آیه مباهله

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط فرقانی (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۲ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۶ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
آیه مباهله
ترجمه آیه
نابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید ...
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۶۱ سورهٔ آل عمران از جزء ۳ قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهبعد از درخواست مباهله توسط مسیحیان نجران با پیامبر اکرم(ص) نازل شد
مصادیق برای آیهپنج تن آل عبا(ع)
دلالت آیه
  • دلالت بر افضلیت اهل بیت (ع)
  • دلالت بر حقانیت اسلام بر سایر ادیان
  • دلالت بر حقانیت اهل بیت
  • دلالت بر عصمت اهل بیت
  • دلالت بر افضلیت امام علی (ع)
  • دلالت بر امامت امام علی (ع)

آیه مباهله ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ ۶۱ سورۀ آل عمران است که مربوط به داستان مباهلۀ پیامبر اسلام(ص) و همراه کردن اهل بیتشان با خود در برابر نصارای نجران است. از منظر متکلمان اسلامی این آیه علاوه بر دلالت بر صدق دعوی نبوت و حقانیت پیامبر اکرم (ص)، بر افضلیت اهل بیت(ع) و به تبع امامت آنها به ویژه امیرالمومنین (ع) که به عنوان نفس رسول خدا(ص) از او یاد شده، دلالت دارد. به کار رفتن واژه ﴿ابناءنا و اراده حسنین(ع) از آن نیز، حکایت از آن دارد که فرزندان دختری انسان نیز فرزند خود انسان محسوب می‌شود.

معناشناسی مباهله

مباهله در لغت به معنای ملاعنه، نفرین‎ کردن شخص دروغگو و ظالم، ابتهال و تضرّع به درگاه خدا برای دفع بلا از خود یا نزول بلا بر ظالم است و این کار از گذشته بین عرب متداول بوده و می‎گفتند: لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِ مِنَّا[۱].[۲]

مباهله در اصطلاح به عملی گفته می‌شود که دو یا چند نفر مخالف در مسئلۀ مهم دینی یک جا جمع شوند و با اصرار و تضرع به درگاه خداوند از او بخواهند باطل را رسوا و مجازات کند[۳]، همان کاری که پیامبر اسلام(ص) در برابر مسیحیان نجران کرد و این کار بیانگر تلاش‎های فراوان رسول اکرم(ص) برای دعوت اهل کتاب به دین اسلام بوده است[۴]. به عبارت دیگر مباهله به این معنا است که کسانی بر سر مسئله مهم دینی با یکدیگر مجادله کنند و هیچ یک سخن طرف دیگر را نپذیرد. از این رو در جایی حضور یابند و با دعایی خاص و تضرع و زاری، از خداوند بخواهند که از میان آنها دروغگو را رسوا و مجازات کند[۵].[۶]

شأن نزول آیه

در روایات اسلامی آمده است مسیحیان نجران برای تحقیق درباره اسلام نمایندگانی را به مدینه فرستادند تا با پیامبر اسلام(ص) دیدار و گفتگو کنند. مسیحیان نزد حضرت آمده و پرسیدند: مردم را به چه دینی دعوت می‌کنی؟ فرمود: به شهادت دادن به اینکه جز الله معبودی نیست و اینکه من فرستاده خدایم و اینکه عیسی بنده‌ای است مخلوق که می‌خورد و می‌نوشید و سخن می‌گفت. آنها پرسیدند: اگر عیسی مخلوق و بنده بود، پدرش که بود؟

در اینجا به رسول خدا (ص) وحی شد که به ایشان بگو: شما درباره آدم چه می‌گویید؟ آیا بنده‌ای مخلوق بود، می‌خورد و می‌نوشید و سخن می‌گفت و عمل زناشویی انجام می‌داد یا نه؟ رسول خدا (ص) که این سؤالات را از ایشان پرسید، آنها جواب دادند: بله؛ بنده‌ای مخلوق بود و کارهایی که برشمردی را می‌کرد. پیامبر (ص) فرمود: اگر بنده و مخلوق بود پدرش که بود؟ مسیحیان مبهوت و مغلوب شدند و خدای تعالی این آیه را فرستاد: ﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[۷] اما مسیحیان همچنان بر ادعای باطل خود ماندند از این رو خدای متعال این آیه را نازل فرمود: ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ[۸].

از این رو رسول خدا (ص) فرمود: پس با من مباهله کنید؛ اگر من صادق بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر کاذب بودم لعنتش بر من نازل گردد. مسیحیان گفتند: با ما از در انصاف درآمدی و قرار گذاشتند همین کار را انجام دهند.

آنان وقتی به منزل خود بازگشتند با رؤسا و بزرگانشان مشورت کردند. رؤسای آنان گفتند: اگر پیامبر اسلام در روز مباهله با اصحاب و یاران سرشناس و شخصیت‌های معروف مسلمانان آمد با او مباهله می‌کنیم، چون معلوم می‌شود در نبوت خود صادق نیست؛ ولی اگر با فرزندان و خانواده‌اش بیاید با او مباهله نمی‌کنیم، چون هیچ کس علیه زن و فرزند خود اقدامی نمی‌کند، مگر آنکه ایمان و یقین داشته باشد که خطری در بین نیست؛ در این صورت او در دعوایش صادق است.

مسیحیان صبح روز بعد به سوی رسول خدا (ص) روانه شدند. آنها دیدند که رسول خدا (ص) و علی بن ابی‌طالب، فاطمه، حسن و حسین (ع) برای مباهله آمده‌اند. مسیحیان پرسیدند: اینان چه کسانی هستند؟ به آنها گفته شد: این مرد پسر عم و وصی و داماد او است و این زن دخترش فاطمه (س) است و این دو کودک فرزندان فاطمه، حسن و حسین (ع)، هستند.

نصارا وحشت کردند و به رسول خدا (ص) عرضه داشتند: ما حاضریم تو را راضی کنیم، ما را از مباهله معاف بدار. رسول خدا (ص) با ایشان به شرط جزیه و شرایط ذمه مصالحه نمود و نصارا به دیار خود برگشتند[۹].

در روایتی چنین آمده که اسقف مسیحیان به آنها گفت: ای گروه نصارا من صورت‌هایی را می‌نگرم که اگر خدا بخواهد به خاطر آنها کوهی را از جا بر می‌کند! پس هرگز با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و تا روز قیامت روی زمین یک نصرانی هم باقی نخواهد ماند[۱۰].

این شأن نزول متواتر است و در بسیاری از منابع تفسیر و حدیثی فریقین - با تفاوت‌های اندک و قریب به همین مضمون - نقل شده که طرق متعددی نیز دارد[۱۱].

مصداق شناسی آیه

مصداق ﴿أَبْنَاءَنَا

براساس روایات و نظرات مفسران واژۀ ﴿ أَبْنَاءَنا در آیه به معنای پسران بوده و مصداق آن امام حسن و امام حسین (ع) است و به دلالت این آیه، فرزند دختری هر کس فرزند اوست و لذا پسران حضرت زهرا (س) پسران رسول خدا (ص) به شمار می‎‎‌آیند.

مصداق ﴿نِسَاءَنَا و ﴿أَنفُسَنَا

طبق روایات، مصداق ﴿نِسَاءَنَا نیز حضرت زهرا (س) است و مراد از ﴿أَنفُسَنَا طبق نظر برخی دانشمندان اهل تسنن خود پیامبر (ص) نیست؛ چون دعوت‌ کننده غیر از دعوت شونده است و هیچ کس خود را دعوت نمی‎کند طبق نظر شیعه ﴿أَنفُسَنَا کسی است که به منزلۀ جان پیامبر (ص) و کسی است که حضرت رسول (ص) به او فرمودند: « يَا عَلِيُّ مَنْ قَتَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِي وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنِي لِأَنَّكَ مِنِّي كَنَفْسِي »[۱۲]؛ «رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي»[۱۳]؛ «يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي»[۱۴].[۱۵]

دلالت آیه مباهله

دلالت بر حقانیت دین اسلام

با توجه به شان نزولی که بیان شد، جریان مباهله و عقب نشینی مسیحیان نجران از مباهله با رسول خدا(ص) و اهل بیت آن حضرت(ع)، خود دلیل روشنی بر اثبات حقانیت اسلام بر مسیحیت و بلکه سایر ادیان است.

دلالت آیه بر افضلیت اهل بیت (ع)

براساس آیۀ مباهله می‌‌توان برتری اهل بیت(ع) را از چند طریق اثبات کرد، برخی از این طرق عبارت‌اند از:

  1. جهت نخست، اقدام رسول خدا(ص) بر دعوت امیرالمؤمنین، حضرت صدیقه طاهره، امام مجتبی و حضرت سیدالشهداء(ع) است که بیانگر این حقیقت است که آن بزرگواران محبوب‌ترین افراد نزد رسول خدا(ص) بوده‌اند و روشن است که محبوب‌ترین فرد نزد پیامبر، بافضیلت‌ترین افراد امت پیامبر(ص) خواهد بود.
  2. یکی از جهات دیگری که بر افضلیت اهل بیت(ع) دلالت دارد، عمل رسول خدا(ص) در دعوت از اهل بیت(ع) برای مباهله با دشمنان دین است که نشان‌گر عظمت و جلالت ایشان نزد خداوند است؛ زیرا رسول خدا(ص) از میان همسران و خویشاوندان خود تنها امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه، امام مجتبی و سیدالشهداء(ع) را برگزیده و احدی از بنوهاشم و خویشاوندان خود را در این امر با آنان شریک نساخته است، تا چه رسد به اصحاب خود و سایر مسلمانان! و چنانچه در میان مسلمانان احدی از نظر جایگاه و منزلت نظیر اهل بیت(ع) بود، اختصاص این امر به ایشان وجهی نداشت.
  3. یکی دیگر از وجوه دلالت داستان مباهله بر افضلیت اهل بیت(ع)، یاری دین خدا توسط ایشان است. زمانی که رسول خدا با اهل بیت برای مباهله خارج شدند، پیامبر اکرم(ص) به ایشان فرمود: «إِذَا أَنَا دَعَوْتُ فَأَمِّنُوا»؛ هر گاه من نفرین کردم شما آمین بگویید و هنگامی که نصرانیان رسول خدا و اهل بیت ایشان(ع) را مشاهده کردند، اسقف آنان گفت: «إِنِّي لَأَرَى وُجُوهاً لَوْ سَأَلُوا اللَّهَ أَنْ يُزِيلَ جَبَلًا مِنْ مَكَانِهِ لَأَزَالَهُ، فَلَا تُبَاهِلُوا فَتَهْلِكُوا وَ لَا يَبْقَى عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ نَصْرَانِيٌّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»[۱۶]؛ من چهره‌هایی را می‌بینم که اگر از خداوند درخواست کنند کوهی از کوه‌هایش را از جا برکند، قطعاً آن را از جا برخواهند کَند. پس مباهله نکنید که هلاک می‌شوید و در روی زمین تا روز قیامت یک نصرانی هم باقی نمی‌ماند. این جریان به خوبی نقش اهل بیت را در ثبوت نبوت و راستی گفتار رسول خدا روشن می‌کند. همچنین بیانگر آن است که اگر دشمنان دین خدا با ایشان وارد مباهله می‌شدند، خداوند به واسطه اهل بیت(ع) دشمنان دین خود را خوار و نابود می‌کرد. پس ایشان سهم بزرگ و تأثیر فراوانی در یاری دین خدا و رسول گرامی اسلام داشته‌اند. بدیهی است کسی که چنین جایگاهی در مباهله داشته باشد، به یقین برتر و بافضیلت‌تر از کسانی است که از این جایگاه برخوردار نیستند[۱۷].
  4. علاوه بر آنچه گفته شد، از آیه مباهله و قول و فعل رسول خدا(ص) این نتیجه نیز به دست می‌‌آید کـه حضرت صدیقه طاهره(س) از همه مسلمانان و صحابه بافضیلت‌تر است. همچنین به اجماع همه مسلمانان، امیرالمؤمنین(ع) از حضرت فاطمه(س) افضل است؛ در نتیجه امیرالمؤمنین(ع) افضل از آن دو خواهد بود.
  5. روایات: روایات فراوانی در منابع معتبر شیعه و اهل سنت آمده است که با صراحت به برتری اهل بیت(ع) اشاره دارند[۱۸].
  6. عدم پذیرش مباهله از سوی مسیحیان نجران: این ماجرا، در بردارندۀ دلیلی محکم بر فضل و برتری اهل بیت(ع) و برهانی روشن بر نبوّت پیامبر(ص) است؛ چراکه هیچ موافق و مخالفی روایت نکرده است که مسیحیان درخواست ایشان برای مباهله را اجابت کرده‌اند.
  7. مقدم شمرده شدن فرزندان و زنان بر «انفس»: پیامبر(ص)، فرزندان و زنان را بر "أنفس" مقدم داشت تا جایگاه و شأن والای آنان را نشان دهد و اعلام کند که آنان بر "انفس" مقدم بوده و باید فدای آنها شد.
  8. شناخته شدن آیۀ مباهله، دلیلی قوی بر فضیلت اهل بیت(ع): محققان اهل‌ سنت، چه معتزلی و چه اشعری، این آیه را دلیلی قوی بر فضیلت اهل بیت(ع) می‌‎شناسند؛ چنان‌‎که گفته شده: وفیه دلیل لا شیء أقوی منه علی فضل أصحاب الکساء[۱۹]
  9. مورد استدلال قرار گرفتن آیۀ مباهله: واقعۀ مباهله در استدلال‌‎ها و احتجاج‎‌های ائمه(ع) بارها بازگو شده و خود حضرت علی(ع) نیز در بیان فضایل خود به آیۀ مباهله استدلال کرده‌اند[۲۰].[۲۱]

دلالت بر امامت بلافصل امام علی(ع)

آیه مباهله علاوه بر دلالت بر برتری اهل بیت(ع)، به خصوص از چند جهت دلالت بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) نیز دارد:

  1. اعتراف مأمون: روزی مأمون به امام رضا(ع) گفت: بزرگ‌‎ترین فضیلت علی(ع) در قرآن کدام است؟ امام رضا(ع) فرمودند: فضیلتی که آیۀ مباهله بر آن حکایت دارد... مأمون گفت: مگر نه این است که خداوند "أبناء و نساء" را جمع آورده، ولی پیامبر تنها دو پسر و دخترش را فراخوانده است. چرا احتمال نمی‌‎دهید که "نفس"، خود پیامبر(ص) باشد. بنابراین، آنچه گفتید نمی‌‎تواند فضیلت امیرمؤمنان(ع) را نشان دهد؟! امام رضا(ع) در پاسخ او فرمودند: ای امیرالمؤمنین! آنچه شما می‌گویید درست نیست؛ چراکه دستور دهنده و دعوت‌ کننده صرفاً به غیر از خود می‌‎تواند دستور دهد و او را به چیزی دعوت کند و درست نیست این عمل را دربارۀ نفس خود انجام دهد. با این توصیف چون رسول خدا(ص)، روز مباهله از میان اصحاب، تنها امیرمؤمنان علی(ع) را با خود همراه کرد، پس وی، همان نفس پیامبر(ص) است که خدای متعال در قرآن از او سخن گفته و شایستگی آن بزرگوار را برای مباهله اثبات کرده است. مأمون گفت: پاسخ قانع کننده‎‌ای بود[۲۲].
  2. جدا‎ شدن حق از باطل: موضوع مباهله حق را از باطل جدا می‌کند، پس تنها کسی باید در آن شرکت کند که نیک‌‎سیرت، مؤمن به تمام معنا و برترین بندگان خدا باشد.
  3. قرار گرفتن علی(ع) به عنوان نفس پیامبر(ص): پیامبر(ص) بر اساس آیه: ﴿وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ او را نفس خود دانسته است؛ زیرا جز پیامبر(ص) و علی(ع) کسی دیگر در آنجا نبود و چون علی را نفس خود قرار داد از این‎رو احدی در فضل و نزدیک بودن به پیامبر(ص) به علی(ع) نمی‌‎رسد[۲۳].

دلالت بر امامت علی(ع)

براساس آیۀ مباهله امامت امیرالمؤمنین(ع) هم قابل اثبات است به دو دلیل:

  1. عموم مماثلت (یگانگی): بنابر دلالت آیه، علی(ع) نَفْس پیامبر(ص) است و بنابر مقتضای آیه، مماثلت در همۀ فضایل و اتحاد در حقیقت است، مگر آنجایی که دلیل خاصّی باشد همانند نبوّت و چون پیامبر(ص)، ولی امّت و حاکم جامعۀ اسلامی بودند بنابراین علی(ع) نیز ولی امّت و حاکم جامۀ اسلامی است. خدای متعال او را نفس حضرت محمّد(ص) دانسته است و منظور تساوی و برابر بودن است و شخص برابر با کامل‌‎ترین انسان‎ها و اولی‎ترین آنها به تصرّف در واقع کامل‎ترین و اولی‎ترین به تصرّف است. پس او نیز مانند رسول خدا، کامل‎ترین ولایت در تصرّف را دارد[۲۴].
  2. افضلیت: بنا بر دلالت آیه علی(ع) از همۀ صحابه افضل است و به حکم عقل، امامت باید به دست افضل باشد بنابراین امامت باید به دست حضرت علی(ع) باشد[۲۵].[۲۶]

دلالت بر عصمت اهل بیت (ع)

پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند مأموریت یافت که به نصرانی‌های نجران - که درباره پندار الوهیت حضرت مسیح، تسلیم منطق و برهان نشدند- پیشنهاد مباهله بدهد[۲۷] و از آنان بخواهد تا با فرزندان و زنان خود برای مباهله حاضر شوند. مطابق روایات و اقوال مفسران و مورخان اسلامی، پیامبر اکرم (ص) علی بن ابی‌طالب، فاطمه زهرا، حسن و حسین (ع) را برای مباهله با خود برد[۲۸]. روشن است که حسن و حسین (ع)، مصداق ﴿أَبْنَاءَنَا و فاطمه (س)، مصداق ﴿نِسَاءَنَا و علی (ع) مصداق ﴿أَنْفُسَنَا است. بنابراین، علی (ع) به منزله نفس پیامبر (ص) است و همه مقامات معنوی آن حضرت را دارا است، مگر مقام نبوت که استثنا شده است.

بر این اساس، علی (ع) غیر از مقام نبوت، دیگر مقامات معنوی پیامبر (ص) را دارا بوده است که عصمت از آن جمله است[۲۹].

دلالت بر فضائل و کمالات ویژه امام علی(ع)

چنانچه در بخش دلالت آیه بر امامت امیرالمؤمنین(ع) گذشت، با توجه به آنکه که خداوند متعال، امیرالمؤمنین را نفس پیامبر معرفی کرده است و نفس شیء به معنای خود شیء است، مراد از نفس پیامبر در اینجا شخصی غیر از پیامبر است که جمیع فضائل و کمالات او غیر از موارد مستثنی از جمله نبوت را دارد از این رو نفس در معنای حقیقی آن به کار نرفته بلکه معنای مجازی آن مراد است. در معنای مجازی نیز أقرب المجازات در نظر گرفته می‌شود و أقرب المجازات به حقیقت، مساوات است. پس باید گفت به نص آیه مباهله، امیرالمؤمنین(ع) در جمیع کمالات - البته به جز نبوت - با رسول خدا(ص) مساوی است[۳۰].

دلالت بر حقانیت تشیع

پس از اثبات افضلیت اهل بیت(ع)، عصمت و امامت آنان، بر دیگران و نیز اثبات حقانیت اسلام بر مسیحیت، در اختلاف میان حقانیت مذهب تشیع بر اهل سنت، اثبات حقانیت تشیع واضح‌تر از آن است که نیاز به استدلال داشته باشد.

دلالت بر اینکه حسنین (ع) فرزندان رسول خدا (ص) هستند

براساس روایات و نظرات مفسران واژۀ ﴿أَبْنَاءَنا در آیه به معنای پسران بوده و مصداق آن امام حسن و امام حسین ((ع)) است و به دلالت این آیه، فرزند دختری هر کس فرزند اوست و لذا پسران حضرت زهرا(س) پسران رسول خدا(ص) به شمار می‌‎‎آیند[۳۱].

مهمترین شاهد بر این مدعا، اقدام عملی پیامبر اکرم(ص) پس از امر الهی بر مباهله، در همراه نمودن اهل بیتشان ثابت نمود که آن حضرت امام حسن و امام حسین(ع) را از مصادیق ﴿ابناءنا دانسته و فرزندان دختری خود را در حکم فرزندان خود دانسته‌اند.

نتیجه گیری و جمع بندی

  1. این آیه یکی از دلایل قرآنی برای رد نظریۀ کثرت‌گرایی دینی (پلورالیسم) است. همچنین بر انحراف مسیحیت دلالت دارد. مسلمانان می‌توانند با استفاده از این آیه استدلال کنند که تنها شریعت حق از زمان بعثت پیامبر اکرم(ص) دین اسلام است[۳۲].
  2. آیۀ مباهله از آیاتی است که به صراحت‌ از برتری اهل بیت پیامبر(ص) بر دیگر مردم، حکایت می‌کند. الفاظی که در آیه به کار رفته‌اند، نزدیکی بسیار فراوان اهل بیت(ع) و به ویژه امام علی(ع) را به پیامبر(ص) نشان می‌دهند. در کلمۀ «انفسنا» با آنکه تعبیر جان‌های ما جمع است، ولی وقتی رسول خدا(ص)، علی(ع) را همراه خود آورد او به منزلۀ جان محمّد(ص) محسوب شده است و جایگاه والای او را نزد خدا و پیامبر و برتری او را بر صحابۀ دیگر نشان می‌دهد. در ادبیات شعری با عنوان جان پیامبر و نفس او و به یکی بودن این دو جان عزیز اشارات فراوان شده است[۳۳]. این یگانگی از دلایلی است که بر خلافت بلافصل امام علی(ع) گواهی می‌دهد؛ زیرا بدیهی است پس از پیامبر(ص)، کسی که همچون خود اوست و جانش با جان او یکی است از دیگران برای جانشینی‌اش سزاوارتر است[۳۴].

جستارهای وابسته

پرسش‌های وابسته

  1. ماجرای مباهله چیست؟ (پرسش)
  2. پیام آیه مباهله چیست؟ (پرسش)
  3. آیه مباهله چگونه نصب الهی امام را اثبات می‌کند؟ (پرسش)
  4. آیه مباهله چه جایگاهی را برای اهل بیت اثبات می‌کند؟ (پرسش)
  5. آیه مباهله چگونه بر افضلیت امام علی دلالت می‌کند؟ (پرسش)
  6. آیه مباهله چه جایگاهی برای اهل بیت اثبات می‌کند؟ (پرسش)
  7. آیه مباهله چگونه بر امامت امام علی دلالت دارد؟ (پرسش)
  8. آیه مباهله چگونه بر عصمت امام علی دلالت می‌کند؟ (پرسش)
  9. آیه مراد از نفس پیامبر در آیه مباهله قرابت نسبی امام علی با پیامبر است؟ (پرسش)
  10. آیه تعبیر أنفسنا در آیه مباهله به دلیل سبقت امام علی در اسلام است؟ (پرسش)
  11. آیه مراد از نساء در آیه مباهله مطلق زنان است؟ (پرسش)
  12. اگر دستور خدا در آیه مباهله به میدان آوردن خمسه طیبه بود چرا واژگان أبناء و نساء و أنفس بصورت جمع آورده است؟ (پرسش)
  13. آیه واژه انفسنا در آیه مباهله در برابر نساءنا است و هیچ فضیلتی را برای امام علی ثابت نمی‌کند؟ (پرسش)
  14. واژه ﴿أَبْنَاءَنَا﴾، ﴿نِسَاءَنَا﴾، ﴿أَنْفُسَنَا﴾ به چه معناست و مصادیق آن چه کسانی هستند؟ (پرسش)
  15. باتوجه به جمع بودن واژه انفسنا در آیه مباهله آیا منظور همه خویشاوندان پیامبر است؟ (پرسش)
  16. آیا درست است که منظور از انفسنا در آیه مباهله پیامبر است؟ (پرسش)

منابع

پانویس

  1. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج١١، ص٧٢.
  2. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۲۸؛ ابراهیمی، زینب، مباهله، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲، ص۲۶۱.
  3. حسن بن عبدالله ابو‎هلال عسکری، معجم الفروق اللغویه، ص۲۰.
  4. ر.ک: ابراهیمی، زینب، مباهله، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲، ص۲۶۱.
  5. مجمع البحرین‌، ۱/ ص ۲۵۸.
  6. فرهنگ شیعه، ص 50.
  7. «داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بی‌درنگ موجود شد» سوره آل عمران، آیه ۵۹.
  8. «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
  9. ر.ک: القمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۰۴؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۲۸ و ۲۲۹. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۴۳-۵۲؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۴۳ – ۵۳؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن (تفسیر ابوالفتوح رازی)، ج۴، ص۳۶۰ - ۳۶۳.
  10. الآلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۳، ص۳۰۱؛ البیضاوی تفسیر البیضاوی (انوارالتنزل و اسرارالتأویل)، ج۲، ص۴۷؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۶۲؛ سبط بن الجوزی، تذکرة الخواص، ص۲۴؛ الشبلنجی، نور الابصار (بهامشه اسعاف الراغبین فی سیدة المصطفی)، ص۱۲۲-۱۲۳؛ الزمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، ص۳۶۲؛ تفسر البغوی (معالم التنزیل)، ج۲، ص۴۸؛ البغدادی، تفسیر الخازن، ج۱، ص۲۵۴؛ الخطیب الشربینی، تفسیر القرآن الکریم (السراج المنیر)، ج۱، ص۲۲۲؛ المراغی، تفسیر المراغی، ج۱، ص۵۱۷؛ التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج۳، ص۲۴۷.
  11. ساعدی، محمد، آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار، ص ۳۱۴.
  12. صدوق، الامالی، ص۹۳؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۲۲.
  13. صدوق، الامالی، ص۸۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۴۹.
  14. علل الشرایع، ج۲، ص۱۸۵؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۷۸؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۷؛ تسنیم، ج۱۴ ص۴۶۱.
  15. ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۸۴ ـ ۸۹.
  16. الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۱، ص۴۳۴؛ تفسیر الثعلبی، ج۳، ص۸۵؛ تفسیر البغوی، ج۱، ص۳۱۰؛ تفسیر النسفی، ج۱، ص۱۵۸؛ تفسیر الرازی، ج۸، ص۸۵؛ تفسیر البیضاوی، ج۲، ص۴۷؛ تفسیر أبی السعود، ج۲، ص۴۶؛ تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۸۹؛ مناقب علی بن أبی طالب(ع) ومانزل من القرآن فی علی(ع)، ص۲۲۷-۲۲۸، ح۳۲۲؛ السیرة الحلبیة، ج۳، ص۲۳۶.
  17. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳، ص ۳۲۶.
  18. «عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْداً فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَسُبَ أَبَا تُرَابٍ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتَ ثَلَاثاً قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأْنَّ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) یَقُولُ لَهُ وَ قَدْ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَ الصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَ مَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَ سَمِعْتُهُ یَوْمَ خَیْبَرَ یَقُولُ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیّاً فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ الْعَیْنِ فَبَصَقَ فِی عَیْنَیْهِ وَ دَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَی یَدَیْهِ وَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ- ﴿فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ﴾ دَعَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَیْناً(ع) وَ قَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی»؛ خوارزمی، موفق بن احمد، مناقب الخوارزمی، ص۵۹؛ أحمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۱۸۵؛ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۷، ص۱۲۰؛ بحرانی، ‎سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۶۳۱؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۳۲.
  19. زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۳۷۰.
  20. کتاب الخصال، ج۲، ص۵۵۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۹، ص۹؛ جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج۱۴، ص۴۸۳.
  21. ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۹۰ـ۹۳.
  22. «قَالَ الشَّیْخُ المفید فی کتاب الفصول: قَالَ الْمَأْمُونُ یَوْماً لِلرِّضَا(ع) أَخْبِرْنِی بِأَکْبَرِ فَضِیلَةٍ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع) یَدُلُّ عَلَیْهَا الْقُرْآنُ قَالَ: فَقَالَ لَهُ الرِّضَا(ع) فَضِیلَةٌ فِی الْمُبَاهَلَةِ قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ﴾ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ(ع) فَکَانَا ابْنَیْهِ وَ دَعَا فَاطِمَةَ(س) فَکَانَتْ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ نِسَاءَهُ وَ دَعَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فَکَانَ نَفْسَهُ بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ تَعَالَی أَجَلَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ أَفْضَلَ فَوَجَبَ أَنْ لَا یَکُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ صبِحُکْمِ اللَّهِ تَعَالَی. قَالَ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ أَ لَیْسَ قَدْ ذَکَرَ اللَّهُ تَعَالَی الْأَبْنَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ ابْنَیْهِ خَاصَّةً وَ ذَکَرَ النِّسَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) ابْنَتَهُ وَحْدَهَا فَأَلَّا جَازَ أَنْ یُذْکَرَ الدُّعَاءُ لِمَنْ هُوَ نَفْسُهُ وَ یَکُونَ الْمُرَادُ نَفْسَهُ فِی الْحَقِیقَةِ دُونَ غَیْرِهِ فَلَا یَکُونُ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع) مَا ذَکَرْتَ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا(ع) لَیْسَ یَصِحُّ مَا ذَکَرْتَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ ذَلِکَ أَنَّ الدَّاعِیَ إِنَّمَا یَکُونُ دَاعِیاً لِغَیْرِهِ کَمَا أَنَّ الْآمِرَ آمِرٌ لِغَیْرِهِ وَ لَا یَصِحُّ أَنْ یَکُونَ دَاعِیاً لِنَفْسِهِ فِی الْحَقِیقَةِ کَمَا لَا یَکُونُ آمِراً لَهَا فِی الْحَقِیقَةِ وَ إِذَا لَمْ یَدْعُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) رَجُلًا فِی الْمُبَاهَلَةِ إِلَّا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ نَفْسُهُ الَّتِی عَنَاهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ وَ جَعَلَ حُکْمَهُ ذَلِکَ فِی تَنْزِیلِهِ قَالَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ إِذَا وَرَدَ الْجَوَابُ سَقَطَ السُّؤَالُ»؛ سلسله مؤلفات شیخ مفید، الفصول المختارة، ج۲، ص۳۸؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۲۵۷ ـ ۲۵۸.
  23. ربانی گلپایگانی، علی، براهین و نصوص امامت، ص۲۹.
  24. نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۷۷.
  25. دلائل الصدق، ج۲، ص۸۶.
  26. ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۹۴ـ ۹۵.
  27. ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
  28. تفصیل این جریان و نکات تفسیری مربوط به آیه شریفه در بحث مربوط به برهان افضلیت آمده است.
  29. ربانی گلپایگانی، علی، براهین و نصوص امامت، ص ۲۱.
  30. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳، ص۳۲۶.
  31. ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۸۴ ـ ۸۹.
  32. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۵۰ ـ۵۱.
  33. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۶.
  34. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۵۰ ـ۵۱.