شؤون خلافت الهی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'عالم طبیعت' به 'عالم طبیعت'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
جز (جایگزینی متن - 'عالم طبیعت' به 'عالم طبیعت') |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
== هشتم: برخورداری از [[مقام ولایت]]== | == هشتم: برخورداری از [[مقام ولایت]]== | ||
*یکی از ویژگیهای برجسته [[خلیفه]] الهی برخورداری از [[مقام]] "[[ولایت مطلقه]] کلیه" است. مقصود از "[[ولایت مطلقه]]"، همان [[مقام]] "[[ولایت تکوینی]]" و "وساطت در [[فیض]]" است که در اثر [[قرب]] به [[حق]] حاصل میشود و برای [[معصومین]] به نحو تام و کامل حاصل است چرا که آن حضرات: [[اسماءالله]]، [[وجهالله]]، [[یدالله]] و جنبالله بوده به طوری که [[شناخت]] ایشان، همان [[شناخت]] [[خدای متعال]] است؛ [[شاگردان]] و [[تربیت]] یافتگان [[مکتب]] آنان نیز به [[قدر]] سعه وجودی و استعداد خود میتوانند از این کمال برخوردار باشند<ref>عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص۱۰۶.</ref>. | *یکی از ویژگیهای برجسته [[خلیفه]] الهی برخورداری از [[مقام]] "[[ولایت مطلقه]] کلیه" است. مقصود از "[[ولایت مطلقه]]"، همان [[مقام]] "[[ولایت تکوینی]]" و "وساطت در [[فیض]]" است که در اثر [[قرب]] به [[حق]] حاصل میشود و برای [[معصومین]] به نحو تام و کامل حاصل است چرا که آن حضرات: [[اسماءالله]]، [[وجهالله]]، [[یدالله]] و جنبالله بوده به طوری که [[شناخت]] ایشان، همان [[شناخت]] [[خدای متعال]] است؛ [[شاگردان]] و [[تربیت]] یافتگان [[مکتب]] آنان نیز به [[قدر]] سعه وجودی و استعداد خود میتوانند از این کمال برخوردار باشند<ref>عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص۱۰۶.</ref>. | ||
*به عبارتی، "ولی" از [[اسماء الله]] تعالی است و [[اسماء الله]] باقی و دائماند، لذا [[انسان کامل]] که [[مظهر]] اتم و اکمل این اسم [[شریف]] است [[صاحب ولایت]] کلیه بوده و میتواند به [[اذن]] [[تکوینی]] - نه قولی - [[خداوند متعال]] در ماده کائنات [[تصرف]] کند و قوای زمینی و آسمانی را تحت [[تسخیر]] خویش درآورد، [[حکم]] او در صورت و هیولای | *به عبارتی، "ولی" از [[اسماء الله]] تعالی است و [[اسماء الله]] باقی و دائماند، لذا [[انسان کامل]] که [[مظهر]] اتم و اکمل این اسم [[شریف]] است [[صاحب ولایت]] کلیه بوده و میتواند به [[اذن]] [[تکوینی]] - نه قولی - [[خداوند متعال]] در ماده کائنات [[تصرف]] کند و قوای زمینی و آسمانی را تحت [[تسخیر]] خویش درآورد، [[حکم]] او در صورت و هیولای [[عالم طبیعت]] نافذ و مجری است و هیولای عنصری برحسب [[اراده]] او میتواند صورتی را [[خلع]] نموده و به صورت جدید متلبس گردد؛ مانند [[عصای حضرت موسی]]{{ع}} که صورت [[جمادی]] را برحسب ارادهاش [[خلع]] نموده و صورت حیوانیه بر آن پوشانید و به شکل اژدها برآمد، {{متن قرآن|فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ}}<ref>«آنگاه او چوبهدستش را فرو افکند ناگهان (دیدند که) اژدهایی است آشکار» سوره اعراف، آیه ۱۰۷.</ref>؛ و همه [[معجزات]] و [[کرامات]] و خوارق عادات از این قبیلاند که به [[اراده انسان]] کامل که از جانب [[خداوند]] [[مأذون]] است صورت گرفتهاند<ref>حسن حسنزاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹. </ref>؛ چنانچه در [[قرآن کریم]] موارد فراوانی از این قبیل [[معجزات]] و [[کرامات]] [[نقل]] شده است، در مورد [[حضرت عیسی]]{{ع}} آمده است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهانها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | ||
*وجه دیگری که برای توجیه برخورداری [[انسان کامل]] از [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] ارائه شده است این که: [[انسان کامل]] [[خلیفه خدا]] است و [[خلیفه]] باید به صفات مستخلف عنه و در [[حکم]] او باشد. پس وجود [[انسان کامل]] ظرف همه حقائق و [[خزائن]] أسماء [[الله]] است؛ و این أسماء [[الله]] اعیان حقائق نوریه عالم هستیاند نه اسمای لفظی، لاجرم صاحب این [[مقام]] دارای [[ولایت تکوینی]] است که کلیدهای [[غیب]] ۔ یعنی همان حقائق [[نوریه ]]- در دست اوست و میتواند با [[اذن]] و [[مشیت الهی]] در کائنات [[تصرف]] کند، بلکه در عالم خارج از [[بدن]] خود دست به انشاء و ایجاد بزند و به مرتبهای برسد که موجودات خارجی به منزله أعضای وی و خود او به مثابت [[جان]] آنها گردد <ref>حسن حسنزاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹.</ref>؛ چنانچه در روایتی آمده است: مردی به [[حضور امام]] [[رضا]]{{ع}} رسید و کتاب یا کاغذی که در آن، از [[امام صادق]]{{ع}} [[حدیثی]] نوشته شده بود، به عرض رساند؛ مضمون آن [[حدیث]] این بود که [[دنیا]] برای صاحب [[مقام ولایت الهی]]، همانند دانه گردویی متمثل شده که هم از لحاظ اطلاع به همه [[شئون]] و هم از لحاظ [[اقتدار]] بر همه جهات آن، در اختیارش میباشد. [[حضرت امام رضا]]{{ع}} فرمود: "[[سوگند]] به [[خداوند]] این مطلب، [[حق]] است؛ این [[حدیث]] را از کاغذ به پوست منتقل کن که از دوام بیشتری برخوردار گردد"<ref>عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۵، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۴۰-۱۴۳.</ref> | *وجه دیگری که برای توجیه برخورداری [[انسان کامل]] از [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] ارائه شده است این که: [[انسان کامل]] [[خلیفه خدا]] است و [[خلیفه]] باید به صفات مستخلف عنه و در [[حکم]] او باشد. پس وجود [[انسان کامل]] ظرف همه حقائق و [[خزائن]] أسماء [[الله]] است؛ و این أسماء [[الله]] اعیان حقائق نوریه عالم هستیاند نه اسمای لفظی، لاجرم صاحب این [[مقام]] دارای [[ولایت تکوینی]] است که کلیدهای [[غیب]] ۔ یعنی همان حقائق [[نوریه ]]- در دست اوست و میتواند با [[اذن]] و [[مشیت الهی]] در کائنات [[تصرف]] کند، بلکه در عالم خارج از [[بدن]] خود دست به انشاء و ایجاد بزند و به مرتبهای برسد که موجودات خارجی به منزله أعضای وی و خود او به مثابت [[جان]] آنها گردد <ref>حسن حسنزاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹.</ref>؛ چنانچه در روایتی آمده است: مردی به [[حضور امام]] [[رضا]]{{ع}} رسید و کتاب یا کاغذی که در آن، از [[امام صادق]]{{ع}} [[حدیثی]] نوشته شده بود، به عرض رساند؛ مضمون آن [[حدیث]] این بود که [[دنیا]] برای صاحب [[مقام ولایت الهی]]، همانند دانه گردویی متمثل شده که هم از لحاظ اطلاع به همه [[شئون]] و هم از لحاظ [[اقتدار]] بر همه جهات آن، در اختیارش میباشد. [[حضرت امام رضا]]{{ع}} فرمود: "[[سوگند]] به [[خداوند]] این مطلب، [[حق]] است؛ این [[حدیث]] را از کاغذ به پوست منتقل کن که از دوام بیشتری برخوردار گردد"<ref>عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۵، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۴۰-۱۴۳.</ref> | ||