جز
جایگزینی متن - 'صاحب نظران' به 'صاحبنظران'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
جز (جایگزینی متن - 'صاحب نظران' به 'صاحبنظران') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
رضا، نتیجه [[اطمینان]] نفس و [[آرامش]] آن با یاد پروردگار است که سبب میشود [[انسان]] خود را بندهای بیش نداند که [[مالک]] هیچ سود و زیانی برای خویش نیست و [[دنیا]] را گذرگاهی بداند که آنچه از [[ثروت]] و [[فقر]] یا سود و زیان در آن است، تنها امتحانی [[الهی]] است، پس پیوسته در جادّه [[عبودیت]] بوده و از [[صراط مستقیم]] به سوی [[افراط]] یا [[تفریط]] نمیگراید، در نتیجه به تقدیرات [[تکوینی]] و [[احکام]] [[تشریعی]] [[خدا]] [[راضی]] میشود، به همین جهت قرآن در خطاب به [[نفس مطمئنه]] از [[مقام رضا]] یاد میکند: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>.<ref> المیزان، ج ۲۰، ص ۲۸۵؛ نیز ر. ک: ج ۹، ص ۳۷۵.</ref>؛ بنابراین رضا به دو قسم رضا به قضای تکوینی و رضا به [[حکم]] [[تشریعی]] بخش میشود.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص ۲۶۲؛ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۵۷۲؛ الرسالة القشیریه، ص ۲۹۹.</ref> چنانکه [[قضای الهی]] نیز در [[قرآن کریم]]، هم در تکوینیات و امور مربوط به ایجاد و [[ابداع]] [[خدا]] و هم در [[جعل]] و [[تشریع]] [[احکام تکلیفی]] و وضعی، به کار رفته است.<ref> بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۸۰؛ ج ۴، ص ۲۷۶.</ref> | رضا، نتیجه [[اطمینان]] نفس و [[آرامش]] آن با یاد پروردگار است که سبب میشود [[انسان]] خود را بندهای بیش نداند که [[مالک]] هیچ سود و زیانی برای خویش نیست و [[دنیا]] را گذرگاهی بداند که آنچه از [[ثروت]] و [[فقر]] یا سود و زیان در آن است، تنها امتحانی [[الهی]] است، پس پیوسته در جادّه [[عبودیت]] بوده و از [[صراط مستقیم]] به سوی [[افراط]] یا [[تفریط]] نمیگراید، در نتیجه به تقدیرات [[تکوینی]] و [[احکام]] [[تشریعی]] [[خدا]] [[راضی]] میشود، به همین جهت قرآن در خطاب به [[نفس مطمئنه]] از [[مقام رضا]] یاد میکند: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>.<ref> المیزان، ج ۲۰، ص ۲۸۵؛ نیز ر. ک: ج ۹، ص ۳۷۵.</ref>؛ بنابراین رضا به دو قسم رضا به قضای تکوینی و رضا به [[حکم]] [[تشریعی]] بخش میشود.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص ۲۶۲؛ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۵۷۲؛ الرسالة القشیریه، ص ۲۹۹.</ref> چنانکه [[قضای الهی]] نیز در [[قرآن کریم]]، هم در تکوینیات و امور مربوط به ایجاد و [[ابداع]] [[خدا]] و هم در [[جعل]] و [[تشریع]] [[احکام تکلیفی]] و وضعی، به کار رفته است.<ref> بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۸۰؛ ج ۴، ص ۲۷۶.</ref> | ||
به گفته برخی، در تحقق [[مقام رضا]] [[محبت]] به فعل مورد نظر ضروری نیست؛ ولی مسلّم نباید [[کراهت]] باشد.<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۰ـ۶۱۲،۶۱۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۳۷۵.</ref> [[ | به گفته برخی، در تحقق [[مقام رضا]] [[محبت]] به فعل مورد نظر ضروری نیست؛ ولی مسلّم نباید [[کراهت]] باشد.<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۰ـ۶۱۲،۶۱۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۳۷۵.</ref> [[صاحبنظران]] درباره وهْبی یا اکتسابی بودن [[رضا]] [[اختلاف]] دارند: خراسانیان رضا را از [[مقامات]] و [[اهل عراق]] از احوال برشمردهاند و چنانکه نزد علمای [[سیر و سلوک]] معروف است، مقاماتْ اکتسابی و احوالْ وهبی هستند.<ref> الرسالة القشیریه، ص ۲۹۷ ـ ۲۹۸؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۸۰؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸ ـ ۷۹.</ref> برخی در [[سازگاری]] میان این دو گفتار، رضا در اوایل [[سلوک]] را از احوال، و رضا در اواخر سلوک را از مقامات برشمردهاند.<ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۹؛ مدارج السالکین، ج ۲، ص ۱۷۹.</ref> | ||
بعضی محققان در ترسیم [[جایگاه]] مقام رضا در میان منازل عبودی و مقامات [[سیر]] الیالله، رضا را [[برتر]] از [[مقام تسلیم]] و [[پایینتر]] از فنا بیان کردهاند.<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۱.</ref> [[برتری]] رتبه رضا بر مقام تسلیم، از کلمات کسانی نیز برداشت میشود که [[تسلیم]] را در قسم معاملات و رضا را در [[قسم]] [[اخلاق]] یاد کردهاند.<ref>منازل السائرین، ص ۵۹، ۶۹.</ref> این برتری از آن روست که تسلیم، ترک [[اعتراض]] ظاهری و کراهت [[باطنی]] است؛ ولی رضا [[شادی]] و [[خشنودی]] نفس به فعل خداست.<ref>التسهیل، ج ۱، ص ۶۵؛ البحرالمدید، ج ۱، ص ۱۸۷؛ نیز ر. ک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۲.</ref> در مقابل، برخی تسلیم را بالاتر از مقام رضا دانستهاند؛ با این [[استدلال]] که [[بنده]] [[راضی]] خواسته و طبع خود را با خواسته [[حق]] هماهنگ میکند؛ اما در [[مقام]] تسلیمْ خواسته و طبعی برای بنده در برابر حق نیست.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۵؛ شرح منظومه، ص ۳۵۹؛ اطیب البیان، ج ۲، ص ۱۹۶.</ref> [[مقام رضا]]، اموری مانند [[دعا]] و [[صدقه]] را [[نفی]] نمیکند، چنانکه [[پیامبران]] و [[ائمّه]] {{عم}} که در بالاترین مراتب [[رضا]] بودند، بسیار دعا میکردند و [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی در امر به دعا و بیان سودها و [[ستایش]] آن هست {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}<ref>«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}}<ref>«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>، زیرا [[خدا]] اشیا را بر اساس رابطه سببیت پدید آورده و از اسباب تحقق برخی امور، میتوان دعا، صدقه و مانند آن را برشمرد؛ بیدعا و صدقه پارهای از [[بلایا]] دفع نمیشوند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰-۲۱۱؛ معراج السعاده، ص ۶۹۱.</ref> مقام رضا با [[کراهت]] از [[گناهان]] و دوری از [[اهل]] [[گناه]] و [[دشمنی]] با [[کافران]] و [[فاجران]] نیز منافاتی ندارد، چنانکه [[قرآن کریم]] راضی بودن به [[معاصی]] را [[سرزنش]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ}}<ref>«به یقین آنان که لقای ما را امید نمیبرند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانههای ما غافلند؛» سوره یونس، آیه ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«راضی شدهاند که با واپسماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) باشند و بر دلهایشان مهر نهاده شده است از این رو در نمییابند» سوره توبه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«ایراد تنها بر کسانی است که با آنکه توانگرند، از تو اجازه (ی ترک جهاد) میخواهند؛ به این خشنودند که با واپسماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) همراه باشند و خداوند بر دلهای آنان مهر نهاده است از این رو (چیزی) نمیدانند» سوره توبه، آیه ۹۳.</ref> و از [[دوستی با کافران]] و [[فاسقان]] [[نهی]] میکند. {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا میدهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی میگیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۵۷.</ref><ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۴؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰.</ref> چگونه میتوان از گناهان کراهت داشت، در حالی که وقوع آنها به [[قضای الهی]] است و باید به آن [[خشنود]] بود و نتیجه این امر، جمع شدن میان [[رضایت]] و کراهت در یک چیز است؟ دو پاسخ دادهاند: | بعضی محققان در ترسیم [[جایگاه]] مقام رضا در میان منازل عبودی و مقامات [[سیر]] الیالله، رضا را [[برتر]] از [[مقام تسلیم]] و [[پایینتر]] از فنا بیان کردهاند.<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۱.</ref> [[برتری]] رتبه رضا بر مقام تسلیم، از کلمات کسانی نیز برداشت میشود که [[تسلیم]] را در قسم معاملات و رضا را در [[قسم]] [[اخلاق]] یاد کردهاند.<ref>منازل السائرین، ص ۵۹، ۶۹.</ref> این برتری از آن روست که تسلیم، ترک [[اعتراض]] ظاهری و کراهت [[باطنی]] است؛ ولی رضا [[شادی]] و [[خشنودی]] نفس به فعل خداست.<ref>التسهیل، ج ۱، ص ۶۵؛ البحرالمدید، ج ۱، ص ۱۸۷؛ نیز ر. ک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۲.</ref> در مقابل، برخی تسلیم را بالاتر از مقام رضا دانستهاند؛ با این [[استدلال]] که [[بنده]] [[راضی]] خواسته و طبع خود را با خواسته [[حق]] هماهنگ میکند؛ اما در [[مقام]] تسلیمْ خواسته و طبعی برای بنده در برابر حق نیست.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۵؛ شرح منظومه، ص ۳۵۹؛ اطیب البیان، ج ۲، ص ۱۹۶.</ref> [[مقام رضا]]، اموری مانند [[دعا]] و [[صدقه]] را [[نفی]] نمیکند، چنانکه [[پیامبران]] و [[ائمّه]] {{عم}} که در بالاترین مراتب [[رضا]] بودند، بسیار دعا میکردند و [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی در امر به دعا و بیان سودها و [[ستایش]] آن هست {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}<ref>«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}}<ref>«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>، زیرا [[خدا]] اشیا را بر اساس رابطه سببیت پدید آورده و از اسباب تحقق برخی امور، میتوان دعا، صدقه و مانند آن را برشمرد؛ بیدعا و صدقه پارهای از [[بلایا]] دفع نمیشوند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰-۲۱۱؛ معراج السعاده، ص ۶۹۱.</ref> مقام رضا با [[کراهت]] از [[گناهان]] و دوری از [[اهل]] [[گناه]] و [[دشمنی]] با [[کافران]] و [[فاجران]] نیز منافاتی ندارد، چنانکه [[قرآن کریم]] راضی بودن به [[معاصی]] را [[سرزنش]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ}}<ref>«به یقین آنان که لقای ما را امید نمیبرند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانههای ما غافلند؛» سوره یونس، آیه ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«راضی شدهاند که با واپسماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) باشند و بر دلهایشان مهر نهاده شده است از این رو در نمییابند» سوره توبه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«ایراد تنها بر کسانی است که با آنکه توانگرند، از تو اجازه (ی ترک جهاد) میخواهند؛ به این خشنودند که با واپسماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) همراه باشند و خداوند بر دلهای آنان مهر نهاده است از این رو (چیزی) نمیدانند» سوره توبه، آیه ۹۳.</ref> و از [[دوستی با کافران]] و [[فاسقان]] [[نهی]] میکند. {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا میدهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی میگیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۵۷.</ref><ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۴؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰.</ref> چگونه میتوان از گناهان کراهت داشت، در حالی که وقوع آنها به [[قضای الهی]] است و باید به آن [[خشنود]] بود و نتیجه این امر، جمع شدن میان [[رضایت]] و کراهت در یک چیز است؟ دو پاسخ دادهاند: | ||