اقتصاد مقاومتی در قرآن
ارتباط اقتصاد مقاومتی با عامل استقامت
اقتصاد در کنار ایمان و معنویت، مهمترین عامل در تحقق خوشبختی فردی و جمعی انسان است؛ زیرا خوشبختی دارای دو مولفه اصلی چون آرامش و آسایش است که عامل ایمانی و اقتصادی آن را تأمین میکند. از این رو در آموزههای قرانی، اقتصاد به عنوان قوامبخش جامعه معرفی شده است اقتصاد در کنار ایمان و معنویت، مهمترین عامل در تحقق خوشبختی فردی و جمعی انسان است؛ زیرا خوشبختی دارای دو مولفه اصلی چون آرامش و آسایش است که عامل ایمانی و اقتصادی آن را تأمین میکند. از این رو در آموزههای قرانی، اقتصاد به عنوان قوامبخش جامعه معرفی شده است؛ تو گویی که خیمه جامعه با ستون اقتصاد بر پا میشود و در صورت فقدان آن، جامعه از هم فرو میپاشد و انسجام و وحدت خود را از دست میدهد[۱].
خداوند به صراحت در آیاتی از جمله ۸۵ سوره اعراف و ۸۴ تا ۸۷ سوره هود، تأمین سعادت واقعی انسان را در سایه یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی دانسته و خواهان اصلاح و تصحیح روابط اقتصادی جامعه، همپای اصلاح مسائل اعتقادی و عبادی میشود؛ چراکه از نظر آموزههای وحیانی قران، امور اقتصادی و معیشتی مردم، دارای جایگاهی مهم در حد مسائل اعتقادی و عبادی است[۲].
اصولا نگاه اسلام به مسأله اقتصاد از منظر تأمین سعادت واقعی مردم است؛ زیرا انسان در دنیاست که با آبادانی زمین[۳] و بهرهبرداری از مواهب زمینی آن میتواند سعادت ابدی خود را در جهانی دیگر تأمین کند؛ چراکه دنیا مزرعه آخرت است و کسی که نتواند دنیای خویش را آباد سازد، در آخرت چیزی ندارد؛ زیرا بهشت، بیابانی بیش نیست که با اعمال دنیوی و آبادانی آن، آباد میشود.
از نظر اسلام نه تنها جمع میان دنیا و آخرت امکانپذیراست بلکه باید چنین اتفاقی تا انسان در مسیر حرکت کمالی خود به مقصد برسد. از این رو مهمترین نیایش یک مسلمان بهرهگیری از همه حسنات و خوبیهای دنیا در کنار حسنات آخرتی است تا این گونه بتواند از شقاوت دنیوی و اخروی رهایی یابد و از دوزخ و آتشهای آن در امان ماند[۴].
خداوند در آیه ۷۷ سوره قصص در تبیین نقش اقتصاد و فعالیتهای اقتصادی انسان در سعادت ابدی و کسب کمالات و معنویت انسان بر لزوم وسیله قرار گرفتن ابزار اقتصادی برای تحصیل امور معنوی و آخرتی تأکید میکند. این بدان معناست که اقتصاد نه تنها مانعی در برابر معنویت و کمالیابی انسان نیست، بلکه همچون کشتی است که آدمی را به سر منزل مقصود میبرد.
پس، از نظر آموزهای قرانی، اقتصاد مهمترین عامل قوامبخش جامعه در کنار ایمان و معنویت توحیدی است. تأمین اقتصاد عادلانه به عنوان یک اصل اساسی میبایست در دستور کار هر مسلمان و دولت اسلامی باشد تا بتواند مقاصد الهی را در تأمین اهداف و فلسفه آفرینش انسان فراهم آورد.
بنابراین هر گونه خلل و اختلالی در ستون جامعه به معنای اختلال در مقاصد آفرینش انسان و خلافت الهی اوست. از این رو، لازم است تا هرگونه تلاشی انجام گیرد که این ستون جامعه استوارتر از پیش بر جا ماند و به رشد و شکوفایی خود ادامه دهد.
از آنجایی که امور دنیوی همواره در حال تحول و تبدل باشد، اقتصاد نیز به عنوان یکی از امور دنیوی همواره دستخوش تغییران است و لازم است تا بگونهای مدیریت شود که از هر گونه آسیب شدید و بحرانهای کمرشکن در امان ماند و بتواند سر پا باشد تا جامعه در سایه آن وحدت و انسجام خود را حفظ نماید؛ چراکه جامعه انسانی به قصد تأمین دو عنصر آرامش و آسایش شکل گیرد تا اینگونه سعادت خود را تضمین کند و احساس خوشبختی را تجربه و درک نماید. پس اگر اقتصاد جامعهای با بحران مواجه شود یا آسیب جدی ببیند، جامعه انسانی به سرعت دچار فروپاشی و گسست شده و از هم دور و پراکنده میشود تا در جایی دیگر شکل گرفته و مقاصد خود را که آرامش و آسایش است تأمین کند.
از آنچه گذشت به خوبی این معنا روشن میشود که اقتصاد مقاومتی یکی از بایستههای هر جامعهای است که میخواهد سعادتمند باقی بماند؛ چراکه اقتصاد مقاومتی به معنای خودکفایی و خوداتکایی اقتصاد جامعه به منابع مادی و انسانی خود است بگونهای که بتواند نیازهای اساسی و اصلی خود را تأمین کرده و در برابر فشارهای گوناگون درونی و بیرونی مقاومت کند. اینجاست که عنصر استقامت در اقتصاد مقاومتی بهطور طبیعی به عنوان یک عامل اساسی خودنمایی میکند؛ چراکه استقامت چنان که گفته خواهد شد، از جمله عواملی است که میتواند موجب رشد و شکوفایی اقتصادی شود و در برابر تغییرات گوناگون ضمن انعطاف مثبت، اجازه ندهد که عامل بحرانی، اقتصاد را از پا در آورد[۵].
عوامل مادی و معنوی اقتصاد مقاومتی
پیش از آنکه به عنصر استقامت در اقتصاد مقاومتی و رشد اقتصادی بپردازیم، لازم است تا نگاهی گذرا به مهمترین عوامل مادی و معنوی اقتصاد مقاومتی و رشد و شکوفایی اقتصادی بر اساس آموزههای قرانی داشته باشیم. خداوند در آیاتی، عوامل رشد و شکوفایی اقتصادی را در دو دسته عوامل مادی و معنوی تقسیم کرده است. مهمترین عوامل مادی را میتوان در کار[۶]، زمین[۷] و آب[۸] خلاصه کرد.
اما از نظر قرآن عوامل معنوی رشد اقتصادی اموری جون ایمان[۹]، قانونمداری و عمل بر اساس آموزههای عقلانی و وحیانی[۱۰]، پرهیز از هر گونه قانونشکنی و نابهنجاریگرایی و بهرهمندی از تقوا در برابر زشتیها و پلیدیهای عقلانی و وحیانی[۱۱]، استغفار و بازگشت به مسیر درست و هنجاری پس از هر گونه قانونشکنی و بیتقوایی[۱۲]، امنیت و آرامش اجتماعی در سایه قانونگرایی و پرهیز از قانونشکنی[۱۳]، گردش سالم اقتصادی و بهرهمندی همه اقشار جامعه از مواهب اقتصادی آن از طریق انفاق و مانند آن[۱۴] و استقامت بر اصول و سبک زندگی اسلامی و ایمانی و ملازمت دایمی بر آن است[۱۵].[۱۶]
نقش استقامت در اقتصاد مقاومتی و رشد اقتصادی
چنانکه گفته شد آیه ۱۶ سوره جن بر نقش عامل استقامت در رشد و شکوفایی اقتصادی جامعه تأکید دارد. با نگاهی به آموزههای قرآنی میتوان دریافت که به یک معنا عامل استقامت ناظر به همه عواملی است که پیش از این بیان شده است؛ زیرا استقامتی که در آیه از آن سخن به میان آمده، استقامت بر ایمان، اصول و قوانینی است که در آموزههای قرانی بیان شده است. پس وقتی از استقامت سخن به مان میآید مراد استقامت بر همه اصولی است که به عنوان اهداف، ابزار، عامل، روش و مانند آن از سوی آموزههای قرانی مطرح شده است.
برای تبیین بهتر عامل استقامت نگاهی به آموزههای قرانی در این باره میاندازیم. استقامت از قَوَم به معنای استمرار و پایداری،[۱۷] راستی، ایستادن، راست شدن، راست بایستادن[۱۸] و قرار داشتن در راه راست بدون منحرف شدن است.[۱۹] در آیات قرانی برای بیان این مفهوم و اصطلاح، از واژههای «ثبت»، «قوم» و مشتقات آنها و نیز از جملات وصفی مثل «بنیان مرصوص» استفاده شده است.
استقامتی که در آیات قرانی بر آن تأکید شده، استقامت بر ایمان و در راه دین است.[۲۰] به این معنا که در برابر فشارهای داخلی و وسوسههای خواستههای نفسانی[۲۱] و فشارهای بیرونی دشمنان[۲۲] صبر و استقامت کنند و اجازه ندهند تا این فشارها آنان را از مسیر ایمان و سبک زندگی اسلامی و اصول او بیرون برند؛ چراکه دشمنان همواره بر آن هستند تا انسان را دچار سستی کرده و از مواضع خود بیرون برند و موجبات عقب نشینی از اصول ایمانی را فراهم آورند[۲۳].
دشمن همواره تلاش میکند تا جامعه اسلامی را وادار به عقب نشینی از اصول و سبک زندگی اسلامی کند. از این رو، با اشکال گوناگونی چون فشارهای اقتصادی بر آن است جامعه از درون دچار تردید و بحران مشروعیت سیاسی شود و گسست اجتماعی تقویت و از انسجام اجتماعی کاسته شده و اعتماد به دولت و سیاستهای آن از دست برود و یا کاهش یابد.
آنان با جنگهای سخت و فیزیکی و نابودکردن منابع مالی و انسانی جامعه میکوشند تا ضعف و سستی، بنیانهای قوامبخش جامعه را در برگیرد[۲۴] و با جنگ نرم بر آن هستند تا روحیه افراد جامعه کاسته شود و اعتماد به پیروزی و موفقیت را از دست دهند[۲۵].
آنان بهگونهای تبلیغ میکنند که جامعه اسلامی ناتوان از خودکفایی و خوداتکایی به منابع مالی و انسانی داخلی است و نمیتواند اقتصاد سالم و زندهای داشته باشد چه رسد که در مسیر رشد و شکوفایی قرار گیرد و موجبات استقلال اقتصادی جامعه را فراهم آورد. چنین تصوری از طریق جنگ نرمافزاری در جامعه ایجاد و تقویت میشود تا مردم گمان برند که به بیگانگان و دشمنان خود نیازمند هستند و بیاتکا به آنان نمیتوانند اقتصادی پویا داشته باشند یا رشد اقتصادی را تجربه کنند. از این رو، خداوند به جنگ نرم دشمنان اسلام و جامعه اسلامی رفته و با تأکید بر استقامت بر اصول و سبک زندگی اسلامی و منابع مالی و انسانی داخلی خواهان تکیه بر خود و اعتماد به خدا و توکل بر او میشود تا از فضل الهی بهره شوند و نه تنها از وابستگی اقتصادی رهایی یابند بلکه بتوانند با استقلال تمام در حوزه اقتصادی، زمینههای سعادت ابدی را برای خود و جامعه رقم زنند. خداوند در آیه ۲۸ سوره توبه خواهان قطع وابستگی اقتصادی به بیگانگان میشود و میفرماید که اگر چنین اتفاقی بیفتد به سبب استقامت، امت از فضل الهی برخوردار خواهند شد.
نگرانی برخی مسلمانان صدر اسلام از اختلال نظام اقتصادی خود پس از قطع رابطه با مشرکان، از مهمترین علتهای تأکید خداوند بر استقامت در اقتصاد مقاومتی بوده است تا از امدادها و فضل الهی برخوردار باشند. اگر امت به این باور برسد که زندگی مبتنی بر سبک اسلامی، خواسته خداوند و موجب رضایت اوست، استقامت بر چنین سبک زندگی موجب جلب محبت الهی خواهد شد و رضایت الهی نیز موجب افزایش امدادات و فضل خداوندی میشود[۲۶].
از نظر قران، انسان مسلمان لازم است که در مسیر اهداف ارزشمند و متعالی خود استقامت و پایداری وزرد[۲۷] و تا رسیدن به مقصد و مقصود از پا ننشیند و هیچگونه عامل بیرونی و درونی، او را از رسیدن به مقصد و مقصود باز ندارد[۲۸].
پس استقامت به معنای باور و ایمان به حقانیت راه و روش و اهدافی است که یک جامعه به آن دست یافته است. اگر جامعه اسلامی بر این باور است که تمام حقیقت در آموزههای اسلامی برای سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی او وجود دارد، میبایست برای حفظ چنین باوری تلاش کند و در جنگ نرم و سخت دشمن درون و بیرونی از پا ننشیند بلکه با پایداری تمام و از خودگذشتگی، از امدادهای غیبی و آشکار الهی استفاده کند و دشمن را نومید ساخته و مجبور به عقب نشینی نماید.
پس استقامت در اقتصاد مقاومتی همان پایبندی به همه عواملی است که خداوند در رشد و شکوفایی اقتصادی مطرح کرده است. دولت و امت میبایست بر پایه اهداف متعالی اسلام که مبتنی بر قوانین عقلانی و وحیانی است عمل کنند و از هرگونه قانونشکنی و بیتقوایی پرهیز نمایند و با کمک و تعاون، اهداف والای اسلام را تأمین کرده و اینگونه خوشبختی و سعات را در دنیا و آخرت برای خود تضمین نمایند.
به هر حال، اقتصاد اسلامی میبایست به شکل اقتصاد مقاومتی سامان یابد. مسلما عنصر استقامت و پایداری ملت بر ایمان و اصول سبک زندگی اسلامی، میتواند تضمینکننده تحقق اقتصاد مقاومتی باشد که سعادت را قرین خلق میکند[۲۹].
نگاه قرآن به اقتصاد
اقتصاد از نظر آموزههای قرآنی قوام جامعه است؛ به این معنا که جامعه بشری با اقتصاد، برپا میایستد؛ زیرا آنچه که مردمان را حتی در نهاد کوچکی چون خانواده دور همگرد میآورد پاسخگویی به نیازهای آرامشی و آسایشی یعنی روحی و جسمی بشر است؛ چراکه انسان سعادت را در این دو اصل جستوجو و معنا میکند. خداوند درباره نقش اقتصاد در جامعه بشری میفرماید: ﴿وَلَا تُؤْتُوا۟ ٱلسُّفَهَآءَ أَمْوَٰلَكُمُ ٱلَّتِى جَعَلَ ٱللَّهُ لَكُمْ قِيَـٰمًۭا﴾[۳۰]
در این آیه خداوند اموال یعنی امر اقتصادی را به عنوان عامل قیام جامعه دانست است. پس نقشی که اقتصاد در جامعه ایفا میکند همانند ستون میانی خیمه است که خیمه را بر پا نگه میدارد و به آن معنا و مفهوم میبخشد؛ اگر اقتصاد جامعه از میان برود یا سست و ضعیف شود به همان میزان جامعه آسیب میبیند. از این آیه و آیات دیگر قرآنی میتوان اهمیت اقتصاد را در زندگی بشر و نیز برپایی جامعه به دست آورد. البته خداوند در آیاتی چون ۸۵ سوره اعراف و ۸۴ تا ۸۶ سوره هود تأمین سعادت واقعی انسان را در سایه یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی دانسته و در آیات ۳ و ۴۱ و ۴۳ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷ سوره بقره و ۳۹ سوره نساء و ۲ و ۳ سوره انفال و آیات دیگر، امور اقتصادی و معیشتی مردم را دارای جایگاهی مهم در حد مسائل اعتقادی و عبادی قرار داده است. از نظر قرآن اقتصاد تنها در حوزه امور مادی انسان و جامعه نقش ندارد، بلکه نقشی فراتر از آن میتوان برای اقتصاد تعریف کرد. از همین رو خداوند بر نقش بهرهمندیهای اقتصادی در امور معنوی و معنویت تأکید میکند.[۳۱].[۳۲]
ماهیت اقتصاد مقاومتی
اصطلاح اقتصاد مقاومتی در برابر وضعیت جنگی تعریف شده است؛ یعنی زمانی که دشمنان از همه حربهها برای به زانو در آوردن جامعه اسلامی بهره میگیرند و با تحریم اقتصادی و مانند آن میکوشند تا جامعه را تضعیف کرده و آن را شکست دهند. در حقیقت اقتصاد مقاومتی به اقتصادی گفته میشود که برای شرایط سخت جنگی و هجوم دشمنان به جامعه اسلامی سامان مییابد؛ اما گر به دقت در مسئله اقتصادی و نقش کلیدی آن در جامعه توجه شود، روشن میشود که هر جامعه ای باید شرایط اقتصاد مقاومتی را در برنامه داشته باشد؛ زیرا همان طوری که قوام جامعه به اقتصاد است، اقتصادی نیز میتواند پایدار و شکوفا و پویا باشد که از عنصر اقتصاد مقاومتی برخوردار باشد و تحتتاثیر شرایط سخت طبیعی و یا غیرطبیعی چون جنگ و تحریم و مانند آنها بتواند هم چنان برقرار باشد و نقش قوامبخشی خود را ایفا کند. به بیانی دیگر، بر اساس آموزههای قرآنی، اقتصاد جامعه باید بر عنصر اقتصاد مقاومتی شکل گیرد تا هم از نظر درونی قوامبخش باشد و هم از نظر بیرونی بتواند در برابر فشارهای گوناگونی چون خشکسالی، زلزله، جنگ و تحریم مقاومت داشته باشد.
آیات قرآن از انسانها میخواهد تا مسئولیت خویش را به عنوان خلیفه الهی در زمین با آبادانی زمین که همان فعالیتهای اقتصادی است[۳۳] به درستی انجام دهند؛ زیرا با این روش است که انسان میتواند به کمال خویش دست یابد و به عنوان انسان کامل به بهشت برین درآید و همانطوری که ایمان به عنوان عمل صالح در آموزههای قرآنی عامل ورود به بهشت معرفی شده، اعمال اقتصادی چون انفاق، احسان مالی، اکرام مالی، اطعام، صدقه، قرضالحسنه و مانند آنها به عنوان عمل صالح عامل اصلی ورود به بهشت دانسته شده است؛ در حقیقت دو بال پرواز بشر، عمل صالح ایمانی و عمل صالح در قالب عبادی و اقتصادی است که انسان را به سعادت ابدی میرساند.[۳۴].[۳۵]
ضرورت اقتصاد مقاومتی
بر اساس آیات قرآنی داشتن اقتصاد مقاومتی همانند اقتصاد قوامبخش، ضروری و لازم جامعه اسلامی است. جامعه اسلامی نه تنها باید دارای اقتصادی سالم و شکوفا و قوامبخش باشد، بلکه باید دارای اقتصاد مقاومتی باشد که آن را از دشمنان حفظ کرده و اجازه ندهد تا جامعه در برابر دشمنان خوار شود. قرآن بر ضرورت اقتصاد مقاومتی به اشکال گوناگون تأکید کرده است. از جمله مهمترین آیاتی که میتواند این وجوب و ضرورت را بیان کند، آیه ۲۸ سوره توبه است. خداوند در این آیه نه تنها نیازمندی اقتصادی جامعه اسلامی را عامل وابستگی جامعه و ذلت و خواری آن میداند بلکه قطع وابستگی اقتصادی به بیگانگان را مورد تشویق قرار داده و نسبت به کسانی که نگران اختلال نظام اقتصادی خود پس از قطع رابطه با مشرکان و دشمنان هستند، یادآور میشود که چنین امری نهتنها اختلالی بوجود نمیآورد بلکه باعث رونق اقتصادی و شکوفایی آن شده و رشد و پیشرفت اقتصاد ملی را سبب خواهد شد. خداوند میفرماید: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـٰذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةًۭ فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَآءَ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ﴾[۳۶] وقتی به این آیه نگاه میشود نگرانی برخی از دولتمردان امروز معنای جالبی مییابد. در حقیقت برخی از دولتمردان امروز نگران آن هستند که عدم آمد و شد غربیها که دشمنان قسمخورده کشور هستند، میتواند موجب فقر اقتصادی جامعه اسلامی شده و مردم از نظر اقتصادی با مشکل مواجه شوند. در حالی که آیه میفرماید پیش از آنکه دشمنان شما تهدید به تحریم کنند یا شما را تحریم نمایند شما پیشگام شوید و آنان را تحریم کنید تا با خوداتکایی و توکل به خداوند از فضل الهی بهرهمند شوید. بیگمان خداوند به همه ریز و درشت زندگی شما عالم است و حکیمانه و خردمندانه حکم میکند و به شما دستور میدهد و اینگونه، هدفهای متعالی شما که همان غنای اقتصادی و استقلال است فراهم میآید.[۳۷]
اصول اثباتی اقتصاد مقاومتی
برای اقتصاد مقاومتی که بتواند دو کارکرد قوام بخشی برای جامعه و مقاومت در برابر شرایط سخت طبیعی و غیرطبیعی چون جنگ و تحریمهای اقتصادی داشته باشد، باید اصولی را مراعات کرد که شامل اصول اثباتی و اصول منفی است. مراد از اصول اثباتی اصولی است که به ما میآموزد چگونه عمل کنیم تا به اقتصاد قوامی و مقاومت دست یابیم؛ اصول منفی یعنی اصولی که باید در حوزه آسیبشناسی به آن توجه داشت و اجازه نداد تا در جامعه و اقتصاد رخنه کند. البته اصول اقتصادی که باید به آنها توجه داشت تنها در یک مرتبه از عمل اقتصادی نیست، بلکه همه ابعاد و مراتب و مراحل اقتصادی را دربرمیگیرد؛ به این معنا که از پیش از تولید تا پس از مصرف را شامل میشود. پس اگر عمل اقتصادی شامل تولید و توزیع و مصرف باشد، نه تنها به بخش تولید که عمل صرف اقتصادی است بنده نمیشود بلکه فراتر از تولید به مسایل پیش از تولید یعنی منابع و ثروت و پس از مصرف یعنی مسایل پسماندهها نیز توجه میشود. مهمترین اصولی که باید در حوزه اثباتی به آنها اشاره کرد اصول زیر است:
- توزیع عادلانه ثروت: یکی از مهمترین اصول اقتصاد مقاومتی، توزیع عادلانه ثروت جامعه است. هر جامعهای دارای ثروتهای خدادادی از زمین، آب، خاک، جنگل، گیاهان، جانوران، معادن و کانیها و مانند آنهاست که بشر در تولید آنها نقشی نداشته است. اینها ثروتهای خدادادی و نعمتهای الهی است که همگان در آن سهیمند و هیچ تفاوتی میان کسی با کسی نیست. از همین رو در حوزه انفال، همگان از حقوق برابر برخوردارهستند و کسی نمیتواند آن را به نفع خود یا گروه و جناح و حزبی مصادره کند. خداوند در آیات قرآن یکی از مهمترین مسئولیتهای رهبران جامعه را توزیع عادلانه ثروتهای خدادادی معرفی کرده است.[۳۸] البته انفال میتواند شامل بخشی دیگر از ثروتها مانند ثروت و اموال تولید انسانی نیز باشد که به هر طریقی در اختیار جامعه قرار گرفته است. در اینگونه اموال همگان برابرند و هیچ کس حق اولویتی ندارد. بنابراین، بر دولت و رهبران جامعه است تا منابع ملی چون نفت و گاز و یا ثروت به دست آمده از آنها را به طور مساوی در اختیار جامعه قرار دهند. در این صورت است که اقتصادی مقاومتی میتواند شکل گیرد؛ زیرا همه جامعه در عمل اقتصادی مشارکت فعال خواهند داشت.
- کار اقتصادی و ارزش افزوده: البته ثروت به تنهایی نمیتواند تولید ثروت کند مگر آنکه عمل اقتصادی در کنار آن باشد. از همین رو در آموزههای قرآنی بر عنصر کار تأکید شده است. از نظر قرآن اصولا انسان یکی از مهمترین مسئولیتها و تکالیفی که به عنوان انسان برعهده دارد، کارکردن است. آیات بسیاری بر نقش کلیدی کار در تولید ثروت و کسب نعمت و افزایش قدرت اقتصادی بشر تأکید دارد. خداوند در آیات قرآنی بیان میکند که هر آنچه که نیاز بشر برای فعالیت اقتصادی است در اختیار بشر قرار داده شده است. این انسان است که باید با کار و فعالیت اقتصادی آن منابع را برای بهرهگیری بهتر و آسانتر تغییر دهد.[۳۹] بنابراین، آنچه در اقتصاد مقاومتی به عنوان یک اصل باید مورد توجه قرار گیرد، کار و عمل اقتصادی است تا آن ثروت و منابع خدادادی به یک کالا تبدل شود که ارزش افزوده آن بیشتر از پیش باشد. بنابراین، خامفروشی نفت یا معادن و کانیهای دیگر، نمیتواند یک عمل اقتصادی در چارچوب اقتصاد مقاومتی باشد، بلکه باید با تغییراتی که بشر در آن انجام میدهد و با کار و عمل اقتصادی، آن را تبدیل به کالایی بهتر و گرانتر کند و اینگونه بر ثروت جامعه بیفزاید.
- عدالت خدماتی در توزیع: پس از آنکه ثروت خدادادی با کار اقتصادی به کالایی با ارزش افزوده تبدیل شد، باید در توزیع و در مرحله خدمات نیز عدالت رعایت شود. بر همین اساس اموری چون مراعات در توزین بسیار مورد تأکید قرار میگیرد؛ زیرا مراعات وزن و پیمانه در هنگام خرید و فروش که یک عمل خدماتی در حوزه اقتصاد است میتواند عدالت را تأمین کند و جلوی ظلم و ستم را بگیرد.[۴۰] از نظر آموزههای قرآنی اگر عدالت توزیعی در هنگام خدمات مراعات نشود، اقتصاد از درون دچار فروپاشی میشود و جامعه در نهایت دچار رکود اقتصادی و تورم و مانند آن میشود و زمینه رشد و شکوفایی آن سلب شده و دیگر نمیتواند اقتصاد قوامبخشی داشته باشد چه رسد که بتواند در برابر مشکلاتی چون جنگ و تحریمهای اقتصادی مقاومت کند و جلو حملات اقتصادی دشمن را بگیرد.
- گردش آزاد ثروت: از دیگر اصول اقتصاد قوام بخش و مقاوم، گردش آزاد ثروت است. در حقیقت ثروتی که در اختیار جامعه است باید به گونهای باشد که در اختیار همه جامعه قرار گیرد و همواره در جریان و گردش باشد؛ گردش ثروت از نوع انفالی و یا ارزش افزودهای که پس از کار اقتصادی به دست میآید، میتواند شادابی اقتصادی را به دنبال داشته باشد؛ زیرا همگان احساس نقش کرده و خود را مسئول در برابر اقتصاد دانسته و برای افزایش آن تلاش و کار میکنند.[۴۱]
- خود اتکایی: از اصول دیگر اقتصاد مقاومتی، خوداتکایی است. جامعه باید به داشتههای خود اتکا کند؛ زیرا هر جامعهای در هر منطقه جغرافیایی که شکل گیرد، دارای منابعی است که میتواند به آن بسنده کرده و به شکوفایی برسد؛ در حقیقت خداوند زمین را بهگونهای قرار داده که انسان بتواند به سادگی نیازهای اقتصادی خود را برآورده سازد. خودکفایی اقتصادی با خود اتکایی شکل میگیرد. البته ممکن است که جامعه از برخی از نعمتها محروم باشد، ولی آنچه که نیاز ابتدایی بشر است در هر منطقه تأمین میشود. وقتی اقتصاد به خودکفایی برسد آن زمان دیگر تحت تأثیر فشارهای اقتصادی شکست نمیخورد و میتواند دوام بیابد و حتی در فرآیندی به نیازهای خود پاسخی درخور دهد و اقتصاد خود را بازسازی کند و به شکلی بهبود بخشد.
- قناعت: بر پایه اصل پیشین باید به اصل قناعت نیز توجه داد. اصولاً قناعت به معنای بسنده کردن به داشتههای خود است. اگر جامعه به داشتههای خود بسنده کند میتواند بیهیچ ترسی اقتصاد خود را حفظ کرده و مقاوم سازد.
- مصرف بهینه: مصرف بهینه از دیگر اصول اقتصاد مقاومتی است. اینکه چنان مصرف کند که نیازها را به درستی برآورده کرده و ثروت و کالا را حفظ کند. در آیات قرآنی به این اصول اخیر در چارچوب پرهیز از تبذیر و اسراف اشاره شده است.[۴۲]
- بازآفرینی و بازیافت کالا و ثروت: در آیات قرآن بیان شده که انسان باید در آبادانی زمین بکوشد و با کار و عمل، تولیداتی داشته و بر ثروت خود و جامعه بیفزاید و بخشی را انفاق کند. این آبادانی شامل تغییر در خلقت برخی از امور نیز میشود؛ زیرا با تغییر است که میتوان آن را برای استفاده یا استفاده بهتر به کار گرفت. پس از استفاده نیز میبایست بهگونهای عمل کرد که نهتنها آسیبی به محیط زیست آبی و خاکی وارد نشود، بلکه قابل بازیافت بوده و در اشکال دیگر مورد بهرهگیری قرار گیرد تا نه تنها ثروت از دست نرود، بلکه به شکلی دیگر در چرخه اقتصادی باقی بماند.[۴۳]
اصول منفی یا آسیبهای اقتصاد مقاومتی
شناخت آسیبها و موانع اقتصاد مقاومتی و دفع و رفع موانع را میتوان از اصول منفی آن برشمرد. قرآن به این بخش در حوزههای پیش از تولید، تولید، توزیع و مصرف و پس از مصرف نیز توجه کرده است. از جمله اصولی که در این بخش مطرح است میتوان به مواردی چون مخالفت با انواع رباخواری، تکاثر و کنزاندوزی، عدم گردش جریان سالم ثروت، ویژهخواهی، انحصارطلبی و رانتخواری مانند آنها که مخالف با اصل عدالت است و نیز اصولی مانند عدم جواز زیادهروی در مصرف، حرمت اسراف و تبذیر و افراط امور اقتصادی اشاره کرد. هرچند که بخش آسیبشناسی، متأخر از اصول اثباتی آن بیان میشود ولی باید گفت که این اصول میبایست در اولویت قرار گیرد؛ چراکه در هر حرکت و عمل اثباتی نخست باید موانع برداشته شود و پس از رفع موانع یا دفع موانع احتمالی، اقدام به عمل کرد. به تعبیر مولانا جلالالدین مولوی: اول ای جان دفع شر موش کن/ وانگهان در جمع گندم کوش کن. مهمترین اصول در بخش آسیبهای اقتصاد مقاومتی عبارتند از:
- ممنوعیت انحصار ثروت ملی: جنانکه گفته شد ثروت ملی باید یکسان در اختیار جامعه قرار گیرد. پس انحصار ثروت ملی در دست گروه و یا جناح یا افرادی خلاف اقتصاد قوامبخش و اقتصاد مقاومتی است؛ زیرا انحصار نهتنها خلاف اصل عدالت است، بلکه موجب میشود تا مشارکت مردمی در اقتصاد کاهش یافته و منابع اقتصادی در دست گروهی قرار گیرد که فرصت کار و عمل را از دیگران میگیرند و فساد و تباهی اقتصادی چون کنز، اتراف، تکاثر، رباخواری و مانند آنها را موجب میشوند.[۴۴]
- ممنوعیت ویژهخواهی: رانتخواری و ویژهخواهی یعنی بهرهمندی از شرایط خاص نیز خلاف اصل عدالت و ممنوعیت انحصار است.[۴۵]
- رباخواری: از دیگر موانع رشد اقتصادی رباخواری است. نظام اقتصادی چه بانکی و چه غیر بانکی آن اگر مبتلا به رباخواری شود، اقتصاد از حالت رشد و شکوفایی به اقتصاد بیمار تبدیل میشود که نهتنها قوام نخواهد یافت بلکه از درون فرو میپاشد؛ زیرا هیچ عمل اقتصادی واقعی انجام نمیگیرد و ثروت از گردش سالم تولید خارج شده و به سمت خدماتی ویرانگر و واسطهگری میرود که اقتصاد را میپوساند و به فرسایش میبرد. اینگونه است که دیگر سخن گفتن از اقتصاد مقاومتی که بتواند در برابر دشمنان و وضعیت بحران مقاوم باشد بیهوده است.[۴۶]
- انباشت ثروت: از دیگر عوامل منفی در اقتصاد، کنز آن به شکل سکه و ذخیرهسازی و خارج کردن از گردش است. چنین عملی موجب میشود تا ثروتی برای تولید در اختیار مدیریت و نیروی کار قرار نگیرد. آیات قرآن یکی از مهمترین عوامل در بحران اقتصادی را کنزاندوزی مطرح میکند و آن را امری نادرست و حرام برمیشمارد. پس همانطوری که ثروت عمومی و انفال باید در اختیار کار و اقتصاد تولیدی قرار گیرد باید جلوی انباشت ثروت و کنز کردن آن را گرفت و نگذاشت تا به شکل سکه از دور عمل اقتصادی خارج شود و در گوشههای گاوصندوقها و مانند آن خاک بخورد بیآنکه تأثیری در شکوفایی و تولید اقتصادی داشته باشد.[۴۷]
- اسراف: از دیگر موانع اقتصاد مقاومتی اسراف است که مصرف بیاندازه و بیفایده ثروت و کالا و خدماتی است که در اختیار جامعه است و میبایست در شکوفایی و تولید به کار گرفته شود ولی با مصرفی اسرافی و افراطی تباه میشود.[۴۸]
- تبذیر: تبذیر به معنای ریخت و پاش نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که باید از جامعه حذف شود تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد. تبذیر میتواند به حوزه پسماندها و بازیافتها نیز ارتباط پیدا کند؛ زیرا تا زمانی که یک کالا میتواند به شکلی دیگر بازیافت و مورد استفاده قرار گیرد نمیبایست دور ریخته شود.[۴۹].[۵۰]
منابع
پانویس
- ↑ نساء، آیه ۵.
- ↑ بقره، آیات ۳ و ۴۳ و ۴۴ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷؛ نساء آیه ۳۹ و دهها آیه دیگر.
- ↑ هود، آیه ۶۱.
- ↑ بقره آیه ۲۰۱، نساء آیه ۱۳۴، مائده آیات ۶۵ و ۶۶، اعراف آیه ۱۵۶ و آیات دیگر.
- ↑ منصوری، خلیل، استقامت لازمه رشد اقتصادی از منظر قرآن.
- ↑ ملک آیه ۱۵.
- ↑ اعراف آیه ۵۸؛ سبأ آیه ۱۵.
- ↑ هود آیه ۵۲؛ نوح آیات ۱۰ تا ۱۲؛ جن آیه ۱۶.
- ↑ اعراف آیه ۹۶.
- ↑ مائده آیه۶۶.
- ↑ اعراف آیه۹۶؛ طلاق آیه ۲ و ۳.
- ↑ هود آیات ۳ و ۵۲؛ نوح آیات ۱۰ و ۱۱.
- ↑ بقره آیه ۱۲۶؛ نحل آیه ۱۱۲.
- ↑ بقره آیه ۲۷۶؛ روم آیه ۳۹؛ سبأ آیه ۳۹؛ طلاق آیه ۷.
- ↑ جن آیه ۱۶؛ برداشت بر این اساس است که مقصود از «الطریقه» اسلام و ایمان و «ماء غدقاً» مثال برای توسعه در رزق و روزی باشد؛ چنان که تفاسیر معتبری جون ممع البیان و المیزان در ذیل آیه این معنا را استنباط و بیان کرده است.
- ↑ منصوری، خلیل، استقامت لازمه رشد اقتصادی از منظر قرآن.
- ↑ اساس البلاغه، ص۵۳۸.
- ↑ لغتنامه دهخدا.
- ↑ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه قوم.
- ↑ فصلت آیه ۳۰؛ احقاف آیه۱۳.
- ↑ بقره آیه ۲۴۹ تا ۲۵۱.
- ↑ آل عمران آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸.
- ↑ بقره آیه ۱۲۰؛ کهف آیه ۲۰.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸.
- ↑ آل عمران، آیه ۱۵۲ و آیات دیگر.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸ و ۱۵۲؛ صف آیه ۴.
- ↑ کهف آیه ۶۰.
- ↑ آل عمران آیه ۱۴۶.
- ↑ منصوری، خلیل، استقامت لازمه رشد اقتصادی از منظر قرآن.
- ↑ «و داراییهایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کمخردان نسپارید» سوره نساء، آیه ۵.
- ↑ توبه، آیه ۷۵؛ صف، آیات ۱۰ تا ۱۲
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ هود، آیه ۶۱
- ↑ فاطر، آیه ۱۰
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ «ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بینیاز میگرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ انفال، آیه ۱؛ حشر، آیه ۷
- ↑ هود، آیه ۶۱؛ نحل، آیه ۱۴: اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶؛ قصص، آیه ۷۳؛ روم آیه ۴۶؛ جاثیه، آیه ۱۲؛ جمعه، آیه ۱۰؛ ملک، آیه ۱۵
- ↑ انعام، آیه ۱۵۲؛ رحمان، آیه ۹؛ حدید، آیه ۲۵
- ↑ توبه، آیه ۳۴؛ حشر، آیه ۷
- ↑ انعام، آیه۱۴۱؛ اعراف، آیه۳۱؛ اسراء؛ آیه۲۶؛ فرقان، آیه۶۷
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ توبه، آیه۳۴؛ حشر، آیه۷؛ حدید، آیه۲۵؛ و نیز شرح نهجالبلاغه لابن أبیالحدید: ج۲۰ ص۳۴۵ ح۹۶۱.
- ↑ همان
- ↑ بقره، آیات ۲۷۵ و ۲۷۶؛ ۲۷۸ و ۲۷۹
- ↑ توبه، آیه۳۴؛ حشر، آیه۷
- ↑ انعام، آیه۱۴۱؛ اعراف، آیه۳۱
- ↑ اسراء، آیه۲۶
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی