انطاکیه

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۵۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.


مقدمه

انطاکیه در موعودنامه

انطاکیه در فرهنگنامه آخرالزمان

انطاکیه شهری در جنوب ترکیه کنونی است و برای مسیحیان شهری مقدس محسوب می‌شود و غار اصحاب کهف در کوهی در کنار این شهر قرار دارد. حضرت مهدی (ع) «تابوت سکینه» را از غاری در انطاکیه خارج می‌کند[۱۵]. این تابوت، همان تابوت سکینه است که در قرآن از آن یاد شده است. خداوند می‌فرماید: ﴿وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ[۱۶].

حضرت مهدی (ع) هنگام ظهور به این شهر می‌آید و تابوت را از آن غار خارج می‌کند؛ و در بعضی روایات آمده که حضرت کتاب‌های آسمانی و انگشتر سلیمان و عصای موسی و الواح تورات را نیز از این غار بیرون می‌آورد. تابوت سکینه را تابوت شهادت نیز می‌نامند. در دعای سمات به این اسم نامیده شده است. پس از حضرت موسی این تابوت به آسمان صعود کرد. هنگامی که طالوت در بنی‌اسرائیل به سلطنت رسید آن تابوت را برای بنی‌اسرائیل آورد و به واسطه آرامشی که از آن تابوت می‌یافتند همیشه در جنگ‌ها پیروز بودند. حضرت مهدی (ع) نیز در جنگ‌های خود از این تابوت که میراث انبیای گذشته است استفاده خواهد کرد.

امام باقر (ع) در حدیثی به جابر جعفی فرمود: حضرت مهدی (ع) به سوی انطاکیه می‌رود و تورات و سایر کتاب‌های آسمانی را از غاری که در این شهر قرار دارد، بیرون می‌آورد و در میان یهودیان با احکام کتاب تورات و در میان مسیحیان با دستورات انجیل و در میان پیروان داوود نبی (ع) با آیات زبور قضاوت خواهد نمود. در میان مسلمانان نیز بر مبنای دستورات قرآن حکم خواهد کرد[۱۷].

سلیمان بن عیسی روایتی نقل می‌کند که حضرت تابوت سکینه را از دریاچه طبریه در فلسطین خارج می‌کند و در بیت المقدس قرار می‌دهد. اکثر یهودیان چون می‌بینند که تابوت سکینه نزد حضرت است، تسلیم می‌شوند. اما عده کمی از آنان ایمان نخواهند آورد[۱۸][۱۹].

انطاکیه

یکی از قدیمترین شهرهای شام است که به گفتۀ بعضی در سیصد سال قبل از مسیح(ع) بنا گردید، این شهر در روزگار قدیم از حیث ثروت و علم و تجارت یکی از سه شهر بزرگ کشور روم محسوب می‌شد. شهر «انطاکیه» تا «حلب» کمتر از یکصد کیلومتر و تا «اسکندریه» حدود شصت کیلومتر فاصله دارد. این شهر در زمان خلیفۀ دوم به دست «ابو عبیده جراح» فتح شد، و از دست رومیان درآمد، مردم آنکه مسیحی بودند پرداخت جزیه را پذیرفتند، و بر آئین خود باقی ماندند. بعد از جنگ جهانی اول این شهر به تصرف فرانسویان در آمد، و چون فرانسویان خواستند شام را رها کنند و غالب اهل انطاکیه مسیحی و با فرانسویان هم‌کیش بودند و نخواستند در آشوب‌هایی که پس از خروج آنها از شام در این کشور اتفاق می‌افتد به مسیحیان آسیب رسد، آن را به ترکیه دادند! «انطاکیه» برای مسیحیان مانند «مدینه» برای مسلمانان دومین شهر مذهبی محسوب می‌شود، و شهر اولشان «بیت المقدس» است که حضرت مسیح(ع) دعوت خود را از آنجا آغاز کرد، و بعداً گروهی از مؤمنان به مسیح(ع)، به انطاکیه هجرت کردند و پولس و برنابا بدان شهر رفتند و مردم را به این آئین خواندند و از آنجا دین مسیح(ع) گسترش یافت. قرآن در بیان داستان این قوم می‌فرماید: «برای آنها اصحاب قریه را مثال بزن هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنها آمدند»[۲۰]. سپس قرآن بعد از این بیان اجمالی و سربسته، به شرح ماجرا پرداخته چنین می‌گوید: «در آن زمان که دو نفر از رسولان را به سوی آنها فرستادیم، اما آنها رسولان ما را تکذیب کردند؛ لذا برای تقویت آن دو شخص سومی ارسال نمودیم، آنها همگی گفتند ما فرستادگان خدا به سوی شما هستیم»[۲۱].

در اینکه این رسولان چه کسانی بودند گفتگو است، جمعی گفته‌اند: نام آن دو نفر «شمعون» و «یوحنا» بود و نام سومین «پولس» و بعضی نام‌های دیگری برای آنها ذکر کرده‌اند. و نیز در اینکه آنها پیامبران و رسولان خداوند بودند و یا فرستادگان حضرت مسیح(ع) (و اگر خداوند می‌فرماید ما آنها را فرستادیم به خاطر آنست که رسولان مسیح هم رسولان او هستند) باز گفتگو است، هرچند ظاهر قرآن موافق نظر اول است، گر چه تفاوتی در نتیجه‌ای که قرآن می‌خواهد بگیرد نمی‌کند. اکنون ببینیم آن قوم گمراه در مقابل دعوت رسولان چه واکنشی نشان دادند، قرآن می‌گوید: همان بهانه‌ای را که بسیاری از کافران سرکش در برابر پیامبران الهی پیش کشیدند مطرح نمودند «گفتند: شما بشری همانند ما هستید و خداوند رحمان چیزی نازل نکرده سرمایۀ شما چیزی جز دروغ نیست!»[۲۲]. اگر بنا بود فرستاده‌ای از طرف خدا بیاید باید فرشتۀ مقربی باشد نه انسانی همچون ما، و همین را دلیل برای تکذیب رسولان و انکار نزول فرمان الهی پنداشتند. در حالی که شاید خودشان نیز می‌دانستند که در طول تاریخ همۀ پیامبران از نسل آدم بوده‌اند، از جمله ابراهیم که همگی به رسالت می‌شناختند مسلماً انسان بود، و از این گذشته مگر نیازها و مشکلات و دردهای انسان‌ها را جز انسان می‌تواند درک کند؟[۲۳] به هر حال این پیامبران از مخالفت سرسختانۀ آن قوم گمراه مأیوس نشدند و ضعف و سستی به خود راه ندادند، و در پاسخ آنها چنین «گفتند: پروردگار ما می‌داند که ما قطعاً فرستادگان او به سوی شما هستیم. و بر عهدۀ ما چیزی جز ابلاغ رسالت به طور آشکار و روشن نیست». ﴿وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ. مسلماً آنها تکیه بر ادعا نکردند، و تنها به سوگند قناعت ننمودند، بلکه از تعبیر «بلاغ مبین» اجمالاً استفاده می‌شود که دلائل و معجزاتی از خود نشان دادند، وگرنه ابلاغ آنها مصداق «بلاغ مبین» نبود؛ زیرا «بلاغ مبین» باید چنان باشد که واقعیت را به همه برساند و این جز به کمک دلائل متقن و معجزات گویا ممکن نیست. در بعضی از روایات نیز آمده است که آنها همانند حضرت مسیح(ع) بعضی از بیماران غیر قابل علاج را - به فرمان خدا - شفا دادند.[۲۴]

رسولان انطاکیه

مفسر عالیقدر «طبرسی» در «مجمع البیان» چنین می‌گوید: حضرت مسیح دو فرستاده از حواریین به شهر انطاکیه فرستاد، هنگامی که آنها به نزدیکی شهر رسیدند پیرمردی را دیدند که چند گوسفند را به چرا آورده بود او همان «حبیب» صاحب «یس» بود، آنها بر او سلام کردند پیرمرد جواب داد و پرسید شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان عیسی هستیم، آمده‌ایم شما را از عبادت بت‌ها به سوی عبادت خداوند رحمان دعوت کنیم. پیرمرد پرسید: آیا معجزه و نشانه‌ای هم دارید؟ گفتند: آری بیماران را شفا می‌دهیم، و نابینای مادرزاد و مبتلا به «برص» را به اذن خداوند بهبودی می‌بخشیم. پیرمرد گفت: من فرزند بیماری دارم که سال‌ها در بستر افتاده. گفتند: با ما بیا تا به خانۀ تو برویم و از حالش خبر گیریم.

پیرمرد همراه آنها رفت و آنها دستی بر تن فرزند او کشیدند، به فرمان خدا سالم از جای برخاست! این خبر در شهر پخش شد و به دنبال آن خداوند گروه کثیری از بیماران را به دست آنها شفا داد. آنها پادشاهی بت‌پرست داشتند، خبر به او رسید آنها را فراخواند و پرسید شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان عیسی هستیم، آمده‌ایم تو را از عبادت موجوداتی که نه می‌شنوند و نه می‌بینند، به عبادت کسی که هم شنوا و هم بیناست دعوت کنیم. پادشاه گفت: آیا معبودی جز خدایان ما وجود دارد؟ گفتند: آری همان کسی که تو و معبودهایت را آفرید؟ پادشاه گفت: برخیزید! تا من دربارۀ شما اندیشه کنم (و این تهدیدی نسبت به آنها بود) سپس مردم آن دو را در بازار گرفتند و زدند. ولی در روایت دیگری چنین آمده که دو فرستادۀ عیسی(ع) دستشان به پادشاه نرسید و مدتی در آن شهر ماندند، روزی پادشاه از قصر خود بیرون آمده بود، آنها صدا را به تکبیر بلند کرده و نام «الله» را به عظمت یاد کردند، پادشاه در غضب شد و دستور حبس آنها را صادر کرد، و هر کدام را یکصد تازیانه زد. هنگامی که این دو فرستاده مسیح تکذیب شدند و مضروب گشتند حضرت مسیح(ع) «شمعون الصفا» را که بزرگ حواریین بود به دنبال آنها فرستاد. «شمعون» به صورت ناشناخته وارد شهر شد، و طرح دوستی با اطرافیان شاه ریخت، آنها از دوستی او لذت بردند، و خبر را به پادشاه رسانیدند، او نیز از وی دعوت کرد و از همنشینان خود قرار داد و احترام نمود.

«شمعون» روزی گفت: ای پادشاه! من شنیده‌ام دو نفر در حبس تو زندانی شده‌اند، و هنگامی که تو را به غیر آئینت خوانده‌اند آنها را زده‌ای؟ آیا هیچ به سخنان آنها گوش فرا داده‌ای؟! شاه گفت: خشم من مانع از این کار شد. «شمعون» گفت: اگر پادشاه صلاح بداند آنها را فراخواند، تا ببینیم چه چیز در چنته دارند؟ پادشاه آنها را فراخواند. «شمعون» (گویی هیج آنها را نمی‌شناسد) به آنها گفت چه کسی شما را به اینجا فرستاده است؟! گفتند: خدایی که همه چیز را آفریده، و هیچ شریکی برای او نیست. گفت: نشانه و معجزۀ شما چیست؟ گفتند هر چه تو بخواهی! شاه دستور داد غلام نابینایی را آوردند و آنها به فرمان خدا او را شفا دادند، پادشاه در تعجب فرو رفت، در اینجا شمعون به سخن درآمد و به شاه گفت آیا اگر چنین درخواستی از خدایانت می‌کردی آنها نیز قادر بر چنین کاری بودند؟ شاه گفت: از تو چه پنهان که خدایانی که ما می‌پرستیم نه ضرری دارند، و نه سود و خاصیتی! سپس پادشاه به آن دو گفت: اگر خدای شما بتواند مرده‌ای را زنده کند ما به او و به شما ایمان می‌آوریم.

گفتند: خدای ما قادر بر همه چیز هست. شاه گفت: در اینجا مرده‌ای است که هفت روز از مرگ او می‌گذرد هنوز او را دفن نکرده‌ایم، و در انتظار این هستیم که پدرش از سفر بیاید. مرده را آوردند و آن دو آشکارا دعا می‌کردند، و شمعون مخفیانه، ناگهان مرده تکانی خورد و از جا برخاست و گفت من هفت روز است که مرده‌ام و آتش دوزخ را با چشم خود دیده‌ام، و من به شما هشدار می‌دهم همگی به خدای یگانه ایمان بیاورید. پادشاه تعجب کرد، هنگامی که شمعون یقین پیدا کرد که سخنانش در او مؤثر افتاده، او را به خدای یگانه دعوت کرد و او ایمان آورد، و اهل کشورش نیز به او پیوستند هر چند گروهی به کفر خود باقی ماندند». نظیر این روایت از امام باقر و امام صادق(ع) نیز نقل شده است هرچند در میان آنها تفاوت‌هایی وجود دارد. ولی با توجه به ظاهر قرآن ایمان آوردن اهل آن شهر بسیار بعید به نظر می‌رسید؛ چراکه قرآن می‌گوید آنها به وسیلۀ صیحه آسمانی هلاک شدند. ممکن است در این قسمت از روایت اشتباهی از ناحیۀ راوی صادر شده باشد.[۲۵]

پرسش مستقیم

پرسش‌های وابسته

  1. مراد از ظهور در روایات چیست؟ (پرسش)
  2. درک زمان ظهور امام مهدی چه فضیلت‌های دارد؟ (پرسش)
  3. برخی از رخدادهای هنگام ظهور امام مهدی چیست؟ (پرسش)
  4. بعد از ظهور امام مهدی نخستین مراسمی که انجام می‌شود چیست؟ (پرسش)
  5. چه کسانی از ظهور امام مهدی خوشحال می‌شوند؟ (پرسش)
  6. وقایع هنگام ظهور چیست؟ (پرسش)
  7. کیفیت ظهور امام مهدی چیست؟ (پرسش)
  8. بعد از ظهور امام مهدی چه‌قدر طول می‌کشد تا جهان اصلاح شود؟ (پرسش)
  9. امام مهدی بعد از ظهور چه اقدامات اصلاحی انجام می‌دهد؟‌ (پرسش)
  10. امام مهدی‏ بعد از ظهور چه عملی انجام می‌‏دهند؟ (پرسش)
  11. اولین سخنانی که امام بعد از ظهور می‌‏فرمایند چیست؟ (پرسش)
  12. امام مهدی چگونه برای خون‌خواهی امام حسین قیام می‌کند؟ (پرسش)
  13. امام مهدی در عصر ظهور با اهل ذمه چه خواهد کرد؟ (پرسش)
  14. امام مهدی‏ بعد از ظهور با انحرافات فکری چگونه برخورد خواهد کرد؟ (پرسش)
  15. آیا امام مهدی‏ بعد از ظهور با اعراب به جنگ برمی‌‏خیزد؟ (پرسش)
  16. امام مهدی با چه پرچمی ظهور می‌کند؟ (پرسش)
  17. تردیدگنندگان در وجود امام مهدی چه می گویند؟ (پرسش)
  18. امام مهدی پس از ظهور چه تغییراتی در مراسم حج به وجود می‌آورد؟ (پرسش)
  19. نقش ترس به عنوان یکی از لشکرهای امام مهدی چیست؟ (پرسش)
  20. امام مهدی در مقابله با ستمگران و اجرای حدود و احکام الهی چگونه رفتاری دارند؟ (پرسش)
  21. وضعیت امنیت اجتماعی در عصر ظهور چگونه است؟ (پرسش)
  22. آیا حوادث پس از ظهور در ماه جمادی اتفاق می‌افتد؟ (پرسش)
  23. چه ارتباطی میان تصرف رودخانه‌ها و قیام امام مهدی وجود دارد؟ (پرسش)
  24. چه گروه‌هایی به یاری امام مهدی می‌شتابند؟ (پرسش)
  25. امام مهدی پس از ظهور کدام سرزمین را به تصرف در می‌آورد؟ (پرسش)
  26. رشد و شکوفایی علم در زمان پس از ظهور به چه معنا است؟ (پرسش)
  27. پس از ظهور چه گروه‌هایی علیه امام مهدی شورش می‌کنند؟ (پرسش)
  28. امام مهدی در قیام خود چه مساجدی را ویران می‌کند؟ (پرسش)
  29. آیا پیش از ظهور امام مهدی در جهان جنگی رخ می‌دهد؟ (پرسش)
  30. آیا امام مهدی پس از ظهور از قاتلان امام حسین انتقام خواهد گرفت؟ (پرسش)
  31. امام مهدی وقتی که می‏آید اولین کاری که می‌‏کند چیست؟ (پرسش)
  32. معنای این جمله که می‌گویند هنگام ظهور از اسلام و قرآن چیزی جز نام باقی نمانده است چیست؟ (پرسش)
  33. آیا امام مهدی هنگام ظهور اموال ثروت‏مندان را علی‏رغم میل باطنی آنها بین فقرا تقسیم می‏کند؟ (پرسش)
  34. چگونه امام مهدی بر دولتها پیروز می‌‏شود و این تعداد جمعیت جهان تسلیم او می‌‏شوند؟ (پرسش)
  35. آیا با ظهور امام مهدی همه مردم مسلمان می‌شوند؟ (پرسش)
  36. برخی می‌گویند با توجه به روایات در زمان امام مهدی امکان گناه کردن وجود ندارد آیا این گفته‌ها درست است؟ (پرسش)
  37. اگر امام مهدی شیطان را بکشند مردمان پس از ظهوراز فریب‌های شیطان در امان خواهند ماند این چگونه با عدالت خدا سازگار است؟ (پرسش)
  38. اگر در زمان امام مهدی امکان گناه وجود دارد پس چرا ظلم و گناه صورت نمی‌گیرد و یا بسیار اندک است؟ (پرسش)
  39. آیا پس از ظهور یا قیام یا تشکیل حکومت بقیه الله کسی هم گناه می‌کند؟ اختیار چه می‌شود؟
  40. امام مهدی در منطقه تمارین چه اقدامی انجام می‌دهد؟ (پرسش)
  41. آیا اصحاب کهف به یاری امام مهدی می‌آیند؟‌ (پرسش)
  42. فرماندهان سپاه امام مهدی چه کسانی هستند؟ (پرسش)
  43. آیا امام مهدی جهان‌گشایی خواهد داشت؟ (پرسش)
  44. آخرین شورش علیه امام مهدی کدام است؟ (پرسش)
  45. امام مهدی چه شهرهایی را به تصرف در می‌آورد؟ (پرسش)
  46. مردمان کدام شهرها با امام مهدی می‌جنگند؟ (پرسش)
  47. امام مهدی چگونه شهر ارمینیه را به تصرف خود در می‌آورد؟ (پرسش)
  48. آیا شهر ارنون در زمینه سازی برای ظهور امام مهدی نقشی دارد؟ (پرسش)
  49. چه طایفه‌هایی با امام مهدی به نبرد می‌پردازند؟ (پرسش)
  50. آیا امام مهدی هنگام قیام سوار بر اسب است؟‌ (پرسش)
  51. اولین کسی که با امام مهدی بیعت کرده و دست حضرت را می‏‌بوسد کیست؟ (پرسش)
  52. زندگی امام بعد از ظهور چگونه خواهد بود؟ (پرسش)
  53. رفتار امام مهدی با مجاهدان و شهیدان چگونه است؟ (پرسش)
  54. جهان گشایی امام مهدی چگونه است؟ (پرسش)
  55. احیای سنت محمدی پس از ظهور امام مهدی چگونه است؟ (پرسش)
  56. احکامی الهی که در زمان ظهور امام مهدی اجرا می‌شوند کدامند؟ (پرسش)
  57. مفهوم چهره‌شناسی امام مهدی به چه معناست؟ (پرسش)
  58. آیه شریفه انا بقية الله فی ارضه توسط امام مهدی خطاب به چه کسی در پاسخ به چه سوالی قرائت گردید؟ (پرسش)
  59. وضعیت مردم در عصر ظهور امام مهدی از نظر فرهنگی، اخلاقی و تربیتی چگونه است؟ (پرسش)
  60. عصر غیبت کبری چه تأثیراتی در دوران پس از ظهور دارد؟ (پرسش)
  61. نقش ترک‌ها در دوران ظهور چیست؟ (پرسش)
  62. منظور از ترک‌ها در روایات آخرالزمان چیست؟ (پرسش)
  63. نقش عرب‌ها در دوران ظهور چیست؟ (پرسش)
  64. نقش یمن در دوران ظهور چیست؟ (پرسش)
  65. حوادث مصر در دوران ظهور چیست؟ (پرسش)


منابع

پانویس

  1. ر. ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۱، ص ۱۸۲ و ص ۲۶۶
  2. جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف قرآن کریم، واژه انطاکیه، محمد مهدی خراسانی
  3. مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص ۳۹؛ عبد الرزاق، المصنف، ج ۱۱، ح ۲۰۷۷۲
  4. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۱، ح ۳؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۵
  5. " يَسْتَخْرِجُ‏ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَّةَ فَيَحْكُمُ‏ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ ‏‏"؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۳۷، ح ۲۶
  6. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۹۳-۹۴.
  7. خورشید مغرب، پاورقی، ص ۲۹۵.
  8. ملاحم ابن طاووس، ص ۶۷؛ روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.
  9. روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.
  10. همان.
  11. فرهنگ‌نامه مهدویت، خدا مراد سلیمیان، ص ۶۶.
  12. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۳۶.
  13. الزام الناصب، ص ۵۵؛ بشارة الاسلام، ص ۲۴۲.
  14. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۵۱۱.
  15. ملاحم: ص ۶۷.
  16. «و پیامبرشان به آنان گفت: نشانه پادشاهی او این است که تابوت (عهد) نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان (نهفته) است و (نیز) بازمانده‌ای از آنچه از خاندان موسی و هارون بر جای نهاده‌اند و فرشتگان آن را حمل می‌کنند، بی‌گمان در آن برای شما اگر مؤمن باشید نشانه‌ای است» سوره بقره، آیه ۲۴۸.
  17. غیبت نعمانی: ص ۲۲۷ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۵۵۱.
  18. ملاحم: ص ۷۱.
  19. حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص۱۲۷.
  20. ﴿وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ «و برای آنان از مردم آن شهر آنگاه که پیامبران به آنجا آمدند مثلی بزن» سوره یس، آیه ۱۳.
  21. ﴿إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ «آن هنگام که دو تن را نزد آنها فرستادیم و آنان را دروغگو شمردند و ما با سوّمی، (آن دو را) پشتیبانی کردیم، آنگاه گفتند که ما نزد شما فرستاده شده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۴.
  22. ﴿قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ «گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و (خداوند) بخشنده، چیزی فرو نفرستاده است و شما جز دروغ نمی‌گویید» سوره یس، آیه ۱۵.
  23. در اینکه چرا آنان روی صفت «رحمانیت» خداوند تکیه کرده‌اند این احتمال داده شده است که آنها مخصوصاً روی وصف رحمان تکیه کردند که بگویند خداوند مهربان کار بندگان خود را با فرستادن پیامبران و تنظیم تکالیف مشکل نمی‌کند؟ آنها را آزاد می‌گذارد! این منطق سست و بی‌پایه و با سطح افکار این گروه متناسب بود.
  24. مکارم شیرازی، ناصر، قصه‌های قرآن ص ۴۸۹.
  25. مکارم شیرازی، ناصر، قصه‌های قرآن ص ۴۹۷.