«مراد از ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ در آیۀ شریفه، ائمه اطهار (ع) است و اگر علم ایشان نزدشان حاضر نبود، تعبیر ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ که در آیه آمده بر آنها صادق نمیبود. و چگونه چیزی را که نمیدانند در دلهایشان ثابت است؟ و آیا چیزی که وجود ندارد، ثابت میباشد؟!»[۱]
آیتالله ناصر مکارم شیرازی در کتاب «تفسیر نمونه» در اینباره گفته است:
«در روايات زيادى كه از طرق اهل بيت (ع) وارد شده اين آيه به ائمهاهل بيت (ع) تفسير شده است، اين نه به معنى انحصار است، بلكه بيان مصداق روشنى است براى ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ﴾ و اگر مىبينيم در بعضى از روايات، تصريح شده به اينكه منظور خصوص امامان (ع) است در حقيقت اشاره به مرحله كامل علم قرآن مىباشد كه در اختيار آنها است و هيچ مانعى ندارد كه علما و دانشمندان بلكه تودههاى فهميده مردم بهرهاى از اين علوم قرآن داشته باشند»[۲].
«برخی از آیات قرآن تصریح دارد که علم و آگاهی از قرآن به گروه خاصی عطا شده است: ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾[۳]. این گروه همان کسانی هستند که خداوند اطاعت و پیروی از ایشان را قرین اطاعت خود و پیامبر (ص) خود قرار داد و پلیدیها و انواعِ گوناگون و کوچک و بزرگِ زشتی و رجس را از ایشان دور کرد. از بهترین دلایل انتقال دانش کامل قرآن از طریق رسول خدا (ص) به امام علی (ع) میتوان به مصحف امام علی (ع) اشاره کرد. نخست باید دانست که در زمان حیاتحضرت رسول (ص) و پس از آن، تدوین قرآن که با نام مصحف صورت میگرفت، نسبتاً رواج داشت؛ به گونهای که نام ۲۳ صحابی در این باره ثبت شده است [۴]. در روایات، از قرآنی به نام مصحف علی (ع) یاد شده که علاوه بر ترتیبی خاص، شامل توضیحاتی درباره آیات قرآن نیز بوده است که به ویژگیهای آن اشاره میکنیم. خصوصیات مصحف علی (ع) را بهاختصار میتوان به دو گروه تقسیم کرد»[۵].
«برخی از آیات قرآن تصریح دارند که علم و آگاهی از قرآن به گروه خاصی عطا شده است: ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾ این گروه افراد خاصی که آیه به آنها اشاره دارد. همان کسانی هستند که خداوند اطاعت و پیروی از ایشان را قرین اطاعت خود و پیامبرش قرار داده و پلیدیها و انواع گوناگون و کوچک و بزرگ زشتی و رجس را از ایشان دور نموده است. گونههای تبیین ارتباط اهل بیت (ع) با قرآن را میتوان در موارد ذیل دستهبندی نمود:
روایاتی که قرآن را نیازمند به تفسیر میداند؛ توسط انسانی دانا که از تمامی آیات آن آگاه باشد. این دسته از روایات ضمن تبیین این نیاز، ائمه (ع) را آگاهان و عالمان به قرآن معرفی مینمایند و جدایی میان قرآن و امام را نفی میکنند[۶].
برخی دیگر از روایات، با اشاره به آیاتی از قرآن که بر آگاهی عدهای خاص به حقایق قرآن و تأویل آن دلالت میکنند و البته در آنها نامی از ایشان برده نشده مصداق اکمل و اتم این روایات را اهل بیت (ع) معرفی مینمایند و حتی در مواردی مصادیق این روایات را منحصر در اهل بیت (ع) میدانند. در این روایات ائمه با استناد به آیات مذکور، اهل بیتپیامبر (ع) را آگاه از علم قرآن معرفی کرده و مردم را مأمور به پرسش و سؤال از ایشان نمودهاند. در یکی از این روایات محمد بن یحیی از عبدالرحمان نقل میکند که امام باقر (ع) فرمود:"إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ انْتَهَى إِلَى آيٍ فِي الْقُرْآنِ ثُمَّ جَمَعَ أَصَابِعَهُ ثُمَّ قَالَ ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾ "[۷]. ایشان، سرچشمه علم الهی خود را قرآن و آشنایی با معارف و آیات الهی میدانند؛ امری که خداوند آنها را از آن بهرهمند نموده است. ائمه (ع) علت نیاز به مفسر و هادی به قرآن را وجود محکم و متشابه[۸]. و ناسخ و منسوخ در قرآن و لزوم آگاهی از زمان و مکان و شأن نزول آیات[۹]. بیان کردهاند و مردم را تشویق به پرسش از خودشان نمودهاند[۱۰]. به همین جهت روایات مسلمانان را از تفسیر به رأی به شدت پرهیز دادهاند. از روایات میتوان استفاده نمود که ائمه (ع) علم تفسیر قرآن را از دیگران نفی ننمودهاند؛ اما برای علم و آگاهی خود از تفسیر قرآن دو ویژگی را بر شمردهاند:
عمومیت و جامعیت آگاهی ایشان در برابر آگاهی برخی از بعضی از آیات یعنی نسبت به آگاهی ناقص دیگران.
متقن بودن تفسیر خود در برابر آگاهی ناصحیح و فهم نادرست و یا تفسیر ظنّی از قرآن[۱۱]. بر این ادعا چند دلیل میتوان اقامه کرد:
روایاتی هستند که اهل بیت (ع) و قرآن را عدل هم و جداناشدنی از یکدیگر میداند[۱۲]. حدیث ثقلین[۱۳]. بهترین و متقنترین سند این دسته از روایات است.
در برخی روایات، خود ائمه (ع) علم و آگاهی خویش از قرآن را الهی و به واسطه پیامبر (ص) معرفی میکنند؛ مانند این روایت: "سَلُونِي عَنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَوَ اللَّهِ مَا نَزَلَتْ آيَةٌ مِنْهُ فِي لَيْلٍ أَوْ نَهَارٍ وَ لَا مَسِيرٍ وَ لَا مَقَامٍ إِلَّا وَ قَدْ أَقْرَأَنِيهَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا "[۱۴].
همانطور که قرآن کریم خود، از وجود تأویل برای آیاتش خبر میدهد، روایات نیز این حقیقت را بازگو میکنند؛ در روایات از این مسأله بیشتر به "بطن" یا "بطون" یاد شده است [۱۵]. البته در روایات اهل سنت بیشتر با تعابیری چون "سبعه احرف" و "تأویل کتاب" بیان شده است [۱۶]»[۱۷].
حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد حسین مختاری مازندرانی در کتاب «امامت و رهبری» در اینباره گفته است:
«بنا به قول بسیاری از مفسران و محدثان منظور از ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾امامانمعصوم (ع) میباشند. و این دلیل روشنی است بر اینکه ائمه اطهار (ع) دارای علوم غیبی بوده و این از عنایات خاصه الهی است و هرگز دیگران از این نعمت الهی برخوردار نخواهند بود»[۱۸].
حجت الاسلام و المسلمین باقری در پایاننامه کارشناسیارشد خود با عنوان «بررسی علم اولیای الهی» در اینباره گفته است:
«﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾[۱۹]ابی بصیر میگوید: امام باقر (ع) این آیه را خواند و اشاره به سینه خودش نمود و فرمود: ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ ماییم. امام صادق (ع) نیز در تفسیر آیه فرمود: آنها [ائمه]] (ع) هستند. در روایتی امام به ابو بصیر فرمود: مقصود از آیات بینات، همین الفاظ قرآن نیست که در میان دو جلد قرآن ضبط است و بسیاری از مردم آن را حفظ میکنند، بلکه حقایق علمی قرآن و اسرار آن است و این علم منحصر به ما ائمه (ع) است»[۲۰].
حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید حبیب بخاراییزاده در پایاننامه دکتری خود با عنوان «علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت» در اینباره گفته است:
«در روایات فراوانی ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ به ائمه (ع) اختصاص داده شده است. باب یازدهم از جزء چهارم کتاب بصائرالدرجات، حاوی هجده روایت در همین زمینه است. در تفسیر برهان نیز در ذیل این آیه شریفه، هجده روایت ذکر شده که چند روایت اضافه بر روایات کتاب بصائر هم در آنها به چشم میخورد. روایت زیر یکی از آنها است:برید بن معاویه میگوید: از امام باقر (ع) در مورد این آیه ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾ سؤال نمودم. فرمود: ما را قصد کرده است[۲۱]. کیفیت استدلال آن است که علاوه بر عمومیت علم که از اطلاقِ ﴿الْعِلْمَ﴾ که شامل تمامی علوم، به هر آنچه قابلیت تعلق علم را دارد، استفاده میشود، فعلیتِ علم را هم میتوان از ظاهر آیه شریفه استفاده نمود؛ چه اینکه وقتی گفته میشود به فلانی، مثلا مدرک دکتری داده شد، متفاهم عرفی، آن است که الان او دارای آن مدرک است. نه اینکه هنوز داده نشده و مشروط به شروطى است که بعدا تحقق مییابد. و به تعبیر اصولی، عناوین، ظهور در فعلیت دارند»[۲۲].
«﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ نام برده شده عالمیاست که از تعلیمات غیبی بهرهمند است و به آن علم لدنی و الهی گفته میشود و مأخوذ از مردم عادی نباشد؛ زیرا عالم که از تعلیمات غیبی بهرهمند است هرگز علم او زایل نمیشود و ارتباط با سروشهای غیبی دارد و از الهامات درونی و غیبی بهرهمند است و چنانچه در جامعه بشر عالم و حجت الهی نباشد هرگز حق از باطل امتیاز نخواهد داشت؛ زیرا افراد عادی از عالم و دانشمندان هرگز نمیتوانند حقایق مرموز و معارف الهی و درباره آیات قرآنی بصیرت کامل داشته باشند[۲۳]. وی در جای دیگر میگوید: صفت ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ بیان سنخ علم موهوبی است که از تعلیمات غیبی و وابسته به الهامات است که از شئون وجودی علمی و شهودی عالم است و این به معنای استضائه از نور الهی است و از شئون نفوس قدسیه و طاهره است که حق تعالی آنان را از رجس و رذالت خلقی و جهالت تطهیر فرموده است هر یک قوه ربانی و نور بصیرت فطری موهوبی خدا داده است و یا گویی نور الهی و جوهر قدسی و انسان ربانی و ملک عقلی است[۲۴]. در مقابل قولی به انحصار، برخی با تکیه بر قاعده جری، ضمن رد انحصار آیه، صدور روایات ناظر به آیه را از باب تطبیق بر مصداق اکمل دانسته اند. علامه طباطبایی پس از اشاره به روایت کلینی از امام صادق (ع) که مراد از ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ را در این آیه ائمه (ع) دانسته، مینویسد: این معنا در الکافی و در بصائر الدرجات به چند طریق روایت شده است و منظور در همه آنها، تطبیق کلی بر فرد بارز آن است؛ به دلیل اینکه در روایت بعدی خواهید دید که آیه را منحصر در ائمه ندانستهاند[۲۵]. بنا بر تصریح علامه طباطبایی، روایت استناد شده ایشان روایتی است منقول از بصائر الدرجات که محمد بن حسن صفار به سند خود از برید بن معاویه و او هم از امام باقر (ع) روایت کرده است: من از آن جناب معنای آیه ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ﴾ را پرسیدم. فرمود: شمایید آن کسانی که علم داده شده اند. شما نباشید چه کسی ممکن است باشد؟[۲۶].
در تفسیری دیگر از تفاسیر معاصر آمده است: در روایات زیادی که از طرف اهل بیتالگو:هم عالی وارد شده این آیه به ائمهاهل بیت (ع) تفسیر شده است و این نه به معنای انحصار است بلکه بیان مصداق روشنی است برای ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ و اگر میبینیم در بعضی از روایات، تصریح شده به اینکه منظور خصوص امامان است در حقیقت اشاره به مرحله کامل علم قرآن میباشد که در اختیار آنهاست و هیچ مانعی ندارد که علما و دانشمندان بلکه تودههای فهمید؛ مردم بهرهای از این علوم قرآن داشته باشند[۲۷]. در جای دیگر از این تفسیر آمده است: به تعبیر روشنتر یکی از طرق شناخت اصالت یک مکتب بررسی حال مؤمنان به آن مکتب است؛ اگر گروهی نادان یا شیاد، دور کسی را گرفتند به نظر میرسد که او نیز از همین قماش باشد. اما اگر کسانی که اسرار علوم در سینههای آنها نهفته است اعلام وفاداری به مکتبی کردند دلیل بر حقانیت آن است و ما میبینیم گروهی از علمای اهل کتاب و شخصیت های باتقوای ممتازی همچون ابوذرها و سلمانها، مقدادها و عمار یاسرها و شخصیت والایی همچون علی ای حامیان و عاشقان این مکتب بودند. همانگونه که ملاحظه میشود این تفسیر نیز در عین اذعان به اینکه در بسیاری از روایات اهل بیت بالا این آیه به ائمهاهل بیت (ع) تفسیر شده است، تفسیر ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ به ائمه (ع) را نه به معنای انحصار، بلکه بیان مصداق روشنی برای ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ دانسته است. شیخ طبرسی در تفسیر جوامع الجامع آورده است: آنها پیامبران، ائمه (ع) و دانشمندانی اند که قرآن را حفظ میکنند و در سینههای خود نگه میدارند و معنای آن در دلهاشان نقش میبندد و این دو از خصوصیات قرآن است که هم آیاتش اعجاز روشن است و هم در سینهها محفوظ است به گونهای که حاملان آن را تلاوت میکنند بر خلاف سایر کتابهای آسمانی که نه معجزه بودند و نه خوانده میشدند مگر از روی نوشتهها[۲۸].
در تفسیر منهج الصادقین آمده است: یعنی مؤمنان اهل کتاب یا پیغمبر و سایر علمای است که آن را یاد میگیرند تا هیچ کس تحریف نتواند کرد و معانی آن را در دل خود راسخ میسازند[۲۹].
برخی نیز گفتهاند: ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ اختصاصی به اهل بیت (ع) رسالت ندارد؛ چرا که مقصود از علم همان علمیاست که وسیلهای برای دست یافتن به بینات کتاب است و بینات کتاب هم درجاتی دارد که شامل عبارات و اشارات و لطایف و حقایق میشود و گاهی عبارت که همان معنای مطابقی و ظاهری و ساده است در دستیابی به نشانه های روشن قرآن کفایت میکند[۳۰].
آقای دکتر محمد اسدی گرمارودی در کتاب «علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان» در اینباره گفته است:
«میدانیم که ﴿بَلْ﴾ در جایی میآید که تقدیری در میان باشد. مثل این که در جواب این سؤال که: فلان شخص چگونه فردی است؟ بگوییم: مردم میگویند آدم بدی است، بلکه این طور نیست و آدم خوبی است. کلمه ﴿بَلْ﴾ تقدیر قبلی که او آدم بدی است را نفی میکند و در ادامه، مطلب بعدی را تثبیت مینماید. این مطلب در تفسیر المیزان به همینگونه بیان شده است و توجه به معنای کلمه ﴿بَلْ﴾ در ادبیات عرب، همین مطلب را توضیح میدهد. با توجه به مطلب فوق، ﴿بَلْ﴾ در ابتدای آیه مورد نظر میفهماند که "ریب مبطلون"، شک در خدایی بودن قرآن را موجب میشود و خداوند میفرماید: نه چنین نیست، این کتاب الهی و وحی آسمانی است؛ اگر آنها میگفتند تو خود نوشتی و خود گفتی، بلکه چنین نیست. این آیات، روشنگر حقایق است که از طرف خداست. اما نکته ظریف بعدی این است که میافزاید: ﴿فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾؛ پس حقایق قرآنی که "تِبْيَانُ كُلِ شَيْءٍ" است در سینه افرادی معیّن است که خداوند علم قرآن را به آنها داده است. اگر منظور از قرآن همین نوشتهها بود که وجود کتبی قرآن است، آن بین الدفتین است، نه ﴿فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾. قرآنی که در اوراق کاغذی و یا الواح دیگر نگاشته شده و بین الدفتین قرار گرفته است، وجود کتبی قرآن است؛ چه بسا افرادی که این قرآن را در جیب خود همراه دارند، ولی حتّی جزیی از حقایق علمی آن را هم در سینه نداشته باشند؛ امّا حقیقت قرآن که علوم و مفاهیم اصلی آن است، در سینه کسانی است که خداوند این علم را به آنها اعطا فرموده است. امیر المؤمنین (ع) نیز بارها به همین مطلب اشاره داشتند و به صور گوناگون توجه مخاطبان را به این حقیقت جلب نمودهاند. چون در بحث روایات نیستیم بدان نمیپردازیم و تنها به یک نمونه اشاره میکنیم که در منابع شیعه و سنی آمده است؛ آن حضرت فرمودند: "اَنَا القُرآنُ النّاطِق"[۳۲]؛ در واقعه جنگ صفین، وقتی معاویه قرآن بر نیزه میکند، آن حضرت همین مطلب را بیان میدارند یعنی اینها وجود کتبی قرآن است و من وجود حقیقی قرآن هستم. حقیقت قرآن معانی و عمق محتوای آن است که در سینههای افرادی معیّن قرار دارد. قرآن کتبی حامل آن معانی است و به همین دلیل چه بسا افرادی که حامل قرآن کتبی هستند ولی از معانی آن بیبهرهاند. البته باید در نظر داشت که سخن بالا بدین معنی نیست که هیچ کس نمیتواند قرآن را بفهمد و فهم قرآن منحصر به امامان (ع) است. خیر، این سخن اخباریون است که در کتب اصولی علمای شیعه نقد شده و ادلّه محکم در جواب آن ارائه شده است. سخن این است که آگاهی بر همه حقایق قرآنی که "تِبْيَانُ كُلِ شَيْءٍ" و ﴿وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ﴾ است، ازآنِ برگزیدگان الهی است که مصداق آیه شریفه ﴿وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ هستند و دیگران به اندازه لیاقت و طهارت خود از فهم قرآن برخوردار میشوند»[۳۳].
آقای دکتر محمد زمان رستمی (استادیار دانشگاه قم) و خانم طاهره آلبویه (پژوهشگر جامعة الزهراء) در کتاب «علم امام» در اینباره گفتهاند:
«ابی بصیر میگوید: امام باقر (ع) این آیه را خواند و اشاره به سینه خودش نمود و فرمود: ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ ﴾ ماییم. امام صادق (ع) نیز در تفسیر آیه فرمود: آنها ائمه (ع) هستند. در روایتی امام (ع) به ابو بصیر فرمود: مقصود از آیات بینات، همین الفاظ قرآن نیست که در میان دو جلد قرآن ضبط است و بسیاری از مردم آن را حفظ میکنند، بلکه حقایق علمی قرآن و اسرار آن است و این علم منحصر به ما ائمه است[۳۴]»[۳۵].
↑علاوه بر منابع شیعه که بسیار است، در کتاب: فی خُطی علیٍّ از نصری سلهب، ص ۳۶۰ و ینابیع المودة از قندوزی باب چهاردهم ، ص ۶۹ آمده است؛ این کتابها هر دو از منابع اهل سنت میباشند.