الله

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۶ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۴۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

خصوصیات اسم الله

اسم جلاله از جهت برخی احکام و آثار مانند سایر اسمای الهی است؛ نظیر اینکه به اجماع فقیهان، رساندن بدن به آنها بدون طهارت حرام است[۱]؛ اما این اسم از دیگر اسامی خداوند با ۱۰ شاخصه ممتاز شده است:

  1. مشهورترین اسمای الهی است.
  2. از نظر قرآن بالاترین جایگاه را دارد.
  3. در مقام دعا از بالاترین مرتبه برخوردار است.
  4. امام و پیشوای همه اسمای الهی است.
  5. کلمه توحید و اخلاص به آن اختصاص یافته است.
  6. شهادت با آن اسم واقع می‌شود.
  7. عَلَم و اسم خاص برای خداوند متعال است و بر غیر خداوند نه حقیقتاً و نه مجازاً اطلاق نمی‌شود.
  8. این اسم دلالت می‌کند بر ذات مقدسی که دارای همه کمالات جمالی و جلالی است.
  9. صفت واقع نمی‌شود.
  10. همه اسمای الهی با این اسم خوانده می‌شود و عکس آن صحیح نیست[۲].[۳]

الله در قرآن کریم

قرآن کریم درباره خداوند فراوان سخن گفته و به موضوعات گوناگونی پرداخته است؛ مانند داشتن اسماء و صفات نیکو: ﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى[۴]، احدیت و بساطت: ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ[۵]، توحید در ذات و صفات و افعال: ﴿اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ[۶]، ﴿لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ[۷]، ﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى[۸]، صمدیت: ﴿اللَّهُ الصَّمَدُ[۹]، نفی فرزند و پدر: ﴿لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ[۱۰]، بی‌همتایی: ﴿وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ[۱۱]، نداشتن مثل: ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ[۱۲]، دیده نشدن با چشم ظاهری: ﴿لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ[۱۳]، مغلوب خواب سبک و سنگین نشدن: ﴿لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ[۱۴]، جمع بین تشبیه و تنزیه: ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ[۱۵]، خالقیت و مبدئیت: ﴿اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ[۱۶]، ﴿اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ[۱۷]، مالکیت حقیقی: ﴿وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ[۱۸]، ربوبیت: ﴿إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ[۱۹]، شدت نزدیک بودن به موجودات و معیت قیّومیه با آنها: ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ[۲۰]، منشأ همه خیرات و خوبی‌ها بودن: ﴿بِيَدِكَ الْخَيْرُ[۲۱]، غایت و منتها بودن: ﴿وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ[۲۲]، ﴿وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى[۲۳]، فراگیری کرسی وی نسبت به آسمان‌ها و زمین: ﴿وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ[۲۴]، داشتن مَثَل برتر: ﴿وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى[۲۵]، برگزیدن رسولانی از میان مردم برای هدایت آنان: " ﴿اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ[۲۶]، جعل امامت: ﴿قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا[۲۷]، وجوب پرستش و اختصاص آن به خداوند: ﴿وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا[۲۸]، ﴿أَنْ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ[۲۹]، لزوم پروا کردن از وی: ﴿فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ[۳۰] و....

طبق شمارش برخی منابع کلمه الله بدون محاسبه مواردی که با ضمیر و مانند آن به این کلمه اشاره دارد ۲۶۹۹ بار[۳۱] در قرآن به کار رفته است و چنان‌چه موارد پنج‌گانه کاربرد واژه "اللهم" نیز به آن افزوده شود شمار آن به ۲۷۰۴ می‌رسد. برخی تعداد آن را با احتساب مشتقات و بسم الله ۲۸۰۷ بار ذکر کرده‌اند[۳۲][۳۳]

الله در ادیان

همه ادیان الهی، پیروان خود را به شناخت صحیح خدا و توحید فرا خوانده‌اند، چنان‌که شیخ الانبیا نوح (ع) از قومش خواست تا جز خدا را عبادت نکنند: ﴿أَنْ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ[۳۴] و پیامبران دیگری چون هود، صالح و شعیب (ع) به قوم خود گفتند: خدا را بپرستید. برای شما خدایی جز او نیست: ﴿قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ[۳۵]؛ همچنین ابراهیم (ع) منادی توحید بود و خود را از زمره مشرکان خارج می‌دانست[۳۶].

ادیان پس از وی نیز که به "ادیان ابراهیمی" موسوم است مانند یهودیت و مسیحیت که پیروان هر یک ابراهیم (ع) را از خود می‌دانند[۳۷]؛ در ابتدا (پیش از تحریف) منادی توحید بودند، چنانکه موسی (ع) با شرک مخالفت کرد و بر توحید اصرار ورزید[۳۸] و عیسی (ع) در قیامت دعوت به شرک را از خود نفی کرده، بیان می‌دارد به فرمان الهی آنان را به توحید فرا خوانده است[۳۹]؛ همچنین خداوند توحید را مورد قبول اهل کتاب دانسته است: ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ[۴۰]، گرچه ادیان یاد شده پس از گذشت زمانی دچار تحریف شده و پیروانشان درباره خدا عقاید باطل، شرک‌آلود و کفرآمیزی پیدا کردند، چنان‌که یهودیان، عزیر (ع) و نصارا، مسیح (ع) را پسر خدا دانستند: ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ[۴۱] و احبار و راهبان را ارباب خود برگزیدند: ﴿اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ[۴۲] و برخی از نصارا گفتند: خدا همان مسیح پسر مریم است[۴۳]: ﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ[۴۴] و برخی از آنان به تثلیث قائل شده و گفتند: خدا سومین شخص از سه شخص یا سه اقنوم (اب و ابن و روح) است[۴۵]: ﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ[۴۶] و قائل به الوهیت مسیح شدند، در حالی که قرآن این عقاید را شبیه سخنان پیشینیان از کافران: ﴿ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ[۴۷] و شرک: ﴿اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ... لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ[۴۸] و کفر[۴۹] دانسته و رد کرده و اهل کتاب را به اعتقادات اصیل خود در باب توحید فراخوانده است[۵۰]؛ همچنین یهودیان، دستان خدا را بسته دانستند که قرآن ضمن انکار آن بیان داشت هر دو دست خدا باز است و هرگونه که بخواهد انفاق می‌کند: ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ... بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ[۵۱].

باید توجه داشت گرچه همه ادیان الهی پیروان خود را به شناخت صحیح خداوند و توحید فراخوانده‌اند؛ ولی درجه خداشناسی در ادیان دیگر در حد خداشناسی در اسلام نبوده است؛ زیرا در اسلام برترین حد خداشناسی و توحید که رسیدن به آن در توان بشر است ارائه شده، به گونه‌ای که شناختی برتر از آن ممکن نیست. البته گرچه در اسلام قله نهایی خداشناسی و توحید بیان شده؛ ولی دسترسی به آن برای همگان میسور نیست، بلکه هر کس به اندازه استعداد خود می‌تواند خدا را بشناسد، از همین رو در روایتی آمده است: سوره توحید و آیات آغازین سوره حدید، برای ژرف‌اندیشان در آخر الزمان فرود آمده است[۵۲].[۵۳]

وجوب شناخت خدا

وجود خدا به تصریح برخی آیات تردیدناپذیر است: ﴿أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ[۵۴] و خداشناسی امری فطری و با وجود آدمی عجین گشته است: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ...[۵۵].

بر این اساس گرچه شناخت خدا برای همگان در اصل فطرتشان حاصل است؛ ولی باید توجه داشت شناخت مذکور به نحو علم بسیط است یعنی شناخت چیزی با غفلت از آن شناخت، از این‌رو در بسیاری از مواقع انسان‌ها خدا را از یاد می‌برند و تنها هنگام بروز شداید و مشکلات[۵۶] ضمن اذعان به وجود وی رو به سوی او آورده و با یادش آرامش می‌یابند[۵۷]. شناخت خدا به صورت علم مرکب یعنی شناخت همراه با توجه به آن شناخت در مواقع عادی تنها برای برخی از انسان‌ها تحقق می‌یابد که این شناخت بر دو قسم است: یا مبتنی بر کشف و شهود است، چنان‌که این نحوه از شناخت برای اولیا و عرفا حاصل می‌شود، یا مبتنی بر علم استدلالی است، چنان‌که برای متفکران در صفات و آثار حق پدید می‌آید. شناختی که معیار تکلیف (وجوب) و رسالت قرار می‌گیرد شناخت ترکیبی است که احتمال عروض خطا و صواب در آن راه می‌یابد و ملاک کفر و ایمان و فضیلت و عدم آن در بین مردم است[۵۸].

در آیات بسیاری به شکرگزاری در برابر خدا: ﴿وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ[۵۹] یا نعمت‌های او: ﴿وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ[۶۰] فرمان داده شده است؛ در آیه ۷۸ سوره نحل به این مطلب اشاره شده که خدا شما را از شکم مادرانتان خارج کرد، درحالی که چیزی نمی‌دانستید، پس او برای شما گوش و چشم و عقل قرارداد تا شکرگزار این نعمت‌ها باشید. برخی گفته‌اند: وجوب شکر منعم پیش از آنکه حکمی عقلی باشد حکمی عاطفی است[۶۱]؛ زیرا اگر کسی به دیگری خدمتی کند یا نعمتی به او ببخشد عواطف او را متوجه خود می‌سازد و بی‌تردید به هر میزان نعمت بزرگ‌تر باشد عواطف به سوی منعم بیشتر تحریک می‌شود. در هر صورت شکر منعم بر شناخت وی متوقف است.[۶۲].[۶۳]

راه‌های اثبات وجود خدا

هرچند وجود خدا نیازی به اثبات ندارد؛ ولی در عین حال قرآن کریم برای متنبه ساختن اذهان راه‌هایی را برای اثبات وجود خدا ارائه کرده است:

نظر به نشانه‌ها و آیات خداوند

از نکته‌های برجسته در قرآن کریم پی بردن به وجود خدا از راه نظرکردن به آیات و نشانه‌های اوست. آیات و نشانه‌های خداوند بر دو گونه است:

  1. آیات آفاقی: انسان با مشاهده موجودات عالم و دقت و تأمل در آنها به حکم عقل متوجه می‌شود جهان مشهود با این نظم خاص نیاز به سازنده‌ای دارد. موارد زیر را می‌توان از جمله نشانه‌های مزبور شمرد: آسمان‌ها و زمین: ﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ... لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ[۶۴]؛ شب و روز[۶۵]؛ خورشید، ماه و ستارگان: ﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا... مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ[۶۶]، ﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ[۶۷]؛ آفرینش کوه‌ها: ﴿وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا[۶۸]؛ پیدایش ابر، باد و باران: ﴿وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ... وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ[۶۹]؛ پیدایش رعد و برق: ﴿هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ... * وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ...[۷۰]، آفرینش دریاها: ﴿هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ[۷۱]؛ آفرینش سایه‌ها: ﴿وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا[۷۲]؛ عالم گیاهان و میوه‌ها: ﴿وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ[۷۳]؛ آفرینش ارزاق عمومی: ﴿هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ[۷۴]؛ آفرینش پرندگان: ﴿أَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاءِ[۷۵]؛ زندگی برخی حیوانات؛ مانند زنبور عسل: ﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ * ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ...[۷۶]؛ جنبندگان روی زمین: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِنْ دَابَّةٍ...[۷۷]؛ و شکافتن دانه‌ها و هسته‌ها: ﴿إِنَّ اللَّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى...[۷۸].
  2. آیات انفسی: قرآن کریم انسان را به تنهایی در برابر همه آیات دیگر خدا قرار داده است: ﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ[۷۹] و انسان را به نظر کردن در این آیه یگانه خدا ترغیب کرده است: ﴿وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ[۸۰]راز این مطلب را در جامعیت انسان نسبت به سایر موجودات عالم می‌توان جست‌وجو کرد.

براساس آیات قرآن برخی از نشانه‌های انفسی خداوند عبارت است از: آفرینش آدم از خاک:﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ...[۸۱] و آفرینش نسل او از نطفه آمیخته: ﴿إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ...[۸۲] که ماده‌ای مرده و بی‌جان و کم‌ارزش است[۸۳]، سپس تبدیل نطفه به عَلَقه (خون بسته) و علقه به مُضغه (پاره گوشت) و مضغه به عظام (استخوان) و پوشاندن آن با گوشت: ﴿ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا...[۸۴]، نعمت شنوایی و بینایی انسان: ﴿فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا...[۸۵] و برخورداری وی از اعضایی مانند چشم، گوش و قلب: ﴿وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ...[۸۶]، زندگی خانوادگی او: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً[۸۷]، مرگ و حیات انسان: ﴿هُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ[۸۸] و خواب و بیداری وی: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ[۸۹] و اختلاف انسان‌ها در زبان و رنگ: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ... وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ....[۹۰].[۹۱]

نظر به خود ذات

قرآن کریم پس از مطرح کردن آیات آفاقی و انفسی در ادامه آیه ۵۳ سوره فصلت می‌فرماید: آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است: ﴿أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ. مفاد این بیان آن است که آیات گرچه خود راهی از راه‌های اثبات وجود خداست؛ ولی خداوندی که خود بر همه چیز شاهد و در همه جا مشهود است چه نیازی است که از راه آیات به وجود او پی برده شود، از این‌رو معصومان (ع) بر شناخت ذات به ذات و شناخت دیگر موجودات به وسیله ذات تأکید کرده‌اند، چنان‌که امیرمؤمنان (ع) در دعای صباح به خدا عرض می‌کند: «يَا مَنْ دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِهِ»[۹۲] و در بخش الحاقی دعای عرفه منسوب به امام حسین (ع) آمده است: «أَ يَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لَكَ»[۹۳] و حضرت امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه ثمالی به خدا عرض می‌کند: «بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِي عَلَيْك»[۹۴]؛ همچنین آمده است «اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ»[۹۵].[۹۶]

خدا در چهان‌بینی اسلامی

در مباحث جهان‌بینی سیاسی چند مطلب اساسی را مورد بررسی قرار دادیم:

  1. هر نظام سیاسی خواه دینی یا غیر دینی بر پایۀ نوعی جهان‌بینی سیاسی مبتنی است. بنابراین هر نظام سیاسی که بدون تعیین جهان‌بینی سیاسی ارائه گردد از نظر منطقی فاقد توجیه عقلانی است.
  2. عقلانی بودن هر نظام سیاسی در گرو عقلانی بودن جهان‌بینی سیاسی آن است، نیز در گرو رابطۀ منطقی و عقلانی جهان‌بینی سیاسی با نظام سیاسی برخاستۀ از آن است. خلل منطقی و عقلی در جهان‌بینی نظام سیاسی، یا در رابطه میان جهان‌بینی، و نظام سیاسی مبتنی بر آن، غیر منطقی بودن و غیر عقلی بودن نظام سیاسی را نتیجه می‌دهد.
  3. خدا در مفهوم اسلامی آن تنها به‌عنوان علت حدوث جهان آفرینش شناخته نمی‌شود، بلکه:
    1. افزون بر علت حدوث بودن خداوند برای سراسر جهان آفرینش، علت بقای لحظه به لحظۀ جهان آفرینش نیز هست.
    2. علیت خداوند برای جهان هستی علیت فراگیر است، هیچ موجودی در هیچ بخشی از بخش‌ها و در هیچ جهتی از جهات وجودی خویش، قائم به ذات خویش نیست، بلکه همه چیز در همۀ اجزا و جهات وابستۀ مطلق به ارادۀ باری تعالی و آفرینندگی مداوم اوست.
  4. جهان‌بینی سیاسی اسلام جهان‌بینی توحیدی است، بنابر این جهان‌بینی، خداوند منزّه از شریک و انباز است، نه در ذات و صفات خود بخش‌پذیر است و در برون ذات خویش و نه در افعال خود شریک و انباز‌پذیر است و به عبارتی دیگر جهان‌بینی اسلامی مبتنی بر توحید ذات و صفات و افعال خداوند از جمیع جهات است.
  5. همان‌گونه که وجود خداوند ذاتی اوست و وابستۀ به چیز دیگر نیست تمامی صفات و افعال خداوند نیز ذاتی اوست. خداوند در ذات و صفات و افعال خود قائم به ذات و منزّه و مبرّای از هرگونه وابستگی است.
  6. از جمله صفات افعالی خداوند مَلِک بودن یا فرمانروایی اوست. در جهان‌بینی اسلامی خداوند نه تنها آفریننده و علت حدوث و بقای جهان هستی است، بلکه فرمانروا و مدیر و مدبّر و پادشاه و مَلِک مطلق جهان هستی است خداوند می‌فرماید: ﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ[۹۷]. و نیز می‌فرماید: ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ[۹۸].
  7. فرمانروایی خداوند چند ویژگی دارد:
    1. فرمانروایی خداوند، ذاتی اوست.
    2. فرمانروایی همۀ جهان هستی از جملۀ انسان از آنِ خداوند است. ﴿مَلِكِ النَّاسِ[۹۹]. ﴿وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا[۱۰۰].
    3. فرمانروایی مخصوص ذات خداوند است، و هیچ موجودی جز او حق فرمانروایی ندارد مگر آنکه از سوی او بدین جایگاه گماشته گردد: خداوند می‌فرماید: ﴿لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ[۱۰۱]. نیز می‌فرماید: ﴿لَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا[۱۰۲]. نیز می‌فرماید: ﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ[۱۰۳]. نیز می‌فرماید: ﴿وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ[۱۰۴].[۱۰۵]

فرمانروایی خداوند بر جامعه بشر

خداوند برای اعمال حاکمیت و فرمانروایی خویش در جهان هستی گماشتگانی دارد. گماشتگان او برای فرمانروایی بر جامعۀ بشر رسولان‌اند که آخرین آنان رسول اعظم محمد مصطفی(ص) است، و پس از آنان جانشینان رسولان برای فرمانروایی منصوب شده‌اند. در مباحث گذشته به تفصیل ادلۀ نصب رسولان الهی و به‌ویژه رسول خاتم محمد مصطفی(ص) و جانشینان او را از سوی خداوند برای فرمانروایی بیان کردیم، بنابر آنچه در این ادلۀ قطعی و روشن و صریح آمده است:

اولاً: برای هر امتی در هر عصر و زمان از سوی خداوند رسولی فرستاده شده است: ﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ[۱۰۶].

ثانیاً: همۀ رسولان الهی از سوی خداوند مسئولیت فرمانروایی و حاکمیت جامعۀ بشر را بر عهده داشته‌ا‌ند: خداوند فرمود: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ... * فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ[۱۰۷]. نیز فرمود: ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ[۱۰۸]. نیز در اشاره‌ای به سلسلۀ رسولان در طول تاریخ فرمود: ﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ[۱۰۹].

نیز در اشاره به رسولان الهی از بنی‌اسرائیل فرمود: ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ... * وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا[۱۱۰].

نیز در اشاره به همین رسولان فرمود: ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ[۱۱۱]. و در روایت معروف از رسول اکرم(ص) به همین مطلب اشاره شده است: فرمود: «كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمْ الْأَنْبِيَاءُ، كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ، وَ إِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي، وَ سَيَكُونُ خُلَفَاءُ...»[۱۱۲]؛ سیاست در میان بنی‌اسرائیل به وسیلۀ پیامبرانشان انجام می‌گرفت، هرگاه پیامبری درمی‌گذشت پیامبر دیگری جانشین او می‌شد، همانا پس از من پیامبری وجود ندارد، و جانشینانی وجود دارد....

نیز فرمود: ﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ... * فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ[۱۱۳]. در این آیات ابتدا به نزول شریعت دینی بر انبیا اشاره شده و سپس به مسئولیت رسل در اقامۀ دین اشاره شده ﴿أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ و پس از آن با جملۀ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ به مأموریت رسول اعظم در اقامۀ دین اشاره شده و اقامۀ دین با جملۀ ﴿وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ به اقامۀ عدل در بین مردم تفسیر و تبیین شده است. در مباحث گذشته به تفصیل مفصل به مسئولیت تمامی رسل از سوی خداوند در جهت اقامۀ عدل در جامعۀ بشر اشاره کردیم، و ادلۀ نصب الهی رسل برای فرمانروایی و اقامۀ عدل بر روی زمین را به طور مشروح بیان کردیم.

ثالثاً: رسول اکرم(ص) به دستور خدا فرمانروایان پس از خویش را منصوب و معیّن فرموده است و به همین سبب در قرآن کریم با اشاره به این جانشینان می‌فرماید: ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۱۱۴]. نیز به همین سبب در حدیث متواتر آمده است که: «بَايَعْنَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) عَلَى السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ فِي الْمَنْشَطِ وَ الْمَكْرَهِ وَ أَنْ لَا نُنَازِعَ الْأَمْرَ أَهْلَهُ»[۱۱۵]؛ با رسول خدا(ص) بر آن بیعت کردیم و پیمان بستیم که گوش به فرمان او باشیم، و فرمان او را در هر آسایش و سختی اطاعت کنیم، و اینکه با صاحبان امر و فرمان برای دستیابی به فرمانروایی به رقابت و نزاع نپردازیم.[۱۱۶]

منابع

پانویس

  1. جواهر الکلام، ج ۳، ص۴۶.
  2. المقام الاسنی، ص۲۵ - ۲۶.
  3. رمضانی، رضا، مقاله «الله»،دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۷۸- ۱۸۸.
  4. "و خداوند را نام‌های نیکوتر است" سوره اعراف، آیه ۱۸۰.
  5. "بگو او خداوند یگانه است" سوره اخلاص، آیه ۱.
  6. "خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست" سوره بقره، آیه ۲۵۵.
  7. "هیچ خدایی جز خداوند نیست" سوره صافات، آیه ۳۵.
  8. "پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند" سوره انفال، آیه ۱۷.
  9. "خداوند صمد است" سوره اخلاص، آیه ۲.
  10. "نه زاده است و نه او را زاده‌اند" سوره اخلاص، آیه ۳.
  11. "و نه هیچ کس او را همانند است" سوره اخلاص، آیه ۴.
  12. "چیزی مانند او نیست" سوره شوری، آیه ۱۱.
  13. "چشم‌ها او را در نمی‌یابند" سوره انعام، آیه ۱۰۳.
  14. "او را چرت و خواب فرا نمی‌گیرد" سوره بقره، آیه ۲۵۵.
  15. "چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست" سوره شوری، آیه ۱۱.
  16. "خداوند آفریننده همه چیز است" سوره زمر، آیه ۶۲.
  17. "خداوند آفریدن را می‌آغازد" سوره روم، آیه ۱۱.
  18. "و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن خداوند است" سوره آل عمران، آیه ۱۰۹.
  19. "بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست" سوره آل عمران، آیه ۵۱.
  20. "و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود" سوره انفال، آیه ۲۴.
  21. "نیکی در کف توست" سوره آل عمران، آیه ۲۶.
  22. "و کارها به سوی خداوند باز گردانده می‌شود" سوره بقره، آیه ۲۱۰.
  23. "و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست" سوره نجم، آیه ۴۲.
  24. "اریکه او گستره آسمان‌ها و زمین است" سوره بقره، آیه ۲۵۵.
  25. "و مثل برتر از آن خداوند است" سوره نحل، آیه ۶۰.
  26. "خداوند از فرشتگان و از مردم فرستادگانی برمی‌گزیند" سوره حج، آیه ۷۵.
  27. "فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم" سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  28. "خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید" سوره نساء، آیه ۳۶.
  29. "که: جز خداوند را نپرستید!" سوره هود، آیه ۲۶.
  30. "بنابراین از خداوند پروا کنند" سوره نساء، آیه ۹.
  31. المعجم الاحصائی، ج ۲، ص۲۴۴، ۲۵۲، ۲۶۲.
  32. تفسیر سوره فاتحة الکتاب، ص۶۳.
  33. رمضانی، رضا، مقاله «الله»،دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۷۸- ۱۸۸.
  34. "جز خداوند را نپرستید!" سوره هود، آیه ۲۶.
  35. "گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید" سوره هود، آیه ۵۰، ۶۱، ۸۴.
  36. سوره انعام، آیه ۷۹-۸۱.
  37. سوره آل عمران، ۶۵-۶۷.
  38. سوره اعراف، ۱۳۸-۱۴۰.
  39. سوره مائده، ۱۱۶-۱۱۷.
  40. "بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد..." سوره آل عمران، آیه ۶۴.
  41. "یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است" سوره توبه، آیه ۳۰.
  42. "آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند" سوره توبه، آیه ۳۱.
  43. المیزان، ج ۶، ص۶۹.
  44. "به راستی آنان که گفتند خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند" سوره مائده، آیه ۱۷.
  45. المیزان، ج ۶، ص۶۹.
  46. "به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند" سوره مائده، آیه ۷۳.
  47. "این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی می‌کند" سوره توبه، آیه ۳۰.
  48. "آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند... خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که می‌ورزند" سوره توبه، آیه ۳۱.
  49. سوره مائده، ۷۲-۷۳.
  50. سوره آل عمران، ۶۴.
  51. "و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است... بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد" سوره مائده، آیه ۶۴.
  52. الکافی، ج ۱، ص۹۱؛ الفصول المهمه، ج ۱، ص۱۷.
  53. رمضانی، رضا، مقاله «الله»،دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۷۸- ۱۸۸.
  54. "پآیا درباره خداوند- آفریننده آسمان‌ها و زمین- تردیدی هست؟" سوره ابراهیم، آیه ۱۰.
  55. "بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد" سوره روم، آیه ۳۰.
  56. منشور جاوید، ج ۲، ص۴۲–۴۳.
  57. سوره یونس، آیه ۲۲-۲۳؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۵؛ سوره لقمان، آیه ۳۲.
  58. اسفار، ج ۱، ص۱۱۶-۱۱۸.
  59. "و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید" سوره بقره، آیه ۱۵۲؛ ۱۷۲.
  60. "و نعمت خداوند را سپاس بگزارید" سوره نحل، آیه ۱۱۴.
  61. آموزش کلام اسلامی، ج ۱، ص۳۵.
  62. شرح باب حادی عشر، ص۱۹.
  63. رمضانی، رضا، مقاله «الله»،دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۷۸- ۱۸۸.
  64. "بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین... نشانه‌هایی برای خردمندان است" سوره آل عمران، آیه ۱۹۰. و نیز سوره بقره، آیه ۱۶۴؛ سوره یونس، آیه ۳؛ سوره ابراهیم، آیه ۱۰؛ سوره رعد، آیه ۲؛ سوره انبیاء، آیه ۳۲؛ سوره عنکبوت، آیه ۴۴، ۶۷؛ سوره روم، آیه ۲۲؛ سوره غافر، آیه ۵۷؛ سوره جاثیه، آیه ۳؛ سوره ذاریات، آیه ۴۷-۴۸؛ سوره شوری، آیه ۲۹.
  65. سوره بقره، آیه ۱۶۴؛ سوره آل عمران، ۱۹۰؛ سوره یونس، آیه ۶؛ سوره فرقان، آیه ۴۷؛ سوره روم، آیه ۲۳؛ سوره نبأ، آیه ۱۰-۱۱.
  66. "اوست که خورشید را تابان و ماه را درخشان آفرید... خداوند آن را جز به حق نیافرید؛ او آیات را برای گروهی که دانشورند روشن بیان می‌کند" سوره یونس، آیه ۵.
  67. "و او همان است که ستارگان را برای شما آفرید تا در تاریکی‌های خشکی و دریا بدان‌ها راه جویید" سوره انعام، آیه ۹۷. و نیز سوره ابراهیم، آیه ۲۳؛ سوره انبیاء، آیه ۳۳؛ سوره فاطر، آیه ۱۳؛ سوره یس، آیه ۳۸-۴۰؛ سوره معارج، آیه ۴۰؛ سوره فصلت، آیه ۳۷؛ سوره نوح، آیه ۱۵-۱۶؛ سوره مدثر، آیه ۳۲-۳۵.
  68. "و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد" سوره رعد، آیه ۳. و نیز سوره نحل، آیه ۱۵، ۶۱، ۸۱؛ سوره انبیاء، آیه ۳۱؛ سوره فاطر، آیه ۲۷؛ سوره فصلت، آیه ۱۰؛ سوره مرسلات، آیه ۲۷؛ سوره غاشیه، آیه ۱۷-۱۹؛ سوره نبأ، ۶-۷.
  69. "و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد... و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست" سوره بقره، آیه ۱۶۴. و نیز سوره اعراف، آیه ۵۷؛ سوره روم، آیه ۴۶، ۴۸؛ سوره فاطر، آیه ۹؛ سوره نحل، آیه ۶۵؛ سوره فرقان، آیه ۴۸؛ سوره حجر، آیه ۲۲؛ سوره سجده، آیه ۲۷؛ سوره زمر، آیه ۲۱؛ سوره واقعه، آیه ۶۸-۷۰؛ سوره نبأ، آیه ۱۴-۱۶.
  70. "اوست که برق را که هم بیم‌آور و هم امیدبخش است به شما می‌نمایاند... * و تندر به سپاس او، او را پاک می‌خواند..." سوره رعد، آیه ۱۲-۱۳. و نیز سوره روم، آیه ۲۴.
  71. "و اوست که دریا را رام (شما) کرد" سوره نحل، آیه ۱۴. و نیز سوره بقره، آیه ۱۶۴؛ سوره فاطر، آیه ۱۲؛ سوره جاثیه، آیه ۱۳؛ سوره شوری، آیه ۳۲-۳۳؛ سوره لقمان، آیه ۳۱؛ سوره اسراء، آیه ۶۶.
  72. "و خداوند از آنچه آفریده است سایه‌بان‌هایی برای شما قرار داد" سوره نحل، آیه ۸۱. و نیز سوره رعد، آیه ۱۵؛ سوره فرقان، آیه ۴۵-۴۶.
  73. "و اوست که باغ‌هایی با داربست و بی‌داربست و خرمابن و کشتزار با خوردنی‌هایی گوناگون و زیتون و انار، همگون و ناهمگون آفریده است؛ از میوه‌اش چون بار آورد بخورید" سوره انعام، آیه ۱۴۱. و نیز سوره انعام، آیه ۹۵؛ سوره نحل، آیه ۶۷؛ سوره حجر، آیه ۱۹-۲۰؛ سوره شعراء، آیه ۷-۸.
  74. "آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟" سوره فاطر، آیه ۳. و نیز سوره روم، آیه ۳۷، ۴۰، ۴۶؛ سوره هود، آیه ۶؛ سوره ذاریات، آیه ۵۸؛ سوره ملک، آیه ۲۱؛ سوره سبأ، آیه ۲۴؛ سوره ق، آیه ۹-۱۱؛ سوره عبس، آیه ۲۴-۳۲.
  75. "آیا به پرندگان رام شده در فضای آسمان ننگریسته‌اند" سوره نحل، آیه ۷۹. و نیز سوره انعام، آیه ۳۸؛ سوره ملک، آیه ۱۹؛ سوره نور، آیه ۴۱.
  76. "و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین! سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور..." سوره نحل، آیه ۶۸-۶۹.
  77. "و از نشانه‌های او آفرینش آسمان‌ها و زمین است و آنچه در آنها از جنبندگان پراکنده است" سوره شوری، آیه ۲۹. و نیز سوره نحل، آیه ۶۶؛ سوره مؤمنون، آیه ۲۱-۲۲؛ سوره فاطر، آیه ۷۹-۸۱؛ سوره یس، آیه ۷۱-۷۳؛ سوره زخرف، آیه ۱۲-۱۳؛ سوره جاثیه، آیه ۳-۴؛ سوره غاشیه، آیه ۱۷.
  78. "خداوند شکافنده هسته و دانه است" سوره انعام، آیه ۹۵.
  79. "به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است" سوره فصلت، آیه ۵۳.
  80. "و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟" سوره ذاریات، آیه ۲۱.
  81. "و از نشانه‌های او این است که شما را از خاک آفرید" سوره روم، آیه ۲۰. و نیز سوره مؤمنون، آیه ۱۲.
  82. "ما انسان را از نطفه‌ای برآمیخته آفریدیم" سوره انسان، آیه ۲. و نیز سوره مؤمنون، آیه ۱۳.
  83. سوره سجده، آیه ۸.
  84. "سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم" سوره مؤمنون، آیه ۱۴. و نیز سوره قیامت، آیه ۳۷-۳۹.
  85. "پس شنوا و بینایش گردانیده‌ایم" سوره انسان، آیه ۲.
  86. "و برای شما گوش و چشم و دل نهاد..." سوره نحل، آیه ۷۸. و نیز سوره نحل، آیه ۷۸؛ سوره ملک، آیه ۲۳؛ سوره مؤمنون، آیه ۷۸؛ سوره احقاف، آیه ۲۶.
  87. "و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد" سوره روم، آیه ۲۱.
  88. "و اوست که شما را زنده گردانید سپس می‌میراند دگر باره زنده‌تان می‌گرداند" سوره حج، آیه ۶۶. و نیز سوره جاثیه، آیه ۲۶؛ سوره شعرا، آیه ۸۱؛ سوره بقره، آیه ۲۵۸؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۶.
  89. "و از نشانه‌های او، خوابتان در شب و روز..." سوره روم، آیه ۲۳. و نیز سوره فرقان، آیه ۴۷.
  90. "و از نشانه‌های او... گوناگونی زبان‌ها و رنگ‌های شماست" سوره روم، آیه ۲۲.
  91. رمضانی، رضا، مقاله «الله»،دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۷۸- ۱۸۸؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۹۵-۹۶.
  92. التوحید، ص۲۸۶؛ بحارالانوار، ج ۸۴، ص۳۳۹.
  93. بحارالانوار، ج ۶۴، ص۱۴۲.
  94. اقبال الاعمال، ج ۱، ص۱۵۷؛ بحارالانوار، ج ۳، ص۲۷۰.
  95. بحارالانوار، ج ۳، ص۲۷۰.
  96. رمضانی، رضا، مقاله «الله»،دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۷۸- ۱۸۸.
  97. «بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردم * فرمانروای مردم» سوره ناس، آیه ۱-۲.
  98. «آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است همواره تسبیح خدا می‌گویند، خداوندی که فرمانروای پاک و منزّه از هر کاستی و زشتی و شکست‌ناپذیر و حکیم است» سوره جمعه، آیه ۱.
  99. «فرمانروای مردم» سوره ناس، آیه ۲.
  100. «حکومت آسمان‌ها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد از آن خداست» سوره مائده، آیه ۱۷.
  101. «شریکی در حکومت ندارد» سوره اسراء، آیه ۱۱۱.
  102. «او هیچ کس را در حکومت خود شرکت نمی‌دهد» سوره کهف، آیه ۲۶.
  103. «بگو: بار الها! ای مالک مُلک‌ها و حکومت‌ها! به هر کس بخواهی، مُلک و حکومت می‌بخشی و از هر کس بخواهی، مُلک و حکومت را می‌گیری» سوره آل عمران، آیه ۲۶.
  104. «خداوند، مُلکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد» سوره بقره، آیه ۲۴۷.
  105. اراکی، محسن، فقه نظام سیاسی اسلام، ج۶، ص ۱۱.
  106. «ما در هر امّتی رسولی برانگیختیم که: خدای یکتا را بپرستید و از [پرستش] طاغوت اجتناب کنید» سوره نحل، آیه ۳۶.
  107. «ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود... * به پروردگارت سوگند که آنها ایمان نخواهند آورد، مگر این که در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند» سوره نساء، آیه ۶۴-۶۵.
  108. «ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب آسمانی و میزان [قوّۀ عصمت و عدل] نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند» سوره حدید، آیه ۲۵.
  109. «آنها کسانی هستند که کتاب آسمانی و حکم و نبوّت به آنان دادیم» سوره انعام، آیه ۸۹.
  110. «ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نوری بود و پیامبران [بنی‌اسرائیل]، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم می‌کردند... و این کتاب [قرآن] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند و با آنها هماهنگ است، و نگاهبان و حاکم بر آنهاست پس بر طبق آنچه خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن و از هوا و هوس‌های آنان پیروی نکن و از احکام الهی، روی مگردان. ما برای هر کدام از شما رسولان، آیین و قانونی قرار دادیم» سوره مائده، آیه ۴۴-۴۸.
  111. «ما بنی‌اسرائیل را کتاب آسمانی و حکومت و نبوّت بخشیدیم» سوره جاثیه، آیه ۱۶.
  112. صحیح بخاری، ح۳۴۵۵.
  113. «آیینی را برای شما مقرر نمود که به نوح توصیه کرده بود و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که: همان دین [[[خالص]]] را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید... پس به همین خاطر تو [نیز آنان را به سوی این آیین توحیدی] دعوت کن و آن‌چنان‌که مأمور شده‌ای استقامت نما، و از هوی و هوس‌های آنان پیروی مکن، و بگو: به تمام کتاب‌هایی که خدا نازل کرده ایمان آورده‌ام و مأمورم در میان شما عدالت را اجرا کنم» سوره شوری، آیه ۱۳-۱۵.
  114. «اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر [خدا] و صاحبان فرمان خود را» سوره نساء، آیه ۵۹.
  115. صحیح بخاری، ح۷۱۹۹ و ۷۲۰۰.
  116. اراکی، محسن، فقه نظام سیاسی اسلام، ج۶، ص ۱۵.