآوری اطّلاعات و خنثیسازی فعّالیّتهای جاسوسی دشمن اقدام میکرد:
- اعزام جاسوس به درون اردوگاههای دشمن برای آگاهی از موقعیّت جغرافیایی، شمار نیروهای دشمن و توان رزمی آنها،
- خبریابی از نیروهای محلّی در نقاط گوناگون،
- تشکیل گروههای توانمند ضدّ اطلاعات[۳۵].
- رزمایشهای نظامی: یکی از ضرورترین ابعاد آمادگی نظامی که در آمادگی روحی و رزمی نیروها مؤثّر است و قدرت مسلمانان را به دشمن نشان میدهد، رزمایشهای نظامی و نمایش قدرت است. نیروهای نظامی نه تنها باید در کاربرد همه سلاحها و فنون رزمی مهارت داشته باشند، بلکه باید این توان را به نمایش گذاشته، با ایجاد رعب و هراس در دل دشمن، فکر تجاوز را از ذهن او بیرون آورند. شاید بتوان رزمایش نظامی را از آنچه قرآن درباره سان دیدن سلیمان از اسبهای جنگی بیان کرده، استفاده کرد[۳۶]. در سیره رسولخدا نیز این مورد از جایگاهی ویژه برخوردار بوده است[۳۷]. نمایش قدرت، موجب شد که در دل کفار هراس افتاده، فکر هرگونه مقاومتی از ذهن آنان رخت بربندد؛ در نتیجه، مرکز کفر و شرک، صبحگاهان، بدون خونریزی به تصرّف سپاه اسلام درآمد.
- تخصیص بودجههای نظامی: همه ابعاد آمادگی نظامی، نیازمند پشتیبانی مالی است[۳۸]. پس از دستور آمادهباش نظامی به انفاق در راه خدا پرداخته است. در بسیاری از آیات قرآن، سخن از انفاق آمده؛ امّا به طور مسلّم یکی از موارد اساسی انفاق، اختصاص بودجههای نظامی است[۳۹]. تأمین بودجه نظامی، از وظایف حکومت اسلامی است؛ امّا هنگام نیاز، بر دوش یکایک مسلمانان نیز نهاده شده است[۴۰].
- مرزبانی: از برجستهترین نشانههای آمادگی نظامی، هوشیاری در حراست از مرزهاست. گروهی درباره جایگاه مرزبانی معتقدند که هدف نهایی از آمادگی نظامی، جز با "مرزبانی" کامل نخواهد شد[۴۱] و مرزبانی را از نشانههای تقوا شمردهاند[۴۲]. روایات پیشوایان معصوم (ع) نیز بر این مسأله تأکید دارد. مهمترین فایده مرزبانی، رسیدن سریع اخبار و اطلاعات از تحرّکات دشمن به مرکز حکومت اسلامی است[۴۳].
ارتقا و افزایش توان نظامی
پیامبر(ص)، سپاهی نیرومند تشکیل داد که تمام دستاوردهای نظامی دوران خود را در عرصههای طرحریزی، آموزش و تجهیز تسلیحاتی در آن لحاظ فرموده بود. سیره نبوی چنین مینمایاند این سپاه، نیروی نظامی توانمندی بود که نظام سیاسی اسلام را استوار ساخت؛ پایههایش آن را نیرومند گرداند و در برابر تجاوزهای روزافزون دشمنان که نیروهای نظامیشان پیوسته در شمار، تجهیزات و قابلیتهای نظامی در حال نیرومندتر شدن بود، از این نظام سیاسی نوپا دفاع کرد.
پیامبر(ص)، با یاری پروردگار، تمام تواناییها و امکاناتی را که در اختیار داشت برای ترویج اسلام و نیز از میان برداشتن نظامهای سیاسی که در برابر دعوت او مانعتراشی میکردند، به کار بسته بود. صحابیان حضرت نیز با ارشادهای او در تحقق این هدف میکوشیدند. آنان در این راه، عمر، دارایی و قابلیتهای فکری، سیاسی و تربیتی خود را به کار گرفتند.
این نکته را نیز سیره پیامبر(ص)، نشان میدهد که نیروی نظامی مسلمانان، از آغاز دعوت اسلام، هجرت پیامبر(ص) به مدینه تا رحلت حضرت، با سرعت تمام از نظر توان، گستردگی حوزه عمل و ابعاد غلبه بر دشمنان در مسیر پیشرفت روزافزون بود. وضعیت تسلیحاتی و شمار نیروهای آن نیز چنین بود.
درباره پیشرفت شمارگانی نیروی اسلام باید گفت که پیامبر(ص)، در مکه فقط با یک نفر دعوت خود را آشکار ساخت و ثمرهاش، ایمانآوردن صدها تن بود که غالب آنان فقیران و بردگان بودند. حضرت سپس بر اساس پیمانی با انصار، به مدینه هجرت کرد.
پس از استقرار در مدینه، پیامبر(ص)، سریههایی را برای تعقیب قریشیان یعنی دشمن سرسخت اسلام و پیروان آن، اعزام میکرد. این سریهها به مسلمانان مستضعف در رویارویی با دشمنان مستکبر خود، شهامت و شجاعت داد و آنان را از قابلیتهای جبهه مستضعفان، آگاه ساخت. در ادامه، آنان همین بیداری و آگاهی را در دیگران نیز پدید آوردند. این سریهها پیش از غزوه بدر، با نیروهای اندکشمار و سلاحهایی کمتر صورت میپذیرفت. در آن زمان، شمار نیروهای بزرگترین سریهها از چند ده تن فراتر نمیرفت. پس از این برهه، غزوه بدر روی داد که شمار رزمندگان مسلمان در آن ۳۱۵ تن بود. سپس به ترتیب: غزوههای ذو امر با ۴۵٠ رزمنده، بدر دوم با هزار رزمنده، دومةالجندل با هزار رزمنده، احزاب و در پی آن بنیقریظه با ۳ هزار رزمنده، فتح مکه با ۱۰ هزار رزمنده، حنین با ۱۲ هزار رزمنده، و در نهایت غزوه تبوک با حضور ۳۰ هزار رزمنده صورت گرفت. البته رزمندگان حاضر در تبوک فقط گروهی از مسلمانان بودند که وسیلهای برای رفتن به تبوک در اختیار داشتند.
در حجةالوداع در واپسین سال حیات پیامبر(ص)، نیز ۱۰۰ هزار مسلمان از سراسر جزیرةالعرب با حضرت به حج مشرف شدند.
درباره وضعیت تسلیحاتی مسلمانان نیز باید اشاره کرد که با وجود اهمیت فراوان سلاحهای متداول آن دوران، چون شمشیر، نیزه و تیر، پیامبر(ص)، تنها به استفاده از این سلاحهای معمول بسنده نفرمود، بلکه طرحهایی را اجرا کرد تا نهتنها ضعف تسلیحاتی مسلمانان در قیاس با دشمنان را جبران کند بلکه برتری تسلیحاتی سپاه اسلام را سبب شود. به همین منظور، پیامبر(ص)، شماری از رزمندگان مسلمان را به سرزمین «جرش» در یمن فرستاد تا منجیق، دبابه[۴۴]؛ ضبورسازی[۴۵] و... را فراگیرند. آنان پس از آموزشدیدن مهارتهای لازم بازگشتند و این ابزارها را برای سپاه اسلام ساختند و پارهای از آنها را در ماجرای محاصره طایف استفاده کردند[۴۶].
اشاره به این نکته بهجاست که یمن در آن دوران، تحت حکومت ایرانیان بود و در ساختن ابزارهای جنگی پیشرو بودند. ایران برای تعیین ابرقدرت برتر جهان آن روزگار، پیوسته با رومیان جنگ داشت؛ و از همینرو صنایع سلاحسازیاش نیرومند و پیشرو بود.
نکته دیگر آنکه: پیامبر(ص) بههیچوجه نمیپذیرفت مسلمانان تسلیحات موردنیاز خود را، با خریدن یا انعقاد پیمانهایی، از دیگران تأمین کنند؛ زیرا خرید اسلحه از دشمنان یا غیر آنان، نهتنها مشکل تأمین تسلیحات را به شکل مطمئن و دائم برطرف نمیکند، بلکه بر پیچیدگیهای آن میافزاید؛ چون وابستگی به دیگران در تأمین تسلیحات، این تهدید را در خود نهفته دارد که با بروز کوچکترین اختلافی، طرفی که متعهد به تحویل تسلیحات است، از این کار امتناع ورزد، یا منافع بیشتر، او را جذب دیگران کند. همچنین شاید وقتی فروش اسلحه به کسی را بر خلاف مصالح خود ببیند، حتی در قبال دریافت پول آن، حاضر به فروش نشود. حالآنکه شاید طرفی که خواهان خرید اسلحه است، بهشدت محتاج تسلیحات باشد. بنابراین، رهبر و فرماندهی که اندکی خرد داشته باشد، ملت خود و کرامت آن را به قدرتهای دمدمیمزاج و منافع متغیر آنان وابسته نمیسازد.
تأکید و توجه ویژه پیامبر(ص)، بر ضرورت خودکفایی مسلمانان در تأمین تسلیحات موردنیازشان و قطع وابستگیها و محدودیتها در این زمینه، افزون بر آنکه دوراندیشی وی را مینمایاند، بیانگر پافشاری و کوشش او برای تأمین استقلال، آزادی و برتری امت خویش است. حضرت میخواست این آرمانها را در وجود مؤمنان هر چه بیشتر استوار سازد و آنان را بهگونهای تربیت کند که در ملتهای دیگر هضم و خُرد نشوند، از آنان تأثیر نپذیرند و دنبالهرو خواستهها و انحرافهای آنها نباشند.
بُعد دیگر ارتقای توان نظامی مسلمانان، سوارهنظام آنان بود. سوارهنظام مسلمانان در آغاز بسیار کمشمار و ضعیف بود؛ اما چنانکه در کتابهای سیره هم بیان شده است، این شرایط نامطلوب، با شتاب هرچه تمامتر بهبود یافت و پیشرفتهای شگفتآوری در این زمینه رقم زد. چنان که شمار نیروهای سوارهنظام مسلمانان در غزوه بدر کبری، فقط ۲ تن بود که در غزوه اُحُد به ۵۰[۴۷] و در غزوه تبوک به ۱۰،۰۰۰[۴۸] تن رسید.
پیامبر(ص) در شیوههای متداول نبرد در میان عربها نیز دگرگونی و نوآوریهایی پدید آورد. روش شناخته شده نبرد عربها در آن روزگار، جنگ تنبهتن بر مبنای حمله و گریز بود که در آن، نیروهای مختلف اعم از شمشیرزنان، نیزهداران و تیراندازان، با جنگجویان هیچ همکاری و تعاونی نداشتند. اما پیامبر(ص)، نبرد در قالب صفهای بههمپیوسته را در عرصه فنون جنگی وارد ساخت. و صفهایی برای تیراندازان، نیزهداران و نیز برای شمشیرزنان تشکیل داد. هنگام نبرد، تیراندازان از دور، نیروهای دشمن را هدف میگرفتند. زمانی که سربازان دشمن نزدیکتر میشدند، نیزهداران با نیزههای خود به آنان هجوم میبردند و وقتی نیروهای دو لشکر با هم در میآمیختند، شمشیرزنان وارد نبرد میشدند. بدینترتیب، میان قوای مختلف سپاه اسلام، هماهنگی کاملی شکل میگرفت. پیامبر(ص)، تیراندازان را پشت سپاه خود مستقر میفرمود و به آنان مأموریت میداد سوارهنظام دشمن را هدف گرفته و سپاه اسلام را محافظت کنند تا دشمنان نتوانند با دور زدن مسلمانان، از پشت سر بر آنان هجوم آورند.
شیوه دیگر حضرت در جنگهای خود، محاصره کردن دشمن بود. با این تدبیر، سپاه اسلام، با کمترین هزینه جانی، دشمنان را به تسلیمشدن وامیداشت.
شیوههایی که پیامبر(ص)، در نبردهای مهم خود با دشمنان، برای مدیریت جنگ بهکار میگرفت، در گذر زمان و بر اساس شرایط حاکم بر سپاه اسلام، تهاجمیتر میشد. در آغاز، شیوه مبارزه سپاه اسلام، نبرد دفاعی بود. در این مرحله، مسلمانان در برابر هجوم دشمنان ایستادگی میکردند و حملههای آنان را ناکام میساختند. این، شیوهای بود که پیامبر(ص)، در غزوههای پیش از غزوه احزاب، یعنی بدر کبری، اُحُد، بدر دوم و حمراءالاسد به کار گرفت. غزوه احزاب را نیز باید آخرین عرصه بهرهوری سپاه اسلام از این شیوه جنگی دانست. برهه زمانی استفاده از شیوه مزبور تا پایان سال پنجم هجری بود.
اما پس از آن، وقتی شمار پیروان اسلام و نیروهای سپاه آن رو به فزونی نهاد و اسلام در خارج از مدینه، میان بسیاری قبایل رواج یافت، پیامبر(ص) شیوه مبارزه سپاهش را از جنگ دفاعی به جنگ تهاجمی تغییر داد. در این روش، پیامبر(ص) سپاه خود را آماده و برای جنگ با دشمنان، راهی سرزمین آنان میساخت و در خانه دشمنان بر آنان هجوم میبرد. پس ویژگی جنگهای این مقطع برای سپاه اسلام، کشاندن جنگ به سرزمین دشمن بود. پیشاپیش دشمنانی که سپاه اسلام به آنان در سرزمین خود هجوم میبرد، مشرکان مکه بودند.
پیامبر اکرم(ص) در غزوه احزاب به یارانش بشارت داد که این جنگ، آخرین مرحله از جنگ دفاعی مسلمانان است و از این پس، سپاه اسلام وارد مرحله جنگ تهاجمی خواهد شد. محمد بن اسماعیل بخاری با سند خود از سلیمان بن صرد روایت کرده است: حضرت پس از شکستخوردن احزاب فرمود: «از این پس ما به آنان حمله میکنیم نه آنان به ما؛ [از این پس] ما برای جنگ بهسوی آنان میرویم»[۴۹].
بررسی غزوههای پیامبر(ص)، با مشرکان و یهودیان، پس از غزوه احزاب، این تغییر روند را آشکارا نشان میدهد. با پایانیافتن غزوه احزاب، حضرت، یارانش را برای حمله به بنیقریظه حرکت داد. در پایان این غزوه، حکم خدا درباره آنان که بر زبان سعد بن معاذ جاری شده بود، اجرا شد و جنگجویانشان کشته شدند؛ زنان و فرزندانشان به اسارت درآمدند و اموالشان که به غنیمت گرفته شده بود، میان مسلمانان تقسیم شد.
حضرت، پس از غزوه بنیقریظه، بهطرف مکه حرکت کرد و غزوه حدیبیه را که با جنگ با مشرکان و اسیر کردن شماری از آنان همراه بود و به انعقاد پیمان صلح میان دو طرف انجامید، فرماندهی کرد. بر اساس این پیمان، دو طرف متعهد میشدند تا ده سال جنگ را متوقف سازند.
پیامبر(ص) در گام بعدی، در سال هفتم هجری بهسوی یهودیان خیبر، لشکر کشید و با ویرانسازی دژها و کشتن سران و جنگجویانشان، شکستی سخت را بر آنان تحمیل کرد که اثری از آنان باقی نگذاشت.
حضرت در اقدام بعد، به مشرکان پیمانشکن مکه و شماری از همپیمانهای او از قبیله خزاعه را کشته بودند هجوم آورد. با این غزوه، مکه فتح شد؛ کعبه از بتها پاک گردید و پرچم توحید در بیتاللهالحرام و جایجای مکه برافراشته شد. سران مشرکان مکه نیز که پیمانشکنی کرده بودند، ازآنرو که یارای نبرد با پیامبر اسلام(ص)، را در خود نمییافتند، متواری شدند اما حضرت، بسیاری از آنان را عفو کرد و در نتیجه برگشتند و تسلیم شدند.
پیامبر(ص)، سپس به جنگ هوازن رفت و با شکستدادن آنان، اموالشان را غنیمت گرفت و زنان و فرزندانشان را اسیر کرد. سپس با تعقیب آنها توانست آنان را در دژ طایف به محاصره درآورد. اهالی طایف نیز پس از اندک زمانی اسلام آوردند و به این شکل، اسلام تمام جزیرةالعرب را فراگرفت.
البته این پیروزیها سبب نشد که حضرت از مسیحیان رومی و عرب که دشمنان نیرومند و کینهتوزی بودند، غافل شود. او ابتدا سریه موته را به جنگ آنان فرستاد، سپس خود با سپاه اسلام در قالب غزوه تبوک به سویشان لشکر کشید[۵۰].
منابع
پانویس
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۴۶، سوره آل عمران، آیات ۱۲۱، ۱۷۲، ۲۰۰، سوره نساء، آیات ۷۱، ۹۴، ۱۰۲، ۱۰۴، سوره انفال، آیات ۱۶، ۶۰، سوره توبه، آیات ۴۱، ۴۶، ۴۷، ۱۲۳، سوره انبیاء، آیه ۸۰، سوره سبأ، آیه ۱۰.
- ↑ صادقی و خراسانینژاد، مقاله «آمادگی نظامی»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱؛ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۴۴.
- ↑ سوره انفال، آیه ۶۰.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۵.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۸۶؛ بیان المعانی، ج ۵، ص ۳۰۶.
- ↑ صادقی و خراسانینژاد، مقاله «آمادگی نظامی»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱.
- ↑ سوره انفال، آیه ۶۰؛ سوره توبه، آیه ۴۱.
- ↑ احکامالقرآن، ج ۲، ص ۹۵۴ و ۹۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۸۵.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۷۲.
- ↑ فی ظلال، ج ۳، ص ۱۵۴۳.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.
- ↑ راهنما، ج ۳، ص ۴۰.
- ↑ سوره بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷.
- ↑ سوره انبیاء، آیه ۸۰، سوره سبأ، آیه ۱۰-۱۱.
- ↑ سوره توبه، آیه ۴۶.
- ↑ المنیر، ج ۱۰، ص ۲۳۷.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۷۶؛ تفسیر راهنما، ج۳، ص ۱۷۸ و ۱۷۹.
- ↑ سوره نساء، آیه ۱۰۲.
- ↑ صادقی و خراسانینژاد، مقاله «آمادگی نظامی»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱.
- ↑ سوره انفال، آیه ۶۰.
- ↑ جامعالبیان، مج۶، ج۱۰، ص ۳۹ و ۴۰؛ الدرّالمنثور، ج ۴، ص ۸۳ ۸۶؛ البرهان، ج ۲، ص ۷۰۶ و ۷۰۷.
- ↑ قمی، ج ۱، ص ۲۷۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۴۰.
- ↑ المغازی، ج ۳، ص ۸۹۰.
- ↑ المغازی، ج ۲، ص ۶۴۷ و ۶۴۸.
- ↑ المنار، ج۱۰، ص۶۲؛ مراغی، مج۴، ج۱۰، ص ۲۴.
- ↑ جواهرالکلام، ج ۲۸، ص ۲۱۲.
- ↑ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۱ و ۹۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۰.
- ↑ المغازی، ج۳، ص۸۹۷ و ج۱، ص ۱۱؛ سیره ابنکثیر، ج ۲، ص ۱۶۵؛ فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۴۹۶ ـ ۴۹۸.
- ↑ قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۰۷و۱۰۸.
- ↑ سوره انفال، آیه ۶۰، سوره آل عمران، آیه ۲۰۰، سوره توبه، آیه ۴۶.
- ↑ تفسیر الجواهر، مج ۱، ج ۲، ص ۱۹۸؛ نمونه، ج ۷، ص ۴۳۴؛ راهنما، ج۳، ص۲۶۸.
- ↑ المنیر، ج ۵، ص ۱۵۱؛ المنار، ج ۵، ص ۲۵۰.
- ↑ مفاهیمالقرآن، ج ۲، ص ۵۵۵.
- ↑ سوره ص، آیه ۳۱.
- ↑ المغازی، ج ۲، ص ۷۳۵ و ۷۳۶؛ سیره ابنهشام، ج ۴، ص ۳۷۱؛ سیره ابن کثیر، ج۳، ص ۱۴۷.
- ↑ سوره انفال، آیه ۶۰.
- ↑ نمونه، ج ۷، ص ۲۲۹.
- ↑ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۱۲۴.
- ↑ مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵.
- ↑ راهنما، ج ۳، ص ۲۶۸.
- ↑ صادقی و خراسانینژاد، مقاله «آمادگی نظامی»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱.
- ↑ دبابه: ابزاری جنگی بود که سربازان در داخل آن قرار میگرفتند و آن را به پایه دژ دشمن میکوبیدند و در پناه آن دیوار قلعه را میشکافتند؛ المنجد.
- ↑ ضبور: نوعی حفاظ چوبی با پوشش چرم که سربازان، زیر آن قرار گرفته به دژها هجوم میبردند؛ المنجد.
- ↑ مؤلف محترم، مدرکی برای گفتهاش ارائه نکرده است، گویا برداشت اشتباهی از کتابهای تاریخی کرده؛ زیرا دو تن که برای آموزش سلاح به جرش رفته بودند، از طرف پیامبر(ص) نبودند بلکه از سوی اهل طایف بر ضد مسلمانان بودند.
- ↑ در تاریخ طبری، ج۲، ص۱۹۰ و سیره حلبی، ج۲، ص۲۲۱ تعداد اسب مسلمانها در اُحُد را دو رأس نوشتهاند.
- ↑ صفوة الصحیح من سیرة النبی(ص)، علی رفیعی، ص٣۵١.
- ↑ صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۲، ص۴٠٩).
- ↑ ابوفارس، محمد عبدالقادر، مکتب نظامی پیامبر اعظم، ص ۲۴۱-۲۴۶.