آیا آیه ۴۹ سوره عنکبوت علم غیب امامان را اثبات میکند؟ (پرسش)
| آیا آیه ۴۹ سوره عنکبوت علم غیب امامان را اثبات میکند؟ | |
|---|---|
| موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب |
| مدخل اصلی | علم غیب |
آیا آیه ۴۹ سوره عنکبوت علم غیب امامان (ع) را اثبات میکند؟ یکی از سؤالهای مصداقی پرسشی تحت عنوان «آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال میکنند کداماند؟» است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مجموعه پرسشهای مرتبط به این بحث (علم غیب معصوم) یا به مدخل اصلی علم غیب مراجعه شود.
آیه مورد اشاره پرسش
﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾.
بلکه این کتاب آسمانی مجموعهای از آیات روشن است که در سینه صاحبان علم جای دارد و آیات ما را جز ستگران انکار نمیکنند.
عبارتهای دیگری از این پرسش
- آیا آیه ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ میتواند علم غیب غیر خدا را ثابت کند؟
پاسخ نخست

آیتالله محمد حسین مظفر در دو کتاب «علم الإمام» و «پژوهشی در باب علم امام» در اینباره گفته است:
«مراد از ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ در آیۀ شریفه، ائمه اطهار (ع) است و اگر علم ایشان نزدشان حاضر نبود، تعبیر ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ که در آیه آمده بر آنها صادق نمیبود. و چگونه چیزی را که نمیدانند در دلهایشان ثابت است؟ و آیا چیزی که وجود ندارد، ثابت میباشد؟!»[۱]
پاسخها و دیدگاههای متفرقه
| ۱. آیتالله مکارم شیرازی؛ |
|---|
|
آیتالله ناصر مکارم شیرازی در کتاب «تفسیر نمونه» در اینباره گفته است:
«در روايات زيادى كه از طرق اهل بيت (ع) وارد شده اين آيه به ائمه اهل بيت (ع) تفسير شده است، اين نه به معنى انحصار است، بلكه بيان مصداق روشنى است براى ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ﴾ و اگر مىبينيم در بعضى از روايات، تصريح شده به اينكه منظور خصوص امامان (ع) است در حقيقت اشاره به مرحله كامل علم قرآن مىباشد كه در اختيار آنها است و هيچ مانعى ندارد كه علما و دانشمندان بلكه تودههاى فهميده مردم بهرهاى از اين علوم قرآن داشته باشند»[۲].
|
| ۲. حجت الاسلام و المسلمین شاکر؛ |
|---|
|
حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی شاکر در دو مقاله «واکاوی جایگاه رسول خدا در دانش الهی امام» و «منابع علم امام در قرآن» در اینباره گفته است:
|
| ۳. حجت الاسلام و المسلمین مختاری مازندرانی؛ |
|---|
|
حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد حسین مختاری مازندرانی در کتاب «امامت و رهبری» در اینباره گفته است:
«بنا به قول بسیاری از مفسران و محدثان منظور از ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ امامان معصوم (ع) میباشند. و این دلیل روشنی است بر اینکه ائمه اطهار (ع) دارای علوم غیبی بوده و این از عنایات خاصه الهی است و هرگز دیگران از این نعمت الهی برخوردار نخواهند بود»[۱۸].
|
| ۴. حجت الاسلام و المسلمین باقری؛ |
|---|
|
حجت الاسلام و المسلمین باقری در پایاننامه کارشناسیارشد خود با عنوان «بررسی علم اولیای الهی» در اینباره گفته است:
«﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾ [۱۹] ابی بصیر میگوید: امام باقر (ع) این آیه را خواند و اشاره به سینه خودش نمود و فرمود: ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ ماییم. امام صادق (ع) نیز در تفسیر آیه فرمود: آنها [ائمه]] (ع) هستند. در روایتی امام به ابو بصیر فرمود: مقصود از آیات بینات، همین الفاظ قرآن نیست که در میان دو جلد قرآن ضبط است و بسیاری از مردم آن را حفظ میکنند، بلکه حقایق علمی قرآن و اسرار آن است و این علم منحصر به ما ائمه (ع) است»[۲۰].
|
| ۵. حجت الاسلام و المسلمین بخاراییزاده؛ |
|---|
|
حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید حبیب بخاراییزاده در پایاننامه دکتری خود با عنوان «علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت» در اینباره گفته است:
«در روایات فراوانی ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ به ائمه (ع) اختصاص داده شده است. باب یازدهم از جزء چهارم کتاب بصائرالدرجات، حاوی هجده روایت در همین زمینه است. در تفسیر برهان نیز در ذیل این آیه شریفه، هجده روایت ذکر شده که چند روایت اضافه بر روایات کتاب بصائر هم در آنها به چشم میخورد. روایت زیر یکی از آنها است:برید بن معاویه میگوید: از امام باقر (ع) در مورد این آیه ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾ سؤال نمودم. فرمود: ما را قصد کرده است[۲۱]. کیفیت استدلال آن است که علاوه بر عمومیت علم که از اطلاقِ ﴿الْعِلْمَ﴾ که شامل تمامی علوم، به هر آنچه قابلیت تعلق علم را دارد، استفاده میشود، فعلیتِ علم را هم میتوان از ظاهر آیه شریفه استفاده نمود؛ چه اینکه وقتی گفته میشود به فلانی، مثلا مدرک دکتری داده شد، متفاهم عرفی، آن است که الان او دارای آن مدرک است. نه اینکه هنوز داده نشده و مشروط به شروطى است که بعدا تحقق مییابد. و به تعبیر اصولی، عناوین، ظهور در فعلیت دارند»[۲۲].
|
| ۶. حجت الاسلام و المسلمین مسعودی؛ |
|---|
|
حجت الاسلام و المسلمین محمد مهدی مسعودی در مقاله «بررسی مفهومی و مصداقی أوتوا العلم در آیه ۴۹ سوره عنکبوت» در اینباره گفته است:
«﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ نام برده شده عالمیاست که از تعلیمات غیبی بهرهمند است و به آن علم لدنی و الهی گفته میشود و مأخوذ از مردم عادی نباشد؛ زیرا عالم که از تعلیمات غیبی بهرهمند است هرگز علم او زایل نمیشود و ارتباط با سروشهای غیبی دارد و از الهامات درونی و غیبی بهرهمند است و چنانچه در جامعه بشر عالم و حجت الهی نباشد هرگز حق از باطل امتیاز نخواهد داشت؛ زیرا افراد عادی از عالم و دانشمندان هرگز نمیتوانند حقایق مرموز و معارف الهی و درباره آیات قرآنی بصیرت کامل داشته باشند[۲۳]. وی در جای دیگر میگوید: صفت ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ بیان سنخ علم موهوبی است که از تعلیمات غیبی و وابسته به الهامات است که از شئون وجودی علمی و شهودی عالم است و این به معنای استضائه از نور الهی است و از شئون نفوس قدسیه و طاهره است که حق تعالی آنان را از رجس و رذالت خلقی و جهالت تطهیر فرموده است هر یک قوه ربانی و نور بصیرت فطری موهوبی خدا داده است و یا گویی نور الهی و جوهر قدسی و انسان ربانی و ملک عقلی است[۲۴]. در مقابل قولی به انحصار، برخی با تکیه بر قاعده جری، ضمن رد انحصار آیه، صدور روایات ناظر به آیه را از باب تطبیق بر مصداق اکمل دانسته اند. علامه طباطبایی پس از اشاره به روایت کلینی از امام صادق (ع) که مراد از ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ را در این آیه ائمه (ع) دانسته، مینویسد: این معنا در الکافی و در بصائر الدرجات به چند طریق روایت شده است و منظور در همه آنها، تطبیق کلی بر فرد بارز آن است؛ به دلیل اینکه در روایت بعدی خواهید دید که آیه را منحصر در ائمه ندانستهاند[۲۵]. بنا بر تصریح علامه طباطبایی، روایت استناد شده ایشان روایتی است منقول از بصائر الدرجات که محمد بن حسن صفار به سند خود از برید بن معاویه و او هم از امام باقر (ع) روایت کرده است: من از آن جناب معنای آیه ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾ را پرسیدم. فرمود: شمایید آن کسانی که علم داده شده اند. شما نباشید چه کسی ممکن است باشد؟[۲۶]. در تفسیری دیگر از تفاسیر معاصر آمده است: در روایات زیادی که از طرف اهل بیتالگو:هم عالی وارد شده این آیه به ائمه اهل بیت (ع) تفسیر شده است و این نه به معنای انحصار است بلکه بیان مصداق روشنی است برای ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ و اگر میبینیم در بعضی از روایات، تصریح شده به اینکه منظور خصوص امامان است در حقیقت اشاره به مرحله کامل علم قرآن میباشد که در اختیار آنهاست و هیچ مانعی ندارد که علما و دانشمندان بلکه تودههای فهمید؛ مردم بهرهای از این علوم قرآن داشته باشند[۲۷]. در جای دیگر از این تفسیر آمده است: به تعبیر روشنتر یکی از طرق شناخت اصالت یک مکتب بررسی حال مؤمنان به آن مکتب است؛ اگر گروهی نادان یا شیاد، دور کسی را گرفتند به نظر میرسد که او نیز از همین قماش باشد. اما اگر کسانی که اسرار علوم در سینههای آنها نهفته است اعلام وفاداری به مکتبی کردند دلیل بر حقانیت آن است و ما میبینیم گروهی از علمای اهل کتاب و شخصیت های باتقوای ممتازی همچون ابوذرها و سلمانها، مقدادها و عمار یاسرها و شخصیت والایی همچون علی ای حامیان و عاشقان این مکتب بودند. همانگونه که ملاحظه میشود این تفسیر نیز در عین اذعان به اینکه در بسیاری از روایات اهل بیت بالا این آیه به ائمه اهل بیت (ع) تفسیر شده است، تفسیر ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ به ائمه (ع) را نه به معنای انحصار، بلکه بیان مصداق روشنی برای ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ دانسته است. شیخ طبرسی در تفسیر جوامع الجامع آورده است: آنها پیامبران، ائمه (ع) و دانشمندانی اند که قرآن را حفظ میکنند و در سینههای خود نگه میدارند و معنای آن در دلهاشان نقش میبندد و این دو از خصوصیات قرآن است که هم آیاتش اعجاز روشن است و هم در سینهها محفوظ است به گونهای که حاملان آن را تلاوت میکنند بر خلاف سایر کتابهای آسمانی که نه معجزه بودند و نه خوانده میشدند مگر از روی نوشتهها[۲۸]. در تفسیر منهج الصادقین آمده است: یعنی مؤمنان اهل کتاب یا پیغمبر و سایر علمای است که آن را یاد میگیرند تا هیچ کس تحریف نتواند کرد و معانی آن را در دل خود راسخ میسازند[۲۹]. برخی نیز گفتهاند: ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ اختصاصی به اهل بیت (ع) رسالت ندارد؛ چرا که مقصود از علم همان علمیاست که وسیلهای برای دست یافتن به بینات کتاب است و بینات کتاب هم درجاتی دارد که شامل عبارات و اشارات و لطایف و حقایق میشود و گاهی عبارت که همان معنای مطابقی و ظاهری و ساده است در دستیابی به نشانه های روشن قرآن کفایت میکند[۳۰]. »[۳۱]. |
| ۷. آقای دکتر اسدی گرمارودی (مدیر گروه معارف دانشگاه صنعتی شریف)؛ |
|---|
|
آقای دکتر محمد اسدی گرمارودی در کتاب «علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان» در اینباره گفته است:
«میدانیم که ﴿بَلْ﴾ در جایی میآید که تقدیری در میان باشد. مثل این که در جواب این سؤال که: فلان شخص چگونه فردی است؟ بگوییم: مردم میگویند آدم بدی است، بلکه این طور نیست و آدم خوبی است. کلمه ﴿بَلْ﴾ تقدیر قبلی که او آدم بدی است را نفی میکند و در ادامه، مطلب بعدی را تثبیت مینماید. این مطلب در تفسیر المیزان به همینگونه بیان شده است و توجه به معنای کلمه ﴿بَلْ﴾ در ادبیات عرب، همین مطلب را توضیح میدهد. با توجه به مطلب فوق، ﴿بَلْ﴾ در ابتدای آیه مورد نظر میفهماند که "ریب مبطلون"، شک در خدایی بودن قرآن را موجب میشود و خداوند میفرماید: نه چنین نیست، این کتاب الهی و وحی آسمانی است؛ اگر آنها میگفتند تو خود نوشتی و خود گفتی، بلکه چنین نیست. این آیات، روشنگر حقایق است که از طرف خداست. اما نکته ظریف بعدی این است که میافزاید: ﴿فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾؛ پس حقایق قرآنی که "تِبْيَانُ كُلِ شَيْءٍ" است در سینه افرادی معیّن است که خداوند علم قرآن را به آنها داده است. اگر منظور از قرآن همین نوشتهها بود که وجود کتبی قرآن است، آن بین الدفتین است، نه ﴿فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾. قرآنی که در اوراق کاغذی و یا الواح دیگر نگاشته شده و بین الدفتین قرار گرفته است، وجود کتبی قرآن است؛ چه بسا افرادی که این قرآن را در جیب خود همراه دارند، ولی حتّی جزیی از حقایق علمی آن را هم در سینه نداشته باشند؛ امّا حقیقت قرآن که علوم و مفاهیم اصلی آن است، در سینه کسانی است که خداوند این علم را به آنها اعطا فرموده است. امیر المؤمنین (ع) نیز بارها به همین مطلب اشاره داشتند و به صور گوناگون توجه مخاطبان را به این حقیقت جلب نمودهاند. چون در بحث روایات نیستیم بدان نمیپردازیم و تنها به یک نمونه اشاره میکنیم که در منابع شیعه و سنی آمده است؛ آن حضرت فرمودند: "اَنَا القُرآنُ النّاطِق"[۳۲]؛ در واقعه جنگ صفین، وقتی معاویه قرآن بر نیزه میکند، آن حضرت همین مطلب را بیان میدارند یعنی اینها وجود کتبی قرآن است و من وجود حقیقی قرآن هستم. حقیقت قرآن معانی و عمق محتوای آن است که در سینههای افرادی معیّن قرار دارد. قرآن کتبی حامل آن معانی است و به همین دلیل چه بسا افرادی که حامل قرآن کتبی هستند ولی از معانی آن بیبهرهاند. البته باید در نظر داشت که سخن بالا بدین معنی نیست که هیچ کس نمیتواند قرآن را بفهمد و فهم قرآن منحصر به امامان (ع) است. خیر، این سخن اخباریون است که در کتب اصولی علمای شیعه نقد شده و ادلّه محکم در جواب آن ارائه شده است. سخن این است که آگاهی بر همه حقایق قرآنی که "تِبْيَانُ كُلِ شَيْءٍ" و ﴿وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ ﴾ است، ازآنِ برگزیدگان الهی است که مصداق آیه شریفه ﴿وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ هستند و دیگران به اندازه لیاقت و طهارت خود از فهم قرآن برخوردار میشوند»[۳۳].
|
| ۸. آقای دکتر رستمی و خانم آلبویه. |
|---|
|
آقای دکتر محمد زمان رستمی (استادیار دانشگاه قم) و خانم طاهره آلبویه (پژوهشگر جامعة الزهراء) در کتاب «علم امام» در اینباره گفتهاند:
«ابی بصیر میگوید: امام باقر (ع) این آیه را خواند و اشاره به سینه خودش نمود و فرمود: ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ ﴾ ماییم. امام صادق (ع) نیز در تفسیر آیه فرمود: آنها ائمه (ع) هستند. در روایتی امام (ع) به ابو بصیر فرمود: مقصود از آیات بینات، همین الفاظ قرآن نیست که در میان دو جلد قرآن ضبط است و بسیاری از مردم آن را حفظ میکنند، بلکه حقایق علمی قرآن و اسرار آن است و این علم منحصر به ما ائمه است[۳۴]»[۳۵].
|
پرسشهای مصداقی همطراز
- با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)
- آیا آیه ۹۴ سوره توبه علم غیب پیامبر را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۷۵ سوره حجر که سخن از متوسمین آورده درباره علم غیب غیر خداست؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱۰۵ سوره توبه علم غیب معصوم را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۴۴ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۴۹ سوره هود علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱۰۲ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱۷۹ سوره آل عمران علم غیب پیامبر خاتم را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۲۵۵ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)
- آیا آیه ۴۹ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۳ و ۴ سوره تحريم علم غیب پیامبر خاتم را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱۴ سوره بقره علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱۱۹ و ۱۲۰ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۸۹ سوره نساء علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱ سوره منافقون علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۲۷ سوره فتح علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۲ تا ۴ سوره روم علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱ تا ۵ سوره مسد علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۶ سوره صف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۲۲ تا ۲۴ سوره تکویر علم غیب پیامبر خاتم را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۴۰ سوره نمل علم غیب معصوم را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۳۱ سوره بقره علم غیب معصوم را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۳۷ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱۶ سوره نمل علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۶۵ سوره کهف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱۰۱ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۴۱ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۴۷ تا ۴۹ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۶ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۹۳ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۶۴ سوره هود علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۲۶ و ۲۷ سوره نوح علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۱۸ و ۱۹ سوره نمل علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
- آیا آیه ۴۳ سوره رعد علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)
پرسشهای وابسته
- آیا نمونههایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)
- آیا نمونههایی از علم غیب غیر خدا در حدیث موجود است؟ (پرسش)
- آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال میکنند کداماند؟ (پرسش)
- با وجود آیاتی که علم غیب غیر خدا را نفی میکنند چگونه این علم اثبات میشود؟ (پرسش)
- چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ (پرسش)
- آیاتی که مخالفان علم غیب پیامبر خاتم به آنها استدلال میکنند کداماند؟ (پرسش)
- آیا روایاتی وجود دارند که علم غیب غیر خدا را نفی میکنند؟ (پرسش)
- چگونه روایات نافی علم غیب از غیر خدا با روایات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ (پرسش)
- دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)
- دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)
- دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)
- شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)
- آیا پیامبران اخبارات غیبی داشتهاند؟ (پرسش)
- بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت میشود؟ (پرسش)
- دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)
- دلیل قرآنی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)
- دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)
- شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)
- آیا امامان اخبارات غیبی داشتهاند؟ (پرسش)
- چرا امامان علم غیب خود را انکار میکردند؟ (پرسش)
- نشانه وجود علم غیب نزد معصوم چیست؟ (پرسش)
پانویس
- ↑ پژوهشی در باب علم امام، ص۶۴.
- ↑ تفسیر نمونه ج۱۶، ص۳۰۵.
- ↑ بلکه این کتاب آسمانی مجموعهای از آیات روشن است که در سینه صاحبان علم جای دارد و آیات ما را جز ستگران انکار نمیکنند؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۹.
- ↑ ایازی، مصحف امام علی (ع)، ص۷۰.
- ↑ شاکر، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص۷۶.
- ↑ طوسی، امالی، ۴۷۸ و ص ۵۰۶.
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ص۲۰۶
- ↑ قمی، تفسير، ج۲، ص۴۵۱.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص ۸۸؛ صفار، بصائرالدرجات، ۱۳۶؛ عیاشی، تفسير، ج۱، ص۱۴.
- ↑ قمی، تفسير، ج۱، ص۲؛ کلینی، كافی، چ۱، ص۶۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص ۱۹۰.
- ↑ ابن بابویه، امالی، ۲۷۶؛ طوسی، امالی، ۱۷۰.
- ↑ طوسی، امالی، ۴۷۹.
- ↑ کلینی، كافی، ج۱، ص ۲۹۳ و ج۲، ص ۴۱۴.
- ↑ طوسی، امالی، ۵۲۳.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسير القرآن، ج۱، ص۵۹۸.
- ↑ سيوطی، در المنثور، ج۲، ص ۶ - ۸ .
- ↑ شاکر، منابع علم امام در قرآن، ص۱۷۱.
- ↑ امامت و رهبری، ص۷۳.
- ↑ اما آن (قرآن) آیاتی روشن است در سینه کسانی که به آنان دانش دادهاند و آیات ما را جز ستمکاران انکار نمیکنند؛ سوره عنکبوت، آیه: ۴۹.
- ↑ بررسی علم اولیای الهی، ص ۳۰.
- ↑ "حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾ قَالَ إِيَّانَا عَنَى ".
- ↑ علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت، ص ۱۴۲.
- ↑ حسینی همدانی، درخشان پرتوی از اصول کافی، ج۴، ص۲۷.
- ↑ حسینی همدانی، درخشان پرتوی از اصول کافی، ج۴، ص۴۷۶.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ص۱۴۲.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ص۱۴۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۳۰۵.
- ↑ جرجانی، جلاء الاذهان و جلاء الاحزان، ج۳، ص۲۵۰.
- ↑ کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۱۴۶.
- ↑ صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۳، ص۸۴.
- ↑ بررسی مفهومی و مصداقی أوتوا العلم در آیه ۴۹ سوره عنکبوت؛ ص: ۱۳۸
- ↑ علاوه بر منابع شیعه که بسیار است، در کتاب: فی خُطی علیٍّ از نصری سلهب، ص ۳۶۰ و ینابیع المودة از قندوزی باب چهاردهم ، ص ۶۹ آمده است؛ این کتابها هر دو از منابع اهل سنت میباشند.
- ↑ علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان؛ ص۶۵.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۲۵- ۳۲۷؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۶۶- ۱۶۷؛ و صفار، بصائرالدرجات، ص۲۲۵ - ۲۲۶.
- ↑ علم امام، ص ۱۸۲







