گزینش

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

صلاحیت‌های علمی در گزینش

دانش تخصصی

از صفات و شروط مهم زمامداری در هر مرتبه‌ای داشتن دانش تخصصی آن مرتبه است. بر اساس دانش مدیریت در یک تقسیم‌بندی مهارت‌های کلی مدیر و توانایی‌های علمی لازم را می‌توان به بخش‌های عمده زیر تقسیم کرد:

  1. مهارت‌های انسانی: به معنای شناخت کامل کارکنان و آشنایی با فنون و شیوه‌های مؤثر کار با آنان است؛ مهم‌ترین مطلب در مبحث علم اداره انسان، استعداد نفوذ در دیگران و رهبری صحیح انسان‌هاست تا آنها بتوانند توانایی‌های خود را به کار گیرند. مدیر برای اینکه از کوشش کارکنان نتایج مطلوب به دست آورد، لازم است روش‌های صحیح و مؤثر سرپرستی را بیاموزد.
  2. مهارت‌های فنی: به معنای آگاهی از روش‌های اداری یا اصول فنی اجرایی در سازمان است؛ مدیر باید از وسایل و تجهیزات موجود در سازمان و روش‌های به‌کارگیری و تعمیر آنها حداقل آگاهی‌های لازم را داشته باشد. اگر مدیر بزرگ‌ترین متخصص و کاردان حرفه موجود در سازمان نباشد افراد از وی پیروی نخواهند کرد یا با بی‌میلی و از روی اجبار همکاری می‌کنند.
  3. مهارت‌های نظری: به معنای آگاهی کافی از حوادث و مسائل بین‌المللی، شرایط کلی جامعه، امکانات و توانایی‌های آن، دانش‌ها و پیشرفت‌های علمی جهان، مسائل و شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه، اهداف کلی سازمان و جامعه و شناخت پیچیدگی‌های سازمان و انسان است.

علاوه بر آنچه گفته شد، مهارت‌ها و توانایی‌های علمی دیگری را نیز به مهارت‌های کلی مدیر اضافه کرده‌اند که زیرمجموعه‌های مهارت‌های کلی بالا می‌باشند؛ مانند مهارت طراحی، مهارت تشخیص، مهارت تجزیه و تحلیل، مهارت رایانه‌ای، مهارت تصمیم‌گیری، مهارت برقراری روابط خوب انسانی، مهارت هدف‌گذاری، مهارت خود مدیری[۱].

توانایی‌های علمی مدیر از یک سو به او امکان می‌دهد تا از عهده مسؤولیت خویش به خوبی برآید و از سوی دیگر میزان حرف شنوی و اطاعت کارکنان را بالا می‌برد؛ چراکه انسان‌ها معمولا در مقابل کسانی که از دانش و مهارت بالاتری برخوردارند حرف شنوی و اطاعت‌پذیری بهتری دارند[۲].

آشنایی با مبانی اعتقادی

مهم‌ترین هدف برای مدیر اجرای احکام الهی است لازم است در هر سطحی مدیر با مبانی دینی و فقهی مورد نیاز در آن سطح آشنایی کافی داشته باشد وگرنه کسی که خود با احکام اسلام آشنایی ندارد چگونه می‌تواند مجری آنها در سازمان و جامعه اسلامی باشد.

ممکن است تصور شود که در یک سازمان تخصصی از قبیل کارخانه و امثال آن چه نیازی برای آشنایی مدیر با مبانی دینی وجود دارد. در پاسخ باید گفت:

  1. اولاً در یک سازمان تخصصی تنها کار مدیر انجام فعالیت تخصصی سازمان نیست بلکه ارتباط با کارکنان ارباب رجوع و نظایر آن اموری هستند که انجام درست آنها نیاز به آشنایی با مبانی اسلامی دارد.
  2. ثانیاً در هر سازمان مدیر الگوی کارکنان آن سازمان است و آشنایی وی با مبانی اعتقادی می‌تواند الگوی مناسبی برای سایر کارکنان باشد.

همان‌طور که گفته شد هرچه سطح مدیریت در جامعه اسلامی کلان‌تر باشد نیاز به آشنایی بیشتر با معارف اسلامی است تا حدی که برای رهبری جامعه اسلامی باید آشناترین فرد را به مبانی اعتقادی برگزید: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ‏ بِأَمْرِ اللَّهِ فِيهِ»[۳]؛ «ای مردم سزاوارترین مردمان به خلافت قوی‌ترین آنان بدان و داناترینشان به دستورات خداوند است»[۴].

صلاحیت‌های اجرایی در گزینش

کاردانی و توانمندی

اداره یک سازمان گرچه در مرحله اول نیاز به دانش‌های تخصصی و دینی دارد، اما هر دانایی، توانایی به‌کارگیری دانش خویش را ندارد به همین دلیل مدیر علاوه بر دانش مورد نیاز باید توانمندی لازم را در انجام امور داشته باشند.

کاردانی و کارآمدی مدیر، طیف متنوعی از توانمندی‌ها را طلب می‌کند. توانمندی‌های مربوط به مدیریت مانند توانایی برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری اثرگذار، انجام برنامه‌ریزی‌های لازم و قدرت کنترل مجموعه و ایجاد انگیزش لازم در نیروهای تحت امر، همچنین مدیر لازم است در حوزه تخصصی خویش نیز دارای مهارت‌های فنی و تجربه کافی باشد.

علی(ع) یکی از شرایط لازم خلافت را توانمندی بر اجرای امور می‌داند: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ‏ بِأَمْرِ اللَّهِ فِيهِ»[۵]؛ ای مردم! همانا سزاوارترین مردم به این امر (خلافت - مدیریت) کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر، و در آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد[۶].

تجربه کاری

یکی از معیارهایی که علی(ع) برای گزینش مدیران بر آن تأکید می‌ورزد، داشتن تجربه کاری است: «... وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَيَاءِ»[۷]؛ «از ایشان کسانی را که دارای تجربه و با حیا باشند برگزین...». تجربه کاری یکی از مهم‌ترین عناصر موفقیت در امور است: «قَالَ عَلِيٌّ(ع): مِنَ التَّوْفِيقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ»[۸]؛ «نگهداری تجربه یکی از راه‌های موفقیت است». «مَنْ كَثُرَتْ تَجْرِبَتُهُ قَلَّتْ غِرَّتُهُ»[۹]؛ هرکه تجربه‌اش بسیار باشد فریب خوردن او اندک است.

هر کاری ظرافت‌ها و چالش‌های خاصی دارد که در عمل خود را نشان می‌دهد. مدیرانی که در حوزه کاری خود از تجربه کافی برخوردارند با این مشکلات آشنایی دارند و از این‌رو تصمیمات آنها از قوت و پختگی بیشتری برخوردار است. مدیران باتجربه ذخیره گرانقدری برای جامعه محسوب می‌شوند یک جامعه هزینه‌های فراوانی برای مدیران پرداخت کرده است؛ چراکه آنها در طی دوران مدیریت خود با سعی و خطا توانسته‌اند با مشکلات و چالش‌های حوزه مدیریت خود، آشنا شوند و اگر قرار باشد از توانایی‌های آنها استفاده لازم به عمل نیاید هر بار جامعه همه این هزینه‌ها را باید دوباره پرداخت کند و همه چیز را از ابتدا آغاز کند. بدیهی است که چنین جامعه‌ای هرگز رشد نخواهد کرد؛ چراکه رشد و توسعه در گرو تراکم تجربیات و افزایش بهره‌وری مدیران به وقوع می‌پیوندد و با به کار‌گیری مدیران بی‌تجربه این هم‌افزایی اتفاق نخواهد افتاد[۱۰].

شجاعت و پایمردی

یکی از ویژگی‌های عمده کارگزاران حضرت امیر(ع) شجاعت آنهاست. امام کسانی را به عنوان کارگزار خود انتخاب می‌کرد که در برابر دشمنان شجاع بوده و ترس و اضطراب به خود راه ندهند. عدالت علی و برنامه اصلاحات سیاسی و اقتصادی حضرت که لازمه حکومت اسلامی است سبب شده بود تا دشمنان فراوانی کمر به نابودی آن ببندند. به همین دلیل لازم بود کارگزارانی انتخاب شوند که در برابر فشارها و تهدیدهای دشمنان تسلیم نگردند و شجاعت لازم برای مقابله با دشمنان نظام اسلامی را داشته باشند.

نگاهی گذرا به کارگزاران حضرت امیر(ع) نشان می‌دهد که آنها از شجاع‌ترین مردمان روزگار خود بوده‌اند. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «الشَّجَاعَةُ زَيْنٌ»[۱۱]؛ «شجاعت، زینت است» و باز هم آن حضرت می‌فرمایند: «الشَّجَاعَةُ عِزٌّ حَاضِرٌ»[۱۲]؛ «شجاعت، عزت حاضر است». در جای دیگر امیرالمؤمنین در توصیف ارزش‌های اخلاقی «مالک اشتر» با توجه به انتصاب او به عنوان فرماندار مردم «مصر» چنین می‌فرمایند: «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ وَجَّهْتُ إِلَيْكُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا يَنْكُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدُّ عَلَى الْكُفَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّارِ»[۱۳]؛ «اما بعد، یکی از بندگان خداوند را به سوی شما فرستادم که به هنگام خوف (مردم از جنگ) خواب به چشم راه نمی‌دهد، در ساعات ترس و وحشت از دشمن هراس نخواهد داشت و نسبت به بدکاران از شعله آتش سوزنده‌تر است»[۱۴].

جوان‌گرایی

جوانی بهار زندگی است و جوانان امید آینده‌اند در جوانی نیروهای جسمانی و عقلانی قوی است و به هنگام پیری نیروها و توانایی‌ها از دست می‌رود. استفاده از نیروی جوانی و جوانان شایسته فرصتی مغتنم برای یک مدیر است؛ چراکه جوان در صورتی که شایستگی‌های لازم را داشته باشد بسیار پرتلاش‌تر از یک مدیر پا به سن گذاشته، عمل می‌کند. بنابراین کمی سن جوانان نباید سبب شود تا از شایستگی‌های آنان استفاده لازم به عمل نیاید.

رسول خدا(ص) در انتخاب افراد و سپردن مسؤولیت به آنان رعایت اهلیت و شایستگی افراد را می‌کرد و نه چنان که مرسوم و معمول بوده است رعایت خویشاوندی یا بزرگی سن یا قدرت مالی را؛ و همین امر موجب اعتراض‌هایی به آن حضرت از جانب کسانی می‌شد که هنوز پایبند به سنت‌های پیشین بودند چنان‌که به فرماندهی اسامه بن زید جوان بر سپاهی که بزرگان مهاجر و انصار در آن بودند اعتراض کردند، همان‌گونه به فرماندهی پدرش زید بن حارثه به عنوان یکی از سه فرمانده سریه موته اعتراض کرده بودند. آنان در حرکت سپاه اسامه کارشکنی کردند و بهانه آوردند که چرا رسول خدا(ص) جوان نورسی را بر بزرگان مهاجر و انصار فرمانده ساخته است؟ و همراه وی نرفتند. پیامبر اکرم(ص) از این نافرمانی به خشم آمد و در حال بیماری آهنگ مسجد کرد و به منبر رفت و پس از حمد خدا و ثنای الهی فرمود: «مردم فرماندهی اسامه را بپذیرید و سپاه را حرکت دهید که به جان خودم سوگند اگر درباره فرماندهی او سخن می‌گویید، پیش از این درباره فرمانده پدرش هم سخن‌ها گفتید ولی او شایسته فرماندهی است چنان‌که پدرش نیز درخور آن بود. آن حضرت در سپردن همه ی امور تنها شایستگی‌های افراد را ملاحظه می‌کرد و خلاف رسم و رسوم زمانۀ خویش جوانان شایسته را در مناصب و مسؤولیت‌های مهم قرار می‌داد»[۱۵].

انتخاب علی(ع) در بسیاری از جنگ‌ها به عنوان فرمانده با وجودی که کمتر از سی سال داشتند نشان دهنده جوانگرایی و بها دادن رسول اکرم(ص) به جوانان شایسته است.

علی(ع) نیز در موارد متعددی از جوانان شایسته برای مدیریت امور بهره جست. یکی از این جوانان محمد بن ابی‌بکر است که حضرت وی را به کارگزاری مصر انتخاب کرد. محمد یکی از جوانان انقلابی بود که در مکتب علی(ع) تربیت شده بود. وی نقش مهمی در قیام مردم علیه عثمان داشت وی در جنگ جمل نیز همراه حضرت بود. علی(ع) عهدنامه مفصلی را برای او نوشته‌اند و در ابتدای آن از محمد بن ابی‌بکر به خاطر توجهش به اموری که برایش لازم است و چیزی که اسباب اصلاح مسلمانان است اظهار شگفتی می‌کنند[۱۶].

صلاحیت‌های اخلاقی در گزینش

تقوا و دینداری

تقوا عبارت از فرمان‌برداری از اوامر حق تعالی و اجتناب از نواهی اوست؛ تقوا دارای ظاهری است که همانا تقوای جوارح و اعضای بدن است که با انجام طاعات ظاهری و خودداری از معاصی آشکار، تحقق می‌یابد. تقوای باطنی نیز همانا تقوای دل‌هاست و با خالی کردن دل از خصلت‌های زشت و آراستن آن به اخلاق پسندیده پدید می‌آید[۱۷].

همچنان که گفتیم در جامعه اسلامی شایسته‌ترین افراد در مسند مدیریت قرار می‌گیرند و در احادیث از بکارگیری افرادی که شایسته‌تر از آنها نیز در جامعه وجود دارد، نهی شده است. از سوی دیگر قرآن کریم «شایسته‌ترین» را «باتقواترین» می‌داند: ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ[۱۸]؛ انسان باتقوا در پرتو نور الهی راه را از چاه می‌شناسد و مجموعه تحت امر خویش را در مسیر مستقیم هدایت و رستگاری حرکت می‌دهد.

گاه وضعیت چندان پیچیده امور مشتبه می‌شود که تصمیم‌گیری درست و انتخاب راه‌حل بسیار مشکل می‌شود اینجاست که نور تقوی به کمک مدیر می‌شتابد و راه درست را به اونشان می‌دهد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ[۱۹].[۲۰]

امانتداری

از آنجا که در اندیشه سیاسی امام علی(ع) حکومت یک امانت است؛ لذا هر کس در هر جایگاه و مرتبه مدیریتی امانتدار محسوب می‌شود و باید از اموال بیت‌المال، نوامیس، شرف و کیان مردم پاسداری کند. از آنجا که حکومت بالاترین امانت است، خیانت در آن هم بالاترین خیانت است؛ چراکه خیانت به همه مسلمین محسوب می‌شود: «وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ، وَ رَتَعَ فِي الْخِيَانَةِ، وَ لَمْ يُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِينَهُ عَنْهَا، فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْيَ فِي الدُّنْيَا، وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَى، وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ، وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ»[۲۱]؛ «کسی که امانت [[[حکومت]] و مسؤولیت[را خوار شمارد، و دست به خیانت آلاید، و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد درهای خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است، و در آخرت خوارتر و رسواتر خواهد بود. و بزرگ‌ترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب، تقلب نسبت به پیشوایان مسلمان».

به دلیل اهمیت امانتداری، علی(ع) نیز کسانی را به کارگزاری خود منصوب می‌نمود که به امانتداری آنها راضی بود: «ارْضَيَا بِقِسْمِ اللَّهِ لَكُمَا حَتَّى أَرَى رَأْيِي وَ اعْلَمَا أَنِّي لَا أُشْرِكُ فِي أَمَانَتِي إِلَّا مَنْ أَرْضَى بِدِينِهِ وَ أَمَانَتِهِ مِنْ أَصْحَابِي»[۲۲]؛ «شما دو نفر به آن‌چه قسمت الهی است، راضی باشید تا من نظر خود را اعلام کنم؛ اما بدانید که من در امانتم (حکومت) کسی را شریک قرار نمی‌دهم، مگر افرادی از اصحابم که از دین و امانتداری آنان مطمئن و راضی باشم»[۲۳].

خیرخواهی

از آنچه امام در اوصاف والیان خویش نگاشته است و یا به کارگزاران خود توصیه نموده است روشن می‌شود که یکی دیگر از صلاحیت‌های لازم برای کارگزاری «نصیحت» و «خیرخواهی» است. کارگزار نظام اسلامی مردم را همچون فرزندان خویش دوست می‌دارد و به آنها عشق می‌ورزد. ازاین‌رو خیرخواهانه هرآنچه به مصلحت مردم باشد و منافع آنها را تأمین کند در اولویت کاری خویش قرار می‌دهد و هرگز آنچه را مردم از آن متضرر می‌شوند و منافع آنها را بر باد می‌دهد بر آنان تحمیل نمی‌کند.

امام(ع) به مالک توصیه می‌کنند: «از سپاهیانت آن کس را به فرماندهی بگمار که در نزد تو خیرخواه‌ترین افراد برای خدا و رسول او و امام و پیشوای تو و پاکدامن‌ترین و بردبارترین آنها باشد. از افرادی که دیر به خشم آیند و زود عذر و پوزش پذیرند و بر ناتوانان رحمت نموده و نسبت به قوی دستان سرسختی نمایند و آن کس که درشتی و خشونت او را برنینگیزاند و ناتوانی، وی را بر جای ننشاند (و از سعی بازندارد)»[۲۴].[۲۵]

صلاحیت‌های سیاسی در گزینش

بینش سیاسی

پیش از آنکه به ضرورت بینش سیاسی برای کارگزاری نظام اسلامی بپردازیم بهتر است با مفهوم سیاست آشنا شویم. واژه «سیاست» معادل کلمۀ «Politic» و ریشه لاتین آن «polis» است که به معنای شهر و شهروندی و قانون اساسی یا ساختار حقوقی آمده است[۲۶]. در متون و منابع دینی، واژه سیاست واژه‌ای عربی و از ریشه «ساس یسوس» گرفته شده است. در لغت، به معنای حکومت، ریاست امر و نهی سزا و تنبیه، پرورش و پروراندن و پرداختن به امور مردم بر طبق مصالحشان آمده است[۲۷]. در متون و منابع دینی، واژه سیاست مکرراً به کار رفته است. از جمله اوصافی که در ادعیه و زیارات برای ائمه اطهار(ع) وارد شده، «سَاسَةُ الْعِبَادِ»[۲۸] است. ازاین‌رو، تدبیر امر جامعه و اعمال سیاست، از خصایص رهبران الهی است که به واسطه آن، انسان‌ها در مسیر خلقت تربیت می‌شوند.

بر حسب روایات اسلامی، سیاست و حکومت، شعبه‌ای از امامت است و یکی از ویژگی‌های امام، آگاهی به سیاست می‌باشد: «وَ الْإِمَامُ... مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَةِ عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ»[۲۹]؛ «امام حامل و برپا دارندهٔ رهبری جامعه و آگاه به سیاست است»[۳۰].

سوابق مبارزاتی

یکی از ملاک‌های امام علی(ع) برای گزینش کارگزاران حسن سابقه سیاسی است. امام از مالک می‌خواهند کسانی را برگزینند که دارای سوابق مبارزاتی بوده و پیش‌قدم در اسلام باشند. کارگزارانی که از اصالت خانوادگی برخوردار بوده و در خانواده‌های پاکدامن و نیکو پرورش یافته باشند: «ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً، وَ لَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَ أَثَرَةً فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَ الْخِيَانَةِ وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَيَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ الْقَدَمِ فِي الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّهُمْ أَكْرَمُ أَخْلَاقاً وَ أَصَحُّ أَعْرَاضاً وَ أَقَلُّ فِي الْمَطَامِعِ إِشْرَافاً وَ أَبْلَغُ فِي عَوَاقِبِ الْأُمُورِ نَظَراً»[۳۱]؛ «سپس بنگر در امور کارگزارانت، پس آنان را با امتحان و آزمایش، به کار بگمار و به خاطر دوستی و بدون مشورت، به آنها امارت مده؛ زیرا این دو از شعبه‌های جور و خیانت هستند. (چون به آن فرد و جامعه ستم و خیانت می‌شود) و برای کارگزاری، افراد باتجربه و باحیا را از خانواده‌های صالح و کسانی که سابقه خدمت به اسلام دارند، طلب کن زیرا اخلاق آنان گرامی‌تر است و آبروشان محفوظ‌تر و طمعشان کمتر و عاقبت‌نگری‌شان فزون‌تر می‌باشد»[۳۲].

اصالت خانوادگی

یکی از معیارهای حسن سابقه در مدیریت علوی اصالت خانوادگی است، از کسانی که در خانواده‌های اصیل و شایسته پرورش یافته‌اند انتظار می‌رود تا خود نیز امین و متدین باشند؛ چراکه یکی از عوامل مؤثر در شخصیت فرد محیط خانوادگی وی محسوب شده و از راه وراثت و آموزش خصوصیات خانوادگی به فرزند منتقل می‌شود. معمولاً در چنین خانواده‌هایی در تربیت فرزندان و آداب‌آموزی به آنها اهتمام وافری صورت می‌پذیرد. از سوی دیگر کسانی که در خانواده‌های اصیل به دنیا آمده‌اند تلاش می‌کنند تا با درستکاری خویش اصالت خانوادگی خویش را حفظ نمایند و در صورت خطا و اشتباه نیز بزرگان قوم آنها را متوجه اعمال ناپسندشان خواهند ساخت؛ چراکه در خانواده‌های اصیل همواره کسانی هستند که بر دیگران دارای نفوذ بوده و در صورت مشاهده انحراف به اعضاء خانواده تذکرات لازم را خواهند داد.

آن‌چنان که می‌دانیم یکی از عوامل اخلاق ناشایست مدیران عقده‌های حقارت و کمبودهای روانی و عاطفی است که این نقطه ضعف در خانواده‌های اصیل کمتر دیده می‌شود[۳۳].

پرهیز از انتخاب وابستگان به رژیم طاغوت

آن حضرت پس از به دست گرفتن قدرت، تقریبا تمامی استانداران، فرمانداران و کارگزاران عالی‌رتبه خلفای گذشته را از کار برکنار کرد که بسیاری از این عزل‌ها، موجب تضعیف قدرت علی(ع)، تقویت دشمنان و به خطر افتادن حکومت آن حضرت گردید. علاوه بر آگاهی خود امام نسبت به این امر اطرافیان نیز این نکته را به وی یاد آوری می‌کردند و برخی بر این عقیده بودند که حداقل پس از تثبیت حکومت، حضرت اقدام به عزل حکام نالایق کند ولی علی(ع) حاضر نشد حتی یک لحظه برخلاف اصل لیاقت و شایستگی عدالت گام بردارد پس از آن نیز حضرت به استانداران و کارگزاران خود دستور می‌داد که در دستگاه حکومتی خود این اصل را رعایت کنند[۳۴].

منابع

پانویس

  1. علی‌آبادی، علیرضا، مدیران جامعه اسلامی، مؤسسه فرهنگی نشر رامین، تهران، ۱۳۷۷، ص۳۳-۳۴.
  2. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۴۷-۱۵۵.
  3. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۳.
  4. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۵۵.
  5. نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات جلوه کمال، قم، ۱۳۸۷، چاپ دوم، خطبه ۱۷۳.
  6. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۵۹.
  7. نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
  8. نهج‌البلاغه، حکمت ۲۱۱.
  9. آمدی، غررالحکم و دررالکلم، حدیث ۸۰۳۸.
  10. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۶۳.
  11. آمدی، غررالحکم و دررالکلم، حدیث ۹۴.
  12. آمدی، غررالحکم و دررالکلم، حدیث ۵۷۲.
  13. ثقفی، الغارات، ج۱، ص۲۶۶.
  14. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۶۵-۱۷۲.
  15. واقدی، مغازی، ج۳، ص۱۱۱۸.
  16. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۷۲.
  17. ملامحسن فیض کاشانی، منهاج النجات، ترجمه رضا رجب‌زاده، پیام آزادی، تهران، ۱۳۶۴، ص۱۵.
  18. «بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.
  19. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد» سوره حدید، آیه ۲۸.
  20. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۷۴.
  21. نهج‌البلاغه، نامه ۲۶.
  22. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۳۱.
  23. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۷۹.
  24. نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
  25. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۸۱.
  26. آندرو وینسئت، نظریه‌های دولت، ترجمه حسین بشیریه، نشر نی، تهران،]بی‌تا[، ص۳۰.
  27. لغتنامه دهخدا.
  28. در زیارت جامعه آمده است: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ... وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ» در برخی احادیث آمده است: «نَحْنُ سَاسَةُ الْعِبَادِ» امام صادق(ع) در معرفی اهل‌بیت(ع) می‌فرماید: «وَ نَحْنُ أَخْيَارُ الدَّهْرِ وَ نَوَامِيسُ الْعَصْرِ وَ نَحْنُ سَادَةُ الْعِبَادِ وَ سَاسَةُ الْبِلَادِ» (بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۷؛ ج۹۷، ص۳۴۲).
  29. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۲۰۲.
  30. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۸۲-۱۹۱.
  31. مجلسی، بحارالانوار، ج۳۳، ص۶۰۵؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
  32. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۹۱.
  33. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۹۶.
  34. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۱۹۷.