جز
جایگزینی متن - 'ق]]. / ' به 'ق]]/'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'ق]]. / ' به 'ق]]/') |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
قدرتهای [[حاکم]] با [[آگاهی]] از دعوت، داعیان را تعقیب کرده برخی را کشتند، همانگونه که برخی نیز مانند [[خداش بلخی]] [[قربانی]] [[تندروی]] خویش شدند. [[محمد بن علی عباسی]] هنگامی که [[دعوت]] منحصر به او شد، [[تغییر]] راهبردی مهمی در محتوای دعوت ایجاد و داعیانش را از آن [[آگاه]] کرد؛ مشروط به اینکه سایر [[مردم]] از آن آگاه نشوند. | قدرتهای [[حاکم]] با [[آگاهی]] از دعوت، داعیان را تعقیب کرده برخی را کشتند، همانگونه که برخی نیز مانند [[خداش بلخی]] [[قربانی]] [[تندروی]] خویش شدند. [[محمد بن علی عباسی]] هنگامی که [[دعوت]] منحصر به او شد، [[تغییر]] راهبردی مهمی در محتوای دعوت ایجاد و داعیانش را از آن [[آگاه]] کرد؛ مشروط به اینکه سایر [[مردم]] از آن آگاه نشوند. | ||
[[امام]] محمد در [[سال ۱۲۵ ق]] | [[امام]] محمد در [[سال ۱۲۵ ق]]/۷۴۳ م. بعد از اینکه دعوت گام مهمی برداشت، درگذشت. وی [[وصیت]] کرد بعد از او پسرش ابراهیم، امام شود<ref>تاریخ ابنکثیر، ج۱۰، ص۵.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت عباسیان (کتاب)|دولت عباسیان]]، ص ۱۷.</ref> | ||
===مرحله دوم=== | ===مرحله دوم=== | ||
این مرحله با [[پیوستن]] ابومسلم به دعوت آغاز شد و تا [[سال ۱۳۲ ق]] | این مرحله با [[پیوستن]] ابومسلم به دعوت آغاز شد و تا [[سال ۱۳۲ ق]]/۷۵۰م. با [[سقوط]] [[حکومت اموی]] و [[ایجاد حکومت]] [[عباسی]]، ادامه یافت. | ||
دعوت [[عباسیان]] بعد از [[مرگ]] امام [[محمد بن علی]] به علت ایجاد حرکتهای مستقل [[شیعی]] در [[خراسان]]، دچار [[تزلزل]] شد. [[ابراهیم امام]] ترسید که زمام کار از دستش خارج شود و این حرکتها دعوت او را خراب کند؛ از اینرو کوشید تا [[عرب]] خراسان را دوباره به [[اطاعت]] در آورد. وی با استفاده از [[نفوذ]] شخصی خود توانست بزرگ آنان، [[سلیمان بن کثیر]] زاعی، را به سوی خود متمایل کند؛ زیرا وی این توان را داشت که میان خراسانیها و [[ریاست]] در حمیمه، [[همبستگی]] ایجاد کند. | دعوت [[عباسیان]] بعد از [[مرگ]] امام [[محمد بن علی]] به علت ایجاد حرکتهای مستقل [[شیعی]] در [[خراسان]]، دچار [[تزلزل]] شد. [[ابراهیم امام]] ترسید که زمام کار از دستش خارج شود و این حرکتها دعوت او را خراب کند؛ از اینرو کوشید تا [[عرب]] خراسان را دوباره به [[اطاعت]] در آورد. وی با استفاده از [[نفوذ]] شخصی خود توانست بزرگ آنان، [[سلیمان بن کثیر]] زاعی، را به سوی خود متمایل کند؛ زیرا وی این توان را داشت که میان خراسانیها و [[ریاست]] در حمیمه، [[همبستگی]] ایجاد کند. | ||