آیه وزارت: تفاوت میان نسخهها
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | ||
| خط ۸: | خط ۷: | ||
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار | {{جعبه اطلاعات آیات نامدار | ||
| نام آیه = آیه سقایة الحاج | | نام آیه = آیه سقایة الحاج | ||
| نام تصویر = | | نام تصویر = آیه 29 سوره طه.jpg | ||
| توضیح تصویر = | | توضیح تصویر = | ||
| متن آیه = | | متن آیه = | ||
| معنی آیه = «و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار» | | معنی آیه = «و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار» | ||
| شماره آیه = ۲۹ | | شماره آیه = ۲۹ | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۰: | ||
| نتایج آیه = | | نتایج آیه = | ||
}} | }} | ||
'''[[آیه وزارت]]'''، از جمله [[آیات]] [[اثبات]] [[وزارت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} است. بر اساس این [[آیه]] [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[خدای تعالی]] [[مقامات]] و اموری را برای برادرش، [[هارون]] درخواست کرد که از جمله آنها [[مقام وزارت]] و شراکت در امر بود. [[خداوند]] نیز در پاسخ [[پیامبر]] خود فرمود: {{متن قرآن| قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى}}؛ «فرمود: ای موسی! خواستهات برآورده شد». در [[احادیث]] متعددی که در متون معتبر [[شیعه]] و اهل سنت آمده، تصریح شده است که رسول خدا{{صل}} با اشاره به درخواست حضرت موسی{{ع}}، همان اموری را که ایشان برای برادرش هارون خواسته بود، همه را از [[خداوند متعال]] برای برادرش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درخواست کرد و خداوند نیز دعای رسولش را [[اجابت]] و آنچه را درخواست کرده بود به امیرالمؤمنین عطا فرمود. از جمله آن امور [[مقام وزارت]] و شراکت در امر [[رهبری]] [[امت]] یا همان [[خلافت]] و [[امامت]] بود. از این جهت این [[آیه]] با استناد به [[احادیث]] ذیل آن، بر [[وزارت]] و خلافت [[امیرالمومنین]]{{ع}} دلالت دارد. | |||
== | == متن آیه == | ||
{{متن قرآن| قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}<ref>«پروردگارا، به من شرح صدر بده... برای من وزیری از اهل بیتم قرار بده [یعنی] هارون برادرم را، پشت مرا به او محکم کن و او را در کار من شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۵-۳۲.</ref>. | |||
== [[احادیث]] مرتبط با آیه == | == [[احادیث]] مرتبط با آیه == | ||
چنانچه گذشت، | چنانچه گذشت، محدثان و [[مفسران]] بزرگ [[فریقین]] [[احادیث]] صحیحی را در [[تفسیر]] این [[آیات]] نقل کردهاند که در اینجا به ذکر دو نمونه از آنها از منابع شیعه و [[اهل سنت]] اکتفا میکنیم. | ||
=== روایت اول === | === روایت اول === | ||
[[ابن عباس]] گوید: «روزی [[رسول خدا]]{{صل}}، دست [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و دست مرا گرفت. در آن موقع ما در [[مکه]] بودیم. پیامبر{{صل}} چهار رکعت نماز گزارد. سپس دو دستش را به سمت [[آسمان]] بالا برد و فرمود: «پروردگارا همانا پیامبرت [[موسی بن عمران]]{{ع}} از تو خواهش کرد و گفت: {{متن قرآن|رب اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي...}} و من محمد نیز که دیگر پیامبرت هستم، از تو میخواهم که شرح صدری به من عطا کنی و کارم را برایم آسان گردانی و گره از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند؛ برایم وزیری از خاندانم قرار دهی، علی، برادرم را، پشتیبان من قرار دهی و او را در کارهایم [[شریک]] گردانی. ابن عباس میگوید: بلافاصله ندایی شنیدم که میگفت: ای احمد آنچه خواسته بودی برآورده شد»<ref>{{متن حدیث|عن ابن عباس، قَالَ: أَخَذَ رَسُولُ الله{{صل}} يَدِي وَ يَدَ اميرالمؤمنين على بن أبيطالب{{ع}} فَعَلا بِنَا عَلَى ثَبِير ثُمَّ صَلَّى رَكَعَاتِ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاء فَقَالَ: اللَّهُمَّ اِنَّ موسى بن عمران{{ع}} سالك و أنا مُحَمَّد نَبِيُكَ؛ أَسْأَلُكَ أَنْ تَشْرَحَ لِى صَدْرِي وَتُيَسِرَ لِي أَمْرِى و تَحلُل عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي لِيَفقْهَوا قَوْلِي وَ اجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِی عَلَى بن أبىطالب أخي اشدُد به ازرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۹، ص۲۹۰ و ج۳۶، ص۱۲۶.</ref>. | |||
=== روایت دوم === | === روایت دوم === | ||
ابن عساکر در [[تاریخ مدینة دمشق]]، مینویسد: ابوالقاسم | ابن عساکر در [[تاریخ مدینة دمشق]]، مینویسد: ابوالقاسم هبة اللّه بن عبداللّه، به سند خود از [[اسماء بنت عمیس]] نقل میکند که گفت: «[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «میگویم چنان که برادرم [[موسی]] گفت: پروردگارا، به من [[شرح صدر]] بده و کارم را برای من آسان ساز و برای من وزیری از [[اهل]] بیتم قرار ده، برادرم علی را و پشتم را به او محکم ساز» - تا آخر [[آیات]]»<ref>{{عربی|أبوالقاسم هبة اللّه بن عبداللّه، أنا أبوبکر الخطیب، أنا أبوبکر محمّد بن عمر النرسی، أنا محمّد بن عبداللّه بن إبراهیم الشافعی، أنا أحمد بن الحسین أبوالحسن، أنا أحمد بن عبدالملک الأودی، أنا أحمد بن المفضّل، أنا جعفر الأحمر، عن عمران بن سلیمان، عن حصین التغلبی، عن أسماء بنت عمیس، قالت: قال رسول اللّه{{صل}}: «أقول کما قال أخی موسی: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} إلی آخر الآیات}}. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۵۲.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲-۳-۲۰۲.</ref> | ||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
=== وزارت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | === وزارت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | ||
متکلمان امامیه با استناد به این [[آیه]] و [[روایات]] صادره در [[تفسیر]] آن، وزرات [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را ثابت کردهاند به عنوان نمونه علامۀ حلّی در کتاب [[منهاج الکرامه]] خود، ضمن بیان ادلّۀ [[قرآنی]] [[امامت]] و خلافت بلافصل [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، به عنوان [[برهان]] سی و هفتم به [[آیه]] {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} استناد کرده و مینویسد: از طریق [[ابونعیم]] از [[ابن عباس]] نقل شده است که گفت: [[پیامبر]]{{صل}}[[ دست]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} و دست مرا گرفت در حالی که ما در [[مکه]] بودیم و چهار رکعت [[نماز]] خواندیم. سپس دستش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و عرضه داشت: «بار الها، همانا [[موسی بن عمران]] از تو درخواست کرد و من محمّد پیامبرت از تو میخواهم که به من [[شرح صدر]] عطا کنی و عقده از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند و برای من وزیری از [[اهل]] بیتم قرار دهی، یعنی علی بن ابی طالب برادرم را و پشتم را به او محکمسازی و او را در امر من [[شریک]] گردانی. در این هنگام ابن عباس میگوید: شنیدم منادی ندا میکند: ای احمد، به تحقیق آنچه را خواسته بودی به تو عطا کردم. و این در این باب [[نص]] است»<ref>{{عربی|البرهان السابع والثلاثون قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}}. من طریق أبی نعیم عن ابن عباس، قال: أخذ النبی{{صل}} بید علیّ بن أبیطالب و بیدی و نحن بمکة؛ وصلّی أربع رکعات. ثمّ رفع یده إلی السماء، فقال: {{متن حدیث|اَللَّهُمَّ إِنَّ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ سَأَلَکَ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِیُّکَ أَسْأَلُکَ أَنْ تَشْرَحَ لِی صَدْرِی وَ تُیَسِّرَ لِی أَمْرِی وَ تَحْلُلَ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی لِیَفْقَهُوا قَوْلِی}} {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} {{متن حدیث|عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَخِی}} {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}. قال ابن عباس: فسمعت منادیاً: یا أحمد قد أوتیت ما سألت. وهذا نصّ فی الباب}} منهاج الکرامة، ص۱۴۴.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۰۳ ـ ۲۰۴.</ref> | |||
=== [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | === [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | ||
هر چند واژه [[وزارت]]، یکی از واژههای همسو و نزدیک به واژه [[خلافت]] و [[امامت]] است و کسی که به [[مقام وزارت]] دیگری [[منصوب]] میشود در [[حقیقت]] شانی از شئون [[خلافت]] یا [[جانشینی]] و [[امامت]] پس از او بوده و به عبارت دیگری [[رهبری]] [[امت]] را به عهده دارد، اما از عبارت {{متن قرآن|وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}} نیز میتوان امامت و | هر چند واژه [[وزارت]]، یکی از واژههای همسو و نزدیک به واژه [[خلافت]] و [[امامت]] است و کسی که به [[مقام وزارت]] دیگری [[منصوب]] میشود در [[حقیقت]] شانی از شئون [[خلافت]] یا [[جانشینی]] و [[امامت]] پس از او بوده و به عبارت دیگری [[رهبری]] [[امت]] را به عهده دارد، اما از عبارت {{متن قرآن|وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}} نیز میتوان امامت و خلافت هارون نسبت به [[موسی]]{{ع}} را به [[اثبات]] رساند.؛ چراکه موسی{{ع}} در این [[دعا]] از [[خدای متعال]] درخواست میکند که برادرش [[هارون]] را در امر رهبری امت و [[هدایت]] آنها با وی [[شریک]] گرداند. اثبات این [[مقام]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با عنایت به دعای [[رسول خدا]]{{صل}} که در [[روایات]] ناظر به آیه وزارت آمده، بسیار روشنتر خواهد بود چه اینکه درخواست شراکت در امر رسول خدا{{صل}} با عنایت به آنکه پس از آن [[حضرت پیامبر]] دیگری نخواهد بود و ایشان خاتم الانبیا هستند، در شراکت در رهبری امت که مهمترین [[وظیفه]] آن حضرت است، خلاصه میگردد و احتمال دیگری در آن داده نمیشود از این رو میتوان گفت: که آن حضرت، خلافت و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} را از خدای متعال درخواست نموده و خدای متعال نیز همانگونه که به موسی{{ع}} پاسخ مثبت داد به آن حضرت نیز همان پاسخ را داده است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. | ||
=== دلالت بر [[انتصابی]] بودن [[مقام وزارت]] و [[امامت]] === | === دلالت بر [[انتصابی]] بودن [[مقام وزارت]] و [[امامت]] === | ||
از تامل در [[نص]] [[آیه]] و [[روایات]] ذیل ان به روشنی میتوان دریافت که [[حضرت موسی]]{{ع}} [[مقام وزارت]] و شراکت در امر [[رهبری]] [[امت]] برای [[هارون]] را از [[خدای متعال]] درخواست نمود.[[ شاهد]] بر این سخن، [[افعال]] [[امر]] "اِجعل" و "اَشرِکه" است که در این خصوص تصریح دارند. این نشان میدهد که این دو [[مقام]] همچون [[مقام نبوت]]، از | از تامل در [[نص]] [[آیه]] و [[روایات]] ذیل ان به روشنی میتوان دریافت که [[حضرت موسی]]{{ع}} [[مقام وزارت]] و شراکت در امر [[رهبری]] [[امت]] برای [[هارون]] را از [[خدای متعال]] درخواست نمود.[[ شاهد]] بر این سخن، [[افعال]] [[امر]] "اِجعل" و "اَشرِکه" است که در این خصوص تصریح دارند. این نشان میدهد که این دو [[مقام]] همچون [[مقام نبوت]]، از اختیارات خاص خدای متعال بوده و حتی [[انتخاب]] [[وزیر]] یا [[خلیفه]] و [[امام]] به خود [[نبی]] نیز واگذار نشده است. از این رو باید گفت [[وزارت]] برای نبی و [[خلافت]] یا [[امامت]] پس از او امر [[انتصابی]] و به جعل الهی است. همینگونه است مسأله وزارت و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} نسبت به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چنانچه از روایات آن قابل [[اثبات]] است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. | ||
== | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:Jawahir-kalam-6.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶''']] | |||
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۱۲
| آیه سقایة الحاج | |
|---|---|
| ترجمه آیه | |
| مشخصات آیه | |
| بخشی از | آیهٔ ۲۹ سورهٔ طه قرآن کریم |
| محتوای آیه | |
| شأن نزول آیه | امیرالمؤمنین (ع) |
| مصادیق برای آیه | امیرالمؤمنین (ع) |
| دلالت آیه |
|
آیه وزارت، از جمله آیات اثبات وزارت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) بعد از رسول خدا(ص) است. بر اساس این آیه حضرت موسی(ع) از خدای تعالی مقامات و اموری را برای برادرش، هارون درخواست کرد که از جمله آنها مقام وزارت و شراکت در امر بود. خداوند نیز در پاسخ پیامبر خود فرمود: ﴿ قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى﴾؛ «فرمود: ای موسی! خواستهات برآورده شد». در احادیث متعددی که در متون معتبر شیعه و اهل سنت آمده، تصریح شده است که رسول خدا(ص) با اشاره به درخواست حضرت موسی(ع)، همان اموری را که ایشان برای برادرش هارون خواسته بود، همه را از خداوند متعال برای برادرش امیرالمؤمنین(ع) درخواست کرد و خداوند نیز دعای رسولش را اجابت و آنچه را درخواست کرده بود به امیرالمؤمنین عطا فرمود. از جمله آن امور مقام وزارت و شراکت در امر رهبری امت یا همان خلافت و امامت بود. از این جهت این آیه با استناد به احادیث ذیل آن، بر وزارت و خلافت امیرالمومنین(ع) دلالت دارد.
متن آیه
﴿ قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي﴾[۱].
احادیث مرتبط با آیه
چنانچه گذشت، محدثان و مفسران بزرگ فریقین احادیث صحیحی را در تفسیر این آیات نقل کردهاند که در اینجا به ذکر دو نمونه از آنها از منابع شیعه و اهل سنت اکتفا میکنیم.
روایت اول
ابن عباس گوید: «روزی رسول خدا(ص)، دست علی بن ابیطالب(ع) و دست مرا گرفت. در آن موقع ما در مکه بودیم. پیامبر(ص) چهار رکعت نماز گزارد. سپس دو دستش را به سمت آسمان بالا برد و فرمود: «پروردگارا همانا پیامبرت موسی بن عمران(ع) از تو خواهش کرد و گفت: ﴿رب اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي...﴾ و من محمد نیز که دیگر پیامبرت هستم، از تو میخواهم که شرح صدری به من عطا کنی و کارم را برایم آسان گردانی و گره از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند؛ برایم وزیری از خاندانم قرار دهی، علی، برادرم را، پشتیبان من قرار دهی و او را در کارهایم شریک گردانی. ابن عباس میگوید: بلافاصله ندایی شنیدم که میگفت: ای احمد آنچه خواسته بودی برآورده شد»[۲].
روایت دوم
ابن عساکر در تاریخ مدینة دمشق، مینویسد: ابوالقاسم هبة اللّه بن عبداللّه، به سند خود از اسماء بنت عمیس نقل میکند که گفت: «رسول خدا(ص) فرمود: «میگویم چنان که برادرم موسی گفت: پروردگارا، به من شرح صدر بده و کارم را برای من آسان ساز و برای من وزیری از اهل بیتم قرار ده، برادرم علی را و پشتم را به او محکم ساز» - تا آخر آیات»[۳].[۴]
دلالت آیه
وزارت امیرالمؤمنین(ع)
متکلمان امامیه با استناد به این آیه و روایات صادره در تفسیر آن، وزرات امیرالمؤمنین(ع) برای پیامبر اکرم(ص) را ثابت کردهاند به عنوان نمونه علامۀ حلّی در کتاب منهاج الکرامه خود، ضمن بیان ادلّۀ قرآنی امامت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع)، به عنوان برهان سی و هفتم به آیه ﴿وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي﴾ استناد کرده و مینویسد: از طریق ابونعیم از ابن عباس نقل شده است که گفت: پیامبر(ص)دست علی بن ابی طالب(ع) و دست مرا گرفت در حالی که ما در مکه بودیم و چهار رکعت نماز خواندیم. سپس دستش را به سوی آسمان بلند کرد و عرضه داشت: «بار الها، همانا موسی بن عمران از تو درخواست کرد و من محمّد پیامبرت از تو میخواهم که به من شرح صدر عطا کنی و عقده از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند و برای من وزیری از اهل بیتم قرار دهی، یعنی علی بن ابی طالب برادرم را و پشتم را به او محکمسازی و او را در امر من شریک گردانی. در این هنگام ابن عباس میگوید: شنیدم منادی ندا میکند: ای احمد، به تحقیق آنچه را خواسته بودی به تو عطا کردم. و این در این باب نص است»[۵].[۶]
امامت امیرالمؤمنین(ع)
هر چند واژه وزارت، یکی از واژههای همسو و نزدیک به واژه خلافت و امامت است و کسی که به مقام وزارت دیگری منصوب میشود در حقیقت شانی از شئون خلافت یا جانشینی و امامت پس از او بوده و به عبارت دیگری رهبری امت را به عهده دارد، اما از عبارت ﴿وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي﴾ نیز میتوان امامت و خلافت هارون نسبت به موسی(ع) را به اثبات رساند.؛ چراکه موسی(ع) در این دعا از خدای متعال درخواست میکند که برادرش هارون را در امر رهبری امت و هدایت آنها با وی شریک گرداند. اثبات این مقام برای امیرالمؤمنین(ع) با عنایت به دعای رسول خدا(ص) که در روایات ناظر به آیه وزارت آمده، بسیار روشنتر خواهد بود چه اینکه درخواست شراکت در امر رسول خدا(ص) با عنایت به آنکه پس از آن حضرت پیامبر دیگری نخواهد بود و ایشان خاتم الانبیا هستند، در شراکت در رهبری امت که مهمترین وظیفه آن حضرت است، خلاصه میگردد و احتمال دیگری در آن داده نمیشود از این رو میتوان گفت: که آن حضرت، خلافت و امامت امیرالمؤمنین(ع) را از خدای متعال درخواست نموده و خدای متعال نیز همانگونه که به موسی(ع) پاسخ مثبت داد به آن حضرت نیز همان پاسخ را داده است[۷].
دلالت بر انتصابی بودن مقام وزارت و امامت
از تامل در نص آیه و روایات ذیل ان به روشنی میتوان دریافت که حضرت موسی(ع) مقام وزارت و شراکت در امر رهبری امت برای هارون را از خدای متعال درخواست نمود.شاهد بر این سخن، افعال امر "اِجعل" و "اَشرِکه" است که در این خصوص تصریح دارند. این نشان میدهد که این دو مقام همچون مقام نبوت، از اختیارات خاص خدای متعال بوده و حتی انتخاب وزیر یا خلیفه و امام به خود نبی نیز واگذار نشده است. از این رو باید گفت وزارت برای نبی و خلافت یا امامت پس از او امر انتصابی و به جعل الهی است. همینگونه است مسأله وزارت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) نسبت به پیامبر اکرم(ص) چنانچه از روایات آن قابل اثبات است[۸].
منابع
حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶
مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
پانویس
- ↑ «پروردگارا، به من شرح صدر بده... برای من وزیری از اهل بیتم قرار بده [یعنی] هارون برادرم را، پشت مرا به او محکم کن و او را در کار من شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۵-۳۲.
- ↑ «عن ابن عباس، قَالَ: أَخَذَ رَسُولُ الله(ص) يَدِي وَ يَدَ اميرالمؤمنين على بن أبيطالب(ع) فَعَلا بِنَا عَلَى ثَبِير ثُمَّ صَلَّى رَكَعَاتِ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاء فَقَالَ: اللَّهُمَّ اِنَّ موسى بن عمران(ع) سالك و أنا مُحَمَّد نَبِيُكَ؛ أَسْأَلُكَ أَنْ تَشْرَحَ لِى صَدْرِي وَتُيَسِرَ لِي أَمْرِى و تَحلُل عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي لِيَفقْهَوا قَوْلِي وَ اجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِی عَلَى بن أبىطالب أخي اشدُد به ازرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي»؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۹، ص۲۹۰ و ج۳۶، ص۱۲۶.
- ↑ أبوالقاسم هبة اللّه بن عبداللّه، أنا أبوبکر الخطیب، أنا أبوبکر محمّد بن عمر النرسی، أنا محمّد بن عبداللّه بن إبراهیم الشافعی، أنا أحمد بن الحسین أبوالحسن، أنا أحمد بن عبدالملک الأودی، أنا أحمد بن المفضّل، أنا جعفر الأحمر، عن عمران بن سلیمان، عن حصین التغلبی، عن أسماء بنت عمیس، قالت: قال رسول اللّه(ص): «أقول کما قال أخی موسی: ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي﴾ إلی آخر الآیات. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۵۲.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۲-۳-۲۰۲.
- ↑ البرهان السابع والثلاثون قوله تعالی: ﴿وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي﴾. من طریق أبی نعیم عن ابن عباس، قال: أخذ النبی(ص) بید علیّ بن أبیطالب و بیدی و نحن بمکة؛ وصلّی أربع رکعات. ثمّ رفع یده إلی السماء، فقال: «اَللَّهُمَّ إِنَّ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ سَأَلَکَ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِیُّکَ أَسْأَلُکَ أَنْ تَشْرَحَ لِی صَدْرِی وَ تُیَسِّرَ لِی أَمْرِی وَ تَحْلُلَ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی لِیَفْقَهُوا قَوْلِی» ﴿وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي﴾ «عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَخِی» ﴿اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي﴾. قال ابن عباس: فسمعت منادیاً: یا أحمد قد أوتیت ما سألت. وهذا نصّ فی الباب منهاج الکرامة، ص۱۴۴.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۲۰۳ ـ ۲۰۴.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.