جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
و فراوان میگفت: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ}}؛«آمدم ای صاحب آسمانهای بلند، آمدم» و هر گاه به رهگذری بر میخورد و یا بر پشتهای بالا میرفت و یا از درهای سرازیر میگشت، آوای لبیک را از سر میگرفت و نیز در پایان شبها و بعد از [[نمازها]] به تکرار آن میپرداخت. | و فراوان میگفت: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ}}؛«آمدم ای صاحب آسمانهای بلند، آمدم» و هر گاه به رهگذری بر میخورد و یا بر پشتهای بالا میرفت و یا از درهای سرازیر میگشت، آوای لبیک را از سر میگرفت و نیز در پایان شبها و بعد از [[نمازها]] به تکرار آن میپرداخت. | ||
هنگام ورود به [[مکه]] از گردنه بالای مکه وارد شد و [[زمان]] بازگشت به مدینه از دره پایین مکه؛ یعنی «[[ذی طوی]]» بیرون آمد. پیامبر خدا{{صل}} هنگام ورود به مسجد متوقف شد و رو به [[کعبه]] ایستاد و [[خدا]] را [[سپاس]] و ثنا گفت و بر پدرش [[ابراهیم خلیل]] [[درود]] فرستاد و بعد از ورود به [[مسجد]] به سوی [[حجرالاسود]] رفت و آن را بوسید. سپس مشغول [[طواف]] شد و بعد از طواف در پشت [[مقام ابراهیم]]، دو رکعت [[نماز]] خواند. بعد از نماز بر سر [[چاه زمزم]] آمد و از آن نوشید و گفت: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ}}. و این [[دعا]] را رو به [[قبله]] تکرار کرد. سپس به [[اصحاب]] خود فرمود: دیدار از [[کعبه]]، باید با [[استلام حجر]] پایان پذیرد. بار دیگر حجرالاسود را بوسید و راهی [[صفا]] شد و با صدای بلند گفت: «از آنجا آغاز میکنم که [[خداوند]] آغاز کرده است»؛ لذا بر [[کوه صفا]] بالا رفت تا سعی [[صفا و مروه]] را آغاز کند و چندان بر روی آن توقف کرد که [[انسان]] میتواند [[سوره بقره]] را [[تلاوت]] کند<ref>الکافی، ج۴، ص۲۴۹.</ref>. | هنگام ورود به [[مکه]] از گردنه بالای مکه وارد شد و [[زمان]] بازگشت به مدینه از دره پایین مکه؛ یعنی «[[ذی طوی]]» بیرون آمد. پیامبر خدا{{صل}} هنگام ورود به مسجد متوقف شد و رو به [[کعبه]] ایستاد و [[خدا]] را [[سپاس]] و ثنا گفت و بر پدرش [[ابراهیم خلیل]] [[درود]] فرستاد و بعد از ورود به [[مسجد]] به سوی [[حجرالاسود]] رفت و آن را بوسید. سپس مشغول [[طواف]] شد و بعد از طواف در پشت [[مقام ابراهیم]]، دو رکعت [[نماز]] خواند. بعد از نماز بر سر [[چاه زمزم]] آمد و از آن نوشید و گفت: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ}}. و این [[دعا]] را رو به [[قبله]] تکرار کرد. سپس به [[اصحاب]] خود فرمود: دیدار از [[کعبه]]، باید با [[استلام حجر]] پایان پذیرد. بار دیگر حجرالاسود را بوسید و راهی [[صفا]] شد و با صدای بلند گفت: «از آنجا آغاز میکنم که [[خداوند]] آغاز کرده است»؛ لذا بر [[کوه صفا]] بالا رفت تا سعی [[صفا و مروه]] را آغاز کند و چندان بر روی آن توقف کرد که [[انسان]] میتواند [[سوره بقره]] را [[تلاوت]] کند<ref>الکافی، ج۴، ص۲۴۹.</ref>. | ||
طبق [[روایت]] دیگر، که [[معاویة بن عمار]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده است، [[پیامبر خدا]]{{صل}} پس صفا از [[فراغت]] از سعی و [[مروه]] اشاره به پشت سر خود کرد و خطاب به [[مردم]] فرمود: اکنون این [[جبرئیل]] است که به من میگوید: به شما [[فرمان]] دهم که هر کس با خود [[قربانی]] نیاورده از [[احرام]] خارج شود (و عمل خود را عمره قرار دهد) و اگر من آن چه تاکنون انجام دادهام، انجام نداده بودم، همان کاری را که به شما فرمان دادم انجام میدادم، | طبق [[روایت]] دیگر، که [[معاویة بن عمار]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده است، [[پیامبر خدا]]{{صل}} پس صفا از [[فراغت]] از سعی و [[مروه]] اشاره به پشت سر خود کرد و خطاب به [[مردم]] فرمود: اکنون این [[جبرئیل]] است که به من میگوید: به شما [[فرمان]] دهم که هر کس با خود [[قربانی]] نیاورده از [[احرام]] خارج شود (و عمل خود را عمره قرار دهد) و اگر من آن چه تاکنون انجام دادهام، انجام نداده بودم، همان کاری را که به شما فرمان دادم انجام میدادم، لکن اکنون قربانی به همراه آوردهام و برای کسی که قربانی به همراه دارد شایسته نیست از احرام خارج شود، مگر آنکه قربانی به [[قربانگاه]] رسد. | ||
در این هنگام یکی از حاضران گفت: «ما به [[حج]] آمدهایم، در وضعیتی که از سر و موی ما آب ([[غسل]]) ریزان است. [[پیامبر]]{{صل}} به او گفت: تو هیچگاه به این [[حکم]] [[ایمان]] نخواهی آورد. در این لحظه [[سراقة بن مالک بن جعشم کنانی]] گفت: ای فرستاده [[خداوند]]، [[دین]] ما را آنگونه به ما بیاموز که گویا امروز [[آفریده]] شدهایم. این دستور که فرمودی ویژه امسال است یا برای همیشه؟ [[پیامبر]]{{صل}} در پاسخ او فرمود: این فرمانی است برای همیشه تا [[روز قیامت]]. سپس انگشتان خود را در هم فرو برده گفت: این چنین [[حج]] و عمره تا روز قیامت به هم پیوسته گردید<ref>الکافی، ج۴، ص۲۴۶؛ وسایل الشیعه، ج۸، ص۱۶۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۵۳.</ref>. | در این هنگام یکی از حاضران گفت: «ما به [[حج]] آمدهایم، در وضعیتی که از سر و موی ما آب ([[غسل]]) ریزان است. [[پیامبر]]{{صل}} به او گفت: تو هیچگاه به این [[حکم]] [[ایمان]] نخواهی آورد. در این لحظه [[سراقة بن مالک بن جعشم کنانی]] گفت: ای فرستاده [[خداوند]]، [[دین]] ما را آنگونه به ما بیاموز که گویا امروز [[آفریده]] شدهایم. این دستور که فرمودی ویژه امسال است یا برای همیشه؟ [[پیامبر]]{{صل}} در پاسخ او فرمود: این فرمانی است برای همیشه تا [[روز قیامت]]. سپس انگشتان خود را در هم فرو برده گفت: این چنین [[حج]] و عمره تا روز قیامت به هم پیوسته گردید<ref>الکافی، ج۴، ص۲۴۶؛ وسایل الشیعه، ج۸، ص۱۶۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۵۳.</ref>. | ||
پس از [[سخنان پیامبر]]{{صل}}، گرچه [[حکم شرعی]] جدید برای بعضی از [[صحابه]] سنگین و غیر قابل قبول مینمود، | پس از [[سخنان پیامبر]]{{صل}}، گرچه [[حکم شرعی]] جدید برای بعضی از [[صحابه]] سنگین و غیر قابل قبول مینمود، لکن به هر جهت [[اصحاب]] و همراهان پیامبر{{صل}} به دو گروه تقسیم شدند؛ الف: کسانی که همانند پیامبر{{صل}} از [[مدینه]] با خود [[قربانی]] آورده بودند که از جمله آنها [[ابوبکر]]، [[طلحه]]، [[زبیر]] و گروه دیگر بودند؛ لذا همانند پیامبر بر [[حال]] [[احرام]] باقی ماندند و نتوانستند از [[رخصت]] [[تمتع]] استفاده کنند. ب: آن دسته از همراهان حضرت، که [[اکثریت]] را تشکیل میدادند قربانی به همراه نیاورده بودند از جمله آنها [[همسران پیامبر]]{{صل}} و [[حضرت فاطمه زهرا]]{{س}} از [[لباس]] احرام به در آمده و عمل خود را عمره قرار دادند. | ||
طبق روایتی علی{{ع}} که در این ایام از ناحیه [[یمن]] به [[مکه]] وارد شد پس از [[مشاهده]] [[حضرت فاطمه]]{{س}} که از احرام خارج شده و لباسی رنگین به تن کرده بود، ابتدا [[تعجب]] کرد، اما پس از توضیحات همسرش، در جریان [[تشریع]] عمره تمتع قرار گرفت و متقاعد شد. | طبق روایتی علی{{ع}} که در این ایام از ناحیه [[یمن]] به [[مکه]] وارد شد پس از [[مشاهده]] [[حضرت فاطمه]]{{س}} که از احرام خارج شده و لباسی رنگین به تن کرده بود، ابتدا [[تعجب]] کرد، اما پس از توضیحات همسرش، در جریان [[تشریع]] عمره تمتع قرار گرفت و متقاعد شد. | ||