بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[نظام]] به معنای [[نظم]] دادن<ref>حسن عمید، فرهنگ عمید، ج ۲، ص ۱۹۰۹.</ref> و [[سیاست]]، به معنای [[اصلاح]] امور خلق و [[اداره]] کردن کارهای مملکت، رعیتداری و مردمداری است<ref>حسن عمید، فرهنگ عمید، ج ۲، ص ۱۲۵۶.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۸.</ref>. | *[[نظام]] به معنای [[نظم]] دادن<ref>حسن عمید، فرهنگ عمید، ج ۲، ص ۱۹۰۹.</ref> و [[سیاست]]، به معنای [[اصلاح]] امور خلق و [[اداره]] کردن کارهای مملکت، رعیتداری و مردمداری است<ref>حسن عمید، فرهنگ عمید، ج ۲، ص ۱۲۵۶.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۸.</ref>. | ||
*ساختار | *ساختار نظام سیاسی [[اسلام]]، مجموعهای بههمپیوسته از فعالیتهای [[سیاسی]] است و این ساختار از عناصری همبسته تشکیل شده که هر کدام به تنهایی، بخشی از نظام سیاسی [[اسلام]] است. این ویژگی ساختار [[سیاسی]] را عناصر ساختاری یا به طور کلی "ساختار" نظام سیاسی [[اسلام]] مینامند<ref>داوود فیرحی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، ص ۱۵.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۸.</ref>. | ||
*در | *در نظام سیاسی، از مؤلفههایی چون ساختار، اهداف و کار ویژهها بحث میشود؛ اما آنچه در ادامه به بررسی آن میپردازیم، ساختار نظام سیاسی [[نبوی]] علیه{{صل}} است. درباره این ساختار به چهار شاخصه اصلی توجه میشود: قلمرو و مرز [[حکومتی]]، [[رهبری]]، [[کارگزاران]] و [[مردم]]. در همین باره به اجمال به [[حقوق]] و [[تکالیف]] و نقش [[حاکمیت]]، [[کارگزاران]] و [[مردم]] در نظام سیاسی [[اسلام]] نیز پرداخته خواهد شد<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۸.</ref>. | ||
*[[پیامبر]] برای [[ابلاغ]] [[رسالت]] خویش همچنین که [[جهان]] شمول بود، به اقتداری [[نیازمند]] بود که جز در سایه [[تشکیل حکومت دینی]] ممکن نبود و به همین [[دلیل]] ایشان برای [[ابلاغ]] [[رسالت]] خویش و [[ایجاد حکومت]]، اقداماتی انجام داد؛ در ادامه، نخست به اقدامات تأسیسی و [[سیاسی]] [[پیامبر]]{{صل}} اشاره و سپس به بررسی شاخصههای | *[[پیامبر]] برای [[ابلاغ]] [[رسالت]] خویش همچنین که [[جهان]] شمول بود، به اقتداری [[نیازمند]] بود که جز در سایه [[تشکیل حکومت دینی]] ممکن نبود و به همین [[دلیل]] ایشان برای [[ابلاغ]] [[رسالت]] خویش و [[ایجاد حکومت]]، اقداماتی انجام داد؛ در ادامه، نخست به اقدامات تأسیسی و [[سیاسی]] [[پیامبر]]{{صل}} اشاره و سپس به بررسی شاخصههای نظام سیاسی [[نبوی]] پرداخته میشود<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۸.</ref>. | ||
==اقدامات [[پیامبر]] برای ایجاد | ==اقدامات [[پیامبر]] برای ایجاد نظام سیاسی== | ||
*[[پیامبر]]{{صل}} پس از آزارهای [[قریش]] و [[مشرکان]] به ناچار از [[مکه]] به [[مدینه]] [[مهاجرت]] کرد؛ زیرا در [[مدینه]]، فضای مناسبی برای [[ابلاغ]] [[رسالت]] خویش داشت. اولین [[اقدام]] ایشان پیش از ورود به [[مدینه]]، برقراری [[پیمان عقبه]] اول و دوم و تعیین [[نقبا]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۸۰ ٢.</ref> بین [[اوس]] و [[خزرج]] بود. محتوای [[پیمان عقبه]] دوم، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] بود و در این [[پیمان]] [[نامه]]، [[مردم مدینه]] [[پیمان]] بستند که [[پیامبر]] را در مقابل [[دشمنان]]، [[یاری]] و از او [[حمایت]] کنند. [[پیامبر]] فرمود: "[[خون]] من، [[خون]] شما و [[حرمت]] من، [[حرمت]] شماست، من از شمایم و شما از من هستید، با هر که با شما بجنگد، میجنگم و با هر که با شما آشتی باشد، آشتی هستم"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۲، ص ۴۴۷؛ ابوالربیع حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج ۱، ص ۲۶۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۲، ص ۳۶۳ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۴۲.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۹.</ref>. | *[[پیامبر]]{{صل}} پس از آزارهای [[قریش]] و [[مشرکان]] به ناچار از [[مکه]] به [[مدینه]] [[مهاجرت]] کرد؛ زیرا در [[مدینه]]، فضای مناسبی برای [[ابلاغ]] [[رسالت]] خویش داشت. اولین [[اقدام]] ایشان پیش از ورود به [[مدینه]]، برقراری [[پیمان عقبه]] اول و دوم و تعیین [[نقبا]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۸۰ ٢.</ref> بین [[اوس]] و [[خزرج]] بود. محتوای [[پیمان عقبه]] دوم، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] بود و در این [[پیمان]] [[نامه]]، [[مردم مدینه]] [[پیمان]] بستند که [[پیامبر]] را در مقابل [[دشمنان]]، [[یاری]] و از او [[حمایت]] کنند. [[پیامبر]] فرمود: "[[خون]] من، [[خون]] شما و [[حرمت]] من، [[حرمت]] شماست، من از شمایم و شما از من هستید، با هر که با شما بجنگد، میجنگم و با هر که با شما آشتی باشد، آشتی هستم"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۲، ص ۴۴۷؛ ابوالربیع حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج ۱، ص ۲۶۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۲، ص ۳۶۳ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۴۲.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۹.</ref>. | ||
*تأسیس [[مسجدالنبی]]<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۴؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۹۶ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ص ۱۸۴ - ۱۸۵.</ref> [[اقدام]] دیگر [[پیامبر]]{{صل}} پس از ورود به [[مدینه]] بود؛ تأسیس چنین پایگاهی علاوه بر ایجاد مکانی برای [[عبادت]]، برای رسیدگی به دعاوی [[مردم]] و... بود<ref>سعد بن ابراهیم هم از قضاوت کنندگان بود. (الطبقات الکبری، ج ۵، ص ۳۶۴.).</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۹.</ref>. | *تأسیس [[مسجدالنبی]]<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۴؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۹۶ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ص ۱۸۴ - ۱۸۵.</ref> [[اقدام]] دیگر [[پیامبر]]{{صل}} پس از ورود به [[مدینه]] بود؛ تأسیس چنین پایگاهی علاوه بر ایجاد مکانی برای [[عبادت]]، برای رسیدگی به دعاوی [[مردم]] و... بود<ref>سعد بن ابراهیم هم از قضاوت کنندگان بود. (الطبقات الکبری، ج ۵، ص ۳۶۴.).</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۹.</ref>. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
[[یهودیان]] بنی عوف در کنار [[مؤمنان]]، گروه مستقلی هستند... به [[حقوق]] [[اقوام]] دیگر [[یهود]] نیز در این [[پیمان]] [[نامه]] اشاره شده است<ref>السیرة النبویه ۱، ج۱، ص۵۰۱-۵۰۴؛ عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۷ - ۲۲۹ و نویری، نهایة الأرب، ج ۱۶، ص ۳۴۸- ۳۵۱.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۹-۴۰۰.</ref>. | [[یهودیان]] بنی عوف در کنار [[مؤمنان]]، گروه مستقلی هستند... به [[حقوق]] [[اقوام]] دیگر [[یهود]] نیز در این [[پیمان]] [[نامه]] اشاره شده است<ref>السیرة النبویه ۱، ج۱، ص۵۰۱-۵۰۴؛ عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۷ - ۲۲۹ و نویری، نهایة الأرب، ج ۱۶، ص ۳۴۸- ۳۵۱.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۹-۴۰۰.</ref>. | ||
==ساختار | ==ساختار نظام سیاسی [[نبوی]]{{صل}}== | ||
===قلمرو و مرز [[حکومتی]]=== | ===قلمرو و مرز [[حکومتی]]=== | ||
*اولین و مهمترین شاخصه [[ایجاد حکومت]]، داشتن قلمرو و سرزمین است و بر اساس [[پیمان]] عمومی [[مدینه]]، [[پیامبر]]{{صل}} قلمرو [[حکومتی]] را نیز مشخص کرد. در یکی از بندهای این [[سند]]، از [[شهر]] [[مدینه]] و سرزمینهای جزو آن با عنوان [[حرم]] یاد شده است که باید همه از آن [[دفاع]] کنند. یثرب برای اهل این [[صحیفه]]، منطقه امن و [[حرم]] شمرده شده بود<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۵۰۴؛ عیون الاثر، ص ۲۲۸ و نهایة الأرب، ص ۳۵۰ - ۳۵۱.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۰.</ref>. | *اولین و مهمترین شاخصه [[ایجاد حکومت]]، داشتن قلمرو و سرزمین است و بر اساس [[پیمان]] عمومی [[مدینه]]، [[پیامبر]]{{صل}} قلمرو [[حکومتی]] را نیز مشخص کرد. در یکی از بندهای این [[سند]]، از [[شهر]] [[مدینه]] و سرزمینهای جزو آن با عنوان [[حرم]] یاد شده است که باید همه از آن [[دفاع]] کنند. یثرب برای اهل این [[صحیفه]]، منطقه امن و [[حرم]] شمرده شده بود<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۵۰۴؛ عیون الاثر، ص ۲۲۸ و نهایة الأرب، ص ۳۵۰ - ۳۵۱.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۰.</ref>. | ||
*از [[کعب بن مالک]] [[نقل]] شده است: "[[پیامبر خدا]]{{صل}} مرا فرستاد که بر قله کوههای مخیص، الحیفا، ذوالعشیره و [[تیم]] که کوههای [[مدینه]] است، نشانه [[نصب]] کنم"<ref>نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۱ ، ص ۸۱ و الذهبی، تذکرة الحفاظ، ج ۲، ص ۵۱۷.</ref>. البته بعدها با اقدامات [[پیامبر]] مانند [[صلح حدیبیه]] و بعد [[فتح مکه]] و [[گسترش اسلام]]، گستره مرزهای جغرافیایی [[حکومت]] نیز افزایش یافت و [[پیامبر]]{{صل}} برای نظارت بر همه قلمرو [[حکومتی]] مأمورانی را با عنوان [[والی]]، [[قاضی]] و... به این مناطق گسیل داشت<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۰.</ref>. | *از [[کعب بن مالک]] [[نقل]] شده است: "[[پیامبر خدا]]{{صل}} مرا فرستاد که بر قله کوههای مخیص، الحیفا، ذوالعشیره و [[تیم]] که کوههای [[مدینه]] است، نشانه [[نصب]] کنم"<ref>نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۱ ، ص ۸۱ و الذهبی، تذکرة الحفاظ، ج ۲، ص ۵۱۷.</ref>. البته بعدها با اقدامات [[پیامبر]] مانند [[صلح حدیبیه]] و بعد [[فتح مکه]] و [[گسترش اسلام]]، گستره مرزهای جغرافیایی [[حکومت]] نیز افزایش یافت و [[پیامبر]]{{صل}} برای نظارت بر همه قلمرو [[حکومتی]] مأمورانی را با عنوان [[والی]]، [[قاضی]] و... به این مناطق گسیل داشت<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۰.</ref>. | ||
===[[رهبری]] === | ===[[رهبری]] === | ||
*[[پیامبر]]{{صل}} [[رهبری]] این | *[[پیامبر]]{{صل}} [[رهبری]] این نظام سیاسی را بر عهده داشت و [[حاکمیت]] [[دولت]] [[پیامبر]]{{صل}}، مطلق بود. [[آیات]] متعددی نیز درباره [[رهبری]] و [[ولایت]] خاص [[پیامبر]]{{صل}} بر همه امور [[جامعه]] نازل شده است؛ مانند: {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ}}<ref>«و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید» سوره مائده، آیه ۹۲.</ref>؛ {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>، {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و {{متن قرآن|لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۰-۴۰۱.</ref>. | ||
*[[رسول خدا]]{{صل}} در سال نخست هجری، [[پیمان]] عمومی را میان ساکنان یثرب طرح کرد که حداقل در دو قسمت از این [[پیمان]] عمومی، [[داوری]] نهایی به عهده [[خدا]] و [[رسول]] او نهاده شده است<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۱.</ref>. | *[[رسول خدا]]{{صل}} در سال نخست هجری، [[پیمان]] عمومی را میان ساکنان یثرب طرح کرد که حداقل در دو قسمت از این [[پیمان]] عمومی، [[داوری]] نهایی به عهده [[خدا]] و [[رسول]] او نهاده شده است<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۱.</ref>. | ||
*در [[پیمان]] عمومی [[مدینه]]، خطاب به [[مؤمنان]] آمده است: "هر گاه شما [[مسلمانان]] در کاری به [[اختلاف]] دچار شدید، آن را به [[خدا]] و [[محمد]]{{صل}} باز گردانید"<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۵۰۳.</ref>. حتی در بندی دیگر به [[داوری]] و [[حاکمیت خدا]] و [[رسول]]{{صل}} در باره متعهدان به [[پیمان]] [[نامه]]، اعم از [[مسلمانان]]، یهودان و [[مشرکان]] اشاره شده است که "هرگاه میان متعهدان به این [[پیمان]] [[نامه]]، قتلی یا رویدادی ناگوار و ناسازگار که خطر [[تباهی]] همراه داشته باشد، روی دهد، بیگمان آنها برای رهایی از آن باید به [[خدا]] و [[پیامبر]] وی، [[محمد]]{{صل}} روی آورند"<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۵۰۴.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۱.</ref>. | *در [[پیمان]] عمومی [[مدینه]]، خطاب به [[مؤمنان]] آمده است: "هر گاه شما [[مسلمانان]] در کاری به [[اختلاف]] دچار شدید، آن را به [[خدا]] و [[محمد]]{{صل}} باز گردانید"<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۵۰۳.</ref>. حتی در بندی دیگر به [[داوری]] و [[حاکمیت خدا]] و [[رسول]]{{صل}} در باره متعهدان به [[پیمان]] [[نامه]]، اعم از [[مسلمانان]]، یهودان و [[مشرکان]] اشاره شده است که "هرگاه میان متعهدان به این [[پیمان]] [[نامه]]، قتلی یا رویدادی ناگوار و ناسازگار که خطر [[تباهی]] همراه داشته باشد، روی دهد، بیگمان آنها برای رهایی از آن باید به [[خدا]] و [[پیامبر]] وی، [[محمد]]{{صل}} روی آورند"<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۵۰۴.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۰۱.</ref>. | ||